جستجو در مطالب و اشخاص
<b>آیت‌ا...</b><b> العظمی سید روح‌ا... مصطفوی موسوی خمینی</b>، مشهور به امام خمینی(ره) در 30 شهریور سال 1281 ه.ش (20 جمادی‌الثانی سال 1320 ه.ق)، مصادف با میلاد حضرت زهرا سلام‌ا... علیها، در شهرستان "__خمین__" از توابع استان "مرکزی" به دنیا آمد.

آیت‌ا... العظمی سید روح‌ا... مصطفوی موسوی خمینی، مشهور به امام خمینی(ره) در 30 شهریور سال 1281 ه.ش (20 جمادی‌الثانی سال 1320 ه.ق)، مصادف با میلاد حضرت زهرا سلام‌ا... علیها، در شهرستان "خمین" از توابع استان "مرکزی" به دنیا آمد.


سید روح‌ا... در دوران کودکی و نوجوانی به تحصیل معارف و علوم مقدماتی در زادگاهش پرداخت و ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول را نزد استادانی چون "محمود افتخارالعلماء"، "رضا نجفی خمینی"، "علی‏ محمد بروجردی"، "محمد گلپایگانی"، "عباس اراکی" و "سید مرتضی پسندیده" فراگرفت.<br>سال 1298، آقا روح‌ا... به مدرسه سپهدار در شهر اراک رفت و در بهار سال 1301، جهت تکمیل تحصیلات خود به حوزه علمیه قم عزیمت کرد و از محضر اساتید بنامی چون "سید محمد تقی خوانساری"، "عبدالکریم حائری یزدی" و "محمد علی شاه ‏آبادی" بهره برد. <br>به گزارش پایگاه پرسن گرام سید روح‌ا... در سن 25 سالگی سطوح عالیه حوزه را به پایان رسانید و پس از آن با شرکت در درس آیت‌ا... حائری به درجه اجتهاد نائل آمد. ایشان همچنین با تدریس علوم فقه، اصول، فلسفه، عرفان، اخلاق اسلامی و مبانی نظری حکومت اسلامی در حوزه‌های علمیه شهرهای قم و نجف جلسات درسی را دایر نمود.

سید روح‌ا... در دوران کودکی و نوجوانی به تحصیل معارف و علوم مقدماتی در زادگاهش پرداخت و ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول را نزد استادانی چون "محمود افتخارالعلماء"، "رضا نجفی خمینی"، "علی‏ محمد بروجردی"، "محمد گلپایگانی"، "عباس اراکی" و "سید مرتضی پسندیده" فراگرفت.
سال 1298، آقا روح‌ا... به مدرسه سپهدار در شهر اراک رفت و در بهار سال 1301، جهت تکمیل تحصیلات خود به حوزه علمیه قم عزیمت کرد و از محضر اساتید بنامی چون "سید محمد تقی خوانساری"، "عبدالکریم حائری یزدی" و "محمد علی شاه ‏آبادی" بهره برد.
به گزارش پایگاه پرسن گرام سید روح‌ا... در سن 25 سالگی سطوح عالیه حوزه را به پایان رسانید و پس از آن با شرکت در درس آیت‌ا... حائری به درجه اجتهاد نائل آمد. ایشان همچنین با تدریس علوم فقه، اصول، فلسفه، عرفان، اخلاق اسلامی و مبانی نظری حکومت اسلامی در حوزه‌های علمیه شهرهای قم و نجف جلسات درسی را دایر نمود.


سید روح‌ا... فرزند ‏‏"سید مصطفی موسوی" و "هاجر آغا خانم احمدی" بود که در کنار 3 خواهر به نام‌های "مولود آغا"، "فاطمه" و "آغا زاده خانم"‏‎ و 2 برادر دیگر به نام‌های "سید مرتضی" و "سید نورالدین" بزرگ شد.&lt;/br&gt;سید مصطفی موسوی ملقب به "‏‏فخرالمجتهدین" در 29 بهمن سال 1241 ه.ش به دنیا آمد. وی به عنوان مجتهد زعامت و رهبری مردم منطقه ‎‏"خمین" را برعهده گرفت و ضمن هدایت مذهبی مردم، با ظلم و ستم‏‎ ‎‏خوانین محلی در آن منطقه، به مبارزه پرداخت.‏‎ پدر امام(ره) توسط "جعفر قلی خان" و‏‎" ‎‏میرزا قلی سلطان" در میانه راه خمین و ‎‏اراک در سال 1281 ه.ش، به‏‎ ‎‏شهادت رسید.‏‎ پیکر وی به شهر "نجف" منتقل و به خاک سپرده شد. &lt;/br&gt;سید احمد (جد سید روح‌ا...) ‎‏معروف به "سید هندی" در بین سال‌های 1240 تا 1250 ه.ق از کشمیر‏‎ ‎‏راهی سفر عتبات عالیات شد و از آنجا به دعوت "یوسف خان فرفهانی"(از اعیان توابع خمین) به شهر خمین ایران رفت. او عالم شهر خمین شد و در مدت 30 سال، به تمام آبادی‌های خمین رسیدگی کرد و به جاهلان علم و به عالمان عمل آموخت. وی در اواخر سال 1286 ه.ق (1247 ه.ش)، درگذشت و پیکرش به شهر کربلا منتقل و به خاک سپرده شد.&lt;/br&gt;جدّ اعلای امام خمینی(ره)، "دین علی شاه" ‏در کشمیر هندوستان زندگی‏‎ ‎‏می کرد و از علمای شیعی مذهب آن منطقه بود؛ وی نهایتاً در آنجا به شهادت رسید. (کلمه "شاه" پس از نام وی به معنی سید بود.)&lt;/br&gt;سیزدهمین جد سید روح‌ا... "سید حیدر موسوی صفوی اردبیلی کردی" از طرف پدر و مادر هر 2 سید حسینی بود، وی در سال 766 ه.ق از طرف عارف "میر سید علی همدانی" جهت تبلیغ دین از کشور ایران عازم منطقه کشمیر شد.&lt;/br&gt;"میرزا احمد مجتهد" (جد مادری سید روح‌ا...) منتسب به خاندان خوانساری‌ها بود.&lt;/br&gt;سید مرتضی پسندیده برادر سید روح‌ا... معلم و مؤلف بود و دیگر برادر وی، نورالدین هندی به شغل وکالت پرداخت.

سید روح‌ا... فرزند ‏‏"سید مصطفی موسوی" و "هاجر آغا خانم احمدی" بود که در کنار 3 خواهر به نام‌های "مولود آغا"، "فاطمه" و "آغا زاده خانم"‏‎ و 2 برادر دیگر به نام‌های "سید مرتضی" و "سید نورالدین" بزرگ شد.</br>سید مصطفی موسوی ملقب به "‏‏فخرالمجتهدین" در 29 بهمن سال 1241 ه.ش به دنیا آمد. وی به عنوان مجتهد زعامت و رهبری مردم منطقه ‎‏"خمین" را برعهده گرفت و ضمن هدایت مذهبی مردم، با ظلم و ستم‏‎ ‎‏خوانین محلی در آن منطقه، به مبارزه پرداخت.‏‎ پدر امام(ره) توسط "جعفر قلی خان" و‏‎" ‎‏میرزا قلی سلطان" در میانه راه خمین و ‎‏اراک در سال 1281 ه.ش، به‏‎ ‎‏شهادت رسید.‏‎ پیکر وی به شهر "نجف" منتقل و به خاک سپرده شد. </br>سید احمد (جد سید روح‌ا...) ‎‏معروف به "سید هندی" در بین سال‌های 1240 تا 1250 ه.ق از کشمیر‏‎ ‎‏راهی سفر عتبات عالیات شد و از آنجا به دعوت "یوسف خان فرفهانی"(از اعیان توابع خمین) به شهر خمین ایران رفت. او عالم شهر خمین شد و در مدت 30 سال، به تمام آبادی‌های خمین رسیدگی کرد و به جاهلان علم و به عالمان عمل آموخت. وی در اواخر سال 1286 ه.ق (1247 ه.ش)، درگذشت و پیکرش به شهر کربلا منتقل و به خاک سپرده شد.</br>جدّ اعلای امام خمینی(ره)، "دین علی شاه" ‏در کشمیر هندوستان زندگی‏‎ ‎‏می کرد و از علمای شیعی مذهب آن منطقه بود؛ وی نهایتاً در آنجا به شهادت رسید. (کلمه "شاه" پس از نام وی به معنی سید بود.)</br>سیزدهمین جد سید روح‌ا... "سید حیدر موسوی صفوی اردبیلی کردی" از طرف پدر و مادر هر 2 سید حسینی بود، وی در سال 766 ه.ق از طرف عارف "میر سید علی همدانی" جهت تبلیغ دین از کشور ایران عازم منطقه کشمیر شد.</br>"میرزا احمد مجتهد" (جد مادری سید روح‌ا...) منتسب به خاندان خوانساری‌ها بود.</br>سید مرتضی پسندیده برادر سید روح‌ا... معلم و مؤلف بود و دیگر برادر وی، نورالدین هندی به شغل وکالت پرداخت.


سال 1308، آیت‌ا... خمینی با "خدیجه ثقفی تهرانی" (ملقب به قدس ایران) ازدواج کرد که حاصل این ازدواج 2 فرزند پسر به نام‌های "سید مصطفی" و "سید احمد" و 3 فرزند دختر به نام‌های "صدیقه"، "فریده" و "زهرا" بود. <br>خدیجه ثقفی فرزند آیت‌ا... "محمد ثقفی تهرانی" (شاگرد آیت‌ا... "حائری یزدی") در سال 1292، در خانواده‌ای فرهیخته به دنیا آمد. وی تحصیلات کلاسیک علوم جدید را در دبیرستان‌های تازه تأسیس گذراند و به شعر، ادبیات فارسی و 2 زبان فرانسه وعربی تسلط داشت. <br>یکم فروردین سال 1388، خدیجه ثقفی درگذشت؛ پیکر وی پس از اقامهٔ نماز میت توسط مقام معظم رهبری در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.<br>سید مصطفی در 21 آذر سال 1309 در شهر قم به دنیا آمد. وی با "معصومه حائری یزدی" ازدواج کرد و در تمامی فعّالیت‌های سیاسی قبل و بعد از تبعید آیت‌ا... خمینی و به ویژه در قیام 15 خرداد سال 1342 نقش داشت؛ وی در سال 1356، به درجه رفیع شهادت نائل آمد.<br>سید احمد در 24 اسفند سال 1324 متولد شد. وی در سال 1348، با "فاطمه سلطانی طباطبایی بروجردی" ازدواج کرد؛ وی نیز همچون برادرش در فعّالیت‌های سیاسی پدر مشارکت داشت. او نهایتاً در 25 اسفند سال 1373، بر اثر عارضه قلبی و تنفسی درگذشت.<br>زهرا مصطفوی با "محمود بروجردی" و صدیقه مصطفوی با "شهاب‌ الدین اشراقی" و فریده مصطفوی نیز با "محمد حسن اعرابی" ازدواج کردند.

سال 1308، آیت‌ا... خمینی با "خدیجه ثقفی تهرانی" (ملقب به قدس ایران) ازدواج کرد که حاصل این ازدواج 2 فرزند پسر به نام‌های "سید مصطفی" و "سید احمد" و 3 فرزند دختر به نام‌های "صدیقه"، "فریده" و "زهرا" بود.
خدیجه ثقفی فرزند آیت‌ا... "محمد ثقفی تهرانی" (شاگرد آیت‌ا... "حائری یزدی") در سال 1292، در خانواده‌ای فرهیخته به دنیا آمد. وی تحصیلات کلاسیک علوم جدید را در دبیرستان‌های تازه تأسیس گذراند و به شعر، ادبیات فارسی و 2 زبان فرانسه وعربی تسلط داشت.
یکم فروردین سال 1388، خدیجه ثقفی درگذشت؛ پیکر وی پس از اقامهٔ نماز میت توسط مقام معظم رهبری در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
سید مصطفی در 21 آذر سال 1309 در شهر قم به دنیا آمد. وی با "معصومه حائری یزدی" ازدواج کرد و در تمامی فعّالیت‌های سیاسی قبل و بعد از تبعید آیت‌ا... خمینی و به ویژه در قیام 15 خرداد سال 1342 نقش داشت؛ وی در سال 1356، به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
سید احمد در 24 اسفند سال 1324 متولد شد. وی در سال 1348، با "فاطمه سلطانی طباطبایی بروجردی" ازدواج کرد؛ وی نیز همچون برادرش در فعّالیت‌های سیاسی پدر مشارکت داشت. او نهایتاً در 25 اسفند سال 1373، بر اثر عارضه قلبی و تنفسی درگذشت.
زهرا مصطفوی با "محمود بروجردی" و صدیقه مصطفوی با "شهاب‌ الدین اشراقی" و فریده مصطفوی نیز با "محمد حسن اعرابی" ازدواج کردند.


سال 1323، آقا سید روح‌ا... به تدوین و انتشار کتاب "کشف الاسرار" با مضمون افشای فجایع سلطنت 20 ساله حکومت پهلوی، دفاع از اسلام و روحانیت، تشکیل حکومت اسلامی و قیام پرداخت. <br>به گزارش پایگاه پرسن‌گرام در اردیبهشت همان سال، ایشان نخستین بیانیه سیاسی خود مبنی بر دعوت علماء و جامعه مسلمین، جهت قیام برای خدا را صادر کرد. عمده‌ فعّالیت‌های سیاسی او شامل مخالفت با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، مخالفت با رفراندوم لوایح شش گانه، مخالفت با لایحه کاپیتولاسیون و... بود.<br>15 خرداد سال 1342، نقطه عطف اعتراضات علنی آیت‌ا... به نحوه حکومت غیر اسلامی پهلوی بود که منجر به دستگیری و زندان وی شد. ایشان برای مدّت 14 سال، در کشورهای ترکیه، عراق و فرانسه در تبعید به سر برد که سرانجام در 12 بهمن سال 1357، به کشور ایران بازگشت.

سال 1323، آقا سید روح‌ا... به تدوین و انتشار کتاب "کشف الاسرار" با مضمون افشای فجایع سلطنت 20 ساله حکومت پهلوی، دفاع از اسلام و روحانیت، تشکیل حکومت اسلامی و قیام پرداخت.
به گزارش پایگاه پرسن‌گرام در اردیبهشت همان سال، ایشان نخستین بیانیه سیاسی خود مبنی بر دعوت علماء و جامعه مسلمین، جهت قیام برای خدا را صادر کرد. عمده‌ فعّالیت‌های سیاسی او شامل مخالفت با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، مخالفت با رفراندوم لوایح شش گانه، مخالفت با لایحه کاپیتولاسیون و... بود.
15 خرداد سال 1342، نقطه عطف اعتراضات علنی آیت‌ا... به نحوه حکومت غیر اسلامی پهلوی بود که منجر به دستگیری و زندان وی شد. ایشان برای مدّت 14 سال، در کشورهای ترکیه، عراق و فرانسه در تبعید به سر برد که سرانجام در 12 بهمن سال 1357، به کشور ایران بازگشت.


22 بهمن سال 1357، نهضت انقلابی مردم به رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسید. پس از تصویب نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن با اکتساب رأی اکثریت مردم، امام(ره) نیز به عنوان رهبر انقلاب اسلامی معرفی و تا سال 1368، راهبری این نظام را برعهده داشت. <br>وقایع مهم دوران رهبری امام خمینی(ره) شامل برگزاری رفراندوم، اشغال لانه جاسوسی، آغاز جنگ تحمیلی "عراق" علیه "ایران"، کودتای نوژه، واقعه طبس و پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیّت بود.

22 بهمن سال 1357، نهضت انقلابی مردم به رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسید. پس از تصویب نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن با اکتساب رأی اکثریت مردم، امام(ره) نیز به عنوان رهبر انقلاب اسلامی معرفی و تا سال 1368، راهبری این نظام را برعهده داشت.
وقایع مهم دوران رهبری امام خمینی(ره) شامل برگزاری رفراندوم، اشغال لانه جاسوسی، آغاز جنگ تحمیلی "عراق" علیه "ایران"، کودتای نوژه، واقعه طبس و پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیّت بود.


سید روح‌ا... مصطفوی خمینی(ره) در اثر سختی‌های دوران مبارزه دچار عارضه‌ قلبی شد و در 3 بهمن سال 1358، به دلیل سکته قلبی از شهر قم به شهر تهران مهاجرت کرد. سال 1365، ایشان مجدداً بر اثر ایست قلبی در بیمارستان قلب جماران بستری و با شوک الکتریکی به هوش آمد.&lt;/br&gt;28 اردیبهشت سال 1368، پزشکان با تأیید بیماری سرطان معده امام(ره)، درمان دارویی را آغاز نمودند که نهایتاً در 13 خرداد همان سال، در مرحله دوّم شیمی درمانی، ایشان بر اثر ایست قلبی در بیمارستان جماران درگذشت. &lt;/br&gt;15 خرداد همان سال، پیکر امام(ره) جهت مراسم وداع مردمی به مصلای تهران منتقل شد.&lt;/br&gt;نهایتاً سید روح‌ا... خمینی(ره) در 16 خرداد سال 1368، پس از اقامه نماز میت توسط "سید محمد رضا گلپایگانی" در نزدیکی بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.&lt;/br&gt;&lt;/br&gt;**ثبت در گینس**&lt;/br&gt;مراسم تشییع پیکر امام(ره) با حضور 10200000 نفر (معادل یک ششم جمعیت ایران در آن زمان) شرکت کننده به عنوان یکی از باشکوه‌ترین استقبال‌ها و گسترده‌ترین تشییع جنازه‌های مردمی در طول تاریخ در سال 2012 م (1390 ه.ش)، در کتاب رکوردهای "گینس" به ثبت رسید. &lt;/br&gt;در این کتاب نام امام خمینی(ره) 2 بار به عنوان رهبری محبوب ثبت شد. این کتاب شامل رکوردهای جهانی، دستاوردهای بشری و رخدادهای طبیعی است که هر ساله نسخه تازه‌ای از آن منتشر می‌شود.&lt;/br&gt;&lt;/br&gt;**بازتاب خبر رحلت و تشییع پیکر امام خمینی(ره) در عرصه بین‌المللی**&lt;/br&gt;رحلت بنیان‌گذار و رهبر انقلاب اسلامی از جمله مهمترین رویدادهای قرن بیستم بود و تمام انسان‌ها و دولت‎های آزاده جهان که با آرمان‌ها و شعارهای والای انقلاب اسلامی ایران و رهبر آن هم‌سویی داشتند نسبت به ارتحال امام خمینی(ره) ابراز همدردی و تأسف کردند. &lt;/br&gt;به گزارش پایگاه پرسن‌گرام واکنش برخی از کشور‌ها و رسانه‌های معتبر جهان در روز 14 خرداد سال 1368 و روزهای پس از رحلت رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران به شرح زیر است:&lt;/br&gt;&lt;/br&gt;روزنامه آمریکایی "آسوشیتدپرس" در 4 ژوئن سال 1989 م (14 خرداد سال 1368 ه.ش) نوشت: «آیت‌ا... خمینی(ره)، امام ایرانیان و دشمن آمریکا درگذشت.»&lt;/br&gt;روزنامه آمریکایی "واشنگتن‌پست" با پوشش خبر ارتحال امام(ره) نوشت: «آیت‌ا... خمینی(ره) شاه ایران را برانداخت و آمریکا را تحقیر کرد.»&lt;/br&gt;روزنامه انگلیسی زبان آمریکایی "هرالد تریبون" درباره شخصیت انقلابی ایشان در گزارشی آورد: «آیت‌ا... خمینی(ره) انقلابی خستگی‌ناپذیری بود که تا آخرین لحظه حیات به آرزوی خود برای پی‌ریزی یک جامعه اسلامی و حکومت اسلامی در ایران وفادار ماند، آیت‌ا... خمینی(ره) در آنچه برای سرزمین و ملّت خود می‌خواست لحظه‌ای درنگ نکرد.»&lt;/br&gt;روزنامه انگلیسی "تایمز" در گزارشی به مناسبت رحلت امام(ره) با اشاره به شخصیت مردمی رهبر کبیر انقلاب و رابطه عاطفی مردم ایران با ایشان نوشت: «آیت‌ا... خمینی(ره) مردی بود که مردم عادی را با کلام جادویی خود مسحور می‌کرد، رهبر ایران به زبان مردم عادی سخن می‌گفت و به طبقات فقیر و محروم اعتماد به نفس می‌بخشید که این احساس آن‌ها را قادر ساخت تا در جریان انقلاب هرکسی که در برابرشان ایستادگی کنند از سر راه بردارند.»&lt;/br&gt;"دیلی‌تلگراف" دیگر روزنامه انگلیسی در گزارشی به حضور میلیونی مردم ایران در مراسم تدفین امام(ره) ‌پرداخت که در بخشی از آن آمده است: «آیت‌ا... خمینی با اتکاء به ارزش‎های اسلامی و پس‌زدن هرگونه نفوذ سیاسی غرب در صحنه سیاست ایران و تأکید بر استقلال کشور ایران به همچنین مقامی دست یافته ‌است. صحنه‌هایی که از هیجان و اندوه و ماتم مردم ایران در مراسم خاکسپاری آیت‌ا... خمینی دیده می‌شود هشداری است به دشمنان ایران که میراث رهبر ایران این توان را دارد که مردم را به راحتی علیه دشمنان این کشور بسیج و متّحد کند.»&lt;/br&gt;روزنامه بریتانیایی "ایندیپندنت" چاپ کرد: «کمتر دیده شده که تغییر مسیر تاریخ به عهده یک مرد، آن ‌هم دست‌ تنها گذاشته شود، این همان کاری بود که آیت‌ا... خمینی(ره) از عهده آن برآمد. او یک نظریه‌پرداز برجسته سیاسی بود که موفق شد اندیشه خود را در مورد یک حکومت اسلامی که به نظر می‌رسید باید در عرض 2 - 3 قرن تحقق یابد به دست خویش و در مدتی کوتاه به ثمر رساند.»&lt;/br&gt;روزنامه انگلیسی "فایننشال تایمز" با اشاره به حضور گسترده مردم ایران در تشییع پیکر بنیان‌گذار انقلاب اسلامی و نحوه سوگواری آن‌ها نوشت: «همه کسانی که پیش‌بینی می‌کردند که با درگذشت آیت‌ا... خمینی(ره) سیاست‌ها و خصوصیات انقلاب اسلامی ایران ناگهان تغییر می‌کند، باید با دیدن صحنه‌های پرهیجان و خروشان از جمعیت میلیونی تشییع‌ کننده پیکر آیت‌ا... خمینی(ره) همه امیدهای خود را بر باد رفته دیده باشند.»&lt;/br&gt;روزنامه ژاپنی "ماینیچی" ضمن پوشش مراسم خاکسپاری پیکر امام خمینی(ره) نوشت: «آیت‌ا... خمینی(ره) نه‌ تنها بنیان‌گذار و رهبر مذهبی انقلاب اسلامی ایران بود بلکه ایشان به عنوان نیروی محرکه تجدید حیات اسلام‌گرایی در جهان به شمار می‌رفت.»&lt;/br&gt;روزنامه لبنانی "الدیار" نوشت: «مردی که ازعظیم‌ترین رجال قرن حاضر محسوب می‌شد چشم از جهان فرو بست. مردی که با ساده‌ترین زندگی دنیا را به لرزه درآورد و انقلابی عظیم در ارکان جهان ایجاد کرد که صدای آن همچنان در اذهان تاریخ باقی خواهد ماند.»&lt;/br&gt;روزنامه سوریه‌ای "الوطن" نیز درباره نقش اصلی امام خمینی(ره) در پیروزی انقلاب اسلامی نوشت: «ایشان با درایت و تدبیر کاروان انقلاب را از طوفان‌های مخوف جهان به سوی نور هدایت کرد. منشور مبارزه او با ظلم و استبداد، ابدی و جاودانه باقی خواهد ماند.»&lt;/br&gt;روزنامه "ملّیت" ترکیه در واکنش به رحلت بنیان‌گذار انقلاب ایران چاپ کرد: «آیت‌ا... خمینی به جهانیان درس‌های زیادی آموخت. او قیام در برابر ظلم و ستم را به ملت‌ها آموخت، درس عزت و شرف و ایستادگی در برابر کفّار را به همه یاد داد به مؤمنان درس مقاومت و پایداری را در برابر دشمنان تا به ‌دندان مسلح اسلام آموخت.»&lt;/br&gt;روزنامه آلمانی "فرانکفورتر روند شاو" نیز نوشت: «به علت ازدحام میلیون‌ها نفر؛ مراسم‏ تدفین آیت‌ا... خمینی(ره) در حدود 5 ساعت به تعویق افتاد.»&lt;/br&gt;روزنامه "تایمز مالی" چاپ لندن با تأکید بر ابطال نظر کارشناسان غربی اذعان داشت: «همه کسانی که انتظار داشتند با فوت آیت‌ا... خمینی سیاست‌های ایران ناگهان تغییر کند، باید با دیدن صحنه‏‌های پر هیجان و خروشان جمعیت تشییع‏ کننده پیکر آیت‌ا... خمینی همه امیدهای خود را بر باد رفته ببینند.»&lt;/br&gt;"ژاپن تایمز" روزنامه انگلیسی زبان چاپ توکیو با ستایش از امام(ره) به عنوان رهبر قدرتمند قرن نوشت: «مورخان دوره‌‏های آینده مطمئناً آیت‌ا... خمینی(ره) را به عنوان بزرگترین و پر تلاش‌ترین رهبر عصر حاضر معرفی خواهند کرد، رهبری که در میان شخصیت‌های متعدد تاریخ کمتر رقیب داشت. آیت‌ا... خمینی(ره) ایران را به قدرتی مهم در خاورمیانه تبدیل کرد.»&lt;/br&gt;روزنامه امارات متحده عربی "الرأیه" چاپ ابوظبی در مقاله‌‏ای به مناسبت رحلت امام خمینی(ره) نوشت: «امام خمینی رهبر، فرمانده و عالمی بزرگ بود که در برابر شاه و سیاست‌های غرب گرایانه محکم ایستادگی کرد و انقلاب مردمی بی‏‌نظیری را رهبری نمود.»&lt;/br&gt;همچنین روزنامه انگلیسی زبان "گلف نیوز" چاپ امارات متحده عربی با تجلیل از رهبر کبیر انقلاب اسلامی نوشت: «امام خمینی(ره) رهبر یک کشور اسلامی بود که به‌ خودی خود بخش مهمی از جهان اسلام به شمار می‌‏آید. امام خمینی(ره) در تغییر شیوه تفکر این کشور و به تبع آن جهان اسلام تأثیر شگرفی گذاشت.»&lt;/br&gt;روزنامه لبنانی "السفیر" با شگفتی از انبوه عزاداران و علاقه آنها نسبت به رهبرشان نوشت: «دریای بی‌کران جمعیت شرکت‏‌کننده در مراسم تشییع پیکر مقدس امام امّت بیانگر ارتباط عمیق ملّت ایران با رهبر قهرمان و تاریخی‌‏اش و انعکاسی از اثرات انقلاب اسلامی در وجدان این ملّت بود.»&lt;/br&gt;روزنامه اسپانیایی "ال پائیس" در تفسیری پیرامون شخصیت امام(ره) نوشت: «راز پیروزی امام خمینی(ره) در شخصیت و خمیره او بود، همان خمیره‏ای که تمام شخصیت‌های بزرگ مذهبی باید داشته باشند. ... امام خمینی(ره) فوت کرد، امّا راه او ادامه خواهد داشت. امروز تأثیرات پیام امام(ره) در الجزایر، تونس، مصر، فلسطین، افغانستان و دیگر کشورهای مسلمان حتّی آنها که دارای اکثریت سنّی مذهب هستند به چشم می‌‏خورد. ... امام خمینی(ره) پیروز بود و باید راز پیروزی او را کشف کرد.»&lt;/br&gt;روزنامه "داگلبلات" چاپ نروژ در یکی از شماره‏‌های خود نوشت: «از زمانی که امام خمینی(ره) به ایران بازگشت، رهبر بلامنازع جمهوری اسلامی ایران بود. سخن او قانون و قانون او کتاب قرآن بود. قرآنی که امام خمینی(ره) هر روز در وقت معین آن را تلاوت می‏‌کرد.»&lt;/br&gt;روزنامه سوریه‌ای "تشرین" نوشت: «... امام خمینی(ره) با روح بلند و با درک عمیق مسئولیت خود در برابر تاریخ، انقلاب بزرگی را علیه شاه که هم‏‌پیمان امپریالیزم و صهیونیزم بود به ثمر رساند. امام(ره) با قدرت خلّاقانه خود کلیه توطئه‌‏های استکبار جهانی و صهیونیزم بین‌المللی را خنثی ساخت. امروز امام خمینی(ره) در میان امّت خود نیست اما خطی را ترسیم کرد که به عنوان منشور ابدی و جاودانه انقلاب باقی خواهد ماند و این منشور مبارزه مستمر با ظلم، نژادپرستی، استعمار و صهیونیزم است. رحلت امام خمینی(ره) نه تنها برای ایران بلکه برای جهان اسلام و امّت عرب ضایعه بزرگی محسوب می‏‌شود. ... انقلاب اسلامی ایران به وسیله نسلی هدایت خواهد شد که تعلیم و رهنمودهای روشنگر و جاودانه امام رضوان‌ا... علیه در زوایای قلب و روح آنان ریشه دوانده است.»&lt;/br&gt;هفته‌نامه "العهد" ارگان حزب‌ا... لبنان به اوج کینه دشمنان انقلاب اسلامی اشاره کرد و نوشت: «عدم شرکت طاغوتیان و جنایتکاران سلطه‏‌گر جهانی در مراسم تشییع پیکر حضرت امام و در مقابل شرکت میلیون‌ها عاشق عزادار در ایران و خارج از ایران مدالی است که تنها امام خمینی(ره) بدان دست یافت و شرکت گسترده مردم لبنان، فلسطین، پاکستان، هند، افغانستان و دیگر کشورهای اسلامی در غم ارتحال امام عزیز نشان دهنده این است که ایشان حقّ رهبر مسلمانان جهان است و خط جهادگرای وی‏ در قلب تمامی مردم زنده خواهد ماند.»&lt;/br&gt;هفته نامه آلمانی "اشپیگل" در گزارشی اختصاصی درباره زندگی سیاسی امام خمینی(ره) نوشت: «مردم ایران آیت‌ا... خمینی(ره) را تجسم انقلاب اسلامی می‌دانستند، شاه را که مورد تنفر مردم بود از ایران فراری داد و پوزه آمریکا که به آن شیطان بزرگ می‌گفت را چندین بار به خاک مالید. آیت‌ا... خمینی(ره) شخصی بود که به 100 میلیون شیعه جهان اعتماد به نفس و غرور داد.»&lt;/br&gt;خبرگزاری بین‌المللی بریتانیایی "رویترز" نیز با تأکید بر وجه آمریکاستیزی و استعمارستیزی انقلاب اسلامی و به ویژه شخصیت اصلی آن امام خمینی(ره) نوشت: «بعید به نظر می‌رسد که پس از درگذشت آیت‌ا... خمینی روابط ایران و آمریکا بهبود یابد.»&lt;/br&gt;خبرگزاری "فرانسه" گزارش داد: «با آنکه یک روز از تشییع پیکر امام خمینی(ره) می‏‌گذرد، هنوز هم هزاران نفر بر گرد آرامگاه او در بهشت زهرا سلام‌ا... علیها اجتماع کرده، دعا می‏‌خوانند و با 2 دست بر سر و سینه می‏‌زنند و همه متقاعد شده‏اند که این محل به یکی از اماکن والامقام جهان اسلام تبدیل خواهد شد.»&lt;/br&gt;تلویزیون دولتی دانمارک نیز با پوشش مراسم تشییع پیکر رهبر بزرگ انقلاب اسلامی گزارش داد: «مراسم عزاداری ایرانیان برای درگذشت آیت‌ا... خمینی(ره) بزرگترین مراسم پس از تظاهرات آغاز انقلاب اسلامی در 1979 م بود. در این مراسم میلیون‌ها تن از مردم ایران به منظور ادای احترام و وداع با رهبر خود در این مراسم حضور یافتند.»&lt;/br&gt;شبکه سراسری تلویزیون بلژیک ضمن نشان دادن فیلمی از انبوه جمعیت عزادار اعلام کرد: «این گردهم‌آیی با تمامی اجتماعات گذشت در ایران فرق داشت و این تعداد جمعیت تا به حال در ایران سابقه نداشت.»

سید روح‌ا... مصطفوی خمینی(ره) در اثر سختی‌های دوران مبارزه دچار عارضه‌ قلبی شد و در 3 بهمن سال 1358، به دلیل سکته قلبی از شهر قم به شهر تهران مهاجرت کرد. سال 1365، ایشان مجدداً بر اثر ایست قلبی در بیمارستان قلب جماران بستری و با شوک الکتریکی به هوش آمد.</br>28 اردیبهشت سال 1368، پزشکان با تأیید بیماری سرطان معده امام(ره)، درمان دارویی را آغاز نمودند که نهایتاً در 13 خرداد همان سال، در مرحله دوّم شیمی درمانی، ایشان بر اثر ایست قلبی در بیمارستان جماران درگذشت. </br>15 خرداد همان سال، پیکر امام(ره) جهت مراسم وداع مردمی به مصلای تهران منتقل شد.</br>نهایتاً سید روح‌ا... خمینی(ره) در 16 خرداد سال 1368، پس از اقامه نماز میت توسط "سید محمد رضا گلپایگانی" در نزدیکی بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.</br></br>ثبت در گینس</br>مراسم تشییع پیکر امام(ره) با حضور 10200000 نفر (معادل یک ششم جمعیت ایران در آن زمان) شرکت کننده به عنوان یکی از باشکوه‌ترین استقبال‌ها و گسترده‌ترین تشییع جنازه‌های مردمی در طول تاریخ در سال 2012 م (1390 ه.ش)، در کتاب رکوردهای "گینس" به ثبت رسید. </br>در این کتاب نام امام خمینی(ره) 2 بار به عنوان رهبری محبوب ثبت شد. این کتاب شامل رکوردهای جهانی، دستاوردهای بشری و رخدادهای طبیعی است که هر ساله نسخه تازه‌ای از آن منتشر می‌شود.</br></br>بازتاب خبر رحلت و تشییع پیکر امام خمینی(ره) در عرصه بین‌المللی</br>رحلت بنیان‌گذار و رهبر انقلاب اسلامی از جمله مهمترین رویدادهای قرن بیستم بود و تمام انسان‌ها و دولت‎های آزاده جهان که با آرمان‌ها و شعارهای والای انقلاب اسلامی ایران و رهبر آن هم‌سویی داشتند نسبت به ارتحال امام خمینی(ره) ابراز همدردی و تأسف کردند. </br>به گزارش پایگاه پرسن‌گرام واکنش برخی از کشور‌ها و رسانه‌های معتبر جهان در روز 14 خرداد سال 1368 و روزهای پس از رحلت رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران به شرح زیر است:</br></br>روزنامه آمریکایی "آسوشیتدپرس" در 4 ژوئن سال 1989 م (14 خرداد سال 1368 ه.ش) نوشت: «آیت‌ا... خمینی(ره)، امام ایرانیان و دشمن آمریکا درگذشت.»</br>روزنامه آمریکایی "واشنگتن‌پست" با پوشش خبر ارتحال امام(ره) نوشت: «آیت‌ا... خمینی(ره) شاه ایران را برانداخت و آمریکا را تحقیر کرد.»</br>روزنامه انگلیسی زبان آمریکایی "هرالد تریبون" درباره شخصیت انقلابی ایشان در گزارشی آورد: «آیت‌ا... خمینی(ره) انقلابی خستگی‌ناپذیری بود که تا آخرین لحظه حیات به آرزوی خود برای پی‌ریزی یک جامعه اسلامی و حکومت اسلامی در ایران وفادار ماند، آیت‌ا... خمینی(ره) در آنچه برای سرزمین و ملّت خود می‌خواست لحظه‌ای درنگ نکرد.»</br>روزنامه انگلیسی "تایمز" در گزارشی به مناسبت رحلت امام(ره) با اشاره به شخصیت مردمی رهبر کبیر انقلاب و رابطه عاطفی مردم ایران با ایشان نوشت: «آیت‌ا... خمینی(ره) مردی بود که مردم عادی را با کلام جادویی خود مسحور می‌کرد، رهبر ایران به زبان مردم عادی سخن می‌گفت و به طبقات فقیر و محروم اعتماد به نفس می‌بخشید که این احساس آن‌ها را قادر ساخت تا در جریان انقلاب هرکسی که در برابرشان ایستادگی کنند از سر راه بردارند.»</br>"دیلی‌تلگراف" دیگر روزنامه انگلیسی در گزارشی به حضور میلیونی مردم ایران در مراسم تدفین امام(ره) ‌پرداخت که در بخشی از آن آمده است: «آیت‌ا... خمینی با اتکاء به ارزش‎های اسلامی و پس‌زدن هرگونه نفوذ سیاسی غرب در صحنه سیاست ایران و تأکید بر استقلال کشور ایران به همچنین مقامی دست یافته ‌است. صحنه‌هایی که از هیجان و اندوه و ماتم مردم ایران در مراسم خاکسپاری آیت‌ا... خمینی دیده می‌شود هشداری است به دشمنان ایران که میراث رهبر ایران این توان را دارد که مردم را به راحتی علیه دشمنان این کشور بسیج و متّحد کند.»</br>روزنامه بریتانیایی "ایندیپندنت" چاپ کرد: «کمتر دیده شده که تغییر مسیر تاریخ به عهده یک مرد، آن ‌هم دست‌ تنها گذاشته شود، این همان کاری بود که آیت‌ا... خمینی(ره) از عهده آن برآمد. او یک نظریه‌پرداز برجسته سیاسی بود که موفق شد اندیشه خود را در مورد یک حکومت اسلامی که به نظر می‌رسید باید در عرض 2 - 3 قرن تحقق یابد به دست خویش و در مدتی کوتاه به ثمر رساند.»</br>روزنامه انگلیسی "فایننشال تایمز" با اشاره به حضور گسترده مردم ایران در تشییع پیکر بنیان‌گذار انقلاب اسلامی و نحوه سوگواری آن‌ها نوشت: «همه کسانی که پیش‌بینی می‌کردند که با درگذشت آیت‌ا... خمینی(ره) سیاست‌ها و خصوصیات انقلاب اسلامی ایران ناگهان تغییر می‌کند، باید با دیدن صحنه‌های پرهیجان و خروشان از جمعیت میلیونی تشییع‌ کننده پیکر آیت‌ا... خمینی(ره) همه امیدهای خود را بر باد رفته دیده باشند.»</br>روزنامه ژاپنی "ماینیچی" ضمن پوشش مراسم خاکسپاری پیکر امام خمینی(ره) نوشت: «آیت‌ا... خمینی(ره) نه‌ تنها بنیان‌گذار و رهبر مذهبی انقلاب اسلامی ایران بود بلکه ایشان به عنوان نیروی محرکه تجدید حیات اسلام‌گرایی در جهان به شمار می‌رفت.»</br>روزنامه لبنانی "الدیار" نوشت: «مردی که ازعظیم‌ترین رجال قرن حاضر محسوب می‌شد چشم از جهان فرو بست. مردی که با ساده‌ترین زندگی دنیا را به لرزه درآورد و انقلابی عظیم در ارکان جهان ایجاد کرد که صدای آن همچنان در اذهان تاریخ باقی خواهد ماند.»</br>روزنامه سوریه‌ای "الوطن" نیز درباره نقش اصلی امام خمینی(ره) در پیروزی انقلاب اسلامی نوشت: «ایشان با درایت و تدبیر کاروان انقلاب را از طوفان‌های مخوف جهان به سوی نور هدایت کرد. منشور مبارزه او با ظلم و استبداد، ابدی و جاودانه باقی خواهد ماند.»</br>روزنامه "ملّیت" ترکیه در واکنش به رحلت بنیان‌گذار انقلاب ایران چاپ کرد: «آیت‌ا... خمینی به جهانیان درس‌های زیادی آموخت. او قیام در برابر ظلم و ستم را به ملت‌ها آموخت، درس عزت و شرف و ایستادگی در برابر کفّار را به همه یاد داد به مؤمنان درس مقاومت و پایداری را در برابر دشمنان تا به ‌دندان مسلح اسلام آموخت.»</br>روزنامه آلمانی "فرانکفورتر روند شاو" نیز نوشت: «به علت ازدحام میلیون‌ها نفر؛ مراسم‏ تدفین آیت‌ا... خمینی(ره) در حدود 5 ساعت به تعویق افتاد.»</br>روزنامه "تایمز مالی" چاپ لندن با تأکید بر ابطال نظر کارشناسان غربی اذعان داشت: «همه کسانی که انتظار داشتند با فوت آیت‌ا... خمینی سیاست‌های ایران ناگهان تغییر کند، باید با دیدن صحنه‏‌های پر هیجان و خروشان جمعیت تشییع‏ کننده پیکر آیت‌ا... خمینی همه امیدهای خود را بر باد رفته ببینند.»</br>"ژاپن تایمز" روزنامه انگلیسی زبان چاپ توکیو با ستایش از امام(ره) به عنوان رهبر قدرتمند قرن نوشت: «مورخان دوره‌‏های آینده مطمئناً آیت‌ا... خمینی(ره) را به عنوان بزرگترین و پر تلاش‌ترین رهبر عصر حاضر معرفی خواهند کرد، رهبری که در میان شخصیت‌های متعدد تاریخ کمتر رقیب داشت. آیت‌ا... خمینی(ره) ایران را به قدرتی مهم در خاورمیانه تبدیل کرد.»</br>روزنامه امارات متحده عربی "الرأیه" چاپ ابوظبی در مقاله‌‏ای به مناسبت رحلت امام خمینی(ره) نوشت: «امام خمینی رهبر، فرمانده و عالمی بزرگ بود که در برابر شاه و سیاست‌های غرب گرایانه محکم ایستادگی کرد و انقلاب مردمی بی‏‌نظیری را رهبری نمود.»</br>همچنین روزنامه انگلیسی زبان "گلف نیوز" چاپ امارات متحده عربی با تجلیل از رهبر کبیر انقلاب اسلامی نوشت: «امام خمینی(ره) رهبر یک کشور اسلامی بود که به‌ خودی خود بخش مهمی از جهان اسلام به شمار می‌‏آید. امام خمینی(ره) در تغییر شیوه تفکر این کشور و به تبع آن جهان اسلام تأثیر شگرفی گذاشت.»</br>روزنامه لبنانی "السفیر" با شگفتی از انبوه عزاداران و علاقه آنها نسبت به رهبرشان نوشت: «دریای بی‌کران جمعیت شرکت‏‌کننده در مراسم تشییع پیکر مقدس امام امّت بیانگر ارتباط عمیق ملّت ایران با رهبر قهرمان و تاریخی‌‏اش و انعکاسی از اثرات انقلاب اسلامی در وجدان این ملّت بود.»</br>روزنامه اسپانیایی "ال پائیس" در تفسیری پیرامون شخصیت امام(ره) نوشت: «راز پیروزی امام خمینی(ره) در شخصیت و خمیره او بود، همان خمیره‏ای که تمام شخصیت‌های بزرگ مذهبی باید داشته باشند. ... امام خمینی(ره) فوت کرد، امّا راه او ادامه خواهد داشت. امروز تأثیرات پیام امام(ره) در الجزایر، تونس، مصر، فلسطین، افغانستان و دیگر کشورهای مسلمان حتّی آنها که دارای اکثریت سنّی مذهب هستند به چشم می‌‏خورد. ... امام خمینی(ره) پیروز بود و باید راز پیروزی او را کشف کرد.»</br>روزنامه "داگلبلات" چاپ نروژ در یکی از شماره‏‌های خود نوشت: «از زمانی که امام خمینی(ره) به ایران بازگشت، رهبر بلامنازع جمهوری اسلامی ایران بود. سخن او قانون و قانون او کتاب قرآن بود. قرآنی که امام خمینی(ره) هر روز در وقت معین آن را تلاوت می‏‌کرد.»</br>روزنامه سوریه‌ای "تشرین" نوشت: «... امام خمینی(ره) با روح بلند و با درک عمیق مسئولیت خود در برابر تاریخ، انقلاب بزرگی را علیه شاه که هم‏‌پیمان امپریالیزم و صهیونیزم بود به ثمر رساند. امام(ره) با قدرت خلّاقانه خود کلیه توطئه‌‏های استکبار جهانی و صهیونیزم بین‌المللی را خنثی ساخت. امروز امام خمینی(ره) در میان امّت خود نیست اما خطی را ترسیم کرد که به عنوان منشور ابدی و جاودانه انقلاب باقی خواهد ماند و این منشور مبارزه مستمر با ظلم، نژادپرستی، استعمار و صهیونیزم است. رحلت امام خمینی(ره) نه تنها برای ایران بلکه برای جهان اسلام و امّت عرب ضایعه بزرگی محسوب می‏‌شود. ... انقلاب اسلامی ایران به وسیله نسلی هدایت خواهد شد که تعلیم و رهنمودهای روشنگر و جاودانه امام رضوان‌ا... علیه در زوایای قلب و روح آنان ریشه دوانده است.»</br>هفته‌نامه "العهد" ارگان حزب‌ا... لبنان به اوج کینه دشمنان انقلاب اسلامی اشاره کرد و نوشت: «عدم شرکت طاغوتیان و جنایتکاران سلطه‏‌گر جهانی در مراسم تشییع پیکر حضرت امام و در مقابل شرکت میلیون‌ها عاشق عزادار در ایران و خارج از ایران مدالی است که تنها امام خمینی(ره) بدان دست یافت و شرکت گسترده مردم لبنان، فلسطین، پاکستان، هند، افغانستان و دیگر کشورهای اسلامی در غم ارتحال امام عزیز نشان دهنده این است که ایشان حقّ رهبر مسلمانان جهان است و خط جهادگرای وی‏ در قلب تمامی مردم زنده خواهد ماند.»</br>هفته نامه آلمانی "اشپیگل" در گزارشی اختصاصی درباره زندگی سیاسی امام خمینی(ره) نوشت: «مردم ایران آیت‌ا... خمینی(ره) را تجسم انقلاب اسلامی می‌دانستند، شاه را که مورد تنفر مردم بود از ایران فراری داد و پوزه آمریکا که به آن شیطان بزرگ می‌گفت را چندین بار به خاک مالید. آیت‌ا... خمینی(ره) شخصی بود که به 100 میلیون شیعه جهان اعتماد به نفس و غرور داد.»</br>خبرگزاری بین‌المللی بریتانیایی "رویترز" نیز با تأکید بر وجه آمریکاستیزی و استعمارستیزی انقلاب اسلامی و به ویژه شخصیت اصلی آن امام خمینی(ره) نوشت: «بعید به نظر می‌رسد که پس از درگذشت آیت‌ا... خمینی روابط ایران و آمریکا بهبود یابد.»</br>خبرگزاری "فرانسه" گزارش داد: «با آنکه یک روز از تشییع پیکر امام خمینی(ره) می‏‌گذرد، هنوز هم هزاران نفر بر گرد آرامگاه او در بهشت زهرا سلام‌ا... علیها اجتماع کرده، دعا می‏‌خوانند و با 2 دست بر سر و سینه می‏‌زنند و همه متقاعد شده‏اند که این محل به یکی از اماکن والامقام جهان اسلام تبدیل خواهد شد.»</br>تلویزیون دولتی دانمارک نیز با پوشش مراسم تشییع پیکر رهبر بزرگ انقلاب اسلامی گزارش داد: «مراسم عزاداری ایرانیان برای درگذشت آیت‌ا... خمینی(ره) بزرگترین مراسم پس از تظاهرات آغاز انقلاب اسلامی در 1979 م بود. در این مراسم میلیون‌ها تن از مردم ایران به منظور ادای احترام و وداع با رهبر خود در این مراسم حضور یافتند.»</br>شبکه سراسری تلویزیون بلژیک ضمن نشان دادن فیلمی از انبوه جمعیت عزادار اعلام کرد: «این گردهم‌آیی با تمامی اجتماعات گذشت در ایران فرق داشت و این تعداد جمعیت تا به حال در ایران سابقه نداشت.»


<b>ویژگی‌های شخصیتی</b><br>سید روح‌ا... مصطفوی خمینی(ره) مؤمن، متعبد، عالم، قاطع، بااراده، شجاع، متواضع، بااخلاص، انقلابی، صبور، دوراندیش، حکیم، آدم‌شناس، حلیم، قاطع، رئوف، باتقوا، متین، آینده‌نگر و ساده‌زیست بود. ایشان فراتر از زمان ‌اندیشید و در بُعد مکان نگنجید و توانست در تاریخ جهان اثر گذار باشد.<br>به گزارش پایگاه پرسن‌گرام متانت و بردباری و حلم امام(ره) به گونه‌ای بود که اگر 100 نفر در مجلسی سخنانی می‌گفتند که او آن‌ها را قبول نداشت، تا لازم نمی‌دانست، حرفی نمی‌زد و سکوت می‌کرد. شخصیت، عظمت، عمق وجود و آراستگی‌های ایشان سبب تعظیم، تجلیل و تکریم هر انسان قوی و هوشمندی شد. حقیقت در نظر او روشن و واضح بود و با اراده‌ای پولادین، موانع را کنار زد و از حرکت در مسیر رشد باز نایستاد.<br>امام(ره) در لحظات مختلف زندگی، مناجات با پروردگار داشت و در تعاملات انسانی دل‌رحم و رقیق رفتار نمود. انگیزه‌های نفسانی، جاذبه‌های مادّی، هوس‌ها، نمی‌توانست به وجود باتقوای او درآمیزد. ایشان با صبر و بردباری سخت‌ترین حوادث را پشت سر گذاشت و کوچکترین تلاطمی درونش ایجاد ‌نشد.<br>اگر امام خمینی(ره) با وجود همه خصوصیات مثبت، به خودسازی برای اخلاص و ارتباط با خدا و تنزه از شرک نمی‌پرداخت، به توفیقات رهبری امّت مسلمین دست نمی‌یافت که این توفیق از صفت مخلصین له الدّین ایشان نشأت گرفت و خالص شده برای خدا بود و کار را فقط برای او انجام داد. لذا اگر همه دنیا هم در مقابل او قرار می‌گرفت و از او چیزی می‌خواست که مورد رضای خدا نبود، انجام نمی‌داد. این توفیقات زمانی به وجود آمد که تمام نشانه‌ها حاکی از انزوای دین، کهنه و فرسوده شدن آن و رو آمدن تفکّرات و اخلاق و شیوه‌های مادّی و حاکمیت هوس‌های شیطانی و بشری در دنیا را داشت. او توانست میلیون‌ها انسان را خدایی کند و راه اسلام را، راه زندگی قرار دهد و اسلامی را که همه‌ قدرت‌های دنیا علیه او بسیج شده بودند، عزیز کند و معنویت و ارزش‌های منزوی شده معنوی را دوباره اِحیا نماید.<br> در ماه مبارک رمضان، ایشان هیچ ملاقاتی نداشت و بیشتر به خودشان می‌پرداخت. بعد از ماه مبارک رمضان نورانی‌تر و معنوی‌تر می‌شد. یقیناً بسیاری از موفقیت‌های انقلاب و این ملّت، ناشی از همان کانون منوّر بود.<br>امام(ره) مثل حضرت نوح و ابراهیم علیهم‌السلام، در غربت و تنهایی و اقلّیت بود؛ اما از تنهایی و تهدید نترسید و خدا را از همه خلایق بزرگتر شمرد. او با تأکید بر این نکته که به خاطر اسلام، خدا دل‌ها را متوجه انقلاب و رهبر و ملّت ایران کرد. انسان‌های پاک و دل‌های مطهّر و روح‌های صاف و فطرت‌های پاک، با همه توان و وجود از ایشان حمایت کردند. ایشان در درون خود متوقف نبود و سیر تحول، تکامل و پیشرفت را گذراند.<br>امام خمینی(ره) همچنین با توکل و حسن ظن به خدا هیچ کاری را خارج از قدرت الهی نمی‌دانست. ایشان با شناخت دوست و دشمن، آن‌ها را به مردم معرفی و شناساند و همیشه در مقابلشان ایستاد.<br><br><b>لطافت </b><b>و روح عرفانی</b><br>پس از رحلت امام(ره) هویت هنری‌اش، برای همه نمایان شد. اشعار ایشان حاکی از روحی لطیف، عارف و سوخته حال بود که همراه با روح عرفانی خود در مقابل استکبار جهانی ایستاد، یعنی لطافت روحی با قوّت اراده همراه شد و توانست بزرگترین کارهای روزگار را انجام دهد.<br>به گزارش پایگاه پرسن‌گرام تشکیل جمهوری اسلامی، فقط تشکیل یک حکومت جدید و از بین بردن یک حکومت قدیم نبود، در دنیایی که همه چیز در جهت مادّیت است و شاید حدود 200 سال است که به طور برنامه ریزی شده، علیه ادیان و به خصوص علیه اسلام کار می‌شود، تأسیس حکومت اسلامی در یکی از حساس‌ترین نقاط دنیا، معجزه بود. <br>امام خمینی(ره) با قوّت اراده خودش توانست همه نیروهای عظیم مردمی را به کار گیرد و این معجزه را به کمک پروردگار تحقق بخشد. ایشان شاگرد صادق و مؤمن و مخلص مکتب نبوی بود و سرّ توفیقات پیوسته و محیرالعقول او در برانگیختن مردم و در هراس افکندن به دل ظالمان و جهانخواران و در پیروزیش در صحنه‌های گوناگون بود.<br>آنچه که در دوره بعد از تشکیل نظام اسلامی، از ابعاد وجودی امام(ره) مشاهده شد، به مراتب مهم‌تر و عظیم‌تر بود از آنچه که قبلاً از ایشان دیده شد. در دوران حکومت، یک چهره، چهره رهبر و زمامدار است؛ یک چهره، چهره یک زاهد و عارف. ترکیب این 2 با هم، از آن کارهایی است که جز در پیامبران مثل حضرت داود، سلیمان و پیامبر خاتم صل‌ا... علیه و آله و سلم دیگر انسان‌ها نمی‌توانند پیدا کنند.<br> در سوره مبارکه سجده، خدای متعال ضمن بیان حالات ملّت‌ها و اقوام و انسان‌های مبارز و پر تلاش مؤمن، این تعبیر را می‌فرماید: «و جعلنا منهم أئمّه یهدون بأمرنا لمّا صبروا و کانوا بأیاتنا یوقنون». امام (ره)، این تجدید کننده حیات اسلام در میان ملّت ایران و امّت اسلامی، از این 2 خصوصیت برخوردار بود. <br>امام خمینی(ره)، قرآن را دوست ‌داشت، خود شاگرد مکتب قرآن و با قرآن مأنوس بود، از قرآن استمداد کرد و قرآن برای او برنامه زندگی به حساب ‌آمد. در طراحی انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت و نظام جمهوری اسلامی، روشی را برگزید که روش پیامبران و بندگان متصل به منبع غیب بود.<br><br><b>شخصیت </b><b>امام(ره) در خانه</b><br>امام‌ خمینی(ره) با اعضای خانواده‌ مهربان‌ و اهل مزاح و شوخی بود. ایشان با اهل خانه با لطافت‌ رفتار داشت، حتی‌ بچه‌های‌ کوچک‌ هم مستثنی نبودند. او با کودکان همچون خود آنها بازی می‌کرد و این نرم خویی و آرامش در کلام و رقّت قلب ایشان به گونه‌ای بود که همه افراد خانواده حتی بچه‌ها به خود اجازه شوخی و مزاح با ایشان را می‌دادند و در رفتار با کودکان با صبوری و مهربانی تعامل داشت. <br>خوش رفتاری و لطافت کلام امام موجب شده بود تا کودکان، انس عجیبی با امام داشته باشند. امام محبت زیادی به بچه‌ها داشت و با کار آن‌ها به جهت کودکی، مخالفت و جلوگیری نکرد و حتی دیگران را نیز که قصد جلوگیری داشتند، منع کرد و فرمود: «بچه‌ها را آزاد بگذارید.»<br>امام خمینی(ره) با همراهی و توجه به خانواده در امور منزل مشارکت داشت و همسرشان در خصوص رفتار ایشان در منزل گفت: «طی اين سال‌های طولانی زندگی مشترک، هرگز امام(ره) از من نخواستند يک فنجان چای به ايشان بدهم. آقا چای را خودشان آماده می‌كنند و به محض نوشيدن، فنجان را می‌شويند.»<br>امام(ره) با تقسیم ساعاتی از شب، برای نگهداری بچه‌ها بيدار می‌ماند و همسرشان استراحت می‌کرد. ایشان پس از پايان درس روزانه، ساعاتی را به بازی با بچه‌ها اختصاص می‌داد تا در تربيت فرزندان به خانم كمک باشد. او در ابراز عواطف و احساسات به خانواده‌ مداومت داشت و سعی در حفظ آرامش آنها نمود. <br>امام(ره) این حسن صورت باطنی را به خوبی با الگوگیری از ائمه معصومین علیه‌السلام کسب کرد.<br><br><b>تعامل </b><b>با طلبه‌ها و نوجوانان</b><br>امام(ره) با دوستانش به نحوی در جلسات تعامل داشت که به رسم تواضع دیرتر از آنها قدم بر می‌داشت. ایشان به عیادت طلبه‌های ناشناس می‌رفت و همواره پیگیر حال آن‌ها بود. او به عنوان مرجع تقلید اوقات زیادی را به گفت و گو با نوجوانان می‌گذراند و سعی در بیان حقایق دین مبین اسلام برای آن‌ها داشت. <br>از دیدگاه امام(ره) زاهد بودن طلبه به این معنى نبود كه طلبه لباس ژنده بپوشد، خوار شود یا علامت گدایى در لباسش باشد. به اعتقاد ایشان طلبه در عین حال كه باید لباس متناسب بپوشد، باید قلب خود را نیز آماده كند و ‏فرمود: «عمران و آبادى قلب با معنویت و توجه به خداست.» <br>به گزارش پایگاه پرسن گرام از طلّاب و شاگردان امام(ره) نقل شد که هنگامی که خدمت ایشان رسیدند، برخورد ایشان طوری بود که گویی 2 طلبه هم سطح هستند و ایشان قبل از رسیدن آن‌ها، زودتر بر سلام دادن پیشی می‌گرفت. ایشان همچنین به عنوان یک استاد جدّی و متکبر رفتار نکرد و با خوشرویی با همه روبرو می‌شد.<br>کف مسجد سلماسی با زیلوی نازکی فرش شده و در زمستان‌ها، فضای مسجد خیلی سرد بود. یک روز یکی از شاگردان، عبای پشمی خود را در جایگاه امام(ره) پهن کرد که ایشان سردشان نشود. امام(ره) وقتی عبای پشمی را دید، ناراحت شد و آن را کنار زد و روی زیلو نشست و تا پایان درس ناراحت بود.<br><br><b>حسّاسیت </b><b>به اسراف</b><br>وضو گرفتن امام خمینی(ره) همانند وضوی پیغمبر اکرم صلی ا... علیه و آله و سلم که در اخبار ذکر شده، بود؛ وی برای هر یک از صورت و دست‌ها فقط به یک مشت آب اکتفاء می‌کرد و با یک مرتبه شستن وضو می‌گرفت. امام(ره) در مقام فتوا در رابطه با نحوه مصرف آب در وضو برخلاف بسیاری از مجتهدین فرمود: «بیش از یک مرتبه شستن، استحباب ندارد و افضل وضوها، وضوی پیغمبر صلوات‌ا... علیه و آله است که با یک مشت آب و یک مرتبه شستن، وضو می‌گرفتند.» <br>ایشان درفاصله به‌ جا آوردن اعمال وضو، شیر آب را ‌می‌بست و در موقع لزوم، دوباره باز می‌کرد تا مبادا آب اضافی از شیر، خارج شود. اگر امام(ره)، آب می‌نوشید، باقیمانده آب لیوان را خالی نمی‌کرد بلکه کاغذی روی آن می‌گذاشت تا بعداً از آن استفاده کند؛ برای ایشان ماندن و گرم شدن آب مسأله‌ای نبود.<br>به گزارش پایگاه پرسن‌گرام امام(ره) اسراف را فعل حرام ‌می‌دانست و در امور منزل به خصوص موارد استفاده از آب و برق به نحو صحیح اسرار داشت تا مبادا اسرافی رخ دهد و منابعی هدر رود حتی به یک لامپ کوچک که روز در حیاط روشن بماند حساس بود و از همراهان می‌خواست به این موارد دقت نمایند. <br>امام(ره) به همراهان دولتی به طور جدی اخطار فرمود: «راضی نیستم از تلفن‌های دفتر برای کارهای شخصیتان استفاده کنید.» <br>در منزل امام(ره)، حتی یک چراغ اضافه، روشن نمی‌ماند. بعضی مواقع، امام(ره)، وقتی که مشغول ملاقات با شخصیت‌ها و افراد بود و متوجه ‌می‌شد که چراغی، بی‌جهت روشن است، بدون آنکه به دیگران دستور دهد، خودشان آن را خاموش می‌کرد.<br>امام(ره) در مصرف برق، بسیار صرفه جویی می‌کرد. وقتى ایشان قرآن تلاوت می‌كرد یا گزارشات مختلف را مطالعه می‌نمود، 2 چراغ مهتابى و یک لامپ 100 ولت روشن بود ولى وقتى كه مطالعه و تلاوت ایشان تمام می‌‏شد على رغم كهولت ‏سن، خودشان از جاى برمی‌خاست، لامپ را خاموش می‌كرد و فقط نور مهتابى روشن بود. <br>امام(ره) از قلم حداکثر استفاده را می‌کرد. ایشان از جای خالی نامه‌ها و پاکت آن‌ها نیز برای یادداشت‌ مقدمات علمی بهره برد.<br>درخت توت منزل امام(ره) محصول زیادى داشت که بر زمین ریخته بود. امام ‏فرمود: «این‌ها را نگذارید خراب بشوند، جمع كنید.» <br>یکی از همراهان امام خمینی(ره) در نوفل لوشاتو فرانسه به علت ارزانى 2 كیلو پرتقال خرید. امام(ره) با دیدن پرتقال‌ها فرمود: «این همه پرتقال براى چیست؟» وی پاسخ داد: «پرتقال ارزان بود براى چند روز اینقدر خریدم.» ایشان فرمود: «شما مرتكب 2 گناه شدید، یک گناه براى این كه ما نیاز به این همه پرتقال نداشتیم و دیگر این كه شاید امروز در نوفل لوشاتو كسانى باشند كه تا به حال به علت گران بودن پرتقال نتوانسته‏‌اند آن را تهیه كنند و شاید با ارزان شدن آن مى‌‏توانستند تهیه كنند، در حالى كه شما این مقدار پرتقال را براى 3 الی 4 روز خریده‌‏اید، ببرید مقدارى از آن را پس بدهید.»<br>امام(ره) پس از مصرف پماد دارویی، یک دستمال كاغذى را به 4 تكه تقسیم كرد و با یک قسمت از آن چربى پایشان را پاک كرد و 3 قسمت دیگر را داخل پاكت گذاشت تا براى دفعات بعد بتواند از آن استفاده كند. ایشان به همراهشان در خصوص استفاده از دستمال كاغذى توصیه کرد: «شما اینطور نباشید، ولى باید رعایت كنید.»<br>امام(ره) در خصوص مصرف آب چاهی که برای یک باغ حفر شده بود به باغبان فرمود: «حاجى خیلى از این آب استفاده مى‏‌كنى.» ایشان حتی در مورد برقی كه براى بالا آوردن آب از چاه مصرف شد ملاحظه داشت. خیلى مقید بود كه در هیچ زمینه‌‏اى اسراف نشود. <br>ایشان اگر مى‌‏دید چیز خوراكى در سطل زباله ریخته شده بسیار ناراحت مى‌‏شد كه چرا خوراكى را در سطل ریخته‏‌اند.<br><br><b>برنامه </b><b>ریزی و نظم دقیق</b><br>امام خمینی(ره) ساعات شبانه روز خود را جهت اموری چون عبادت، استراحت، مطالعه، رفت و آمد و... تقسیم بندی و مشخص کرد که این برنامه ریزی، مبنای تنظیم برنامه خانواده ایشان نیز بود. امام(ره) برای زمان‌های کوتاه قبل از شام یا ناهار یا قبل از اخبار، برنامه داشت تا مبادا این زمان به بطالت بگذرد. <br>به گزارش پایگاه پرسن‌گرام ساعات شبانه روز امام(ره) چنان تقسیم بندی شده بود که اهل خانه بدون این که ایشان را ببینند، می‌دانستند ایشان در فلان ساعت، مشغول چه کاری هستند. نظم و انضباط امام(ره) را می‌توان در 2 بعد فکری و عملی مشاهده کرد. ایشان از نظم فکری بالایی برخوردار بود و در طول زندگی پر بار خویش، هیچ گاه دچار حتی کمترین تزلزل فکری و عقیدتی نشد.<br>امام(ره) ضمن دستیابی به اصول متین و قطعی دین مبین اسلام در ابعاد گوناگون، همواره بر پیاده کردن آنها پافشاری کرد و هرگز در راه خویش گرفتار شک و تردید نشد. ایشان خط مشی مشخصی را در زندگی، پی گرفت و از آن پیروی کرد.<br>امام(ره)، درباره نظم فکری فرمود: «اگر در زندگی مان، در رفتار و حرکاتمان نظم بدهیم، فکرمان هم بالطبع نظم می‌گیرد؛ وقتی فکر نظم گرفت. ... یقیناً از آن نظم فکری کامل الهی هم برخوردار خواهد شد.»<br>تدبیر و برنامه ریزی نیز اثر به سزایی در زندگی بهتر دارد و از هر گونه لغزش و اشتباه جلوگیری می‌نماید و از اتلاف نیروها و امکانات، دوباره کاری‌ها و مقطعی بودن کارها، جلوگیری می‌کند.<br>امام خمینی(ره)، نیز براساس برنامه ریزی بر تمام دقایق عمر خود، تسلط داشت. ایشان از کمترین زمان بیشترین استفاده را می‌کرد و هیچگاه وقتشان هدر نمی‌رفت.<br>سخاوت و بخشندگی<br>امام خمینی(ره) هدایاى عتیقه و نفیسى از قبیل قرآن خطى را بخشید و فرمود: «به جایى كه بتوانند حفظ كنند، بدهید.» ایشان قرآن خطى گران بهایى را به كتابخانه آستان قدس رضوى فرستاد و كتاب‌هایى را كه از سوى مؤسسه‏هاى انتشاراتى یا از سوى نویسندگان هدیه گرفت جز در مواردی كه كتاب‌هاى عرفانى جدید الطبع بود (كه آنها را نزد خود نگه داشت.) پس از مطالعه می‏فرمود: «ببرید بدهید به كسى كه از آنها استفاده كند.» <br>لباس‌هاى امام(ره) از یكى دو دست تجاوز نکرد با این كه پارچه‏ها و لباس‌هاى دوخته و ندوخته برایشان هدیه ‏آوردند ولى همه را به دیگران بخشید. در خوراک نیز خیلى اهل قناعت ‏بود و اقتصاد را در زندگى ‏لحاظ می‌كرد در حالى كه همه گونه امكانات براى ایشان فراهم بود.<br><br><b>زهد </b><b>و ساده زیستی</b><br>به طور قطع و یقین خصوصاً پس از انقلاب براى هیچ مرجعى سیل وجوهات، خیرات، نذورات و هدیه‏‌هاى شخصى به اندازه امام خمینی(ره) سرازیر نشد اما این كثرت و فراوانى در زندگى ایشان حتى در امور مربوط به زندگى شخصى و خصوصى تفاوت و تغییرى را پدید نیاورد كه باعث ‏شود با مصرف زیادتر و هزینه بیشتر از روال زندگى زاهدانه فاصله بگیرد. در حقیقت، براى هیچ كس مثل امام(ره)، شهرت، ریاست، دنیا و متاع آن روى نیاورد و هیچ كس هم مانند امام(ره) از این مناصب دوری نکرد.<br>همسر امام(ره) در خصوص مراسم ازدواجشان گفت: «بسیار ساده برگزار شد و زندگی ایشان یک زندگی طلبگی اما نسبتاً آبرومند بود.»<br>امام خمینی(ره) هیچ گاه از سطح کمترین فرد جامعه بالا نیامد و حتی حاضر نشد در گرمای طاقت فرسای نجف، پنکه‌ای بخرد و یا شب‌ها برای استراحت به منطقه خنک‌تری مانند کوفه برود. ایشان حتی در پاریس نیز، با وجود سرمای هوا و کهولت سنشان، دستور داد وسایل گرمازای منزل مسکونیشان را خاموش کنند تا با مردم ایران که در زمستان سال 1357، به علت کمبود نفت در مضیقه بودند و سرما را تحمل می‌کردند، همدردی کند. امام(ره) توانست در بهترین شرایط، به لحاظ مادی، زندگی کند اما ساده ‌زیست. <br>اگر کسی از تمکن مالی برخوردار نباشد و ساده زندگی کند، ارزش نیست؛ زیرا سادگی بر او تحمیل شده است. لذا بعضی، سادگی را نشأت گرفته از فقر می‌دانند و معتقدند کسی که ندارد، ساده زندگی می‌کند. ولی میان فقر و سادگی تفاوت وجود دارد، سادگی بر فقرا، تحمیل شده است اما ساده زیست‌ها، سادگی را خود انتخاب کرده‌اند؛ با آن که ممکن است از تمکن مالی هم برخوردار باشند و این، یک ارزش است.<br>به گزارش پایگاه پرسن‌گرام امام(ره) در تمام طول عمر چیزى بر اموال خود نیفزود. تنها ملک مزروعی مختصرى از پدربزرگشان مانده بود و درآمد حاصل از این زمین را خرج امور خود و خانواده ‏كرد.<br>این سادگی در زندگی امام(ره) و اطرافیان ایشان، قابل مشاهده بود. ایشان نه تنها از تجملات بیزار بود، بلکه از امور غیر تجملی هم دوری ‌کرد.<br>"سید حمید روحانی" (مؤلف کتاب تحلیلی از نهضت امام) گفت: «امام در زندگی همواره ساده می‌زیست، ساده می‌پوشید، ساده می‌خورد، از غذای چرب و نرم پرهیز می‌کرد، از خوراکی‌های مقوی پرهیز می‌کرد؛ در نجف غذای مورد علاقه ایشان نان و پنیر و گردو بود. در رفت و آمدها، تا جایی که امکان داشت از گرفتن اتومبیل خودداری می‌کرد.»<br>سادگی جزو خصایص امام(ره) بود و هیچ حادثه‌ای باعث نشد تا این خصیصه جای خود را به چیز دیگری بدهد. ایشان حتی پس از پیروزی انقلاب و ورود به خاک میهن و در اوج احساسات مردم، سادگی خود را حفظ کرد و از بسیاری از تجملات دوری کرد. <br>امام(ره) در خصوص مراسم تشریفات ورود به ایران فرمود: «مگر می‌خواهند کورش را وارد ایران کنند. ... یک طلبه از ایران خارج شده و همان طلبه به ایران باز می‌گردد. من می‌خواهم میان امّتم باشم و همراه آنان بروم ولو پایمال شوم.» <br>اتاق بیرونی امام(ره) با زیلوهای کهنه پوشیده شده بود که برخی از همراهان گفتند: «این‌ها مناسب منزل شما نیست اجازه بدهید آنها را تعویض کنیم.» امام(ره) در جواب فرمود: «مگر منزل صدر اعظم است؟!» و اجازه تعویض نداد. <br>امام(ره) در زندگی خود با الگوگیری از بانوی بزرگ اسلام، همواره ساده زیستی را برای خود، مردم و مسئولین، مورد تأکید قرار داد و در اتاقشان، به جای فرش، از موکت استفاده کرد. <br>جالبترین و زیباترین خاطرات ساده زیستی امام(ره)، ملاقات با افراد بیگانه و گاهی منافقینی که بعدها با مشاهده زندگی و رفتار امام(ره) به عنوان رهبر جامعه اسلامی، متحوّل و مسلمان شدند، می‌باشد. <br>برای مهمانان غیر ایرانی نیز نوع زندگی امام(ره) و ساده زیستی ایشان غیرمنتظره بود. رهبر جامعه اسلامی که تمام دنیا را با یک پیامش ‌لرزاند چنین منزل محقری داشته باشد و از آنجا بتواند این چنین بر جامعه اسلامی حکمرانی کند. <br>همان شبى كه خواستند امام(ره) را غسل و كفن كنند، دیدند كه این رهبر عظیم و بزرگمرد عالم اسلام حتى یک كفن نیز از خود ندارد که حاكى از نفس مهذب و خصلت‌هاى پیامبر گونه ایشان بود.<br><br><b>ورزش </b><b>در زندگی</b><br>از جمله کسانی که به امر ورزش اهمیت داد و خود به آن عمل کرد، رهبر کبیر انقلاب بود. ایشان تأکید زیادی بر ورزش سالم داشت و فرمود: «عقل سالم در بدن سالم است. ورزش همان طور که بدن را تربیت می‌کند ... عقل را هم سالم می‌کند و اگر عقل سالم شد، تهذیب نفس هم دنبال او باید باشد. شما همان طور که ورزش می‌کنید و اعصاب خودتان را قوی می‌کنید، و ان شاء‌ا... برای مملکت و آتیه مملکت مفید خواهید شد، لازم است که همه ابعاد وجودی خودتان را تحت تربیت ورزشی درآورید. ... آن‌ها که جنبه ورزشکاری و مادی را دارند، آنها جوان‌هایی هستند که قوای جسمی‌شان به خاطر همین ورزش نشاط و آمادگی پیدا می‌کند، آن وقت روح آنها معنویات و ایمان را زودتر قبول می‌کند.»<br>امام خمینی(ره) به بسیاری از رشته‌های ورزشی علاقمند بود از جمله می‌توان به کوهنوردی، فوتبال در سنین نوجوانی، شنا، ژیمناستیک، پرش طول و ارتفاع و ورزش‌های باستانی و کشتی در سنین جوانی اشاره کرد. اما در سنین کهنسالی بیشتر به کوهنوردی و پیاده روی پرداخت و هیچ گاه به خاطر برنامه‌ای، از ورزش نمی‌گذشت. ایشان در توصیه‌هایشان به فرزندان و نوه‌های خود فرمود: «در ساعت تفریح، درس نخوانید و در ساعت درس خواندن، تفریح نکنید؛ هر کدام در جای خود ... من، نه یک ساعت تفریحم را گذاشتم برای درس و نه یک ساعت وقت درسم را برای تفریح گذاشتم.»<br>به گزارش پایگاه پرسن‌گرام امام(ره) بعضی از تابستان‌ها به درکه تهران می‌رفت و یک ماه با خانواده، در منزل یک پیرزن، به سر ‌بردند. امام(ره) عصرها با همان لباس روحانیت به کوه می‌رفت. ایشان تا سن 50 سالگی به کوهنوردی پرداخت. <br>امام(ره) در یک برنامه منظم، روزانه یک ساعت و نیم پیاده‌روی ‌کرد و علاوه بر آن، حرکاتی را که پزشکان برای ایشان تجویز کرده بودند، در حین انجام کارهای دیگر، انجام ‌داد. ایشان در هر موقعیت مکانی حتی زندان انفرادی یا در هر برهه زمانی، برنامه قدم زدنشان را رها نکرد.<br>قدم زدن امام(ره) نیز دارای نظم و وقت معینی بود. حجت الاسلام "نصرا... شاه آبادی" نقل کرد: «منزل امام(ره) در نجف یک خانه کوچک 45 متری بود و ایشان برای قدم زدن، هر روز نیم ساعت قبل از غروب به پشت بام رفته و آنجا مشغول قدم زدن می‌شدند، زیرا حیاط کوچک بود و جای قدم زدن نداشت.» <br><br><b>بهداشت </b><b>و آراستگی ظاهر</b><br>توجه امام خمینی(ره) به بهداشت و آراستگی ظاهر چنان بود که هیچ گاه با ظاهری نامرتب در جامعه و حتی در میان افراد خانواده ظاهر نشد و اسوه یک مسلمان واقعی بود. ایشان مقید به پوشیدن کفش تمیز و جوراب‌های مرتب بود و عمامه خود را مرتب می‌کرد. او گاهی اوقات پیراهن خود را لاجورد می‌زد و در جامعه به صورت یک انسان پاک و منزه ظاهر می‌شد.<br>آیت‌ا... "خامنه‌ای" در این باره فرمود: «در منزل امام، آینه‌ای به دیوار بود که هرگاه امام بلند می‌شدند، خود را در آن می‌دیدند و خود را مرتب می‌کردند. من آن جا به نظم امام پی بردم. در آن زمان طلبه‌ها مقید به آینه و این کارها نبودند؛ علمای پیرمرد که ابداً توجه به این امور نداشتند. لیکن امام خیلی مرتب بودند.»<br>"زهرا مصطفوی" نقل کرد: «لباس ملاقات امام(ره) جدا بود. اگر روزی 3 الی 4 مرتبه برای ملاقات به حسینیه می‌آمدند، وقتی به اتاق برمی‌گشتند، با آن لباس در اتاق نمی‌نشستند؛ بلکه لباس‌هایشان را در می‌آوردند و تا می‌کردند، عمامه را رویش می‌گذاشتند و یک پارچه سفید هم رویش می‌کشیدند و بعد می‌آمدند، می‌نشستند. امکان داشت روزی 3 الی 4 دفعه به ایشان می‌گفتند که جمعیت برای ملاقات آمده، بفرمایید، باز بلند می‌شدند و لباس خانه را در می‌آوردند و لباس ملاقات را می‌پوشیدند؛ یعنی هر چیز به جای خود.»<br>زهرا مصطفوی نیز گفت: «امام هر روز 7 بار عطر یا ادکلن می‌زدند. چون بین دو نماز مستحب است عطر بزنند و ریش خود را شانه کنند، لذا هم عطر، هم شانه در سجاده شان بود و حتی در نوع گذاشتن تسبیح به مستحبات و نظم اهمیت می‌دادند و تسبیح را به صورت خاصی بالای سجاده قرار می‌دادند.»<br>"زهرا اشراقی" (نوه امام(ره)) گفت: «همیشه از چند متری اتاق امام، بوی عطر به مشام می‌رسید. آقا همیشه یک شانه و آینه کوچک کنار دست خود داشتند و از دو شیشه عطر که یکی در جانماز و دیگری در طاقچه بود، استفاده می‌کردند.»<br>امام(ره) در هفته، 2 بار برنامه استحمام ‌داشت. یکی صبح جمعه همراه با غسل جمعه و صبح سه شنبه وسط هفته. در این 2 روز اصلاح سر و صورت انجام ‌داد و برای اصلاح سر از فرزندان یا همسرشان کمک گرفت و لباس‌های خود را تعویض کرده و لباس پاکیزه ‌پوشید. <br>"مصطفی کفاش زاده" (مسئول تدارکات در پاریس) نقل کرد: «از دختر امام(ره) شنیدم که امام پیژامه و زیر پیراهنی و حتی دستمال خود را اتو می‌کردند؛ بیش‌تر هماهنگ و همرنگ می‌پوشیدند، لباس رو را هم اتو می‌کردند.»<br><br><b>آرامش </b><b>خاطر و صلابت محض</b><br>سید احمد خمینی فرمود: «شبی که قرار بود فردایش عراق را ترک کنیم، دیدنی بود. مادرم و خواهرم و حسین برادرزاده‌ام و همسرم و همسر برادرم، همگی حالت غیرعادی داشتند. تمام حواس من متوجه امام بود؛ ایشان چون شب‌های قبل سر ساعت خوابیدند و چون همیشه یک ساعت و نیم به اذان صبح، برای نماز شب برخاستند.»<br>به گزارش پایگاه پرسن‌گرام مجله "ژون افریک" نوشت: «در هواپیمایی که امام(ره) را به تهران می‌برد، همه نگران بودند که آیا می‌توانند در تهران فرود بیایند؟ یا این که مورد حمله هواپیماهای شکاری رژیم شاه قرار می‌گیرند. هیچ کس از این نگرانی نتوانست بخوابد جز یک نفر که آن هم شخص امام خمینی(ره) بود که به طبقه بالای هواپیما رفتند و روی زمین دراز کشیدند و تا صبح خوابیدند.» <br>دکتر "پور مقدس" (از پزشکان مراقب و معالج امام(ره)) گفت: «از اهل بیت امام(ره) شنیدم که ایشان در جلسات خصوصی شان گفته بودند: «من اصلاً به چیزی مثل پدیده ترس خو نگرفته‌ام و نمی‌دانم ترس چیست یعنی وقتی آدمی می ترسد چطور می‌شود.» ما از نظر پزشکی این قضیه را لمس کردیم که اصلاً ترس در تن امام وجود نداشت؛ چرا که از نظر فیزیولوژی و پزشکی، کسی که بترسد، ماده ای در بدنش ترشح می‌شود به نام "آدرنالین" و این ماده در ضمن ترسیدن، مسئول تظاهرات ترس است؛ یعنی باعث افزایش تعداد ضربان قلب می‌شود، رنگ انسان سفید می‌شود، بدن به لرزش و ارتعاش درمی‌آید، فشار خون بالا می‌رود و حالت نامطلوبی در شخص ایجاد می‌شود و ما که دقیقاً 8 الی 9 سال نبض امام(ره) در دستمان ... بود و حتی این اواخر که قلب ایشان به طریقه تله مانیتور ... کنترل می‌شد ... و در این مدت ناملایمات زیادی رخ داده بود ... هرگز ندیدیم ضربان قلب امام(ره) بالا رود.»<br>امام خمینی(ره) با صلابت و جدّیت با دولت مردان رفتار می‌کرد و در مقابل ارتکاب به حرام الهی عصبانی می‌شد و همواره نزدیکان خود را امر به معروف و نهی از منکر می‌نمود و سپس دیگران را هدایت می‌کرد.<br>حجت الاسلام "سید علی غیوری" (نماینده ولی فقیه در جمعیت هلال احمر) نقل کرد: «هیچ گاه در برابر هیچ یک از مخالفین داخلی و خارجی، کوچکترین ضعفی را از خود نشان ندادند و هر قدر مخالف قوی‌تر بود، ایشان سخت‌تر و طبق تشخیص‌شان، با تمام قدرت برخورد می‌کردند. آن روزی که ایادی طاغوت به مدرسه فیضیه یورش آوردند و بنا این بود که بعد از اتمام جنایاتشان در فیضیه، به منزل امام حمله‌ور شوند، حضرت راضی نشدند درب خانه را ببندند.»<br><br><b>هنرمندی </b><b>و هنرپروری </b><br>امام خمینی(ره) در زمینه هنرهای گوناگون از جمله خطاطی، شاعری، سخنوری و نویسندگی یک هنرمند به تمام معنا و برجسته بود. هنری که از فطرت پاک و متعالی ایشان سرچشمه گرفت و در بستر تعلیم و تربیت اسلامی شکوفا شد و با زیباترین قالب‌ها و مفاهیم متعالی الهی به ثمر نشست و همواره در خدمت نشر و ترویج مفاهیم وحی به جامعه اسلامی و انسانی بود. <br>به گزارش پایگاه پرسن گرام امام(ره) نسبت به انواع تحریر خط شناخت داشت و از خط شکسته بسیار زیبایی برخوردار بود. علاقمندی ایشان به خط و نقاشی و به طور کلی جنبه‌های مختلف هنر، از برجستگی‌های یک رهبر فرزانه و تک بعدی نبودن ایشان به حساب ‌آمد.<br>یکی از دیدارکنندگان امام(ره) گفت: «پسرم که کلاس پنجم است، دفتر نقاشیش را برای تقدیم به امام(ره) آورده بود که محافظان مانع آوردن آن به خدمت امام(ره) شدند. برای همین، پسرم خیلی ناراحت شده است.» دفتر نقاشی در روزی دیگر تقدیم امام(ره) شد. ایشان با دقت تمام اوراق دفتر را ملاحظه کرد و با رؤیت تصویر پشت دفتر که عبارت بود از تانکی که چرخ‌هایش مدادتراش و تنه‌اش کتاب و لوله شلیک آن یک مداد و سرنشین آن یک طفل بود، متبسّم شد. سپس دستور داد که به آن دانش آموز خردسال و طرّاح روی جلد دفتر جایزه‌ای مناسب پرداخت شود که جایزه همراه با نامه از سوی دفتر به آنها تقدیم شد.

ویژگی‌های شخصیتی
سید روح‌ا... مصطفوی خمینی(ره) مؤمن، متعبد، عالم، قاطع، بااراده، شجاع، متواضع، بااخلاص، انقلابی، صبور، دوراندیش، حکیم، آدم‌شناس، حلیم، قاطع، رئوف، باتقوا، متین، آینده‌نگر و ساده‌زیست بود. ایشان فراتر از زمان ‌اندیشید و در بُعد مکان نگنجید و توانست در تاریخ جهان اثر گذار باشد.
به گزارش پایگاه پرسن‌گرام متانت و بردباری و حلم امام(ره) به گونه‌ای بود که اگر 100 نفر در مجلسی سخنانی می‌گفتند که او آن‌ها را قبول نداشت، تا لازم نمی‌دانست، حرفی نمی‌زد و سکوت می‌کرد. شخصیت، عظمت، عمق وجود و آراستگی‌های ایشان سبب تعظیم، تجلیل و تکریم هر انسان قوی و هوشمندی شد. حقیقت در نظر او روشن و واضح بود و با اراده‌ای پولادین، موانع را کنار زد و از حرکت در مسیر رشد باز نایستاد.
امام(ره) در لحظات مختلف زندگی، مناجات با پروردگار داشت و در تعاملات انسانی دل‌رحم و رقیق رفتار نمود. انگیزه‌های نفسانی، جاذبه‌های مادّی، هوس‌ها، نمی‌توانست به وجود باتقوای او درآمیزد. ایشان با صبر و بردباری سخت‌ترین حوادث را پشت سر گذاشت و کوچکترین تلاطمی درونش ایجاد ‌نشد.
اگر امام خمینی(ره) با وجود همه خصوصیات مثبت، به خودسازی برای اخلاص و ارتباط با خدا و تنزه از شرک نمی‌پرداخت، به توفیقات رهبری امّت مسلمین دست نمی‌یافت که این توفیق از صفت مخلصین له الدّین ایشان نشأت گرفت و خالص شده برای خدا بود و کار را فقط برای او انجام داد. لذا اگر همه دنیا هم در مقابل او قرار می‌گرفت و از او چیزی می‌خواست که مورد رضای خدا نبود، انجام نمی‌داد. این توفیقات زمانی به وجود آمد که تمام نشانه‌ها حاکی از انزوای دین، کهنه و فرسوده شدن آن و رو آمدن تفکّرات و اخلاق و شیوه‌های مادّی و حاکمیت هوس‌های شیطانی و بشری در دنیا را داشت. او توانست میلیون‌ها انسان را خدایی کند و راه اسلام را، راه زندگی قرار دهد و اسلامی را که همه‌ قدرت‌های دنیا علیه او بسیج شده بودند، عزیز کند و معنویت و ارزش‌های منزوی شده معنوی را دوباره اِحیا نماید.
در ماه مبارک رمضان، ایشان هیچ ملاقاتی نداشت و بیشتر به خودشان می‌پرداخت. بعد از ماه مبارک رمضان نورانی‌تر و معنوی‌تر می‌شد. یقیناً بسیاری از موفقیت‌های انقلاب و این ملّت، ناشی از همان کانون منوّر بود.
امام(ره) مثل حضرت نوح و ابراهیم علیهم‌السلام، در غربت و تنهایی و اقلّیت بود؛ اما از تنهایی و تهدید نترسید و خدا را از همه خلایق بزرگتر شمرد. او با تأکید بر این نکته که به خاطر اسلام، خدا دل‌ها را متوجه انقلاب و رهبر و ملّت ایران کرد. انسان‌های پاک و دل‌های مطهّر و روح‌های صاف و فطرت‌های پاک، با همه توان و وجود از ایشان حمایت کردند. ایشان در درون خود متوقف نبود و سیر تحول، تکامل و پیشرفت را گذراند.
امام خمینی(ره) همچنین با توکل و حسن ظن به خدا هیچ کاری را خارج از قدرت الهی نمی‌دانست. ایشان با شناخت دوست و دشمن، آن‌ها را به مردم معرفی و شناساند و همیشه در مقابلشان ایستاد.

لطافت و روح عرفانی
پس از رحلت امام(ره) هویت هنری‌اش، برای همه نمایان شد. اشعار ایشان حاکی از روحی لطیف، عارف و سوخته حال بود که همراه با روح عرفانی خود در مقابل استکبار جهانی ایستاد، یعنی لطافت روحی با قوّت اراده همراه شد و توانست بزرگترین کارهای روزگار را انجام دهد.
به گزارش پایگاه پرسن‌گرام تشکیل جمهوری اسلامی، فقط تشکیل یک حکومت جدید و از بین بردن یک حکومت قدیم نبود، در دنیایی که همه چیز در جهت مادّیت است و شاید حدود 200 سال است که به طور برنامه ریزی شده، علیه ادیان و به خصوص علیه اسلام کار می‌شود، تأسیس حکومت اسلامی در یکی از حساس‌ترین نقاط دنیا، معجزه بود.
امام خمینی(ره) با قوّت اراده خودش توانست همه نیروهای عظیم مردمی را به کار گیرد و این معجزه را به کمک پروردگار تحقق بخشد. ایشان شاگرد صادق و مؤمن و مخلص مکتب نبوی بود و سرّ توفیقات پیوسته و محیرالعقول او در برانگیختن مردم و در هراس افکندن به دل ظالمان و جهانخواران و در پیروزیش در صحنه‌های گوناگون بود.
آنچه که در دوره بعد از تشکیل نظام اسلامی، از ابعاد وجودی امام(ره) مشاهده شد، به مراتب مهم‌تر و عظیم‌تر بود از آنچه که قبلاً از ایشان دیده شد. در دوران حکومت، یک چهره، چهره رهبر و زمامدار است؛ یک چهره، چهره یک زاهد و عارف. ترکیب این 2 با هم، از آن کارهایی است که جز در پیامبران مثل حضرت داود، سلیمان و پیامبر خاتم صل‌ا... علیه و آله و سلم دیگر انسان‌ها نمی‌توانند پیدا کنند.
در سوره مبارکه سجده، خدای متعال ضمن بیان حالات ملّت‌ها و اقوام و انسان‌های مبارز و پر تلاش مؤمن، این تعبیر را می‌فرماید: «و جعلنا منهم أئمّه یهدون بأمرنا لمّا صبروا و کانوا بأیاتنا یوقنون». امام (ره)، این تجدید کننده حیات اسلام در میان ملّت ایران و امّت اسلامی، از این 2 خصوصیت برخوردار بود.
امام خمینی(ره)، قرآن را دوست ‌داشت، خود شاگرد مکتب قرآن و با قرآن مأنوس بود، از قرآن استمداد کرد و قرآن برای او برنامه زندگی به حساب ‌آمد. در طراحی انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت و نظام جمهوری اسلامی، روشی را برگزید که روش پیامبران و بندگان متصل به منبع غیب بود.

شخصیت امام(ره) در خانه
امام‌ خمینی(ره) با اعضای خانواده‌ مهربان‌ و اهل مزاح و شوخی بود. ایشان با اهل خانه با لطافت‌ رفتار داشت، حتی‌ بچه‌های‌ کوچک‌ هم مستثنی نبودند. او با کودکان همچون خود آنها بازی می‌کرد و این نرم خویی و آرامش در کلام و رقّت قلب ایشان به گونه‌ای بود که همه افراد خانواده حتی بچه‌ها به خود اجازه شوخی و مزاح با ایشان را می‌دادند و در رفتار با کودکان با صبوری و مهربانی تعامل داشت.
خوش رفتاری و لطافت کلام امام موجب شده بود تا کودکان، انس عجیبی با امام داشته باشند. امام محبت زیادی به بچه‌ها داشت و با کار آن‌ها به جهت کودکی، مخالفت و جلوگیری نکرد و حتی دیگران را نیز که قصد جلوگیری داشتند، منع کرد و فرمود: «بچه‌ها را آزاد بگذارید.»
امام خمینی(ره) با همراهی و توجه به خانواده در امور منزل مشارکت داشت و همسرشان در خصوص رفتار ایشان در منزل گفت: «طی اين سال‌های طولانی زندگی مشترک، هرگز امام(ره) از من نخواستند يک فنجان چای به ايشان بدهم. آقا چای را خودشان آماده می‌كنند و به محض نوشيدن، فنجان را می‌شويند.»
امام(ره) با تقسیم ساعاتی از شب، برای نگهداری بچه‌ها بيدار می‌ماند و همسرشان استراحت می‌کرد. ایشان پس از پايان درس روزانه، ساعاتی را به بازی با بچه‌ها اختصاص می‌داد تا در تربيت فرزندان به خانم كمک باشد. او در ابراز عواطف و احساسات به خانواده‌ مداومت داشت و سعی در حفظ آرامش آنها نمود.
امام(ره) این حسن صورت باطنی را به خوبی با الگوگیری از ائمه معصومین علیه‌السلام کسب کرد.

تعامل با طلبه‌ها و نوجوانان
امام(ره) با دوستانش به نحوی در جلسات تعامل داشت که به رسم تواضع دیرتر از آنها قدم بر می‌داشت. ایشان به عیادت طلبه‌های ناشناس می‌رفت و همواره پیگیر حال آن‌ها بود. او به عنوان مرجع تقلید اوقات زیادی را به گفت و گو با نوجوانان می‌گذراند و سعی در بیان حقایق دین مبین اسلام برای آن‌ها داشت.
از دیدگاه امام(ره) زاهد بودن طلبه به این معنى نبود كه طلبه لباس ژنده بپوشد، خوار شود یا علامت گدایى در لباسش باشد. به اعتقاد ایشان طلبه در عین حال كه باید لباس متناسب بپوشد، باید قلب خود را نیز آماده كند و ‏فرمود: «عمران و آبادى قلب با معنویت و توجه به خداست.»
به گزارش پایگاه پرسن گرام از طلّاب و شاگردان امام(ره) نقل شد که هنگامی که خدمت ایشان رسیدند، برخورد ایشان طوری بود که گویی 2 طلبه هم سطح هستند و ایشان قبل از رسیدن آن‌ها، زودتر بر سلام دادن پیشی می‌گرفت. ایشان همچنین به عنوان یک استاد جدّی و متکبر رفتار نکرد و با خوشرویی با همه روبرو می‌شد.
کف مسجد سلماسی با زیلوی نازکی فرش شده و در زمستان‌ها، فضای مسجد خیلی سرد بود. یک روز یکی از شاگردان، عبای پشمی خود را در جایگاه امام(ره) پهن کرد که ایشان سردشان نشود. امام(ره) وقتی عبای پشمی را دید، ناراحت شد و آن را کنار زد و روی زیلو نشست و تا پایان درس ناراحت بود.

حسّاسیت به اسراف
وضو گرفتن امام خمینی(ره) همانند وضوی پیغمبر اکرم صلی ا... علیه و آله و سلم که در اخبار ذکر شده، بود؛ وی برای هر یک از صورت و دست‌ها فقط به یک مشت آب اکتفاء می‌کرد و با یک مرتبه شستن وضو می‌گرفت. امام(ره) در مقام فتوا در رابطه با نحوه مصرف آب در وضو برخلاف بسیاری از مجتهدین فرمود: «بیش از یک مرتبه شستن، استحباب ندارد و افضل وضوها، وضوی پیغمبر صلوات‌ا... علیه و آله است که با یک مشت آب و یک مرتبه شستن، وضو می‌گرفتند.»
ایشان درفاصله به‌ جا آوردن اعمال وضو، شیر آب را ‌می‌بست و در موقع لزوم، دوباره باز می‌کرد تا مبادا آب اضافی از شیر، خارج شود. اگر امام(ره)، آب می‌نوشید، باقیمانده آب لیوان را خالی نمی‌کرد بلکه کاغذی روی آن می‌گذاشت تا بعداً از آن استفاده کند؛ برای ایشان ماندن و گرم شدن آب مسأله‌ای نبود.
به گزارش پایگاه پرسن‌گرام امام(ره) اسراف را فعل حرام ‌می‌دانست و در امور منزل به خصوص موارد استفاده از آب و برق به نحو صحیح اسرار داشت تا مبادا اسرافی رخ دهد و منابعی هدر رود حتی به یک لامپ کوچک که روز در حیاط روشن بماند حساس بود و از همراهان می‌خواست به این موارد دقت نمایند.
امام(ره) به همراهان دولتی به طور جدی اخطار فرمود: «راضی نیستم از تلفن‌های دفتر برای کارهای شخصیتان استفاده کنید.»
در منزل امام(ره)، حتی یک چراغ اضافه، روشن نمی‌ماند. بعضی مواقع، امام(ره)، وقتی که مشغول ملاقات با شخصیت‌ها و افراد بود و متوجه ‌می‌شد که چراغی، بی‌جهت روشن است، بدون آنکه به دیگران دستور دهد، خودشان آن را خاموش می‌کرد.
امام(ره) در مصرف برق، بسیار صرفه جویی می‌کرد. وقتى ایشان قرآن تلاوت می‌كرد یا گزارشات مختلف را مطالعه می‌نمود، 2 چراغ مهتابى و یک لامپ 100 ولت روشن بود ولى وقتى كه مطالعه و تلاوت ایشان تمام می‌‏شد على رغم كهولت ‏سن، خودشان از جاى برمی‌خاست، لامپ را خاموش می‌كرد و فقط نور مهتابى روشن بود.
امام(ره) از قلم حداکثر استفاده را می‌کرد. ایشان از جای خالی نامه‌ها و پاکت آن‌ها نیز برای یادداشت‌ مقدمات علمی بهره برد.
درخت توت منزل امام(ره) محصول زیادى داشت که بر زمین ریخته بود. امام ‏فرمود: «این‌ها را نگذارید خراب بشوند، جمع كنید.»
یکی از همراهان امام خمینی(ره) در نوفل لوشاتو فرانسه به علت ارزانى 2 كیلو پرتقال خرید. امام(ره) با دیدن پرتقال‌ها فرمود: «این همه پرتقال براى چیست؟» وی پاسخ داد: «پرتقال ارزان بود براى چند روز اینقدر خریدم.» ایشان فرمود: «شما مرتكب 2 گناه شدید، یک گناه براى این كه ما نیاز به این همه پرتقال نداشتیم و دیگر این كه شاید امروز در نوفل لوشاتو كسانى باشند كه تا به حال به علت گران بودن پرتقال نتوانسته‏‌اند آن را تهیه كنند و شاید با ارزان شدن آن مى‌‏توانستند تهیه كنند، در حالى كه شما این مقدار پرتقال را براى 3 الی 4 روز خریده‌‏اید، ببرید مقدارى از آن را پس بدهید.»
امام(ره) پس از مصرف پماد دارویی، یک دستمال كاغذى را به 4 تكه تقسیم كرد و با یک قسمت از آن چربى پایشان را پاک كرد و 3 قسمت دیگر را داخل پاكت گذاشت تا براى دفعات بعد بتواند از آن استفاده كند. ایشان به همراهشان در خصوص استفاده از دستمال كاغذى توصیه کرد: «شما اینطور نباشید، ولى باید رعایت كنید.»
امام(ره) در خصوص مصرف آب چاهی که برای یک باغ حفر شده بود به باغبان فرمود: «حاجى خیلى از این آب استفاده مى‏‌كنى.» ایشان حتی در مورد برقی كه براى بالا آوردن آب از چاه مصرف شد ملاحظه داشت. خیلى مقید بود كه در هیچ زمینه‌‏اى اسراف نشود.
ایشان اگر مى‌‏دید چیز خوراكى در سطل زباله ریخته شده بسیار ناراحت مى‌‏شد كه چرا خوراكى را در سطل ریخته‏‌اند.

برنامه ریزی و نظم دقیق
امام خمینی(ره) ساعات شبانه روز خود را جهت اموری چون عبادت، استراحت، مطالعه، رفت و آمد و... تقسیم بندی و مشخص کرد که این برنامه ریزی، مبنای تنظیم برنامه خانواده ایشان نیز بود. امام(ره) برای زمان‌های کوتاه قبل از شام یا ناهار یا قبل از اخبار، برنامه داشت تا مبادا این زمان به بطالت بگذرد.
به گزارش پایگاه پرسن‌گرام ساعات شبانه روز امام(ره) چنان تقسیم بندی شده بود که اهل خانه بدون این که ایشان را ببینند، می‌دانستند ایشان در فلان ساعت، مشغول چه کاری هستند. نظم و انضباط امام(ره) را می‌توان در 2 بعد فکری و عملی مشاهده کرد. ایشان از نظم فکری بالایی برخوردار بود و در طول زندگی پر بار خویش، هیچ گاه دچار حتی کمترین تزلزل فکری و عقیدتی نشد.
امام(ره) ضمن دستیابی به اصول متین و قطعی دین مبین اسلام در ابعاد گوناگون، همواره بر پیاده کردن آنها پافشاری کرد و هرگز در راه خویش گرفتار شک و تردید نشد. ایشان خط مشی مشخصی را در زندگی، پی گرفت و از آن پیروی کرد.
امام(ره)، درباره نظم فکری فرمود: «اگر در زندگی مان، در رفتار و حرکاتمان نظم بدهیم، فکرمان هم بالطبع نظم می‌گیرد؛ وقتی فکر نظم گرفت. ... یقیناً از آن نظم فکری کامل الهی هم برخوردار خواهد شد.»
تدبیر و برنامه ریزی نیز اثر به سزایی در زندگی بهتر دارد و از هر گونه لغزش و اشتباه جلوگیری می‌نماید و از اتلاف نیروها و امکانات، دوباره کاری‌ها و مقطعی بودن کارها، جلوگیری می‌کند.
امام خمینی(ره)، نیز براساس برنامه ریزی بر تمام دقایق عمر خود، تسلط داشت. ایشان از کمترین زمان بیشترین استفاده را می‌کرد و هیچگاه وقتشان هدر نمی‌رفت.
سخاوت و بخشندگی
امام خمینی(ره) هدایاى عتیقه و نفیسى از قبیل قرآن خطى را بخشید و فرمود: «به جایى كه بتوانند حفظ كنند، بدهید.» ایشان قرآن خطى گران بهایى را به كتابخانه آستان قدس رضوى فرستاد و كتاب‌هایى را كه از سوى مؤسسه‏هاى انتشاراتى یا از سوى نویسندگان هدیه گرفت جز در مواردی كه كتاب‌هاى عرفانى جدید الطبع بود (كه آنها را نزد خود نگه داشت.) پس از مطالعه می‏فرمود: «ببرید بدهید به كسى كه از آنها استفاده كند.»
لباس‌هاى امام(ره) از یكى دو دست تجاوز نکرد با این كه پارچه‏ها و لباس‌هاى دوخته و ندوخته برایشان هدیه ‏آوردند ولى همه را به دیگران بخشید. در خوراک نیز خیلى اهل قناعت ‏بود و اقتصاد را در زندگى ‏لحاظ می‌كرد در حالى كه همه گونه امكانات براى ایشان فراهم بود.

زهد و ساده زیستی
به طور قطع و یقین خصوصاً پس از انقلاب براى هیچ مرجعى سیل وجوهات، خیرات، نذورات و هدیه‏‌هاى شخصى به اندازه امام خمینی(ره) سرازیر نشد اما این كثرت و فراوانى در زندگى ایشان حتى در امور مربوط به زندگى شخصى و خصوصى تفاوت و تغییرى را پدید نیاورد كه باعث ‏شود با مصرف زیادتر و هزینه بیشتر از روال زندگى زاهدانه فاصله بگیرد. در حقیقت، براى هیچ كس مثل امام(ره)، شهرت، ریاست، دنیا و متاع آن روى نیاورد و هیچ كس هم مانند امام(ره) از این مناصب دوری نکرد.
همسر امام(ره) در خصوص مراسم ازدواجشان گفت: «بسیار ساده برگزار شد و زندگی ایشان یک زندگی طلبگی اما نسبتاً آبرومند بود.»
امام خمینی(ره) هیچ گاه از سطح کمترین فرد جامعه بالا نیامد و حتی حاضر نشد در گرمای طاقت فرسای نجف، پنکه‌ای بخرد و یا شب‌ها برای استراحت به منطقه خنک‌تری مانند کوفه برود. ایشان حتی در پاریس نیز، با وجود سرمای هوا و کهولت سنشان، دستور داد وسایل گرمازای منزل مسکونیشان را خاموش کنند تا با مردم ایران که در زمستان سال 1357، به علت کمبود نفت در مضیقه بودند و سرما را تحمل می‌کردند، همدردی کند. امام(ره) توانست در بهترین شرایط، به لحاظ مادی، زندگی کند اما ساده ‌زیست.
اگر کسی از تمکن مالی برخوردار نباشد و ساده زندگی کند، ارزش نیست؛ زیرا سادگی بر او تحمیل شده است. لذا بعضی، سادگی را نشأت گرفته از فقر می‌دانند و معتقدند کسی که ندارد، ساده زندگی می‌کند. ولی میان فقر و سادگی تفاوت وجود دارد، سادگی بر فقرا، تحمیل شده است اما ساده زیست‌ها، سادگی را خود انتخاب کرده‌اند؛ با آن که ممکن است از تمکن مالی هم برخوردار باشند و این، یک ارزش است.
به گزارش پایگاه پرسن‌گرام امام(ره) در تمام طول عمر چیزى بر اموال خود نیفزود. تنها ملک مزروعی مختصرى از پدربزرگشان مانده بود و درآمد حاصل از این زمین را خرج امور خود و خانواده ‏كرد.
این سادگی در زندگی امام(ره) و اطرافیان ایشان، قابل مشاهده بود. ایشان نه تنها از تجملات بیزار بود، بلکه از امور غیر تجملی هم دوری ‌کرد.
"سید حمید روحانی" (مؤلف کتاب تحلیلی از نهضت امام) گفت: «امام در زندگی همواره ساده می‌زیست، ساده می‌پوشید، ساده می‌خورد، از غذای چرب و نرم پرهیز می‌کرد، از خوراکی‌های مقوی پرهیز می‌کرد؛ در نجف غذای مورد علاقه ایشان نان و پنیر و گردو بود. در رفت و آمدها، تا جایی که امکان داشت از گرفتن اتومبیل خودداری می‌کرد.»
سادگی جزو خصایص امام(ره) بود و هیچ حادثه‌ای باعث نشد تا این خصیصه جای خود را به چیز دیگری بدهد. ایشان حتی پس از پیروزی انقلاب و ورود به خاک میهن و در اوج احساسات مردم، سادگی خود را حفظ کرد و از بسیاری از تجملات دوری کرد.
امام(ره) در خصوص مراسم تشریفات ورود به ایران فرمود: «مگر می‌خواهند کورش را وارد ایران کنند. ... یک طلبه از ایران خارج شده و همان طلبه به ایران باز می‌گردد. من می‌خواهم میان امّتم باشم و همراه آنان بروم ولو پایمال شوم.»
اتاق بیرونی امام(ره) با زیلوهای کهنه پوشیده شده بود که برخی از همراهان گفتند: «این‌ها مناسب منزل شما نیست اجازه بدهید آنها را تعویض کنیم.» امام(ره) در جواب فرمود: «مگر منزل صدر اعظم است؟!» و اجازه تعویض نداد.
امام(ره) در زندگی خود با الگوگیری از بانوی بزرگ اسلام، همواره ساده زیستی را برای خود، مردم و مسئولین، مورد تأکید قرار داد و در اتاقشان، به جای فرش، از موکت استفاده کرد.
جالبترین و زیباترین خاطرات ساده زیستی امام(ره)، ملاقات با افراد بیگانه و گاهی منافقینی که بعدها با مشاهده زندگی و رفتار امام(ره) به عنوان رهبر جامعه اسلامی، متحوّل و مسلمان شدند، می‌باشد.
برای مهمانان غیر ایرانی نیز نوع زندگی امام(ره) و ساده زیستی ایشان غیرمنتظره بود. رهبر جامعه اسلامی که تمام دنیا را با یک پیامش ‌لرزاند چنین منزل محقری داشته باشد و از آنجا بتواند این چنین بر جامعه اسلامی حکمرانی کند.
همان شبى كه خواستند امام(ره) را غسل و كفن كنند، دیدند كه این رهبر عظیم و بزرگمرد عالم اسلام حتى یک كفن نیز از خود ندارد که حاكى از نفس مهذب و خصلت‌هاى پیامبر گونه ایشان بود.

ورزش در زندگی
از جمله کسانی که به امر ورزش اهمیت داد و خود به آن عمل کرد، رهبر کبیر انقلاب بود. ایشان تأکید زیادی بر ورزش سالم داشت و فرمود: «عقل سالم در بدن سالم است. ورزش همان طور که بدن را تربیت می‌کند ... عقل را هم سالم می‌کند و اگر عقل سالم شد، تهذیب نفس هم دنبال او باید باشد. شما همان طور که ورزش می‌کنید و اعصاب خودتان را قوی می‌کنید، و ان شاء‌ا... برای مملکت و آتیه مملکت مفید خواهید شد، لازم است که همه ابعاد وجودی خودتان را تحت تربیت ورزشی درآورید. ... آن‌ها که جنبه ورزشکاری و مادی را دارند، آنها جوان‌هایی هستند که قوای جسمی‌شان به خاطر همین ورزش نشاط و آمادگی پیدا می‌کند، آن وقت روح آنها معنویات و ایمان را زودتر قبول می‌کند.»
امام خمینی(ره) به بسیاری از رشته‌های ورزشی علاقمند بود از جمله می‌توان به کوهنوردی، فوتبال در سنین نوجوانی، شنا، ژیمناستیک، پرش طول و ارتفاع و ورزش‌های باستانی و کشتی در سنین جوانی اشاره کرد. اما در سنین کهنسالی بیشتر به کوهنوردی و پیاده روی پرداخت و هیچ گاه به خاطر برنامه‌ای، از ورزش نمی‌گذشت. ایشان در توصیه‌هایشان به فرزندان و نوه‌های خود فرمود: «در ساعت تفریح، درس نخوانید و در ساعت درس خواندن، تفریح نکنید؛ هر کدام در جای خود ... من، نه یک ساعت تفریحم را گذاشتم برای درس و نه یک ساعت وقت درسم را برای تفریح گذاشتم.»
به گزارش پایگاه پرسن‌گرام امام(ره) بعضی از تابستان‌ها به درکه تهران می‌رفت و یک ماه با خانواده، در منزل یک پیرزن، به سر ‌بردند. امام(ره) عصرها با همان لباس روحانیت به کوه می‌رفت. ایشان تا سن 50 سالگی به کوهنوردی پرداخت.
امام(ره) در یک برنامه منظم، روزانه یک ساعت و نیم پیاده‌روی ‌کرد و علاوه بر آن، حرکاتی را که پزشکان برای ایشان تجویز کرده بودند، در حین انجام کارهای دیگر، انجام ‌داد. ایشان در هر موقعیت مکانی حتی زندان انفرادی یا در هر برهه زمانی، برنامه قدم زدنشان را رها نکرد.
قدم زدن امام(ره) نیز دارای نظم و وقت معینی بود. حجت الاسلام "نصرا... شاه آبادی" نقل کرد: «منزل امام(ره) در نجف یک خانه کوچک 45 متری بود و ایشان برای قدم زدن، هر روز نیم ساعت قبل از غروب به پشت بام رفته و آنجا مشغول قدم زدن می‌شدند، زیرا حیاط کوچک بود و جای قدم زدن نداشت.»

بهداشت و آراستگی ظاهر
توجه امام خمینی(ره) به بهداشت و آراستگی ظاهر چنان بود که هیچ گاه با ظاهری نامرتب در جامعه و حتی در میان افراد خانواده ظاهر نشد و اسوه یک مسلمان واقعی بود. ایشان مقید به پوشیدن کفش تمیز و جوراب‌های مرتب بود و عمامه خود را مرتب می‌کرد. او گاهی اوقات پیراهن خود را لاجورد می‌زد و در جامعه به صورت یک انسان پاک و منزه ظاهر می‌شد.
آیت‌ا... "خامنه‌ای" در این باره فرمود: «در منزل امام، آینه‌ای به دیوار بود که هرگاه امام بلند می‌شدند، خود را در آن می‌دیدند و خود را مرتب می‌کردند. من آن جا به نظم امام پی بردم. در آن زمان طلبه‌ها مقید به آینه و این کارها نبودند؛ علمای پیرمرد که ابداً توجه به این امور نداشتند. لیکن امام خیلی مرتب بودند.»
"زهرا مصطفوی" نقل کرد: «لباس ملاقات امام(ره) جدا بود. اگر روزی 3 الی 4 مرتبه برای ملاقات به حسینیه می‌آمدند، وقتی به اتاق برمی‌گشتند، با آن لباس در اتاق نمی‌نشستند؛ بلکه لباس‌هایشان را در می‌آوردند و تا می‌کردند، عمامه را رویش می‌گذاشتند و یک پارچه سفید هم رویش می‌کشیدند و بعد می‌آمدند، می‌نشستند. امکان داشت روزی 3 الی 4 دفعه به ایشان می‌گفتند که جمعیت برای ملاقات آمده، بفرمایید، باز بلند می‌شدند و لباس خانه را در می‌آوردند و لباس ملاقات را می‌پوشیدند؛ یعنی هر چیز به جای خود.»
زهرا مصطفوی نیز گفت: «امام هر روز 7 بار عطر یا ادکلن می‌زدند. چون بین دو نماز مستحب است عطر بزنند و ریش خود را شانه کنند، لذا هم عطر، هم شانه در سجاده شان بود و حتی در نوع گذاشتن تسبیح به مستحبات و نظم اهمیت می‌دادند و تسبیح را به صورت خاصی بالای سجاده قرار می‌دادند.»
"زهرا اشراقی" (نوه امام(ره)) گفت: «همیشه از چند متری اتاق امام، بوی عطر به مشام می‌رسید. آقا همیشه یک شانه و آینه کوچک کنار دست خود داشتند و از دو شیشه عطر که یکی در جانماز و دیگری در طاقچه بود، استفاده می‌کردند.»
امام(ره) در هفته، 2 بار برنامه استحمام ‌داشت. یکی صبح جمعه همراه با غسل جمعه و صبح سه شنبه وسط هفته. در این 2 روز اصلاح سر و صورت انجام ‌داد و برای اصلاح سر از فرزندان یا همسرشان کمک گرفت و لباس‌های خود را تعویض کرده و لباس پاکیزه ‌پوشید.
"مصطفی کفاش زاده" (مسئول تدارکات در پاریس) نقل کرد: «از دختر امام(ره) شنیدم که امام پیژامه و زیر پیراهنی و حتی دستمال خود را اتو می‌کردند؛ بیش‌تر هماهنگ و همرنگ می‌پوشیدند، لباس رو را هم اتو می‌کردند.»

آرامش خاطر و صلابت محض
سید احمد خمینی فرمود: «شبی که قرار بود فردایش عراق را ترک کنیم، دیدنی بود. مادرم و خواهرم و حسین برادرزاده‌ام و همسرم و همسر برادرم، همگی حالت غیرعادی داشتند. تمام حواس من متوجه امام بود؛ ایشان چون شب‌های قبل سر ساعت خوابیدند و چون همیشه یک ساعت و نیم به اذان صبح، برای نماز شب برخاستند.»
به گزارش پایگاه پرسن‌گرام مجله "ژون افریک" نوشت: «در هواپیمایی که امام(ره) را به تهران می‌برد، همه نگران بودند که آیا می‌توانند در تهران فرود بیایند؟ یا این که مورد حمله هواپیماهای شکاری رژیم شاه قرار می‌گیرند. هیچ کس از این نگرانی نتوانست بخوابد جز یک نفر که آن هم شخص امام خمینی(ره) بود که به طبقه بالای هواپیما رفتند و روی زمین دراز کشیدند و تا صبح خوابیدند.»
دکتر "پور مقدس" (از پزشکان مراقب و معالج امام(ره)) گفت: «از اهل بیت امام(ره) شنیدم که ایشان در جلسات خصوصی شان گفته بودند: «من اصلاً به چیزی مثل پدیده ترس خو نگرفته‌ام و نمی‌دانم ترس چیست یعنی وقتی آدمی می ترسد چطور می‌شود.» ما از نظر پزشکی این قضیه را لمس کردیم که اصلاً ترس در تن امام وجود نداشت؛ چرا که از نظر فیزیولوژی و پزشکی، کسی که بترسد، ماده ای در بدنش ترشح می‌شود به نام "آدرنالین" و این ماده در ضمن ترسیدن، مسئول تظاهرات ترس است؛ یعنی باعث افزایش تعداد ضربان قلب می‌شود، رنگ انسان سفید می‌شود، بدن به لرزش و ارتعاش درمی‌آید، فشار خون بالا می‌رود و حالت نامطلوبی در شخص ایجاد می‌شود و ما که دقیقاً 8 الی 9 سال نبض امام(ره) در دستمان ... بود و حتی این اواخر که قلب ایشان به طریقه تله مانیتور ... کنترل می‌شد ... و در این مدت ناملایمات زیادی رخ داده بود ... هرگز ندیدیم ضربان قلب امام(ره) بالا رود.»
امام خمینی(ره) با صلابت و جدّیت با دولت مردان رفتار می‌کرد و در مقابل ارتکاب به حرام الهی عصبانی می‌شد و همواره نزدیکان خود را امر به معروف و نهی از منکر می‌نمود و سپس دیگران را هدایت می‌کرد.
حجت الاسلام "سید علی غیوری" (نماینده ولی فقیه در جمعیت هلال احمر) نقل کرد: «هیچ گاه در برابر هیچ یک از مخالفین داخلی و خارجی، کوچکترین ضعفی را از خود نشان ندادند و هر قدر مخالف قوی‌تر بود، ایشان سخت‌تر و طبق تشخیص‌شان، با تمام قدرت برخورد می‌کردند. آن روزی که ایادی طاغوت به مدرسه فیضیه یورش آوردند و بنا این بود که بعد از اتمام جنایاتشان در فیضیه، به منزل امام حمله‌ور شوند، حضرت راضی نشدند درب خانه را ببندند.»

هنرمندی و هنرپروری
امام خمینی(ره) در زمینه هنرهای گوناگون از جمله خطاطی، شاعری، سخنوری و نویسندگی یک هنرمند به تمام معنا و برجسته بود. هنری که از فطرت پاک و متعالی ایشان سرچشمه گرفت و در بستر تعلیم و تربیت اسلامی شکوفا شد و با زیباترین قالب‌ها و مفاهیم متعالی الهی به ثمر نشست و همواره در خدمت نشر و ترویج مفاهیم وحی به جامعه اسلامی و انسانی بود.
به گزارش پایگاه پرسن گرام امام(ره) نسبت به انواع تحریر خط شناخت داشت و از خط شکسته بسیار زیبایی برخوردار بود. علاقمندی ایشان به خط و نقاشی و به طور کلی جنبه‌های مختلف هنر، از برجستگی‌های یک رهبر فرزانه و تک بعدی نبودن ایشان به حساب ‌آمد.
یکی از دیدارکنندگان امام(ره) گفت: «پسرم که کلاس پنجم است، دفتر نقاشیش را برای تقدیم به امام(ره) آورده بود که محافظان مانع آوردن آن به خدمت امام(ره) شدند. برای همین، پسرم خیلی ناراحت شده است.» دفتر نقاشی در روزی دیگر تقدیم امام(ره) شد. ایشان با دقت تمام اوراق دفتر را ملاحظه کرد و با رؤیت تصویر پشت دفتر که عبارت بود از تانکی که چرخ‌هایش مدادتراش و تنه‌اش کتاب و لوله شلیک آن یک مداد و سرنشین آن یک طفل بود، متبسّم شد. سپس دستور داد که به آن دانش آموز خردسال و طرّاح روی جلد دفتر جایزه‌ای مناسب پرداخت شود که جایزه همراه با نامه از سوی دفتر به آنها تقدیم شد.


سید روح‌ا... در دوران کودکی جهت آموزش قرآن به مکتب خانه رفت و خوشنویسی را نزد "سید مرتضی پسندیده" آموخت. وی تحصیل معارف و علوم مقدماتی از جمله ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول را نزد استادانی چون "محمود افتخار العلماء"، "رضا نجفی خمینی"، "علی‏ محمد بروجردی"، "محمد گلپایگانی" و "عباس اراکی" در زادگاهش فراگرفت. <br>به گزارش پایگاه پرسن‌گرام سال 1298، آقا روح‌ا... به مدرسه سپهدار‌ واقع در شهر "اراک" رفت و در کلاس درس "عبدالکریم حائری یزدی" حاضر شد. با هجرت حائری یزدی به شهر "قم" و تأسیس حوزه علمیه در این شهر، سید روح‌ا... نیز به همراه جمعی از طلاب در بهار سال 1301، به شهر قم مهاجرت کرد و تحصیلات تکمیلی علوم حوزوی را در حوزه علمیه عبدالکریم حائری گذراند. وی برخی مباحث کتاب مطول (علم معانی و بیان) را نزد "محمد علی ادیب تهرانی" و تکمیل دروس سطح را نزد "سید محمد تقی خوانساری" و "سید علی یثربی کاشانی" و دروس خارج فقه و اصول را نزد عبدالکریم حائری یزدی سپری کرد.<br>آیت‌ا... به دیگر رشته‏‌های علمی نیز علاقه‌مند بود از جمله ریاضیات، هیئت (نجوم) و فلسفه که آن‌ها را در کلاس "سید ابوالحسن رفیعی قزوینی" گذراند. ایشان علوم معنوی و عرفانی را نزد "علی اکبر حکمی یزدی" سپری کرد و همچنین از محضر "محمدرضا مسجد شاهی اصفهانی" علوم عروض (شناخت وزن در شعر)، قوافی (قافیه‌ها)، فلسفه اسلامی و فلسفه غرب بهره برد. او در ادامه سطوح بالای عرفان نظری و عملی (عرفان نظری تفسیر هستی و مانند فلسفه است و عرفان عملی روابط و وظایف انسان را با خود، جهان و خدا بیان می‌کند.) را به مدّت 6 سال نزد "محمدعلی شاه ‏آبادی" آموخت. اندیشه ایشان براساس فلسفه ملاصدرا و عرفان ابن عربی شکل گرفت.<br>سرانجام آقا روح‌ا... خمینی(ره) جامع علوم و فنون اسلامی از جمله فقه، اصول، فلسفه و دیگر علوم اسلامی دست یافت و به درجه رفیع اجتهاد نائل آمد. پس از "سید حسین طباطبایی بروجردی" (مرجع و مسئول حوزه قم) بنا به درخواست مردم و علماء مرجعیت تشیع به آیت‌ا... خمینی(ره) واگذار شد. اوج مرجعیت ایشان 10 سال پایانی عمر بود که بعد از رحلت او تمام جهان اسلام را فرا گرفت. هم اکنون بسیاری از مردم جهان به خصوص مردم ایران با توجه به مسأله "جواز بقاء بر تقلید از میت"، از مقلدین ایشان شدند.

سید روح‌ا... در دوران کودکی جهت آموزش قرآن به مکتب خانه رفت و خوشنویسی را نزد "سید مرتضی پسندیده" آموخت. وی تحصیل معارف و علوم مقدماتی از جمله ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول را نزد استادانی چون "محمود افتخار العلماء"، "رضا نجفی خمینی"، "علی‏ محمد بروجردی"، "محمد گلپایگانی" و "عباس اراکی" در زادگاهش فراگرفت.
به گزارش پایگاه پرسن‌گرام سال 1298، آقا روح‌ا... به مدرسه سپهدار‌ واقع در شهر "اراک" رفت و در کلاس درس "عبدالکریم حائری یزدی" حاضر شد. با هجرت حائری یزدی به شهر "قم" و تأسیس حوزه علمیه در این شهر، سید روح‌ا... نیز به همراه جمعی از طلاب در بهار سال 1301، به شهر قم مهاجرت کرد و تحصیلات تکمیلی علوم حوزوی را در حوزه علمیه عبدالکریم حائری گذراند. وی برخی مباحث کتاب مطول (علم معانی و بیان) را نزد "محمد علی ادیب تهرانی" و تکمیل دروس سطح را نزد "سید محمد تقی خوانساری" و "سید علی یثربی کاشانی" و دروس خارج فقه و اصول را نزد عبدالکریم حائری یزدی سپری کرد.
آیت‌ا... به دیگر رشته‏‌های علمی نیز علاقه‌مند بود از جمله ریاضیات، هیئت (نجوم) و فلسفه که آن‌ها را در کلاس "سید ابوالحسن رفیعی قزوینی" گذراند. ایشان علوم معنوی و عرفانی را نزد "علی اکبر حکمی یزدی" سپری کرد و همچنین از محضر "محمدرضا مسجد شاهی اصفهانی" علوم عروض (شناخت وزن در شعر)، قوافی (قافیه‌ها)، فلسفه اسلامی و فلسفه غرب بهره برد. او در ادامه سطوح بالای عرفان نظری و عملی (عرفان نظری تفسیر هستی و مانند فلسفه است و عرفان عملی روابط و وظایف انسان را با خود، جهان و خدا بیان می‌کند.) را به مدّت 6 سال نزد "محمدعلی شاه ‏آبادی" آموخت. اندیشه ایشان براساس فلسفه ملاصدرا و عرفان ابن عربی شکل گرفت.
سرانجام آقا روح‌ا... خمینی(ره) جامع علوم و فنون اسلامی از جمله فقه، اصول، فلسفه و دیگر علوم اسلامی دست یافت و به درجه رفیع اجتهاد نائل آمد. پس از "سید حسین طباطبایی بروجردی" (مرجع و مسئول حوزه قم) بنا به درخواست مردم و علماء مرجعیت تشیع به آیت‌ا... خمینی(ره) واگذار شد. اوج مرجعیت ایشان 10 سال پایانی عمر بود که بعد از رحلت او تمام جهان اسلام را فرا گرفت. هم اکنون بسیاری از مردم جهان به خصوص مردم ایران با توجه به مسأله "جواز بقاء بر تقلید از میت"، از مقلدین ایشان شدند.


سال 1315، آیت‌ا... خمینی(ره) در رشته‌های فقه، اصول، فلسفه، عرفان و اخلاق اسلامی در کنار تحصیل و تألیف به تدریس در حوزه علمیه قم مشغول شد و در "مدرسه فیضیه"، "مسجد اعظم"، "مسجد محمدیه"، "مدرسه حاج ملاصادق"، "مسجد سلماسی" و... حدود 1200 شاگرد آموزش داد و چندین دوره تدریس داشت. <br>به گزارش پایگاه پرسن‌گرام آیت‌ا... خمینی(ره) همچنین در حوزه علمیه نجف به مدّت 13 سال، در مسجد "شیخ اعظم انصاری" معارف اهل بیت علیهم‌السلام و فقه را در عالیترین سطوح تدریس کرد که مراجع و بزرگان زیادی از جلسات درس او بهره بردند. وی سلسله درس‌های خارج فقه خود را در آبان سال 1344، در این مسجد آغاز کرد. <br>یکم بهمن سال 1348، آیت‌ا... خمینی(ره) در مدت 13 جلسه، تدریس درس خارج فقه مبحث بیع، با موضوع "ولایت فقیه" را در قالب بحث‌های استدلالی به روش فقهی، مورد بررسی قرار داد و به طور خاص ولایت در امر حکومت و با طرح راه‌های مشخص و عملی جنبه‌های سیاسی آن را تدریس داشت. او حکومت‌ها را به 3 دسته تقسیم نمود از جمله جمهوری مشروطه یعنی حکومت تابع رأی اکثریت، استبدادی یعنی حکومت بر مبنای رأی یک نفر، حکومت اسلامی یعنی حکومت قانون الهی را می‌توان برشمرد.

سال 1315، آیت‌ا... خمینی(ره) در رشته‌های فقه، اصول، فلسفه، عرفان و اخلاق اسلامی در کنار تحصیل و تألیف به تدریس در حوزه علمیه قم مشغول شد و در "مدرسه فیضیه"، "مسجد اعظم"، "مسجد محمدیه"، "مدرسه حاج ملاصادق"، "مسجد سلماسی" و... حدود 1200 شاگرد آموزش داد و چندین دوره تدریس داشت.
به گزارش پایگاه پرسن‌گرام آیت‌ا... خمینی(ره) همچنین در حوزه علمیه نجف به مدّت 13 سال، در مسجد "شیخ اعظم انصاری" معارف اهل بیت علیهم‌السلام و فقه را در عالیترین سطوح تدریس کرد که مراجع و بزرگان زیادی از جلسات درس او بهره بردند. وی سلسله درس‌های خارج فقه خود را در آبان سال 1344، در این مسجد آغاز کرد.
یکم بهمن سال 1348، آیت‌ا... خمینی(ره) در مدت 13 جلسه، تدریس درس خارج فقه مبحث بیع، با موضوع "ولایت فقیه" را در قالب بحث‌های استدلالی به روش فقهی، مورد بررسی قرار داد و به طور خاص ولایت در امر حکومت و با طرح راه‌های مشخص و عملی جنبه‌های سیاسی آن را تدریس داشت. او حکومت‌ها را به 3 دسته تقسیم نمود از جمله جمهوری مشروطه یعنی حکومت تابع رأی اکثریت، استبدادی یعنی حکومت بر مبنای رأی یک نفر، حکومت اسلامی یعنی حکومت قانون الهی را می‌توان برشمرد.


مهمترین شاگردان آیت‌ا... خمینی(ره) که در حوزه‌های علمیه مختلف از محضر ایشان بهره بردند آیات عظام و حجج اسلام آقایان عبارتند از: "مرتضی مطهری، سید محمد حسین بهشتی، سید مصطفی خمینی، سید محمد علی قاضی تبریزی، عبد الرحیم ربانی شیرازی، عطاء‌ا... اشرفی اصفهانی، سید محمدرضا سعیدی، علی قدوسی، فضل‌ا... محلاتی، محمد مفتح همدانی، سید عبدالکریم هاشمی نژاد، محمد مهدی ربانی املشی، محمد علی حیدری نهاوندی، مرتضی حائری یزدی، عبدالجواد اصفهانی، سید علی خامنه‌ای (مقام معظم رهبری)، سید موسی شبیری زنجانی، حسینعلی منتظری، علی مشکینی، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، عبدا... جوادی، ابراهیم امینی نجف آبادی، احمد جنتی، ابوالقاسم خزئلی، حسین نوری همدانی، محمد یزدی، محمد موحدی فاضل لنکرانی، عباس محفوظی گیلانی، محمد محمدی گیلانی، جعفر سبحانی، سید عباس خاتم یزدی، حسین راستی کاشانی، علی اکبر مسعودی خمینی، غلامرضا رضوانی، یحیی انصاری شیرازی، حسین شب زنده دار، محمد مؤمن قمی، سید محمد ابطحی کاشانی، محسن حرم پناهی، مرتضی مقتدایی، محمد رضا مهدوی کنی، محمد تقی مصباح یزدی، یوسف صانعی، محمد حسن قدیری، حسین مظاهری، محمد امامی کاشانی، محمد رضا توسلی محلاتی، سید مهدی یثربی کاشانی، سید جلال آشتیانی، سید حسن طاهری خرم آبادی، محمد هادی معرفت، سید موسی صدر، سید مرتضی جزایری، سید عبد‌ا... شرف‌الدین فرزند سید شرف‌الدین، جلال‌الدین طاهر شمسی گلپایگانی، محمدّتقی صدیقین اصفهانی، نصرا... شاه آبادی، صادق خلخالی، رضا گلسرخی، مرتضی بنی فضل تبریزی، محمد هاشمیان کرمانی، علی دوانی، محمدعلی موحدی کرمانی، مهدی حائری تهرانی، سید رضا صدر، عباس ایزدی نجف آبادی، علی کاشانی، سید احمد پیشوایی، سید حسین پیشوایی یزدی، ابوطالب تجلیل تبریزی، محمد حقی سرابی، عباسعلی عمید زنجانی، سید یوسف مدنی تبریزی، اسدا... نوراللهی اصفهانی، سید محمد حسین قائینی، سید احمد امامی اصفهانی، غلامرضا رضوانی اصفهانی، حسین خندق آبادی، عابدی زنجانی، رضا کنی، اسماعیل صدر محلاتی، روح‌ا... شاه آبادی، سید محمد علی حسنی تهرانی، غلامرضا جماعتی، سید ابراهیم علوی خویی، سید حسین موسوی کرمانی، سید محمد جواد علم‌ الهدی، سید محمد آل طه قمی، نصر اللهی، حسین مفیدی دلیجانی، محمدرضا کشفی تهرانی، عباس رفسنجانی، عبد العظیم محصلی خراسانی، عبد المجید رشید پور تهرانی، سید صادق آل محمد اهری، سید عبدالرسول شیرازی (شریعتمداری جهرمی)، سید جعفر یزدی، حسین زرندی قمی، مجتبی تهرانی، سید محمد باقر ابطحی اصفهانی، علی اکبر تربتی، سید مهدی و سید کاظم اخوان مرعشی (برادران 2 قلو)، حسن صافی اصفهانی، محمد علی گرامی، سید یعقوب موسوی زنجانی، ابوالقاسم آشتیانی، سید حسین موسوی کرمانی، صادق سرابی، مرتضی تهرانی، مجتبی حاج آخوند، حسین خرم آبادی، مهدی قاضی خرم آبادی، سید حسن صالح طاهری، اکبر تهرانی، علی افتخاری گلپایگانی، وحید زنجانی، مصطفی زمانی، سید مرتضی خلخالی، عزالدین زنجانی، هاشم تقدیری، محمد جواد حجتی کرمانی، علی اصغر مروارید، غلامرضا صلواتی، سید حسن شیرازی (شریعتمداری)، تقی خلخالی، جواد خندق آبادی، سید رضا برقعی، سید غنی اردبیلی، عبدا... لنکرانی، مهدی حائری یزدی، فضل‌ا... خوانساری، یحیی اراکی، مسلم ملکوتی سرابی، عباسعلی اصفهانی، عبدالحسین زنجانی، بهاءالدین اراکی، محمد نهاوندی، محمد صادق تهرانی، سید جعفر کریمی مازندرانی، سید ابراهیم کرمانشاهی، سید کرامت‌ا... شیرازی، علی آقا پهلوانی، محی الدین فاضل هرندی، ابوالفضل علمائی سرابی، ابوالقاسم محجوب شیرازی، محمد حسین بهجتی یزدی (شفق)، سید محمد طباطبایی فشارکی، مهدی کنی، عزیزا... تهرانی، مجد الدین شیرازی، محمد حسین زرندی کرمانشاهی، محمد حسین لنگرودی، سید اسدا... اشکوری، سید نورالدین اشکوری، سید عباس ابوترابی، مشایخی اراکی، سید هاشم بطحایی گلپایگانی، سید محمد جواد علوی بروجردی، احمد مجتهدی تهرانی، محمود موسوی کاشانی، سید تقی موسوی درچه‌ای، مؤمنی شهمیرزادی، مؤمن شیرازی، عطاء‌ا... انصاری همدانی، جواد آقای کنی، هادی فقهی آذر شهری، حسینعلی نیری بروجردی، نجم‌الدین زنجانی، ابوالقاسم مسافری اصفهانی، محسن خراسانی تهرانی، سید علی یزدی، محمدعلی امینیان گیلانی، سید ابوالقاسم موسوی کرمانی، حسن فاضل افغانی، محقق افغانی، سید مهدی غیوری، سید حمید روحانی، محمد رضا ناصری یزدی، محمد رازی، محمد باقر رفیعی، سید محمدعلی روحانی، سید مهدی روحانی قمی، مهدی فیض قمی، سید جواد سجادی نجف آبادی، رضا حججی نجف آبادی و خلیل سروش محلاتی".

مهمترین شاگردان آیت‌ا... خمینی(ره) که در حوزه‌های علمیه مختلف از محضر ایشان بهره بردند آیات عظام و حجج اسلام آقایان عبارتند از: "مرتضی مطهری، سید محمد حسین بهشتی، سید مصطفی خمینی، سید محمد علی قاضی تبریزی، عبد الرحیم ربانی شیرازی، عطاء‌ا... اشرفی اصفهانی، سید محمدرضا سعیدی، علی قدوسی، فضل‌ا... محلاتی، محمد مفتح همدانی، سید عبدالکریم هاشمی نژاد، محمد مهدی ربانی املشی، محمد علی حیدری نهاوندی، مرتضی حائری یزدی، عبدالجواد اصفهانی، سید علی خامنه‌ای (مقام معظم رهبری)، سید موسی شبیری زنجانی، حسینعلی منتظری، علی مشکینی، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، عبدا... جوادی، ابراهیم امینی نجف آبادی، احمد جنتی، ابوالقاسم خزئلی، حسین نوری همدانی، محمد یزدی، محمد موحدی فاضل لنکرانی، عباس محفوظی گیلانی، محمد محمدی گیلانی، جعفر سبحانی، سید عباس خاتم یزدی، حسین راستی کاشانی، علی اکبر مسعودی خمینی، غلامرضا رضوانی، یحیی انصاری شیرازی، حسین شب زنده دار، محمد مؤمن قمی، سید محمد ابطحی کاشانی، محسن حرم پناهی، مرتضی مقتدایی، محمد رضا مهدوی کنی، محمد تقی مصباح یزدی، یوسف صانعی، محمد حسن قدیری، حسین مظاهری، محمد امامی کاشانی، محمد رضا توسلی محلاتی، سید مهدی یثربی کاشانی، سید جلال آشتیانی، سید حسن طاهری خرم آبادی، محمد هادی معرفت، سید موسی صدر، سید مرتضی جزایری، سید عبد‌ا... شرف‌الدین فرزند سید شرف‌الدین، جلال‌الدین طاهر شمسی گلپایگانی، محمدّتقی صدیقین اصفهانی، نصرا... شاه آبادی، صادق خلخالی، رضا گلسرخی، مرتضی بنی فضل تبریزی، محمد هاشمیان کرمانی، علی دوانی، محمدعلی موحدی کرمانی، مهدی حائری تهرانی، سید رضا صدر، عباس ایزدی نجف آبادی، علی کاشانی، سید احمد پیشوایی، سید حسین پیشوایی یزدی، ابوطالب تجلیل تبریزی، محمد حقی سرابی، عباسعلی عمید زنجانی، سید یوسف مدنی تبریزی، اسدا... نوراللهی اصفهانی، سید محمد حسین قائینی، سید احمد امامی اصفهانی، غلامرضا رضوانی اصفهانی، حسین خندق آبادی، عابدی زنجانی، رضا کنی، اسماعیل صدر محلاتی، روح‌ا... شاه آبادی، سید محمد علی حسنی تهرانی، غلامرضا جماعتی، سید ابراهیم علوی خویی، سید حسین موسوی کرمانی، سید محمد جواد علم‌ الهدی، سید محمد آل طه قمی، نصر اللهی، حسین مفیدی دلیجانی، محمدرضا کشفی تهرانی، عباس رفسنجانی، عبد العظیم محصلی خراسانی، عبد المجید رشید پور تهرانی، سید صادق آل محمد اهری، سید عبدالرسول شیرازی (شریعتمداری جهرمی)، سید جعفر یزدی، حسین زرندی قمی، مجتبی تهرانی، سید محمد باقر ابطحی اصفهانی، علی اکبر تربتی، سید مهدی و سید کاظم اخوان مرعشی (برادران 2 قلو)، حسن صافی اصفهانی، محمد علی گرامی، سید یعقوب موسوی زنجانی، ابوالقاسم آشتیانی، سید حسین موسوی کرمانی، صادق سرابی، مرتضی تهرانی، مجتبی حاج آخوند، حسین خرم آبادی، مهدی قاضی خرم آبادی، سید حسن صالح طاهری، اکبر تهرانی، علی افتخاری گلپایگانی، وحید زنجانی، مصطفی زمانی، سید مرتضی خلخالی، عزالدین زنجانی، هاشم تقدیری، محمد جواد حجتی کرمانی، علی اصغر مروارید، غلامرضا صلواتی، سید حسن شیرازی (شریعتمداری)، تقی خلخالی، جواد خندق آبادی، سید رضا برقعی، سید غنی اردبیلی، عبدا... لنکرانی، مهدی حائری یزدی، فضل‌ا... خوانساری، یحیی اراکی، مسلم ملکوتی سرابی، عباسعلی اصفهانی، عبدالحسین زنجانی، بهاءالدین اراکی، محمد نهاوندی، محمد صادق تهرانی، سید جعفر کریمی مازندرانی، سید ابراهیم کرمانشاهی، سید کرامت‌ا... شیرازی، علی آقا پهلوانی، محی الدین فاضل هرندی، ابوالفضل علمائی سرابی، ابوالقاسم محجوب شیرازی، محمد حسین بهجتی یزدی (شفق)، سید محمد طباطبایی فشارکی، مهدی کنی، عزیزا... تهرانی، مجد الدین شیرازی، محمد حسین زرندی کرمانشاهی، محمد حسین لنگرودی، سید اسدا... اشکوری، سید نورالدین اشکوری، سید عباس ابوترابی، مشایخی اراکی، سید هاشم بطحایی گلپایگانی، سید محمد جواد علوی بروجردی، احمد مجتهدی تهرانی، محمود موسوی کاشانی، سید تقی موسوی درچه‌ای، مؤمنی شهمیرزادی، مؤمن شیرازی، عطاء‌ا... انصاری همدانی، جواد آقای کنی، هادی فقهی آذر شهری، حسینعلی نیری بروجردی، نجم‌الدین زنجانی، ابوالقاسم مسافری اصفهانی، محسن خراسانی تهرانی، سید علی یزدی، محمدعلی امینیان گیلانی، سید ابوالقاسم موسوی کرمانی، حسن فاضل افغانی، محقق افغانی، سید مهدی غیوری، سید حمید روحانی، محمد رضا ناصری یزدی، محمد رازی، محمد باقر رفیعی، سید محمدعلی روحانی، سید مهدی روحانی قمی، مهدی فیض قمی، سید جواد سجادی نجف آبادی، رضا حججی نجف آبادی و خلیل سروش محلاتی".


امام خمینی(ره) تألیفات بیشماری در زمینه اخلاق، عرفان، فقه، اصول، فلسفه، سیاست و اجتماع به زبان‌های فارسی و عربی نوشت که برخی از آن‌ها به چاپ رسید. <br>به گزارش پایگاه پرسن گرام آثار عرفانی امام(ره) عبارتند از:<br>-شرح دعای سحر سال تألیف 1347 ه.ق (1307 ه.ش)، نشر مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی(ره)، سال 1391 ه.ش <br>-شرح حدیث رأس الجالوت، سال تألیف 1348 ه.ق (1308 ه.ش)، نشر مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی(ره)، سال 1375 ه.ش<br>-مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، سال تألیف 1349 ه.ق (1309 ه.ش)<br>-تعلیقه علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، سال تألیف 1355 ه.ق (1315 ه.ش)، انتشارات مؤسسه پاسدار اسلام، سال 1356 ه.ق (1310 ه.ش) <br>-سرالصّلاه، صلاه العارفین یا معراج السالکین، سال تألیف 1358 ه.ق (1317 ه.ش)، نشر مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی(ره)، سال 1378 ه.ش <br>-کتاب اربعین، سال تألیف 1358 ه.ق (1318 ه.ش)، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، سال 1394 ه.ش<br>-آداب الصّلاه، سال تألیف 1361 ه.ق (1321 ه.ش) <br>-الحاشیه علی الاسفار 3 مجلد، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، سال 1381 ه.ش<br>-تعلیقیه بر شرح حدیث رأس الجالوت، حاشیه‌ای بر شرح قاضى سعيد که هنوز به چاپ نرسید.

امام خمینی(ره) تألیفات بیشماری در زمینه اخلاق، عرفان، فقه، اصول، فلسفه، سیاست و اجتماع به زبان‌های فارسی و عربی نوشت که برخی از آن‌ها به چاپ رسید.
به گزارش پایگاه پرسن گرام آثار عرفانی امام(ره) عبارتند از:
-شرح دعای سحر سال تألیف 1347 ه.ق (1307 ه.ش)، نشر مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی(ره)، سال 1391 ه.ش
-شرح حدیث رأس الجالوت، سال تألیف 1348 ه.ق (1308 ه.ش)، نشر مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی(ره)، سال 1375 ه.ش
-مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه، سال تألیف 1349 ه.ق (1309 ه.ش)
-تعلیقه علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، سال تألیف 1355 ه.ق (1315 ه.ش)، انتشارات مؤسسه پاسدار اسلام، سال 1356 ه.ق (1310 ه.ش)
-سرالصّلاه، صلاه العارفین یا معراج السالکین، سال تألیف 1358 ه.ق (1317 ه.ش)، نشر مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی(ره)، سال 1378 ه.ش
-کتاب اربعین، سال تألیف 1358 ه.ق (1318 ه.ش)، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، سال 1394 ه.ش
-آداب الصّلاه، سال تألیف 1361 ه.ق (1321 ه.ش)
-الحاشیه علی الاسفار 3 مجلد، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، سال 1381 ه.ش
-تعلیقیه بر شرح حدیث رأس الجالوت، حاشیه‌ای بر شرح قاضى سعيد که هنوز به چاپ نرسید.


امام خمینی(ره) به مدت 30 سال، فقه استدلالی (روش بیان احکام شرعی با ذکر فتوا و دلایل فتوا) را تدریس کرد و سپس همه این درس‌ها را در بحث‌های طهارت، مکاسب محرمه، بیع، خیارات، خلل صلاه و تقیه به زبان عربی نوشت. <br>عناوین کتاب‌ها و رسائل امام(ره) عبارتند از: <br>-کتاب المکاسب المحرمه 2 مجلد ، سال‌ تألیف 1340 ه.ق (1300 ه.ش)، سال انتشار 1381 ه.ق (1341 ه.ش) به زبان عربی <br>-کشف الاسرار، سال تألیف و چاپ 1323 ه.ش، انتشارات کتابفروشی علمیه اسلامیه تهران<br>-رساله لا ضرر، سال تألیف 1368 ه.ق (1327 ه.ش)، سال چاپ 1344 ه.ش، شهر قم <br>-رساله الاجتهاد و التقلید، سال تألیف 1370 ه.ق (1329 ه.ش)، سال چاپ 1385 ه.ق (1344 ه.ش)، شهر قم <br>-رساله فی التعادل و التراجیح، سال تألیف 1370 ه.ق (1329 ه.ش)، سال چاپ 1385 ه.ق (1344 ه.ش)، شهر قم <br>-رساله فی الطلب و الاراده، سال تألیف 1370 ه.ق (1330 ه.ش) انتشارات علمی و فرهنگی تهران سال 1362 ه.ش، به زبان عربی با ترجمه فارسی<br>-رساله الاستصحاب، سال تألیف 1370 ه.ق (1330 ه.ش)، سال چاپ 1344 ه.ش، شهر قم <br>-تعلیقه علی وسیله النجاه، سال تألیف 1372 ه.ق (1331 ه.ش) <br>-حاشیه رساله ارث خراسانی، سال تألیف 1372 ه.ق (1331 ه.ش) <br>-طهارت جلد اوّل، سال تألیف 1373 ه.ق (1333 ه.ش)، شهرهای قم و نجف سال انتشار 1389 ه.ق (1349 ه.ش) <br>-رساله فی التقیه، سال تألیف 1373 ه.ق (1333 ه.ش)، سال چاپ 1385 ه.ق (1344 ه.ش)، شهر قم <br>-تعلیقه علی العروه الوثقی، سال تألیف 1375 ه.ق (1334 ه.ش)، انتشارات دارالفکر شهر قم <br>-طهارت جلد دوّم، سال تألیف 1376 ه.ق (1335 ه.ش)، شهر قم <br>-طهارت جلد سوّم، سال تألیف 1376 ه.ق (1335 ه.ش)، شهر قم <br>-طهارت جلد چهارم، سال تألیف 1377 ه.ق (1337 ه.ش)، شهر نجف سال انتشار 1389 ه.ق (1349 ه.ش)<br>-البیع جلد اوّل، سال تألیف و چاپ 1380 ه.ق (1339 ه.ش)، شهر نجف <br>-رساله نجاه العباد 3 مجلد، سال چاپ 1380 ه.ق (1339 ه.ش)، شهر قم <br>-حاشیه توضیح المسائل، سال چاپ 1381 ه.ق (1340 ه.ش)، چاپ شد.<br>-تحریر الوسیله 2 مجلد، سال تألیف 1384 ه.ق (1343 ه.ش)، شهرهای نجف، بیروت و قم <br>-البیع جلد دوّم، سال تألیف و چاپ 1391 ه.ق (1350 ه.ش)، شهر نجف<br>-البیع جلد سوّم، سال تألیف و چاپ 1392 ه.ق (1351 ه.ش)، شهر نجف<br>-البیع جلد چهارم، سال تألیف و چاپ 1394 ه.ق (1353 ه.ش)، شهر نجف<br>-البیع جلد پنجم، سال تألیف و چاپ 1396 ه.ق (1355 ه.ش)، شهر نجف<br>-الخلل الصّلاه، سال تألیف 1397 ه.ق (1356 ه.ش)، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) سال 1378 ه.ش، زبان عربی <br>-استفتائات 2 جلد، سال‌ تألیف 1360 تا 1362 ه.ش، انتشارات جامعه مدرسین شهر قم <br>-وصیت‌نامه سیاسی الهی امام خمینی(ره)، تألیف 26 بهمن سال 1361، بازبینی 19 آذر سال 1366، قرائت توسط آیت‌ا... خامنه‌ای در 14 خرداد سال 1368<br>-زبده الاحکام، سازمان تبلیغات اسلامی سال 1362 ه.ش <br>-رساله فی تعیین الفجر فی اللیالی المقمره، سال تألیف 1367 ه.ش<br>-الرسائل العشره، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) سال 1378 ه.ش، زبان عربی <br>-لمحات الاصول، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) سال 1379 ه.ش، به زبان عربی<br>-رساله مناسک حج، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) سال 1382 ه.ش<br>-حکومت اسلامی یا ولایت فقیه، سال چاپ 1391 ه.ش<br>-ملحقات توضیح المسائل، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) سال 1391 ه.ش<br>-توضیح المسائل، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) سال 1392 ه.ش<br>-رساله‌ای مشتمل بر فوایدی در بعضی مسائل مشکله<br>-رساله در رجال، به زبان عربی<br>-رساله فی قاعده من ملک<br>-رساله در موضوع علم اصول<br>-تعلیقه علی کفایه الاصول

امام خمینی(ره) به مدت 30 سال، فقه استدلالی (روش بیان احکام شرعی با ذکر فتوا و دلایل فتوا) را تدریس کرد و سپس همه این درس‌ها را در بحث‌های طهارت، مکاسب محرمه، بیع، خیارات، خلل صلاه و تقیه به زبان عربی نوشت.
عناوین کتاب‌ها و رسائل امام(ره) عبارتند از:
-کتاب المکاسب المحرمه 2 مجلد ، سال‌ تألیف 1340 ه.ق (1300 ه.ش)، سال انتشار 1381 ه.ق (1341 ه.ش) به زبان عربی
-کشف الاسرار، سال تألیف و چاپ 1323 ه.ش، انتشارات کتابفروشی علمیه اسلامیه تهران
-رساله لا ضرر، سال تألیف 1368 ه.ق (1327 ه.ش)، سال چاپ 1344 ه.ش، شهر قم
-رساله الاجتهاد و التقلید، سال تألیف 1370 ه.ق (1329 ه.ش)، سال چاپ 1385 ه.ق (1344 ه.ش)، شهر قم
-رساله فی التعادل و التراجیح، سال تألیف 1370 ه.ق (1329 ه.ش)، سال چاپ 1385 ه.ق (1344 ه.ش)، شهر قم
-رساله فی الطلب و الاراده، سال تألیف 1370 ه.ق (1330 ه.ش) انتشارات علمی و فرهنگی تهران سال 1362 ه.ش، به زبان عربی با ترجمه فارسی
-رساله الاستصحاب، سال تألیف 1370 ه.ق (1330 ه.ش)، سال چاپ 1344 ه.ش، شهر قم
-تعلیقه علی وسیله النجاه، سال تألیف 1372 ه.ق (1331 ه.ش)
-حاشیه رساله ارث خراسانی، سال تألیف 1372 ه.ق (1331 ه.ش)
-طهارت جلد اوّل، سال تألیف 1373 ه.ق (1333 ه.ش)، شهرهای قم و نجف سال انتشار 1389 ه.ق (1349 ه.ش)
-رساله فی التقیه، سال تألیف 1373 ه.ق (1333 ه.ش)، سال چاپ 1385 ه.ق (1344 ه.ش)، شهر قم
-تعلیقه علی العروه الوثقی، سال تألیف 1375 ه.ق (1334 ه.ش)، انتشارات دارالفکر شهر قم
-طهارت جلد دوّم، سال تألیف 1376 ه.ق (1335 ه.ش)، شهر قم
-طهارت جلد سوّم، سال تألیف 1376 ه.ق (1335 ه.ش)، شهر قم
-طهارت جلد چهارم، سال تألیف 1377 ه.ق (1337 ه.ش)، شهر نجف سال انتشار 1389 ه.ق (1349 ه.ش)
-البیع جلد اوّل، سال تألیف و چاپ 1380 ه.ق (1339 ه.ش)، شهر نجف
-رساله نجاه العباد 3 مجلد، سال چاپ 1380 ه.ق (1339 ه.ش)، شهر قم
-حاشیه توضیح المسائل، سال چاپ 1381 ه.ق (1340 ه.ش)، چاپ شد.
-تحریر الوسیله 2 مجلد، سال تألیف 1384 ه.ق (1343 ه.ش)، شهرهای نجف، بیروت و قم
-البیع جلد دوّم، سال تألیف و چاپ 1391 ه.ق (1350 ه.ش)، شهر نجف
-البیع جلد سوّم، سال تألیف و چاپ 1392 ه.ق (1351 ه.ش)، شهر نجف
-البیع جلد چهارم، سال تألیف و چاپ 1394 ه.ق (1353 ه.ش)، شهر نجف
-البیع جلد پنجم، سال تألیف و چاپ 1396 ه.ق (1355 ه.ش)، شهر نجف
-الخلل الصّلاه، سال تألیف 1397 ه.ق (1356 ه.ش)، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) سال 1378 ه.ش، زبان عربی
-استفتائات 2 جلد، سال‌ تألیف 1360 تا 1362 ه.ش، انتشارات جامعه مدرسین شهر قم
-وصیت‌نامه سیاسی الهی امام خمینی(ره)، تألیف 26 بهمن سال 1361، بازبینی 19 آذر سال 1366، قرائت توسط آیت‌ا... خامنه‌ای در 14 خرداد سال 1368
-زبده الاحکام، سازمان تبلیغات اسلامی سال 1362 ه.ش
-رساله فی تعیین الفجر فی اللیالی المقمره، سال تألیف 1367 ه.ش
-الرسائل العشره، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) سال 1378 ه.ش، زبان عربی
-لمحات الاصول، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) سال 1379 ه.ش، به زبان عربی
-رساله مناسک حج، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) سال 1382 ه.ش
-حکومت اسلامی یا ولایت فقیه، سال چاپ 1391 ه.ش
-ملحقات توضیح المسائل، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) سال 1391 ه.ش
-توضیح المسائل، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) سال 1392 ه.ش
-رساله‌ای مشتمل بر فوایدی در بعضی مسائل مشکله
-رساله در رجال، به زبان عربی
-رساله فی قاعده من ملک
-رساله در موضوع علم اصول
-تعلیقه علی کفایه الاصول


اشعار و دیوان امام(ره) عبارتند از:<br>-سبوی عشق، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) سال 1368 ه.ش <br>-باده عشق، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) سال 1368 ه.ش <br>-دیوان امام، مجموعه اشعار امام خمینی(ره)، انتشارات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)، چاپ اوّل سال 1372 ه.ش<br>-وعده ديدار، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) سال 1385 ه.ش<br>-ره عشق، سال تألیف 1362 ه.ش، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) سال چاپ 1387 ه.ش <br>-نقطه عطف، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) سال 1392 ه.ش<br>-محرم راز، سال تألیف 1366 ه.ش، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) سال 1392 ه.ش

اشعار و دیوان امام(ره) عبارتند از:
-سبوی عشق، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) سال 1368 ه.ش
-باده عشق، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) سال 1368 ه.ش
-دیوان امام، مجموعه اشعار امام خمینی(ره)، انتشارات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)، چاپ اوّل سال 1372 ه.ش
-وعده ديدار، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) سال 1385 ه.ش
-ره عشق، سال تألیف 1362 ه.ش، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) سال چاپ 1387 ه.ش
-نقطه عطف، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) سال 1392 ه.ش
-محرم راز، سال تألیف 1366 ه.ش، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) سال 1392 ه.ش


تقریرات (تکرار درس استاد به صورت کتبی بعد از کلاس) جلسات درسی امام(ره) توسط شاگردان وی نوشته و به زبان‌های فارسی و عربی تألیف شد؛ این تقریرات عبارتند از: <br>-رساله فی الاجتهاد و التقلید، جعفر سبحانی، سال‌ تألیف 1370 ه.ق (1329 ه.ش)، سال پاکنویس 1341، به زبان عربی <br>-لب الاثر یا رساله فی الطلب و الاراده و الجبر و التفویض، جعفر سبحانی، سال تألیف 1330 ه.ش، سال پاکنویس 1332 ه.ش، به زبان عربی<br>-رساله فی قاعده لا ضرر یا نیل الاوطار، جعفر سبحانی، سال تألیف 1334 ه.ش، سال پاکنویس 1339 ه.ش<br>-مبارزه با نفس یا جهاد اکبر، نشر مؤسسه تنظیم و حفظ آثار امام(ره) سال 1372 ه.ش <br>-البیع، محمد حسن قدیری، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) سال چاپ 1376 ه.ش، به زبان عربی<br>-تقریر تهذیب الاصول، جعفر سبحانی، نشر اسماعیلیان شهر قم سال چاپ 1382 ه.ش، به زبان عربی

تقریرات (تکرار درس استاد به صورت کتبی بعد از کلاس) جلسات درسی امام(ره) توسط شاگردان وی نوشته و به زبان‌های فارسی و عربی تألیف شد؛ این تقریرات عبارتند از:
-رساله فی الاجتهاد و التقلید، جعفر سبحانی، سال‌ تألیف 1370 ه.ق (1329 ه.ش)، سال پاکنویس 1341، به زبان عربی
-لب الاثر یا رساله فی الطلب و الاراده و الجبر و التفویض، جعفر سبحانی، سال تألیف 1330 ه.ش، سال پاکنویس 1332 ه.ش، به زبان عربی
-رساله فی قاعده لا ضرر یا نیل الاوطار، جعفر سبحانی، سال تألیف 1334 ه.ش، سال پاکنویس 1339 ه.ش
-مبارزه با نفس یا جهاد اکبر، نشر مؤسسه تنظیم و حفظ آثار امام(ره) سال 1372 ه.ش
-البیع، محمد حسن قدیری، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) سال چاپ 1376 ه.ش، به زبان عربی
-تقریر تهذیب الاصول، جعفر سبحانی، نشر اسماعیلیان شهر قم سال چاپ 1382 ه.ش، به زبان عربی


26 بهمن سال 1361، امام(ره) وصیت‌نامه سیاسی الهی خود را نوشت و یک نسخه آن را طی پیامی که در 22 تیر سال 1362، به مناسبت افتتاح اوّلین دوره مجلس خبرگان صادر فرمود، نزد این مجلس به امانت گذاشت. <br>امام خمینی(ره) در 19 آذر سال 1366، وصیت‌نامه خویش را مورد بازبینى قرار داد و پس از تغییراتى در آن، 2 نسخه از متن اصلاحى را که بر روى پاکت آن‌ها به خط ایشان نوشته شده بود "متن وصیت‌نامه سیاسى الهى اینجانب جهت نگهدارى در مجلس خبرگان و آستان قدس رضوى" براى تحویل به مراکز مذکور به نمایندگان خویش سپرد. <br>به گزارش پرسن‌گرام در این مراسم که از طریق سیماى جمهورى اسلامى ایران پخش شد، مرحوم آیت‌ا... "منتظرى"، آیت‌ا... "خامنه‏اى" (رئیس جمهور وقت)، حجت الاسلام و المسلمین "هاشمى رفسنجانى" (رئیس وقت مجلس شوراى اسلامى)، مرحوم آیت‌ا... "مشکینى" (رئیس وقت مجلس خبرگان)، آیت‌ا... "صافى" (دبیر وقت شوراى نگهبان)، آیت‌ا... "موسوى اردبیلى" (رئیس وقت دیوان عالى کشور)، آیت‌ا... "موسوى خوئینى‏ها" (دادستان وقت کل کشور)، آیت‌ا... "مهدوى کنى" (دبیر وقت جامعه روحانیت مبارز)، "کروبى" (دبیر وقت مجمع روحانیون مبارز) و مرحوم "سید احمد خمینى"، "میرحسین موسوى" (نخست وزیر وقت) و اعضاى دفتر امام حضور داشتند.<br>پس از این دیدار، حاضران براى مُهر و موم کردن 2 پاکت وصیت‌نامه به مجلس شوراى اسلامى رفتند و در اتاق ریاست مجلس، ابتدا آیت‌ا.. مشکینى سخنانى ایراد کرد و سپس آقاى سید احمد خمینى وصیت‌نامه را تحویل ایشان داد. مراسم مُهر و موم در حضور جمع انجام گرفت و نسخه مربوط به آستان قدس رضوى را آقایان مهدوى کنى، کروبى، "توسلى" و صانعى به مشهد مقدس بردند و نسخه سابق وصیت‌نامه که در مجلس خبرگان نگهدارى مى‌شد، به وسیله آقاى سید احمد خمینى، نزد امام(ره) برده شد.<br><br>**دستور قرائت وصیت‌نامه**<br>«بسمه تعالی<br>این وصیت‌نامه را پس از مرگ من، احمد خمینی برای مردم بخواند؛ و در صورت عذر، رئیس محترم جمهور یا رئیس محترم شورای اسلامی یا رئیس محترم دیوان عالی کشور، این زحمت را بپذیرند؛ و در صورت عذر، یکی از فقهای محترم نگهبان این زحمت را قبول نماید.<br>روح‌ا... الموسوی الخمینی.»<br>پس از رحلت امام خمینی(ره) این وصیت‌نامه در 14 خرداد سال 1368، توسط آیت‌ا... خامنه‌ای در مجلس شورای اسلامی در برابر اعضای مجلس خبرگان رهبری برای نخستین بار مفتوح و قرائت شد. <br>متن کامل این وصیت‌نامه به شرح زیر است:<br>« بِسْمِ ا... الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ<br>قالَ رسولُ ا... صلی ا... علیه و آله و سلّم: إنّی تارکٌ فیکُمُ الثَقلَینِ، کتابَ ا... و عترتی اهلَ بیتی فإِنَّهُما لَنْ یفْتَرِقا حَتّی یرِدَا عَلَیّ الْحَوضَ<br>الحمدُ... و سُبحانَکَ؛ أللّهُمَّ صلّ ‌علی محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِک و جلالِک و خزائنِ أسرارِ کتابِکَ الذّی تجلّی فیه الأَحدیه بِجمیعِ أسمائکَ حَتّی المُسْتَأْثَرِ منها الّذی لایعْلَمُهُ غَیرک؛ و اللَّعنُ علی ظالِمیهم أصلِ الشَجَره الخَبیثه.<br> و بعد، اینجانب مناسب می‌دانم که شمه‌ای کوتاه و قاصر در باب "ثقلین" تذکر دهم؛ نه از حیث مقامات غیبی و معنوی وعرفانی، که قلم مثل منی عاجز است از جسارت در مرتبه‌ای که عرفان آن بر تمام دایره وجود، از ملک تا ملکوت اعلی و از آنجا تا لاهوت و آنچه در فهم من و تو ناید، سنگین و تحمل آن فوق طاقت، اگر نگویم ممتنع است؛ و نه از آنچه بر بشریت گذشته است، از مهجور بودن از حقایق مقام والای "ثقل اکبر" و "ثقل کبیر" که از هر چیز اکبر است جز ثقل اکبر که اکبر مطلق است؛ و نه از آنچه گذشته است بر این 2 ثقل از دشمنان خدا و طاغوتیان بازیگر که شمارش آن برای مثل منی میسر نیست با قصور اطلاع و وقت محدود؛ بلکه مناسب دیدم اشاره‌ای گذرا و بسیار کوتاه از آنچه بر این 2 ثقل گذشته است بنمایم.<br><br>**حدیث ثقلین حجت قاطع است بر جمیع بشر** <br>شاید جمله لَنْ یفْتَرِقا حتّی یرِدا عَلَی الْحوَض اشاره باشد بر اینکه بعد از وجود مقدس رسول ا... [صلی ا... علیه و آله و سلم] هرچه بر یکی از این 2 گذشته است بر دیگری گذشته است و مهجوریت هر یک مهجوریت دیگری است، تا آنگاه که این 2 مهجور بر رسول خدا در "حوض" وارد شوند. و آیا این "حوض" مقام اتصال کثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دریا است، یا چیز دیگر که به عقل و عرفان بشر راهی ندارد. و باید گفت آن ستمی که از طاغوتیان بر این 2 ودیعه رسول اکرم [صلی ا... علیه و آله و سلم] گذشته، بر امت مسلمان بلکه بر بشریت گذشته است که قلم از آن عاجز است.<br>و ذکر این نکته لازم است که حدیث "ثقلین" متواتر بین جمیع مسلمین است و [در] کتب اهل سنت از "صحاح ششگانه" تا کتب دیگر آنان، با الفاظ مختلفه و موارد مکرره از پیغمبر اکرم [صلی ا... علیه و ‌آله و سلم] به طور متواتر نقل شده است. و این حدیث شریف حجت قاطع است بر جمیع بشر به ویژه مسلمانان مذاهب مختلف؛ و باید همه مسلمانان که حجت بر آنان تمام است جوابگوی آن باشند؛ و اگرعذری برای جاهلان بی‌خبر باشد برای علمای مذاهب نیست.<br><br>**پایه‌گذاری انحراف از دین خدا، کتاب و سنت الهی**<br>اکنون ببینیم چه گذشته است بر کتاب خدا، این ودیعه الهی و ماترک پیامبر اسلام [صلی ا... علیه و آله و سلم] مسائل أسف‌انگیزی که باید برای آن خون گریه کرد، پس از شهادت حضرت علی علیه‌السلام شروع شد. خودخواهان و طاغوتیان، قرآن کریم را وسیله‌ای کردند برای حکومت‌های ضد قرآنی؛ و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را که سراسر قرآن را از پیامبر اکرم [صلی ا... علیه و آله و سلم] دریافت کرده بودند و ندای اِنّی تارکٌ فیکُمُ الثقلان در گوششان بود با بهانه‌های مختلف و توطئه‌های از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده و با قرآن، ‌در حقیقت قرآن را [ که برای بشریت تا ورود به حوض بزرگترین دستور زندگانی مادی ومعنوی بود و است] از صحنه خارج کردند؛ و برحکومت عدل الهی [که یکی از آرمان‌های این کتاب مقدس بوده و هست] خط بطلان کشیدند و انحراف از دین خدا و کتاب و سنت الهی را پایه گذاری کردند، تا کار به جایی رسید که قلم از شرح آن شرمسار است.<br><br>**پس از ایفای نقش قرآن در گورستان‌ها آخوند سیاسی موازن با آخوند بی‌دین شد**<br>و هرچه این بنیان کج به جلو آمد کجی‌ها و انحراف‌ها افزون شد تا آنجا که قرآن کریم را که برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان بلکه عائله بشری، از مقام شامخ احدیت به کشف تام محمدی(ص) تنزل کرد که بشریت را به آنچه باید برسند،‌ برساند و این ولیده "علم الاسماء" را از شرّ شیاطین و طاغوت‌ها رها سازد و جهان را به قسط وعدل رساند و حکومت را به دست اولیاء ا...، معصومین علیهم صلوات الاولین و الآخرین بسپارد تا آنان به هر که صلاح بشریت است بسپارند؛ چنان از صحنه خارج نمودند که گویی نقشی برای هدایت ندارد و کار به جایی رسید که نقش قرآن به دست حکومت‌های جائر و آخوندهای خبیثِ بدتر از طاغوتیان وسیله‌ای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالی شد. و مع‌الأسف به دست دشمنان توطئه‌گر و دوستان جاهل، قرآن این کتاب سرنوشت ساز، نقشی جز در گورستان‌ها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آنکه باید وسیله جمع مسلمانان و بشریت و کتاب زندگی آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا به کلی از صحنه خارج شد، که دیدیم اگر کسی دم از حکومت اسلامی برمی‌آورد و از سیاست که نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار [صلی ا... علیه و آله و سلم] و قرآن و سنت مشحون آن است، سخن می‌گفت گویی بزرگترین معصیت را مرتکب شده؛ و کلمه "آخوند سیاسی" موازن با آخوند بی‌دین شده بود و اکنون نیز هست.<br><br>**بهره‌برداری از اسلام عزیز و قرآن کریم برای هدم آن‌ها**<br>و اخیراً قدرت‌های شیطانی بزرگ به وسیله حکومت‌های منحرفِ خارج از تعلیمات اسلامی، که خود را به دروغ به اسلام بسته‌اند، برای محو قرآن و تثبیت مقاصد شیطانی ابرقدرت‌ها، قرآن را با خط زیبا طبع می‌کنند و به اطراف می‌فرستند و با این حیله شیطانی قرآن را از صحنه خارج می‌کنند. ما همه دیدیم قرآنی را که محمدرضاخان پهلوی طبع کرد و عده‌ای را اغفال کرد و بعض آخوندهای بی‌خبر از مقاصد اسلامی هم مداح او بودند. و می‌بینیم که ملک فهد هر سال مقدار زیادی از ثروت‌های بی‌پایان مردم را صرف طبع قرآن کریم و محالّ تبلیغاتِ مذهبِ ضد قرآنی می‌کند و وهابیت، این مذهب سراپا بی‌اساس و خرافاتی را ترویج می‌کند؛ و مردم و ملّت‌های غافل را سوق به سوی ابرقدرت‌ها می‌دهد و از اسلام عزیز و قرآن کریم برای هدم اسلام و قرآن بهره‌برداری می‌کند.<br><br>**ما مفتخریم که مذهب ما جعفری است**<br>ما مفتخریم و ملّت عزیز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرو مذهبی است که می‌خواهد حقایق قرآنی، که سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلکه بشریت دم می‌زند، ‌از مقبره‌ها و گورستان‌ها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می‌کشاند نجات دهد.<br>و ما مفتخریم که پیرو مذهبی هستیم که رسول خدا مؤسس آن به امر خداوند تعالی بوده، و امیرالمؤمنین علی بن‌ ابی‌طالب، این بنده رها شده از تمام قیود، مأمور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگی‌ها است.<br>ما مفتخریم که کتاب نهج‌البلاغه که بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی‌بخش بشر است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است، از امام معصوم ما است.<br>ما مفتخریم که ائمه معصومین، از علی بن ابی‌طالب گرفته تا منجی بشر حضرت مهدی صاحب زمان [علیهم آلاف التحیات و السلام] که به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است ائمه ما هستند. <br>ما مفتخریم که ادعیه حیات‌بخش که او را "قرآن صاعد" می‌خوانند از ائمه معصومین ما است. ما به "مناجات شعبانیه" امامان و "دعای عرفات" حسین بن علی [علیهماالسلام] و "صحیفه سجادیه" این زبور آل محمد و "صحیفه فاطمیه" که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است از ما است.<br>ما مفتخریم که "باقرالعلوم" بالاترین شخصیت تاریخ است و کسی جز خدای تعالی و رسول [صلی ا... علیه و آله و سلم] و ائمه معصومین [علیهم‌السلام] مقام او را درک نکرده و نتوانند درک کرد، ‌از ما است.<br>و ما مفتخریم که مذهب ما "جعفری" است که فقه ما که دریای بی‌پایان است، یکی از آثار اوست. و ما مفتخریم که به همه ائمه معصومین [علیهم صلوات ا...] و متعهد به پیروی آنانیم.<br>ما مفتخریم که ائمه معصومین ما [صلوات ا... و سلامه علیهم] در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده کردن قرآن کریم که تشکیل حکومت عدل یکی از ابعاد آن است، در حبس و تبعید به سر برده و عاقبت در راه براندازی حکومت‌های جائرانه و طاغوتیان زمان خود شهید شدند. <br>و ما امروز مفتخریم که می‌خواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم و اقشار مختلفه ملّت ما در این راه بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته، جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدا می‌کنند.<br><br>**دست‌آورد زنان زینب‌گونه بالاتر از جنات نعیم است**<br>ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه‌های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر، و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعّالیت دارند؛ و آنان که توان جنگ دارند، در آموزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی از واجبات مهم است شرکت، و از محرومیت‌هایی که توطئه دشمنان و ناآشنایی دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آن‌ها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوندهای بی‌اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده‌اند؛ و آنان که توان جنگ ندارند، در خدمت پشت جبهه به نحو ارزشمندی که دل ملّت را از شوق و شعف به لرزه در می‌آورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب می‌لرزاند، اشتغال دارند. <br>و ما مکرر دیدیم که زنان بزرگواری زینب‌گونه [علیها سلام الله] فریاد می‌زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته و مفتخرند به این امر؛ و می‌دانند آنچه به دست آورده‌اند بالاتر از جنات نعیم است، چه رسد به متاع ناچیز دنیا.<br><br>**دشمنان ملّت و مستضعفان جهان همان دشمنان خدا، قرآن و اسلام‌اند**<br>و ملّت ما بلکه ملّت‌های اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند به اینکه دشمنان آنان که دشمنان خدای بزرگ و قرآن کریم و اسلام عزیزند، درندگانی هستند که از هیچ جنایت و خیانتی برای مقاصد شوم جنایتکارانه خود دست نمی‌کشند و برای رسیدن به‌ ریاست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمی‌شناسند. و در رأس آنان آمریکا این تروریست بالذات دولتی است که سرتاسر جهان را به آتش کشیده و هم پیمان او صهیونیست جهانی است که برای رسیدن به مطامع خود جنایاتی مرتکب می‌شود که قلم‌ها از نوشتن و زبان‌ها از گفتن آن شرم دارند؛ و خیال ابلهانه "اسرائیل بزرگ"! آنان را به هر جنایتی می‌کشاند. و ملّت‌های اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند که دشمنان آن‌ها حسین اردنی این جنایت پیشه دوره گرد، و حسن و حسنی مبارک هم‌آخور با اسرائیل جنایتکارند و در راه خدمت به آمریکا و اسرائیل از هیچ خیانتی به ملّت‌های خود روی‌گردان نیستند. <br>و ما مفتخریم که دشمن ما صدام عفلقی است که دوست و دشمن او را به جنایتکاری و نقض حقوق بین‌المللی و حقوق بشر می‌شناسند و همه می‌دانند که خیانتکاری او به ملّت مظلوم عراق و شیخ نشینان خلیج،‌ کمتر از خیانت به ملّت ایران نباشد.<br>و ما و ملّت‌های مظلوم دنیا مفتخریم که رسانه‌های گروهی و دستگاه‌های تبلیغات جهانی، ‌ما و همه مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی که ابرقدرت‌های جنایتکار دستور می‌دهند متهم می‌کنند. کدام افتخار بالاتر و والاتر از اینکه آمریکا با همه ادعاهایش و همه ساز و برگ‌های جنگی‌اش و آن‌ همه دولت‌های سرسپرده‌اش و به دست داشتن ثروت‌های بی پایانِ ملّت‌های مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه‌های گروهی، در مقابل ملّت غیور ایران و کشور حضرت بقیه ا... [ارواحنا لمقدمه الفداء] آنچنان وامانده و رسوا شده است که نمی‌داند به که متوسل شود! و رو به هرکس می‌کند جواب رد می‌شنود! و این نیست جز به مددهای غیبی حضرت باری تعالی [جلَّت عظمتُه] که ملّت‌ها را به ویژه ملّت ایران اسلامی را بیدار نموده و از ظلمات ستمشاهی به نور اسلام هدایت نموده.<br><br>**راه مستقیم الهی نه به شرق وابسته است و نه به غرب**<br>من اکنون به ملّت‌های شریف ستمدیده و به ملّت عزیز ایران توصیه می‌کنم که از این راه مستقیم الهی که نه به شرق ملحد و نه به غربِ ستمگرِ کافر وابسته است، بلکه به صراطی که خداوند به آن‌ها نصیب فرموده است محکم و استوار و متعهد و پایدارً پایبند بوده، و لحظه‌[ای‌]‌ از شکر این نعمت غفلت نکرده و دست‌های ناپاک عمال ابرقدرت‌ها، چه عمال خارجی و چه عمال داخلی بدتر از خارجی، تزلزلی در نیت پاک و اراده آهنین آنان رخنه نکند؛ و بدانند که هرچه رسانه‌های گروهی عالم و قدرت‌های شیطانی غرب و شرق اشتلم می‌زنند دلیل بر قدرت الهی آنان است و خداوند بزرگ سزای آنان را هم در این عالم و هم درعوالم دیگر خواهد داد. «إنَّه ولی النِّعَم و بِیدِه ملکوتُ کلِّ شیءٍ.»<br>و با کمال جِد و عجز ازملّت‌های مسلمان می‌خواهم که از ائمه اطهار و فرهنگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی این بزرگ راهنمایان عالم بشریت به طور شایسته و به جان و دل و جانفشانی و نثار عزیزان پیروی کنند. از آن جمله دست از فقه سنتی که بیانگر مکتب رسالت و امامت است و ضامن رشد و عظمت ملّت‌ها است، چه احکام اولیه و چه ثانویه که هر 2 مکتب فقه‌ اسلامی است، ذره‌ای منحرف نشوند و به وسواس خناسان معاند با حق و مذهب گوش فرا ندهند و بدانند قدمی انحرافی، مقدمه سقوط مذهب و احکام اسلامی و حکومت عدل الهی است. و از آن جمله از نماز جمعه و جماعت که بیانگر سیاسی نماز است هرگز غفلت نکنند، که این نماز جمعه از بزرگترین عنایات حق تعالی بر جمهوری اسلامی ایران است. <br><br>**مراسم عزاداری ائمه اطهار(ع) موجب وحدت بین مسلمین است** <br>و از آن جمله مراسم عزاداری ائمه اطهار و به ویژه سید مظلومان و سرور شهیدان، حضرت ابی عبدا... الحسین [صلوات وافر الهی و انبیاء و ملائکه ا... و صلحا بر روح بزرگ حماسی او باد] هیچ‌گاه غفلت نکنند. و بدانند آنچه دستور ائمه علیهم‌السلام برای بزرگداشت این حماسه تاریخی اسلام است و آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل بیت است، تمام فریاد قهرمانانه ملّت‌ها است بر سردمداران ستم‌پیشه در طول تاریخ الی الابد. و می‌دانید که لعن ‌و نفرین و فریاد از بیداد بنی امیه [لعنه‌ ا... علیهم] با آنکه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده‌اند، فریاد بر سر ستمگران جهان و زنده نگهداشتن این فریاد ستم‌‌شکن است.<br>و لازم است در نوحه‌ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق [علیهم سلام ا...] به طور کوبنده فجایع و ستمگری‌های ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود؛ و در این عصر که عصر مظلومیت جهان اسلام به دست آمریکا و شوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن ‌جمله آل‌سعود، این خائنین به ‌حرم بزرگ الهی [لعنه ا... و ملائکته و رسله علیهم] است به طور کوبنده یادآوری و لعن و نفرین شود. و همه باید بدانیم که آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است که حافظ ملّیت مسلمین، به ویژه شیعیان ائمه اثنی‌عشر علیهم صلوات ا... و سلم [است].<br>و آنچه لازم است تذکر دهم آن است که وصیت سیاسی الهی اینجانب اختصاص به ملّت عظیم‌الشأن ایران ندارد، بلکه توصیه به جمیع ملل اسلامی و مظلومان جهان از هر ملّت و مذهب می‌باشد.<br>از خداوند [عزوجل] عاجزانه خواهانم که لحظه‌ای ما و ملّت ما را به خود واگذار نکند و از عنایات غیبی خود به این فرزندان اسلام و رزمندگان عزیز لحظه [‌ای] دریغ نفرماید.<br>روح‌ا... الموسوی الخمینی<br>بِسْمِ ا... الْرَحْمنِ الْرَّحیمْ<br>اهمیت انقلاب شکوهمند اسلامی که دستاورد میلیون‌ها انسان ارزشمند و هزاران شهید جاوید آن و آسیب دیدگان عزیز، این شهیدان زنده است و مورد امید میلیون‌ها مسلمانان و مستضعفان جهان است، به قدری است که ارزیابی آن از عهده قلم و بیان والاتر و برتر است. اینجانب، روح‌ا... موسوی خمینی که از کرم عظیم خداوند متعال با همه خطایا مأیوس نیستم و زاد راه پرخطرم همان دلبستگی به کرم کریم مطلق است، به عنوان یک نفر طلبه حقیر که همچون دیگر برادران ایمانی امید به این انقلاب و بقای دستاوردهای آن و به ثمر رسیدن هرچه بیشتر آن دارم، به عنوان وصیت به نسل حاضر و نسل‌های عزیز آینده مطالبی هر چند تکراری عرض می‌نمایم. و از خداوند بخشاینده می‌خواهم که خلوص نیت در این تذکرات عنایت فرماید.<br><br>**انقلاب اسلامی ایران از همه انقلاب‌ها جدا است**<br>1-ما می‌دانیم که این انقلاب بزرگ که دست جهان‌خواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تأییدات غیبی الهی پیروز گردید. اگر نبود دست توانای خداوند امکان نداشت یک جمعیت 36 میلیونی با آن تبلیغات ضدّ اسلامی و ضد روحانی خصوص در این 100 سال اخیر و با آن تفرقه افکنی‌های بی‌حساب قلمداران و زبان مُزدان در مطبوعات و سخنرانی‌ها و مجالس و محافل ضد‌اسلامی و ضد‌ملّی به صورت ملّیت، و آن همه شعرها و بذله گویی‌ها، و آن همه مراکز عیاشی و فحشا و قمار و مسکرات و مواد مخدره که همه و همه برای کشیدن نسل جوان فعّال که باید در راه پیشرفت و تعالی و ترقی میهن عزیز خود فعّالیت نمایند، به فساد و بی‌تفاوتی در پیشامدهای خائنانه، که به دست شاه فاسد و پدر بی‌فرهنگش و دولت‌ها و مجالس فرمایشی که از طرف سفارتخانه‌های قدرتمندان بر ملّت تحمیل می‌شد، و از همه بدتر وضع دانشگاه‌ها و دبیرستان‌ها و مراکز آموزشی که مقدرات کشور به دست آنان سپرده می‌شد، با به کار گرفتن معلمان و استادان غرب زده یا شرق زده صد‌ در صد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامی بلکه ملّی صحیح، با نام "ملّیت" و "ملّی گرایی"، گرچه در بین آنان مردانی متعهد و دلسوز بودند، لکن با اقلیت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان کار مثبتی نمی‌توانستند انجام دهند و با این همه و ده‌ها مسائل دیگر، از آن جمله به انزوا و عزلت کشیدن روحانیان و با قدرت تبلیغاتْ به انحراف فکری کشیدن بسیاری از آنان، ممکن نبود این ملّت با این وضعیت یکپارچه قیام کنند و در سرتاسر کشور با ایده واحد و فریاد "ا... اکبر" و فداکاری‌های حیرت‌آور و معجزه آسا تمام قدرت‌های داخل و خارج را کنار زده و خودْ مقدرات کشور را به دست گیرد. بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلاب‌ها جدا است: هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام. و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملّت مظلوم غارت زده عنایت شده است.<br><br>**اسلام و حکومت اسلامی، پدیده‌ای الهی**<br>2-اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است که با به کار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تأمین می‌کند و قدرت آن دارد که قلم سرخ بر ستمگری‌ها و چپاولگری‌ها و فسادها و تجاوزها بکشد و انسان‌ها را به کمال مطلوب خود برساند. و مکتبی است که برخلاف مکتب‌های غیر توحیدی، در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته، ولو بسیار ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد فروگذار ننموده است؛ و موانع و مشکلات سر راه تکامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آن‌ها کوشیده است. اینک که به توفیق و تأیید خداوند، جمهوری اسلامی با دست توانای ملّت متعهد پایه‌ریزی شده، و آنچه در این حکومت اسلامی مطرح است اسلام و احکام مترقی آن است، بر ملّت عظیم الشأن ایران است که در تحقق محتوای آن به جمیع ابعاد و حفظ و حراست آن بکوشند که حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است، که انبیای عظام از‌ آدم [علیه‌السلام] تا خاتم النبیین [صلی ا... علیه و آله و سلم‌] در راه آن کوشش و فداکاری جانفرسا نموده‌اند و هیچ مانعی آنان را از این فریضه بزرگ باز نداشته؛ و همچنین پس از آنان اصحاب متعهد و ائمه اسلام [علیهم صلوات ا...] با کوشش‌های توانفرسا تا حد نثار خون خود در حفظ آن کوشیده‌اند. و امروز بر ملّت ایران، خصوصاً، و بر جمیع مسلمانان، عموماً، واجب است این امانت الهی را که در ایران به طور رسمی اعلام شده و در مدتی کوتاه نتایج عظیمی به بار آورده، با تمام توان حفظ نموده و در راه ایجاد مقتضیات بقای آن و رفع موانع و مشکلات آن کوشش نمایند. و امید است که پرتو نور آن بر تمام کشورهای اسلامی تابیدن گرفته و تمام دولت‌ها و ملّت‌ها با یکدیگر تفاهم در این امر حیاتی نمایند، و دست ابرقدرت‌های عالمخوار و جنایتکاران تاریخ را تا ابد از سر مظلومان و ستمدیدگان جهان کوتاه نمایند.<br>اینجانب که نفس‌های آخر عمر را می‌کشم به حسب وظیفه، شطری از آنچه در حفظ و بقای این ودیعه الهی دخالت دارد و شطری از موانع و خطرهایی که آن را تهدید می‌کنند، برای نسل حاضر و نسل‌های آینده عرض می‌کنم و توفیق و تأیید همگان را از درگاه پروردگار عالمیان خواهانم.<br><br>**افزایش انسجام و وحدت ملّت عامل یأس کفار و منافقین** <br>الف) بی‌تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است؛ و رمز پیروزی را ملّت می‌داند و نسل‌های آینده در تاریخ خواهند خواند که 2 رکن اصلی آن: انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی؛ و اجتماع ملّت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد.<br>اینجانب به همه نسل‌های حاضر و آینده وصیت می‌کنم که اگر بخواهید اسلام و حکومت ا... بر‌قرار باشد و دست استعمار و استثمارگرانِ خارج و داخل از کشورتان قطع شود، این انگیزه الهی را که خداوند تعالی در قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهید؛ و در مقابل این انگیزه که رمز پیروزی و بقای آن است، فراموشی هدف و تفرقه و اختلاف است. بی‌جهت نیست که بوق‌های تبلیغاتی در سراسر جهان و ولیده‌های بومی آنان تمام توان خود را صرف شایعه‌‌ها و دروغ‌های تفرقه‌افکن نموده‌اند و میلیاردها دلار برای آن صرف می‌کنند. بی‌انگیزه نیست سفر‌های دائمی مخالفان جمهوری اسلامی به منطقه. و مع‌الأسف در بین آنان از سردمداران و حکومت‌های بعض کشورهای اسلامی، که جز به منافع شخص خود فکر نمی‌کنند و چشم و گوش بسته تسلیم آمریکا هستند دیده می‌شود؛ و بعض از روحانی‌نماها نیز به آنان ملحقند.<br>امروز و در آتیه نیز آنچه برای ملّت ایران و مسلمانان جهان باید مطرح باشد و اهمیت آن را در نظر گیرند، خنثی کردن تبلیغات تفرقه افکنِ خانه برانداز است. توصیه اینجانب به مسلمین و خصوص ایرانیان به ویژه در عصر حاضر، آن است که در مقابل این توطئه‌ها عکس العمل نشان داده و به انسجام و وحدت خود، به هر راه ممکن افزایش دهند و کفار و منافقان را مأیوس نمایند.<br><br>**تلاش برای مأیوس نمودن ملّت‌ها از اسلام**<br>ب)از توطئه‌های مهمی که در قرن اخیر، خصوصاً در دهه‌های معاصر، و به ویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا به چشم می‌خورد، تبلیغات دامنه‌دار با ابعاد مختلف برای مأیوس نمودن ملّت‌ها و خصوص ملّت فداکار ایران از اسلام است. گاهی ناشیانه و با صراحت به اینکه احکام اسلام که 1400 سال قبل وضع شده است نمی‌تواند در عصر حاضر کشورها را اداره کند، یا آنکه اسلام یک دین ارتجاعی است و با هر نوآوری و مظاهر تمدن مخالف است، و در عصر حاضر نمی‌شود کشورها از تمدن جهانی و مظاهر آن کناره گیرند، و امثال این تبلیغات ابلهانه و گاهی موذیانه و شیطنت‌آمیز به گونه طرفداری از قداست اسلام که اسلام و دیگر ادیان الهی سر و کار دارند با معنویات و تهذیب نفوس و تحذیر از مقامات دنیایی و دعوت به ترک دنیا و اشتغال به عبادات و اذکار و ادعیه که انسان را به خدای تعالی نزدیک و از دنیا دور می‌کند، و حکومت و سیاست و سر رشته ‌داری بر خلاف آن مقصد و مقصود بزرگ و معنوی است، چه این‌ها تمام برای تعمیر دنیا است و آن مخالف مسلک انبیای عظام است! و مع‌الأسف تبلیغ به وجه دوّم در بعض از روحانیان و متدینان بی‌خبر از اسلام تأثیر گذاشته که حتی دخالت در حکومت و سیاست را به مثابه یک گناه و فسق می‌دانستند و شاید بعضی بدانند! و این فاجعه بزرگی است که اسلام مبتلای به آن بود.<br>گروه اوّل که باید گفت از حکومت و قانون و سیاست یا اطلاع ندارند یا غرضمندانه خود را به بی‌اطلاعی می‌زنند. زیرا اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگری و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردی و اجتماعی و منع از فساد و فحشا و انواع کجروی‌ها، و آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال و خودکفایی و جلوگیری از استعمار و استثمار و استعباد، و حدود و قصاص و تعزیرات بر میزان عدل برای جلوگیری از فساد و تباهی یک جامعه، و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف و صدها از این قبیل، چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود. این دعوی به مثابه آن است که گفته شود قواعد عقلی و ریاضی در قرن حاضر باید عوض شود و به جای آن قواعد دیگر نشانده شود. اگر در صدر خلقت، عدالت اجتماعی‌ باید جاری شود و از ستمگری و چپاول و قتل باید جلوگیری شود، امروز چون قرن اتم است آن روش کهنه شده! و ادعای آنکه اسلام با نوآورد‌ها مخالف است [همان سان که محمدرضا پهلوی مخلوع می‌گفت که اینان می‌خواهند با چهارپایان در این عصر سفر کنند] یک اتهام ابلهانه بیش نیست. زیرا اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآورد‌ها، اختراعات و ابتکارات و صنعت‌های پیشرفته که در پیشرفت و تمدن بشر دخالت دارد، هیچ‌ گاه اسلام و هیچ مذهب توحیدی با آن مخالفت نکرده و نخواهد کرد بلکه علم و صنعت مورد تأکید اسلام و قرآن مجید است. و اگر مراد از تجدد و تمدن به آن معنی است که بعضی روشنفکران حرفه‌ای می‌گویند که آزادی در تمام منکرات و فحشا حتی همجنس‌بازی و از این قبیل، تمام ادیان آسمانی و دانشمندان و عقلا با آن مخالفند گرچه غرب و شرق‌زدگان به تقلید کورکورانه آن را ترویج می‌کنند.<br>و اما طایفه دوّم که نقشه موذیانه دارند و اسلام را از حکومت و سیاست جدا می‌دانند. باید به این نادانان گفت که قرآن کریم و سنت رسول ا... [صلی ا... علیه و آله و سلم] آنقدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند؛ بلکه بسیار از احکام عبادی اسلام، عبادی سیاسی است که غفلت از آن‌ها این مصیبت‌ها را به بارآورده. پیغمبر اسلام (ص) تشکیل حکومت داد مثل سایر حکومت‌های جهان لکن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی. و خلفای اوّل اسلامی حکومت‌های وسیع داشته‌اند و حکومت علی‌بن ابی‌طالب [علیه‌السلام] نیز با همان انگیزه، به طور وسیعتر و گسترده‌تر از واضحات تاریخ است. و پس از آن به تدریج حکومت به اسم اسلام بوده؛ و اکنون نیز مدعیان حکومت اسلامی به پیروی از اسلام و رسول اکرم (ص) بسیارند.<br>اینجانب در این وصیت‌نامه با اشاره می‌گذرم، ولی امید آن دارم که نویسندگان و جامعه‌شناسان و تاریخ نویسان، ‌مسلمانان را از این اشتباه بیرون آورند. و آنچه گفته شده و می‌شود که انبیاء [علیهم‌السلام] به معنویات کار دارند و حکومت و سر رشته‌داری دنیایی مطرود است و انبیاء و اولیاء و بزرگان از آن احتراز می‌کردند و ما نیز باید چنین کنیم، اشتباه تأسف‌آوری است که نتایج آن به تباهی کشیدن ملّت‌های اسلامی و باز کردن راه برای استعمارگران خونخوار است، زیرا آنچه مردود است حکومت‌های شیطانی و دیکتاتوری و ستمگری است که برای سلطه‌جویی و انگیزه‌های منحرف و دنیایی که از آن تحذیر نموده‌اند؛ جمع آوری ثروت و مال و قدرت‌طلبی و طاغوت گرایی است و بالاخره دنیایی است که انسان را از حق تعالی غافل کند. و امّا حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی، همان است که مثل سلیمان بن داوود و پیامبر عظیم الشأن اسلام [صلی ا... علیه و آله و سلم] و اوصیای بزرگوارش برای آن کوشش می‌کردند؛ از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است، چنانچه سیاست سالم که در این حکومت‌ها بوده از امور لازمه است. باید ملّت بیدار و هوشیار ایران با دید اسلامی این توطئه‌ها را خنثی نمایند. و گویندگان و نویسندگان متعهد به کمک ملّت برخیزند و دست شیاطین توطئه‌گر را قطع نمایند.<br><br>**توطئه‌ها و شایعه‌ها علیه جمهوری اسلامی**<br>ج)و از همین قماش توطئه‌ها و شاید موذیانه‌تر، شایعه‌های وسیع در سطح کشور، و در شهرستان‌ها بیشتر، بر اینکه جمهوری اسلامی هم کاری برای مردم انجام نداد. بیچاره مردم با آن شوق و شعف فداکاری کردند که از رژیم ظالمانه طاغوت رهایی یابند، گرفتار یک رژیم بدتر شدند! مستکبران مستکبرتر و مستضعفان مستضعف‌تر شدند! زندان‌ها پر از جوانان که امید آتیه کشور است می‌باشد و شکنجه‌ها از رژیم سابق بدتر و غیر انسانی‌تر است! هر روز عده‌ای را اعدام می‌کنند به اسم اسلام! و ای کاش اسم اسلام روی این جمهوری نمی‌گذاشتند! این زمان از زمان رضاخان و پسرش بدتر است! مردم در رنج و زحمت و گرانی سرسام‌آور غوطه می‌خورند و سردمداران دارند این رژیم را به رژیمی کمونیستی هدایت می کنند! ‌اموال مردم مصادره می‌شود و آزادی در هر چیز از ملّت سلب شده! و بسیاری دیگر از این قبیل امور که با نقشه اجرا می‌شود. و دلیل آنکه نقشه و توطئه در کار است آنکه هرچند روز یک امر در هر گوشه و کنار و در هر کوی و برزن سر زبان‌ها می‌افتد؛ در تاکسی‌ها همین مطلب واحد و در اتوبوس‌ها نیز همین و در اجتماعات چند نفره باز همین صحبت می‌شود؛ و یکی که قدری کهنه شد یکی دیگر معروف می‌شود. و مع‌الأسف بعض روحانیون که از حیله‌های شیطانی بی‌خبرند با تماس یکی،‌ 2 نفر از عوامل توطئه گمان می‌کنند مطلب همان است. و اساس مسأله آن است که بسیاری از آنان که این مسائل را می‌شنوند و باور می‌کنند اطلاع از وضع دنیا و انقلاب‌های جهان و حوادث بعد از انقلاب و گرفتاری‌های عظیم اجتناب ناپذیر آن ندارند [چنانچه اطلاع صحیح از تحولاتی که همه به سود اسلام است ندارند] و چشم بسته و بی‌خبر امثال این مطالب را شنیده و خود نیز با غفلت یا عمد به آنان پیوسته‌اند.<br><br>**قبل از آشنایی به مسائل، به اشکال تراشی برنخیزید** <br>اینجانب توصیه می‌کنم که قبل از مطالعه وضعیت کنونی جهان و مقایسه بین انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلابات و قبل از آشنایی با وضعیت کشورها و ملّت‌هایی که در حال انقلاب و پس از انقلابشان بر آنان چه می‌گذشته است، و قبل از توجه به گرفتاری‌های این کشور طاغوت‌زده از ناحیه رضاخان و بدتر از آن محمدرضا که در طول چپاولگری‌هایشان برای این دولت به ارث گذشته‌اند، از وابستگی‌های عظیم خانمانسوز، تا اوضاع وزارتخانه‌ها و ادارات و اقتصاد و ارتش و مراکز عیاشی و مغازه‌های مسکرات فروشی و ایجاد بی‌بندوباری در تمام شئون زندگی و اوضاع تعلیم و تربیت و اوضاع دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها و اوضاع سینماها و عشرتکده‌ها و وضعیت جوان‌ها و زن‌ها و وضعیت روحانیون و متدینین و آزادیخواهان متعهّد و بانوان عفیف ستمدیده و مساجد در زمان طاغوت و رسیدگی به پرونده اعدام شدگان و محکومان ‌به حبس و رسیدگی به زندان‌ها و کیفیت عملکرد متصدیان و رسیدگی به مال سرمایه‌داران و زمین‌خواران بزرگ و محتکران و گرانفروشان و رسیدگی به دادگستری‌ها و دادگاه‌های انقلاب و مقایسه با وضع سابق دادگستری و قضات و رسیدگی به حال نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای دولت و استاندارها و سایر مأمورین که در این زمان آمده‌اند و مقایسه با زمان سابق و رسیدگی به عملکرد دولت و جهاد سازندگی در روستاهای محروم از همه مواهب حتی آب آشامیدنی و درمانگاه و مقایسه با طول رژیم سابق با در نظر گرفتن گرفتاری به جنگ تحمیلی و پیامدهای آن از قبیل آوارگان میلیونی و خانواده‌های شهدا و آسیب‌دیدگان در جنگ و آوارگان میلیونی افغانستان و عراق و با نظر به حصر اقتصادی و توطئه‌های پی در پی آمریکا و وابستگان خارج و داخلش (اضافه کنید فقدان مبلّغ آشنا به مسائل به مقدار احتیاج و قاضی شرع) و هرج و مرج‌هایی که از طرف مخالفان اسلام و منحرفان و حتی دوستان نادان در دست اجرا است و ده‌ها مسائل دیگر، تقاضا این است که قبل از آشنایی به مسائل، به اشکال تراشی و انتقاد کوبنده و فحاشی برنخیزید؛ و به حال این اسلام غریب که پس از صدها سال ستمگری قلدرها و جهل توده‌ها امروز طفلی تازه‌ پا و ولیده‌ای است محفوف به دشمن‌های خارج و داخل، رحم کنید. و شما اشکال تراشان به فکر بنشینید که آیا بهتر نیست به جای سرکوبی به اصلاح و کمک بکوشید؛ و به جای طرفداری از منافقان و ستمگران و سرمایه ‌داران و محتکران بی‌انصاف از خدا بی‌خبر، طرفدار مظلومان و ستمدیدگان و محرومان باشید؛ و به جای گروه‌های آشوبگر و تروریست‌های مفسد و طرفداری غیر مستقیم از آنان، توجهی به ترور‌شدگان از روحانیون مظلوم تا خدمتگزاران متعهد مظلوم داشته باشید؟<br><br>**کوشش برای اسلامی کردن این کشور**<br>اینجانب هیچگاه نگفته و نمی‌گویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می‌شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی‌انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمی‌کنند؛ ‌لکن عرض می‌کنم که قوه مقننه و قضائیه و اجرائیه با زحمات جانفرسا کوشش در اسلامی کردن این کشور می‌کنند و ملتِ ده‌ها میلیونی نیز طرفدار و مددکار آنان هستند؛ و اگر این اقلیت اشکال تراش و کارشکن به کمک بشتابند، تحقق این آمال آسانتر و سریعتر خواهد بود. و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده میلیونی بیدار شده و متوجّه مسائل است و در صحنه حاضر است، آمال انسانی اسلامی به خواست خداوند متعال جامه عمل به طور چشمگیر خواهد پوشید و کجروان و اشکال تراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند.<br><br>**ایمان و اطمینان به غیب رمز موفقیت و پیروزی ملّت ایران**<br>من با جرأت مدعی هستم که ملّت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملّت حجاز در عهد رسول ا... [صلی ا... علیه و آله و سلم] و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی [صلوات ا... و سلامه علیهما] می‌باشند. آن حجاز که در عهد رسول ا... (ص) مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمی‌کردند و با بهانه‌هایی به جبهه نمی‌رفتند، که خداوند تعالی در سوره "توبه" با آیاتی آن‌ها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است. و آنقدر به ایشان دروغ بستند که به حسب نقل در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق و کوفه که با امیرالمؤمنین(ع) آنقدر بدرفتاری کردند و از اطاعتش سر باز زدند که شکایات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است. و آن مسلمانان عراق و کوفه که با سیدالشهدا علیه‌السلام آن شد که شد. و آنان که در شهادت دستْ آلوده نکردند، یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد. امّا امروز می‌بینیم که ملّت ایران از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبهه‌ها و مردم پشت جبهه‌ها، با کمال شوق و اشتیاق چه فداکاری‌ها می‌کنند و چه حماسه‌ها می‌آفرینند. و می‌بینیم که مردم محترم سراسر کشور چه کمک‌های ارزنده می‌کنند. و می‌بینیم که بازماندگان شهدا و آسیب‌دیدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره‌های حماسه آفرین و گفتار و کرداری مشتاقانه و اطمینان‌بخش با ما و شما روبه‌رو می‌شوند. و این‌ها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان. در صورتی که نه در محضر مبارک رسول اکرم (ص) هستند، و نه در محضر امام معصوم صلوات ا... علیه. و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است. و این رمز موفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است. و اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانی تربیت نموده، و ما همه مفتخریم که در چنین عصری در پیشگاه چنین ملتی می‌باشیم.<br><br>**وصیت امام(ره) به مخالفان جمهوری اسلامی**<br>و اینجانب در اینجا یک وصیت به اشخاصی که به انگیزه مختلف با جمهوری اسلامی مخالفت می‌کنند و به جوانان، چه دختران و چه پسرانی که مورد بهره‌برداری منافقان و منحرفان فرصت‌ طلب و سودجو واقع شده‌اند می‌نمایم، که بی‌طرفانه و با فکر آزاد به قضاوت بنشینید و تبلیغات آنان که می‌خواهند جمهوری اسلامی ساقط شود و کیفیت عمل آنان و رفتارشان با توده‌های محروم و گروه‌ها و دولت‌هایی که از آنان پشتیبانی کرده و می‌کنند و گروه‌ها و اشخاصی که در داخل به آنان پیوسته و از آنان پشتیبانی می کنند و اخلاق و رفتارشان در بین خود و هوادارانشان و تغییر موضع‌هایشان در پیشامدهای مختلف را، با دقت و بدون هوای نفس بررسی کنید، و مطالعه کنید حالات آنان که در این جمهوری اسلامی به دست منافقان و منحرفان شهید شدند، و ارزیابی کنید بین آنان و دشمنانشان؛ نوارهای این شهیدان تا حدی در دست و نوارهای مخالفان شاید در دست شماها باشد، ببینید کدام دسته طرفدار محرومان و مظلومان جامعه هستند.<br>برادران! شما این اوراق را قبل از مرگ من نمی‌خوانید. ممکن است پس از من بخوانید در آن وقت من نزد شما نیستم که بخواهم به نفع خود و جلب نظرتان برای کسب مقام و قدرتی با قلب‌های جوان شما بازی کنم. من برای آنکه شما جوانان شایسته‌ای هستید علاقه دارم که جوانی خود را در راه خداوند و اسلام عزیز و جمهوری اسلامی صرف کنید تا سعادت هر 2 جهان را دریابید. و از خداوند غفور می‌خواهم که شما را به راه مستقیم انسانیت هدایت کند و از گذشته ما و شما با رحمت واسعه خود بگذرد. شماها نیز در خلوت‌ها از خداوند همین را بخواهید، که او هادی و رحمان است.<br><br>**یک وصیت به ملّت شریف ایران**<br>و یک وصیت به ملّت شریف ایران و سایر ملّت‌های مبتلا به حکومت‌های فاسد و در بند قدرت‌های بزرگ می‌کنم؛ امّا به ملّت عزیز ایران توصیه می‌کنم که نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن، که نعمتی عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در این صراط مستقیم پیش می‌آید نهراسید که «إن تَنْصروا ا... ینْصُرْکُمْ وَ یثَبِّتْ اَقدامَکُم» و در مشکلات دولت جمهوری اسلامی با جان و دل شریک و در رفع آن‌ها کوشا باشید، و دولت و مجلس را از خود بدانید، و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری کنید. <br><br>**توصیه به مجلس و دولت**<br>و به مجلس و دولت و دست‌اندرکاران توصیه می‌نمایم که قدر این ملّت را بدانید و در خدمتگزاری به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم همه هستند و جمهوری اسلامی رهاورد آنان و با فداکاری‌های آنان تحقق پیدا کرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است، فروگذار نکنید و خود را از مردم و آنان را از خود بدانید و حکومت‌های طاغوتی را که چپاولگرانی بی‌فرهنگ و زورگویانی تهی مغز بودند و هستند را همیشه محکوم نمایید، البته با اعمال انسانی که شایسته برای یک حکومت اسلامی است.<br><br>**وصیت امام(ره) به ملّت‌های تحت امپریالیزم**<br>و امّا به ملّت‌های اسلامی توصیه می‌کنم که از حکومت جمهوری اسلامی و از ملّت مجاهد ایران الگو بگیرید و حکومت‌های جائر خود را در صورتی که به خواست ملّت‌ها که خواست ملّت ایران است سر فرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید، که مایه بدبختی مسلمانان، حکومت‌های وابسته به شرق و غرب می‌باشند. و اکیداً توصیه می‌کنم که به بوق‌های تبلیغاتی مخالفان اسلام و جمهوری اسلامی گوش فرا ندهید که همه کوشش دارند که اسلام را از صحنه بیرون کنند که منافع ابرقدرت‌ها تأمین شود.<br><br>**به انزوا کشاندن روحانیت؛ از توطئه‌های شیطانی ابر قدرت‌ها**<br>د)از نقشه‌های شیطانی قدرت‌های بزرگ استعمار و استثمارگر که سال‌های طولانی در دست اجرا است و در کشور ایران از زمان رضاخان اوج گرفت و در زمان محمدرضا با روش‌های مختلف دنباله‌گیری شد، به انزوا کشاندن روحانیت است؛ که در زمان رضاخان با فشار و سرکوبی و خلع لباس و حبس و تبعید و هتک حرمات و اعدام و امثال آن، و در زمان محمدرضا با نقشه و روش‌های دیگر که یکی از آن‌ها ایجاد عداوت بین دانشگاهیان و روحانیان بود ، که تبلیغات وسیعی در این زمینه شد؛ و مع‌الأسف به واسطه بی‌خبری هر 2 قشر از توطئه شیطانی ابرقدرت‌ها نتیجه چشمگیری گرفته شد. از یک طرف، از دبستان‌ها تا دانشگاه‌ها کوشش شد که معلمان و دبیران و اساتید و رؤسای دانشگاه‌ها از بین غرب‌زدگان یا شرق‌زدگان و منحرفان از اسلام و سایر ادیان انتخاب و به کار گماشته شوند و متعهدان مؤمن در اقلیت قرار گیرند که قشر مؤثر را که در آتیه حکومت را به دست می‌گیرند، از کودکی تا نوجوانی و تا جوانی طوری تربیت کنند که از ادیان مطلقاً، و اسلام به خصوص، و از وابستگان به ادیان خصوصاً روحانیون و مبلغان، متنفر باشند. و اینان را عمال انگلیس در آن زمان، و طرفدار سرمایه‌داران و زمینخواران و طرفدار ارتجاع و مخالف تمدن و تعالی در بعد از آن معرفی می‌نمودند. و از طرف دیگر، با تبلیغات سوء، روحانیون و مبلغان و متدینان را از دانشگاه و دانشگاهیان ترسانیده و همه را به بی‌دینی و بی‌بند و باری و مخالف با مظاهر اسلام و ادیان متهم می‌نمودند. نتیجه آن که دولتمردانْ مخالف ادیان و اسلام و روحانیون و متدینان باشند؛ و توده‌های مردم که علاقه به دین و روحانی دارند مخالف دولت و حکومت و هر چه متعلق به آن است باشند، و اختلاف عمیق بین دولت و ملّت و دانشگاهی و روحانی راه را برای چپاولگران آنچنان باز کند که تمام شئون کشور در تحت قدرت آنان و تمام ذخایر ملّت در جیب آنان سرازیر شود، چنانچه دیدید به سر این ملّت مظلوم چه آمد، و می‌رفت که چه‌ آید.<br><br>**پیوند دوستی و تفاهم دانشگاهیان و جوانان با روحانیان و طلاب** <br>اکنون که به خواست خداوند متعال و مجاهدت ملّت [از روحانی و دانشگاهی تا بازاری و کارگر و کشاورز و سایر قشرها] بند اسارت را پاره و سد قدرت ابرقدرت‌ها را شکستند و کشور را از دست آنان و وابستگانشان نجات دادند، توصیه اینجانب آن است که نسل حاضر و آینده غفلت نکنند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامی پیوند دوستی و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه‌ها و توطئه‌های دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد آنکه فرد یا افرادی را دیدند که با گفتار و رفتار خود در صدد است بذر نفاق بین آنان افکند او را ارشاد و نصیحت نمایند؛ و اگر تأثیر نکرد از او روگردان شوند و او را به انزوا کشانند و نگذارند توطئه ریشه دواند که سرچشمه را به آسانی می‌توان گرفت. و مخصوصاً اگر در اساتید کسی پیدا شد که می‌خواهد انحراف ایجاد کند، او را ارشاد و اگر نشد، از خود و کلاس خود طرد کنند. و این توصیه بیشتر متوجه روحانیون و محصلین علوم دینی است. و توطئه‌ها در دانشگاه‌ها از عمق ویژه‌ای برخوردار است و هر قشر محترم که مغز متفکر جامعه هستند باید مواظب توطئه‌ها باشند.<br><br>**قصه غم انگیز وابستگی به غرب و شرق**<br>هـ)از جمله نقشه‌ها که مع‌الأسف تأثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده، بیگانه نمودن کشورهای استعمار زده از خویش، و غرب‌زده و شرق‌زده نمودن آنان است به طوری که خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق، ‌2 قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن 2 قدرت را قبله‌ گاه عالم دانستند و وابستگی به یکی از 2 قطب را از فرائض غیرقابل اجتناب معرفی نمودند! و قصه این امر غم‌انگیز، طولانی و ضربه‌هایی که از آن خورده و اکنون نیز می‌خوریم کشنده و کوبنده است.<br><br>**فرنگی مآبی از سر تا پا** <br>و غم‌انگیزتر اینکه آنان ملّت‌های ستمدیده زیر سلطه را در همه چیز عقب نگه ‌داشته و کشورهایی مصرفی بار‌ آوردند و به‌ قدری‌ما را از پیشرفت‌های خود و قدرت‌های شیطانی‌شان ترسانده‌اند که جرأت دست زدن به هیچ ابتکاری نداریم و همه چیز خود را تسلیم آنان کرده و سرنوشت خود و کشورهای خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطیع فرمان هستیم. و این پوچی و تهی مغزی مصنوعی موجب شده که در هیچ امری به فکر و دانش خود اتکاء نکنیم و کورکورانه از شرق و غرب تقلید نماییم بلکه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتکار اگر داشتیم، نویسندگان و گویندگان غرب و شرق‌زده بی‌فرهنگ، آن‌ها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فکر و قدرت بومی ما را سرکوب و مأیوس نموده و می‌نمایند و رسوم و آداب اجنبی را هر چند مبتذل و مفتضح باشد با عمل و گفتار و نوشتار ترویج کرده و با مداحی و ثناجویی آن‌ها را به خورد ملّت‌ها داده و می‌دهند. فی‌المثل، اگر در کتاب یا نوشته یا گفتاری چند واژه فرنگی باشد، بدون توجه به محتوای آن با اعجاب پذیرفته، و گوینده و نویسنده آن را دانشمند و روشنفکر به حساب می‌آورند. و از گهواره تا قبر به هر‌چه بنگریم اگر با واژه غربی و شرقی اسم‌گذاری شود مرغوب و مورد توجه و از مظاهر تمدن و پیشرفتگی محسوب، و اگر واژه‌های بومی خودی به کار رود مطرود و کهنه و واپسزده خواهد بود. کودکان ما اگر نام غربی داشته باشند مفتخر؛ و اگر نام خودی دارند سر به زیر و عقب افتاده‌اند. خیابان‌ها، کوچه‌ها، مغازه‌ها، شرکت‌ها، داروخانه‌ها،‌ کتابخانه‌ها، پارچه‌ها، و دیگر متاع‌ها، هر چند در داخل تهیه شده باید نام خارجی داشته باشد تا مردم از آن راضی و به آن اقبال کنند. فرنگی مآبی از سر تا پا و در تمام نشست و برخاست‌ها و در معاشرت‌ها و تمام شئون زندگی موجب افتخار و سربلندی و تمدن و پیشرفت، و در مقابل، آداب و رسوم خودی‌، کهنه‌پرستی و عقب‌افتادگی است. در هر مرض و کسالتی ولو جزئی و قابل علاج در داخل، باید به خارج رفت و دکترها و اطبای دانشمند خود را محکوم و مأیوس کرد. رفتن به انگلستان و فرانسه و آمریکا و مسکو افتخاری پر ارزش و رفتن به حج و سایر اماکن متبر‌که کهنه‌پرستی و عقب‌ماندگی است. بی‌اعتنایی به آنچه مربوط به مذهب و معنویات است از نشانه‌های روشنفکری و تمدن، و ‌در مقابل، تعهد به این امور نشانه عقب‌ماندگی و کهنه‌پرستی است.<br><br>جوان‌ها ثابت کردند که اگر بخواهیم می‌توانیم<br>اینجانب نمی‌گویم ما خود همه چیز داریم؛ معلوم است ما را در طول تاریخِ نه چندان دور خصوصاً، و در سده‌های اخیر از هر پیشرفتی محروم کرده‌اند و دولتمردان خائن و دودمان پهلوی خصوصاً، و مراکز تبلیغاتی علیه دستاوردهای خودی و نیز خودْ کوچک ‌دیدن‌ها و یا ناچیز دیدن‌ها، ما را از هر فعّالیتی برای پیشرفت محروم کرد. وارد کردن کالاها از هر قماش و سرگرم کردن بانوان و مردان خصوصاً طبقه جوان، به اقسام اجناس وارداتی از قبیل ابزار آرایش و تزئینات و تجملات و بازی‌های کودکانه و به مسابقه کشاندن خانواده‌ها و مصرفی بارآوردن هر چه بیشتر، که خود داستان‌های غم‌انگیز دارد، و سرگرم کردن و به تباهی کشاندن جوان‌ها که عضو فعّال هستند با فراهم آوردن مراکز فحشا و عشرتکده‌ها، و ده‌ها از این مصائب حساب شده، برای عقب نگهداشتن کشورهاست. من وصیت دلسوزانه و خادمانه می‌کنم به ملّت عزیز که اکنون که تا حدود بسیار چشمگیری از بسیاری از این دام‌ها نجات یافته و نسل محروم حاضر به فعّالیت و ابتکار برخاسته و دیدیم که بسیاری از کارخانه‌ها و وسایل پیشرفته مثل هواپیماها و دیگر چیزها که گمان نمی‌رفت متخصصینِ ایران قادر به راه انداختن کارخانه‌ها و امثال آن باشند و همه دست‌ها را به سوی غرب یا شرق دراز کرده بودیم که متخصصین آنان این‌ها را به راه اندازند، در اثر محاصره اقتصادی و جنگ تحمیلی، خود جوانان عزیز ما قطعات محل احتیاج را ساخته و با قیمت‌های ارزانتر عرضه کرده و رفع احتیاج نمودند و ثابت کردند که اگر بخواهیم می توانیم.<br>باید هوشیار و بیدار و مراقب باشید که سیاست‌بازان پیوسته به غرب و شرق با وسوسه‌های شیطانی شما را به سوی این چپاولگران بین‌المللی نکشند؛ و با اراده مصمم و فعّالیت و پشتکار خود به رفع وابستگی‌ها قیام کنید.<br>و بدانید که نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و آمریکا و شوروی کم ندارد و اگر خودی خود را بیابد و یأس را از خود دور کند و چشم داشت به غیر خود نداشته باشد، در دراز مدت قدرت همه کار و ساختن همه چیز را دارد. و آنچه انسان‌های شبیه به اینان به آن رسیده‌اند شما هم خواهید رسید به شرط اتکال به خداوند تعالی و اتکاء به نفس، و قطع وابستگی به دیگران و تحمل سختی‌ها برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه و خارج شدن از تحت سلطه اجانب.<br>و بر دولت‌ها و دست اندرکاران است چه در نسل حاضر و چه در نسل‌های آینده که از متخصصین خود قدردانی کنند و آنان را با کمک‌های مادی و معنوی تشویق به کار نمایند و از ورود کالاهای مصرف‌ساز و خانه برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند.<br>و ازجوانان، دختران و پسران، می‌خواهم که استقلال و آزادی و ارزش‌های انسانی را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرت‌ها و بی‌بند و باری‌ها و حضور در مراکز فحشا که از طرف غرب و عمال بی‌وطن به شما عرضه می‌شود نکنند؛ که آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهی شما و اغفالتان از سرنوشت کشورتان و چاپیدن ذخائر شما و به بند استعمار و ننگ وابستگی کشیدنتان و مصرفی نمودن ملّت و کشورتان به چیز دیگر فکر نمی‌کنند؛ و می‌خواهند با این وسایل و امثال آن شما را عقب مانده، و به اصطلاح آنان "نیمه وحشی" نگه دارند.<br><br>**از توطئه‌های بزرگ ابرقدت‌ها؛ به دست گرفتن مراکز تعلیم و تربیت**<br>و)از توطئه‌های بزرگ آنان، چنانچه اشاره شد و کراراً تذکر داده‌ام، به دست گرفتن مراکز تعلیم و تربیت خصوصاً دانشگاه‌ها است که مقدرات کشورها در دست محصولات آن‌ها است. روش آنان با روحانیون و مدارس علوم اسلامی فرق دارد با روشی که در دانشگاه‌ها و دبیرستان‌ها دارند. نقشه آنان برداشتن روحانیون از سر راه و منزوی کردن آنان است؛ یا با سرکوبی و خشونت و هتاکی که در زمان رضاخان عمل شد ولی نتیجه معکوس گرفته شد؛ یا با تبلیغات و تهمت‌ها و نقشه‌های شیطانی برای جدا کردن قشر تحصیلکرده و به اصطلاح روشنفکر که این هم در زمان رضاخان عمل می‌شد و در ردیف فشار و سرکوبی بود؛ و در زمان محمدرضا ادامه یافت بدون خشونت ولی موذیانه.<br><br>**اصلاح و پاکسازی دانشگاه‌ها از انحرافات**<br>و امّا در دانشگاه نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزش‌های خودی منحرف کنند و به سوی شرق یا غرب بکشانند و دولتمردان را از بین اینان انتخاب و بر سرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آن‌ها هرچه می‌خواهند انجام دهند. اینان کشور را به غارت‌زدگی و غرب‌زدگی بکشانند و قشر روحانی با انزوا و منفوریت و شکست قادر بر جلوگیری نباشد. و این بهترین راه است برای عقب ‌نگهداشتن و غارت کردن کشورهای تحت سلطه، ‌زیرا برای ابرقدرت‌ها بی‌زحمت و بی‌خرج و در جوامع ملّی بی سر و صدا، هرچه هست به جیب آنان می‌ریزد.<br>پس اکنون که دانشگاه‌ها و دانشسراها در دست اصلاح و پاکسازی است، بر همه ما لازم است با متصدیان کمک کنیم و برای همیشه نگذاریم دانشگاه‌ها به انحراف کشیده شود؛ و هرجا انحرافی به چشم خورد با اقدام سریع به رفع آن کوشیم. و این امر حیاتی باید در مرحله اوّل با دست پر توان خود جوانان دانشگاه‌ها و دانشسراها انجام گیرد که نجات دانشگاه از انحراف، نجات کشور و ملّت است.<br>و اینجانب به همه نوجوانان و جوانان در مرحله اوّل، و پدران و مادران و دوستان آن‌ها در مرحله دوّم، و به دولتمردان و روشنفکران دلسوز برای کشور در مرحله بعد وصیت می‌کنم که در این امر مهم که کشورتان را از آسیب نگه می‌دارد، با جان و دل کوشش کنید و دانشگاه‌‎ها را به نسل بعد بسپرید. و به همه نسل‌های مسلسل توصیه می‌کنم که برای نجات خود و کشور عزیز و اسلامِ آدم ساز، دانشگاه‌ها را از انحراف و غرب و شرق‌زدگی حفظ و پاسداری کنید، و با این عمل انسانی اسلامی خود دست قدرت‌های بزرگ را از کشور قطع و آنان را ناامید نمایید. خدایتان پشتیبان و نگهدار باد.<br><br>**تعهد وکلای مجلس شورای اسلامی**<br>ز)از مهمات امور، تعهد وکلای مجلس شورای اسلامی است. ما دیدیم که اسلام و کشور ایران چه صدمات بسیار غم‌انگیزی از مجلس شورای غیر صالح و منحرف، از بعد از مشروطه تا عصر رژیم جنایتکار پهلوی و از هر زمان بدتر و خطرناکتر در این رژیم تحمیلی فاسد خورد؛ و چه مصیبت‌ها و خسارت‌های جانفرسا از این جنایتکاران بی‌ارزش و نوکرمآب به کشور و ملّت وارد شد. در این 50 سال یک اکثریت قلابی منحرف در مقابل یک اقلیت مظلوم موجب شد که هر چه انگلستان و شوروی و اخیراً آمریکا خواستند، با دست همین منحرفانِ از خدا بی‌خبر انجام دهند و کشور را به تباهی و نیستی کشانند. از بعد از مشروطه، هیچ‌گاه تقریباً به مواد مهم قانون اساسی عمل نشد، قبل از رضاخان با تصدی غرب‌زدگان و مشتی خان و زمینخواران؛ و در زمان رژیم پهلوی به دست آن رژیم سفاک و وابستگان و حلقه به گوشان آن.<br><br>**وکلای دارای تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی را به مجلس بفرستید**<br>اکنون که با عنایت پروردگار و همت ملّت عظیم‌الشأن سرنوشت کشور به دست مردم افتاد و وکلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خان‌های ولایات به مجلس شورای اسلامی راه یافتند، و امید است که با تعهد آنان به اسلام و مصالح کشور جلوگیری از هر انحراف بشود. وصیت اینجانب به ملّت در حال و آتیه آن است که با اراده مصمم خود و تعهد خود به احکام اسلام و مصالح کشور در هر دوره از انتخابات وکلای دارای تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی که غالباً بین متوسطین جامعه و محرومین می‌باشند و غیر منحرف از صراط مستقیم [به سوی غرب یا شرق] و بدون گرایش به مکتب‌های انحرافی و اشخاص تحصیلکرده و مطلع بر مسائل روز و سیاست‌های اسلامی، به مجلس بفرستند.<br><br>**روحانیت و مراجع معظم خود را از مسائل جامعه کنار نکشند**<br>و به جامعه محترم روحانیت خصوصاً مراجع معظم، وصیت می‌کنم که خود را از مسائل جامعه خصوصاً مثل انتخاب رئیس‌جمهور و وکلای مجلس، کنار نکشند و بی‌تفاوت نباشند. همه دیدید و نسل آتیه خواهد شنید که دست سیاست‌بازان پیرو شرق و غرب، روحانیون را که اساس مشروطیت را با زحمات و رنج‌ها بنیان گذاشتند از صحنه خارج کردند و روحانیون نیز بازی سیاست‌بازان را خورده و دخالت در امور کشور و مسلمین را خارج از مقام خود انگاشتند و صحنه را به دست غرب‌زدگان سپردند؛ و به سر مشروطیت و قانون اساسی و کشور و اسلام آن آوردند که جبرانش احتیاج به زمان طولانی دارد.<br><br>**جلوگیری از نفوذ وابستگان به 2 قطب استعمارگر و غرب یا شرق‌زدگان**<br>اکنون که بحمدا... تعالی موانع رفع گردیده و فضای آزاد برای دخالت همه طبقات پیش‌آمده است، هیچ عذری باقی نمانده و از گناهان بزرگ نابخشودنی، مسامحه در امر مسلمین است. هرکس به مقدار توانش و حیطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و میهن باشد؛ و با جدیت از نفوذ وابستگان به 2 قطب استعمارگر وغرب یا شرق‎‌زدگان و منحرفان از مکتب بزرگ اسلام جلوگیری نمایند، و بدانند که مخالفین اسلام و کشورهای اسلامی که همان ابرقدرتان چپاولگر بین‌المللی هستند، با تدریج و ظرافت در کشور ما و کشورهای اسلامی دیگر رخنه، و با دست افراد خودِ ملّت‌ها، کشورها را به دام استثمار می‌کشانند. باید با هوشیاری مراقب باشید و با احساس اولین قدمِ نفوذی به مقابله برخیزید و به آنان مهلت ندهید. خدایتان یار ونگهدار باشد.<br><br>**نگذارید حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد**<br>و از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می‌خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد.<br><br>**اقلیت‌ها وکلای خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهوری اسلامی انتخاب نمایند**<br>و به اقلیت‌های مذهبی رسمی وصیت می‌کنم که از دوره‌های رژیم پهلوی عبرت بگیرند و وکلای خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهوری اسلامی و غیر وابسته به قدرت‌های جهانخوار و بدون گرایش به مکتبهای الحادی و انحرافی و التقاطی انتخاب نمایند.<br>و از همه نمایندگان خواستارم که با کمال حسن نیت و برادری با هم مجلسان خود رفتار، و همه کوشا باشند که قوانین خدای نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احکام آسمانی آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نایل آیید.<br><br>**شورای نگهبان تحت تأثیر هیچ قدرتی واقع نشوند**<br>و از شورای محترم نگهبان می‌خواهم و توصیه می‌کنم، چه در نسل حاضر و چه در نسل‌های آینده، که با کمال دقّت و قدرت وظایف اسلامی و ملّی خود را ایفا و تحت تأثیر هیچ قدرتی واقع نشوند و از قوانین مخالف با شرع مطهر و قانون اساسی بدون هیچ ملاحظه جلوگیری نمایند و با ملاحظه ضرورات کشور که گاهی با احکام ثانویه و گاهی به ولایت فقیه باید اجرا شود توجه نمایند.<br><br>**ملّت شریف در تمام انتخابات‌ها در صحنه باشند**<br>و وصیت من به ملّت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخاب رئیس‌جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصی که انتخاب می‌کنند روی ضوابطی باشد که اعتبار می‌شود مثلاً در انتخاب‌ خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، توجّه کنند که اگر مسامحه نمایند و خبرگان را روی موازین شرعیه و قانون انتخاب نکنند، چه ‌بسا که خساراتی به اسلام و کشور وارد شود که جبران پذیر نباشد. و در این صورت همه در پیشگاه خداوند متعال مسئول می‌باشند.<br><br>همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام می‌باشند از این قرار، عدم دخالت ملّت از مراجع و علمای بزرگ تا طبقه بازاری و کشاورز و کارگر و کارمند، همه و همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام می‌‌باشند؛ چه در نسل حاضر و چه در نسل‌های آتیه؛ و چه بسا که در بعض مقاطع، عدم حضور و مسامحه،‌ گناهی باشد که در رأس گناهان کبیره است. پس علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد و الاّ کار از دست همه خارج خواهد شد. و این حقیقتی است که بعد از مشروطه لمس نموده‌اید و نموده‌ایم. چه هیچ علاجی بالاتر و والاتر از آن نیست که ملّت در سرتاسر کشور در کارهایی که محول به اوست بر طبق ضوابط اسلامی و قانون اساسی انجام دهد؛ و در تعیین رئیس‌جمهور و وکلای مجلس با طبقه تحصیلکرده متعهد و روشنفکر با اطلاع از مجاری امور و غیر وابسته به کشورهای قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی مشورت کرده، و با علماء و روحانیون با تقوا و متعهد به جمهوری اسلامی نیز مشورت نموده؛ و توجه داشته باشند رئیس‌جمهور و وکلای مجلس از طبقه‌ای باشند؛ که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه‌داران و زمین‌خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمی‌توانند بفهمند.<br><br>**وظیفه سنگین ملّت در تعیین رئیس‌جمهور و نمایندگان خبرگان و مجلس روشن خواهد شد**<br>و باید بدانیم که اگر رئیس‌جمهور و نمایندگان مجلس، شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز برای کشور و ملّت باشند، بسیاری از مشکلات پیش نمی‌آید؛ و مشکلاتی اگر باشد رفع می شود. و همین معنی در انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر با ویژگی خاص باید در نظر گرفته شود؛ که اگر خبرگان که با انتخاب ملّت تعیین می‌شوند از روی کمال دقت و با مشورت با مراجع عظام هر عصر و علمای بزرگ سرتاسر کشور و متدینین و دانشمندان متعهد، به مجلس خبرگان بروند، بسیاری از مهمات و مشکلات به واسطه تعیین شایسته‌ترین و متعهدترین شخصیت‌ها برای رهبری یا شورای رهبری پیش نخواهد آمد، یا با شایستگی رفع خواهد شد. و با نظر به اصل یکصد و نهم و یکصد و دهم قانون اساسی، وظیفه سنگین ملّت در تعیین خبرگان و نمایندگان در تعیین رهبر یا شورای رهبری روشن خواهد شد که اندک مسامحه در انتخاب، چه آسیبی به اسلام و کشور و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد که احتمال آن، که در سطح بالای از اهمیت است برای آنان تکلیف الهی ایجاد می‌کند.<br><br>**رهبری وظیفه سنگین و خطرناکی است**<br>و وصیت اینجانب به رهبر و شورای رهبری در این عصر که عصر تهاجم ابرقدرت‌ها و وابستگان به آنان در داخل و خارج کشور به جمهوری اسلامی و درحقیقت به اسلام است در پوشش جمهوری اسلامی و در عصرهای آینده، آن است که خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهوری اسلامی و محرومان و مستضعفان بنمایند؛ و گمان ننمایند که رهبری فی نفسه برای آنان تحفه‌ای است و مقام والایی، ‌بلکه وظیفه سنگین و خطرناکی است که لغزش در آن اگر خدای نخواسته با هوای نفس باشد، ننگ ابدی در این دنیا و آتش غضب خدای قهار در جهان دیگر در پی دارد.<br>از خداوند منان هادی با تضرع و ابتهال می‌خواهم که ما و شما را از این امتحان خطرناک با روی سفید در حضرت خود بپذیرد و نجات دهد و این خطر قدری خفیفتر برای رؤسای جمهور حال و آینده و دولت‌ها و دست‌اندرکاران، به حسب درجات در مسئولیت‌ها نیز هست که باید خدای متعال را حاضر و ناظر و خود را درمحضر مبارک او بدانند. خداوند متعال راهگشای آنان باشد.<br><br>**تحول دادگستری به دست شورای عالی قضایی** <br>ح)از مهمات امور، مسأله قضاوت است که سر و کار آن با جان و مال و ناموس مردم است. وصیت اینجانب به رهبر و شورای رهبری آن است که در تعیین عالیترین مقام قضایی که در عهده دارند، کوشش کنند که اشخاص متعهد سابقه‌دار و صاحب‌نظر در امور شرعی و اسلامی و در سیاست را نصب نمایند.<br>و از شورای عالی قضایی می‌خواهم امر قضاوت را که در رژیم سابق به وضع أسفناک و غم‌انگیزی درآمده بود با جدیت سر و سامان دهند؛ و دست کسانی که با جان و مال مردم بازی می‌کنند و آنچه نزد آنان مطرح نیست عدالت اسلامی است از این کرسی پر اهمیت کوتاه کنند، و با پشتکار و جدیت به تدریج دادگستری را متحول نمایند؛ و قضات دارای شرایطی که، ان‌شاء ا... با جدیت حوزه‌های علمیه مخصوصاً حوزه مبارکه علمیه قم تربیت و تعلیم می‌شوند و معرفی می‌گردند، به جای قضاتی که شرایط مقرره اسلامی را ندارند نصب گردند، که ان‌شاء ا... تعالی بزودی قضاوت اسلامی در سراسر کشور جریان پیدا کند.<br><br>**تصدی قضا برای اهلش واجب کفایی است**<br>و به قضات محترم در عصر حاضر و اعصار آینده وصیت می‌کنم که با در نظر گرفتن احادیثی که از معصومین صلوات ا... علیهم در اهمیت قضا و خطر عظیمی که قضاوت دارد و توجه و نظر به آنچه درباره قضاوت به غیر حق وارد شده است، این امر خطیر را تصدی نمایند و نگذارند این مقام به غیر اهلش سپرده شود. و کسانی که اهل هستند از تصدی این امر سرباز نزنند و به اشخاص غیر اهل میدان ندهند؛ و بدانند که همانطور‌ که خطر این مقامْ بزرگ است اجر و فضل و ثواب آن نیز بزرگ است. و می‌دانند که تصدی قضا برای اهلش واجب کفایی است.<br><br>**قیام برای نظام دادن به حوزه‌ها لازم و ضروری است** <br>ط)وصیت اینجانب به حوزه‌های مقدسه علمیه آن است که کراراً عرض نموده‌ام که در این زمان که مخالفین اسلام و جمهوری اسلامی کمر به براندازی اسلام بسته‌اند و از هر راه ممکن برای این مقصد شیطانی کوشش می‌نمایند، و یکی از راه‌های با اهمیت برای مقصد شوم آنان و خطرناک برای اسلام و حوزه‌های اسلامی نفوذ دادن افراد منحرف و تبهکار در حوزه‌های علمیه است، که خطر بزرگ کوتاه مدّت آن بد نام نمودن حوزه‌ها با اعمال ناشایسته و اخلاق و روش انحرافی است و خطر بسیار عظیم آن در دراز مدّت به مقامات بالا رسیدن یک یا چند نفر شیاد که با آگاهی بر علوم اسلامی و جا زدن خود را در بین توده‌ها و قشرهای مردم پاکدل و علاقه‌مند نمودن آنان را به خویش و ضربه مهلک زدن به حوزه‌های اسلامی و اسلام عزیز و کشور در موقع مناسب می‌باشد. و می‌دانیم که قدرت‌های بزرگ چپاولگر در میان جامعه‌ها افرادی به صورت‌های مختلف از ملّی‌گراها و روشنفکران مصنوعی و روحانی نمایان که اگر مجال یابند از همه پر خطرتر و آسیب رسانترند ذخیره دارند که گاهی 30 ـ 40 سال با مشی اسلامی و مقدس مآبی یا "پان ایرانیسم" و وطن پرستی و حیله‌های دیگر، با صبر و بردباری در میان ملّت‌ها زیست می‌کنند و در موقع مناسب مأموریت خود را انجام می‌دهند. و ملّت عزیز ما در این مدّت کوتاه پس از پیروزی انقلاب نمونه‌هایی از قبیل "مجاهد خلق" و "فدایی خلق" و "توده‌ای‌ها" و دیگر عناوین دیده‌اند، و لازم است همه با هوشیاری این قسم توطئه را خنثی نمایند و از همه لازمتر حوزه‌های علمیه است که تنظیم و تصفیه آن با مدرسین محترم و افاضل سابقه‌دار است با تأیید مراجع وقت. و شاید تز "نظم در بی‌نظمی" است از القائات شوم همین نقشه‌ریزان و توطئه گران باشد.<br>در هر صورت وصیت اینجانب آن است که در همه اعصار خصوصاً در عصر حاضر که نقشه‌ها و توطئه‌ها سرعت و قوّت گرفته است، قیام برای نظام دادن به حوزه‌ها لازم و ضروری است؛ که علماء و مدرسین و افاضل عظیم‌الشأن صرف وقت نموده و با برنامه دقیق صحیح حوزه‌ها را و خصوصاً حوزه علمیه قم و سایر حوزه‌های بزرگ و با اهمیت را در این مقطع از زمان از آسیب حفظ نمایند.<br><br>**فقه سنتی باید محفوظ بماند**<br>و لازم است علماء و مدرسین محترم نگذارند در درس‌هایی که مربوط به فقاهت است و حوزه‌های فقهی و اصولی از طریقه مشایخ معظم که تنها راه برای حفظ فقه اسلامی است منحرف شوند، و کوشش نمایند که هر روز بر دقّت‌ها و بحث و نظرها و ابتکار و تحقیق‌ها افزوده شود؛ و فقه سنتی که ارث سلف صالح است و انحراف از آن سست شدن ارکان تحقیق و تدقیق است، محفوظ بماند و تحقیقات بر تحقیقات اضافه گردد. <br>و البته در رشته‌های‌ دیگر علوم به مناسبت احتیاجات کشور و اسلام برنامه‌هایی تهیه خواهد شد و رجالی در آن رشته تربیت باید شود. و از بالاترین و والاترین حوزه‌هایی که لازم است به طور همگانی مورد تعلیم و تعلم قرار گیرد، علوم معنوی اسلامی [است]، از قبیل علم اخلاق و تهذیب نفس و سیر و سلوک الی ا... [رزقنا ا... و ایاکم] که جهاد اکبر می باشد.<br><br>**مراقبت از قوه مجریه**<br>ی)از اموری که اصلاح و تصفیه و مراقبت از آن لازم است قوه اجرائیه است. گاهی ممکن است که قوانین مترقی و مفید به حال جامعه از مجلس بگذرد و شورای نگهبان آن را تنفیذ کند و وزیر مسئول هم ابلاغ نماید، لکن به دست مجریان غیر صالح که افتاد آن را مسخ کنند و بر خلاف مقررات یا با کاغذ ‌بازی‌ها یا پیچ و خم‌ها که به آن عادت کرده‌اند یا عمداً برای نگران نمودن مردم عمل کنند، که به تدریج و مسامحه غائله ایجاد می‌کند.<br><br>**وصیت اینجانب به وزرای مسئول**<br>وصیت اینجانب به وزرای مسئول در عصر حاضر و در عصرهای دیگر آن است که علاوه بر آنکه شماها و کارمندان وزارتخانه‌ها بودجه‌ای که از آن ارتزاق می‌کنید مال ملّت، و باید همه خدمتگزار ملّت و خصوصاً مستضعفان باشید، و ایجاد زحمت برای مردم و مخالف وظیفه عمل کردن حرام و خدای نخواسته گاهی موجب غضب الهی می‌شود، همه شما به پشتیبانی ملّت احتیاج دارید. با پشتیبانی مردم خصوصاً طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد و دست ستمشاهی از کشور و ذخائر آن کوتاه گردید. و اگر روزی از پشتیبانی آنان محروم شوید، شماها کنار گذاشته می‌شوید و همچون رژیم شاهنشاهی ستمکار به جای شما ستم پیشگان پست‌ها را اشغال می‌نمایند. بنابر این حقیقت ملموس، باید کوشش در جلب نظر ملّت بنمایید و از رفتار غیر‌اسلامی انسانی احتراز نمایید.<br><br>**وصیت به وزراری کشور**<br>و در همین انگیزه به وزرای کشور در طول تاریخ آینده توصیه می‌کنم که در انتخاب استاندارها دقّت کنند اشخاص لایق، متدین،‌ متعهد، عاقل و سازگار با مردم انتخاب نمایند، تا آرامش در کشور هرچه بیشتر حکمفرما باشد. و باید دانست که گرچه تمام وزیران وزارتخانه‌ها مسئولیت در اسلامی کردن و تنظیم امور محل مسئولیت خود دارند لکن بعضی از آن‌ها ویژگی خاص دارند؛ مثل وزارت خارجه که مسئولیت سفارتخانه‌ها را در خارج از کشور دارند. اینجانب از ابتدای پیروزی به وزرای خارجه راجع به طاغوت‌زدگی سفارتخانه‌ها و تحول آن‌ها به سفارتخانه‌های مناسب با جمهوری اسلامی توصیه‌هایی نمودم، لکن بعض آنان یا نخواستند یا نتوانستند عمل مثبتی انجام دهند. و اکنون که 3 سال از پیروزی می‌گذرد اگر چه وزیر خارجه کنونی اقدام به این امر نموده است و امید است با پشتکار و صرف وقت این امر مهم انجام گیرد.<br><br>**وصیت امام(ره) به وزراری خارجه در همه زمان‌ها**<br>و وصیت من به وزرای خارجه در این زمان و زمان‌های بعد آن است که مسئولیت شما بسیار زیاد است، چه در اصلاح و تحول وزارتخانه و سفارتخانه‌ها؛ و چه در سیاست خارجی حفظ استقلال و منافع کشور و روابط حسنه با دولت‌هایی که قصد دخالت در امور کشور ما را ندارند. و از هر امری که شائبه وابستگی با همه ابعادی که دارد به طور قاطع احتراز نمایید. و باید بدانید که وابستگی در بعض امور هر چند ممکن است ظاهر فریبنده‌ای داشته باشد یا منفعت و فایده‌ای در حال داشته باشد، لکن در نتیجه، ریشه کشور را به تباهی خواهد کشید و کوشش داشته باشید در بهتر کردن روابط با کشورهای اسلامی و در بیدار کردن دولتمردان و دعوت به وحدت و اتحاد کنید که خداوند با شماست.<br><br>**کشورهای اسلامی انتظار نداشته باشند کسی از خارج، در رسیدن به اسلام و پیاده کردن احکام اسلام به آن‌ها کمک کند**<br>و وصیت من به ملّت‌های کشورهای اسلامی است که انتظار نداشته باشید که از خارج کسی به شما در رسیدن به هدف که آن اسلام و پیاده کردن احکام اسلام است کمک کند؛ خود باید به این امر حیاتی که آزادی و استقلال را تحقق می‌بخشد قیام کنید. و علمای اعلام و خطبای محترم کشورهای اسلامی دولت‌ها را دعوت کنند که از وابستگی به قدرت‌های بزرگ خارجی خود را رها کنند و با ملّت خود تفاهم کنند؛ در این صورت پیروزی را در‌ ‌آغوش خواهند کشید. و نیز ملّت‌ها را دعوت به وحدت کنند؛ و از نژادپرستی که مخالف دستور اسلام است بپرهیزند؛ و با برادران ایمانی خود در هر کشوری و با هر نژادی که هستند دست‌ برادری دهند که اسلام بزرگ آنان را برادر خوانده. و اگر این برادری ایمانی با همت دولت‌ها و ملّت‌ها و با تأیید خداوند متعال روزی تحقق یابد، خواهید دید که بزرگترین قدرت جهان را مسلمین تشکیل می‌دهند. به امید روزی که با خواست پروردگار عالم این برادری و برابری حاصل شود.<br><br>**وزارت ارشاد برای تبلیغ حق مقابل باطل کوشش کند** <br>و وصیت اینجانب به وزارت ارشاد در همه اعصار خصوصاً عصر حاضر که ویژگی خاصی دارد، آن است که برای تبلیغ حق مقابل باطل و ارائه چهره حقیقی جمهوری اسلامی کوشش کنند. ما اکنون، در این زمان که دست ابرقدرت‌ها را از کشور خود کوتاه کردیم، مورد تهاجم تبلیغاتی تمام رسانه‌های گروهی وابسته به قدرت‌های بزرگ هستیم. چه دروغ‌ها و تهمت‌ها که گویندگان و نویسندگان وابسته به ابرقدرت‌ها به این جمهوری اسلامی نوپا نزده و نمی‌زنند.<br>مع‌الأسف اکثر دولت‌های منطقه اسلامی که به حکم اسلام باید دست اخوت به ما دهند، به عداوت با ما و اسلام برخاسته‌اند و همه در خدمت جهانخواران از هر طرف به ما هجوم آورده‌اند. و قدرت تبلیغاتی ما بسیار ضعیف و ناتوان است و می‌دانید که امروز جهان روی تبلیغات می‌چرخد. و با کمال تأسف، نویسندگان به اصطلاح روشنفکر که به سوی یکی از 2 قطب گرایش دارند، به جای آنکه در فکر استقلال و آزادی کشور و ملّت خود باشند، خود‌خواهی‌ها و فرصت‌طلبی‌ها و انحصارجویی‌ها به آنان مجال نمی‌دهد که لحظه‌ای تفکر نمایند و مصالح کشور و ملّت خود را در نظر بگیرند، و مقایسه بین آزادی و استقلال را در این جمهوری با رژیم ستمگر سابق نمایند و زندگی شرافتمندانه ارزنده را توأم با بعض آنچه را که از دست داده‌اند، که رفاه و عیشزدگی است، با آنچه از رژیم ستمشاهی دریافت می‌کردند توأم با وابستگی و نوکرمآبی و ثناجویی و مداحی از جرثومه‌های فساد و معادن ظلم و فحشا بسنجند؛ و از تهمت‌ها و نارواها به این جمهوری تازه تولد یافته دست بکشند و با ملّت و دولت در صف واحد بر ضد طاغوتیان و ستم‌پیشگان زبان‌ها و قلم‌ها رابه کار بگیرند.<br><br>**تبلیغ تنها به عهده وزارت ارشاد نیست** <br>و مسئله تبلیغ تنها به عهده وزارت ارشاد نیست بلکه وظیفه همه دانشمندان و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان است. باید وزارت خارجه کوشش کند تا سفارتخانه‌ها نشریات تبلیغی داشته باشند و چهره نورانی اسلام را برای جهانیان روشن نمایند؛ که اگر این چهره با آن جمال جمیل که قرآن و سنت در همه ابعاد به آن دعوت کرده‌ از زیر نقاب مخالفان اسلام و کج‌فهمی‌های دوستان خودنمایی نماید، اسلامْ جهانگیر خواهد شد و پرچم پر افتخار آن در همه جا به اهتزاز خواهد آمد. چه مصیبت بار و غم‌انگیز است که مسلمانان متاعی دارند که از صدر عالم تا نهایت آن نظیر ندارد، نتوانسته‌اند این گوهر گرانبها را که هر انسانی به فطرت آزاد خود طالب آن است عرضه کنند؛ بلکه خود نیز از آن غافل و به آن جاهلند و گاهی از آن فراری‌اند!<br><br>**اهمیت مراکز تعلیم و تربیت از کودکستان‌ها تا دانشگاه‌ها** <br>ک)از امور بسیار با اهمیت و سرنوشت‌ساز مسئله مراکز تعلیم و تربیت از کودکستان‌ها تا دانشگاه‌ها است که به واسطه اهمیت فوق‌العاده‌اش تکرار نموده و با اشاره می‌گذرم. باید ملّت غارت شده بدانند که در نیم قرن اخیر آنچه به ایران و اسلام ضربه مهلک زده است قسمت عمده‌اش از دانشگاه‌ها بوده است. اگر دانشگاه‌ها و مراکز تعلیم و تربیتِ دیگر با برنامه‌های اسلامی و ملّی در راه منافع کشور به تعلیم و تهذیب و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان جریان داشتند، ‌هرگز میهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن آمریکا و شوروی فرو نمی‌رفت و هرگز قراردادهای خانه خراب‌کن بر ملّت محروم‌ غارت‌زده تحمیل نمی‌شد و هرگز پای مستشاران خارجی به ایران باز نمی‌شد و هرگز ذخائر ایران و طلای سیاه این ملّت رنجدیده در جیب قدرت‌های شیطانی ریخته نمی‌شد و هرگز دودمان پهلوی و وابسته‌های به آن اموال ملّت را نمی‌توانستند به غارت ببرند و در خارج و داخل پارک‌ها و ویلاها بر روی اجساد مظلومان بنا کنند و بانک‌های خارج را از دسترنج این مظلومان پر کنند و صرف عیاشی و هرز‌گی خود و بستگان خود نمایند. اگر مجلس و دولت و قوه قضائیه و سایر ارگان‌ها از دانشگاه‌های اسلامی و ملّی سرچشمه می‌گرفت ملّت ما امروز گرفتار مشکلات خانه ‌برانداز نبود. و اگر شخصیت‌های پاکدامن با گرایش اسلامی و ملّی به معنای صحیحش، نه آنچه امروز در مقابل اسلام عرض اندام می‌کند، از دانشگاه‌ها به مراکز قوای سه گانه راه می‌یافت، امروز ما غیر امروز، و میهن ما غیر این میهن، و محرومان ما از قید محرومیت رها، و بساط ظلم و ستمشاهی و مراکز فحشا و اعتیاد و عشرتکده‌ها که هر یک برای تباه نمودن نسل جوان فعّال ارزنده کافی بود، در هم پیچیده و این ارث کشور بر باد ده و انسان برانداز به ملّت نرسیده بود. و دانشگاه‌ها اگر اسلامی، انسانی ‌و ملّی بود، می‌توانست صدها و هزارها مدرس به جامعه تحویل دهد؛ لکن چه غم‌انگیز و اسفبار است که دانشگاه‌ها و دبیرستان‌ها به دست کسانی اداره می‌شد و عزیزان ما به دست کسانی تعلیم و تربیت می‌دیدند که جز اقلیت مظلوم محرومی همه از غرب‌زدگان و شرق‌زدگان با برنامه و نقشه دیکته شده در دانشگاه‌ها کرسی داشتند؛ و ناچار جوانان عزیز و مظلوم ما در دامن این گرگان وابسته به ابرقدرت‌ها بزرگ شده و به کرسی‌های قانونگذاری و حکومت و قضاوت تکیه می‌‌کردند، و بر وفق دستور آنان، یعنی رژیم ستمگر پهلوی عمل می‌کردند.<br>اکنون بحمدا... تعالی دانشگاه از چنگال جنایتکاران خارج شده. و بر ملّت و دولت جمهوری اسلامی است در همه اعصار، که نگذارند عناصر فاسد دارای مکتب‌های انحرافی یا گرایش به غرب و شرق در دانشسراها و دانشگاه‌ها و سایر مراکز تعلیم و تربیت نفوذ کنند و از قدم اوّل جلوگیری نمایند تا مشکلی پیش نیاید و اختیار از دست نرود.<br>و وصیت اینجانب به جوانان عزیز دانشسراها و دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها آن است که خودشان شجاعانه درمقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادی خود و کشور و ملّت خودشان مصون باشد.<br><br>**افتخارآفرینی قوای مسلح انتظامی، سپاهی و مردمی** <br>ل)قوای مسلح، از ارتش و سپاه و ژاندارمری و شهربانی تا کمیته‌ها و بسیج و عشایر ویژگی خاص دارند. اینان که بازوان قوی و قدرتمند جمهوری اسلامی می‌باشند و نگهبان سرحدات و راه‌ها و شهرها و روستاها و بالاخره نگهداران امنیت و آرامش‌بخشان به ملّت می‌باشند، می‌بایست مورد توجّه خاص ملّت و دولت و مجلس باشند.<br>و لازم است توجّه داشته باشند که در دنیا آنچه که مورد بهره‌برداری برای قدرت‌های بزرگ و سیاست‌های مخرب، بیشتر از هر چیز و هر گروهی است، قوای مسلح است. قوای مسلح است که با بازی‌های سیاسی، کودتاها و تغییر حکومت‌ها و رژیم‌ها به دست آنان واقع می‌شود؛ و سودجویان دغل بعض سران آنان را می‌خرند و با دست آنان و توطئه‌های فرماندهان بازی خورده کشورها را به دست می‌گیرند، و ملّت‌های مظلوم را تحت سلطه قرار داده و استقلال و آزادی را از کشورها سلب می‌کنند. <br>و اگر فرماندهان پاکدامن متصدی امر باشند، هرگز برای دشمنان کشورها امکان کودتا یا اشغال یک کشور پیش نمی‌آید و یا اگر احیاناً پیش آید، به دست فرماندهان متعهد شکسته و ناکام خواهد ماند. <br>و در ایران نیز که این معجزه عصر به دست ملّت انجام گرفت، قوای مسلح متعهد و فرماندهان پاک و میهن‌دوست سهم بسزائی داشتند.<br>و امروز که جنگ لعنتی و تحمیلی صدام تکریتی به امر و کمک آمریکا و سایر قدرت‌ها پس از نزدیک به 2 سال با شکست سیاسی و نظامی ارتش متجاوز بعث و پشتیبانان قدرتمند و وابستگان به آنان روبه‌رو است، باز قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاهی و مردمی با پشتیبانی بی‌دریغ ملّت در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها این افتخار بزرگ را آفریدند و ایران را سرافراز نمودند؛ و نیز شرارت‌ها و توطئه‌های داخلی را که به دست عروسک‌های وابسته به غرب و شرق برای براندازی جمهوری اسلامی بسیج شده بودند با دست توانای جوانان کمیته‌ها و پاسداران بسیج و شهربانی و با کمک ملّت غیرتمند در هم شکسته شد. <br>و همین جوانان فداکار عزیزند که شب‌ها بیدارند تا خانواده‌ها با آرامش استراحت کنند. خدایشان یار و مددکار باد.<br><br>**قوای مسلح خود را از بازی‌های سیاسی دور نگه دارند**<br>پس وصیت برادرانه من در این قدم‌های آخرین عمر بر قوای مسلح به طور عموم، آن است که ای عزیزان که به اسلام عشق می‌ورزید و با عشق لقاء ا... به فداکاری در جبهه‌ها و در سطح کشور به کار ارزشمند خود ادامه می‌دهید، بیدار باشید و هوشیار که بازیگران سیاسی و سیاستمداران حرفه‌ای غرب وشرق‌زده و دست‌های مرموز جنایتکاران پشت پرده لبه تیز سلاح خیانت و جنایتکارشان از هر سو و بیشتر از هر گروه متوجه به شما عزیزان است؛ و می‌خواهند از شما عزیزان که با جانفشانی خود انقلاب را پیروز نمودید و اسلام را زنده کردید بهره‌گیری کرده و جمهوری اسلامی را براندازند؛ و شما را با اسم اسلام و خدمت به میهن و ملّت از اسلام و ملّت جدا کرده به دامن یکی از 2 قطب جهانخوار بیندازند، و بر زحمات و فداکاری‌های شما با حیله‌های سیاسی و ظاهرهای به صورت اسلامی و ملّی خط بطلان بکشند.<br>وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که همانطور که از مقررات نظام، عدم دخول نظامی در احزاب و گروه‌ها و جبهه‌ها است به آن عمل نمایند؛ و قوای مسلح مطلقاً، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر این‌ها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازی‌های سیاسی دور نگه دارند. در این صورت می‌توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. <br>و چون انقلاب از همه ملّت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملّت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است که اگر قوای مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب وارد شوند که [بی‌اشکال به تباهی کشیده می‌شوند] و یا در بازی‌های سیاسی وارد شوند، از قدم اوّل با آن مخالفت کنند. و بر رهبر و شورای رهبری است که با قاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا کشور از آسیب در امان باشد.<br>و من به همه نیروهای مسلح در این پایان زندگی خاکی، وصیت مشفقانه می‌کنم که از اسلام که یگانه مکتب استقلال و آزادیخواهی است و خداوند متعال همه را با نور هدایت آن به مقام والای انسانی دعوت می‌کند، چنانچه امروز وفا دارید، در وفاداری استقامت کنید که شما را و کشور و ملّت شما را از ننگ وابستگی‌ها و پیوستگی‌ها به قدرت‌هایی که همه شما را جز برای بردگی خویش نمی‌خواهند و کشور و ملّت عزیزتان را عقب مانده و بازار مصرف و زیر بار ننگین ستم‌پذیری نگه می‌دارند نجات می‌دهد، و زندگی انسانی شرافتمندانه را ولو با مشکلات بر زندگانی ننگین بردگی اجانب ولو با رفاه حیوانی ترجیح دهید؛ و بدانید مادام که در احتیاجات صنایع پیشرفته، دست خود را پیش دیگران دراز کنید و به دریوزگی عمر را بگذرانید قدرت ابتکار و پیشرفت در اختراعات در شما شکوفا نخواهد شد. و به خوبی و عینیت دیدید که در این مدّت کوتاه پس از تحریم اقتصادی همان‌ها که از ساختن هرچیز خود را عاجز می‌دیدند و از راه انداختن کارخانه‌ها آنان را مأیوس می‌نمودند، افکار خود را به کار بستند و بسیاری از احتیاجات ارتش و کارخانه‌ها را خود رفع نمودند. و این جنگ و تحریم اقتصادی و اخراج کارشناسان خارجی، تحفه‌ای الهی بود که ما از آن غافل بودیم. اکنون اگر دولت و ارتش کالاهای جهانخواران را خود تحریم کنند و به کوشش و سعی در راه ابتکار بیفزایند، امید است که کشور خودکفا شود و از دریوزگی ازدشمن نجات یابد.<br><br>**نباید در علوم پیشرفته به یکی از 2 قطب وابسته شویم**<br>و هم در اینجا باید بیفزایم که احتیاج ما پس از این‌ همه عقب‌ماندگی مصنوعی به صنعت‌های بزرگ کشورهای خارجی حقیقتی است انکارناپذیر. و این به آن معنی نیست که ما باید در علوم پیشرفته به یکی از 2 قطب وابسته شویم. دولت و ارتش باید کوشش کنند که دانشجویان متعهد را در کشورهایی که صنایع بزرگ پیشرفته را دارند و استعمار و استثمارگر نیستند بفرستند؛ و از فرستادن به آمریکا و شوروی و کشورهای دیگر که در مسیر این 2 قطب هستند احتراز کنند، مگر ان‌شاء‌ا... روزی برسد که این 2 قدرت به اشتباه خود پی‌برند و در مسیر انسانیت و انسان دوستی و احترام به حقوق دیگران واقع شوند؛ یا ا‌ن‌شاءا... مستضعفان جهان و ملّت‌های بیدار و مسلمانان متعهد، آنان را به‌ جای خود نشانند. به امید چنین روزی.<br><br>**ابزارهای تخدیر ملّت‌ها**<br>م)رادیو و تلویزیون و مطبوعات و سینماها و تئاترها از ابزارهای مؤثر تباهی و تخدیر ملّت‌ها، خصوصاً نسل جوان بوده است. در این 100 سال اخیر به ویژه نیمه دوم آن، چه نقشه‌های بزرگی از این ابزار، چه در تبلیغ ضد اسلام و ضد روحانیت خدمتگزار، و چه در تبلیغ استعمارگران غرب و شرق، کشیده شد و از آن‌ها برای درست کردن بازار کالاها خصوصاً تجملی و تزئینی از هر قماش، از تقلید در ساختمان‌ها و تزئینات و تجملات آن‌ها و تقلید در اجناس نوشیدنی و پوشیدنی و در فرم آن‌ها استفاده کردند، به طوری که افتخار بزرگِ فرنگی مآب بودن در تمام شئون زندگی از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن به ویژه در خانم‌های مرفه یا نیمه مرفه بود، و در آداب معاشرت و کیفیت حرف زدن و به کار بردن لغات غربی در گفتار و نوشتار به صورتی بود که فهم آن برای بیشتر مردم غیرممکن، و برای همردیفان نیز مشکل می‌نمود! فیلم‌های تلویزیون از فرآورده‌های غرب یا شرق بود که طبقه جوان زن و مرد را از مسیر عادی زندگی و کار و صنعت و تولید و دانش منحرف و به سوی بی‌خبری از خویش و شخصیت خود و یا بدبینی و بدگمانی به همه چیز خود و کشور خود، حتی فرهنگ و ادب و مآثر پر ارزشی که بسیاری از آن‌ با دست خیانتکار سودجویان، به کتابخانه‌ها و موزه‌های غرب و شرق منتقل گردیده است. مجله‌ها با مقاله‌ها و عکس‌های افتضاح بار و أسف‌انگیز، و روزنامه‌ها با مسابقات در مقالات ضد فرهنگی خویش و ضد اسلامی با افتخار، مردم به ویژه طبقه جوان مؤثر را به سوی غرب یا شرق هدایت می‌کردند. اضافه کنید بر آن تبلیغ دامنه‌دار در ترویج مراکز فساد و عشرتکده‌ها و مراکز قمار و لاتار و مغازه‌های فروش کالاهای تجملاتی و اسباب آرایش و بازی‌ها و مشروبات الکلی به ویژه آنچه از غرب وارد می‌شد. و در مقابل صدور نفت و گاز و مخازن دیگر، عروسک‌ها و اسباب بازی‌ها و کالاهای تجملی وارد می‌شد؛ و صدها چیزهایی که امثال من از آن‌ها بی‌اطلاع هستیم. و اگر خدای نخواسته عمر رژیم سر سپرده و خانمان برانداز پهلوی ادامه پیدا می‌کرد، چیزی نمی‌گذشت که جوانان برومند ما [این فرزندان اسلام و میهن که چشم امید ملّت به آن‌ها است] با انواع دسیسه‌ها و نقشه‌های شیطانی به دست رژیم فاسد و رسانه‌های گروهی و روشنفکران غرب و شرقگرا از دست ملّت و دامن اسلام رخت بر می‌بستند: یا جوانی خود را در مراکز فساد تباه می‌کردند؛ و یا به خدمت قدرت‌های جهانخوار درآمده و کشور را به تباهی می‌کشاندند. خداوند متعال به ما و آنان منت گذاشت و همه را از شر مفسدین و غارتگران نجات داد.<br><br>**نگذارید دستگاه‌های خبری از اسلام منحرف شوند**<br>اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و رئیس‌جمهور و رؤسای جمهور ما‌بعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی و دولت در هر زمان، آن است که نگذارند این دستگاه‌های خبری و مطبوعات و مجله‌ها از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند. و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن، که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می‌شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است. و تبلیغات و مقالات و سخنرانی‌ها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است. و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آن‌ها واجب است. و از آزادی‌های مخرب باید جلوگیری شود. و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملّت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است، به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می‌باشند. <br>و مردم و جوانان حزب‌اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکور نمودند به دستگاه‌های مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند، خودشان مکلف به جلوگیری هستند. خداوند تعالی مددکار همه باشد.<br><br>**نصحیت امام(ره) به گروه‌ها و اشخاص مخالف با ملّت، جمهوری اسلامی و اسلام** <br>ن)نصیحت و وصیت من به گروه‌ها و گروهک‌ها و اشخاصی که در ضدیت با ملّت و جمهوری اسلامی و اسلام فعّالیت می‌کنند، اوّل به سران آنان در خارج و داخل، آن است که تجربه طولانی به هر راهی که اقدام کردید و به هر توطئه‌ای که دست زدید و به هر کشور و مقامی که توسل پیدا کردید به شماها که خود را عالم و عاقل می‌دانید باید آموخته باشند که مسیر یک ملّت فداکار را نمی‌شود با دست زدن به ترور و انفجار و بمب و دروغ پردازی‌های بی‌سر و پا و غیر حساب شده منحرف کرد، و هرگز هیچ حکومت و دولتی را نمی‌توان با این شیوه‌های غیر انسانی و غیر منطقی ساقط نمود، به ویژه ملّتی مثل ایران را که از بچه‌های خردسالش تا پیرزن‌ها و پیرمردهای بزرگسالش، در راه هدف و جمهوری اسلامی و قرآن و مذهب جانفشانی و فداکاری می‌کنند. شماها که می‌دانید (و اگر ندانید بسیار ساده‌لوحانه فکر می‌کنید) که ملّت با شما نیست و ارتش با شماها دشمن است. و اگر فرض بکنید با شما بودند و دوست شما بودند، حرکات ناشیانه شما و جنایاتی که با تحریک شما رخ داد آنان را از شما جدا کرد و جز دشمن تراشی کار دیگری نتوانستید بکنید.<br>من وصیت خیرخواهانه در این آخر عمر به شما می‌کنم که اولاً با این ملّت طاغوت‌زده رنج کشیده که پس از 2500 سال ستمشاهی با فدا دادن بهترین فرزندان و جوانانش خود را از زیر بار ستم جنایتکارانی همچون رژیم پهلوی و جهانخواران شرق و غرب نجات داده به جنگ و ستیز برخاسته‌اید. چطور وجدان یک انسان هر چه پلید باشد، راضی می‌شود برای احتمال رسیدن به یک مقام با میهن خود و ملّت خود اینگونه رفتار کند و به کوچک و بزرگ آن‌ها رحم نکند؟ من به شما نصیحت می‌کنم دست از این کارهای بی‌فایده و غیر عاقلانه بردارید و گول جهانخواران را نخورید. و در هر جا هستید اگر به جنایتی دست نزدید به میهن خود و دامن اسلام برگردید و توبه کنید که خداوند ارحم الراحمین است؛ و جمهوری اسلامی و ملّت از شما ان‌شاء‌ا... می‌گذرند. و اگر دست به جنایتی زدید که حکم خداوند تکلیف شما را معین کرده، باز از نیمه راه برگشته و توبه کنید. و اگر شهامت دارید تن به مجازات داده و با این عمل خود را از عذاب الیم خداوند نجات دهید؛ والاّ در هر جا هستید عمر خود را بیش از این هدر ندهید و به کار دیگر مشغول شوید که صلاح در آن است.<br><br>**بازی خوردگان گروهک‌ها**<br>و بعد، به هواداران داخلی و خارجی آنان وصیت می‌کنم که با چه انگیزه جوانی خود را برای آنان که اکنون ثابت است که برای قدرتمندان جهانخوار خدمت می‌کنند و از نقشه‌های آن‌ها پیروی می‌کنند و ندانسته به دام آن‌ها افتاده‌اند به هدر می‌دهید؟ و با ملّت خود در راه چه کسی جفا می‌کنید؟ شما بازی خوردگان دست آن‌ها هستید. و اگر در ایران هستید به عیان مشاهده می‌کنید که توده‌های میلیونی به جمهوری اسلامی وفادار و برای آن فداکارند؛ و به عیان می‌بینید که حکومت و رژیم فعلی با جان و دل در خدمت خلق و مستمندان هستند؛ و آنان که به دروغ ادعای "خلقی" بودن و "مجاهد" و "فدایی" برای خلق می‌کنند، با خلق خدا به دشمنی برخاسته و شما پسران و دختران ساده ‌دل را برای مقاصد خود و مقاصد یکی از 2 قطب قدرت جهانخوار به بازی گرفته و خود یا در خارج در آغوش یکی از 2 قطب جنایتکار به خوشگذرانی مشغول و یا در داخل به خانه‌های مجلل تیمی با زندگی اشرافی، نظیر منازل جنایتکارانی بدبخت به جنایت خود ادامه می‌دهند و شما جوانان را به کام مرگ می‌فرستند.<br>نصیحت مشفقانه من به شما نوجوانان و جوانان داخل و خارج آن است که از راه اشتباه برگردید؛ و با محرومین جامعه که با جان و دل به جمهوری اسلامی خدمت می‌کنند متحد شوید؛ و برای ایران مستقل و آزاد فعّالیت نمایید تا کشور و ملّت از شرّ مخالفین نجات پیدا کند، و همه با هم به زندگی شرافتمندانه ادامه دهید. تا چه وقت و برای چه گوش به فرمان اشخاصی هستید که جز به نفع شخصی خود فکر نمی‌کنند و در آغوش و پناه ابرقدرت‌ها با ملّت خود در ستیز هستند و شما را فدای مقاصد شوم و قدرت‌طلبی خویش می‌نمایند؟ شما در این سال‌های پیروزی انقلاب دیدید که ادعاهای آنان با رفتار و عملشان مخالف است و ادعاها فقط برای فریب جوانان صاف دل است. و می‌دانید که شما قدرتی در مقابل سیل خروشان ملّت ندارید و کارهایتان جز به ضرر خودتان و تباهی عمرتان نتیجه‌ای ندارد. من تکلیف خود را که هدایت است ادا کردم. و امید است به این نصیحت که پس از مرگ من به شما می‌رسد و شائبه قدرت طلبی در آن نیست گوش فرا دهید و خود را از عذاب الیم الهی نجات دهید. خداوند منان شما را هدایت فرماید و صراط مستقیم را به شما بنماید.<br><br>**وصیت به چپگرایان: چه شده که دل به چند ایسم خوش کرده‌اید؟**<br>وصیت من به چپ گرایان، مثل کمونیست‌ها و چریک‌های فدایی خلق و دیگر گروه‌ها[ی] متمایل به چپ، آن است که شماها بدون بررسی صحیح از مکتب‌ها و مکتب اسلام نزد کسانی که از مکتب‌ها و خصوص اسلام اطلاع صحیح دارند، با چه انگیزه خودتان را راضی کردید به مکتبی که امروز در دنیا شکست خورده رو آورید و چه شده که دل خود را به چند "ایسم" که محتوای آن‌ها پیش اهل تحقیق پوچ است خوش کرده‌اید؟ و شما را چه انگیزه‌ای وادار کرده که می‌خواهید کشور خود را به دامن شوروی یا چین بکشید؛ و با ملّت خود به اسم "توده دوستی" به جنگ برخاسته یا به توطئه‌هایی برای نفع اجنبی به ضد کشور خود و توده‌های ستمدیده دست زدید؟ شما می‌بینید که از اوّل پیدایش کمونیسم مدعیان آن دیکتاتورترین و قدرت‌طلب و انحصارطلبترین حکومت‌های جهان بوده و هستند. چه ملّت‌هایی زیر دست و پای شوروی مدعی طرفدار توده‌ها خُرد شدند و از هستی ساقط گردیدند. ملّت روسیه، مسلمانان و غیر مسلمانان، تاکنون در زیر فشار دیکتاتوری حزب کمونیست دست و پا می‌زنند و از هر گونه آزادی محروم و در اختناق بالاتر از اختناق‌های دیکتاتورهای جهان به سر می‌برند. استالین، که یکی از چهره‌های به اصطلاح "درخشان" حزب بود، ورود و خروجش را و تشریفات آن و اشرافیت او را دیدیم. اکنون که شما فریب خوردگان در عشق آن رژیم جان می‌دهید، مردم مظلوم شوروی و دیگر اقمار او چون افغانستان از ستمگری‌های آنان جان می‌سپارند، و آنگاه شما که مدعی طرفداری از خلق هستید، بر این خلق محروم در هر جا که دستتان رسیده چه جنایاتی انجام دادید و با اهالی شریف آمل که آنان را به غلط طرفدار پر و پا قرص خود معرفی می‌کردید و عده بسیاری را به فریب به جنگ مردم و دولت فرستادید و به کشتن دادید، چه جنایت‌ها که نکردید. و شما "طرفدار خلق محروم" می‌خواهید خلق مظلوم و محروم ایران را به دست دیکتاتوری شوروی دهید و چنین خیانتی را با سرپوش "فدایی خلق" و طرفدار محرومین در حال اجرا هستید، منتها "حزب توده" و رفقای آن با توطئه و زیر ماسک طرفداری از جمهوری اسلامی، و دیگر گروه‌ها با اسلحه و ترور و انفجار.<br><br>**کمونیست آمریکایی**<br>من به شما احزاب و گروه‌ها، چه آنان که به چپگرایی معروف [گرچه بعضی شواهد و قرائن دلالت دارد که اینان کمونیست آمریکایی هستند] و چه آنان که از غرب ارتزاق می‌کنند و الهام می‌گیرند و چه آن‌ها که با اسم "خود مختاری" و طرفداری از کرد و بلوچ دست به اسلحه برده و مردم محروم کردستان و دیگر جاها را از هستی ساقط نموده و مانع از خدمت‌های فرهنگی و بهداشتی و اقتصادی و بازسازی دولت جمهوری در آن استان‌ها می‌شوند، مثل حزب "دموکرات" و "کومله" وصیت می‌کنم که به ملّت بپیوندند. و تاکنون تجربه کرده‌اند که کاری جز بدبخت کردن اهالی آن مناطق نکرده‌اند و نمی‌توانند بکنند، پس مصلحت خود و ملّت خود و مناطق خود آن است که با دولت تشریک مساعی نموده و از یاغی‌گری و خدمت به بیگانگان و خیانت به میهن خود دست بردارند و به ساختن کشور بپردازند و مطمئن باشند که اسلام برای آنان هم از قطب جنایتکار غرب و هم از قطب دیکتاتور شرق بهتر است و آرزوهای انسانی خلق را بهتر انجام می‌دهد.<br>و وصیت من به گروه‌های مسلمان که از روی اشتباه به غرب و احیاناً به شرق تمایل نشان می‌دهند و از منافقان که اکنون خیانتشان معلوم شد گاهی طرفداری می‌کردند و به مخالفانِ بدخواهان اسلام از روی خطا و اشتباه گاهی لعن می‌کردند و طعن می‌زدند، آن است که بر سر اشتباه خود پافشاری نکنند و با شهامت اسلامی به خطای خود اعتراف، و با دولت و مجلس و ملّت مظلوم برای رضای خداوند هم‌صدا و هم‌مسیر شده و این مستضعفان تاریخ را از شرّ مستکبران نجات دهید؛ و کلام مرحوم مدرس، آن روحانی متعهد پاک سیرت و پاک اندیشه را به خاطر بسپرید که در مجلس افسرده آن روز گفت اکنون که باید از بین برویم چرا با دست خود برویم.<br>من هم امروز به یاد آن شهید راه خدا به شما برادران مؤمن عرض می‌کنم اگر ما با دست جنایتکار آمریکا و شوروی از صفحه روزگار محو شویم و با خون سرخ شرافتمندانه با خدای خویش ملاقات کنیم، بهتر از آن است که در زیر پرچم ارتش سرخ شرق و سیاه غرب زندگی اشرافی مرفه داشته باشیم. و این سیره و طریقه انبیای عظام و ائمه مسلمین و بزرگان دین مبین بوده است و ما باید از آن تبعیت کنیم، و باید به خود بباورانیم که اگر یک ملّت بخواهند بدون وابستگی‌ها زندگی کنند می‌توانند؛ و قدرتمندان جهان بر یک ملّت نمی‌توانند خلاف ایده آنان را تحمیل کنند.<br><br>**100 افسوس که این انقلاب دیر تحقق پیدا کرد**<br>از افغانستان عبرت باید گرفت با آنکه دولت غاصب و احزاب چپی با شوروی بوده و هستند، تاکنون نتوانسته‌اند توده‌های مردم را سرکوب نمایند. علاوه بر این اکنون ملّت‌های محروم جهان بیدار شده‌اند و طولی نخواهد کشید که این بیداری‌ها به قیام و نهضت و انقلاب انجامیده و خود را از تحت سلطه ستمگران مستکبر نجات خواهند داد. و شما مسلمانانِ پایبند به ارزش‌های اسلامی می‌بینید که جدایی و انقطاع از شرق و غرب برکات خود را دارد نشان می‌دهد؛ و مغزهای متفکر بومی به کار افتاده و به سوی خودکفایی پیشروی می‌کند و آنچه کارشناسان خائن غربی و شرقی برای ملّت ما محال جلوه می‌دادند، امروز به طور چشمگیری با دست و فکر ملّت انجام گرفته و ان‌شاء‌ا... تعالی در دراز مدّت انجام خواهد گرفت. و صد افسوس که این انقلاب دیر تحقق پیدا کرد و لااقل در اوّل سلطنت جابرانه کثیف محمدرضا تحقق نیافت؛ و اگر شده بود، ایران غارت‌زده غیر از این ایران بود.<br><br>**وصیت به نویسندگان، روشنفکران و اشکال تراشان**<br>و وصیت من به نویسندگان و گویندگان و روشنفکران و اشکالتراشان و صاحب‌عقدگان آن است که به جای آنکه وقت خود را در خلاف مسیر جمهوری اسلامی صرف کنید و هرچه توان دارید در بدبینی و بدخواهی و بدگویی از مجلس و دولت و سایر خدمتگزاران به کار برید، و با این عمل کشور خود را به سوی ابرقدرت‌ها سوق دهید، با خدای خود یک شب خلوت کنید و اگر به خداوند عقیده ندارید با وجدان خود خلوت کنید و انگیزه باطنی خود را که بسیار می‌شود خود انسان‌ها از آن بی‌خبرند بررسی کنید، ببینید آیا با کدام معیار و با چه انصاف خون این جوانان قلم قلم شده را در جبهه‌ها و در شهرها نادیده می‌گیرید و با ملّتی که می‌خواهد از زیر بار ستمگران و غارتگران خارجی و داخلی خارج شود و استقلال و آزادی را با جان خود و فرزندان عزیز خود به دست آورده و با فداکاری می‌خواهد آن را حفظ کند، به جنگ اعصاب برخاسته‌اید و به اختلاف‌انگیزی و توطئه‌های خائنانه دامن می‌زنید و راه را برای مستکبران و ستمگران باز می‌کنید. آیا بهتر نیست که با فکر و قلم و بیان خود دولت و مجلس و ملّت را راهنمایی برای حفظ میهن خود نمایید؟ آیا سزاوار نیست که به این ملّت مظلوم محروم کمک کنید و با یاری خود حکومت اسلامی را استقرار دهید؟ آیا این مجلس و رئیس‌جمهور و دولت و قوه قضایی را از آنچه در زمان رژیم سابق بود بدتر می‌دانید؟ آیا از یاد برده‌اید ستم‌هایی که آن رژیم لعنتی بر این ملّت مظلوم و بی پناه روا می‌داشت؟ آیا نمی‌دانید که کشور اسلامی در آن زمان یک پایگاه نظامی برای آمریکا بود و با آن عمل یک مستعمره می‌کردند و از مجلس تا دولت و قوای نظامی در قبضه آنان بود و مستشاران و صنعتگران و متخصصان آنان با این ملّت و ذخائر آن چه می‌کردند؟ آیا اشاعه فحشا در سراسر کشور و مراکز فساد، از عشرتکده‌ها و قمارخانه‌ها و میخانه‌ها و مغازه‌های مشروب فروشی و سینماها و دیگر مراکز که هر یک برای تباه کردن نسل جوان عاملی بزرگ بود، از خاطرتان محو شده؟ آیا رسانه‌های گروهی و مجلات سراسر فساد انگیز و روزنامه‌های آن رژیم را به دست فراموشی سپرده‌اید؟ و اکنون که از آن بازارهای فساد اثری نیست، برای آنکه در چند دادگاه، یا چند جوان که شاید اکثر از گروه‌های منحرف نفوذ کرده و برای بد نام نمودن اسلام و جمهوری اسلامی کارهای انحرافی انجام می‌دهند، و کشتن عده ای که مفسد فی‌الارض هستند و قیام بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی می‌کنند شما را به فریاد در آورده، و با کسانی که با صراحت، اسلام را محکوم می‌کنند و بر ضد آن قیام مسلحانه یا قیام با قلم و زبان که أسفناک تر از قیام مسلحانه است، نموده‌اند پیوند می‌کنید و دست برادری می‌دهید؛ و آنان را که خداوند مهدورالدم فرموده نور چشم می‌خوانید، و در کنار بازیگرانی که فاجعه 14 اسفند را بر پا کردند و جوانان بی‌گناه را با ضرب و شتم کوبیدند نشسته و تماشاگر معرکه می‌شوید، یک عمل اسلامی و اخلاقی است! و عمل دولت و قوه قضائیه که معاندین و منحرفین و ملحدین را به جزای اعمال خویش می‌رسانند، شما را به فریاد درآورده و داد مظلومیت می‌زنید؟ من برای شما برادران که از سوابقتان تا حدی مطلع و علاقه‌مند به بعضی از شما هستم متأسف هستم، نه برای آنان که اشراری بودند در لباس خیرخواهی و گرگ‌هایی در پوشش چوپان و بازیگرانی بودند که همه را به باد بازی و مسخره گرفته و در صدد تباه کردن کشور و ملّت و خدمتگزاری به یکی از 2 قطب چپاولگر بودند، آنان که با دست پلید خود جوانان و مردان ارزشمند و علمای مربی جامعه را شهید نمودند و به کودکان مظلوم مسلمانان رحم نکردند، خود را در جامعه رسوا و در پیشگاه خداوند قهار مخذول نمودند و راه بازگشت ندارند که شیطانِ نفس اماره بر آنان حکومت می‌کند.<br><br>**شما مؤمنان هم پشتیبان دولت باشید تا با نشان خدمتگزاری به محضر پروردگارتان بروید**<br>لکن شما برادران مؤمن با دولت و مجلس که کوشش دارد خدمت به محرومین و مظلومین و برادران سر و پا برهنه و از همه مواهب زندگی محروم نماید چرا کمک نمی‌کنید و شکایت دارید؟ آیا مقدار خدمت دولت و بنیادهای جمهوری را با این گرفتاری‌ها و نابسامانی‌ها که لازمه هر انقلاب است، و جنگ تحمیلی با آن همه خسارت و میلیون‌ها آواره خارجی و داخلی و کارشکنی‌های بیرون از حد را در این مدّت کوتاه مقایسه با کارهای عمرانی رژیم سابق نموده‌اید؟ آیا نمی‌دانید که کارهای عمرانی آن زمان اختصاص داشت تقریباً به شهرها آن هم به محلات مرفه؛ و فقرا و مردمان محروم از آن امور بهره ناچیز داشته یا نداشتند؛ و دولت فعلی و بنیادهای اسلامی برای این طایفه محروم با جان و دل خدمت می‌کنند؟ شما مؤمنان هم پشتیبان دولت باشید تا کارها زود انجام گیرد و در محضر پروردگار که خواه ناخواه خواهید رفت با نشان خدمتگزاری به بندگان او بروید. <br><br>**اسلام سرمایه‌داری ظالمانه را به طور جدی محکوم می‌کند**<br>س)یکی از اموری که لازم به توصیه و تذکر است، آن است که اسلام نه با سرمایه‌داری ظالمانه و بی‌حساب و محروم کننده توده‌های تحت ستم و مظلوم موافق است، بلکه آن را به طور جدی در کتاب و سنت محکوم می‌کند و مخالف عدالت اجتماعی می‌داند گرچه بعض کج‌فهمان بی‌اطلاع از رژیم حکومت اسلامی و از مسائل سیاسی حاکم در اسلام در گفتار و نوشتار خود طوری وانمود کرده‌اند (و باز هم دست برنداشته‌اند) که اسلام طرفدار بی مرز و حد سرمایه‌داری و مالکیت است و با این شیوه که با فهم کج خویش از اسلام برداشت نموده‌اند چهره نورانی اسلام را پوشانیده و راه را برای مغرضان و دشمنان اسلام باز نموده که به اسلام بتازند، و آن را رژیمی چون رژیم سرمایه‌داری غرب مثل رژیم آمریکا و انگلستان و دیگر چپاولگران غرب به حساب آورند، و با اتکال به قول و فعل این نادانان یا غرضمندانه و یا ابلهانه بدون مراجعه به اسلام‌شناسان واقعی با اسلام به معارضه برخاسته‌اند و نه رژیمی مانند رژیم کمونیسم و مارکسیسم لنینیسم است که با مالکیت فردی مخالف و قائل به اشتراک می‌باشند با اختلاف زیادی که دوره‌های قدیم تاکنون حتی اشتراک در زن و همجنس بازی بوده و یک دیکتاتوری و استبداد کوبنده در برداشته.<br><br>**قطب ظالم چپاولگر سرمایه‌داری و قطب ملحد اشتراکی و کمونیستی**<br>بلکه اسلام یک رژیم معتدل با شناخت مالکیت و احترام به آن به نحو محدود در پیدا شدن مالکیت و مصرف، که اگر به حق به آن عمل شود چرخ‌های اقتصاد سالم به راه می‌افتد و عدالت اجتماعی، که لازمه یک رژیم سالم است تحقق می‌یابد. در اینجا نیز یک دسته با کج فهمی‌ها و بی‌اطلاعی از اسلام و اقتصاد سالم آن در طرف مقابل دسته اول قرار گرفته و گاهی با تمسک به بعضی آیات یا جملات نهج البلاغه، اسلام را موافق با مکتب‌های انحرافی مارکس و امثال او معرفی نموده‌اند و توجه به سایر آیات و فقرات نهج‌البلاغه ننموده و سر ‌خود، به فهم قاصر خود، بپاخاسته و "مذهب اشتراکی" را تعقیب می‌کنند و از کفر و دیکتاتوری و اختناق کوبنده که ارزش‌های انسانی را نادیده گرفته و یک حزب اقلیت با توده‌های انسانی مثل حیوانات عمل می‌کنند،‌ حمایت می‌کنند.<br>وصیت من به مجلس و شورای نگهبان و دولت و رئیس‌جمهور و شورای قضایی آن است که در مقابل احکام خداوند متعال خاضع بوده؛ و تحت تأثیر تبلیغات بی‌محتوای قطب ظالم چپاولگر سرمایه‌داری و قطب ملحد اشتراکی و کمونیستی واقع نشوید، و به مالکیت و سرمایه‌های مشروع با حدود اسلامی احترام گذارید، و به ملّت اطمینان دهید تا سرمایه‌ها و فعّالیت‌های سازنده به کار افتند و دولت و کشور را به خود کفایی و صنایع سبک و سنگین برسانند.<br><br>**ثروت‌های خود را در فعّالیت‌های سازنده به کار اندازید**<br>و به ثروتمندان و پولداران مشروع وصیت می‌کنم که ثروت‌های عادلانه خود را به کار اندازید و به فعّالیت سازنده در مزارع و روستاها و کارخانه‌ها برخیزید که این خود عبادتی ارزشمند است.<br>و به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می‌کنم که خیر دنیا و آخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است که در طول تاریخ ستمشاهی و خان‌خانی در رنج و زحمت بوده‌اند. و چه نیکو است که طبقات تمکندار به طور داوطلب برای زاغه و چپرنشینان مسکن و رفاه تهیه کنند. و مطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است. و از انصاف به دور است که یکی بی‌خانمان و یکی دارای آپارتمان‌ها باشد.<br><br>**روحانیون و روحانی نماها**<br>ع)وصیت اینجانب به آن طایفه از روحانیون و روحانی‌نماها که با انگیزه‌های مختلف با جمهوری اسلامی و نهادهای آن مخالفت می‌کنند و وقت خود را وقف براندازی آن می‌نمایند و با مخالفان توطئه‌گر و بازیگران سیاسی کمک، و گاهی به طوری که نقل می‌شود با پول‌های گزافی که از سرمایه‌داران بی‌خبر از خدا دریافت برای این مقصد می‌کنند کمک‌های کلان می‌نمایند، آن است که شماها طرْفی از این غلط کاری‌ها تاکنون نبسته و بعد از این هم گمان ندارم ببندید. بهتر آن است که اگر برای دنیا به این عمل دست زده‌اید [و خداوند نخواهد گذاشت که شما به مقصد شوم خود برسید] تا درِ توبه باز است از پیشگاه خداوند عذر بخواهید و با ملّت مستمند مظلوم هم‌صدا شوید و از جمهوری اسلامی که با فداکاری‌های ملّت به دست آمده حمایت کنید، که خیر دنیا و آخرت در آن است. گرچه گمان ندارم که موفق به توبه شوید. و امّا به آن دسته که از روی بعض اشتباهات یا بعض خطاها، چه عمدی و چه غیر عمدی، که از اشخاص مختلف یا گروه‌ها صادر شده و مخالف با احکام اسلام بوده است با اصل جمهوری اسلامی و حکومت آن مخالفت شدید می‌کنند و برای خدا در براندازی آن فعّالیت می‌نمایند و با تصور خودشان این جمهوری از رژیم سلطنتی بدتر یا مثل آن است، با نیت صادق در خلوات تفکر کنند و از روی انصاف مقایسه نمایند با حکومت و رژیم سابق. و باز توجه نمایند که در انقلاب‌های دنیا هرج و مرج‌ها و غلط ‌روی‌ها و فرصت‌طلبی‌ها غیر قابل اجتناب است و شما اگر توجه نمایید و گرفتاری‌های این جمهوری را در نظر بگیرید از قبیل توطئه‌ها و تبلیغات دروغین و حمله مسلحانه خارج مرز و داخل، و نفوذ غیر قابل اجتناب گروه‌هایی از مفسدان و مخالفان اسلام در تمام ارگان‌های دولتی به قصد ناراضی کردن ملّت از اسلام و حکومت اسلامی، و تازه کار بودن اکثر یا بسیاری از متصدیان امور و پخش شایعات دروغین از کسانی که از استفاده‌های کلان غیر مشروع بازمانده یا استفاده آنان کم شده، و کمبود چشمگیر قضات شرع و گرفتاری‌های اقتصادی کمرشکن و اشکالات عظیم در تصفیه و تهذیب متصدیان چند میلیونی، و کمبود مردمان صالح کاردان و متخصص و ده‌ها گرفتاری دیگر، که تا انسان وارد گود نباشد از آن‌ها بی‌خبر است و از طرفی اشخاص غرضمند سلطنت‌طلب سرمایه‌دار هنگفت که با رباخواری و سودجویی و با اخراج ارز و گرانفروشی به حد سرسام‌آور و قاچاق و احتکار، مستمندان و محرومان جامعه را تا حد هلاکت در فشار قرار داده و جامعه را به فساد می‌کشند، نزد شما آقایان به شکایت و فریبکاری آمده و گاهی هم برای باور آوردن و خود را مسلمان خالص نشان دادن به عنوان "سهم" مبلغی می‌دهند و اشک تمساح می‌ریزند و شما را عصبانی کرده به مخالفت برمی‌انگیزانند، که بسیاری از آنان با استفاده‌های نامشروع، خون مردم را می‌مکند و اقتصاد کشور را به شکست می‌کشند.<br><br>**بعد از ظهور، گمان نکنید که معجزه شود و یک روزه عالم اصلاح** <br>اینجانب نصیحت متواضعانه برادرانه می‌کنم که آقایان محترم تحت تأثیر اینگونه شایعه‌سازی‌ها قرار نگیرند و برای خدا و حفظ اسلام این جمهوری را تقویت نمایند. و باید بدانند که اگر این جمهوری اسلامی شکست بخورد به جای آن یک رژیم اسلامی دلخواه بقیه ا... [روحی فداه‌] یا مطیع امر شما آقایان تحقق نخواهد پیدا کرد، بلکه یک رژیم دلخواه یکی از 2 قطب قدرت به حکومت می‌رسد و محرومان جهان، که به اسلام و حکومت اسلامی رو[ی] آورده و دل باخته‌اند، مأیوس می‌شوند و اسلام برای همیشه منزوی خواهد شد؛ و شماها روزی از کردار خود پشیمان می‌شوید که کار گذشته و دیگر پشیمانی سودی ندارد. و شما آقایان اگر توقع دارید که در یک شب همه امور بر طبق اسلام و احکام خداوند تعالی متحول شود یک اشتباه است، و در تمام طول تاریخ بشر چنین معجزه‌ای روی نداده است و نخواهد داد. و آن روزی که ان‌شاء‌ا... تعالی مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه شود و یک روزه عالم اصلاح شود؛ بلکه با کوشش‌ها و فداکاری‌ها ستمکاران سرکوب و منزوی می‌شوند. و اگر نظر شماها مثل نظر بعض عامی‌های منحرف، آن است که برای ظهور آن بزرگوار باید کوشش در تحقق کفر و ظلم کرد تا عالم را ظلم فرا گیرد و مقدمات ظهور فراهم شود، فانّا ... و انّا الیه راجعون.<br><br>**وصیت به همه مسلمانان و مستضعفان جهان**<br>ف)وصیت من به همه مسلمانان و مستضعفان جهان این است که شماها نباید بنشینید و منتظر آن باشید که حکام و دست اندرکاران کشورتان یا قدرت‌های خارجی بیایند و برای شما استقلال و آزادی را تحفه بیاورند. ما و شماها لااقل در این 100 سال اخیر، که به تدریج پای قدرت‌های بزرگ جهانخوار به همه کشورهای اسلامی و سایر کشورهای کوچک باز شده است مشاهده کردیم یا تاریخ‌های صحیح برای ما بازگو کردند که هیچ ‌یک از دوَل حاکم بر این کشورها در فکر آزادی و استقلال و رفاه ملّت‌های خود نبوده و نیستند؛ بلکه اکثریت قریب به اتفاق آنان یا خود به ستمگری و اختناق ملّت خود پرداخته و هر چه کرده‌اند برای منافع شخصی یا گروهی نموده؛ یا برای رفاه قشر مرفه و بالانشین بوده و طبقات مظلوم کوخ و کپرنشین از همه مواهب زندگی حتی مثل آب و نان و قوت لایموت محروم بوده، و آن بدبختان را برای منافع قشر مرفه و عیاش به کار گرفته‌اند و یا آنکه دست نشاندگان قدرت‌های بزرگ بوده‌اند که برای وابسته کردن کشورها و ملّت‌ها هر چه توان داشته‌اند به کار گرفته و با حیله‌های مختلف کشورها را بازاری برای شرق و غرب درست کرده و منافع آنان را تأمین نموده‌اند و ملّت‌ها را عقب مانده و مصرفی بار آوردند و اکنون نیز با این نقشه در حرکتند.<br><br>**از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرت‌ها و عُمال سرسپرده آنان نترسید**<br>و شما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان بپاخیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرت‌ها و عُمال سرسپرده آنان نترسید؛ و حکام جنایتکار که دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزیز تسلیم می‌کنند از کشور خود برانید؛ و خود و طبقات خدمتگزار متعهد، زمام امور را به دست گیرید و همه در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع، و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید؛ و به سوی یک دولت اسلامی با جمهوری‌های آزاد و مستقل به پیش روید که با تحقق آن، همه مستکبران جهان را به جای خود خواهید نشاند و همه مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهید رساند. به امید آن روز که خداوند تعالی وعده فرموده است.<br><br>**راهیابی به کمال مطلق و جلال و جمال بی‌نهایت جز با مکتب محمدی میسر نگردد**<br>ص)یک مرتبه دیگر در خاتمه این وصیت‌نامه، به ملّت شریف ایران وصیت می‌کنم که در جهان حجم تحمل زحمت‌ها و رنج‌ها و فداکاری‌ها و جان‌نثاری‌ها و محرومیت‌ها مناسب حجم بزرگی مقصود و ارزشمندی و علّو رتبه آن است، آنچه که شما ملّت شریف و مجاهد برای آن بپاخاستید و دنبال می‌کنید و برای آن جان و مال نثار کرده و می‌کنید، والاترین و بالاترین و ارزشمندترین مقصدی است و مقصودی است که از صدر عالم در ازل و از پس این جهان تا ابد عرضه شده است و خواهد شد؛ و آن مکتب الوهیت به معنی وسیع آن و ایده توحید با ابعاد رفیع آن است که اساس خلقت و غایت آن در پهناور وجود و در درجات و مراتب غیب و شهود است؛ و آن در مکتب محمدی [صلی ا... علیه و آله و سلم‌] به تمام معنی و درجات و ابعاد متجلی شده؛ و کوشش تمام انبیای عظام علیهم سلام ا... و اولیای معظم سلام ا... علیهم برای تحقق آن بوده و راهیابی به کمال مطلق و جلال و جمال بی‌نهایت جز با آن میسر نگردد. آن است که خاکیان را بر ملکوتیان و برتر از آنان شرافت داده، و آنچه برای خاکیان از سیر در آن حاصل می‌شود برای هیچ موجودی در سراسر خلقت در سر‌ّ و عَلن حاصل نشود.<br><br>**شما راهی را می‌روید که تنها راه تمام انبیاء و راه سعادت مطلق است**<br>شما ای ملّت مجاهد، در زیر پرچمی می‌روید که در سراسر جهان مادی و معنوی در اهتزاز است، بیابید آن را یا نیابید، شما راهی را می‌روید که تنها راه تمام انبیاء علیهم سلام ا... و یکتا راه سعادت مطلق است. در این انگیزه است که همه اولیاء شهادت را در راه آن به آغوش می‌کشند و مرگ سرخ را "احلی من العسل" می‌دانند؛ و جوانان شما در جبهه‌ها جرعه‌ای از آن را نوشیده و به وجد آمده‌اند و در مادران و خواهران و پدران و برادران آنان جلوه نموده و ما باید بحق بگوییم «یا لیتنا کنّا معکم فنفوز فوزاً عظیماً.» گوارا باد بر آنان آن نسیم دل‌آرا و آن جلوه شورانگیز.<br>و باید بدانیم که طرفی از این جلوه در کشتزارهای سوزان و در کارخانه‌های توانفرسا و در کارگاه‌ها و در مراکز صنعت و اختراع و ابداع، و در ملّت به طور اکثریت در بازارها و خیابان‌ها و روستاها و همه کسانی که متصدی این امور برای اسلام و جمهوری اسلامی و پیشرفت و خودکفایی کشور به خدمتی اشتغال دارند جلوه گر است.<br>و تا این روح تعاون و تعهد در جامعه برقرار است کشور عزیز از آسیب دهر ان‌شاء‌ا... تعالی مصون است. و بحمد‌ا... تعالی حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها و جوانانِ عزیز مراکز علم و تربیت از این نفخه الهی غیبی برخوردارند، و این مراکز در‌بست در اختیار آنان است، و به امید خدا دست تبهکاران و منحرفان از آن‌ها کوتاه.<br>و وصیت من به همه آن است که با یاد خدای متعال به سوی خودشناسی و خودکفایی و استقلال، با همه ابعادش به پیش، و بی تردید دست خدا با شما است، اگر شما در خدمت او باشید و برای ترقی و تعالی کشور اسلامی به روح تعاون ادامه دهید.<br><br>**با دلی آرام، قلبی مطمئن، روحی شاد و ضمیری امیدوار به سوی جایگاه ابدی سفر می‌کنم** <br>و اینجانب با آنچه در ملّت عزیز از بیداری و هوشیاری و تعهد و فداکاری و روح مقاومت و صلابت در راه حق می‌بینم و امید آن دارم که به فضل خداوند متعال این معانی انسانی به اعقاب ملّت منتقل شود و نسلاً بعد نسل بر آن افزوده گردد.<br>با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوی جایگاه ابدی سفر می‌کنم. و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم. و از خدای رحمان و رحیم می‌خواهم که عذرم را در کوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد.<br>و از ملّت امیدوارم که عذرم را در کوتاهی‌ها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت و تصمیم اراده به پیش روند و بدانند که با رفتن یک خدمتگزار در سدّ آهنین ملّت خللی حاصل نخواهد شد که خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند، و ا... نگهدار این ملّت و مظلومان جهان است.<br>و السلام علیکم و علی عبادا... الصالحین و رحـمه‌ا... و برکاته<br>26 بهمن سال 1361، 1 جمادی‌الاولی سال 1403<br>روح‌ا... الموسوی الخمینی.<br><br>**چند وصیت حیاتی!**<br>بسمه تعالی<br>در زیر این وصیت‌نامه‌ 29 صفحه‌ای و مقدمه، چند مطلب را تذکر می‌دهم:<br>(1) اکنون که من حاضرم، بعض نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود، مورد تصدیق نیست مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.<br>(2) اشخاصی در حال حیات من ادعا نموده‌اند که اعلامیه‌های اینجانب را می‌نوشته‌اند. این مطلب را شدیداً تکذیب می‌کنم. تاکنون هیچ اعلامیه‌ای را غیر شخص خودم تهیه کسی نکرده است.<br>(3) از قرار مذکور، بعضی‌ها ادعا کرده‌اند که رفتن من به پاریس به وسیله‌ آنان بوده؛ این دروغ است. من پس از برگرداندنم از کویت، با مشورت احمد پاریس را انتخاب نمودم، زیرا در کشورهای اسلامی احتمال راه ندادن بود؛ آنان تحت نفوذ ‌شاه بودند ولی پاریس این احتمال نبود.<br>(4) من در طول مدّت نهضت و انقلاب به واسطه‌ سالوسی و اسلام‌نمایی بعضی افراد، ذکری از آنان کرده و تمجیدی نموده‌ام که بعد فهمیدم از دغلبازی آنان اغفال شده‌ام. آن تمجیدها در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می‌نمایاندند و نباید از آن مسائل سوء‌ استفاده شود؛ و میزان در هر کس حال فعلی او است.<br>روح‌ا... الموسوی الخمینی.

26 بهمن سال 1361، امام(ره) وصیت‌نامه سیاسی الهی خود را نوشت و یک نسخه آن را طی پیامی که در 22 تیر سال 1362، به مناسبت افتتاح اوّلین دوره مجلس خبرگان صادر فرمود، نزد این مجلس به امانت گذاشت.
امام خمینی(ره) در 19 آذر سال 1366، وصیت‌نامه خویش را مورد بازبینى قرار داد و پس از تغییراتى در آن، 2 نسخه از متن اصلاحى را که بر روى پاکت آن‌ها به خط ایشان نوشته شده بود "متن وصیت‌نامه سیاسى الهى اینجانب جهت نگهدارى در مجلس خبرگان و آستان قدس رضوى" براى تحویل به مراکز مذکور به نمایندگان خویش سپرد.
به گزارش پرسن‌گرام در این مراسم که از طریق سیماى جمهورى اسلامى ایران پخش شد، مرحوم آیت‌ا... "منتظرى"، آیت‌ا... "خامنه‏اى" (رئیس جمهور وقت)، حجت الاسلام و المسلمین "هاشمى رفسنجانى" (رئیس وقت مجلس شوراى اسلامى)، مرحوم آیت‌ا... "مشکینى" (رئیس وقت مجلس خبرگان)، آیت‌ا... "صافى" (دبیر وقت شوراى نگهبان)، آیت‌ا... "موسوى اردبیلى" (رئیس وقت دیوان عالى کشور)، آیت‌ا... "موسوى خوئینى‏ها" (دادستان وقت کل کشور)، آیت‌ا... "مهدوى کنى" (دبیر وقت جامعه روحانیت مبارز)، "کروبى" (دبیر وقت مجمع روحانیون مبارز) و مرحوم "سید احمد خمینى"، "میرحسین موسوى" (نخست وزیر وقت) و اعضاى دفتر امام حضور داشتند.
پس از این دیدار، حاضران براى مُهر و موم کردن 2 پاکت وصیت‌نامه به مجلس شوراى اسلامى رفتند و در اتاق ریاست مجلس، ابتدا آیت‌ا.. مشکینى سخنانى ایراد کرد و سپس آقاى سید احمد خمینى وصیت‌نامه را تحویل ایشان داد. مراسم مُهر و موم در حضور جمع انجام گرفت و نسخه مربوط به آستان قدس رضوى را آقایان مهدوى کنى، کروبى، "توسلى" و صانعى به مشهد مقدس بردند و نسخه سابق وصیت‌نامه که در مجلس خبرگان نگهدارى مى‌شد، به وسیله آقاى سید احمد خمینى، نزد امام(ره) برده شد.

دستور قرائت وصیت‌نامه
«بسمه تعالی
این وصیت‌نامه را پس از مرگ من، احمد خمینی برای مردم بخواند؛ و در صورت عذر، رئیس محترم جمهور یا رئیس محترم شورای اسلامی یا رئیس محترم دیوان عالی کشور، این زحمت را بپذیرند؛ و در صورت عذر، یکی از فقهای محترم نگهبان این زحمت را قبول نماید.
روح‌ا... الموسوی الخمینی.»
پس از رحلت امام خمینی(ره) این وصیت‌نامه در 14 خرداد سال 1368، توسط آیت‌ا... خامنه‌ای در مجلس شورای اسلامی در برابر اعضای مجلس خبرگان رهبری برای نخستین بار مفتوح و قرائت شد.
متن کامل این وصیت‌نامه به شرح زیر است:
« بِسْمِ ا... الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ
قالَ رسولُ ا... صلی ا... علیه و آله و سلّم: إنّی تارکٌ فیکُمُ الثَقلَینِ، کتابَ ا... و عترتی اهلَ بیتی فإِنَّهُما لَنْ یفْتَرِقا حَتّی یرِدَا عَلَیّ الْحَوضَ
الحمدُ... و سُبحانَکَ؛ أللّهُمَّ صلّ ‌علی محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِک و جلالِک و خزائنِ أسرارِ کتابِکَ الذّی تجلّی فیه الأَحدیه بِجمیعِ أسمائکَ حَتّی المُسْتَأْثَرِ منها الّذی لایعْلَمُهُ غَیرک؛ و اللَّعنُ علی ظالِمیهم أصلِ الشَجَره الخَبیثه.
و بعد، اینجانب مناسب می‌دانم که شمه‌ای کوتاه و قاصر در باب "ثقلین" تذکر دهم؛ نه از حیث مقامات غیبی و معنوی وعرفانی، که قلم مثل منی عاجز است از جسارت در مرتبه‌ای که عرفان آن بر تمام دایره وجود، از ملک تا ملکوت اعلی و از آنجا تا لاهوت و آنچه در فهم من و تو ناید، سنگین و تحمل آن فوق طاقت، اگر نگویم ممتنع است؛ و نه از آنچه بر بشریت گذشته است، از مهجور بودن از حقایق مقام والای "ثقل اکبر" و "ثقل کبیر" که از هر چیز اکبر است جز ثقل اکبر که اکبر مطلق است؛ و نه از آنچه گذشته است بر این 2 ثقل از دشمنان خدا و طاغوتیان بازیگر که شمارش آن برای مثل منی میسر نیست با قصور اطلاع و وقت محدود؛ بلکه مناسب دیدم اشاره‌ای گذرا و بسیار کوتاه از آنچه بر این 2 ثقل گذشته است بنمایم.

حدیث ثقلین حجت قاطع است بر جمیع بشر
شاید جمله لَنْ یفْتَرِقا حتّی یرِدا عَلَی الْحوَض اشاره باشد بر اینکه بعد از وجود مقدس رسول ا... صلی ا... علیه و آله و سلم هرچه بر یکی از این 2 گذشته است بر دیگری گذشته است و مهجوریت هر یک مهجوریت دیگری است، تا آنگاه که این 2 مهجور بر رسول خدا در "حوض" وارد شوند. و آیا این "حوض" مقام اتصال کثرت به وحدت است و اضمحلال قطرات در دریا است، یا چیز دیگر که به عقل و عرفان بشر راهی ندارد. و باید گفت آن ستمی که از طاغوتیان بر این 2 ودیعه رسول اکرم صلی ا... علیه و آله و سلم گذشته، بر امت مسلمان بلکه بر بشریت گذشته است که قلم از آن عاجز است.
و ذکر این نکته لازم است که حدیث "ثقلین" متواتر بین جمیع مسلمین است و در کتب اهل سنت از "صحاح ششگانه" تا کتب دیگر آنان، با الفاظ مختلفه و موارد مکرره از پیغمبر اکرم صلی ا... علیه و ‌آله و سلم به طور متواتر نقل شده است. و این حدیث شریف حجت قاطع است بر جمیع بشر به ویژه مسلمانان مذاهب مختلف؛ و باید همه مسلمانان که حجت بر آنان تمام است جوابگوی آن باشند؛ و اگرعذری برای جاهلان بی‌خبر باشد برای علمای مذاهب نیست.

پایه‌گذاری انحراف از دین خدا، کتاب و سنت الهی
اکنون ببینیم چه گذشته است بر کتاب خدا، این ودیعه الهی و ماترک پیامبر اسلام صلی ا... علیه و آله و سلم مسائل أسف‌انگیزی که باید برای آن خون گریه کرد، پس از شهادت حضرت علی علیه‌السلام شروع شد. خودخواهان و طاغوتیان، قرآن کریم را وسیله‌ای کردند برای حکومت‌های ضد قرآنی؛ و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را که سراسر قرآن را از پیامبر اکرم صلی ا... علیه و آله و سلم دریافت کرده بودند و ندای اِنّی تارکٌ فیکُمُ الثقلان در گوششان بود با بهانه‌های مختلف و توطئه‌های از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده و با قرآن، ‌در حقیقت قرآن را که برای بشریت تا ورود به حوض بزرگترین دستور زندگانی مادی ومعنوی بود و است از صحنه خارج کردند؛ و برحکومت عدل الهی که یکی از آرمان‌های این کتاب مقدس بوده و هست خط بطلان کشیدند و انحراف از دین خدا و کتاب و سنت الهی را پایه گذاری کردند، تا کار به جایی رسید که قلم از شرح آن شرمسار است.

پس از ایفای نقش قرآن در گورستان‌ها آخوند سیاسی موازن با آخوند بی‌دین شد
و هرچه این بنیان کج به جلو آمد کجی‌ها و انحراف‌ها افزون شد تا آنجا که قرآن کریم را که برای رشد جهانیان و نقطه جمع همه مسلمانان بلکه عائله بشری، از مقام شامخ احدیت به کشف تام محمدی(ص) تنزل کرد که بشریت را به آنچه باید برسند،‌ برساند و این ولیده "علم الاسماء" را از شرّ شیاطین و طاغوت‌ها رها سازد و جهان را به قسط وعدل رساند و حکومت را به دست اولیاء ا...، معصومین علیهم صلوات الاولین و الآخرین بسپارد تا آنان به هر که صلاح بشریت است بسپارند؛ چنان از صحنه خارج نمودند که گویی نقشی برای هدایت ندارد و کار به جایی رسید که نقش قرآن به دست حکومت‌های جائر و آخوندهای خبیثِ بدتر از طاغوتیان وسیله‌ای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالی شد. و مع‌الأسف به دست دشمنان توطئه‌گر و دوستان جاهل، قرآن این کتاب سرنوشت ساز، نقشی جز در گورستان‌ها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آنکه باید وسیله جمع مسلمانان و بشریت و کتاب زندگی آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا به کلی از صحنه خارج شد، که دیدیم اگر کسی دم از حکومت اسلامی برمی‌آورد و از سیاست که نقش بزرگ اسلام و رسول بزرگوار صلی ا... علیه و آله و سلم و قرآن و سنت مشحون آن است، سخن می‌گفت گویی بزرگترین معصیت را مرتکب شده؛ و کلمه "آخوند سیاسی" موازن با آخوند بی‌دین شده بود و اکنون نیز هست.

بهره‌برداری از اسلام عزیز و قرآن کریم برای هدم آن‌ها
و اخیراً قدرت‌های شیطانی بزرگ به وسیله حکومت‌های منحرفِ خارج از تعلیمات اسلامی، که خود را به دروغ به اسلام بسته‌اند، برای محو قرآن و تثبیت مقاصد شیطانی ابرقدرت‌ها، قرآن را با خط زیبا طبع می‌کنند و به اطراف می‌فرستند و با این حیله شیطانی قرآن را از صحنه خارج می‌کنند. ما همه دیدیم قرآنی را که محمدرضاخان پهلوی طبع کرد و عده‌ای را اغفال کرد و بعض آخوندهای بی‌خبر از مقاصد اسلامی هم مداح او بودند. و می‌بینیم که ملک فهد هر سال مقدار زیادی از ثروت‌های بی‌پایان مردم را صرف طبع قرآن کریم و محالّ تبلیغاتِ مذهبِ ضد قرآنی می‌کند و وهابیت، این مذهب سراپا بی‌اساس و خرافاتی را ترویج می‌کند؛ و مردم و ملّت‌های غافل را سوق به سوی ابرقدرت‌ها می‌دهد و از اسلام عزیز و قرآن کریم برای هدم اسلام و قرآن بهره‌برداری می‌کند.

ما مفتخریم که مذهب ما جعفری است
ما مفتخریم و ملّت عزیز سرتاپا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرو مذهبی است که می‌خواهد حقایق قرآنی، که سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلکه بشریت دم می‌زند، ‌از مقبره‌ها و گورستان‌ها نجات داده و به عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می‌کشاند نجات دهد.
و ما مفتخریم که پیرو مذهبی هستیم که رسول خدا مؤسس آن به امر خداوند تعالی بوده، و امیرالمؤمنین علی بن‌ ابی‌طالب، این بنده رها شده از تمام قیود، مأمور رها کردن بشر از تمام اغلال و بردگی‌ها است.
ما مفتخریم که کتاب نهج‌البلاغه که بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی‌بخش بشر است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است، از امام معصوم ما است.
ما مفتخریم که ائمه معصومین، از علی بن ابی‌طالب گرفته تا منجی بشر حضرت مهدی صاحب زمان علیهم آلاف التحیات و السلام که به قدرت خداوند قادر، زنده و ناظر امور است ائمه ما هستند.
ما مفتخریم که ادعیه حیات‌بخش که او را "قرآن صاعد" می‌خوانند از ائمه معصومین ما است. ما به "مناجات شعبانیه" امامان و "دعای عرفات" حسین بن علی علیهماالسلام و "صحیفه سجادیه" این زبور آل محمد و "صحیفه فاطمیه" که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است از ما است.
ما مفتخریم که "باقرالعلوم" بالاترین شخصیت تاریخ است و کسی جز خدای تعالی و رسول صلی ا... علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم‌السلام مقام او را درک نکرده و نتوانند درک کرد، ‌از ما است.
و ما مفتخریم که مذهب ما "جعفری" است که فقه ما که دریای بی‌پایان است، یکی از آثار اوست. و ما مفتخریم که به همه ائمه معصومین علیهم صلوات ا... و متعهد به پیروی آنانیم.
ما مفتخریم که ائمه معصومین ما صلوات ا... و سلامه علیهم در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده کردن قرآن کریم که تشکیل حکومت عدل یکی از ابعاد آن است، در حبس و تبعید به سر برده و عاقبت در راه براندازی حکومت‌های جائرانه و طاغوتیان زمان خود شهید شدند.
و ما امروز مفتخریم که می‌خواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم و اقشار مختلفه ملّت ما در این راه بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته، جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدا می‌کنند.

دست‌آورد زنان زینب‌گونه بالاتر از جنات نعیم است
ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه‌های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر، و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعّالیت دارند؛ و آنان که توان جنگ دارند، در آموزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی از واجبات مهم است شرکت، و از محرومیت‌هایی که توطئه دشمنان و ناآشنایی دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آن‌ها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوندهای بی‌اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده‌اند؛ و آنان که توان جنگ ندارند، در خدمت پشت جبهه به نحو ارزشمندی که دل ملّت را از شوق و شعف به لرزه در می‌آورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب می‌لرزاند، اشتغال دارند.
و ما مکرر دیدیم که زنان بزرگواری زینب‌گونه علیها سلام الله فریاد می‌زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته و مفتخرند به این امر؛ و می‌دانند آنچه به دست آورده‌اند بالاتر از جنات نعیم است، چه رسد به متاع ناچیز دنیا.

دشمنان ملّت و مستضعفان جهان همان دشمنان خدا، قرآن و اسلام‌اند
و ملّت ما بلکه ملّت‌های اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند به اینکه دشمنان آنان که دشمنان خدای بزرگ و قرآن کریم و اسلام عزیزند، درندگانی هستند که از هیچ جنایت و خیانتی برای مقاصد شوم جنایتکارانه خود دست نمی‌کشند و برای رسیدن به‌ ریاست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمی‌شناسند. و در رأس آنان آمریکا این تروریست بالذات دولتی است که سرتاسر جهان را به آتش کشیده و هم پیمان او صهیونیست جهانی است که برای رسیدن به مطامع خود جنایاتی مرتکب می‌شود که قلم‌ها از نوشتن و زبان‌ها از گفتن آن شرم دارند؛ و خیال ابلهانه "اسرائیل بزرگ"! آنان را به هر جنایتی می‌کشاند. و ملّت‌های اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند که دشمنان آن‌ها حسین اردنی این جنایت پیشه دوره گرد، و حسن و حسنی مبارک هم‌آخور با اسرائیل جنایتکارند و در راه خدمت به آمریکا و اسرائیل از هیچ خیانتی به ملّت‌های خود روی‌گردان نیستند.
و ما مفتخریم که دشمن ما صدام عفلقی است که دوست و دشمن او را به جنایتکاری و نقض حقوق بین‌المللی و حقوق بشر می‌شناسند و همه می‌دانند که خیانتکاری او به ملّت مظلوم عراق و شیخ نشینان خلیج،‌ کمتر از خیانت به ملّت ایران نباشد.
و ما و ملّت‌های مظلوم دنیا مفتخریم که رسانه‌های گروهی و دستگاه‌های تبلیغات جهانی، ‌ما و همه مظلومان جهان را به هر جنایت و خیانتی که ابرقدرت‌های جنایتکار دستور می‌دهند متهم می‌کنند. کدام افتخار بالاتر و والاتر از اینکه آمریکا با همه ادعاهایش و همه ساز و برگ‌های جنگی‌اش و آن‌ همه دولت‌های سرسپرده‌اش و به دست داشتن ثروت‌های بی پایانِ ملّت‌های مظلوم عقب افتاده و در دست داشتن تمام رسانه‌های گروهی، در مقابل ملّت غیور ایران و کشور حضرت بقیه ا... ارواحنا لمقدمه الفداء آنچنان وامانده و رسوا شده است که نمی‌داند به که متوسل شود! و رو به هرکس می‌کند جواب رد می‌شنود! و این نیست جز به مددهای غیبی حضرت باری تعالی جلَّت عظمتُه که ملّت‌ها را به ویژه ملّت ایران اسلامی را بیدار نموده و از ظلمات ستمشاهی به نور اسلام هدایت نموده.

راه مستقیم الهی نه به شرق وابسته است و نه به غرب
من اکنون به ملّت‌های شریف ستمدیده و به ملّت عزیز ایران توصیه می‌کنم که از این راه مستقیم الهی که نه به شرق ملحد و نه به غربِ ستمگرِ کافر وابسته است، بلکه به صراطی که خداوند به آن‌ها نصیب فرموده است محکم و استوار و متعهد و پایدارً پایبند بوده، و لحظه‌ ای‌ ‌ از شکر این نعمت غفلت نکرده و دست‌های ناپاک عمال ابرقدرت‌ها، چه عمال خارجی و چه عمال داخلی بدتر از خارجی، تزلزلی در نیت پاک و اراده آهنین آنان رخنه نکند؛ و بدانند که هرچه رسانه‌های گروهی عالم و قدرت‌های شیطانی غرب و شرق اشتلم می‌زنند دلیل بر قدرت الهی آنان است و خداوند بزرگ سزای آنان را هم در این عالم و هم درعوالم دیگر خواهد داد. «إنَّه ولی النِّعَم و بِیدِه ملکوتُ کلِّ شیءٍ.»
و با کمال جِد و عجز ازملّت‌های مسلمان می‌خواهم که از ائمه اطهار و فرهنگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی این بزرگ راهنمایان عالم بشریت به طور شایسته و به جان و دل و جانفشانی و نثار عزیزان پیروی کنند. از آن جمله دست از فقه سنتی که بیانگر مکتب رسالت و امامت است و ضامن رشد و عظمت ملّت‌ها است، چه احکام اولیه و چه ثانویه که هر 2 مکتب فقه‌ اسلامی است، ذره‌ای منحرف نشوند و به وسواس خناسان معاند با حق و مذهب گوش فرا ندهند و بدانند قدمی انحرافی، مقدمه سقوط مذهب و احکام اسلامی و حکومت عدل الهی است. و از آن جمله از نماز جمعه و جماعت که بیانگر سیاسی نماز است هرگز غفلت نکنند، که این نماز جمعه از بزرگترین عنایات حق تعالی بر جمهوری اسلامی ایران است.

مراسم عزاداری ائمه اطهار(ع) موجب وحدت بین مسلمین است
و از آن جمله مراسم عزاداری ائمه اطهار و به ویژه سید مظلومان و سرور شهیدان، حضرت ابی عبدا... الحسین صلوات وافر الهی و انبیاء و ملائکه ا... و صلحا بر روح بزرگ حماسی او باد هیچ‌گاه غفلت نکنند. و بدانند آنچه دستور ائمه علیهم‌السلام برای بزرگداشت این حماسه تاریخی اسلام است و آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل بیت است، تمام فریاد قهرمانانه ملّت‌ها است بر سردمداران ستم‌پیشه در طول تاریخ الی الابد. و می‌دانید که لعن ‌و نفرین و فریاد از بیداد بنی امیه لعنه‌ ا... علیهم با آنکه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده‌اند، فریاد بر سر ستمگران جهان و زنده نگهداشتن این فریاد ستم‌‌شکن است.
و لازم است در نوحه‌ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق علیهم سلام ا... به طور کوبنده فجایع و ستمگری‌های ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود؛ و در این عصر که عصر مظلومیت جهان اسلام به دست آمریکا و شوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن ‌جمله آل‌سعود، این خائنین به ‌حرم بزرگ الهی لعنه ا... و ملائکته و رسله علیهم است به طور کوبنده یادآوری و لعن و نفرین شود. و همه باید بدانیم که آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است که حافظ ملّیت مسلمین، به ویژه شیعیان ائمه اثنی‌عشر علیهم صلوات ا... و سلم است .
و آنچه لازم است تذکر دهم آن است که وصیت سیاسی الهی اینجانب اختصاص به ملّت عظیم‌الشأن ایران ندارد، بلکه توصیه به جمیع ملل اسلامی و مظلومان جهان از هر ملّت و مذهب می‌باشد.
از خداوند عزوجل عاجزانه خواهانم که لحظه‌ای ما و ملّت ما را به خود واگذار نکند و از عنایات غیبی خود به این فرزندان اسلام و رزمندگان عزیز لحظه ‌ای دریغ نفرماید.
روح‌ا... الموسوی الخمینی
بِسْمِ ا... الْرَحْمنِ الْرَّحیمْ
اهمیت انقلاب شکوهمند اسلامی که دستاورد میلیون‌ها انسان ارزشمند و هزاران شهید جاوید آن و آسیب دیدگان عزیز، این شهیدان زنده است و مورد امید میلیون‌ها مسلمانان و مستضعفان جهان است، به قدری است که ارزیابی آن از عهده قلم و بیان والاتر و برتر است. اینجانب، روح‌ا... موسوی خمینی که از کرم عظیم خداوند متعال با همه خطایا مأیوس نیستم و زاد راه پرخطرم همان دلبستگی به کرم کریم مطلق است، به عنوان یک نفر طلبه حقیر که همچون دیگر برادران ایمانی امید به این انقلاب و بقای دستاوردهای آن و به ثمر رسیدن هرچه بیشتر آن دارم، به عنوان وصیت به نسل حاضر و نسل‌های عزیز آینده مطالبی هر چند تکراری عرض می‌نمایم. و از خداوند بخشاینده می‌خواهم که خلوص نیت در این تذکرات عنایت فرماید.

انقلاب اسلامی ایران از همه انقلاب‌ها جدا است
1-ما می‌دانیم که این انقلاب بزرگ که دست جهان‌خواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تأییدات غیبی الهی پیروز گردید. اگر نبود دست توانای خداوند امکان نداشت یک جمعیت 36 میلیونی با آن تبلیغات ضدّ اسلامی و ضد روحانی خصوص در این 100 سال اخیر و با آن تفرقه افکنی‌های بی‌حساب قلمداران و زبان مُزدان در مطبوعات و سخنرانی‌ها و مجالس و محافل ضد‌اسلامی و ضد‌ملّی به صورت ملّیت، و آن همه شعرها و بذله گویی‌ها، و آن همه مراکز عیاشی و فحشا و قمار و مسکرات و مواد مخدره که همه و همه برای کشیدن نسل جوان فعّال که باید در راه پیشرفت و تعالی و ترقی میهن عزیز خود فعّالیت نمایند، به فساد و بی‌تفاوتی در پیشامدهای خائنانه، که به دست شاه فاسد و پدر بی‌فرهنگش و دولت‌ها و مجالس فرمایشی که از طرف سفارتخانه‌های قدرتمندان بر ملّت تحمیل می‌شد، و از همه بدتر وضع دانشگاه‌ها و دبیرستان‌ها و مراکز آموزشی که مقدرات کشور به دست آنان سپرده می‌شد، با به کار گرفتن معلمان و استادان غرب زده یا شرق زده صد‌ در صد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامی بلکه ملّی صحیح، با نام "ملّیت" و "ملّی گرایی"، گرچه در بین آنان مردانی متعهد و دلسوز بودند، لکن با اقلیت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان کار مثبتی نمی‌توانستند انجام دهند و با این همه و ده‌ها مسائل دیگر، از آن جمله به انزوا و عزلت کشیدن روحانیان و با قدرت تبلیغاتْ به انحراف فکری کشیدن بسیاری از آنان، ممکن نبود این ملّت با این وضعیت یکپارچه قیام کنند و در سرتاسر کشور با ایده واحد و فریاد "ا... اکبر" و فداکاری‌های حیرت‌آور و معجزه آسا تمام قدرت‌های داخل و خارج را کنار زده و خودْ مقدرات کشور را به دست گیرد. بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلاب‌ها جدا است: هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام. و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملّت مظلوم غارت زده عنایت شده است.

اسلام و حکومت اسلامی، پدیده‌ای الهی
2-اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است که با به کار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تأمین می‌کند و قدرت آن دارد که قلم سرخ بر ستمگری‌ها و چپاولگری‌ها و فسادها و تجاوزها بکشد و انسان‌ها را به کمال مطلوب خود برساند. و مکتبی است که برخلاف مکتب‌های غیر توحیدی، در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته، ولو بسیار ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد فروگذار ننموده است؛ و موانع و مشکلات سر راه تکامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آن‌ها کوشیده است. اینک که به توفیق و تأیید خداوند، جمهوری اسلامی با دست توانای ملّت متعهد پایه‌ریزی شده، و آنچه در این حکومت اسلامی مطرح است اسلام و احکام مترقی آن است، بر ملّت عظیم الشأن ایران است که در تحقق محتوای آن به جمیع ابعاد و حفظ و حراست آن بکوشند که حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است، که انبیای عظام از‌ آدم علیه‌السلام تا خاتم النبیین صلی ا... علیه و آله و سلم‌ در راه آن کوشش و فداکاری جانفرسا نموده‌اند و هیچ مانعی آنان را از این فریضه بزرگ باز نداشته؛ و همچنین پس از آنان اصحاب متعهد و ائمه اسلام علیهم صلوات ا... با کوشش‌های توانفرسا تا حد نثار خون خود در حفظ آن کوشیده‌اند. و امروز بر ملّت ایران، خصوصاً، و بر جمیع مسلمانان، عموماً، واجب است این امانت الهی را که در ایران به طور رسمی اعلام شده و در مدتی کوتاه نتایج عظیمی به بار آورده، با تمام توان حفظ نموده و در راه ایجاد مقتضیات بقای آن و رفع موانع و مشکلات آن کوشش نمایند. و امید است که پرتو نور آن بر تمام کشورهای اسلامی تابیدن گرفته و تمام دولت‌ها و ملّت‌ها با یکدیگر تفاهم در این امر حیاتی نمایند، و دست ابرقدرت‌های عالمخوار و جنایتکاران تاریخ را تا ابد از سر مظلومان و ستمدیدگان جهان کوتاه نمایند.
اینجانب که نفس‌های آخر عمر را می‌کشم به حسب وظیفه، شطری از آنچه در حفظ و بقای این ودیعه الهی دخالت دارد و شطری از موانع و خطرهایی که آن را تهدید می‌کنند، برای نسل حاضر و نسل‌های آینده عرض می‌کنم و توفیق و تأیید همگان را از درگاه پروردگار عالمیان خواهانم.

افزایش انسجام و وحدت ملّت عامل یأس کفار و منافقین
الف) بی‌تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است؛ و رمز پیروزی را ملّت می‌داند و نسل‌های آینده در تاریخ خواهند خواند که 2 رکن اصلی آن: انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی؛ و اجتماع ملّت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد.
اینجانب به همه نسل‌های حاضر و آینده وصیت می‌کنم که اگر بخواهید اسلام و حکومت ا... بر‌قرار باشد و دست استعمار و استثمارگرانِ خارج و داخل از کشورتان قطع شود، این انگیزه الهی را که خداوند تعالی در قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهید؛ و در مقابل این انگیزه که رمز پیروزی و بقای آن است، فراموشی هدف و تفرقه و اختلاف است. بی‌جهت نیست که بوق‌های تبلیغاتی در سراسر جهان و ولیده‌های بومی آنان تمام توان خود را صرف شایعه‌‌ها و دروغ‌های تفرقه‌افکن نموده‌اند و میلیاردها دلار برای آن صرف می‌کنند. بی‌انگیزه نیست سفر‌های دائمی مخالفان جمهوری اسلامی به منطقه. و مع‌الأسف در بین آنان از سردمداران و حکومت‌های بعض کشورهای اسلامی، که جز به منافع شخص خود فکر نمی‌کنند و چشم و گوش بسته تسلیم آمریکا هستند دیده می‌شود؛ و بعض از روحانی‌نماها نیز به آنان ملحقند.
امروز و در آتیه نیز آنچه برای ملّت ایران و مسلمانان جهان باید مطرح باشد و اهمیت آن را در نظر گیرند، خنثی کردن تبلیغات تفرقه افکنِ خانه برانداز است. توصیه اینجانب به مسلمین و خصوص ایرانیان به ویژه در عصر حاضر، آن است که در مقابل این توطئه‌ها عکس العمل نشان داده و به انسجام و وحدت خود، به هر راه ممکن افزایش دهند و کفار و منافقان را مأیوس نمایند.

تلاش برای مأیوس نمودن ملّت‌ها از اسلام
ب)از توطئه‌های مهمی که در قرن اخیر، خصوصاً در دهه‌های معاصر، و به ویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا به چشم می‌خورد، تبلیغات دامنه‌دار با ابعاد مختلف برای مأیوس نمودن ملّت‌ها و خصوص ملّت فداکار ایران از اسلام است. گاهی ناشیانه و با صراحت به اینکه احکام اسلام که 1400 سال قبل وضع شده است نمی‌تواند در عصر حاضر کشورها را اداره کند، یا آنکه اسلام یک دین ارتجاعی است و با هر نوآوری و مظاهر تمدن مخالف است، و در عصر حاضر نمی‌شود کشورها از تمدن جهانی و مظاهر آن کناره گیرند، و امثال این تبلیغات ابلهانه و گاهی موذیانه و شیطنت‌آمیز به گونه طرفداری از قداست اسلام که اسلام و دیگر ادیان الهی سر و کار دارند با معنویات و تهذیب نفوس و تحذیر از مقامات دنیایی و دعوت به ترک دنیا و اشتغال به عبادات و اذکار و ادعیه که انسان را به خدای تعالی نزدیک و از دنیا دور می‌کند، و حکومت و سیاست و سر رشته ‌داری بر خلاف آن مقصد و مقصود بزرگ و معنوی است، چه این‌ها تمام برای تعمیر دنیا است و آن مخالف مسلک انبیای عظام است! و مع‌الأسف تبلیغ به وجه دوّم در بعض از روحانیان و متدینان بی‌خبر از اسلام تأثیر گذاشته که حتی دخالت در حکومت و سیاست را به مثابه یک گناه و فسق می‌دانستند و شاید بعضی بدانند! و این فاجعه بزرگی است که اسلام مبتلای به آن بود.
گروه اوّل که باید گفت از حکومت و قانون و سیاست یا اطلاع ندارند یا غرضمندانه خود را به بی‌اطلاعی می‌زنند. زیرا اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگری و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردی و اجتماعی و منع از فساد و فحشا و انواع کجروی‌ها، و آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال و خودکفایی و جلوگیری از استعمار و استثمار و استعباد، و حدود و قصاص و تعزیرات بر میزان عدل برای جلوگیری از فساد و تباهی یک جامعه، و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف و صدها از این قبیل، چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود. این دعوی به مثابه آن است که گفته شود قواعد عقلی و ریاضی در قرن حاضر باید عوض شود و به جای آن قواعد دیگر نشانده شود. اگر در صدر خلقت، عدالت اجتماعی‌ باید جاری شود و از ستمگری و چپاول و قتل باید جلوگیری شود، امروز چون قرن اتم است آن روش کهنه شده! و ادعای آنکه اسلام با نوآورد‌ها مخالف است همان سان که محمدرضا پهلوی مخلوع می‌گفت که اینان می‌خواهند با چهارپایان در این عصر سفر کنند یک اتهام ابلهانه بیش نیست. زیرا اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآورد‌ها، اختراعات و ابتکارات و صنعت‌های پیشرفته که در پیشرفت و تمدن بشر دخالت دارد، هیچ‌ گاه اسلام و هیچ مذهب توحیدی با آن مخالفت نکرده و نخواهد کرد بلکه علم و صنعت مورد تأکید اسلام و قرآن مجید است. و اگر مراد از تجدد و تمدن به آن معنی است که بعضی روشنفکران حرفه‌ای می‌گویند که آزادی در تمام منکرات و فحشا حتی همجنس‌بازی و از این قبیل، تمام ادیان آسمانی و دانشمندان و عقلا با آن مخالفند گرچه غرب و شرق‌زدگان به تقلید کورکورانه آن را ترویج می‌کنند.
و اما طایفه دوّم که نقشه موذیانه دارند و اسلام را از حکومت و سیاست جدا می‌دانند. باید به این نادانان گفت که قرآن کریم و سنت رسول ا... صلی ا... علیه و آله و سلم آنقدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند؛ بلکه بسیار از احکام عبادی اسلام، عبادی سیاسی است که غفلت از آن‌ها این مصیبت‌ها را به بارآورده. پیغمبر اسلام (ص) تشکیل حکومت داد مثل سایر حکومت‌های جهان لکن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی. و خلفای اوّل اسلامی حکومت‌های وسیع داشته‌اند و حکومت علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام نیز با همان انگیزه، به طور وسیعتر و گسترده‌تر از واضحات تاریخ است. و پس از آن به تدریج حکومت به اسم اسلام بوده؛ و اکنون نیز مدعیان حکومت اسلامی به پیروی از اسلام و رسول اکرم (ص) بسیارند.
اینجانب در این وصیت‌نامه با اشاره می‌گذرم، ولی امید آن دارم که نویسندگان و جامعه‌شناسان و تاریخ نویسان، ‌مسلمانان را از این اشتباه بیرون آورند. و آنچه گفته شده و می‌شود که انبیاء علیهم‌السلام به معنویات کار دارند و حکومت و سر رشته‌داری دنیایی مطرود است و انبیاء و اولیاء و بزرگان از آن احتراز می‌کردند و ما نیز باید چنین کنیم، اشتباه تأسف‌آوری است که نتایج آن به تباهی کشیدن ملّت‌های اسلامی و باز کردن راه برای استعمارگران خونخوار است، زیرا آنچه مردود است حکومت‌های شیطانی و دیکتاتوری و ستمگری است که برای سلطه‌جویی و انگیزه‌های منحرف و دنیایی که از آن تحذیر نموده‌اند؛ جمع آوری ثروت و مال و قدرت‌طلبی و طاغوت گرایی است و بالاخره دنیایی است که انسان را از حق تعالی غافل کند. و امّا حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی، همان است که مثل سلیمان بن داوود و پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی ا... علیه و آله و سلم و اوصیای بزرگوارش برای آن کوشش می‌کردند؛ از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است، چنانچه سیاست سالم که در این حکومت‌ها بوده از امور لازمه است. باید ملّت بیدار و هوشیار ایران با دید اسلامی این توطئه‌ها را خنثی نمایند. و گویندگان و نویسندگان متعهد به کمک ملّت برخیزند و دست شیاطین توطئه‌گر را قطع نمایند.

توطئه‌ها و شایعه‌ها علیه جمهوری اسلامی
ج)و از همین قماش توطئه‌ها و شاید موذیانه‌تر، شایعه‌های وسیع در سطح کشور، و در شهرستان‌ها بیشتر، بر اینکه جمهوری اسلامی هم کاری برای مردم انجام نداد. بیچاره مردم با آن شوق و شعف فداکاری کردند که از رژیم ظالمانه طاغوت رهایی یابند، گرفتار یک رژیم بدتر شدند! مستکبران مستکبرتر و مستضعفان مستضعف‌تر شدند! زندان‌ها پر از جوانان که امید آتیه کشور است می‌باشد و شکنجه‌ها از رژیم سابق بدتر و غیر انسانی‌تر است! هر روز عده‌ای را اعدام می‌کنند به اسم اسلام! و ای کاش اسم اسلام روی این جمهوری نمی‌گذاشتند! این زمان از زمان رضاخان و پسرش بدتر است! مردم در رنج و زحمت و گرانی سرسام‌آور غوطه می‌خورند و سردمداران دارند این رژیم را به رژیمی کمونیستی هدایت می کنند! ‌اموال مردم مصادره می‌شود و آزادی در هر چیز از ملّت سلب شده! و بسیاری دیگر از این قبیل امور که با نقشه اجرا می‌شود. و دلیل آنکه نقشه و توطئه در کار است آنکه هرچند روز یک امر در هر گوشه و کنار و در هر کوی و برزن سر زبان‌ها می‌افتد؛ در تاکسی‌ها همین مطلب واحد و در اتوبوس‌ها نیز همین و در اجتماعات چند نفره باز همین صحبت می‌شود؛ و یکی که قدری کهنه شد یکی دیگر معروف می‌شود. و مع‌الأسف بعض روحانیون که از حیله‌های شیطانی بی‌خبرند با تماس یکی،‌ 2 نفر از عوامل توطئه گمان می‌کنند مطلب همان است. و اساس مسأله آن است که بسیاری از آنان که این مسائل را می‌شنوند و باور می‌کنند اطلاع از وضع دنیا و انقلاب‌های جهان و حوادث بعد از انقلاب و گرفتاری‌های عظیم اجتناب ناپذیر آن ندارند چنانچه اطلاع صحیح از تحولاتی که همه به سود اسلام است ندارند و چشم بسته و بی‌خبر امثال این مطالب را شنیده و خود نیز با غفلت یا عمد به آنان پیوسته‌اند.

قبل از آشنایی به مسائل، به اشکال تراشی برنخیزید
اینجانب توصیه می‌کنم که قبل از مطالعه وضعیت کنونی جهان و مقایسه بین انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلابات و قبل از آشنایی با وضعیت کشورها و ملّت‌هایی که در حال انقلاب و پس از انقلابشان بر آنان چه می‌گذشته است، و قبل از توجه به گرفتاری‌های این کشور طاغوت‌زده از ناحیه رضاخان و بدتر از آن محمدرضا که در طول چپاولگری‌هایشان برای این دولت به ارث گذشته‌اند، از وابستگی‌های عظیم خانمانسوز، تا اوضاع وزارتخانه‌ها و ادارات و اقتصاد و ارتش و مراکز عیاشی و مغازه‌های مسکرات فروشی و ایجاد بی‌بندوباری در تمام شئون زندگی و اوضاع تعلیم و تربیت و اوضاع دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها و اوضاع سینماها و عشرتکده‌ها و وضعیت جوان‌ها و زن‌ها و وضعیت روحانیون و متدینین و آزادیخواهان متعهّد و بانوان عفیف ستمدیده و مساجد در زمان طاغوت و رسیدگی به پرونده اعدام شدگان و محکومان ‌به حبس و رسیدگی به زندان‌ها و کیفیت عملکرد متصدیان و رسیدگی به مال سرمایه‌داران و زمین‌خواران بزرگ و محتکران و گرانفروشان و رسیدگی به دادگستری‌ها و دادگاه‌های انقلاب و مقایسه با وضع سابق دادگستری و قضات و رسیدگی به حال نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای دولت و استاندارها و سایر مأمورین که در این زمان آمده‌اند و مقایسه با زمان سابق و رسیدگی به عملکرد دولت و جهاد سازندگی در روستاهای محروم از همه مواهب حتی آب آشامیدنی و درمانگاه و مقایسه با طول رژیم سابق با در نظر گرفتن گرفتاری به جنگ تحمیلی و پیامدهای آن از قبیل آوارگان میلیونی و خانواده‌های شهدا و آسیب‌دیدگان در جنگ و آوارگان میلیونی افغانستان و عراق و با نظر به حصر اقتصادی و توطئه‌های پی در پی آمریکا و وابستگان خارج و داخلش (اضافه کنید فقدان مبلّغ آشنا به مسائل به مقدار احتیاج و قاضی شرع) و هرج و مرج‌هایی که از طرف مخالفان اسلام و منحرفان و حتی دوستان نادان در دست اجرا است و ده‌ها مسائل دیگر، تقاضا این است که قبل از آشنایی به مسائل، به اشکال تراشی و انتقاد کوبنده و فحاشی برنخیزید؛ و به حال این اسلام غریب که پس از صدها سال ستمگری قلدرها و جهل توده‌ها امروز طفلی تازه‌ پا و ولیده‌ای است محفوف به دشمن‌های خارج و داخل، رحم کنید. و شما اشکال تراشان به فکر بنشینید که آیا بهتر نیست به جای سرکوبی به اصلاح و کمک بکوشید؛ و به جای طرفداری از منافقان و ستمگران و سرمایه ‌داران و محتکران بی‌انصاف از خدا بی‌خبر، طرفدار مظلومان و ستمدیدگان و محرومان باشید؛ و به جای گروه‌های آشوبگر و تروریست‌های مفسد و طرفداری غیر مستقیم از آنان، توجهی به ترور‌شدگان از روحانیون مظلوم تا خدمتگزاران متعهد مظلوم داشته باشید؟

کوشش برای اسلامی کردن این کشور
اینجانب هیچگاه نگفته و نمی‌گویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می‌شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی‌انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمی‌کنند؛ ‌لکن عرض می‌کنم که قوه مقننه و قضائیه و اجرائیه با زحمات جانفرسا کوشش در اسلامی کردن این کشور می‌کنند و ملتِ ده‌ها میلیونی نیز طرفدار و مددکار آنان هستند؛ و اگر این اقلیت اشکال تراش و کارشکن به کمک بشتابند، تحقق این آمال آسانتر و سریعتر خواهد بود. و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده میلیونی بیدار شده و متوجّه مسائل است و در صحنه حاضر است، آمال انسانی اسلامی به خواست خداوند متعال جامه عمل به طور چشمگیر خواهد پوشید و کجروان و اشکال تراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند.

ایمان و اطمینان به غیب رمز موفقیت و پیروزی ملّت ایران
من با جرأت مدعی هستم که ملّت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملّت حجاز در عهد رسول ا... صلی ا... علیه و آله و سلم و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی صلوات ا... و سلامه علیهما می‌باشند. آن حجاز که در عهد رسول ا... (ص) مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمی‌کردند و با بهانه‌هایی به جبهه نمی‌رفتند، که خداوند تعالی در سوره "توبه" با آیاتی آن‌ها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است. و آنقدر به ایشان دروغ بستند که به حسب نقل در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق و کوفه که با امیرالمؤمنین(ع) آنقدر بدرفتاری کردند و از اطاعتش سر باز زدند که شکایات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است. و آن مسلمانان عراق و کوفه که با سیدالشهدا علیه‌السلام آن شد که شد. و آنان که در شهادت دستْ آلوده نکردند، یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد. امّا امروز می‌بینیم که ملّت ایران از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبهه‌ها و مردم پشت جبهه‌ها، با کمال شوق و اشتیاق چه فداکاری‌ها می‌کنند و چه حماسه‌ها می‌آفرینند. و می‌بینیم که مردم محترم سراسر کشور چه کمک‌های ارزنده می‌کنند. و می‌بینیم که بازماندگان شهدا و آسیب‌دیدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره‌های حماسه آفرین و گفتار و کرداری مشتاقانه و اطمینان‌بخش با ما و شما روبه‌رو می‌شوند. و این‌ها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان. در صورتی که نه در محضر مبارک رسول اکرم (ص) هستند، و نه در محضر امام معصوم صلوات ا... علیه. و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است. و این رمز موفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است. و اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانی تربیت نموده، و ما همه مفتخریم که در چنین عصری در پیشگاه چنین ملتی می‌باشیم.

وصیت امام(ره) به مخالفان جمهوری اسلامی
و اینجانب در اینجا یک وصیت به اشخاصی که به انگیزه مختلف با جمهوری اسلامی مخالفت می‌کنند و به جوانان، چه دختران و چه پسرانی که مورد بهره‌برداری منافقان و منحرفان فرصت‌ طلب و سودجو واقع شده‌اند می‌نمایم، که بی‌طرفانه و با فکر آزاد به قضاوت بنشینید و تبلیغات آنان که می‌خواهند جمهوری اسلامی ساقط شود و کیفیت عمل آنان و رفتارشان با توده‌های محروم و گروه‌ها و دولت‌هایی که از آنان پشتیبانی کرده و می‌کنند و گروه‌ها و اشخاصی که در داخل به آنان پیوسته و از آنان پشتیبانی می کنند و اخلاق و رفتارشان در بین خود و هوادارانشان و تغییر موضع‌هایشان در پیشامدهای مختلف را، با دقت و بدون هوای نفس بررسی کنید، و مطالعه کنید حالات آنان که در این جمهوری اسلامی به دست منافقان و منحرفان شهید شدند، و ارزیابی کنید بین آنان و دشمنانشان؛ نوارهای این شهیدان تا حدی در دست و نوارهای مخالفان شاید در دست شماها باشد، ببینید کدام دسته طرفدار محرومان و مظلومان جامعه هستند.
برادران! شما این اوراق را قبل از مرگ من نمی‌خوانید. ممکن است پس از من بخوانید در آن وقت من نزد شما نیستم که بخواهم به نفع خود و جلب نظرتان برای کسب مقام و قدرتی با قلب‌های جوان شما بازی کنم. من برای آنکه شما جوانان شایسته‌ای هستید علاقه دارم که جوانی خود را در راه خداوند و اسلام عزیز و جمهوری اسلامی صرف کنید تا سعادت هر 2 جهان را دریابید. و از خداوند غفور می‌خواهم که شما را به راه مستقیم انسانیت هدایت کند و از گذشته ما و شما با رحمت واسعه خود بگذرد. شماها نیز در خلوت‌ها از خداوند همین را بخواهید، که او هادی و رحمان است.

یک وصیت به ملّت شریف ایران
و یک وصیت به ملّت شریف ایران و سایر ملّت‌های مبتلا به حکومت‌های فاسد و در بند قدرت‌های بزرگ می‌کنم؛ امّا به ملّت عزیز ایران توصیه می‌کنم که نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن، که نعمتی عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در این صراط مستقیم پیش می‌آید نهراسید که «إن تَنْصروا ا... ینْصُرْکُمْ وَ یثَبِّتْ اَقدامَکُم» و در مشکلات دولت جمهوری اسلامی با جان و دل شریک و در رفع آن‌ها کوشا باشید، و دولت و مجلس را از خود بدانید، و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری کنید.

توصیه به مجلس و دولت
و به مجلس و دولت و دست‌اندرکاران توصیه می‌نمایم که قدر این ملّت را بدانید و در خدمتگزاری به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم همه هستند و جمهوری اسلامی رهاورد آنان و با فداکاری‌های آنان تحقق پیدا کرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است، فروگذار نکنید و خود را از مردم و آنان را از خود بدانید و حکومت‌های طاغوتی را که چپاولگرانی بی‌فرهنگ و زورگویانی تهی مغز بودند و هستند را همیشه محکوم نمایید، البته با اعمال انسانی که شایسته برای یک حکومت اسلامی است.

وصیت امام(ره) به ملّت‌های تحت امپریالیزم
و امّا به ملّت‌های اسلامی توصیه می‌کنم که از حکومت جمهوری اسلامی و از ملّت مجاهد ایران الگو بگیرید و حکومت‌های جائر خود را در صورتی که به خواست ملّت‌ها که خواست ملّت ایران است سر فرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید، که مایه بدبختی مسلمانان، حکومت‌های وابسته به شرق و غرب می‌باشند. و اکیداً توصیه می‌کنم که به بوق‌های تبلیغاتی مخالفان اسلام و جمهوری اسلامی گوش فرا ندهید که همه کوشش دارند که اسلام را از صحنه بیرون کنند که منافع ابرقدرت‌ها تأمین شود.

به انزوا کشاندن روحانیت؛ از توطئه‌های شیطانی ابر قدرت‌ها
د)از نقشه‌های شیطانی قدرت‌های بزرگ استعمار و استثمارگر که سال‌های طولانی در دست اجرا است و در کشور ایران از زمان رضاخان اوج گرفت و در زمان محمدرضا با روش‌های مختلف دنباله‌گیری شد، به انزوا کشاندن روحانیت است؛ که در زمان رضاخان با فشار و سرکوبی و خلع لباس و حبس و تبعید و هتک حرمات و اعدام و امثال آن، و در زمان محمدرضا با نقشه و روش‌های دیگر که یکی از آن‌ها ایجاد عداوت بین دانشگاهیان و روحانیان بود ، که تبلیغات وسیعی در این زمینه شد؛ و مع‌الأسف به واسطه بی‌خبری هر 2 قشر از توطئه شیطانی ابرقدرت‌ها نتیجه چشمگیری گرفته شد. از یک طرف، از دبستان‌ها تا دانشگاه‌ها کوشش شد که معلمان و دبیران و اساتید و رؤسای دانشگاه‌ها از بین غرب‌زدگان یا شرق‌زدگان و منحرفان از اسلام و سایر ادیان انتخاب و به کار گماشته شوند و متعهدان مؤمن در اقلیت قرار گیرند که قشر مؤثر را که در آتیه حکومت را به دست می‌گیرند، از کودکی تا نوجوانی و تا جوانی طوری تربیت کنند که از ادیان مطلقاً، و اسلام به خصوص، و از وابستگان به ادیان خصوصاً روحانیون و مبلغان، متنفر باشند. و اینان را عمال انگلیس در آن زمان، و طرفدار سرمایه‌داران و زمینخواران و طرفدار ارتجاع و مخالف تمدن و تعالی در بعد از آن معرفی می‌نمودند. و از طرف دیگر، با تبلیغات سوء، روحانیون و مبلغان و متدینان را از دانشگاه و دانشگاهیان ترسانیده و همه را به بی‌دینی و بی‌بند و باری و مخالف با مظاهر اسلام و ادیان متهم می‌نمودند. نتیجه آن که دولتمردانْ مخالف ادیان و اسلام و روحانیون و متدینان باشند؛ و توده‌های مردم که علاقه به دین و روحانی دارند مخالف دولت و حکومت و هر چه متعلق به آن است باشند، و اختلاف عمیق بین دولت و ملّت و دانشگاهی و روحانی راه را برای چپاولگران آنچنان باز کند که تمام شئون کشور در تحت قدرت آنان و تمام ذخایر ملّت در جیب آنان سرازیر شود، چنانچه دیدید به سر این ملّت مظلوم چه آمد، و می‌رفت که چه‌ آید.

پیوند دوستی و تفاهم دانشگاهیان و جوانان با روحانیان و طلاب
اکنون که به خواست خداوند متعال و مجاهدت ملّت از روحانی و دانشگاهی تا بازاری و کارگر و کشاورز و سایر قشرها بند اسارت را پاره و سد قدرت ابرقدرت‌ها را شکستند و کشور را از دست آنان و وابستگانشان نجات دادند، توصیه اینجانب آن است که نسل حاضر و آینده غفلت نکنند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامی پیوند دوستی و تفاهم را محکمتر و استوارتر سازند و از نقشه‌ها و توطئه‌های دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد آنکه فرد یا افرادی را دیدند که با گفتار و رفتار خود در صدد است بذر نفاق بین آنان افکند او را ارشاد و نصیحت نمایند؛ و اگر تأثیر نکرد از او روگردان شوند و او را به انزوا کشانند و نگذارند توطئه ریشه دواند که سرچشمه را به آسانی می‌توان گرفت. و مخصوصاً اگر در اساتید کسی پیدا شد که می‌خواهد انحراف ایجاد کند، او را ارشاد و اگر نشد، از خود و کلاس خود طرد کنند. و این توصیه بیشتر متوجه روحانیون و محصلین علوم دینی است. و توطئه‌ها در دانشگاه‌ها از عمق ویژه‌ای برخوردار است و هر قشر محترم که مغز متفکر جامعه هستند باید مواظب توطئه‌ها باشند.

قصه غم انگیز وابستگی به غرب و شرق
هـ)از جمله نقشه‌ها که مع‌الأسف تأثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده، بیگانه نمودن کشورهای استعمار زده از خویش، و غرب‌زده و شرق‌زده نمودن آنان است به طوری که خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق، ‌2 قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن 2 قدرت را قبله‌ گاه عالم دانستند و وابستگی به یکی از 2 قطب را از فرائض غیرقابل اجتناب معرفی نمودند! و قصه این امر غم‌انگیز، طولانی و ضربه‌هایی که از آن خورده و اکنون نیز می‌خوریم کشنده و کوبنده است.

فرنگی مآبی از سر تا پا
و غم‌انگیزتر اینکه آنان ملّت‌های ستمدیده زیر سلطه را در همه چیز عقب نگه ‌داشته و کشورهایی مصرفی بار‌ آوردند و به‌ قدری‌ما را از پیشرفت‌های خود و قدرت‌های شیطانی‌شان ترسانده‌اند که جرأت دست زدن به هیچ ابتکاری نداریم و همه چیز خود را تسلیم آنان کرده و سرنوشت خود و کشورهای خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطیع فرمان هستیم. و این پوچی و تهی مغزی مصنوعی موجب شده که در هیچ امری به فکر و دانش خود اتکاء نکنیم و کورکورانه از شرق و غرب تقلید نماییم بلکه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتکار اگر داشتیم، نویسندگان و گویندگان غرب و شرق‌زده بی‌فرهنگ، آن‌ها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فکر و قدرت بومی ما را سرکوب و مأیوس نموده و می‌نمایند و رسوم و آداب اجنبی را هر چند مبتذل و مفتضح باشد با عمل و گفتار و نوشتار ترویج کرده و با مداحی و ثناجویی آن‌ها را به خورد ملّت‌ها داده و می‌دهند. فی‌المثل، اگر در کتاب یا نوشته یا گفتاری چند واژه فرنگی باشد، بدون توجه به محتوای آن با اعجاب پذیرفته، و گوینده و نویسنده آن را دانشمند و روشنفکر به حساب می‌آورند. و از گهواره تا قبر به هر‌چه بنگریم اگر با واژه غربی و شرقی اسم‌گذاری شود مرغوب و مورد توجه و از مظاهر تمدن و پیشرفتگی محسوب، و اگر واژه‌های بومی خودی به کار رود مطرود و کهنه و واپسزده خواهد بود. کودکان ما اگر نام غربی داشته باشند مفتخر؛ و اگر نام خودی دارند سر به زیر و عقب افتاده‌اند. خیابان‌ها، کوچه‌ها، مغازه‌ها، شرکت‌ها، داروخانه‌ها،‌ کتابخانه‌ها، پارچه‌ها، و دیگر متاع‌ها، هر چند در داخل تهیه شده باید نام خارجی داشته باشد تا مردم از آن راضی و به آن اقبال کنند. فرنگی مآبی از سر تا پا و در تمام نشست و برخاست‌ها و در معاشرت‌ها و تمام شئون زندگی موجب افتخار و سربلندی و تمدن و پیشرفت، و در مقابل، آداب و رسوم خودی‌، کهنه‌پرستی و عقب‌افتادگی است. در هر مرض و کسالتی ولو جزئی و قابل علاج در داخل، باید به خارج رفت و دکترها و اطبای دانشمند خود را محکوم و مأیوس کرد. رفتن به انگلستان و فرانسه و آمریکا و مسکو افتخاری پر ارزش و رفتن به حج و سایر اماکن متبر‌که کهنه‌پرستی و عقب‌ماندگی است. بی‌اعتنایی به آنچه مربوط به مذهب و معنویات است از نشانه‌های روشنفکری و تمدن، و ‌در مقابل، تعهد به این امور نشانه عقب‌ماندگی و کهنه‌پرستی است.

جوان‌ها ثابت کردند که اگر بخواهیم می‌توانیم
اینجانب نمی‌گویم ما خود همه چیز داریم؛ معلوم است ما را در طول تاریخِ نه چندان دور خصوصاً، و در سده‌های اخیر از هر پیشرفتی محروم کرده‌اند و دولتمردان خائن و دودمان پهلوی خصوصاً، و مراکز تبلیغاتی علیه دستاوردهای خودی و نیز خودْ کوچک ‌دیدن‌ها و یا ناچیز دیدن‌ها، ما را از هر فعّالیتی برای پیشرفت محروم کرد. وارد کردن کالاها از هر قماش و سرگرم کردن بانوان و مردان خصوصاً طبقه جوان، به اقسام اجناس وارداتی از قبیل ابزار آرایش و تزئینات و تجملات و بازی‌های کودکانه و به مسابقه کشاندن خانواده‌ها و مصرفی بارآوردن هر چه بیشتر، که خود داستان‌های غم‌انگیز دارد، و سرگرم کردن و به تباهی کشاندن جوان‌ها که عضو فعّال هستند با فراهم آوردن مراکز فحشا و عشرتکده‌ها، و ده‌ها از این مصائب حساب شده، برای عقب نگهداشتن کشورهاست. من وصیت دلسوزانه و خادمانه می‌کنم به ملّت عزیز که اکنون که تا حدود بسیار چشمگیری از بسیاری از این دام‌ها نجات یافته و نسل محروم حاضر به فعّالیت و ابتکار برخاسته و دیدیم که بسیاری از کارخانه‌ها و وسایل پیشرفته مثل هواپیماها و دیگر چیزها که گمان نمی‌رفت متخصصینِ ایران قادر به راه انداختن کارخانه‌ها و امثال آن باشند و همه دست‌ها را به سوی غرب یا شرق دراز کرده بودیم که متخصصین آنان این‌ها را به راه اندازند، در اثر محاصره اقتصادی و جنگ تحمیلی، خود جوانان عزیز ما قطعات محل احتیاج را ساخته و با قیمت‌های ارزانتر عرضه کرده و رفع احتیاج نمودند و ثابت کردند که اگر بخواهیم می توانیم.
باید هوشیار و بیدار و مراقب باشید که سیاست‌بازان پیوسته به غرب و شرق با وسوسه‌های شیطانی شما را به سوی این چپاولگران بین‌المللی نکشند؛ و با اراده مصمم و فعّالیت و پشتکار خود به رفع وابستگی‌ها قیام کنید.
و بدانید که نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و آمریکا و شوروی کم ندارد و اگر خودی خود را بیابد و یأس را از خود دور کند و چشم داشت به غیر خود نداشته باشد، در دراز مدت قدرت همه کار و ساختن همه چیز را دارد. و آنچه انسان‌های شبیه به اینان به آن رسیده‌اند شما هم خواهید رسید به شرط اتکال به خداوند تعالی و اتکاء به نفس، و قطع وابستگی به دیگران و تحمل سختی‌ها برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه و خارج شدن از تحت سلطه اجانب.
و بر دولت‌ها و دست اندرکاران است چه در نسل حاضر و چه در نسل‌های آینده که از متخصصین خود قدردانی کنند و آنان را با کمک‌های مادی و معنوی تشویق به کار نمایند و از ورود کالاهای مصرف‌ساز و خانه برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند.
و ازجوانان، دختران و پسران، می‌خواهم که استقلال و آزادی و ارزش‌های انسانی را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرت‌ها و بی‌بند و باری‌ها و حضور در مراکز فحشا که از طرف غرب و عمال بی‌وطن به شما عرضه می‌شود نکنند؛ که آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهی شما و اغفالتان از سرنوشت کشورتان و چاپیدن ذخائر شما و به بند استعمار و ننگ وابستگی کشیدنتان و مصرفی نمودن ملّت و کشورتان به چیز دیگر فکر نمی‌کنند؛ و می‌خواهند با این وسایل و امثال آن شما را عقب مانده، و به اصطلاح آنان "نیمه وحشی" نگه دارند.

از توطئه‌های بزرگ ابرقدت‌ها؛ به دست گرفتن مراکز تعلیم و تربیت
و)از توطئه‌های بزرگ آنان، چنانچه اشاره شد و کراراً تذکر داده‌ام، به دست گرفتن مراکز تعلیم و تربیت خصوصاً دانشگاه‌ها است که مقدرات کشورها در دست محصولات آن‌ها است. روش آنان با روحانیون و مدارس علوم اسلامی فرق دارد با روشی که در دانشگاه‌ها و دبیرستان‌ها دارند. نقشه آنان برداشتن روحانیون از سر راه و منزوی کردن آنان است؛ یا با سرکوبی و خشونت و هتاکی که در زمان رضاخان عمل شد ولی نتیجه معکوس گرفته شد؛ یا با تبلیغات و تهمت‌ها و نقشه‌های شیطانی برای جدا کردن قشر تحصیلکرده و به اصطلاح روشنفکر که این هم در زمان رضاخان عمل می‌شد و در ردیف فشار و سرکوبی بود؛ و در زمان محمدرضا ادامه یافت بدون خشونت ولی موذیانه.

اصلاح و پاکسازی دانشگاه‌ها از انحرافات
و امّا در دانشگاه نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزش‌های خودی منحرف کنند و به سوی شرق یا غرب بکشانند و دولتمردان را از بین اینان انتخاب و بر سرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آن‌ها هرچه می‌خواهند انجام دهند. اینان کشور را به غارت‌زدگی و غرب‌زدگی بکشانند و قشر روحانی با انزوا و منفوریت و شکست قادر بر جلوگیری نباشد. و این بهترین راه است برای عقب ‌نگهداشتن و غارت کردن کشورهای تحت سلطه، ‌زیرا برای ابرقدرت‌ها بی‌زحمت و بی‌خرج و در جوامع ملّی بی سر و صدا، هرچه هست به جیب آنان می‌ریزد.
پس اکنون که دانشگاه‌ها و دانشسراها در دست اصلاح و پاکسازی است، بر همه ما لازم است با متصدیان کمک کنیم و برای همیشه نگذاریم دانشگاه‌ها به انحراف کشیده شود؛ و هرجا انحرافی به چشم خورد با اقدام سریع به رفع آن کوشیم. و این امر حیاتی باید در مرحله اوّل با دست پر توان خود جوانان دانشگاه‌ها و دانشسراها انجام گیرد که نجات دانشگاه از انحراف، نجات کشور و ملّت است.
و اینجانب به همه نوجوانان و جوانان در مرحله اوّل، و پدران و مادران و دوستان آن‌ها در مرحله دوّم، و به دولتمردان و روشنفکران دلسوز برای کشور در مرحله بعد وصیت می‌کنم که در این امر مهم که کشورتان را از آسیب نگه می‌دارد، با جان و دل کوشش کنید و دانشگاه‌‎ها را به نسل بعد بسپرید. و به همه نسل‌های مسلسل توصیه می‌کنم که برای نجات خود و کشور عزیز و اسلامِ آدم ساز، دانشگاه‌ها را از انحراف و غرب و شرق‌زدگی حفظ و پاسداری کنید، و با این عمل انسانی اسلامی خود دست قدرت‌های بزرگ را از کشور قطع و آنان را ناامید نمایید. خدایتان پشتیبان و نگهدار باد.

تعهد وکلای مجلس شورای اسلامی
ز)از مهمات امور، تعهد وکلای مجلس شورای اسلامی است. ما دیدیم که اسلام و کشور ایران چه صدمات بسیار غم‌انگیزی از مجلس شورای غیر صالح و منحرف، از بعد از مشروطه تا عصر رژیم جنایتکار پهلوی و از هر زمان بدتر و خطرناکتر در این رژیم تحمیلی فاسد خورد؛ و چه مصیبت‌ها و خسارت‌های جانفرسا از این جنایتکاران بی‌ارزش و نوکرمآب به کشور و ملّت وارد شد. در این 50 سال یک اکثریت قلابی منحرف در مقابل یک اقلیت مظلوم موجب شد که هر چه انگلستان و شوروی و اخیراً آمریکا خواستند، با دست همین منحرفانِ از خدا بی‌خبر انجام دهند و کشور را به تباهی و نیستی کشانند. از بعد از مشروطه، هیچ‌گاه تقریباً به مواد مهم قانون اساسی عمل نشد، قبل از رضاخان با تصدی غرب‌زدگان و مشتی خان و زمینخواران؛ و در زمان رژیم پهلوی به دست آن رژیم سفاک و وابستگان و حلقه به گوشان آن.

وکلای دارای تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی را به مجلس بفرستید
اکنون که با عنایت پروردگار و همت ملّت عظیم‌الشأن سرنوشت کشور به دست مردم افتاد و وکلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خان‌های ولایات به مجلس شورای اسلامی راه یافتند، و امید است که با تعهد آنان به اسلام و مصالح کشور جلوگیری از هر انحراف بشود. وصیت اینجانب به ملّت در حال و آتیه آن است که با اراده مصمم خود و تعهد خود به احکام اسلام و مصالح کشور در هر دوره از انتخابات وکلای دارای تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی که غالباً بین متوسطین جامعه و محرومین می‌باشند و غیر منحرف از صراط مستقیم به سوی غرب یا شرق و بدون گرایش به مکتب‌های انحرافی و اشخاص تحصیلکرده و مطلع بر مسائل روز و سیاست‌های اسلامی، به مجلس بفرستند.

روحانیت و مراجع معظم خود را از مسائل جامعه کنار نکشند
و به جامعه محترم روحانیت خصوصاً مراجع معظم، وصیت می‌کنم که خود را از مسائل جامعه خصوصاً مثل انتخاب رئیس‌جمهور و وکلای مجلس، کنار نکشند و بی‌تفاوت نباشند. همه دیدید و نسل آتیه خواهد شنید که دست سیاست‌بازان پیرو شرق و غرب، روحانیون را که اساس مشروطیت را با زحمات و رنج‌ها بنیان گذاشتند از صحنه خارج کردند و روحانیون نیز بازی سیاست‌بازان را خورده و دخالت در امور کشور و مسلمین را خارج از مقام خود انگاشتند و صحنه را به دست غرب‌زدگان سپردند؛ و به سر مشروطیت و قانون اساسی و کشور و اسلام آن آوردند که جبرانش احتیاج به زمان طولانی دارد.

جلوگیری از نفوذ وابستگان به 2 قطب استعمارگر و غرب یا شرق‌زدگان
اکنون که بحمدا... تعالی موانع رفع گردیده و فضای آزاد برای دخالت همه طبقات پیش‌آمده است، هیچ عذری باقی نمانده و از گناهان بزرگ نابخشودنی، مسامحه در امر مسلمین است. هرکس به مقدار توانش و حیطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و میهن باشد؛ و با جدیت از نفوذ وابستگان به 2 قطب استعمارگر وغرب یا شرق‎‌زدگان و منحرفان از مکتب بزرگ اسلام جلوگیری نمایند، و بدانند که مخالفین اسلام و کشورهای اسلامی که همان ابرقدرتان چپاولگر بین‌المللی هستند، با تدریج و ظرافت در کشور ما و کشورهای اسلامی دیگر رخنه، و با دست افراد خودِ ملّت‌ها، کشورها را به دام استثمار می‌کشانند. باید با هوشیاری مراقب باشید و با احساس اولین قدمِ نفوذی به مقابله برخیزید و به آنان مهلت ندهید. خدایتان یار ونگهدار باشد.

نگذارید حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد
و از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می‌خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد.

اقلیت‌ها وکلای خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهوری اسلامی انتخاب نمایند
و به اقلیت‌های مذهبی رسمی وصیت می‌کنم که از دوره‌های رژیم پهلوی عبرت بگیرند و وکلای خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهوری اسلامی و غیر وابسته به قدرت‌های جهانخوار و بدون گرایش به مکتبهای الحادی و انحرافی و التقاطی انتخاب نمایند.
و از همه نمایندگان خواستارم که با کمال حسن نیت و برادری با هم مجلسان خود رفتار، و همه کوشا باشند که قوانین خدای نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احکام آسمانی آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نایل آیید.

شورای نگهبان تحت تأثیر هیچ قدرتی واقع نشوند
و از شورای محترم نگهبان می‌خواهم و توصیه می‌کنم، چه در نسل حاضر و چه در نسل‌های آینده، که با کمال دقّت و قدرت وظایف اسلامی و ملّی خود را ایفا و تحت تأثیر هیچ قدرتی واقع نشوند و از قوانین مخالف با شرع مطهر و قانون اساسی بدون هیچ ملاحظه جلوگیری نمایند و با ملاحظه ضرورات کشور که گاهی با احکام ثانویه و گاهی به ولایت فقیه باید اجرا شود توجه نمایند.

ملّت شریف در تمام انتخابات‌ها در صحنه باشند
و وصیت من به ملّت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخاب رئیس‌جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصی که انتخاب می‌کنند روی ضوابطی باشد که اعتبار می‌شود مثلاً در انتخاب‌ خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، توجّه کنند که اگر مسامحه نمایند و خبرگان را روی موازین شرعیه و قانون انتخاب نکنند، چه ‌بسا که خساراتی به اسلام و کشور وارد شود که جبران پذیر نباشد. و در این صورت همه در پیشگاه خداوند متعال مسئول می‌باشند.

همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام می‌باشند از این قرار، عدم دخالت ملّت از مراجع و علمای بزرگ تا طبقه بازاری و کشاورز و کارگر و کارمند، همه و همه مسئول سرنوشت کشور و اسلام می‌‌باشند؛ چه در نسل حاضر و چه در نسل‌های آتیه؛ و چه بسا که در بعض مقاطع، عدم حضور و مسامحه،‌ گناهی باشد که در رأس گناهان کبیره است. پس علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد و الاّ کار از دست همه خارج خواهد شد. و این حقیقتی است که بعد از مشروطه لمس نموده‌اید و نموده‌ایم. چه هیچ علاجی بالاتر و والاتر از آن نیست که ملّت در سرتاسر کشور در کارهایی که محول به اوست بر طبق ضوابط اسلامی و قانون اساسی انجام دهد؛ و در تعیین رئیس‌جمهور و وکلای مجلس با طبقه تحصیلکرده متعهد و روشنفکر با اطلاع از مجاری امور و غیر وابسته به کشورهای قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی مشورت کرده، و با علماء و روحانیون با تقوا و متعهد به جمهوری اسلامی نیز مشورت نموده؛ و توجه داشته باشند رئیس‌جمهور و وکلای مجلس از طبقه‌ای باشند؛ که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه‌داران و زمین‌خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمی‌توانند بفهمند.

وظیفه سنگین ملّت در تعیین رئیس‌جمهور و نمایندگان خبرگان و مجلس روشن خواهد شد
و باید بدانیم که اگر رئیس‌جمهور و نمایندگان مجلس، شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز برای کشور و ملّت باشند، بسیاری از مشکلات پیش نمی‌آید؛ و مشکلاتی اگر باشد رفع می شود. و همین معنی در انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر با ویژگی خاص باید در نظر گرفته شود؛ که اگر خبرگان که با انتخاب ملّت تعیین می‌شوند از روی کمال دقت و با مشورت با مراجع عظام هر عصر و علمای بزرگ سرتاسر کشور و متدینین و دانشمندان متعهد، به مجلس خبرگان بروند، بسیاری از مهمات و مشکلات به واسطه تعیین شایسته‌ترین و متعهدترین شخصیت‌ها برای رهبری یا شورای رهبری پیش نخواهد آمد، یا با شایستگی رفع خواهد شد. و با نظر به اصل یکصد و نهم و یکصد و دهم قانون اساسی، وظیفه سنگین ملّت در تعیین خبرگان و نمایندگان در تعیین رهبر یا شورای رهبری روشن خواهد شد که اندک مسامحه در انتخاب، چه آسیبی به اسلام و کشور و جمهوری اسلامی وارد خواهد کرد که احتمال آن، که در سطح بالای از اهمیت است برای آنان تکلیف الهی ایجاد می‌کند.

رهبری وظیفه سنگین و خطرناکی است
و وصیت اینجانب به رهبر و شورای رهبری در این عصر که عصر تهاجم ابرقدرت‌ها و وابستگان به آنان در داخل و خارج کشور به جمهوری اسلامی و درحقیقت به اسلام است در پوشش جمهوری اسلامی و در عصرهای آینده، آن است که خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهوری اسلامی و محرومان و مستضعفان بنمایند؛ و گمان ننمایند که رهبری فی نفسه برای آنان تحفه‌ای است و مقام والایی، ‌بلکه وظیفه سنگین و خطرناکی است که لغزش در آن اگر خدای نخواسته با هوای نفس باشد، ننگ ابدی در این دنیا و آتش غضب خدای قهار در جهان دیگر در پی دارد.
از خداوند منان هادی با تضرع و ابتهال می‌خواهم که ما و شما را از این امتحان خطرناک با روی سفید در حضرت خود بپذیرد و نجات دهد و این خطر قدری خفیفتر برای رؤسای جمهور حال و آینده و دولت‌ها و دست‌اندرکاران، به حسب درجات در مسئولیت‌ها نیز هست که باید خدای متعال را حاضر و ناظر و خود را درمحضر مبارک او بدانند. خداوند متعال راهگشای آنان باشد.

تحول دادگستری به دست شورای عالی قضایی
ح)از مهمات امور، مسأله قضاوت است که سر و کار آن با جان و مال و ناموس مردم است. وصیت اینجانب به رهبر و شورای رهبری آن است که در تعیین عالیترین مقام قضایی که در عهده دارند، کوشش کنند که اشخاص متعهد سابقه‌دار و صاحب‌نظر در امور شرعی و اسلامی و در سیاست را نصب نمایند.
و از شورای عالی قضایی می‌خواهم امر قضاوت را که در رژیم سابق به وضع أسفناک و غم‌انگیزی درآمده بود با جدیت سر و سامان دهند؛ و دست کسانی که با جان و مال مردم بازی می‌کنند و آنچه نزد آنان مطرح نیست عدالت اسلامی است از این کرسی پر اهمیت کوتاه کنند، و با پشتکار و جدیت به تدریج دادگستری را متحول نمایند؛ و قضات دارای شرایطی که، ان‌شاء ا... با جدیت حوزه‌های علمیه مخصوصاً حوزه مبارکه علمیه قم تربیت و تعلیم می‌شوند و معرفی می‌گردند، به جای قضاتی که شرایط مقرره اسلامی را ندارند نصب گردند، که ان‌شاء ا... تعالی بزودی قضاوت اسلامی در سراسر کشور جریان پیدا کند.

تصدی قضا برای اهلش واجب کفایی است
و به قضات محترم در عصر حاضر و اعصار آینده وصیت می‌کنم که با در نظر گرفتن احادیثی که از معصومین صلوات ا... علیهم در اهمیت قضا و خطر عظیمی که قضاوت دارد و توجه و نظر به آنچه درباره قضاوت به غیر حق وارد شده است، این امر خطیر را تصدی نمایند و نگذارند این مقام به غیر اهلش سپرده شود. و کسانی که اهل هستند از تصدی این امر سرباز نزنند و به اشخاص غیر اهل میدان ندهند؛ و بدانند که همانطور‌ که خطر این مقامْ بزرگ است اجر و فضل و ثواب آن نیز بزرگ است. و می‌دانند که تصدی قضا برای اهلش واجب کفایی است.

قیام برای نظام دادن به حوزه‌ها لازم و ضروری است
ط)وصیت اینجانب به حوزه‌های مقدسه علمیه آن است که کراراً عرض نموده‌ام که در این زمان که مخالفین اسلام و جمهوری اسلامی کمر به براندازی اسلام بسته‌اند و از هر راه ممکن برای این مقصد شیطانی کوشش می‌نمایند، و یکی از راه‌های با اهمیت برای مقصد شوم آنان و خطرناک برای اسلام و حوزه‌های اسلامی نفوذ دادن افراد منحرف و تبهکار در حوزه‌های علمیه است، که خطر بزرگ کوتاه مدّت آن بد نام نمودن حوزه‌ها با اعمال ناشایسته و اخلاق و روش انحرافی است و خطر بسیار عظیم آن در دراز مدّت به مقامات بالا رسیدن یک یا چند نفر شیاد که با آگاهی بر علوم اسلامی و جا زدن خود را در بین توده‌ها و قشرهای مردم پاکدل و علاقه‌مند نمودن آنان را به خویش و ضربه مهلک زدن به حوزه‌های اسلامی و اسلام عزیز و کشور در موقع مناسب می‌باشد. و می‌دانیم که قدرت‌های بزرگ چپاولگر در میان جامعه‌ها افرادی به صورت‌های مختلف از ملّی‌گراها و روشنفکران مصنوعی و روحانی نمایان که اگر مجال یابند از همه پر خطرتر و آسیب رسانترند ذخیره دارند که گاهی 30 ـ 40 سال با مشی اسلامی و مقدس مآبی یا "پان ایرانیسم" و وطن پرستی و حیله‌های دیگر، با صبر و بردباری در میان ملّت‌ها زیست می‌کنند و در موقع مناسب مأموریت خود را انجام می‌دهند. و ملّت عزیز ما در این مدّت کوتاه پس از پیروزی انقلاب نمونه‌هایی از قبیل "مجاهد خلق" و "فدایی خلق" و "توده‌ای‌ها" و دیگر عناوین دیده‌اند، و لازم است همه با هوشیاری این قسم توطئه را خنثی نمایند و از همه لازمتر حوزه‌های علمیه است که تنظیم و تصفیه آن با مدرسین محترم و افاضل سابقه‌دار است با تأیید مراجع وقت. و شاید تز "نظم در بی‌نظمی" است از القائات شوم همین نقشه‌ریزان و توطئه گران باشد.
در هر صورت وصیت اینجانب آن است که در همه اعصار خصوصاً در عصر حاضر که نقشه‌ها و توطئه‌ها سرعت و قوّت گرفته است، قیام برای نظام دادن به حوزه‌ها لازم و ضروری است؛ که علماء و مدرسین و افاضل عظیم‌الشأن صرف وقت نموده و با برنامه دقیق صحیح حوزه‌ها را و خصوصاً حوزه علمیه قم و سایر حوزه‌های بزرگ و با اهمیت را در این مقطع از زمان از آسیب حفظ نمایند.

فقه سنتی باید محفوظ بماند
و لازم است علماء و مدرسین محترم نگذارند در درس‌هایی که مربوط به فقاهت است و حوزه‌های فقهی و اصولی از طریقه مشایخ معظم که تنها راه برای حفظ فقه اسلامی است منحرف شوند، و کوشش نمایند که هر روز بر دقّت‌ها و بحث و نظرها و ابتکار و تحقیق‌ها افزوده شود؛ و فقه سنتی که ارث سلف صالح است و انحراف از آن سست شدن ارکان تحقیق و تدقیق است، محفوظ بماند و تحقیقات بر تحقیقات اضافه گردد.
و البته در رشته‌های‌ دیگر علوم به مناسبت احتیاجات کشور و اسلام برنامه‌هایی تهیه خواهد شد و رجالی در آن رشته تربیت باید شود. و از بالاترین و والاترین حوزه‌هایی که لازم است به طور همگانی مورد تعلیم و تعلم قرار گیرد، علوم معنوی اسلامی است ، از قبیل علم اخلاق و تهذیب نفس و سیر و سلوک الی ا... رزقنا ا... و ایاکم که جهاد اکبر می باشد.

مراقبت از قوه مجریه
ی)از اموری که اصلاح و تصفیه و مراقبت از آن لازم است قوه اجرائیه است. گاهی ممکن است که قوانین مترقی و مفید به حال جامعه از مجلس بگذرد و شورای نگهبان آن را تنفیذ کند و وزیر مسئول هم ابلاغ نماید، لکن به دست مجریان غیر صالح که افتاد آن را مسخ کنند و بر خلاف مقررات یا با کاغذ ‌بازی‌ها یا پیچ و خم‌ها که به آن عادت کرده‌اند یا عمداً برای نگران نمودن مردم عمل کنند، که به تدریج و مسامحه غائله ایجاد می‌کند.

وصیت اینجانب به وزرای مسئول
وصیت اینجانب به وزرای مسئول در عصر حاضر و در عصرهای دیگر آن است که علاوه بر آنکه شماها و کارمندان وزارتخانه‌ها بودجه‌ای که از آن ارتزاق می‌کنید مال ملّت، و باید همه خدمتگزار ملّت و خصوصاً مستضعفان باشید، و ایجاد زحمت برای مردم و مخالف وظیفه عمل کردن حرام و خدای نخواسته گاهی موجب غضب الهی می‌شود، همه شما به پشتیبانی ملّت احتیاج دارید. با پشتیبانی مردم خصوصاً طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد و دست ستمشاهی از کشور و ذخائر آن کوتاه گردید. و اگر روزی از پشتیبانی آنان محروم شوید، شماها کنار گذاشته می‌شوید و همچون رژیم شاهنشاهی ستمکار به جای شما ستم پیشگان پست‌ها را اشغال می‌نمایند. بنابر این حقیقت ملموس، باید کوشش در جلب نظر ملّت بنمایید و از رفتار غیر‌اسلامی انسانی احتراز نمایید.

وصیت به وزراری کشور
و در همین انگیزه به وزرای کشور در طول تاریخ آینده توصیه می‌کنم که در انتخاب استاندارها دقّت کنند اشخاص لایق، متدین،‌ متعهد، عاقل و سازگار با مردم انتخاب نمایند، تا آرامش در کشور هرچه بیشتر حکمفرما باشد. و باید دانست که گرچه تمام وزیران وزارتخانه‌ها مسئولیت در اسلامی کردن و تنظیم امور محل مسئولیت خود دارند لکن بعضی از آن‌ها ویژگی خاص دارند؛ مثل وزارت خارجه که مسئولیت سفارتخانه‌ها را در خارج از کشور دارند. اینجانب از ابتدای پیروزی به وزرای خارجه راجع به طاغوت‌زدگی سفارتخانه‌ها و تحول آن‌ها به سفارتخانه‌های مناسب با جمهوری اسلامی توصیه‌هایی نمودم، لکن بعض آنان یا نخواستند یا نتوانستند عمل مثبتی انجام دهند. و اکنون که 3 سال از پیروزی می‌گذرد اگر چه وزیر خارجه کنونی اقدام به این امر نموده است و امید است با پشتکار و صرف وقت این امر مهم انجام گیرد.

وصیت امام(ره) به وزراری خارجه در همه زمان‌ها
و وصیت من به وزرای خارجه در این زمان و زمان‌های بعد آن است که مسئولیت شما بسیار زیاد است، چه در اصلاح و تحول وزارتخانه و سفارتخانه‌ها؛ و چه در سیاست خارجی حفظ استقلال و منافع کشور و روابط حسنه با دولت‌هایی که قصد دخالت در امور کشور ما را ندارند. و از هر امری که شائبه وابستگی با همه ابعادی که دارد به طور قاطع احتراز نمایید. و باید بدانید که وابستگی در بعض امور هر چند ممکن است ظاهر فریبنده‌ای داشته باشد یا منفعت و فایده‌ای در حال داشته باشد، لکن در نتیجه، ریشه کشور را به تباهی خواهد کشید و کوشش داشته باشید در بهتر کردن روابط با کشورهای اسلامی و در بیدار کردن دولتمردان و دعوت به وحدت و اتحاد کنید که خداوند با شماست.

کشورهای اسلامی انتظار نداشته باشند کسی از خارج، در رسیدن به اسلام و پیاده کردن احکام اسلام به آن‌ها کمک کند
و وصیت من به ملّت‌های کشورهای اسلامی است که انتظار نداشته باشید که از خارج کسی به شما در رسیدن به هدف که آن اسلام و پیاده کردن احکام اسلام است کمک کند؛ خود باید به این امر حیاتی که آزادی و استقلال را تحقق می‌بخشد قیام کنید. و علمای اعلام و خطبای محترم کشورهای اسلامی دولت‌ها را دعوت کنند که از وابستگی به قدرت‌های بزرگ خارجی خود را رها کنند و با ملّت خود تفاهم کنند؛ در این صورت پیروزی را در‌ ‌آغوش خواهند کشید. و نیز ملّت‌ها را دعوت به وحدت کنند؛ و از نژادپرستی که مخالف دستور اسلام است بپرهیزند؛ و با برادران ایمانی خود در هر کشوری و با هر نژادی که هستند دست‌ برادری دهند که اسلام بزرگ آنان را برادر خوانده. و اگر این برادری ایمانی با همت دولت‌ها و ملّت‌ها و با تأیید خداوند متعال روزی تحقق یابد، خواهید دید که بزرگترین قدرت جهان را مسلمین تشکیل می‌دهند. به امید روزی که با خواست پروردگار عالم این برادری و برابری حاصل شود.

وزارت ارشاد برای تبلیغ حق مقابل باطل کوشش کند
و وصیت اینجانب به وزارت ارشاد در همه اعصار خصوصاً عصر حاضر که ویژگی خاصی دارد، آن است که برای تبلیغ حق مقابل باطل و ارائه چهره حقیقی جمهوری اسلامی کوشش کنند. ما اکنون، در این زمان که دست ابرقدرت‌ها را از کشور خود کوتاه کردیم، مورد تهاجم تبلیغاتی تمام رسانه‌های گروهی وابسته به قدرت‌های بزرگ هستیم. چه دروغ‌ها و تهمت‌ها که گویندگان و نویسندگان وابسته به ابرقدرت‌ها به این جمهوری اسلامی نوپا نزده و نمی‌زنند.
مع‌الأسف اکثر دولت‌های منطقه اسلامی که به حکم اسلام باید دست اخوت به ما دهند، به عداوت با ما و اسلام برخاسته‌اند و همه در خدمت جهانخواران از هر طرف به ما هجوم آورده‌اند. و قدرت تبلیغاتی ما بسیار ضعیف و ناتوان است و می‌دانید که امروز جهان روی تبلیغات می‌چرخد. و با کمال تأسف، نویسندگان به اصطلاح روشنفکر که به سوی یکی از 2 قطب گرایش دارند، به جای آنکه در فکر استقلال و آزادی کشور و ملّت خود باشند، خود‌خواهی‌ها و فرصت‌طلبی‌ها و انحصارجویی‌ها به آنان مجال نمی‌دهد که لحظه‌ای تفکر نمایند و مصالح کشور و ملّت خود را در نظر بگیرند، و مقایسه بین آزادی و استقلال را در این جمهوری با رژیم ستمگر سابق نمایند و زندگی شرافتمندانه ارزنده را توأم با بعض آنچه را که از دست داده‌اند، که رفاه و عیشزدگی است، با آنچه از رژیم ستمشاهی دریافت می‌کردند توأم با وابستگی و نوکرمآبی و ثناجویی و مداحی از جرثومه‌های فساد و معادن ظلم و فحشا بسنجند؛ و از تهمت‌ها و نارواها به این جمهوری تازه تولد یافته دست بکشند و با ملّت و دولت در صف واحد بر ضد طاغوتیان و ستم‌پیشگان زبان‌ها و قلم‌ها رابه کار بگیرند.

تبلیغ تنها به عهده وزارت ارشاد نیست
و مسئله تبلیغ تنها به عهده وزارت ارشاد نیست بلکه وظیفه همه دانشمندان و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان است. باید وزارت خارجه کوشش کند تا سفارتخانه‌ها نشریات تبلیغی داشته باشند و چهره نورانی اسلام را برای جهانیان روشن نمایند؛ که اگر این چهره با آن جمال جمیل که قرآن و سنت در همه ابعاد به آن دعوت کرده‌ از زیر نقاب مخالفان اسلام و کج‌فهمی‌های دوستان خودنمایی نماید، اسلامْ جهانگیر خواهد شد و پرچم پر افتخار آن در همه جا به اهتزاز خواهد آمد. چه مصیبت بار و غم‌انگیز است که مسلمانان متاعی دارند که از صدر عالم تا نهایت آن نظیر ندارد، نتوانسته‌اند این گوهر گرانبها را که هر انسانی به فطرت آزاد خود طالب آن است عرضه کنند؛ بلکه خود نیز از آن غافل و به آن جاهلند و گاهی از آن فراری‌اند!

اهمیت مراکز تعلیم و تربیت از کودکستان‌ها تا دانشگاه‌ها
ک)از امور بسیار با اهمیت و سرنوشت‌ساز مسئله مراکز تعلیم و تربیت از کودکستان‌ها تا دانشگاه‌ها است که به واسطه اهمیت فوق‌العاده‌اش تکرار نموده و با اشاره می‌گذرم. باید ملّت غارت شده بدانند که در نیم قرن اخیر آنچه به ایران و اسلام ضربه مهلک زده است قسمت عمده‌اش از دانشگاه‌ها بوده است. اگر دانشگاه‌ها و مراکز تعلیم و تربیتِ دیگر با برنامه‌های اسلامی و ملّی در راه منافع کشور به تعلیم و تهذیب و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان جریان داشتند، ‌هرگز میهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن آمریکا و شوروی فرو نمی‌رفت و هرگز قراردادهای خانه خراب‌کن بر ملّت محروم‌ غارت‌زده تحمیل نمی‌شد و هرگز پای مستشاران خارجی به ایران باز نمی‌شد و هرگز ذخائر ایران و طلای سیاه این ملّت رنجدیده در جیب قدرت‌های شیطانی ریخته نمی‌شد و هرگز دودمان پهلوی و وابسته‌های به آن اموال ملّت را نمی‌توانستند به غارت ببرند و در خارج و داخل پارک‌ها و ویلاها بر روی اجساد مظلومان بنا کنند و بانک‌های خارج را از دسترنج این مظلومان پر کنند و صرف عیاشی و هرز‌گی خود و بستگان خود نمایند. اگر مجلس و دولت و قوه قضائیه و سایر ارگان‌ها از دانشگاه‌های اسلامی و ملّی سرچشمه می‌گرفت ملّت ما امروز گرفتار مشکلات خانه ‌برانداز نبود. و اگر شخصیت‌های پاکدامن با گرایش اسلامی و ملّی به معنای صحیحش، نه آنچه امروز در مقابل اسلام عرض اندام می‌کند، از دانشگاه‌ها به مراکز قوای سه گانه راه می‌یافت، امروز ما غیر امروز، و میهن ما غیر این میهن، و محرومان ما از قید محرومیت رها، و بساط ظلم و ستمشاهی و مراکز فحشا و اعتیاد و عشرتکده‌ها که هر یک برای تباه نمودن نسل جوان فعّال ارزنده کافی بود، در هم پیچیده و این ارث کشور بر باد ده و انسان برانداز به ملّت نرسیده بود. و دانشگاه‌ها اگر اسلامی، انسانی ‌و ملّی بود، می‌توانست صدها و هزارها مدرس به جامعه تحویل دهد؛ لکن چه غم‌انگیز و اسفبار است که دانشگاه‌ها و دبیرستان‌ها به دست کسانی اداره می‌شد و عزیزان ما به دست کسانی تعلیم و تربیت می‌دیدند که جز اقلیت مظلوم محرومی همه از غرب‌زدگان و شرق‌زدگان با برنامه و نقشه دیکته شده در دانشگاه‌ها کرسی داشتند؛ و ناچار جوانان عزیز و مظلوم ما در دامن این گرگان وابسته به ابرقدرت‌ها بزرگ شده و به کرسی‌های قانونگذاری و حکومت و قضاوت تکیه می‌‌کردند، و بر وفق دستور آنان، یعنی رژیم ستمگر پهلوی عمل می‌کردند.
اکنون بحمدا... تعالی دانشگاه از چنگال جنایتکاران خارج شده. و بر ملّت و دولت جمهوری اسلامی است در همه اعصار، که نگذارند عناصر فاسد دارای مکتب‌های انحرافی یا گرایش به غرب و شرق در دانشسراها و دانشگاه‌ها و سایر مراکز تعلیم و تربیت نفوذ کنند و از قدم اوّل جلوگیری نمایند تا مشکلی پیش نیاید و اختیار از دست نرود.
و وصیت اینجانب به جوانان عزیز دانشسراها و دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها آن است که خودشان شجاعانه درمقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادی خود و کشور و ملّت خودشان مصون باشد.

افتخارآفرینی قوای مسلح انتظامی، سپاهی و مردمی
ل)قوای مسلح، از ارتش و سپاه و ژاندارمری و شهربانی تا کمیته‌ها و بسیج و عشایر ویژگی خاص دارند. اینان که بازوان قوی و قدرتمند جمهوری اسلامی می‌باشند و نگهبان سرحدات و راه‌ها و شهرها و روستاها و بالاخره نگهداران امنیت و آرامش‌بخشان به ملّت می‌باشند، می‌بایست مورد توجّه خاص ملّت و دولت و مجلس باشند.
و لازم است توجّه داشته باشند که در دنیا آنچه که مورد بهره‌برداری برای قدرت‌های بزرگ و سیاست‌های مخرب، بیشتر از هر چیز و هر گروهی است، قوای مسلح است. قوای مسلح است که با بازی‌های سیاسی، کودتاها و تغییر حکومت‌ها و رژیم‌ها به دست آنان واقع می‌شود؛ و سودجویان دغل بعض سران آنان را می‌خرند و با دست آنان و توطئه‌های فرماندهان بازی خورده کشورها را به دست می‌گیرند، و ملّت‌های مظلوم را تحت سلطه قرار داده و استقلال و آزادی را از کشورها سلب می‌کنند.
و اگر فرماندهان پاکدامن متصدی امر باشند، هرگز برای دشمنان کشورها امکان کودتا یا اشغال یک کشور پیش نمی‌آید و یا اگر احیاناً پیش آید، به دست فرماندهان متعهد شکسته و ناکام خواهد ماند.
و در ایران نیز که این معجزه عصر به دست ملّت انجام گرفت، قوای مسلح متعهد و فرماندهان پاک و میهن‌دوست سهم بسزائی داشتند.
و امروز که جنگ لعنتی و تحمیلی صدام تکریتی به امر و کمک آمریکا و سایر قدرت‌ها پس از نزدیک به 2 سال با شکست سیاسی و نظامی ارتش متجاوز بعث و پشتیبانان قدرتمند و وابستگان به آنان روبه‌رو است، باز قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاهی و مردمی با پشتیبانی بی‌دریغ ملّت در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها این افتخار بزرگ را آفریدند و ایران را سرافراز نمودند؛ و نیز شرارت‌ها و توطئه‌های داخلی را که به دست عروسک‌های وابسته به غرب و شرق برای براندازی جمهوری اسلامی بسیج شده بودند با دست توانای جوانان کمیته‌ها و پاسداران بسیج و شهربانی و با کمک ملّت غیرتمند در هم شکسته شد.
و همین جوانان فداکار عزیزند که شب‌ها بیدارند تا خانواده‌ها با آرامش استراحت کنند. خدایشان یار و مددکار باد.

قوای مسلح خود را از بازی‌های سیاسی دور نگه دارند
پس وصیت برادرانه من در این قدم‌های آخرین عمر بر قوای مسلح به طور عموم، آن است که ای عزیزان که به اسلام عشق می‌ورزید و با عشق لقاء ا... به فداکاری در جبهه‌ها و در سطح کشور به کار ارزشمند خود ادامه می‌دهید، بیدار باشید و هوشیار که بازیگران سیاسی و سیاستمداران حرفه‌ای غرب وشرق‌زده و دست‌های مرموز جنایتکاران پشت پرده لبه تیز سلاح خیانت و جنایتکارشان از هر سو و بیشتر از هر گروه متوجه به شما عزیزان است؛ و می‌خواهند از شما عزیزان که با جانفشانی خود انقلاب را پیروز نمودید و اسلام را زنده کردید بهره‌گیری کرده و جمهوری اسلامی را براندازند؛ و شما را با اسم اسلام و خدمت به میهن و ملّت از اسلام و ملّت جدا کرده به دامن یکی از 2 قطب جهانخوار بیندازند، و بر زحمات و فداکاری‌های شما با حیله‌های سیاسی و ظاهرهای به صورت اسلامی و ملّی خط بطلان بکشند.
وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که همانطور که از مقررات نظام، عدم دخول نظامی در احزاب و گروه‌ها و جبهه‌ها است به آن عمل نمایند؛ و قوای مسلح مطلقاً، چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر این‌ها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازی‌های سیاسی دور نگه دارند. در این صورت می‌توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند.
و چون انقلاب از همه ملّت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملّت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفه شرعی و میهنی آنان است که اگر قوای مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب وارد شوند که بی‌اشکال به تباهی کشیده می‌شوند و یا در بازی‌های سیاسی وارد شوند، از قدم اوّل با آن مخالفت کنند. و بر رهبر و شورای رهبری است که با قاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا کشور از آسیب در امان باشد.
و من به همه نیروهای مسلح در این پایان زندگی خاکی، وصیت مشفقانه می‌کنم که از اسلام که یگانه مکتب استقلال و آزادیخواهی است و خداوند متعال همه را با نور هدایت آن به مقام والای انسانی دعوت می‌کند، چنانچه امروز وفا دارید، در وفاداری استقامت کنید که شما را و کشور و ملّت شما را از ننگ وابستگی‌ها و پیوستگی‌ها به قدرت‌هایی که همه شما را جز برای بردگی خویش نمی‌خواهند و کشور و ملّت عزیزتان را عقب مانده و بازار مصرف و زیر بار ننگین ستم‌پذیری نگه می‌دارند نجات می‌دهد، و زندگی انسانی شرافتمندانه را ولو با مشکلات بر زندگانی ننگین بردگی اجانب ولو با رفاه حیوانی ترجیح دهید؛ و بدانید مادام که در احتیاجات صنایع پیشرفته، دست خود را پیش دیگران دراز کنید و به دریوزگی عمر را بگذرانید قدرت ابتکار و پیشرفت در اختراعات در شما شکوفا نخواهد شد. و به خوبی و عینیت دیدید که در این مدّت کوتاه پس از تحریم اقتصادی همان‌ها که از ساختن هرچیز خود را عاجز می‌دیدند و از راه انداختن کارخانه‌ها آنان را مأیوس می‌نمودند، افکار خود را به کار بستند و بسیاری از احتیاجات ارتش و کارخانه‌ها را خود رفع نمودند. و این جنگ و تحریم اقتصادی و اخراج کارشناسان خارجی، تحفه‌ای الهی بود که ما از آن غافل بودیم. اکنون اگر دولت و ارتش کالاهای جهانخواران را خود تحریم کنند و به کوشش و سعی در راه ابتکار بیفزایند، امید است که کشور خودکفا شود و از دریوزگی ازدشمن نجات یابد.

نباید در علوم پیشرفته به یکی از 2 قطب وابسته شویم
و هم در اینجا باید بیفزایم که احتیاج ما پس از این‌ همه عقب‌ماندگی مصنوعی به صنعت‌های بزرگ کشورهای خارجی حقیقتی است انکارناپذیر. و این به آن معنی نیست که ما باید در علوم پیشرفته به یکی از 2 قطب وابسته شویم. دولت و ارتش باید کوشش کنند که دانشجویان متعهد را در کشورهایی که صنایع بزرگ پیشرفته را دارند و استعمار و استثمارگر نیستند بفرستند؛ و از فرستادن به آمریکا و شوروی و کشورهای دیگر که در مسیر این 2 قطب هستند احتراز کنند، مگر ان‌شاء‌ا... روزی برسد که این 2 قدرت به اشتباه خود پی‌برند و در مسیر انسانیت و انسان دوستی و احترام به حقوق دیگران واقع شوند؛ یا ا‌ن‌شاءا... مستضعفان جهان و ملّت‌های بیدار و مسلمانان متعهد، آنان را به‌ جای خود نشانند. به امید چنین روزی.

ابزارهای تخدیر ملّت‌ها
م)رادیو و تلویزیون و مطبوعات و سینماها و تئاترها از ابزارهای مؤثر تباهی و تخدیر ملّت‌ها، خصوصاً نسل جوان بوده است. در این 100 سال اخیر به ویژه نیمه دوم آن، چه نقشه‌های بزرگی از این ابزار، چه در تبلیغ ضد اسلام و ضد روحانیت خدمتگزار، و چه در تبلیغ استعمارگران غرب و شرق، کشیده شد و از آن‌ها برای درست کردن بازار کالاها خصوصاً تجملی و تزئینی از هر قماش، از تقلید در ساختمان‌ها و تزئینات و تجملات آن‌ها و تقلید در اجناس نوشیدنی و پوشیدنی و در فرم آن‌ها استفاده کردند، به طوری که افتخار بزرگِ فرنگی مآب بودن در تمام شئون زندگی از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن به ویژه در خانم‌های مرفه یا نیمه مرفه بود، و در آداب معاشرت و کیفیت حرف زدن و به کار بردن لغات غربی در گفتار و نوشتار به صورتی بود که فهم آن برای بیشتر مردم غیرممکن، و برای همردیفان نیز مشکل می‌نمود! فیلم‌های تلویزیون از فرآورده‌های غرب یا شرق بود که طبقه جوان زن و مرد را از مسیر عادی زندگی و کار و صنعت و تولید و دانش منحرف و به سوی بی‌خبری از خویش و شخصیت خود و یا بدبینی و بدگمانی به همه چیز خود و کشور خود، حتی فرهنگ و ادب و مآثر پر ارزشی که بسیاری از آن‌ با دست خیانتکار سودجویان، به کتابخانه‌ها و موزه‌های غرب و شرق منتقل گردیده است. مجله‌ها با مقاله‌ها و عکس‌های افتضاح بار و أسف‌انگیز، و روزنامه‌ها با مسابقات در مقالات ضد فرهنگی خویش و ضد اسلامی با افتخار، مردم به ویژه طبقه جوان مؤثر را به سوی غرب یا شرق هدایت می‌کردند. اضافه کنید بر آن تبلیغ دامنه‌دار در ترویج مراکز فساد و عشرتکده‌ها و مراکز قمار و لاتار و مغازه‌های فروش کالاهای تجملاتی و اسباب آرایش و بازی‌ها و مشروبات الکلی به ویژه آنچه از غرب وارد می‌شد. و در مقابل صدور نفت و گاز و مخازن دیگر، عروسک‌ها و اسباب بازی‌ها و کالاهای تجملی وارد می‌شد؛ و صدها چیزهایی که امثال من از آن‌ها بی‌اطلاع هستیم. و اگر خدای نخواسته عمر رژیم سر سپرده و خانمان برانداز پهلوی ادامه پیدا می‌کرد، چیزی نمی‌گذشت که جوانان برومند ما این فرزندان اسلام و میهن که چشم امید ملّت به آن‌ها است با انواع دسیسه‌ها و نقشه‌های شیطانی به دست رژیم فاسد و رسانه‌های گروهی و روشنفکران غرب و شرقگرا از دست ملّت و دامن اسلام رخت بر می‌بستند: یا جوانی خود را در مراکز فساد تباه می‌کردند؛ و یا به خدمت قدرت‌های جهانخوار درآمده و کشور را به تباهی می‌کشاندند. خداوند متعال به ما و آنان منت گذاشت و همه را از شر مفسدین و غارتگران نجات داد.

نگذارید دستگاه‌های خبری از اسلام منحرف شوند
اکنون وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و رئیس‌جمهور و رؤسای جمهور ما‌بعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی و دولت در هر زمان، آن است که نگذارند این دستگاه‌های خبری و مطبوعات و مجله‌ها از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند. و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن، که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می‌شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است. و تبلیغات و مقالات و سخنرانی‌ها و کتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است. و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آن‌ها واجب است. و از آزادی‌های مخرب باید جلوگیری شود. و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسیر ملّت و کشور اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است، به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می‌باشند.
و مردم و جوانان حزب‌اللهی اگر برخورد به یکی از امور مذکور نمودند به دستگاه‌های مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهی نمودند، خودشان مکلف به جلوگیری هستند. خداوند تعالی مددکار همه باشد.

نصحیت امام(ره) به گروه‌ها و اشخاص مخالف با ملّت، جمهوری اسلامی و اسلام
ن)نصیحت و وصیت من به گروه‌ها و گروهک‌ها و اشخاصی که در ضدیت با ملّت و جمهوری اسلامی و اسلام فعّالیت می‌کنند، اوّل به سران آنان در خارج و داخل، آن است که تجربه طولانی به هر راهی که اقدام کردید و به هر توطئه‌ای که دست زدید و به هر کشور و مقامی که توسل پیدا کردید به شماها که خود را عالم و عاقل می‌دانید باید آموخته باشند که مسیر یک ملّت فداکار را نمی‌شود با دست زدن به ترور و انفجار و بمب و دروغ پردازی‌های بی‌سر و پا و غیر حساب شده منحرف کرد، و هرگز هیچ حکومت و دولتی را نمی‌توان با این شیوه‌های غیر انسانی و غیر منطقی ساقط نمود، به ویژه ملّتی مثل ایران را که از بچه‌های خردسالش تا پیرزن‌ها و پیرمردهای بزرگسالش، در راه هدف و جمهوری اسلامی و قرآن و مذهب جانفشانی و فداکاری می‌کنند. شماها که می‌دانید (و اگر ندانید بسیار ساده‌لوحانه فکر می‌کنید) که ملّت با شما نیست و ارتش با شماها دشمن است. و اگر فرض بکنید با شما بودند و دوست شما بودند، حرکات ناشیانه شما و جنایاتی که با تحریک شما رخ داد آنان را از شما جدا کرد و جز دشمن تراشی کار دیگری نتوانستید بکنید.
من وصیت خیرخواهانه در این آخر عمر به شما می‌کنم که اولاً با این ملّت طاغوت‌زده رنج کشیده که پس از 2500 سال ستمشاهی با فدا دادن بهترین فرزندان و جوانانش خود را از زیر بار ستم جنایتکارانی همچون رژیم پهلوی و جهانخواران شرق و غرب نجات داده به جنگ و ستیز برخاسته‌اید. چطور وجدان یک انسان هر چه پلید باشد، راضی می‌شود برای احتمال رسیدن به یک مقام با میهن خود و ملّت خود اینگونه رفتار کند و به کوچک و بزرگ آن‌ها رحم نکند؟ من به شما نصیحت می‌کنم دست از این کارهای بی‌فایده و غیر عاقلانه بردارید و گول جهانخواران را نخورید. و در هر جا هستید اگر به جنایتی دست نزدید به میهن خود و دامن اسلام برگردید و توبه کنید که خداوند ارحم الراحمین است؛ و جمهوری اسلامی و ملّت از شما ان‌شاء‌ا... می‌گذرند. و اگر دست به جنایتی زدید که حکم خداوند تکلیف شما را معین کرده، باز از نیمه راه برگشته و توبه کنید. و اگر شهامت دارید تن به مجازات داده و با این عمل خود را از عذاب الیم خداوند نجات دهید؛ والاّ در هر جا هستید عمر خود را بیش از این هدر ندهید و به کار دیگر مشغول شوید که صلاح در آن است.

بازی خوردگان گروهک‌ها
و بعد، به هواداران داخلی و خارجی آنان وصیت می‌کنم که با چه انگیزه جوانی خود را برای آنان که اکنون ثابت است که برای قدرتمندان جهانخوار خدمت می‌کنند و از نقشه‌های آن‌ها پیروی می‌کنند و ندانسته به دام آن‌ها افتاده‌اند به هدر می‌دهید؟ و با ملّت خود در راه چه کسی جفا می‌کنید؟ شما بازی خوردگان دست آن‌ها هستید. و اگر در ایران هستید به عیان مشاهده می‌کنید که توده‌های میلیونی به جمهوری اسلامی وفادار و برای آن فداکارند؛ و به عیان می‌بینید که حکومت و رژیم فعلی با جان و دل در خدمت خلق و مستمندان هستند؛ و آنان که به دروغ ادعای "خلقی" بودن و "مجاهد" و "فدایی" برای خلق می‌کنند، با خلق خدا به دشمنی برخاسته و شما پسران و دختران ساده ‌دل را برای مقاصد خود و مقاصد یکی از 2 قطب قدرت جهانخوار به بازی گرفته و خود یا در خارج در آغوش یکی از 2 قطب جنایتکار به خوشگذرانی مشغول و یا در داخل به خانه‌های مجلل تیمی با زندگی اشرافی، نظیر منازل جنایتکارانی بدبخت به جنایت خود ادامه می‌دهند و شما جوانان را به کام مرگ می‌فرستند.
نصیحت مشفقانه من به شما نوجوانان و جوانان داخل و خارج آن است که از راه اشتباه برگردید؛ و با محرومین جامعه که با جان و دل به جمهوری اسلامی خدمت می‌کنند متحد شوید؛ و برای ایران مستقل و آزاد فعّالیت نمایید تا کشور و ملّت از شرّ مخالفین نجات پیدا کند، و همه با هم به زندگی شرافتمندانه ادامه دهید. تا چه وقت و برای چه گوش به فرمان اشخاصی هستید که جز به نفع شخصی خود فکر نمی‌کنند و در آغوش و پناه ابرقدرت‌ها با ملّت خود در ستیز هستند و شما را فدای مقاصد شوم و قدرت‌طلبی خویش می‌نمایند؟ شما در این سال‌های پیروزی انقلاب دیدید که ادعاهای آنان با رفتار و عملشان مخالف است و ادعاها فقط برای فریب جوانان صاف دل است. و می‌دانید که شما قدرتی در مقابل سیل خروشان ملّت ندارید و کارهایتان جز به ضرر خودتان و تباهی عمرتان نتیجه‌ای ندارد. من تکلیف خود را که هدایت است ادا کردم. و امید است به این نصیحت که پس از مرگ من به شما می‌رسد و شائبه قدرت طلبی در آن نیست گوش فرا دهید و خود را از عذاب الیم الهی نجات دهید. خداوند منان شما را هدایت فرماید و صراط مستقیم را به شما بنماید.

وصیت به چپگرایان: چه شده که دل به چند ایسم خوش کرده‌اید؟
وصیت من به چپ گرایان، مثل کمونیست‌ها و چریک‌های فدایی خلق و دیگر گروه‌ها ی متمایل به چپ، آن است که شماها بدون بررسی صحیح از مکتب‌ها و مکتب اسلام نزد کسانی که از مکتب‌ها و خصوص اسلام اطلاع صحیح دارند، با چه انگیزه خودتان را راضی کردید به مکتبی که امروز در دنیا شکست خورده رو آورید و چه شده که دل خود را به چند "ایسم" که محتوای آن‌ها پیش اهل تحقیق پوچ است خوش کرده‌اید؟ و شما را چه انگیزه‌ای وادار کرده که می‌خواهید کشور خود را به دامن شوروی یا چین بکشید؛ و با ملّت خود به اسم "توده دوستی" به جنگ برخاسته یا به توطئه‌هایی برای نفع اجنبی به ضد کشور خود و توده‌های ستمدیده دست زدید؟ شما می‌بینید که از اوّل پیدایش کمونیسم مدعیان آن دیکتاتورترین و قدرت‌طلب و انحصارطلبترین حکومت‌های جهان بوده و هستند. چه ملّت‌هایی زیر دست و پای شوروی مدعی طرفدار توده‌ها خُرد شدند و از هستی ساقط گردیدند. ملّت روسیه، مسلمانان و غیر مسلمانان، تاکنون در زیر فشار دیکتاتوری حزب کمونیست دست و پا می‌زنند و از هر گونه آزادی محروم و در اختناق بالاتر از اختناق‌های دیکتاتورهای جهان به سر می‌برند. استالین، که یکی از چهره‌های به اصطلاح "درخشان" حزب بود، ورود و خروجش را و تشریفات آن و اشرافیت او را دیدیم. اکنون که شما فریب خوردگان در عشق آن رژیم جان می‌دهید، مردم مظلوم شوروی و دیگر اقمار او چون افغانستان از ستمگری‌های آنان جان می‌سپارند، و آنگاه شما که مدعی طرفداری از خلق هستید، بر این خلق محروم در هر جا که دستتان رسیده چه جنایاتی انجام دادید و با اهالی شریف آمل که آنان را به غلط طرفدار پر و پا قرص خود معرفی می‌کردید و عده بسیاری را به فریب به جنگ مردم و دولت فرستادید و به کشتن دادید، چه جنایت‌ها که نکردید. و شما "طرفدار خلق محروم" می‌خواهید خلق مظلوم و محروم ایران را به دست دیکتاتوری شوروی دهید و چنین خیانتی را با سرپوش "فدایی خلق" و طرفدار محرومین در حال اجرا هستید، منتها "حزب توده" و رفقای آن با توطئه و زیر ماسک طرفداری از جمهوری اسلامی، و دیگر گروه‌ها با اسلحه و ترور و انفجار.

کمونیست آمریکایی
من به شما احزاب و گروه‌ها، چه آنان که به چپگرایی معروف گرچه بعضی شواهد و قرائن دلالت دارد که اینان کمونیست آمریکایی هستند و چه آنان که از غرب ارتزاق می‌کنند و الهام می‌گیرند و چه آن‌ها که با اسم "خود مختاری" و طرفداری از کرد و بلوچ دست به اسلحه برده و مردم محروم کردستان و دیگر جاها را از هستی ساقط نموده و مانع از خدمت‌های فرهنگی و بهداشتی و اقتصادی و بازسازی دولت جمهوری در آن استان‌ها می‌شوند، مثل حزب "دموکرات" و "کومله" وصیت می‌کنم که به ملّت بپیوندند. و تاکنون تجربه کرده‌اند که کاری جز بدبخت کردن اهالی آن مناطق نکرده‌اند و نمی‌توانند بکنند، پس مصلحت خود و ملّت خود و مناطق خود آن است که با دولت تشریک مساعی نموده و از یاغی‌گری و خدمت به بیگانگان و خیانت به میهن خود دست بردارند و به ساختن کشور بپردازند و مطمئن باشند که اسلام برای آنان هم از قطب جنایتکار غرب و هم از قطب دیکتاتور شرق بهتر است و آرزوهای انسانی خلق را بهتر انجام می‌دهد.
و وصیت من به گروه‌های مسلمان که از روی اشتباه به غرب و احیاناً به شرق تمایل نشان می‌دهند و از منافقان که اکنون خیانتشان معلوم شد گاهی طرفداری می‌کردند و به مخالفانِ بدخواهان اسلام از روی خطا و اشتباه گاهی لعن می‌کردند و طعن می‌زدند، آن است که بر سر اشتباه خود پافشاری نکنند و با شهامت اسلامی به خطای خود اعتراف، و با دولت و مجلس و ملّت مظلوم برای رضای خداوند هم‌صدا و هم‌مسیر شده و این مستضعفان تاریخ را از شرّ مستکبران نجات دهید؛ و کلام مرحوم مدرس، آن روحانی متعهد پاک سیرت و پاک اندیشه را به خاطر بسپرید که در مجلس افسرده آن روز گفت اکنون که باید از بین برویم چرا با دست خود برویم.
من هم امروز به یاد آن شهید راه خدا به شما برادران مؤمن عرض می‌کنم اگر ما با دست جنایتکار آمریکا و شوروی از صفحه روزگار محو شویم و با خون سرخ شرافتمندانه با خدای خویش ملاقات کنیم، بهتر از آن است که در زیر پرچم ارتش سرخ شرق و سیاه غرب زندگی اشرافی مرفه داشته باشیم. و این سیره و طریقه انبیای عظام و ائمه مسلمین و بزرگان دین مبین بوده است و ما باید از آن تبعیت کنیم، و باید به خود بباورانیم که اگر یک ملّت بخواهند بدون وابستگی‌ها زندگی کنند می‌توانند؛ و قدرتمندان جهان بر یک ملّت نمی‌توانند خلاف ایده آنان را تحمیل کنند.

100 افسوس که این انقلاب دیر تحقق پیدا کرد
از افغانستان عبرت باید گرفت با آنکه دولت غاصب و احزاب چپی با شوروی بوده و هستند، تاکنون نتوانسته‌اند توده‌های مردم را سرکوب نمایند. علاوه بر این اکنون ملّت‌های محروم جهان بیدار شده‌اند و طولی نخواهد کشید که این بیداری‌ها به قیام و نهضت و انقلاب انجامیده و خود را از تحت سلطه ستمگران مستکبر نجات خواهند داد. و شما مسلمانانِ پایبند به ارزش‌های اسلامی می‌بینید که جدایی و انقطاع از شرق و غرب برکات خود را دارد نشان می‌دهد؛ و مغزهای متفکر بومی به کار افتاده و به سوی خودکفایی پیشروی می‌کند و آنچه کارشناسان خائن غربی و شرقی برای ملّت ما محال جلوه می‌دادند، امروز به طور چشمگیری با دست و فکر ملّت انجام گرفته و ان‌شاء‌ا... تعالی در دراز مدّت انجام خواهد گرفت. و صد افسوس که این انقلاب دیر تحقق پیدا کرد و لااقل در اوّل سلطنت جابرانه کثیف محمدرضا تحقق نیافت؛ و اگر شده بود، ایران غارت‌زده غیر از این ایران بود.

وصیت به نویسندگان، روشنفکران و اشکال تراشان
و وصیت من به نویسندگان و گویندگان و روشنفکران و اشکالتراشان و صاحب‌عقدگان آن است که به جای آنکه وقت خود را در خلاف مسیر جمهوری اسلامی صرف کنید و هرچه توان دارید در بدبینی و بدخواهی و بدگویی از مجلس و دولت و سایر خدمتگزاران به کار برید، و با این عمل کشور خود را به سوی ابرقدرت‌ها سوق دهید، با خدای خود یک شب خلوت کنید و اگر به خداوند عقیده ندارید با وجدان خود خلوت کنید و انگیزه باطنی خود را که بسیار می‌شود خود انسان‌ها از آن بی‌خبرند بررسی کنید، ببینید آیا با کدام معیار و با چه انصاف خون این جوانان قلم قلم شده را در جبهه‌ها و در شهرها نادیده می‌گیرید و با ملّتی که می‌خواهد از زیر بار ستمگران و غارتگران خارجی و داخلی خارج شود و استقلال و آزادی را با جان خود و فرزندان عزیز خود به دست آورده و با فداکاری می‌خواهد آن را حفظ کند، به جنگ اعصاب برخاسته‌اید و به اختلاف‌انگیزی و توطئه‌های خائنانه دامن می‌زنید و راه را برای مستکبران و ستمگران باز می‌کنید. آیا بهتر نیست که با فکر و قلم و بیان خود دولت و مجلس و ملّت را راهنمایی برای حفظ میهن خود نمایید؟ آیا سزاوار نیست که به این ملّت مظلوم محروم کمک کنید و با یاری خود حکومت اسلامی را استقرار دهید؟ آیا این مجلس و رئیس‌جمهور و دولت و قوه قضایی را از آنچه در زمان رژیم سابق بود بدتر می‌دانید؟ آیا از یاد برده‌اید ستم‌هایی که آن رژیم لعنتی بر این ملّت مظلوم و بی پناه روا می‌داشت؟ آیا نمی‌دانید که کشور اسلامی در آن زمان یک پایگاه نظامی برای آمریکا بود و با آن عمل یک مستعمره می‌کردند و از مجلس تا دولت و قوای نظامی در قبضه آنان بود و مستشاران و صنعتگران و متخصصان آنان با این ملّت و ذخائر آن چه می‌کردند؟ آیا اشاعه فحشا در سراسر کشور و مراکز فساد، از عشرتکده‌ها و قمارخانه‌ها و میخانه‌ها و مغازه‌های مشروب فروشی و سینماها و دیگر مراکز که هر یک برای تباه کردن نسل جوان عاملی بزرگ بود، از خاطرتان محو شده؟ آیا رسانه‌های گروهی و مجلات سراسر فساد انگیز و روزنامه‌های آن رژیم را به دست فراموشی سپرده‌اید؟ و اکنون که از آن بازارهای فساد اثری نیست، برای آنکه در چند دادگاه، یا چند جوان که شاید اکثر از گروه‌های منحرف نفوذ کرده و برای بد نام نمودن اسلام و جمهوری اسلامی کارهای انحرافی انجام می‌دهند، و کشتن عده ای که مفسد فی‌الارض هستند و قیام بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی می‌کنند شما را به فریاد در آورده، و با کسانی که با صراحت، اسلام را محکوم می‌کنند و بر ضد آن قیام مسلحانه یا قیام با قلم و زبان که أسفناک تر از قیام مسلحانه است، نموده‌اند پیوند می‌کنید و دست برادری می‌دهید؛ و آنان را که خداوند مهدورالدم فرموده نور چشم می‌خوانید، و در کنار بازیگرانی که فاجعه 14 اسفند را بر پا کردند و جوانان بی‌گناه را با ضرب و شتم کوبیدند نشسته و تماشاگر معرکه می‌شوید، یک عمل اسلامی و اخلاقی است! و عمل دولت و قوه قضائیه که معاندین و منحرفین و ملحدین را به جزای اعمال خویش می‌رسانند، شما را به فریاد درآورده و داد مظلومیت می‌زنید؟ من برای شما برادران که از سوابقتان تا حدی مطلع و علاقه‌مند به بعضی از شما هستم متأسف هستم، نه برای آنان که اشراری بودند در لباس خیرخواهی و گرگ‌هایی در پوشش چوپان و بازیگرانی بودند که همه را به باد بازی و مسخره گرفته و در صدد تباه کردن کشور و ملّت و خدمتگزاری به یکی از 2 قطب چپاولگر بودند، آنان که با دست پلید خود جوانان و مردان ارزشمند و علمای مربی جامعه را شهید نمودند و به کودکان مظلوم مسلمانان رحم نکردند، خود را در جامعه رسوا و در پیشگاه خداوند قهار مخذول نمودند و راه بازگشت ندارند که شیطانِ نفس اماره بر آنان حکومت می‌کند.

شما مؤمنان هم پشتیبان دولت باشید تا با نشان خدمتگزاری به محضر پروردگارتان بروید
لکن شما برادران مؤمن با دولت و مجلس که کوشش دارد خدمت به محرومین و مظلومین و برادران سر و پا برهنه و از همه مواهب زندگی محروم نماید چرا کمک نمی‌کنید و شکایت دارید؟ آیا مقدار خدمت دولت و بنیادهای جمهوری را با این گرفتاری‌ها و نابسامانی‌ها که لازمه هر انقلاب است، و جنگ تحمیلی با آن همه خسارت و میلیون‌ها آواره خارجی و داخلی و کارشکنی‌های بیرون از حد را در این مدّت کوتاه مقایسه با کارهای عمرانی رژیم سابق نموده‌اید؟ آیا نمی‌دانید که کارهای عمرانی آن زمان اختصاص داشت تقریباً به شهرها آن هم به محلات مرفه؛ و فقرا و مردمان محروم از آن امور بهره ناچیز داشته یا نداشتند؛ و دولت فعلی و بنیادهای اسلامی برای این طایفه محروم با جان و دل خدمت می‌کنند؟ شما مؤمنان هم پشتیبان دولت باشید تا کارها زود انجام گیرد و در محضر پروردگار که خواه ناخواه خواهید رفت با نشان خدمتگزاری به بندگان او بروید.

اسلام سرمایه‌داری ظالمانه را به طور جدی محکوم می‌کند
س)یکی از اموری که لازم به توصیه و تذکر است، آن است که اسلام نه با سرمایه‌داری ظالمانه و بی‌حساب و محروم کننده توده‌های تحت ستم و مظلوم موافق است، بلکه آن را به طور جدی در کتاب و سنت محکوم می‌کند و مخالف عدالت اجتماعی می‌داند گرچه بعض کج‌فهمان بی‌اطلاع از رژیم حکومت اسلامی و از مسائل سیاسی حاکم در اسلام در گفتار و نوشتار خود طوری وانمود کرده‌اند (و باز هم دست برنداشته‌اند) که اسلام طرفدار بی مرز و حد سرمایه‌داری و مالکیت است و با این شیوه که با فهم کج خویش از اسلام برداشت نموده‌اند چهره نورانی اسلام را پوشانیده و راه را برای مغرضان و دشمنان اسلام باز نموده که به اسلام بتازند، و آن را رژیمی چون رژیم سرمایه‌داری غرب مثل رژیم آمریکا و انگلستان و دیگر چپاولگران غرب به حساب آورند، و با اتکال به قول و فعل این نادانان یا غرضمندانه و یا ابلهانه بدون مراجعه به اسلام‌شناسان واقعی با اسلام به معارضه برخاسته‌اند و نه رژیمی مانند رژیم کمونیسم و مارکسیسم لنینیسم است که با مالکیت فردی مخالف و قائل به اشتراک می‌باشند با اختلاف زیادی که دوره‌های قدیم تاکنون حتی اشتراک در زن و همجنس بازی بوده و یک دیکتاتوری و استبداد کوبنده در برداشته.

قطب ظالم چپاولگر سرمایه‌داری و قطب ملحد اشتراکی و کمونیستی
بلکه اسلام یک رژیم معتدل با شناخت مالکیت و احترام به آن به نحو محدود در پیدا شدن مالکیت و مصرف، که اگر به حق به آن عمل شود چرخ‌های اقتصاد سالم به راه می‌افتد و عدالت اجتماعی، که لازمه یک رژیم سالم است تحقق می‌یابد. در اینجا نیز یک دسته با کج فهمی‌ها و بی‌اطلاعی از اسلام و اقتصاد سالم آن در طرف مقابل دسته اول قرار گرفته و گاهی با تمسک به بعضی آیات یا جملات نهج البلاغه، اسلام را موافق با مکتب‌های انحرافی مارکس و امثال او معرفی نموده‌اند و توجه به سایر آیات و فقرات نهج‌البلاغه ننموده و سر ‌خود، به فهم قاصر خود، بپاخاسته و "مذهب اشتراکی" را تعقیب می‌کنند و از کفر و دیکتاتوری و اختناق کوبنده که ارزش‌های انسانی را نادیده گرفته و یک حزب اقلیت با توده‌های انسانی مثل حیوانات عمل می‌کنند،‌ حمایت می‌کنند.
وصیت من به مجلس و شورای نگهبان و دولت و رئیس‌جمهور و شورای قضایی آن است که در مقابل احکام خداوند متعال خاضع بوده؛ و تحت تأثیر تبلیغات بی‌محتوای قطب ظالم چپاولگر سرمایه‌داری و قطب ملحد اشتراکی و کمونیستی واقع نشوید، و به مالکیت و سرمایه‌های مشروع با حدود اسلامی احترام گذارید، و به ملّت اطمینان دهید تا سرمایه‌ها و فعّالیت‌های سازنده به کار افتند و دولت و کشور را به خود کفایی و صنایع سبک و سنگین برسانند.

ثروت‌های خود را در فعّالیت‌های سازنده به کار اندازید
و به ثروتمندان و پولداران مشروع وصیت می‌کنم که ثروت‌های عادلانه خود را به کار اندازید و به فعّالیت سازنده در مزارع و روستاها و کارخانه‌ها برخیزید که این خود عبادتی ارزشمند است.
و به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می‌کنم که خیر دنیا و آخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است که در طول تاریخ ستمشاهی و خان‌خانی در رنج و زحمت بوده‌اند. و چه نیکو است که طبقات تمکندار به طور داوطلب برای زاغه و چپرنشینان مسکن و رفاه تهیه کنند. و مطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است. و از انصاف به دور است که یکی بی‌خانمان و یکی دارای آپارتمان‌ها باشد.

روحانیون و روحانی نماها
ع)وصیت اینجانب به آن طایفه از روحانیون و روحانی‌نماها که با انگیزه‌های مختلف با جمهوری اسلامی و نهادهای آن مخالفت می‌کنند و وقت خود را وقف براندازی آن می‌نمایند و با مخالفان توطئه‌گر و بازیگران سیاسی کمک، و گاهی به طوری که نقل می‌شود با پول‌های گزافی که از سرمایه‌داران بی‌خبر از خدا دریافت برای این مقصد می‌کنند کمک‌های کلان می‌نمایند، آن است که شماها طرْفی از این غلط کاری‌ها تاکنون نبسته و بعد از این هم گمان ندارم ببندید. بهتر آن است که اگر برای دنیا به این عمل دست زده‌اید و خداوند نخواهد گذاشت که شما به مقصد شوم خود برسید تا درِ توبه باز است از پیشگاه خداوند عذر بخواهید و با ملّت مستمند مظلوم هم‌صدا شوید و از جمهوری اسلامی که با فداکاری‌های ملّت به دست آمده حمایت کنید، که خیر دنیا و آخرت در آن است. گرچه گمان ندارم که موفق به توبه شوید. و امّا به آن دسته که از روی بعض اشتباهات یا بعض خطاها، چه عمدی و چه غیر عمدی، که از اشخاص مختلف یا گروه‌ها صادر شده و مخالف با احکام اسلام بوده است با اصل جمهوری اسلامی و حکومت آن مخالفت شدید می‌کنند و برای خدا در براندازی آن فعّالیت می‌نمایند و با تصور خودشان این جمهوری از رژیم سلطنتی بدتر یا مثل آن است، با نیت صادق در خلوات تفکر کنند و از روی انصاف مقایسه نمایند با حکومت و رژیم سابق. و باز توجه نمایند که در انقلاب‌های دنیا هرج و مرج‌ها و غلط ‌روی‌ها و فرصت‌طلبی‌ها غیر قابل اجتناب است و شما اگر توجه نمایید و گرفتاری‌های این جمهوری را در نظر بگیرید از قبیل توطئه‌ها و تبلیغات دروغین و حمله مسلحانه خارج مرز و داخل، و نفوذ غیر قابل اجتناب گروه‌هایی از مفسدان و مخالفان اسلام در تمام ارگان‌های دولتی به قصد ناراضی کردن ملّت از اسلام و حکومت اسلامی، و تازه کار بودن اکثر یا بسیاری از متصدیان امور و پخش شایعات دروغین از کسانی که از استفاده‌های کلان غیر مشروع بازمانده یا استفاده آنان کم شده، و کمبود چشمگیر قضات شرع و گرفتاری‌های اقتصادی کمرشکن و اشکالات عظیم در تصفیه و تهذیب متصدیان چند میلیونی، و کمبود مردمان صالح کاردان و متخصص و ده‌ها گرفتاری دیگر، که تا انسان وارد گود نباشد از آن‌ها بی‌خبر است و از طرفی اشخاص غرضمند سلطنت‌طلب سرمایه‌دار هنگفت که با رباخواری و سودجویی و با اخراج ارز و گرانفروشی به حد سرسام‌آور و قاچاق و احتکار، مستمندان و محرومان جامعه را تا حد هلاکت در فشار قرار داده و جامعه را به فساد می‌کشند، نزد شما آقایان به شکایت و فریبکاری آمده و گاهی هم برای باور آوردن و خود را مسلمان خالص نشان دادن به عنوان "سهم" مبلغی می‌دهند و اشک تمساح می‌ریزند و شما را عصبانی کرده به مخالفت برمی‌انگیزانند، که بسیاری از آنان با استفاده‌های نامشروع، خون مردم را می‌مکند و اقتصاد کشور را به شکست می‌کشند.

بعد از ظهور، گمان نکنید که معجزه شود و یک روزه عالم اصلاح
اینجانب نصیحت متواضعانه برادرانه می‌کنم که آقایان محترم تحت تأثیر اینگونه شایعه‌سازی‌ها قرار نگیرند و برای خدا و حفظ اسلام این جمهوری را تقویت نمایند. و باید بدانند که اگر این جمهوری اسلامی شکست بخورد به جای آن یک رژیم اسلامی دلخواه بقیه ا... روحی فداه‌ یا مطیع امر شما آقایان تحقق نخواهد پیدا کرد، بلکه یک رژیم دلخواه یکی از 2 قطب قدرت به حکومت می‌رسد و محرومان جهان، که به اسلام و حکومت اسلامی رو ی آورده و دل باخته‌اند، مأیوس می‌شوند و اسلام برای همیشه منزوی خواهد شد؛ و شماها روزی از کردار خود پشیمان می‌شوید که کار گذشته و دیگر پشیمانی سودی ندارد. و شما آقایان اگر توقع دارید که در یک شب همه امور بر طبق اسلام و احکام خداوند تعالی متحول شود یک اشتباه است، و در تمام طول تاریخ بشر چنین معجزه‌ای روی نداده است و نخواهد داد. و آن روزی که ان‌شاء‌ا... تعالی مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه شود و یک روزه عالم اصلاح شود؛ بلکه با کوشش‌ها و فداکاری‌ها ستمکاران سرکوب و منزوی می‌شوند. و اگر نظر شماها مثل نظر بعض عامی‌های منحرف، آن است که برای ظهور آن بزرگوار باید کوشش در تحقق کفر و ظلم کرد تا عالم را ظلم فرا گیرد و مقدمات ظهور فراهم شود، فانّا ... و انّا الیه راجعون.

وصیت به همه مسلمانان و مستضعفان جهان
ف)وصیت من به همه مسلمانان و مستضعفان جهان این است که شماها نباید بنشینید و منتظر آن باشید که حکام و دست اندرکاران کشورتان یا قدرت‌های خارجی بیایند و برای شما استقلال و آزادی را تحفه بیاورند. ما و شماها لااقل در این 100 سال اخیر، که به تدریج پای قدرت‌های بزرگ جهانخوار به همه کشورهای اسلامی و سایر کشورهای کوچک باز شده است مشاهده کردیم یا تاریخ‌های صحیح برای ما بازگو کردند که هیچ ‌یک از دوَل حاکم بر این کشورها در فکر آزادی و استقلال و رفاه ملّت‌های خود نبوده و نیستند؛ بلکه اکثریت قریب به اتفاق آنان یا خود به ستمگری و اختناق ملّت خود پرداخته و هر چه کرده‌اند برای منافع شخصی یا گروهی نموده؛ یا برای رفاه قشر مرفه و بالانشین بوده و طبقات مظلوم کوخ و کپرنشین از همه مواهب زندگی حتی مثل آب و نان و قوت لایموت محروم بوده، و آن بدبختان را برای منافع قشر مرفه و عیاش به کار گرفته‌اند و یا آنکه دست نشاندگان قدرت‌های بزرگ بوده‌اند که برای وابسته کردن کشورها و ملّت‌ها هر چه توان داشته‌اند به کار گرفته و با حیله‌های مختلف کشورها را بازاری برای شرق و غرب درست کرده و منافع آنان را تأمین نموده‌اند و ملّت‌ها را عقب مانده و مصرفی بار آوردند و اکنون نیز با این نقشه در حرکتند.

از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرت‌ها و عُمال سرسپرده آنان نترسید
و شما ای مستضعفان جهان و ای کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان بپاخیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید و از هیاهوی تبلیغاتی ابرقدرت‌ها و عُمال سرسپرده آنان نترسید؛ و حکام جنایتکار که دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عزیز تسلیم می‌کنند از کشور خود برانید؛ و خود و طبقات خدمتگزار متعهد، زمام امور را به دست گیرید و همه در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع، و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید؛ و به سوی یک دولت اسلامی با جمهوری‌های آزاد و مستقل به پیش روید که با تحقق آن، همه مستکبران جهان را به جای خود خواهید نشاند و همه مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهید رساند. به امید آن روز که خداوند تعالی وعده فرموده است.

راهیابی به کمال مطلق و جلال و جمال بی‌نهایت جز با مکتب محمدی میسر نگردد
ص)یک مرتبه دیگر در خاتمه این وصیت‌نامه، به ملّت شریف ایران وصیت می‌کنم که در جهان حجم تحمل زحمت‌ها و رنج‌ها و فداکاری‌ها و جان‌نثاری‌ها و محرومیت‌ها مناسب حجم بزرگی مقصود و ارزشمندی و علّو رتبه آن است، آنچه که شما ملّت شریف و مجاهد برای آن بپاخاستید و دنبال می‌کنید و برای آن جان و مال نثار کرده و می‌کنید، والاترین و بالاترین و ارزشمندترین مقصدی است و مقصودی است که از صدر عالم در ازل و از پس این جهان تا ابد عرضه شده است و خواهد شد؛ و آن مکتب الوهیت به معنی وسیع آن و ایده توحید با ابعاد رفیع آن است که اساس خلقت و غایت آن در پهناور وجود و در درجات و مراتب غیب و شهود است؛ و آن در مکتب محمدی صلی ا... علیه و آله و سلم‌ به تمام معنی و درجات و ابعاد متجلی شده؛ و کوشش تمام انبیای عظام علیهم سلام ا... و اولیای معظم سلام ا... علیهم برای تحقق آن بوده و راهیابی به کمال مطلق و جلال و جمال بی‌نهایت جز با آن میسر نگردد. آن است که خاکیان را بر ملکوتیان و برتر از آنان شرافت داده، و آنچه برای خاکیان از سیر در آن حاصل می‌شود برای هیچ موجودی در سراسر خلقت در سر‌ّ و عَلن حاصل نشود.

شما راهی را می‌روید که تنها راه تمام انبیاء و راه سعادت مطلق است
شما ای ملّت مجاهد، در زیر پرچمی می‌روید که در سراسر جهان مادی و معنوی در اهتزاز است، بیابید آن را یا نیابید، شما راهی را می‌روید که تنها راه تمام انبیاء علیهم سلام ا... و یکتا راه سعادت مطلق است. در این انگیزه است که همه اولیاء شهادت را در راه آن به آغوش می‌کشند و مرگ سرخ را "احلی من العسل" می‌دانند؛ و جوانان شما در جبهه‌ها جرعه‌ای از آن را نوشیده و به وجد آمده‌اند و در مادران و خواهران و پدران و برادران آنان جلوه نموده و ما باید بحق بگوییم «یا لیتنا کنّا معکم فنفوز فوزاً عظیماً.» گوارا باد بر آنان آن نسیم دل‌آرا و آن جلوه شورانگیز.
و باید بدانیم که طرفی از این جلوه در کشتزارهای سوزان و در کارخانه‌های توانفرسا و در کارگاه‌ها و در مراکز صنعت و اختراع و ابداع، و در ملّت به طور اکثریت در بازارها و خیابان‌ها و روستاها و همه کسانی که متصدی این امور برای اسلام و جمهوری اسلامی و پیشرفت و خودکفایی کشور به خدمتی اشتغال دارند جلوه گر است.
و تا این روح تعاون و تعهد در جامعه برقرار است کشور عزیز از آسیب دهر ان‌شاء‌ا... تعالی مصون است. و بحمد‌ا... تعالی حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها و جوانانِ عزیز مراکز علم و تربیت از این نفخه الهی غیبی برخوردارند، و این مراکز در‌بست در اختیار آنان است، و به امید خدا دست تبهکاران و منحرفان از آن‌ها کوتاه.
و وصیت من به همه آن است که با یاد خدای متعال به سوی خودشناسی و خودکفایی و استقلال، با همه ابعادش به پیش، و بی تردید دست خدا با شما است، اگر شما در خدمت او باشید و برای ترقی و تعالی کشور اسلامی به روح تعاون ادامه دهید.

با دلی آرام، قلبی مطمئن، روحی شاد و ضمیری امیدوار به سوی جایگاه ابدی سفر می‌کنم
و اینجانب با آنچه در ملّت عزیز از بیداری و هوشیاری و تعهد و فداکاری و روح مقاومت و صلابت در راه حق می‌بینم و امید آن دارم که به فضل خداوند متعال این معانی انسانی به اعقاب ملّت منتقل شود و نسلاً بعد نسل بر آن افزوده گردد.
با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوی جایگاه ابدی سفر می‌کنم. و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم. و از خدای رحمان و رحیم می‌خواهم که عذرم را در کوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد.
و از ملّت امیدوارم که عذرم را در کوتاهی‌ها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت و تصمیم اراده به پیش روند و بدانند که با رفتن یک خدمتگزار در سدّ آهنین ملّت خللی حاصل نخواهد شد که خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند، و ا... نگهدار این ملّت و مظلومان جهان است.
و السلام علیکم و علی عبادا... الصالحین و رحـمه‌ا... و برکاته
26 بهمن سال 1361، 1 جمادی‌الاولی سال 1403
روح‌ا... الموسوی الخمینی.

چند وصیت حیاتی!
بسمه تعالی
در زیر این وصیت‌نامه‌ 29 صفحه‌ای و مقدمه، چند مطلب را تذکر می‌دهم:
(1) اکنون که من حاضرم، بعض نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود، مورد تصدیق نیست مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.
(2) اشخاصی در حال حیات من ادعا نموده‌اند که اعلامیه‌های اینجانب را می‌نوشته‌اند. این مطلب را شدیداً تکذیب می‌کنم. تاکنون هیچ اعلامیه‌ای را غیر شخص خودم تهیه کسی نکرده است.
(3) از قرار مذکور، بعضی‌ها ادعا کرده‌اند که رفتن من به پاریس به وسیله‌ آنان بوده؛ این دروغ است. من پس از برگرداندنم از کویت، با مشورت احمد پاریس را انتخاب نمودم، زیرا در کشورهای اسلامی احتمال راه ندادن بود؛ آنان تحت نفوذ ‌شاه بودند ولی پاریس این احتمال نبود.
(4) من در طول مدّت نهضت و انقلاب به واسطه‌ سالوسی و اسلام‌نمایی بعضی افراد، ذکری از آنان کرده و تمجیدی نموده‌ام که بعد فهمیدم از دغلبازی آنان اغفال شده‌ام. آن تمجیدها در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می‌نمایاندند و نباید از آن مسائل سوء‌ استفاده شود؛ و میزان در هر کس حال فعلی او است.
روح‌ا... الموسوی الخمینی.


3 اسفند سال 1367، امام خمینی(ره) با صدور پیامی خطاب به روحانیون، مراجع، مدرسین، طلاب و ائمه جمعه و جماعات‏ که منشور روحانیت نام گرفت استراتژی نظام جمهوری اسلامی ایران و رسالت حوزه‏های علمیه را تعیین کردند.<br>متن این بیانیه تاریخی به شرح زیر است:<br>«...<br>**تکریم علمای راستین**<br> خدمت حضرات روحانیون سراسر کشور و مراجع بزرگوار اسلام و مدرسین گرام و طلاب عزیز حوزه‌های علمیه و ائمه‌ محترم جمعه و جماعات - دامت برکاتهم صلوات و سلام خدا و رسول خدا بر ارواح طیبه شهیدان خصوصاً شهدای عزیز حوزه‌ها و روحانیت. <br>درود بر حاملان امانت وحی و رسالت پاسداران شهیدی که ارکان عظمت و افتخار انقلاب اسلامی را بر دوش تعهد سرخ و خونین خویش حمل نموده‌اند. سلام بر حماسه سازان همیشه‌ جاوید روحانیت که رساله علمیه و عملیه خود را به دم شهادت و مرکب خون نوشته‌اند و بر منبر هدایت و وعظ و خطابه ناس از شمع حیاتشان گوهر شب‌چراغ ساخته‌اند. <br>افتخار و آفرین بر شهدای حوزه و روحانیت که در هنگامه نبرد رشته تعلقات درس و بحث و مدرسه را بریدند و عقال تمنیات دنیا را از پای حقیقت علم برگرفتند و سبک‌بالان به میهمانی عرشیان رفتند و در مجمع ملکوتیان شعر حضور سروده‌اند. <br>سلام بر آنان که تا کشف حقیقت تفقه به پیش تاختند و برای قوم و ملّت خود منذران صادقی شدند که بند‌بند حدیث صداقتشان را قطرات خون و قطعات پاره‌پاره پیکرشان گواهی کرده است و حقاً از روحانیت راستین اسلام و تشیع جز این انتظاری نمی‌رود که در دعوت به حق و راه خونین مبارزه مردم خود، اولین قربانی‌ها را بدهد و مهر ختام دفترش شهادت باشد. آنان که حلقه ذکر عارفان و دعای سحر مناجاتیان حوزه‌ها و روحانیت را درک کرده‌اند در خلسه حضورشان آرزویی جز شهادت ندیده‌اند و آنان از عطایای حضرت حق در میهمانی خلوص و تقرب جز عطیه شهادت نخواسته‌اند. البته همه مشتاقان و طالبان هم به مراد شهادت نرسیده‌اند.<br>یکی چون من عمری در ظلمات حصارها و حجاب‌ها مانده است و در خانه عمل و زندگی جز ورق و کتاب منیت نمی‌یابد و دیگری در اوّل شب یلدای زندگی سینه سیاه هوس‌ها را دریده است و با سپیده سحر عشق عقد وصال و شهادت بسته است. و حال من غافل که هنوز از کتم عدم‌ها به وجود نیامده‌ام، چگونه از وصف قافله سالاران وجود وصفی کنم؟ من و امثال من از این قافله فقط بانگ جرسی می‌شنویم، بگذارم و بگذرم.<br><br>**نقش حوزه‌های علمیه و علمای متعهد در طول تاریخ اسلام و تشیع** <br>تردیدی نیست که حوزه‌های علمیه و علمای متعهد مهم‌ترین پایگاه محکم اسلام در برابر حملات و انحرافات و کجروی‌ها بوده‌اند. علمای بزرگ اسلام در همه عمر خود تلاش نموده‌اند تا مسائل حلال و حرام الهی را بدون دخل و تصرف ترویج نمایند. <br>اگر فقهای عزیز نبودند، معلوم نبود امروز چه علومی به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بیت علیهم السلام به خورد توده‌ها داده بودند. جمع‌آوری و نگهداری علوم قرآن و اسلام و آثار و احادیث پیامبر بزرگوار و سنت و سیره معصومین علیهم السلام و ثبت و تبویب و تنقیح آنان در شرایطی که امکانات بسیار کم بوده است و سلاطین و ستمگران در محو آثار رسالت همه امکانات خود را به کار می‌گرفتند، کار آسانی نبوده است که بحمدا... امروز نتیجه آن زحمات را در آثار و کتب با برکتی همچون کتب اربعه و کتاب‌های دیگر متقدمین و متأخرین از فقه و فلسفه، ریاضیات و نجوم و اصول و کلام و حدیث و رجال، تفسیر و ادب و عرفان و لغت و تمامی رشته‌های متنوع علوم مشاهده می‌کنیم. اگر ما نام این‌همه زحمت و مرارت را جهاد فی سبیل اللّه نگذاریم، چه باید بگذاریم؟ <br>در بعد خدمات علمی حوزه‌های علمیه سخن بسیار است که ذکر آن در این مختصر نمی‌گنجد. بحمدا... حوزه‌ها از نظر منابع و شیوه‌های بحث و اجتهاد، غنی و دارای ابتکار است. تصور نمی‌کنم برای بررسی عمیق همه‌ جانبه علوم اسلامی طریقه‌ای مناسب‌تر از شیوه علمای سلف یافت شود. تاریخ بیش از هزار ساله تحقیق و تتبع علمای راستین اسلام گواه بر ادعای ما در راه بارور ساختن نهال مقدس اسلام است.<br><br>**خون گلگون فقهاء بر دیوارهای فیضیه تا خطوط مقدم جبهه‌ها و میادین مین**<br>صدها سال است که روحانیت اسلام تکیه‌گاه محرومان بوده است، همیشه مستضعفان از کوثر زلال معرفت فقهای بزرگوار سیراب شده‌اند. از مجاهدات علمی و فرهنگی آنان که به حق از جهاتی افضل از دماء شهیدان است که بگذریم، آنان در هر عصری از اعصار برای دفاع از مقدسات دینی و میهنی خود مرارت ها و تلخی‌هایی متحمل شده‌اند و همراه با تحمل اسارت‌ها و تبعیدها، زندان‌ها و اذیت و آزارها و زخم زبان‌ها، شهدای گران‌قدری را به پیشگاه مقدس حق تقدیم نموده‌اند. شهدای روحانیت منحصر به شهدای مبارزه و جنگ در ایران نیستند، یقیناً رقم شهدای گمنام حوزه‌ها و روحانیت که در مسیر نشر معارف و احکام الهی به دست مزدوران و نامردمان، غریبانه جان باخته‌اند زیاد است. <br>در هر نهضت و انقلاب الهی و مردمی، علمای اسلام اوّلین کسانی بوده‌اند که بر تارک جبین‌شان خون و شهادت نقش بسته است. کدام انقلاب مردمی - اسلامی را سراغ کنیم که در آن حوزه و روحانیت پیش‌کسوت شهادت نبوده‌اند و بر بالای دار نرفته‌اند و اجساد مطهرشان بر سنگ‌فرش‌های حوادث خونین به شهادت نایستاده است؟ <br>در 15خرداد و در حوادث قبل و بعد از پیروزی، شهدای اوّلین، از کدام قشر بوده‌اند؟ خدا را سپاس می‌گزاریم که از دیوارهای فیضیه گرفته تا سلول‌های مخوف و انفرادی رژیم شاه و از کوچه و خیابان تا مسجد و محراب امامت جمعه و جماعات و از دفاتر کار و محل خدمت تا خطوط مقدم جبهه‌ها و میادین مین، خون پاک شهدای حوزه و روحانیت افق فقاهت را گلگون کرده است و در پایان افتخارآمیز جنگ تحمیلی نیز رقم شهداء و جانبازان و مفقودین حوزه‌ها نسبت به قشرهای دیگر زیادتر است. بیش از 2 هزار و 500 نفر از طلاب علوم دینیه در سراسر ایران در جنگ تحمیلی شهید شده‌اند و این رقم نشان می‌دهد که روحانیت برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی ایران تا چه حد مهیا بوده است.<br><br>**خشم جهان‌خواران علیه روحانیون پاک‌باخته**<br>امروز نیز همچون گذشته شکارچیان استعمار در سرتاسر جهان از مصر و پاکستان و افغانستان و لبنان و عراق و حجاز و ایران و اراضی اشغالی به سراغ شیردلان روحانیت مخالف شرق و غرب و متکی به اصول اسلام ناب محمدی صلی ا... علیه و آله و سلم رفته‌اند و از این پس نیز جهان اسلام هر از چند گاه شاهد انفجار خشم جهان‌خواران علیه یک روحانی پاک‌باخته است. <br>علمای اصیل اسلام هرگز زیر بار سرمایه‌داران و پول‌پرستان و خوانین نرفته‌اند و همواره این شرافت را برای خود حفظ کرده‌اند و این ظلم فاحشی است که کسی بگوید دست روحانیت اصیل طرفدار اسلام ناب محمدی با سرمایه‌داران در یک کاسه است. و خداوند کسانی را که این‌گونه تبلیغ کرده و یا چنین فکر می‌کنند، نمی‌بخشد. <br>روحانیت متعهد، به خون سرمایه‌داران زالو‌صفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتی نداشته و نخواهد داشت. آن‌ها با زهد و تقوا و ریاضت درس خوانده‌اند و پس از کسب مقامات علمی و معنوی نیز به همان شیوه زاهدانه و با فقر و تهیدستی و عدم تعلق به تجملات دنیا زندگی کرده اند و هرگز زیر بار منت و ذلت نرفته‌اند. دقت و مطالعه در زندگی علمای سلف، حکایت از فقر و نهایتاً روح پرفتوت آنان برای کسب معارف می‌کند که چگونه در پرتو نور شمع و شعاع قمر تحصیل کرده‌اند و با قناعت و بزرگو‌اری زیستند. در ترویج روحانیت و فقاهت نه زور سر نیزه بوده است، نه سرمایه پول‌پرستان و ثروت‌مندان، بلکه هنر و صداقت و تعهد خود آنان بوده است که مردم آنان را برگزیده‌اند. <br><br>**علّت مخالفت روحانیون با برخی مظاهر تمدن**<br>مخالفت روحانیون با بعضی از مظاهر تمدن در گذشته صرفاً به جهت ترس از نفوذ اجانب بوده است. احساس خطر از گسترش فرهنگ اجنبی، خصوصاً فرهنگ مبتذل غرب موجب شده بود که آنان با اختراعات و پدیده‌ها برخورد احتیاط‌ آ‌میز کنند. علمای راستین از بس که دروغ و فریب از جهان‌خواران دیده بودند، به هیچ چیزی اطمینان نمی‌کردند و ابزاری از قبیل رادیو و تلویزیون در نزدشان مقدمه ورود استعمار بود، لذا گاهی حکم به منع استفاده از آن‌ها را می‌دادند. آیا رادیو و تلویزیون در کشورهایی چون ایران وسایلی نبودند تا فرهنگ غرب را به ارمغان آورند؟ و آیا رژیم گذشته از رادیو و تلویزیون برای بی‌اعتبار کردن عقاید مذهبی و نادیده گرفتن آداب و رسوم ملی استفاده نمی‌نمود؟ <br>به هر حال خصوصیات بزرگی چون قناعت و شجاعت و صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگی به قدرت‌ها و مهم‌تر از همه احساس مسئولیت در برابر توده‌ها، روحانیت را زنده و پایدار و محبوب ساخته است و چه عزتی بالاتر از اینکه روحانیت با کمی امکانات، تفکر اسلام ناب را بر سرزمین افکار و اندیشه مسلمانان جاری ساخته است و نهال مقدس فقاهت در گلستان حیات و معنویت هزاران محقق به شکوفه نشسته است. راستی اگر کسی فکر کند که استعمار، روحانیت را با این‌همه مجد و عظمت و نفوذ تعقیب نکرده و نمی‌کند، ساده‌اندیشی نیست؟<br>مسئله کتاب آیات شیطانی کاری حساب شده برای زدن ریشه دین و دین‌داری و در رأس آن اسلام و روحانیت است. یقیناً اگر جهان‌خواران می‌توانستند، ریشه و نام روحانیت را می‌سوختند ولی خداوند همواره حافظ و نگهبان این مشعل مقدس بوده است و إن‌شاءا... از این پس نیز خواهد بود، به شرط آن‌که حیله و مکر و فریب جهان‌خواران را بشناسیم. <br><br>**خطر تحجرگرایان و مقدس‌نمایان احمق در حوزه‌های علمیه**<br>البته بدان معنا نیست که ما از همه روحانیون دفاع کنیم، چرا که روحانیون وابسته و مقدس‌نما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند. در حوزه‌های علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعّالیت دارند. امروز عده‌ای با ژست تقدس‌مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می‌زنند که گویی وظیفه‌ای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس‌نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست. <br><br>**هشدار امام(ره)؛ مراقب مروجین اسلام آمریکایی باشید**<br>طلاب عزیز لحظه‌ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند، این‌ها مروج اسلام آمریکایی‌اند و دشمن رسول ا... آیا در مقابل این افعی‌ها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟<br><br>**راه‌های ضربه زدن مستکبرین به حوزه‌های علمیه**<br>استکبار وقتی که از نابودی مطلق روحانیت و حوزه‌ها مأیوس شد، 2 راه برای ضربه ‌زدن انتخاب نمود، یکی راه ارعاب و زور و دیگری راه خدعه و نفوذ در قرن معاصر. وقتی حربه ارعاب و تهدید چندان کارگر نشد، راه‌های نفوذ تقویت گردید. <br>اوّلین و مهم‌ترین حرکت، القای شعار جدایی دین از سیاست است که متأسفانه این حربه در حوزه و روحانیت تا اندازه‌ای کارگر شده است تا جایی که دخالت در سیاست دون شأن فقیه و ورود در معرکه سیاسیون تهمت وابستگی به اجانب را به همراه می‌آورد، یقیناً روحانیون مجاهد از نفوذ بیشتر زخم برداشته‌اند. گمان نکنید که تهمت وابستگی و افترای بی‌دینی را تنها اغیار به روحانیت زده است، هرگز، ضربات روحانیت ناآگاه و آگاه وابسته، به مراتب کاری‌تر از اغیار بوده و هست. در شروع مبارزات اسلامی اگر می‌خواستی بگویی شاه خائن است، بلافاصله جواب می‌شنیدی که شاه شیعه است! عده‌ای مقدس‌نمای واپسگرا همه چیز را حرام می‌دانستند و هیچ‌کس قدرت این را نداشت که در مقابل آن‌ها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است.<br>وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست «و» حکومت دخالت نماید، حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد. به زعم بعض افراد، روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد و الا عالم سیاس و روحانی کاردان و زیرک، کاسه‌ای زیر نیم کاسه داشت. و این از مسائل رایج حوزه‌ها بود که هر کس کج راه می‌رفت متدین‌تر بود. یاد‌گرفتن زبان خارجی، کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرک به‌شمار می‌رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفی از کوزه‌ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه می‌گفتم. تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می‌یافت، وضع روحانیت و حوزه‌ها، وضع کلیساهای قرون وسطی می‌شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه‌ها را حفظ نمود.<br><br>**خطر سرایت لایه‌های تفکر اهل جمود به طلاب جوان**<br>علمای دین باور در همین حوزه‌ها تربیت شدند و صفوف خویش را از دیگران جدا کردند. قیام بزرگ اسلامی‌مان نشأت گرفته از همین بارقه است. البته هنوز حوزه‌ها به هر 2 تفکر آمیخته‌اند و باید مراقب بود که تفکر جدایی دین از سیاست از لایه‌های تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند و یکی از مسائلی که باید برای طلاب جوان ترسیم شود، همین قضیه است که چگونه در دوران وانفسای نفوذ مقدسین نافهم و ساده‌لوحان بی‌سواد، عده ای کمر همت بسته‌اند و برای نجات اسلام و حوزه و روحانیت از جان و آبرو سرمایه گذاشته‌اند. اوضاع مثل امروز نبود، هر کس صد در‌ صد معتقد به مبارزه نبود زیر فشارها و تهدیدهای مقدس‌نماها از میدان به ‌در می‌رفت، ترویج تفکر شاه سایه خداست و یا با گوشت و پوست نمی‌توان در مقابل توپ و تانک ایستاد و این‌که ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسی می‌دهد و از همه شکننده‌تر، شعار گمراه‌ کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان علیه السلام باطل است و هزاران إن قُلت دیگر، مشکلات بزرگ و جان‌فرسایی بودند که نمی‌شد با نصیحت و مبارزه منفی و تبلیغات جلوی آن‌ها را گرفت، تنها راه حل، مبارزه و ایثار خون بود که خداوند وسیله‌اش را آماده نمود. علماء و روحانیت متعهد سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که به طرف اسلام شلیک می‌شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند. <br><br>**رقم خوردن اوّلین فصل خونین مبارزه در 15 خرداد سال 42**<br>اوّلین و مهم‌ترین فصل خونین مبارزه در عاشورای 15 خرداد رقم خورد. در 15خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان می‌نمود. بلکه علاوه بر آن از داخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس‌مآبی و تحجر بود، گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید. در آن زمان روزی نبود که حادثه‌ای نباشد، ایادی پنهان و آشکار آمریکا و شاه به شایعات و تهمت‌ها متوسل شدند حتی نسبت تارک الصلوه و کمونیست و عامل انگلیس به افرادی که هدایت مبارزه را به عهده داشتند، می‌دادند. واقعاً روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون می‌گریست که چگونه آمریکا و نوکرش پهلوی می‌خواهند ریشه دیانت و اسلام را برکنند و عده‌ای روحانی مقدس‌نمای ناآگاه یا بازی‌خورده و عده‌ای وابسته که چهره‌شان بعد از پیروزی روشن گشت، مسیر این خیانت بزرگ را هموار می‌نمودند. آن‌قدر که اسلام از این مقدسین روحانی‌نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین علیه السلام که در تاریخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقه ها را بیش از این تلخ نکنم.<br><br>**تغییر شیوه مقدس‌مآبان و دین‌فروشان**<br>ولی طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس‌مآبی و دین‌فروشی عوض شده است. شکست خوردگان دیروز، سیاست‌بازان امروز شده‌اند. آن‌ها که به خود اجازه ورود در امور سیاست را نمی‌دادند، پشتیبان کسانی شدند که تا براندازی نظام و کودتا جلو رفته بودند. غائله قم و تبریز با هماهنگی چپی‌ها و سلطنت‌طلبان و تجزیه‌طلبان کردستان تنها یک نمونه است که می‌توانیم ابراز کنیم که در آن حادثه ناکام شدند ولی دست برنداشتند و از کودتای نوژه سر در آوردند، باز خدا رسوایشان ساخت. دسته‌ای دیگر از روحانی‌نماهایی که قبل از انقلاب، دین را از سیاست جدا می‌دانستند و سر به آستانه دربار می‌ساییدند، یک‌مرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفی که برای اسلام آن ‌همه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. دیروز مقدس‌نماهای بی‌شعور می‌گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز می‌گویند مسئولین نظام کمونیست شده‌اند! تا دیروز مشروب‌فروشی و فساد و فحشاء و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان ارواحنا فداه را مفید و راه‌گشا می‌دانستند، امروز از اینکه در گوشه‌ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ می‌دهد، فریاد وا اسلاما سر می‌دهند!<br>دیروز حجتیه‌ای‌ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی‌تر از انقلابیون شده‌اند! ولایتی‌های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته‌اند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‌اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می‌خورند! راستی اتهام آمریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام‌ها و حرام کردن حلال‌ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می‌شود؟ از آدم‌های لامذهب یا از مقدس‌نماهای متحجر و بی‌شعور؟! فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعن‌ها و کنایه‌ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ کار عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهی؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است. همه این‌ها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه‌هاست، و برخورد واقعی هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است. از یک طرف وظیفه تبیین حقایق و واقعیات و اجرای حق و عدالت در حد توان و از طرف دیگر مراقبت از نیفتادن سوژه‌ای به دست دشمنان کار آسانی نیست.<br><br>**عدم تفاوت بین روحانیون و عوام در ایران**<br>با این‌که در کشور ما در اجرای عدالت بین روحانی و غیر آن امتیازی نیست، ولی وقتی با متخلفی از روحانیت خوش‌سابقه یا بدسابقه برخورد شرعی و قانونی و جدی می‌شود، فوراً باندها فریاد می‌زنند که چه نشسته‌اید، جمهوری اسلامی می‌خواهد آبروی روحانیت را ببرد. اگر احیاناً کسی مستحق عفو بوده و بخشیده شود، تبلیغ می‌کنند که نظام به روحانیت امتیاز بی‌جا می‌دهد. مردم عزیز ایران باید مواظب باشند که دشمنان از برخورد قاطع نظام با متخلفین از به اصطلاح روحانیون سوءاستفاده نکنند و با موج‌آفرینی و تبلیغات اذهان را نسبت به روحانیون متعهد بدبین ننمایند و این را دلیل عدالت نظام بدانند که امتیازی برای هیچ‌کس قائل نیست و خدا می‌داند که شخصاً برای خود ذره‌ای مصونیت و حق و امتیاز قائل نیستم. اگر تخلفی از من هم سر زند مهیای مؤاخذه‌ام. حال بحث این است که برای جلوگیری از تکرار آن حوادث تلخ و رسیدن به اطمینان از قطع نفوذ بیگانگان در حوزه‌ها چه باید کرد؟ گر چه کار مشکل است ولی چاره چیست؟ باید فکری کرد. اوّلین وظیفه شرعی و الهی آن است که اتحاد و یک‌پارچگی طلاب و روحانیت انقلابی حفظ شود وگرنه شب تاریک در پیش است و بیم موج و گردابی چنین هایل.<br>امروز هیچ دلیل شرعی و عقلی وجود ندارد که اختلاف سلیقه‌ها و برداشت‌ها و حتی ضعف مدیریت‌ها دلیل به هم خوردن الفت و وحدت طلاب و علمای متعهد گردد. ممکن است هر کس در فضای ذهن و ایده‌های خود نسبت به عملکردها و مدیریت‌ها و سلیقه‌های دیگران و مسئولین انتقادی داشته باشد، ولی لحن و تعابیر نباید افکار جامعه و آیندگان را از مسیر شناخت دشمنان واقعی و ابرقدرت‌ها که همه مشکلات و نارسایی‌ها از آنان سرچشمه گرفته است، به طرف مسائل فرعی منحرف کند و خدای ناکرده همه ضعف‌ها و مشکلات به حساب مدیریت و مسئولین گذاشته شود و از آن تفسیر انحصارطلبی گردد که این عمل کاملاً غیر منصفانه است و اعتبار مسئولین نظام را از بین می‌برد و زمینه را برای ورود بی‌تفاوتها و بی‌دردها به صحنه انقلاب آماده می‌کند. <br><br>**دفاع از عملکرد نظام و جنگ**<br>من امروز بر این عقیده‌ام که مقتدرترین افراد در مصاف با آن ‌همه توطئه‌ها و خصومت‌ها و جنگ ‌افروزی‌هایی که در جهان علیه انقلاب اسلامی است، معلوم نبود موفقیت بیشتری از افراد موجود به دست می‌آوردند.<br>در یک تحلیل منصفانه از حوادث انقلاب خصوصاً از حوادث 10 سال پس از پیروزی باید عرض کنم که انقلاب اسلامی ایران در اکثر اهداف و زمینه‌ها موفق بوده است و به یاری خداوند بزرگ در هیچ زمینه‌ای مغلوب و شکست خورده نیستیم، حتی در جنگ پیروزی از آن ملّت ما گردید و دشمنان در تحمیل آن ‌همه خسارات چیزی به دست نیاوردند. البته اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتری می‌نگریستیم و می‌رسیدیم ولی این بدان معنا نیست که در هدف اساسی خود که همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود مغلوب خصم شده‌ایم. <br><br>**برکات جنگ تحمیلی**<br>هر روز ما در جنگ برکتی داشته‌ایم که در همه صحنه‌ها از آن بهره جسته‌ایم. ما انقلاب‌مان را در جنگ به جهان صادر نموده‌ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‌ایم، ما در جنگ، پرده از چهره تزویر جهان‌خواران کنار زدیم، ما در جنگ، دوستان و دشمنان‌مان را شناخته‌ایم، ما در جنگ به این نتیجه رسیده‌ایم که باید روی پای خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت 2 ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم، ما در جنگ ریشه‌های انقلاب پر بار اسلامی‌مان را محکم کردیم، ما در جنگ حس برادری و وطن‌دوستی را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها سالیان سال می‌توان مبارزه کرد، جنگ ما کمک به افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد که تمامی سردمداران نظام‌های فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت کنند، جنگ ما بیداری پاکستان و هندوستان را به دنبال داشت، تنها در جنگ بود که صنایع نظامی ما از رشد آن‌چنانی برخوردار شد و از همه این‌ها مهم‌تر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت. همه این‌ها از برکت خون‌های پاک شهدای عزیز 8 سال نبرد بود، همه این‌ها از تلاش مادران و پدران و مردم عزیز ایران در 10 سال مبارزه با آمریکا و غرب و شوروی و شرق نشأت گرفت.<br>جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام‌شدنی نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد. چه کوته‌ نظرند آن‌هایی که خیال می‌کنند چون ما در جبهه به آرمان نهایی نرسیده‌ایم، پس شهادت و رشادت و ایثار و از خودگذشتگی و صلابت بی‌فایده است! درحالی که صدای اسلام‌خواهی آفریقا از جنگ 8 ساله ماست. علاقه به اسلام‌شناسی مردم در آمریکا و اروپا و آسیا و آفریقا یعنی در کل جهان از جنگ 8 ساله ماست. <br><br>**تکریم خانواده شهداء**<br>من در این‌جا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهداء و جانبازان به خاطر تحلیل‌های غلط این روزها رسماً معذرت می‌خواهم و از خداوند می‌خواهم مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد. <br><br>**همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه‌ایم نه مأمور به نتیجه**<br>ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کرده‌ایم که ما برای ادای تکلیف جنگیده‌ایم و نتیجه فرع آن بوده است. ملّت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود. و خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید ننمودند، آن ساعتی هم که مصلحت بقای انقلاب را در قبول قطعنامه دید و گردن نهاد، باز به وظیفه خود عمل کرده است، آیا از اینکه به وظیفه خود عمل کرده است نگران باشد؟ نباید برای رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهار نظرها و ابراز عقیده‌ها به گونه‌ای غلط عمل کنیم که حزب‌ا... عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولی‌اش عدول می‌کند. تحلیل این مطلب که جمهوری اسلامی ایران چیزی به دست نیاورده و یا ناموفق بوده است، آیا جز به سستی نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمی‌شود؟! تأخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمی‌شود که ما از اصول خود عدول کنیم. همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه‌ایم نه مأمور به نتیجه. اگر همه انبیاء و معصومین علیهم السلام در زمان و مکان خود مکلف به نتیجه بودند، هرگز نمی‌بایست از فضای بیشتر از توانایی عمل خود فراتر بروند و سخن بگویند و از اهداف کلی و بلند مدتی که هرگز در حیات ظاهری آنان جامه عمل نپوشیده است ذکری به میان آورند. <br><br>**موفقیت در عمل به شعار**<br>در حالی که به لطف خداوند بزرگ، ملّت ما توانسته است در اکثر زمینه‌هایی که شعار داده است به موفقیت نایل شود. ما شعار سرنگونی رژیم شاه را در عمل نظاره کرده‌ایم، ما شعار آزادی و استقلال را به عمل خود زینت بخشیده‌ایم، ما شعار مرگ بر آمریکا را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمانان در تسخیر لانه فساد و جاسوسی آمریکا تماشا کرده‌ایم، ما همه شعارهای‌مان را با عمل محک زده‌ایم. البته معترفیم که در مسیر عمل، موانع زیادی به وجود آمده است که مجبور شده‌ایم روش‌ها و تاکتیک‌ها را عوض نماییم. ما چرا خودمان و ملّت و مسئولین کشورمان را دست کم بگیریم و همه عقل و تدبیر امور را در تفکر دیگران خلاصه کنیم؟ <br><br>**هشدار امام(ره) به طلاب**<br>من به طلاب عزیز هشدار می‌دهم که علاوه بر این‌که باید مواظب القائات روحانی‌نماها و مقدس‌مآب‌ها باشند، از تجربه تلخ روی کار آمدن انقلابی‌نماها و به ظاهر عقلای قوم که هرگز با اصول و اهداف روحانیت آشتی نکرده‌اند عبرت بگیرند که مبادا گذشته تفکر و خیانت آنان فراموش و دلسوزی‌های بی‌مورد و ساده‌اندیشی‌ها سبب مراجعت آنان به پست‌های کلیدی و سرنوشت‌ساز نظام شود.<br> <br>**سپردن پست‌ها و امور مهم کشور به لبیرال‌ها اشتباه بود**<br>من امروز بعد از 10 سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف می‌کنم که بعض تصمیمات اوّل انقلاب در سپردن پست‌ها و امور مهمّه کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشته‌اند، اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن، به راحتی از میان نمی‌رود؛ گرچه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمامی اصولش و هر حرکت به سوی آمریکای جهان‌خوار قناعت نمی‌کنند، در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادعا هنری ندارند. امروز هیچ تأسفی نمی‌خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اوّل هم نبوده‌اند. <br><br>**عدم بدهکاری انقلاب به هیچ گروهی**<br>انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروه‌ها و لیبرال‌ها می خوریم، آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلب‌کاری آنان از همه اصول، که چرا مرگ بر آمریکا گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جاری می‌کنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی داده‌اید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال کرده‌ایم و صدها چرای دیگر.<br><br>**عدم تأثیر پذیری از لیبرال‌ها و منافقین**<br>و نکته مهم در این رابطه اینکه نباید تحت تاثیر ترحم‌های بی‌جا و بی‌مورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام، به گونه‌ای تبلیغ کنیم که احکام خدا و حدود الهی زیر سؤال بروند. من بعض از این موارد را نه تنها به سود کشور نمی‌دانم که معتقدم دشمنان از آن بهره می‌برند، من به آن‌هایی که دستشان به رادیو - تلویزیون و مطبوعات می‌رسد و چه بسا حرف‌های دیگران را می‌زنند صریحاً اعلام می‌کنم: تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرال‌ها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بی‌پناه را از بین ببرند، تا من هستم از اصول نه شرقی و نه غربی عدول نخواهم کرد، تا من هستم دست ایادی آمریکا و شوروی را در تمام زمینه‌ها کوتاه می‌کنم و اطمینان کامل دارم که تمامی مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامی خود هستند که علاوه بر ده‌ها و صدها صحنه اعلام حضور و آمادگی خود امسال نیز در راهپیمایی 22 بهمن حقیقت آمادگی کامل خویش را به جهانیان نشان دادند و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفت زده کردند که تا کجا حاضر به فداکاری‌اند. من در این‌جا خود را شرمنده و کوچک‌تر از آن می‌دانم که زبان به وصف و تقدیر از آنان بگشایم. خداوند پاداش عظیم این ‌همه اخلاص و رشد و بندگی را خواهد داد ولی به آنان که ناآگاهانه مردم شریف و عزیز ما را متهم به رویگردانی از اصول و انقلاب و روحانیت می‌کنند سفارش و نصیحت می‌کنم که در گفتار و کلمات و نوشته‌ها با دقت و مطالعه عمل کنند و برداشت‌ها و تصورات نابه‌جای خود را به حساب انقلاب و مردم نگذارند.<br><br>**پرهیز از اختلاف و تجزیه روحانیت**<br>مسئله دیگر این‌که امروز مقابله و تجزیه روحانیت انقلابی به سود کیست؟ دشمنان از دیرباز برای اختلاف‌افکنی میان روحانیون آماده شده‌اند. غفلت از آن، همه چیز را بر باد می‌دهد. حال اختلاف به هر شکلی باشد، بدبینی شدید نسبت به مسئولین بالا باشد یا مرزبندی فقه سنتی و پویا و امثال آن. اگر طلاب و مدرسین حوزه علمیه با یکدیگر هماهنگ نباشند، نمی‌توان پیش‌بینی نمود که موفقیت از آن کیست و اگر بر فرض محال حاکمیت فکری از آن روحانی‌نماها و متحجرین گردد روحانیت انقلابی جواب خدا و مردم را چه می‌دهد. إن‌شاءا... در بین جامعه مدرسین و طلاب انقلابی اختلافی نیست، اگر باشد بر سر چیست؟ بر سر اصول یا بر سر سلیقه‌ها؟ آیا مدرسین محترم که ستون محکم انقلاب در حوزه های علمیه بوده‌اند – نعوذبا... - به اسلام و انقلاب و مردم پشت کرده‌اند؟ مگر همان‌ها نبودند که در کوران مبارزه حکم به غیرقانونی بودن سلطنت دادند؟ مگر همان‌ها نبودند که وقتی یک روحانی به ظاهر در منصب مرجعیت از اسلام و انقلاب فاصله گرفت، او را به مردم معرفی کردند؟ آیا مدرسین عزیز از جبهه و رزمندگان پشتیبانی ننمودند؟ اگر خدای ناکرده این‌ها شکسته شوند چه نیرویی جای آنان را خواهد گرفت؟ و آیا ایادی استکبار، روحانی‌نماهایی را که تا حد مرجعیت تقویت نموده است، فرد دیگری را بر حوزه‌ها حاکم نمی‌کنند؟ و یا آن‌ها که در توفان 15 سال مبارزه قبل از انقلاب و 10 سال حوادث کمرشکن بعد از انقلاب نه غصه مبارزه و نه غم جنگ و اداره کشور را خورده‌اند و نه از شهادت عزیزان متأثر شده‌اند و با خیالی راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده‌اند می‌توانند در آینده پشتوانه انقلاب اسلامی باشند؟<br>راستی شکست هر جناحی از علماء و طلاب انقلابی و روحانیون و روحانیت مبارز و جامعه مدرسین، پیروزی چه جناحی و چه جریانی را تضمین می کند؟ جناحی که پیروز شود یقیناً روحانیت نیست و اگر آن جناح الزاماً به روحانیت رو آورد، راستی به سراغ کدام قشر و تفکر از روحانیت می‌رود؟ خلاصه اختلاف به هر شکلی کوبنده است. وقتی نیروهای مؤمن به انقلاب حتی به اسم فقه سنتی و فقه پویا به مرز جبهه‌بندی برسند، آغاز باز شدن راه استفاده دشمنان خواهد بود. جبهه‌بندی نهایتاً معارضه پیش می‌آورد. هر جناح برای حذف و طرد طرف مقابل خود واژه و شعاری انتخاب می‌کند، یکی متهم به طرفداری از سرمایه‌داری و دیگری متهم به التقاطی می‌شود که من برای حفظ اعتدال جناح‌ها همیشه تذکرات تلخ و شیرینی داده‌ام، چرا که همه را فرزندان و عزیزان خود می‌دانم البته هیچ‌گاه نگران مباحثات تند طلبگی در فروع و اصول فقه نبوده‌ام ولی نگران تقابل و تعارض جناح‌های مؤمن به انقلابم که مبادا منتهی به تقویت جناح رفاه‌ طلب بی‌درد و نِق ‌زن گردد. نتیجه می‌گیرم که اگر روحانیون طرفدار اسلام ناب و انقلاب دیر بجنبند ابرقدرت‌ها و نوکرانشان مسائل را به نفع خود خاتمه می‌دهند. جامعه مدرسین باید طلاب عزیز انقلابی و زحمت کشیده و کتک ‌خورده و جبهه رفته را از خود بدانند. حتماً با آنان جلسه بگذارند و از طرح‌ها و نظریات آنان استقبال نمایند و طلاب انقلابی هم مدرسین عزیز طرفدار انقلاب را محترم بشمارند و با دیده احترام به آنان بنگرند و در مقابل طیف بی‌عرضه و فرصت‌طلب و نِق‌ زن ید واحده باشند و خود را برای ایثار و شهادت در راه هدایت مردم آماده‌تر کنند، حال جامعه و مردم، طالب حقیقت باشند مثل زمان ما که حقاً مردم بیشتر از آنچه که ما فکر می‌کنیم وفادار به روحانیت بوده و خواهند بود، یا نباشند مثل زمان معصومین علیهم السلام. <br><br>**علّت تبلیغ بر علیه روحانیت**<br>امّا مردم شریف ایران توجه داشته باشند که نوعاً تبلیغاتی که علیه روحانیت انجام می‌پذیرد به منظور نابودی روحانیت انقلاب است، ایادی شیطان در تنگناها و سختی‌ها به سراغ مردم می‌روند که بگویند روحانیت مسبب مشکلات و نارسایی‌هاست، آن هم کدام روحانی، روحانی بی‌درد و بی‌مسئولیت نه، بلکه روحانیتی که در همه حوادث جلوتر از دیگران در معرض خطر بوده است. کسی مدعی آن نیست که مردم و پابرهنه‌ها مشکلی ندارند و همه امکانات در اختیار مردم است. مسلم آثار 10 سال محاصره و جنگ و انقلاب در همه جا ظاهر می‌شود و کمبودها و نیازها رخ می‌نماید ولی من با یقین شهادت می‌دهم که اگر افرادی غیر از روحانیت جلودار حرکت انقلاب و تصمیمات بودند امروز جز ننگ و ذلت و عار در برابر آمریکا و جهان‌خواران و جز عدول از همه معتقدات اسلامی و انقلابی چیزی برایمان نمانده بود. لازم به یادآوری است که ذکر شمه‌ای از وقایع انقلاب و روحانیت به معنای آن نیست که طلاب و روحانیون عزیز در فردای این نوشته حرکت تند و انقلابی بنمایند بلکه هدف، علم و آگاهی به نکته‌هاست که در انتخاب مسیر با بصیرت حرکت کنند و خطرها و گذرها و کمینگاه‌ها را بهتر بشناسند.<br><br>**اعتقاد به فقه سنتی**<br>امّا در مورد دروس تحصیل و تحقیق حوزه‌ها، این‌جانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمی‌دانم. اجتهاد به همان سبک صحیح است ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست، زمان و مکان 2 عنصر تعیین کننده در اجتهادند. مسئله‌ای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند، بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اوّل که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است، واقعاً موضوع جدیدی شده است که قهراً حکم جدیدی می‌طلبد. <br><br>**از ویژگی‌های یک مجتهد جامع احاطه به مسائل زمان خود است**<br>مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. برای مردم و جوانان و حتی عوام هم قابل قبول نیست که مرجع و مجتهدش بگوید من در مسائل سیاسی اظهارنظر نمی‌کنم. آشنایی به روش برخورد با حیله‌ها و تزویرهای فرهنگ حاکم بر جهان، داشتن بصیرت و دید اقتصادی، اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم بر جهان، شناخت سیاست‌ها و حتی سیاسیون و فرمول‌های دیکته شده آنان و درک موقعیت و نقاط قوت و ضعف 2 قطب سرمایه‌داری و کمونیزم که در حقیقت استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم می‌کنند، از ویژگی‌های یک مجتهد جامع است.<br>یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیراسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خور شأن مجتهد است واقعاً مدیر و مدبر باشد. حکومت در نظر مجتهد واقعی فلسفه عملی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است، حکومت نشان ‌دهنده جنبه عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است، فقه، تئوری واقعی و کامل اداره انسان از گهواره تاگور است. هدف اساسی این است که ما چگونه می‌خواهیم اصول محکم فقه را در عمل فرد و جامعه پیاده کنیم و بتوانیم برای معضلات جواب داشته باشیم و همه ترس استکبار از همین مسئله است که فقه و اجتهاد جنبه عینی و عملی پیدا کند و قدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد. <br><br>**اهانت به مقدسات مسلمانان از صدر اسلام تاکنون**<br>راستی به چه علّت است که در پی اعلام حکم شرعی و اسلامی مورد اتفاق همه علماء در مورد یک مزدور بیگانه این‌قدر جهان‌خواران برافروخته شدند و سران کفر و بازار مشترک و امثال آنان به تکاپو و تلاش مذبوحانه افتاده‌اند؟ غیر از این نیست که سران استکبار از قدرت برخورد علمی مسلمانان در شناخت و مبارزه با توطئه‌های شوم آنان به هراس افتاده‌اند و اسلام امروز مسلمانان را یک مکتب بالنده و متحرک و پرحماسه می‌دانند و از این‌که فضای شرارت آنان محدود شده است و مزدبگیران آنان چون گذشته با اطمینان نمی‌توانند علیه مقدسات قلم‌فرسایی کنند مضطرب شده‌اند. من قبلاً نیز گفته‌ام همه توطئه‌های جهان‌خواران علیه ما از جنگ تحمیلی گرفته تا حصر اقتصادی و غیره برای این بوده است که ما نگوییم اسلام جواب‌گوی جامعه است و حتماً در مسائل و اقدامات خود از آنان مجوز بگیریم.<br>ما نباید غفلت بکنیم، واقعاً باید به سمتی حرکت نماییم که إن‌شاءا... تمام رگه‌های وابستگی کشورمان از چنین دنیای متوحشی قطع شود. استکبار غرب شاید تصور کرده است از اینکه اسم بازار مشترک و حصر اقتصادی را به میان بیاورد ما درجا می‌زنیم و از اجرای حکم خداوند بزرگ صرف‌نظر می‌نماییم. خیلی جالب و شگفت‌انگیز است که این به ظاهر متمدنین و متفکرین وقتی یک نویسنده مزدور با نیش قلم زهرآگین خود احساسات بیش از یک میلیارد انسان و مسلمان را جریحه‌دار می‌کند عده‌ای در رابطه با آن شهید می‌شوند برایشان مهم نیست و این فاجعه عین دموکراسی و تمدن است امّا وقتی بحث اجرای حکم و عدالت به میان می‌آید، نوحه رأفت و انسان‌دوستی سر می‌دهند. ما کینه دنیای غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همین نکته‌ها به دست می‌آوریم. قضیه آنان قضیه دفاع از یک فرد نیست، قضیه حمایت از جریان ضد اسلامی و ضدارزشی است که بنگاه‌های صهیونیستی و انگلیس و آمریکا به راه انداخته‌اند و با حماقت و عجله خود را رو به روی همه جهان اسلام قرار داده‌اند. البته باید ببینیم که بعض دولت‌ها و حکومت‌های اسلامی چگونه با این فاجعه بزرگ برخورد می کنند. اینکه دیگر مسئله عرب و عجم و فارس و ایران نیست بلکه اهانت به مقدسات مسلمانان از صدر اسلام تاکنون و از امروز تا همیشه تاریخ است و نتیجه نفوذ بیگانگان در فرهنگ مکتب اسلام است که اگر غفلت کنیم این اوّل ماجراست و استعمار از این مارهای خطرناک و قلم به دستان اَجیر‌شده در آستین فراوان دارد. ضرورتی نیست که در چنین شرایطی ما به دنبال ایجاد روابط و مناسبات گسترده باشیم، چرا که دشمنان ممکن است تصور کنند که ما به وجود آنان چنان وابسته و علاقه‌مند شدیم که از کنار اهانت به معتقدات و مقدسات دینی خود ساکت و آرام می‌گذریم. آنان که هنوز بر این باورند و تحلیل می‌کنند که باید در سیاست و اصول و دیپلماسی خود تجدید نظر نماییم و ما خامی کرده‌ایم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم و معتقدند که شعارهای تند یا جنگ سبب بدبینی غرب و شرق نسبت به ما و نهایتاً انزوای کشور شده است و اگر ما واقع‌گرایانه عمل کنیم، آنان با ما برخورد متقابل انسانی می‌کنند و احترام متقابل به ملّت ما و اسلام و مسلمین می‌گذارند.<br>این یک نمونه است که خدا می‌خواست پس از انتشار کتاب کفرآمیز آیات شیطانی در این زمان اتفاق بیفتد و دنیای تفرعن و استکبار و بربریّت چهره واقعی خود را در دشمنی دیرینه‌اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده‌اندیشی به درآییم و همه چیز را به حساب اشتباه و سوء مدیریت و بی‌تجربگی نگذاریم و با تمام وجود درک کنیم که مسئله اشتباه ما نیست، بلکه تعمد جهان‌خواران به نابودی اسلام و مسلمین است و الاّ مسئله فردی سلمان رشدی آن‌قدر برایشان مهم نیست که همه صهیونیست‌ها و استکبار پشت سر او قرار بگیرند. روحانیون و مردم عزیز حزب‌ا... و خانواده‌های محترم شهدا حواسشان را جمع کنند که با این تحلیل‌ها و افکار نادرست خون عزیزانشان پایمال نشود. ترس من این است که تحلیل‌گران امروز، 10 سال دیگر بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتوای اسلامی و حکم اعدام سلمان رشدی مطابق اصول و قوانین دیپلماسی بوده است یا خیر؟ و نتیجه‌گیری کنند که چون بیان حکم خدا آثار و تبعاتی داشته است و بازار مشترک و کشورهای غربی علیه ما موضع گرفته‌اند، پس باید خامی نکنیم و از کنار اهانت‌کنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مکتب بگذریم! خلاصه کلام اینکه ما باید بدون توجه به غرب حیله گر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسی حاکم بر جهان در صدد تحقق فقه عملی اسلام برآییم و الاّ مادامی که فقه در کتاب‌ها و سینه علماء مستور بماند، ضرری متوجه جهان‌خواران نیست و روحانیت تا در همه مسائل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد، نمی تواند درک کند که اجتهاد مصطلح برای اداره جامعه کافی نیست. <br><br>**نبض تفکر و نیاز آینده جامعه در دست حوزه‌ها و روحانیت** <br>حوزه‌‌ها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکس‌العمل مناسب باشند. چه بسا شیوه‌های رایج اداره امور مردم در سال‌های آینده تغییر کند و جوامع بشری برای حل مشکلات خود به مسائل جدید اسلام نیاز پیدا کند. علمای بزرگوار اسلام از هم‌اکنون باید برای این موضوع فکری کنند. <br><br>**کارهای قضایی و اجرایی امری مقدس و ارزشی الهی برای روحانیت**<br>نکته آخری که توجه به آن لازم است این‌که روحانیون و علماء و طلاب باید کارهای قضایی و اجرایی را برای خود یک امر مقدس و یک ارزش الهی بدانند و برای خود شخصیت و امتیازی قائل بشوند که در حوزه ننشسته‌اند بلکه برای اجرای حکم خدا راحتی حوزه را رها کرده و مشغول به کارهای حکومت اسلامی شده‌اند. اگر طلبه‌ای منصب امامت جمعه و ارشاد مردم یا قضاوت در امور مسلمین را خالی ببیند و قدرت اداره هم در او باشد و فقط به بهانه درس و بحث مسئولیت نپذیرد و یا دلش را فقط به هوای اجتهاد و درس خوش کند، در پیشگاه خداوند بزرگ یقیناً مؤاخذه می‌شود و هرگز عذر او موجه نیست، ما اگر امروز به نظام خدمت نکنیم و استقبال بی‌سابقه مردم از روحانیت را نادیده بگیریم، هرگز فرصت و شرایط بهتر از این را نخواهیم داشت.<br><br>**سخن پایانی**<br>امیدوارم از نصایح و تذکرات مشفقانه این پدر پیر و این خدمت‌گزار حقیر خود، دل‌گیر نشده باشید و در مظان استجابت دعا با انفاس قدسیه و با دل‌های منور خود برایم دعا و طلب مغفرت نمایید. من هم از یاد و دعای خیر برای روحانیت اصیل و حوزه‌های علمی غفلت نمی‌کنم. <br>خداوندا! توان علماء و روحانیت را در خدمت به دین خود افزون نما. <br>خداوندا! حوزه‌های علمیه، این سنگرهای پاسداری از فقاهت و اسلام ناب را تا ابد پا برجا بدار. <br>خداوندا! شهدای روحانیت و حوزه‌ها را از نعم بی‌کران و رزق حضور خویش بهره‌مند فرما. <br>خداوندا! به جانبازانشان شفا مرحمت کن و به خانواده‌های شهداشان صبر و اجر مرحمت فرما. مفقودین و اسراشان را هر چه زودتر به اوطانشان برگردان. <br>خداوندا! ارزش خدمت و خدمت‌گزاری به دین خود و به مردم را در دل و دیدگان ما افزون و جاودانه نما. <br>إنک ولی النعم. والسلام علیکم و رحمه‌ا... و برکاته.<br>روح‌ا... الموسوی الخمینی<br>3 اسفند سال 1367.»

3 اسفند سال 1367، امام خمینی(ره) با صدور پیامی خطاب به روحانیون، مراجع، مدرسین، طلاب و ائمه جمعه و جماعات‏ که منشور روحانیت نام گرفت استراتژی نظام جمهوری اسلامی ایران و رسالت حوزه‏های علمیه را تعیین کردند.
متن این بیانیه تاریخی به شرح زیر است:
«...
تکریم علمای راستین
خدمت حضرات روحانیون سراسر کشور و مراجع بزرگوار اسلام و مدرسین گرام و طلاب عزیز حوزه‌های علمیه و ائمه‌ محترم جمعه و جماعات - دامت برکاتهم صلوات و سلام خدا و رسول خدا بر ارواح طیبه شهیدان خصوصاً شهدای عزیز حوزه‌ها و روحانیت.
درود بر حاملان امانت وحی و رسالت پاسداران شهیدی که ارکان عظمت و افتخار انقلاب اسلامی را بر دوش تعهد سرخ و خونین خویش حمل نموده‌اند. سلام بر حماسه سازان همیشه‌ جاوید روحانیت که رساله علمیه و عملیه خود را به دم شهادت و مرکب خون نوشته‌اند و بر منبر هدایت و وعظ و خطابه ناس از شمع حیاتشان گوهر شب‌چراغ ساخته‌اند.
افتخار و آفرین بر شهدای حوزه و روحانیت که در هنگامه نبرد رشته تعلقات درس و بحث و مدرسه را بریدند و عقال تمنیات دنیا را از پای حقیقت علم برگرفتند و سبک‌بالان به میهمانی عرشیان رفتند و در مجمع ملکوتیان شعر حضور سروده‌اند.
سلام بر آنان که تا کشف حقیقت تفقه به پیش تاختند و برای قوم و ملّت خود منذران صادقی شدند که بند‌بند حدیث صداقتشان را قطرات خون و قطعات پاره‌پاره پیکرشان گواهی کرده است و حقاً از روحانیت راستین اسلام و تشیع جز این انتظاری نمی‌رود که در دعوت به حق و راه خونین مبارزه مردم خود، اولین قربانی‌ها را بدهد و مهر ختام دفترش شهادت باشد. آنان که حلقه ذکر عارفان و دعای سحر مناجاتیان حوزه‌ها و روحانیت را درک کرده‌اند در خلسه حضورشان آرزویی جز شهادت ندیده‌اند و آنان از عطایای حضرت حق در میهمانی خلوص و تقرب جز عطیه شهادت نخواسته‌اند. البته همه مشتاقان و طالبان هم به مراد شهادت نرسیده‌اند.
یکی چون من عمری در ظلمات حصارها و حجاب‌ها مانده است و در خانه عمل و زندگی جز ورق و کتاب منیت نمی‌یابد و دیگری در اوّل شب یلدای زندگی سینه سیاه هوس‌ها را دریده است و با سپیده سحر عشق عقد وصال و شهادت بسته است. و حال من غافل که هنوز از کتم عدم‌ها به وجود نیامده‌ام، چگونه از وصف قافله سالاران وجود وصفی کنم؟ من و امثال من از این قافله فقط بانگ جرسی می‌شنویم، بگذارم و بگذرم.

نقش حوزه‌های علمیه و علمای متعهد در طول تاریخ اسلام و تشیع
تردیدی نیست که حوزه‌های علمیه و علمای متعهد مهم‌ترین پایگاه محکم اسلام در برابر حملات و انحرافات و کجروی‌ها بوده‌اند. علمای بزرگ اسلام در همه عمر خود تلاش نموده‌اند تا مسائل حلال و حرام الهی را بدون دخل و تصرف ترویج نمایند.
اگر فقهای عزیز نبودند، معلوم نبود امروز چه علومی به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بیت علیهم السلام به خورد توده‌ها داده بودند. جمع‌آوری و نگهداری علوم قرآن و اسلام و آثار و احادیث پیامبر بزرگوار و سنت و سیره معصومین علیهم السلام و ثبت و تبویب و تنقیح آنان در شرایطی که امکانات بسیار کم بوده است و سلاطین و ستمگران در محو آثار رسالت همه امکانات خود را به کار می‌گرفتند، کار آسانی نبوده است که بحمدا... امروز نتیجه آن زحمات را در آثار و کتب با برکتی همچون کتب اربعه و کتاب‌های دیگر متقدمین و متأخرین از فقه و فلسفه، ریاضیات و نجوم و اصول و کلام و حدیث و رجال، تفسیر و ادب و عرفان و لغت و تمامی رشته‌های متنوع علوم مشاهده می‌کنیم. اگر ما نام این‌همه زحمت و مرارت را جهاد فی سبیل اللّه نگذاریم، چه باید بگذاریم؟
در بعد خدمات علمی حوزه‌های علمیه سخن بسیار است که ذکر آن در این مختصر نمی‌گنجد. بحمدا... حوزه‌ها از نظر منابع و شیوه‌های بحث و اجتهاد، غنی و دارای ابتکار است. تصور نمی‌کنم برای بررسی عمیق همه‌ جانبه علوم اسلامی طریقه‌ای مناسب‌تر از شیوه علمای سلف یافت شود. تاریخ بیش از هزار ساله تحقیق و تتبع علمای راستین اسلام گواه بر ادعای ما در راه بارور ساختن نهال مقدس اسلام است.

خون گلگون فقهاء بر دیوارهای فیضیه تا خطوط مقدم جبهه‌ها و میادین مین
صدها سال است که روحانیت اسلام تکیه‌گاه محرومان بوده است، همیشه مستضعفان از کوثر زلال معرفت فقهای بزرگوار سیراب شده‌اند. از مجاهدات علمی و فرهنگی آنان که به حق از جهاتی افضل از دماء شهیدان است که بگذریم، آنان در هر عصری از اعصار برای دفاع از مقدسات دینی و میهنی خود مرارت ها و تلخی‌هایی متحمل شده‌اند و همراه با تحمل اسارت‌ها و تبعیدها، زندان‌ها و اذیت و آزارها و زخم زبان‌ها، شهدای گران‌قدری را به پیشگاه مقدس حق تقدیم نموده‌اند. شهدای روحانیت منحصر به شهدای مبارزه و جنگ در ایران نیستند، یقیناً رقم شهدای گمنام حوزه‌ها و روحانیت که در مسیر نشر معارف و احکام الهی به دست مزدوران و نامردمان، غریبانه جان باخته‌اند زیاد است.
در هر نهضت و انقلاب الهی و مردمی، علمای اسلام اوّلین کسانی بوده‌اند که بر تارک جبین‌شان خون و شهادت نقش بسته است. کدام انقلاب مردمی - اسلامی را سراغ کنیم که در آن حوزه و روحانیت پیش‌کسوت شهادت نبوده‌اند و بر بالای دار نرفته‌اند و اجساد مطهرشان بر سنگ‌فرش‌های حوادث خونین به شهادت نایستاده است؟
در 15خرداد و در حوادث قبل و بعد از پیروزی، شهدای اوّلین، از کدام قشر بوده‌اند؟ خدا را سپاس می‌گزاریم که از دیوارهای فیضیه گرفته تا سلول‌های مخوف و انفرادی رژیم شاه و از کوچه و خیابان تا مسجد و محراب امامت جمعه و جماعات و از دفاتر کار و محل خدمت تا خطوط مقدم جبهه‌ها و میادین مین، خون پاک شهدای حوزه و روحانیت افق فقاهت را گلگون کرده است و در پایان افتخارآمیز جنگ تحمیلی نیز رقم شهداء و جانبازان و مفقودین حوزه‌ها نسبت به قشرهای دیگر زیادتر است. بیش از 2 هزار و 500 نفر از طلاب علوم دینیه در سراسر ایران در جنگ تحمیلی شهید شده‌اند و این رقم نشان می‌دهد که روحانیت برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی ایران تا چه حد مهیا بوده است.

خشم جهان‌خواران علیه روحانیون پاک‌باخته
امروز نیز همچون گذشته شکارچیان استعمار در سرتاسر جهان از مصر و پاکستان و افغانستان و لبنان و عراق و حجاز و ایران و اراضی اشغالی به سراغ شیردلان روحانیت مخالف شرق و غرب و متکی به اصول اسلام ناب محمدی صلی ا... علیه و آله و سلم رفته‌اند و از این پس نیز جهان اسلام هر از چند گاه شاهد انفجار خشم جهان‌خواران علیه یک روحانی پاک‌باخته است.
علمای اصیل اسلام هرگز زیر بار سرمایه‌داران و پول‌پرستان و خوانین نرفته‌اند و همواره این شرافت را برای خود حفظ کرده‌اند و این ظلم فاحشی است که کسی بگوید دست روحانیت اصیل طرفدار اسلام ناب محمدی با سرمایه‌داران در یک کاسه است. و خداوند کسانی را که این‌گونه تبلیغ کرده و یا چنین فکر می‌کنند، نمی‌بخشد.
روحانیت متعهد، به خون سرمایه‌داران زالو‌صفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتی نداشته و نخواهد داشت. آن‌ها با زهد و تقوا و ریاضت درس خوانده‌اند و پس از کسب مقامات علمی و معنوی نیز به همان شیوه زاهدانه و با فقر و تهیدستی و عدم تعلق به تجملات دنیا زندگی کرده اند و هرگز زیر بار منت و ذلت نرفته‌اند. دقت و مطالعه در زندگی علمای سلف، حکایت از فقر و نهایتاً روح پرفتوت آنان برای کسب معارف می‌کند که چگونه در پرتو نور شمع و شعاع قمر تحصیل کرده‌اند و با قناعت و بزرگو‌اری زیستند. در ترویج روحانیت و فقاهت نه زور سر نیزه بوده است، نه سرمایه پول‌پرستان و ثروت‌مندان، بلکه هنر و صداقت و تعهد خود آنان بوده است که مردم آنان را برگزیده‌اند.

علّت مخالفت روحانیون با برخی مظاهر تمدن
مخالفت روحانیون با بعضی از مظاهر تمدن در گذشته صرفاً به جهت ترس از نفوذ اجانب بوده است. احساس خطر از گسترش فرهنگ اجنبی، خصوصاً فرهنگ مبتذل غرب موجب شده بود که آنان با اختراعات و پدیده‌ها برخورد احتیاط‌ آ‌میز کنند. علمای راستین از بس که دروغ و فریب از جهان‌خواران دیده بودند، به هیچ چیزی اطمینان نمی‌کردند و ابزاری از قبیل رادیو و تلویزیون در نزدشان مقدمه ورود استعمار بود، لذا گاهی حکم به منع استفاده از آن‌ها را می‌دادند. آیا رادیو و تلویزیون در کشورهایی چون ایران وسایلی نبودند تا فرهنگ غرب را به ارمغان آورند؟ و آیا رژیم گذشته از رادیو و تلویزیون برای بی‌اعتبار کردن عقاید مذهبی و نادیده گرفتن آداب و رسوم ملی استفاده نمی‌نمود؟
به هر حال خصوصیات بزرگی چون قناعت و شجاعت و صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگی به قدرت‌ها و مهم‌تر از همه احساس مسئولیت در برابر توده‌ها، روحانیت را زنده و پایدار و محبوب ساخته است و چه عزتی بالاتر از اینکه روحانیت با کمی امکانات، تفکر اسلام ناب را بر سرزمین افکار و اندیشه مسلمانان جاری ساخته است و نهال مقدس فقاهت در گلستان حیات و معنویت هزاران محقق به شکوفه نشسته است. راستی اگر کسی فکر کند که استعمار، روحانیت را با این‌همه مجد و عظمت و نفوذ تعقیب نکرده و نمی‌کند، ساده‌اندیشی نیست؟
مسئله کتاب آیات شیطانی کاری حساب شده برای زدن ریشه دین و دین‌داری و در رأس آن اسلام و روحانیت است. یقیناً اگر جهان‌خواران می‌توانستند، ریشه و نام روحانیت را می‌سوختند ولی خداوند همواره حافظ و نگهبان این مشعل مقدس بوده است و إن‌شاءا... از این پس نیز خواهد بود، به شرط آن‌که حیله و مکر و فریب جهان‌خواران را بشناسیم.

خطر تحجرگرایان و مقدس‌نمایان احمق در حوزه‌های علمیه
البته بدان معنا نیست که ما از همه روحانیون دفاع کنیم، چرا که روحانیون وابسته و مقدس‌نما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند. در حوزه‌های علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعّالیت دارند. امروز عده‌ای با ژست تقدس‌مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می‌زنند که گویی وظیفه‌ای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس‌نمایان احمق در حوزه‌های علمیه کم نیست.

هشدار امام(ره)؛ مراقب مروجین اسلام آمریکایی باشید
طلاب عزیز لحظه‌ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند، این‌ها مروج اسلام آمریکایی‌اند و دشمن رسول ا... آیا در مقابل این افعی‌ها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟

راه‌های ضربه زدن مستکبرین به حوزه‌های علمیه
استکبار وقتی که از نابودی مطلق روحانیت و حوزه‌ها مأیوس شد، 2 راه برای ضربه ‌زدن انتخاب نمود، یکی راه ارعاب و زور و دیگری راه خدعه و نفوذ در قرن معاصر. وقتی حربه ارعاب و تهدید چندان کارگر نشد، راه‌های نفوذ تقویت گردید.
اوّلین و مهم‌ترین حرکت، القای شعار جدایی دین از سیاست است که متأسفانه این حربه در حوزه و روحانیت تا اندازه‌ای کارگر شده است تا جایی که دخالت در سیاست دون شأن فقیه و ورود در معرکه سیاسیون تهمت وابستگی به اجانب را به همراه می‌آورد، یقیناً روحانیون مجاهد از نفوذ بیشتر زخم برداشته‌اند. گمان نکنید که تهمت وابستگی و افترای بی‌دینی را تنها اغیار به روحانیت زده است، هرگز، ضربات روحانیت ناآگاه و آگاه وابسته، به مراتب کاری‌تر از اغیار بوده و هست. در شروع مبارزات اسلامی اگر می‌خواستی بگویی شاه خائن است، بلافاصله جواب می‌شنیدی که شاه شیعه است! عده‌ای مقدس‌نمای واپسگرا همه چیز را حرام می‌دانستند و هیچ‌کس قدرت این را نداشت که در مقابل آن‌ها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی‌های دیگران نخورده است.
وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست «و» حکومت دخالت نماید، حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد. به زعم بعض افراد، روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد و الا عالم سیاس و روحانی کاردان و زیرک، کاسه‌ای زیر نیم کاسه داشت. و این از مسائل رایج حوزه‌ها بود که هر کس کج راه می‌رفت متدین‌تر بود. یاد‌گرفتن زبان خارجی، کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرک به‌شمار می‌رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفی از کوزه‌ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه می‌گفتم. تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می‌یافت، وضع روحانیت و حوزه‌ها، وضع کلیساهای قرون وسطی می‌شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه‌ها را حفظ نمود.

خطر سرایت لایه‌های تفکر اهل جمود به طلاب جوان
علمای دین باور در همین حوزه‌ها تربیت شدند و صفوف خویش را از دیگران جدا کردند. قیام بزرگ اسلامی‌مان نشأت گرفته از همین بارقه است. البته هنوز حوزه‌ها به هر 2 تفکر آمیخته‌اند و باید مراقب بود که تفکر جدایی دین از سیاست از لایه‌های تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند و یکی از مسائلی که باید برای طلاب جوان ترسیم شود، همین قضیه است که چگونه در دوران وانفسای نفوذ مقدسین نافهم و ساده‌لوحان بی‌سواد، عده ای کمر همت بسته‌اند و برای نجات اسلام و حوزه و روحانیت از جان و آبرو سرمایه گذاشته‌اند. اوضاع مثل امروز نبود، هر کس صد در‌ صد معتقد به مبارزه نبود زیر فشارها و تهدیدهای مقدس‌نماها از میدان به ‌در می‌رفت، ترویج تفکر شاه سایه خداست و یا با گوشت و پوست نمی‌توان در مقابل توپ و تانک ایستاد و این‌که ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسی می‌دهد و از همه شکننده‌تر، شعار گمراه‌ کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان علیه السلام باطل است و هزاران إن قُلت دیگر، مشکلات بزرگ و جان‌فرسایی بودند که نمی‌شد با نصیحت و مبارزه منفی و تبلیغات جلوی آن‌ها را گرفت، تنها راه حل، مبارزه و ایثار خون بود که خداوند وسیله‌اش را آماده نمود. علماء و روحانیت متعهد سینه را برای مقابله با هر تیر زهرآگینی که به طرف اسلام شلیک می‌شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند.

رقم خوردن اوّلین فصل خونین مبارزه در 15 خرداد سال 42
اوّلین و مهم‌ترین فصل خونین مبارزه در عاشورای 15 خرداد رقم خورد. در 15خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان می‌نمود. بلکه علاوه بر آن از داخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس‌مآبی و تحجر بود، گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید. در آن زمان روزی نبود که حادثه‌ای نباشد، ایادی پنهان و آشکار آمریکا و شاه به شایعات و تهمت‌ها متوسل شدند حتی نسبت تارک الصلوه و کمونیست و عامل انگلیس به افرادی که هدایت مبارزه را به عهده داشتند، می‌دادند. واقعاً روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون می‌گریست که چگونه آمریکا و نوکرش پهلوی می‌خواهند ریشه دیانت و اسلام را برکنند و عده‌ای روحانی مقدس‌نمای ناآگاه یا بازی‌خورده و عده‌ای وابسته که چهره‌شان بعد از پیروزی روشن گشت، مسیر این خیانت بزرگ را هموار می‌نمودند. آن‌قدر که اسلام از این مقدسین روحانی‌نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین علیه السلام که در تاریخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ذائقه ها را بیش از این تلخ نکنم.

تغییر شیوه مقدس‌مآبان و دین‌فروشان
ولی طلاب جوان باید بدانند که پرونده تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه مقدس‌مآبی و دین‌فروشی عوض شده است. شکست خوردگان دیروز، سیاست‌بازان امروز شده‌اند. آن‌ها که به خود اجازه ورود در امور سیاست را نمی‌دادند، پشتیبان کسانی شدند که تا براندازی نظام و کودتا جلو رفته بودند. غائله قم و تبریز با هماهنگی چپی‌ها و سلطنت‌طلبان و تجزیه‌طلبان کردستان تنها یک نمونه است که می‌توانیم ابراز کنیم که در آن حادثه ناکام شدند ولی دست برنداشتند و از کودتای نوژه سر در آوردند، باز خدا رسوایشان ساخت. دسته‌ای دیگر از روحانی‌نماهایی که قبل از انقلاب، دین را از سیاست جدا می‌دانستند و سر به آستانه دربار می‌ساییدند، یک‌مرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفی که برای اسلام آن ‌همه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. دیروز مقدس‌نماهای بی‌شعور می‌گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است، امروز می‌گویند مسئولین نظام کمونیست شده‌اند! تا دیروز مشروب‌فروشی و فساد و فحشاء و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان ارواحنا فداه را مفید و راه‌گشا می‌دانستند، امروز از اینکه در گوشه‌ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ می‌دهد، فریاد وا اسلاما سر می‌دهند!
دیروز حجتیه‌ای‌ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی‌تر از انقلابیون شده‌اند! ولایتی‌های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته‌اند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‌اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می‌خورند! راستی اتهام آمریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام‌ها و حرام کردن حلال‌ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می‌شود؟ از آدم‌های لامذهب یا از مقدس‌نماهای متحجر و بی‌شعور؟! فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعن‌ها و کنایه‌ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ کار عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهی؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است. همه این‌ها نتیجه نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه‌هاست، و برخورد واقعی هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است. از یک طرف وظیفه تبیین حقایق و واقعیات و اجرای حق و عدالت در حد توان و از طرف دیگر مراقبت از نیفتادن سوژه‌ای به دست دشمنان کار آسانی نیست.

عدم تفاوت بین روحانیون و عوام در ایران
با این‌که در کشور ما در اجرای عدالت بین روحانی و غیر آن امتیازی نیست، ولی وقتی با متخلفی از روحانیت خوش‌سابقه یا بدسابقه برخورد شرعی و قانونی و جدی می‌شود، فوراً باندها فریاد می‌زنند که چه نشسته‌اید، جمهوری اسلامی می‌خواهد آبروی روحانیت را ببرد. اگر احیاناً کسی مستحق عفو بوده و بخشیده شود، تبلیغ می‌کنند که نظام به روحانیت امتیاز بی‌جا می‌دهد. مردم عزیز ایران باید مواظب باشند که دشمنان از برخورد قاطع نظام با متخلفین از به اصطلاح روحانیون سوءاستفاده نکنند و با موج‌آفرینی و تبلیغات اذهان را نسبت به روحانیون متعهد بدبین ننمایند و این را دلیل عدالت نظام بدانند که امتیازی برای هیچ‌کس قائل نیست و خدا می‌داند که شخصاً برای خود ذره‌ای مصونیت و حق و امتیاز قائل نیستم. اگر تخلفی از من هم سر زند مهیای مؤاخذه‌ام. حال بحث این است که برای جلوگیری از تکرار آن حوادث تلخ و رسیدن به اطمینان از قطع نفوذ بیگانگان در حوزه‌ها چه باید کرد؟ گر چه کار مشکل است ولی چاره چیست؟ باید فکری کرد. اوّلین وظیفه شرعی و الهی آن است که اتحاد و یک‌پارچگی طلاب و روحانیت انقلابی حفظ شود وگرنه شب تاریک در پیش است و بیم موج و گردابی چنین هایل.
امروز هیچ دلیل شرعی و عقلی وجود ندارد که اختلاف سلیقه‌ها و برداشت‌ها و حتی ضعف مدیریت‌ها دلیل به هم خوردن الفت و وحدت طلاب و علمای متعهد گردد. ممکن است هر کس در فضای ذهن و ایده‌های خود نسبت به عملکردها و مدیریت‌ها و سلیقه‌های دیگران و مسئولین انتقادی داشته باشد، ولی لحن و تعابیر نباید افکار جامعه و آیندگان را از مسیر شناخت دشمنان واقعی و ابرقدرت‌ها که همه مشکلات و نارسایی‌ها از آنان سرچشمه گرفته است، به طرف مسائل فرعی منحرف کند و خدای ناکرده همه ضعف‌ها و مشکلات به حساب مدیریت و مسئولین گذاشته شود و از آن تفسیر انحصارطلبی گردد که این عمل کاملاً غیر منصفانه است و اعتبار مسئولین نظام را از بین می‌برد و زمینه را برای ورود بی‌تفاوتها و بی‌دردها به صحنه انقلاب آماده می‌کند.

دفاع از عملکرد نظام و جنگ
من امروز بر این عقیده‌ام که مقتدرترین افراد در مصاف با آن ‌همه توطئه‌ها و خصومت‌ها و جنگ ‌افروزی‌هایی که در جهان علیه انقلاب اسلامی است، معلوم نبود موفقیت بیشتری از افراد موجود به دست می‌آوردند.
در یک تحلیل منصفانه از حوادث انقلاب خصوصاً از حوادث 10 سال پس از پیروزی باید عرض کنم که انقلاب اسلامی ایران در اکثر اهداف و زمینه‌ها موفق بوده است و به یاری خداوند بزرگ در هیچ زمینه‌ای مغلوب و شکست خورده نیستیم، حتی در جنگ پیروزی از آن ملّت ما گردید و دشمنان در تحمیل آن ‌همه خسارات چیزی به دست نیاوردند. البته اگر همه علل و اسباب را در اختیار داشتیم در جنگ به اهداف بلندتر و بالاتری می‌نگریستیم و می‌رسیدیم ولی این بدان معنا نیست که در هدف اساسی خود که همان دفع تجاوز و اثبات صلابت اسلام بود مغلوب خصم شده‌ایم.

برکات جنگ تحمیلی
هر روز ما در جنگ برکتی داشته‌ایم که در همه صحنه‌ها از آن بهره جسته‌ایم. ما انقلاب‌مان را در جنگ به جهان صادر نموده‌ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‌ایم، ما در جنگ، پرده از چهره تزویر جهان‌خواران کنار زدیم، ما در جنگ، دوستان و دشمنان‌مان را شناخته‌ایم، ما در جنگ به این نتیجه رسیده‌ایم که باید روی پای خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت 2 ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم، ما در جنگ ریشه‌های انقلاب پر بار اسلامی‌مان را محکم کردیم، ما در جنگ حس برادری و وطن‌دوستی را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامی قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها سالیان سال می‌توان مبارزه کرد، جنگ ما کمک به افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد که تمامی سردمداران نظام‌های فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت کنند، جنگ ما بیداری پاکستان و هندوستان را به دنبال داشت، تنها در جنگ بود که صنایع نظامی ما از رشد آن‌چنانی برخوردار شد و از همه این‌ها مهم‌تر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت. همه این‌ها از برکت خون‌های پاک شهدای عزیز 8 سال نبرد بود، همه این‌ها از تلاش مادران و پدران و مردم عزیز ایران در 10 سال مبارزه با آمریکا و غرب و شوروی و شرق نشأت گرفت.
جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام‌شدنی نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد. چه کوته‌ نظرند آن‌هایی که خیال می‌کنند چون ما در جبهه به آرمان نهایی نرسیده‌ایم، پس شهادت و رشادت و ایثار و از خودگذشتگی و صلابت بی‌فایده است! درحالی که صدای اسلام‌خواهی آفریقا از جنگ 8 ساله ماست. علاقه به اسلام‌شناسی مردم در آمریکا و اروپا و آسیا و آفریقا یعنی در کل جهان از جنگ 8 ساله ماست.

تکریم خانواده شهداء
من در این‌جا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهداء و جانبازان به خاطر تحلیل‌های غلط این روزها رسماً معذرت می‌خواهم و از خداوند می‌خواهم مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد.

همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه‌ایم نه مأمور به نتیجه
ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کرده‌ایم که ما برای ادای تکلیف جنگیده‌ایم و نتیجه فرع آن بوده است. ملّت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود. و خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید ننمودند، آن ساعتی هم که مصلحت بقای انقلاب را در قبول قطعنامه دید و گردن نهاد، باز به وظیفه خود عمل کرده است، آیا از اینکه به وظیفه خود عمل کرده است نگران باشد؟ نباید برای رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهار نظرها و ابراز عقیده‌ها به گونه‌ای غلط عمل کنیم که حزب‌ا... عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولی‌اش عدول می‌کند. تحلیل این مطلب که جمهوری اسلامی ایران چیزی به دست نیاورده و یا ناموفق بوده است، آیا جز به سستی نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمی‌شود؟! تأخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمی‌شود که ما از اصول خود عدول کنیم. همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه‌ایم نه مأمور به نتیجه. اگر همه انبیاء و معصومین علیهم السلام در زمان و مکان خود مکلف به نتیجه بودند، هرگز نمی‌بایست از فضای بیشتر از توانایی عمل خود فراتر بروند و سخن بگویند و از اهداف کلی و بلند مدتی که هرگز در حیات ظاهری آنان جامه عمل نپوشیده است ذکری به میان آورند.

موفقیت در عمل به شعار
در حالی که به لطف خداوند بزرگ، ملّت ما توانسته است در اکثر زمینه‌هایی که شعار داده است به موفقیت نایل شود. ما شعار سرنگونی رژیم شاه را در عمل نظاره کرده‌ایم، ما شعار آزادی و استقلال را به عمل خود زینت بخشیده‌ایم، ما شعار مرگ بر آمریکا را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمانان در تسخیر لانه فساد و جاسوسی آمریکا تماشا کرده‌ایم، ما همه شعارهای‌مان را با عمل محک زده‌ایم. البته معترفیم که در مسیر عمل، موانع زیادی به وجود آمده است که مجبور شده‌ایم روش‌ها و تاکتیک‌ها را عوض نماییم. ما چرا خودمان و ملّت و مسئولین کشورمان را دست کم بگیریم و همه عقل و تدبیر امور را در تفکر دیگران خلاصه کنیم؟

هشدار امام(ره) به طلاب
من به طلاب عزیز هشدار می‌دهم که علاوه بر این‌که باید مواظب القائات روحانی‌نماها و مقدس‌مآب‌ها باشند، از تجربه تلخ روی کار آمدن انقلابی‌نماها و به ظاهر عقلای قوم که هرگز با اصول و اهداف روحانیت آشتی نکرده‌اند عبرت بگیرند که مبادا گذشته تفکر و خیانت آنان فراموش و دلسوزی‌های بی‌مورد و ساده‌اندیشی‌ها سبب مراجعت آنان به پست‌های کلیدی و سرنوشت‌ساز نظام شود.

سپردن پست‌ها و امور مهم کشور به لبیرال‌ها اشتباه بود
من امروز بعد از 10 سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف می‌کنم که بعض تصمیمات اوّل انقلاب در سپردن پست‌ها و امور مهمّه کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشته‌اند، اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن، به راحتی از میان نمی‌رود؛ گرچه در آن موقع هم من شخصاً مایل به روی کار آمدن آنان نبودم ولی با صلاحدید و تأیید دوستان قبول نمودم و الان هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمامی اصولش و هر حرکت به سوی آمریکای جهان‌خوار قناعت نمی‌کنند، در حالی که در کارهای دیگر نیز جز حرف و ادعا هنری ندارند. امروز هیچ تأسفی نمی‌خوریم که آنان در کنار ما نیستند چرا که از اوّل هم نبوده‌اند.

عدم بدهکاری انقلاب به هیچ گروهی
انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروه‌ها و لیبرال‌ها می خوریم، آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلب‌کاری آنان از همه اصول، که چرا مرگ بر آمریکا گفتید! چرا جنگ کردید! چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جاری می‌کنید؟ چرا شعار نه شرقی و نه غربی داده‌اید؟ چرا لانه جاسوسی را اشغال کرده‌ایم و صدها چرای دیگر.

عدم تأثیر پذیری از لیبرال‌ها و منافقین
و نکته مهم در این رابطه اینکه نباید تحت تاثیر ترحم‌های بی‌جا و بی‌مورد نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام، به گونه‌ای تبلیغ کنیم که احکام خدا و حدود الهی زیر سؤال بروند. من بعض از این موارد را نه تنها به سود کشور نمی‌دانم که معتقدم دشمنان از آن بهره می‌برند، من به آن‌هایی که دستشان به رادیو - تلویزیون و مطبوعات می‌رسد و چه بسا حرف‌های دیگران را می‌زنند صریحاً اعلام می‌کنم: تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرال‌ها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بی‌پناه را از بین ببرند، تا من هستم از اصول نه شرقی و نه غربی عدول نخواهم کرد، تا من هستم دست ایادی آمریکا و شوروی را در تمام زمینه‌ها کوتاه می‌کنم و اطمینان کامل دارم که تمامی مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامی خود هستند که علاوه بر ده‌ها و صدها صحنه اعلام حضور و آمادگی خود امسال نیز در راهپیمایی 22 بهمن حقیقت آمادگی کامل خویش را به جهانیان نشان دادند و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفت زده کردند که تا کجا حاضر به فداکاری‌اند. من در این‌جا خود را شرمنده و کوچک‌تر از آن می‌دانم که زبان به وصف و تقدیر از آنان بگشایم. خداوند پاداش عظیم این ‌همه اخلاص و رشد و بندگی را خواهد داد ولی به آنان که ناآگاهانه مردم شریف و عزیز ما را متهم به رویگردانی از اصول و انقلاب و روحانیت می‌کنند سفارش و نصیحت می‌کنم که در گفتار و کلمات و نوشته‌ها با دقت و مطالعه عمل کنند و برداشت‌ها و تصورات نابه‌جای خود را به حساب انقلاب و مردم نگذارند.

پرهیز از اختلاف و تجزیه روحانیت
مسئله دیگر این‌که امروز مقابله و تجزیه روحانیت انقلابی به سود کیست؟ دشمنان از دیرباز برای اختلاف‌افکنی میان روحانیون آماده شده‌اند. غفلت از آن، همه چیز را بر باد می‌دهد. حال اختلاف به هر شکلی باشد، بدبینی شدید نسبت به مسئولین بالا باشد یا مرزبندی فقه سنتی و پویا و امثال آن. اگر طلاب و مدرسین حوزه علمیه با یکدیگر هماهنگ نباشند، نمی‌توان پیش‌بینی نمود که موفقیت از آن کیست و اگر بر فرض محال حاکمیت فکری از آن روحانی‌نماها و متحجرین گردد روحانیت انقلابی جواب خدا و مردم را چه می‌دهد. إن‌شاءا... در بین جامعه مدرسین و طلاب انقلابی اختلافی نیست، اگر باشد بر سر چیست؟ بر سر اصول یا بر سر سلیقه‌ها؟ آیا مدرسین محترم که ستون محکم انقلاب در حوزه های علمیه بوده‌اند – نعوذبا... - به اسلام و انقلاب و مردم پشت کرده‌اند؟ مگر همان‌ها نبودند که در کوران مبارزه حکم به غیرقانونی بودن سلطنت دادند؟ مگر همان‌ها نبودند که وقتی یک روحانی به ظاهر در منصب مرجعیت از اسلام و انقلاب فاصله گرفت، او را به مردم معرفی کردند؟ آیا مدرسین عزیز از جبهه و رزمندگان پشتیبانی ننمودند؟ اگر خدای ناکرده این‌ها شکسته شوند چه نیرویی جای آنان را خواهد گرفت؟ و آیا ایادی استکبار، روحانی‌نماهایی را که تا حد مرجعیت تقویت نموده است، فرد دیگری را بر حوزه‌ها حاکم نمی‌کنند؟ و یا آن‌ها که در توفان 15 سال مبارزه قبل از انقلاب و 10 سال حوادث کمرشکن بعد از انقلاب نه غصه مبارزه و نه غم جنگ و اداره کشور را خورده‌اند و نه از شهادت عزیزان متأثر شده‌اند و با خیالی راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده‌اند می‌توانند در آینده پشتوانه انقلاب اسلامی باشند؟
راستی شکست هر جناحی از علماء و طلاب انقلابی و روحانیون و روحانیت مبارز و جامعه مدرسین، پیروزی چه جناحی و چه جریانی را تضمین می کند؟ جناحی که پیروز شود یقیناً روحانیت نیست و اگر آن جناح الزاماً به روحانیت رو آورد، راستی به سراغ کدام قشر و تفکر از روحانیت می‌رود؟ خلاصه اختلاف به هر شکلی کوبنده است. وقتی نیروهای مؤمن به انقلاب حتی به اسم فقه سنتی و فقه پویا به مرز جبهه‌بندی برسند، آغاز باز شدن راه استفاده دشمنان خواهد بود. جبهه‌بندی نهایتاً معارضه پیش می‌آورد. هر جناح برای حذف و طرد طرف مقابل خود واژه و شعاری انتخاب می‌کند، یکی متهم به طرفداری از سرمایه‌داری و دیگری متهم به التقاطی می‌شود که من برای حفظ اعتدال جناح‌ها همیشه تذکرات تلخ و شیرینی داده‌ام، چرا که همه را فرزندان و عزیزان خود می‌دانم البته هیچ‌گاه نگران مباحثات تند طلبگی در فروع و اصول فقه نبوده‌ام ولی نگران تقابل و تعارض جناح‌های مؤمن به انقلابم که مبادا منتهی به تقویت جناح رفاه‌ طلب بی‌درد و نِق ‌زن گردد. نتیجه می‌گیرم که اگر روحانیون طرفدار اسلام ناب و انقلاب دیر بجنبند ابرقدرت‌ها و نوکرانشان مسائل را به نفع خود خاتمه می‌دهند. جامعه مدرسین باید طلاب عزیز انقلابی و زحمت کشیده و کتک ‌خورده و جبهه رفته را از خود بدانند. حتماً با آنان جلسه بگذارند و از طرح‌ها و نظریات آنان استقبال نمایند و طلاب انقلابی هم مدرسین عزیز طرفدار انقلاب را محترم بشمارند و با دیده احترام به آنان بنگرند و در مقابل طیف بی‌عرضه و فرصت‌طلب و نِق‌ زن ید واحده باشند و خود را برای ایثار و شهادت در راه هدایت مردم آماده‌تر کنند، حال جامعه و مردم، طالب حقیقت باشند مثل زمان ما که حقاً مردم بیشتر از آنچه که ما فکر می‌کنیم وفادار به روحانیت بوده و خواهند بود، یا نباشند مثل زمان معصومین علیهم السلام.

علّت تبلیغ بر علیه روحانیت
امّا مردم شریف ایران توجه داشته باشند که نوعاً تبلیغاتی که علیه روحانیت انجام می‌پذیرد به منظور نابودی روحانیت انقلاب است، ایادی شیطان در تنگناها و سختی‌ها به سراغ مردم می‌روند که بگویند روحانیت مسبب مشکلات و نارسایی‌هاست، آن هم کدام روحانی، روحانی بی‌درد و بی‌مسئولیت نه، بلکه روحانیتی که در همه حوادث جلوتر از دیگران در معرض خطر بوده است. کسی مدعی آن نیست که مردم و پابرهنه‌ها مشکلی ندارند و همه امکانات در اختیار مردم است. مسلم آثار 10 سال محاصره و جنگ و انقلاب در همه جا ظاهر می‌شود و کمبودها و نیازها رخ می‌نماید ولی من با یقین شهادت می‌دهم که اگر افرادی غیر از روحانیت جلودار حرکت انقلاب و تصمیمات بودند امروز جز ننگ و ذلت و عار در برابر آمریکا و جهان‌خواران و جز عدول از همه معتقدات اسلامی و انقلابی چیزی برایمان نمانده بود. لازم به یادآوری است که ذکر شمه‌ای از وقایع انقلاب و روحانیت به معنای آن نیست که طلاب و روحانیون عزیز در فردای این نوشته حرکت تند و انقلابی بنمایند بلکه هدف، علم و آگاهی به نکته‌هاست که در انتخاب مسیر با بصیرت حرکت کنند و خطرها و گذرها و کمینگاه‌ها را بهتر بشناسند.

اعتقاد به فقه سنتی
امّا در مورد دروس تحصیل و تحقیق حوزه‌ها، این‌جانب معتقد به فقه سنتی و اجتهاد جواهری هستم و تخلف از آن را جایز نمی‌دانم. اجتهاد به همان سبک صحیح است ولی این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست، زمان و مکان 2 عنصر تعیین کننده در اجتهادند. مسئله‌ای که در قدیم دارای حکمی بوده است به ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدی پیدا کند، بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی همان موضوع اوّل که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است، واقعاً موضوع جدیدی شده است که قهراً حکم جدیدی می‌طلبد.

از ویژگی‌های یک مجتهد جامع احاطه به مسائل زمان خود است
مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. برای مردم و جوانان و حتی عوام هم قابل قبول نیست که مرجع و مجتهدش بگوید من در مسائل سیاسی اظهارنظر نمی‌کنم. آشنایی به روش برخورد با حیله‌ها و تزویرهای فرهنگ حاکم بر جهان، داشتن بصیرت و دید اقتصادی، اطلاع از کیفیت برخورد با اقتصاد حاکم بر جهان، شناخت سیاست‌ها و حتی سیاسیون و فرمول‌های دیکته شده آنان و درک موقعیت و نقاط قوت و ضعف 2 قطب سرمایه‌داری و کمونیزم که در حقیقت استراتژی حکومت بر جهان را ترسیم می‌کنند، از ویژگی‌های یک مجتهد جامع است.
یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه بزرگ اسلامی و حتی غیراسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خور شأن مجتهد است واقعاً مدیر و مدبر باشد. حکومت در نظر مجتهد واقعی فلسفه عملی تمامی فقه در تمامی زوایای زندگی بشریت است، حکومت نشان ‌دهنده جنبه عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی و فرهنگی است، فقه، تئوری واقعی و کامل اداره انسان از گهواره تاگور است. هدف اساسی این است که ما چگونه می‌خواهیم اصول محکم فقه را در عمل فرد و جامعه پیاده کنیم و بتوانیم برای معضلات جواب داشته باشیم و همه ترس استکبار از همین مسئله است که فقه و اجتهاد جنبه عینی و عملی پیدا کند و قدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد.

اهانت به مقدسات مسلمانان از صدر اسلام تاکنون
راستی به چه علّت است که در پی اعلام حکم شرعی و اسلامی مورد اتفاق همه علماء در مورد یک مزدور بیگانه این‌قدر جهان‌خواران برافروخته شدند و سران کفر و بازار مشترک و امثال آنان به تکاپو و تلاش مذبوحانه افتاده‌اند؟ غیر از این نیست که سران استکبار از قدرت برخورد علمی مسلمانان در شناخت و مبارزه با توطئه‌های شوم آنان به هراس افتاده‌اند و اسلام امروز مسلمانان را یک مکتب بالنده و متحرک و پرحماسه می‌دانند و از این‌که فضای شرارت آنان محدود شده است و مزدبگیران آنان چون گذشته با اطمینان نمی‌توانند علیه مقدسات قلم‌فرسایی کنند مضطرب شده‌اند. من قبلاً نیز گفته‌ام همه توطئه‌های جهان‌خواران علیه ما از جنگ تحمیلی گرفته تا حصر اقتصادی و غیره برای این بوده است که ما نگوییم اسلام جواب‌گوی جامعه است و حتماً در مسائل و اقدامات خود از آنان مجوز بگیریم.
ما نباید غفلت بکنیم، واقعاً باید به سمتی حرکت نماییم که إن‌شاءا... تمام رگه‌های وابستگی کشورمان از چنین دنیای متوحشی قطع شود. استکبار غرب شاید تصور کرده است از اینکه اسم بازار مشترک و حصر اقتصادی را به میان بیاورد ما درجا می‌زنیم و از اجرای حکم خداوند بزرگ صرف‌نظر می‌نماییم. خیلی جالب و شگفت‌انگیز است که این به ظاهر متمدنین و متفکرین وقتی یک نویسنده مزدور با نیش قلم زهرآگین خود احساسات بیش از یک میلیارد انسان و مسلمان را جریحه‌دار می‌کند عده‌ای در رابطه با آن شهید می‌شوند برایشان مهم نیست و این فاجعه عین دموکراسی و تمدن است امّا وقتی بحث اجرای حکم و عدالت به میان می‌آید، نوحه رأفت و انسان‌دوستی سر می‌دهند. ما کینه دنیای غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همین نکته‌ها به دست می‌آوریم. قضیه آنان قضیه دفاع از یک فرد نیست، قضیه حمایت از جریان ضد اسلامی و ضدارزشی است که بنگاه‌های صهیونیستی و انگلیس و آمریکا به راه انداخته‌اند و با حماقت و عجله خود را رو به روی همه جهان اسلام قرار داده‌اند. البته باید ببینیم که بعض دولت‌ها و حکومت‌های اسلامی چگونه با این فاجعه بزرگ برخورد می کنند. اینکه دیگر مسئله عرب و عجم و فارس و ایران نیست بلکه اهانت به مقدسات مسلمانان از صدر اسلام تاکنون و از امروز تا همیشه تاریخ است و نتیجه نفوذ بیگانگان در فرهنگ مکتب اسلام است که اگر غفلت کنیم این اوّل ماجراست و استعمار از این مارهای خطرناک و قلم به دستان اَجیر‌شده در آستین فراوان دارد. ضرورتی نیست که در چنین شرایطی ما به دنبال ایجاد روابط و مناسبات گسترده باشیم، چرا که دشمنان ممکن است تصور کنند که ما به وجود آنان چنان وابسته و علاقه‌مند شدیم که از کنار اهانت به معتقدات و مقدسات دینی خود ساکت و آرام می‌گذریم. آنان که هنوز بر این باورند و تحلیل می‌کنند که باید در سیاست و اصول و دیپلماسی خود تجدید نظر نماییم و ما خامی کرده‌ایم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم و معتقدند که شعارهای تند یا جنگ سبب بدبینی غرب و شرق نسبت به ما و نهایتاً انزوای کشور شده است و اگر ما واقع‌گرایانه عمل کنیم، آنان با ما برخورد متقابل انسانی می‌کنند و احترام متقابل به ملّت ما و اسلام و مسلمین می‌گذارند.
این یک نمونه است که خدا می‌خواست پس از انتشار کتاب کفرآمیز آیات شیطانی در این زمان اتفاق بیفتد و دنیای تفرعن و استکبار و بربریّت چهره واقعی خود را در دشمنی دیرینه‌اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده‌اندیشی به درآییم و همه چیز را به حساب اشتباه و سوء مدیریت و بی‌تجربگی نگذاریم و با تمام وجود درک کنیم که مسئله اشتباه ما نیست، بلکه تعمد جهان‌خواران به نابودی اسلام و مسلمین است و الاّ مسئله فردی سلمان رشدی آن‌قدر برایشان مهم نیست که همه صهیونیست‌ها و استکبار پشت سر او قرار بگیرند. روحانیون و مردم عزیز حزب‌ا... و خانواده‌های محترم شهدا حواسشان را جمع کنند که با این تحلیل‌ها و افکار نادرست خون عزیزانشان پایمال نشود. ترس من این است که تحلیل‌گران امروز، 10 سال دیگر بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتوای اسلامی و حکم اعدام سلمان رشدی مطابق اصول و قوانین دیپلماسی بوده است یا خیر؟ و نتیجه‌گیری کنند که چون بیان حکم خدا آثار و تبعاتی داشته است و بازار مشترک و کشورهای غربی علیه ما موضع گرفته‌اند، پس باید خامی نکنیم و از کنار اهانت‌کنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مکتب بگذریم! خلاصه کلام اینکه ما باید بدون توجه به غرب حیله گر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسی حاکم بر جهان در صدد تحقق فقه عملی اسلام برآییم و الاّ مادامی که فقه در کتاب‌ها و سینه علماء مستور بماند، ضرری متوجه جهان‌خواران نیست و روحانیت تا در همه مسائل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد، نمی تواند درک کند که اجتهاد مصطلح برای اداره جامعه کافی نیست.

نبض تفکر و نیاز آینده جامعه در دست حوزه‌ها و روحانیت
حوزه‌‌ها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکس‌العمل مناسب باشند. چه بسا شیوه‌های رایج اداره امور مردم در سال‌های آینده تغییر کند و جوامع بشری برای حل مشکلات خود به مسائل جدید اسلام نیاز پیدا کند. علمای بزرگوار اسلام از هم‌اکنون باید برای این موضوع فکری کنند.

کارهای قضایی و اجرایی امری مقدس و ارزشی الهی برای روحانیت
نکته آخری که توجه به آن لازم است این‌که روحانیون و علماء و طلاب باید کارهای قضایی و اجرایی را برای خود یک امر مقدس و یک ارزش الهی بدانند و برای خود شخصیت و امتیازی قائل بشوند که در حوزه ننشسته‌اند بلکه برای اجرای حکم خدا راحتی حوزه را رها کرده و مشغول به کارهای حکومت اسلامی شده‌اند. اگر طلبه‌ای منصب امامت جمعه و ارشاد مردم یا قضاوت در امور مسلمین را خالی ببیند و قدرت اداره هم در او باشد و فقط به بهانه درس و بحث مسئولیت نپذیرد و یا دلش را فقط به هوای اجتهاد و درس خوش کند، در پیشگاه خداوند بزرگ یقیناً مؤاخذه می‌شود و هرگز عذر او موجه نیست، ما اگر امروز به نظام خدمت نکنیم و استقبال بی‌سابقه مردم از روحانیت را نادیده بگیریم، هرگز فرصت و شرایط بهتر از این را نخواهیم داشت.

سخن پایانی
امیدوارم از نصایح و تذکرات مشفقانه این پدر پیر و این خدمت‌گزار حقیر خود، دل‌گیر نشده باشید و در مظان استجابت دعا با انفاس قدسیه و با دل‌های منور خود برایم دعا و طلب مغفرت نمایید. من هم از یاد و دعای خیر برای روحانیت اصیل و حوزه‌های علمی غفلت نمی‌کنم.
خداوندا! توان علماء و روحانیت را در خدمت به دین خود افزون نما.
خداوندا! حوزه‌های علمیه، این سنگرهای پاسداری از فقاهت و اسلام ناب را تا ابد پا برجا بدار.
خداوندا! شهدای روحانیت و حوزه‌ها را از نعم بی‌کران و رزق حضور خویش بهره‌مند فرما.
خداوندا! به جانبازانشان شفا مرحمت کن و به خانواده‌های شهداشان صبر و اجر مرحمت فرما. مفقودین و اسراشان را هر چه زودتر به اوطانشان برگردان.
خداوندا! ارزش خدمت و خدمت‌گزاری به دین خود و به مردم را در دل و دیدگان ما افزون و جاودانه نما.
إنک ولی النعم. والسلام علیکم و رحمه‌ا... و برکاته.
روح‌ا... الموسوی الخمینی
3 اسفند سال 1367.»


آثار برداشت شده از فعّالیت‌های امام خمینی(ره) در قالب اعمال، گفتار، اسناد و نامه‌های ایشان که عبارتند از:<br>-کوثر، مجموعه سخنرانی‌های امام خمينی(ره) 3 مجلد به انضمام شناسنامه سخنرانی‌ها از سال 1340 ه.ش تا 1357 ه.ش<br>-جهاد نفس از اربعين حدیث امام خمينی(ره)، سيد احمد فهری، انتشارات طه در شهر قزوین سال 1368 ه.ش<br>-صحیفه امام(ره)، 23 مجلد، مجموعه آثار امام خمینی(ره)، نشر مؤسسه تنظیم و حفظ آثار امام(ره) سال 1378 ه.ش<br>-مجموعه اسناد مبارزاتی امام خمینی(ره) در ساواک 22 مجلد، نشر مؤسسه تنظیم و حفظ آثار امام(ره) سال 1386 ه.ش<br>-آوای توحيد، متن نامه امام(ره) به ميخائيل گورباچف و شرح عبدا... جوادی آملی، نشر مؤسسه تنظیم و حفظ آثار امام(ره) سال 1387 ه.ش <br>-سیر مبارزات امام(ره) در آینه اسناد شهربانی 5 مجلد، نشر مؤسسه تنظیم و حفظ آثار امام(ره) <br>-مقام رهبری در فقه اسلامی از البيع امام(ره)، عبدالکریم بی آزار شيرازی <br>-مسائل امر به معروف و نهی از منكر از تحرير الوسيله <br>-مسئله قضاوت از تحريرالوسيله <br>-رابطه نيت و اخلاص از كتاب اربعين حديث امام(ره)

آثار برداشت شده از فعّالیت‌های امام خمینی(ره) در قالب اعمال، گفتار، اسناد و نامه‌های ایشان که عبارتند از:
-کوثر، مجموعه سخنرانی‌های امام خمينی(ره) 3 مجلد به انضمام شناسنامه سخنرانی‌ها از سال 1340 ه.ش تا 1357 ه.ش
-جهاد نفس از اربعين حدیث امام خمينی(ره)، سيد احمد فهری، انتشارات طه در شهر قزوین سال 1368 ه.ش
-صحیفه امام(ره)، 23 مجلد، مجموعه آثار امام خمینی(ره)، نشر مؤسسه تنظیم و حفظ آثار امام(ره) سال 1378 ه.ش
-مجموعه اسناد مبارزاتی امام خمینی(ره) در ساواک 22 مجلد، نشر مؤسسه تنظیم و حفظ آثار امام(ره) سال 1386 ه.ش
-آوای توحيد، متن نامه امام(ره) به ميخائيل گورباچف و شرح عبدا... جوادی آملی، نشر مؤسسه تنظیم و حفظ آثار امام(ره) سال 1387 ه.ش
-سیر مبارزات امام(ره) در آینه اسناد شهربانی 5 مجلد، نشر مؤسسه تنظیم و حفظ آثار امام(ره)
-مقام رهبری در فقه اسلامی از البيع امام(ره)، عبدالکریم بی آزار شيرازی
-مسائل امر به معروف و نهی از منكر از تحرير الوسيله
-مسئله قضاوت از تحريرالوسيله
-رابطه نيت و اخلاص از كتاب اربعين حديث امام(ره)


آثار امام خمینی(ره) در قالب لوح فشرده در سیستم عامل ویندوز به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی به صورت نرم افزار "معجم لفظی" توسط مؤسسه "خدمات فرهنگی مرکز نور" به سفارش مؤسسه "تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) طراحی و در 11 آبان سال 1392 تولید شد. <br>این نرم افزار شامل متن كامل 45 كتاب فارسی و عربی امام(ره) در 110 جلد با موضوعات فقه، اصول، اخلاق، تفسیر، کلام، فلسفه، عرفان و سیاست، متن 6 عنوان در 27 جلد به زبان انگلیسی، نمایش 283 تصویر و 12 سخنرانی به همراه فیلم زندگانی امام(ره) به زبان فارسی و عربی، زندگینامه امام خمینی(ره) از تولد تا وفات، بیان ارتباط بین متن فارسی و ترجمه عربی صحیفه و متن 10 دوره لغت نامه عربی و فارسی در 62 جلد می‌باشد که دارای امکانات و قابلیت‌هایی چون کاوش‌های متنوع و پیشرفته در متن و فهرست كتب و قابلیت جست و جو در 10 دوره لغت نامه است.

آثار امام خمینی(ره) در قالب لوح فشرده در سیستم عامل ویندوز به زبان‌های فارسی، عربی و انگلیسی به صورت نرم افزار "معجم لفظی" توسط مؤسسه "خدمات فرهنگی مرکز نور" به سفارش مؤسسه "تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) طراحی و در 11 آبان سال 1392 تولید شد.
این نرم افزار شامل متن كامل 45 كتاب فارسی و عربی امام(ره) در 110 جلد با موضوعات فقه، اصول، اخلاق، تفسیر، کلام، فلسفه، عرفان و سیاست، متن 6 عنوان در 27 جلد به زبان انگلیسی، نمایش 283 تصویر و 12 سخنرانی به همراه فیلم زندگانی امام(ره) به زبان فارسی و عربی، زندگینامه امام خمینی(ره) از تولد تا وفات، بیان ارتباط بین متن فارسی و ترجمه عربی صحیفه و متن 10 دوره لغت نامه عربی و فارسی در 62 جلد می‌باشد که دارای امکانات و قابلیت‌هایی چون کاوش‌های متنوع و پیشرفته در متن و فهرست كتب و قابلیت جست و جو در 10 دوره لغت نامه است.


سید روح‌ا... از دوران کودکی با شهادت پدرش سید مصطفی، ایستادگی در مقابل ظلم ظالمان را آموخت و از آن پس خواهان عدالت در عرصه اجتماع شد که نقطه عطف مبارزات سیاسی او بود.<br>به گزارش پایگاه پرسن گرام سال 1323، رساله انحرافی "اسرار هزار ساله" نوشته "علی اکبر‏‎ ‎‏حکمی زاده" که به طرح شبهاتی نسبت به مذهب تشیع، مسائل حکومت اسلامی و اهانت‏‎ ‎‏و تبلیغات سوء علیه روحانیت پرداخته بود به چاپ رسید. <br>در این راستا آقا روح‌ا... با مشاهده این رساله به مدّت 2 ماه‏‎ ‎‏جلسات علمی خود را تعطیل کرد و کتاب "کشف الاسرار" را جهت پاسخ به آن نوشت. ایشان با تفکر ضد استبدادی و ضد استعماری در این کتاب به افشای ‎‏خیانت‌های پهلوی اول، مبارزه با استعمار و بیان مسائل سیاسی پرداخت. به اعتقاد او علّت اصلی مخالفت رضاخان با علماء، آگاهی و ترس از قدرت علماء بود. <br>آقا روح‌ا... در این کتاب کنار لزوم وجود حکومت، حکومتی را که مورد خواست مردم و مصالح کشور باشد، به عنوان حکومت مطلوب معرفی کرد و در این زمینه فرمود: «اگر سلطنت و حکومتی تشکیل شود، هر خردمندی تصدیق می‌کند که آن خوب است و مطابق با مصالح کشور و مردم است. البته بهترین تشکیلات آن است که براساس احکام خدا و عدل الهی باشد ... جز سلطنت خدایی، همه سلطنت‌ها بر خلاف مصلحت مردم و جور است و جز قانون خدایی، همه قوانین باطل و بیهوده است.»

سید روح‌ا... از دوران کودکی با شهادت پدرش سید مصطفی، ایستادگی در مقابل ظلم ظالمان را آموخت و از آن پس خواهان عدالت در عرصه اجتماع شد که نقطه عطف مبارزات سیاسی او بود.
به گزارش پایگاه پرسن گرام سال 1323، رساله انحرافی "اسرار هزار ساله" نوشته "علی اکبر‏‎ ‎‏حکمی زاده" که به طرح شبهاتی نسبت به مذهب تشیع، مسائل حکومت اسلامی و اهانت‏‎ ‎‏و تبلیغات سوء علیه روحانیت پرداخته بود به چاپ رسید.
در این راستا آقا روح‌ا... با مشاهده این رساله به مدّت 2 ماه‏‎ ‎‏جلسات علمی خود را تعطیل کرد و کتاب "کشف الاسرار" را جهت پاسخ به آن نوشت. ایشان با تفکر ضد استبدادی و ضد استعماری در این کتاب به افشای ‎‏خیانت‌های پهلوی اول، مبارزه با استعمار و بیان مسائل سیاسی پرداخت. به اعتقاد او علّت اصلی مخالفت رضاخان با علماء، آگاهی و ترس از قدرت علماء بود.
آقا روح‌ا... در این کتاب کنار لزوم وجود حکومت، حکومتی را که مورد خواست مردم و مصالح کشور باشد، به عنوان حکومت مطلوب معرفی کرد و در این زمینه فرمود: «اگر سلطنت و حکومتی تشکیل شود، هر خردمندی تصدیق می‌کند که آن خوب است و مطابق با مصالح کشور و مردم است. البته بهترین تشکیلات آن است که براساس احکام خدا و عدل الهی باشد ... جز سلطنت خدایی، همه سلطنت‌ها بر خلاف مصلحت مردم و جور است و جز قانون خدایی، همه قوانین باطل و بیهوده است.»


15 اردیبهشت سال 1323، "سید علی محمد وزیری یزدی" (عالم و سخنور یزدی) در سفری تبلیغی به شهر قم، آقا روح‌ا... را ملاقات کرد. در این دیدار آقا روح‌ا... در دفتر وزیری یزدی به نام مجمع ‌الجواهر (حاوی دست نوشته علماء بزرگ) نخستین اعلامیه سیاسی خود را خطاب به روحانیون شیعه نوشت.<br>بخشی از این بیانیه به شرح زیر است: <br>«بسم‌ا... الرحمن الرحیم<br>قال‌ا... تعالی: قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا... مثنی و فرادا<br>... قیام برای خدا است که خاتم النبیین صلی‌ا... علیه و آله را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت‌ها را از خانه خدا برانداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام قاب قوسین او ادنی رساند.<br>خودخواهی و ترک قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده. قیام برای منافع شخصی است که روح وحدت و برادری را در ملّت اسلامی خفه کرده ... قیام برای شخص است که یک نفر مازندرانی بیسواد را بر یک گروه چندین میلیونی چیره می‌کند که حرث و نسل آن‌ها را دستخوش شهوات خود کند.<br>... قیام برای نفس است که چادر عفت را از سر زن‌های عفیف مسلمان برداشت و الان هم این امر خلاف دین و قانون در مملکت جاری است و کسی بر علیه آن سخنی نمی‌گوید ... امروز هم همان نقشه‌ها را که از مغز خشک رضاخان بی شرف تراوش کرده تعقیب می‌کنند و در میان توده پخش می‌کنند ...<br>هان ای روحانیون اسلامی! ... ترک نفع‌های شخصی کرده تا به همه سعادت‌های 2 جهان نائل شوید و با زندگانی شرافتمندانه 2 عالم دست در آغوش شوید ... اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فردا است که مشتی هرزه گرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آئین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند ... همه دیدید کتاب‌های یک نفر تبریزی بی سر و پا را که تمام آئین شماها را دستخوش ناسزا کرد و در مرکز تشیع به امام صادق و امام غایب روحی له الفدا آن همه جسارت‌ها کرد و هیچ کلمه از شماها صادر نشد ... اگر در یک گوشه مملکت به دین جسارتی می‌شد، همه یک دل و یک جهت از تمام کشور قیام می‌کردند. خوب است دینداری را دست کم از بهائیان یاد بگیرید ... اگر جزیی تعدی به او شود، برای او قیام کنند. شماها که به حق مشروع خود قیام نکردید، خیره سران بی دین از جای برخاستند و در هر گوشه زمزمه بی دینی را آغاز کردند و به همین زودی بر شما تفرقه زده‌ها چنان چیره شوند که از زمان رضاخان روزگارتان سخت‌تر شود.»

15 اردیبهشت سال 1323، "سید علی محمد وزیری یزدی" (عالم و سخنور یزدی) در سفری تبلیغی به شهر قم، آقا روح‌ا... را ملاقات کرد. در این دیدار آقا روح‌ا... در دفتر وزیری یزدی به نام مجمع ‌الجواهر (حاوی دست نوشته علماء بزرگ) نخستین اعلامیه سیاسی خود را خطاب به روحانیون شیعه نوشت.
بخشی از این بیانیه به شرح زیر است:
«بسم‌ا... الرحمن الرحیم
قال‌ا... تعالی: قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا... مثنی و فرادا
... قیام برای خدا است که خاتم النبیین صلی‌ا... علیه و آله را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت‌ها را از خانه خدا برانداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام قاب قوسین او ادنی رساند.
خودخواهی و ترک قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده. قیام برای منافع شخصی است که روح وحدت و برادری را در ملّت اسلامی خفه کرده ... قیام برای شخص است که یک نفر مازندرانی بیسواد را بر یک گروه چندین میلیونی چیره می‌کند که حرث و نسل آن‌ها را دستخوش شهوات خود کند.
... قیام برای نفس است که چادر عفت را از سر زن‌های عفیف مسلمان برداشت و الان هم این امر خلاف دین و قانون در مملکت جاری است و کسی بر علیه آن سخنی نمی‌گوید ... امروز هم همان نقشه‌ها را که از مغز خشک رضاخان بی شرف تراوش کرده تعقیب می‌کنند و در میان توده پخش می‌کنند ...
هان ای روحانیون اسلامی! ... ترک نفع‌های شخصی کرده تا به همه سعادت‌های 2 جهان نائل شوید و با زندگانی شرافتمندانه 2 عالم دست در آغوش شوید ... اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فردا است که مشتی هرزه گرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آئین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند ... همه دیدید کتاب‌های یک نفر تبریزی بی سر و پا را که تمام آئین شماها را دستخوش ناسزا کرد و در مرکز تشیع به امام صادق و امام غایب روحی له الفدا آن همه جسارت‌ها کرد و هیچ کلمه از شماها صادر نشد ... اگر در یک گوشه مملکت به دین جسارتی می‌شد، همه یک دل و یک جهت از تمام کشور قیام می‌کردند. خوب است دینداری را دست کم از بهائیان یاد بگیرید ... اگر جزیی تعدی به او شود، برای او قیام کنند. شماها که به حق مشروع خود قیام نکردید، خیره سران بی دین از جای برخاستند و در هر گوشه زمزمه بی دینی را آغاز کردند و به همین زودی بر شما تفرقه زده‌ها چنان چیره شوند که از زمان رضاخان روزگارتان سخت‌تر شود.»


10 آبان سال 1357، آیت‌ا... خمینی(ره) در مصاحبه با خبرنگار کشیش روزنامه مذهبی "لاکروا" چاپ ایتالیا در شهر نوفل لوشاتو پاریس، ایدئولوژی اسلام را اینگونه توصیف فرمود: «یکی از بنیادهای اسلام، آزادی است ... رژیم کنونی ایران می‌خواهد ... که این بنیادهای مترقی را در هم بشکند. بنیاد دیگر اسلام، اصل استقلال ملی است. قوانین اسلام تصریح دارند که هیچ ملّتی و هیچ شخصی حق مداخله در امور کشور ما را ندارد؛ امّا رژیم (پهلوی) این استقلال را از ما گرفته و بر باد داده است.» <br>آیت‌ا... نیز در مصاحبه با رادیو "بی بی سی"، نخستین دلیل مخالفت با حکومت پهلوی را مخالفت شاهان پهلوی با دستورات اسلامی برشمرد و در این مصاحبه در 13 آذر همان سال، اینگونه شرح داد: «اسلام دینی است که هم سیاست دارد و هم اموری که مربوط به غیر سیاست است و شاه که ما با او مخالف هستیم، هم با سیاست اسلامی مخالف است که سیاست مملکت هم همان است و هم با امور مذهبی و ما به این هر دو جهت با شاه مخالف هستیم. هم نسبت به مذهب، تعدیات و جسارت‌هایی کرده است و هم نسبت به مملکت، خیانت‌هایی در طول تاریخ زندگی‌اش کرده است و بدین جهت همه مردم ایران با او مخالفند.»<br>آیت‌ا... العظمی خمینی(ره) دوّمین علّت اصلی مخالفت با حکومت پهلوی را غیر قانونی بودن آن دانست و در مصاحبه با خبرنگار تلویزیون تایمز انگلستان در شهر نوفل لوشاتو در 16 آذر سال 1357، عنوان نمود: «‏‏خیانت‌های بیش از حد شاه در تمام زمینه‌ها دلیل اصلی مخالفت ما با اوست. او سال‌های‏‎ ‎‏زیادی برخلاف تمام موازین قانونی حکومت کرده است. کشتارهای بیش از حد او،‏‎ ‎‏وابستگی او به اجانب، هدم استقلال کشور در تمام ابعاد، حکومت غاصبانه او را محکوم‏‎ ‎‏می‌کند. ملّت او را نمی‌خواهد، او باید برود.‏»<br>سوّمین علّت مخالفت سید روح‌ا... خمینی(ره) با رژیم پهلوی، نفوذ استعمار و سلطه‌ گری کشورهای بیگانه بر کشور ایران و وابستگی پهلوی دوم به آنان بود. <br>19 دی سال 1357، ایشان در مصاحبه با تلویزیون بی بی سی در نوفل لوشاتو پاریس فرمود: «در عصر ما، ملّت ما یافت که شاه به واسطه پیوندی که با غرب، مخصوصاً با آمریکا دارد و همین‌طور با شرق، تمام مخازن ما را به باد داده است؛ بلکه نیروهای انسانی ما را نیز به هدر داده است و فهمیدند جنایات فوق‌ العاده‌ای که مرتکب می‌شود، به واسطه پیوندی است که شاه با ابر قدرت‌ها دارد. از این جهت، ملّت ما به پاخاست و سایر ممالک، از جمله ممالک اسلامی نیز به این حقیقت تلخ توجه پیدا کردند.»<br>به گزارش پایگاه پرسن گرام 16 آذر سال 1357، امام(ره) در مصاحبه با نشریه لبنانی اَمَل عنوان کرد: «یکی از جهاتی که ما را در مقابل شاه قرار داده است، کمک او به اسرائیل است. من همیشه در مطالبم گفته‌ام که شاه از همان اول که اسرائیل به وجود آمد با او همکاری کرده است و وقتی که جنگ بین اسرائیل و مسلمانان به اوج خود رسیده بود، شاه همچنان نفت مسلمین را غصب کرده و به اسرائیل می‌داد و این امر، خود از عوامل مخالفت من با شاه بوده است.»<br>آیت‌ا... خمينى(ره) با زیر نظر گرفتن شرايط سياسى جامعه و وضعيت حوزه‌ها، از طريق مطالعه مستمر كتب تاريخ معاصر، مجلات و روزنامه‌هاى وقت و گفت و گو با "سید حسن مدرس" (روحانی و نماینده وقت تهران در مجلس شورای ملی) دانش سیاسی خود را ارتقاء داد و بارها مخالفت خود را با رژیم پهلوی علناً ابراز کرد.<br>در ایران سابقه نفی سلطنت توسط یک مرجع تقلید وجود نداشت. نوع نگاه آیت‌ا... خمینی(ره) به نهاد سلطنت، متمایز از دیگر علماء بود. یکی از دلایل مخالفت برخی از مراجع با روش ایشان نگرانی از شیوه حکمرانی و تصمیم گیری در مسائلی چون مالیات، بهره بانکی، حق رأی و اشتغال زنان، موسیقی، حرام نبودن مواد مخدر و مانند این‌ها بود.

10 آبان سال 1357، آیت‌ا... خمینی(ره) در مصاحبه با خبرنگار کشیش روزنامه مذهبی "لاکروا" چاپ ایتالیا در شهر نوفل لوشاتو پاریس، ایدئولوژی اسلام را اینگونه توصیف فرمود: «یکی از بنیادهای اسلام، آزادی است ... رژیم کنونی ایران می‌خواهد ... که این بنیادهای مترقی را در هم بشکند. بنیاد دیگر اسلام، اصل استقلال ملی است. قوانین اسلام تصریح دارند که هیچ ملّتی و هیچ شخصی حق مداخله در امور کشور ما را ندارد؛ امّا رژیم (پهلوی) این استقلال را از ما گرفته و بر باد داده است.»
آیت‌ا... نیز در مصاحبه با رادیو "بی بی سی"، نخستین دلیل مخالفت با حکومت پهلوی را مخالفت شاهان پهلوی با دستورات اسلامی برشمرد و در این مصاحبه در 13 آذر همان سال، اینگونه شرح داد: «اسلام دینی است که هم سیاست دارد و هم اموری که مربوط به غیر سیاست است و شاه که ما با او مخالف هستیم، هم با سیاست اسلامی مخالف است که سیاست مملکت هم همان است و هم با امور مذهبی و ما به این هر دو جهت با شاه مخالف هستیم. هم نسبت به مذهب، تعدیات و جسارت‌هایی کرده است و هم نسبت به مملکت، خیانت‌هایی در طول تاریخ زندگی‌اش کرده است و بدین جهت همه مردم ایران با او مخالفند.»
آیت‌ا... العظمی خمینی(ره) دوّمین علّت اصلی مخالفت با حکومت پهلوی را غیر قانونی بودن آن دانست و در مصاحبه با خبرنگار تلویزیون تایمز انگلستان در شهر نوفل لوشاتو در 16 آذر سال 1357، عنوان نمود: «‏‏خیانت‌های بیش از حد شاه در تمام زمینه‌ها دلیل اصلی مخالفت ما با اوست. او سال‌های‏‎ ‎‏زیادی برخلاف تمام موازین قانونی حکومت کرده است. کشتارهای بیش از حد او،‏‎ ‎‏وابستگی او به اجانب، هدم استقلال کشور در تمام ابعاد، حکومت غاصبانه او را محکوم‏‎ ‎‏می‌کند. ملّت او را نمی‌خواهد، او باید برود.‏»
سوّمین علّت مخالفت سید روح‌ا... خمینی(ره) با رژیم پهلوی، نفوذ استعمار و سلطه‌ گری کشورهای بیگانه بر کشور ایران و وابستگی پهلوی دوم به آنان بود.
19 دی سال 1357، ایشان در مصاحبه با تلویزیون بی بی سی در نوفل لوشاتو پاریس فرمود: «در عصر ما، ملّت ما یافت که شاه به واسطه پیوندی که با غرب، مخصوصاً با آمریکا دارد و همین‌طور با شرق، تمام مخازن ما را به باد داده است؛ بلکه نیروهای انسانی ما را نیز به هدر داده است و فهمیدند جنایات فوق‌ العاده‌ای که مرتکب می‌شود، به واسطه پیوندی است که شاه با ابر قدرت‌ها دارد. از این جهت، ملّت ما به پاخاست و سایر ممالک، از جمله ممالک اسلامی نیز به این حقیقت تلخ توجه پیدا کردند.»
به گزارش پایگاه پرسن گرام 16 آذر سال 1357، امام(ره) در مصاحبه با نشریه لبنانی اَمَل عنوان کرد: «یکی از جهاتی که ما را در مقابل شاه قرار داده است، کمک او به اسرائیل است. من همیشه در مطالبم گفته‌ام که شاه از همان اول که اسرائیل به وجود آمد با او همکاری کرده است و وقتی که جنگ بین اسرائیل و مسلمانان به اوج خود رسیده بود، شاه همچنان نفت مسلمین را غصب کرده و به اسرائیل می‌داد و این امر، خود از عوامل مخالفت من با شاه بوده است.»
آیت‌ا... خمينى(ره) با زیر نظر گرفتن شرايط سياسى جامعه و وضعيت حوزه‌ها، از طريق مطالعه مستمر كتب تاريخ معاصر، مجلات و روزنامه‌هاى وقت و گفت و گو با "سید حسن مدرس" (روحانی و نماینده وقت تهران در مجلس شورای ملی) دانش سیاسی خود را ارتقاء داد و بارها مخالفت خود را با رژیم پهلوی علناً ابراز کرد.
در ایران سابقه نفی سلطنت توسط یک مرجع تقلید وجود نداشت. نوع نگاه آیت‌ا... خمینی(ره) به نهاد سلطنت، متمایز از دیگر علماء بود. یکی از دلایل مخالفت برخی از مراجع با روش ایشان نگرانی از شیوه حکمرانی و تصمیم گیری در مسائلی چون مالیات، بهره بانکی، حق رأی و اشتغال زنان، موسیقی، حرام نبودن مواد مخدر و مانند این‌ها بود.


16 مهر سال 1341، به منظور حضور عناصر بهائى در مناصب مختلف دولتی به صورت قانونی، لايحه "انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى" (به موجب آن شرط مسلمان بودن، سوگند به قرآن كريم و مرد بودن انتخاب كنندگان و كانديداها از قانون حذف شد.) به تصويب دولت "امير اسدا... عَلَم" (نخست وزیر وقت) رسيد. <br>در این راستا آیت‌ا... خمینی(ره) علمای تراز اول شهر قم را برای مشورت و تصمیم گیری دعوت و در جلسه‌ای، اهداف دولت را از این کار برشمرد. ایشان در پیامی در اعتراض به این لایحه به "محمد رضا پهلوی" (آخرین پادشاه حکومت پهلوی) و عَلَم، مخالفت مراجع و علماء را با این لایحه، اعلام داشت و لغو فوری آن را طلب کرد. <br>بخشی از متن این پیام به شرح زیر است: «... به طوری که در روزنامه‌ها منتشر است دولت در انجمن‌های ایالتی و ولایتی [کلمه] اسلام را در رأی دهندگان و منتخبین شرط نکرده و این امر موجب نگرانی علمای اعلام و سایر طبقات مسلمین است. صلاح مملکت در حفظ احکام دین مبین اسلام و آرامش قلوب است. مستدعی است امر فرمایید مطالبی را که مخالف دیانت مقدسه و مذهب رسمی مملکت است از برنامه‌های دولتی و حزبی حذف نمایند. ...» <br>آیت‌ا... خمینی علمای تهران و شهرستان‌ها را از طریق نامه و پیغام در جریان قرار داد و از آنها خواست تا مردم را آگاه کنند. ‏‏با بالا گرفتن موج اعتراضات، راهپیمایی‌ها و اعتصابات قشرهای مختلف مردم و ارسال و‏‎ ‎‏پخش ‌نامه‌ها و شب نامه‌ها، سرانجام دستگاه پهلوی در 10 آذر سال 1341، اقدام به لغو رسمی لایحه در هیأت دولت نمود.

16 مهر سال 1341، به منظور حضور عناصر بهائى در مناصب مختلف دولتی به صورت قانونی، لايحه "انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى" (به موجب آن شرط مسلمان بودن، سوگند به قرآن كريم و مرد بودن انتخاب كنندگان و كانديداها از قانون حذف شد.) به تصويب دولت "امير اسدا... عَلَم" (نخست وزیر وقت) رسيد.
در این راستا آیت‌ا... خمینی(ره) علمای تراز اول شهر قم را برای مشورت و تصمیم گیری دعوت و در جلسه‌ای، اهداف دولت را از این کار برشمرد. ایشان در پیامی در اعتراض به این لایحه به "محمد رضا پهلوی" (آخرین پادشاه حکومت پهلوی) و عَلَم، مخالفت مراجع و علماء را با این لایحه، اعلام داشت و لغو فوری آن را طلب کرد.
بخشی از متن این پیام به شرح زیر است: «... به طوری که در روزنامه‌ها منتشر است دولت در انجمن‌های ایالتی و ولایتی کلمه اسلام را در رأی دهندگان و منتخبین شرط نکرده و این امر موجب نگرانی علمای اعلام و سایر طبقات مسلمین است. صلاح مملکت در حفظ احکام دین مبین اسلام و آرامش قلوب است. مستدعی است امر فرمایید مطالبی را که مخالف دیانت مقدسه و مذهب رسمی مملکت است از برنامه‌های دولتی و حزبی حذف نمایند. ...»
آیت‌ا... خمینی علمای تهران و شهرستان‌ها را از طریق نامه و پیغام در جریان قرار داد و از آنها خواست تا مردم را آگاه کنند. ‏‏با بالا گرفتن موج اعتراضات، راهپیمایی‌ها و اعتصابات قشرهای مختلف مردم و ارسال و‏‎ ‎‏پخش ‌نامه‌ها و شب نامه‌ها، سرانجام دستگاه پهلوی در 10 آذر سال 1341، اقدام به لغو رسمی لایحه در هیأت دولت نمود.


6 بهمن سال 1341، رفراندوم سراسری جهت نظرخواهی عمومی درباره "اصول شش‌گانه" (معروف به انقلاب سفید) برگزار شد. این اصول شش‌گانه شامل "الغاى رژیم ارباب و رعیتى، ملّى کردن جنگل‌ها در سراسر کشور، فروش سهام کارخانه‌هاى دولتى به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضى، سهیم کردن کارگران در منافع کارگاه‌هاى تولیدى و صنعتی، اصلاح قانون انتخابات و ایجاد سپاه دانش به منظور اجراى تعلیمات عمومى و اجباری" بود. البته این اصول بعدها به بیش از 21 اصل رسید که بر طبق اصل "سپاه دین" سازمان اوقاف به کنترل امور دینی، مبلغان دینی و تربیت آخوندهای درباری می‌پرداخت. <br>در این میان آیت‌ا... خمینی(ره) به عنوان سخنگو و رهبر اصلی مخالفان این جریان حکم تحریم رفراندوم را داد که سبب تعطیلی بازار تهران شد. ایشان ساختار رفراندوم را مخالف با قانون ‌دانست و چنین بیان داشت: «... در ممالکی که رفراندم قانونی است باید به‏ قدری به ملّت مهلت داده شود که یک‏ یک مواد آن مورد نظر و بحث قرار گیرد و در جراید و وسایل تبلیغاتی آراء موافق و مخالف منعکس شود و به مردم برسد، نه‏ آنکه به‏ طور مبهم با چند روز فاصله بدون اطلاع ملّت اجرا شود، همچنین رأی ‏دهندگان‏ باید معلوماتشان به اندازه‏ای باشد که بفهمند به چه رأی می‏دهند. بنابراین اکثریت‏ قاطع حق رأی دادن در این مورد را ندارد، علاوه بر این باید رأی دادن در محیط آزاد باشد و بدون هیچ‏ گونه فشار و زور و تهدید و تطمیع انجام شود و در ایران این امر عملی‏ نیست و اکثریت مردم را سازمان‌های دولتی در تمام نقاط و اطراف کشور ارعاب کرده‏ و در فشار و مضیقه قرار داده و می‏دهند.»<br>به گزارش پایگاه پرسن گرام آیت‌ا... نظام اجباری دختران و تساوی حقوق مرد و زن انقلاب سفید را تعدی به اصول مقدس اسلام دانست که به معنای از میان برداشتن قرآن و اسلام در مناسبات اجتماعی بود. سرانجام با وجود مخالفت علماء، شاه لوایح ششگانه را با حمایت "جان اف کندی" (سی و پنجمین رئیس جمهور ایالت متحده آمریکا) به تصویب ملّی رساند.<br>آیت‌ا... خمينى(ره) با همفکری مراجع و علمای قم، در اعتراض به انقلاب سفید عيد نوروز سال 1342 را تحريم کرد و در اجتماعی مردم را به قيام فرا خواند. ایشان در اعلامیه‌ای با نام انقلاب سياه، همسويى پهلوی دوم با اهداف کشورهای آمريكا و اسرائيل را افشا کرد.

6 بهمن سال 1341، رفراندوم سراسری جهت نظرخواهی عمومی درباره "اصول شش‌گانه" (معروف به انقلاب سفید) برگزار شد. این اصول شش‌گانه شامل "الغاى رژیم ارباب و رعیتى، ملّى کردن جنگل‌ها در سراسر کشور، فروش سهام کارخانه‌هاى دولتى به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضى، سهیم کردن کارگران در منافع کارگاه‌هاى تولیدى و صنعتی، اصلاح قانون انتخابات و ایجاد سپاه دانش به منظور اجراى تعلیمات عمومى و اجباری" بود. البته این اصول بعدها به بیش از 21 اصل رسید که بر طبق اصل "سپاه دین" سازمان اوقاف به کنترل امور دینی، مبلغان دینی و تربیت آخوندهای درباری می‌پرداخت.
در این میان آیت‌ا... خمینی(ره) به عنوان سخنگو و رهبر اصلی مخالفان این جریان حکم تحریم رفراندوم را داد که سبب تعطیلی بازار تهران شد. ایشان ساختار رفراندوم را مخالف با قانون ‌دانست و چنین بیان داشت: «... در ممالکی که رفراندم قانونی است باید به‏ قدری به ملّت مهلت داده شود که یک‏ یک مواد آن مورد نظر و بحث قرار گیرد و در جراید و وسایل تبلیغاتی آراء موافق و مخالف منعکس شود و به مردم برسد، نه‏ آنکه به‏ طور مبهم با چند روز فاصله بدون اطلاع ملّت اجرا شود، همچنین رأی ‏دهندگان‏ باید معلوماتشان به اندازه‏ای باشد که بفهمند به چه رأی می‏دهند. بنابراین اکثریت‏ قاطع حق رأی دادن در این مورد را ندارد، علاوه بر این باید رأی دادن در محیط آزاد باشد و بدون هیچ‏ گونه فشار و زور و تهدید و تطمیع انجام شود و در ایران این امر عملی‏ نیست و اکثریت مردم را سازمان‌های دولتی در تمام نقاط و اطراف کشور ارعاب کرده‏ و در فشار و مضیقه قرار داده و می‏دهند.»
به گزارش پایگاه پرسن گرام آیت‌ا... نظام اجباری دختران و تساوی حقوق مرد و زن انقلاب سفید را تعدی به اصول مقدس اسلام دانست که به معنای از میان برداشتن قرآن و اسلام در مناسبات اجتماعی بود. سرانجام با وجود مخالفت علماء، شاه لوایح ششگانه را با حمایت "جان اف کندی" (سی و پنجمین رئیس جمهور ایالت متحده آمریکا) به تصویب ملّی رساند.
آیت‌ا... خمينى(ره) با همفکری مراجع و علمای قم، در اعتراض به انقلاب سفید عيد نوروز سال 1342 را تحريم کرد و در اجتماعی مردم را به قيام فرا خواند. ایشان در اعلامیه‌ای با نام انقلاب سياه، همسويى پهلوی دوم با اهداف کشورهای آمريكا و اسرائيل را افشا کرد.


روحانیان تهران به جز "آیت‌ا... سید محمد بهبهانی" که پیامی انفرادی داشت، اطلاعیه‌های مشترک با اشاره به شهادت امام جعفر صادق علیه‌السلام تنظیم و نوروز سال 1342 را عزای عمومی اعلام کردند. آنها به تأکید آیت‌ا... خمینی(ره) برای عنوان نکردن شهادت امام ششم در اعلامیه توجهی نکردند. آیت‌ا... فرمود: «این عید را عزای ملی اعلام می‌کنیم نه به خاطر این‌ که مصادف است با شهادت حضرت صادق علیه‌السلام؛ آن حضرت مقامش عالی و بلند است؛ به سبب صدماتی که در این سال به اسلام وارد شد.» <br>2 فروردین سال 1342 (مصادف با شهادت امام جعفر صادق علیه‌السلام) مجالس ختمی در "بیت آیت‌ا... ، مدرسه حجتیه و مدرسه فیضیه" برگزار شد. تلاش ساواک (سازمان اطلاعات و امنیّت حکومت پهلوی) در به هم ریختن جلسه بیت امام(ره) و مدرسه حجتیه بی‌ نتیجه ماند ولی در مجلس ختم مدرسه فیضیه با پوشش شخصی به مردم و روحانیون حمله کردند و به ضرب و شتم عزاداران پرداختند.<br>هجوم عوامل رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه نقش مهمی در افشای ماهیت این رژیم و شکل گیری نهضت اسلامی به رهبری آیت‌ا... خمینی(ره) داشت. ایشان جهت تنظیم اعلامیه در 13 فروردین سال 1342، از "سید محمد رضا گلپایگانی" (مرجع تقلید) و "سید محمد کاظم شریعتمداری" (مرجع تقلید) دعوت کرد تا اعلامیه‌ای با 3 امضاء در محکومیت اقدام دستگاه حکومتی نوشته، چاپ و توزیع شود. او در اعتراض به سکوت دیگر علماء در برابر اقدامات شاه، در آخرین مجلس تدریس خود در مسجد اعظم به مسائل سیاسی پرداخت و چنین فرمود: «... این سکوت مرگبار اسباب این می‌شود که زیر چکمه اسرائیل و به دست همین بهائیان، این مملکت ما، این نوامیس ما، پایمال شود.»<br>بررسی کنش‌های سران روحانی در این دوره حاکی از عدم همراهی این گروه با آیت‌ا... بود. ایشان از گام نخست به همبستگی سردمداران جامعه روحانیت در کشور ایران و جهان تشیع می‌اندیشید امّا به مرور زمان تنهایی خود را در مقابل حکومت پهلوی در نگاشته‌هایش نشان داد و از ضمیر اول شخص مفرد استفاده کرد و فرمود: «من مصمم هستم که از پا ننشینم تا دستگاه فاسد را به جای خود بنشانم ... مقابل شخص شاه من هستم. اگر ایشان تصمیم دارند به دین اسلام لطمه وارد سازند، اول باید مرا از بین ببرند، نه اینکه افراد نظامی را در لباس دهقانان و کارگران به قم آورده و مانند بربرهای وحشی، روحانیون را مجروح سازند.» <br>به گزارش پایگاه پرسن گرام آیت‌ا... خمینی(ره) در پیامی شفاهی و کتبی به "سید احمد خوانساری" (مرجع شیعه) نوشت: «به آقای خوانساری بگویید من می‌خواهم اعلامیه بنویسم. شما هم بایستی در این اعلامیه شریک باشید، یعنی باید آن را امضاء کنید، زیرا اگر شما در این اعلامیه شرکت نکنید مردم و به خصوص دولت تصور می‌کند علماء همه با هم مخالف هستند و از این موضوع برای پیشرفت مقاصد خود استفاده خواهند کرد. پس باید فکر اساسی بکنیم و همه با هم دست اتفاق بدهیم تا حساب این لا مذهب‌ها را برسیم. در غیر این صورت دین و ایمان ما در خطر است و راهی را که شاه و دولت در پیش دارند لطمه بزرگ و جبران ناپذیری را به دین اسلام خواهند زد؛ بنابراین باید با اتحاد و اتفاق جلوی این خطر بزرگ را گرفته و علیه آن‌ها قیام کنید. ضمناً اگر هیچ یک از علماء در این امر شرکت نمی‌کنند به من بگویید تا من بدانم در مورد مقابله با آن‌ها چه بایستی بکنم.»<br>13 خرداد سال 1342، آیت‌ا... به مدرسه فیضیه رفت و در سخنرانی ویژه‌ خود شاه و اسرائیل را اساس گرفتاری‌های ملّت، معرفی و سلطنت را به دلیل تعارض سلطنت موروثی با حقوق بشر و تعیین سرنوشت ملّت نفی کرد. اصالت انديشه، صلابت رأى و صداقت مخلصانه ایشان علّت تأثیر پیام و کلام او در ذهن مردم بود. <br>این سخنرانی تاریخی و صریح آیت‌ا... خمینی(ره) سبب دستگیری و انتقال ایشان به زندان قصر تهران شد. با دستگیری او مردم در 15 خرداد سال 1342، به تظاهرات و قیام پرداختند که توسط رژیم تعداد زیادی از آنها شهید شدند. برخی از مراجع در تقبیح کشتار مردم معترض و حمایت از آیت‌ا... اعلامیه منتشر کردند، امّا بر مرجعیت ایشان تأکید نداشتند. سرانجام طرفداران و شاگردان او با گواهی اجتهاد 4 مجتهد، محاکمه و اعدام او را ساقط کردند.<br>با اعتراض علماء و مردم، در 15 فروردین سال 1343، آیت‌ا... از زندان و حصر آزاد شد و به شهر قم بازگشت. 21 فرودین همان سال، ایشان پس از آزادی از حبس و حصر در مسجد اعظم قم در سخنرانی خود به اتحاد مسلمین و روحانیون اشاره داشت. هرگونه ملاقات یا تماس روحانیون ارشد با سلطنت و دربار مورد انتقاد انقلابیون بود.<br>در این میان حکومت پهلوی اقدام به تأسیس "بنیاد دانشگاه اسلامی" کرد تا روحانیون را دولتی و منزوی کند و حوزه‌های علمیه را ویران سازد. آیت‌ا... حقیقت و انگیزه رژیم را پیشبرد توطئه اسلام زدایی دانست و در این مورد هشدار داد: «... این دانشگاه اسلامی که می‌خواهند درست کنند، نه اینکه خیال کنید با اسلام آشتی کرده‌اند، بلکه قضیه قرآنی است که در مقابل امیرالمؤمنین سلام‌ا... علیه سر نیزه کردند. معاویه با حربه قرآن، امیرالمؤمنین را شکست داد ... مگر می‌شود با دانشگاه اسلامی، اسلام را شکست داد؟ مگر ما می‌گذاریم شما دانشگاه اسلامی درست کنید؟ ما آن کسی را که در این دانشگاه وارد شود، تفسیق می‌کنیم و میان ملّت از بین خواهد رفت.»

روحانیان تهران به جز "آیت‌ا... سید محمد بهبهانی" که پیامی انفرادی داشت، اطلاعیه‌های مشترک با اشاره به شهادت امام جعفر صادق علیه‌السلام تنظیم و نوروز سال 1342 را عزای عمومی اعلام کردند. آنها به تأکید آیت‌ا... خمینی(ره) برای عنوان نکردن شهادت امام ششم در اعلامیه توجهی نکردند. آیت‌ا... فرمود: «این عید را عزای ملی اعلام می‌کنیم نه به خاطر این‌ که مصادف است با شهادت حضرت صادق علیه‌السلام؛ آن حضرت مقامش عالی و بلند است؛ به سبب صدماتی که در این سال به اسلام وارد شد.»
2 فروردین سال 1342 (مصادف با شهادت امام جعفر صادق علیه‌السلام) مجالس ختمی در "بیت آیت‌ا... ، مدرسه حجتیه و مدرسه فیضیه" برگزار شد. تلاش ساواک (سازمان اطلاعات و امنیّت حکومت پهلوی) در به هم ریختن جلسه بیت امام(ره) و مدرسه حجتیه بی‌ نتیجه ماند ولی در مجلس ختم مدرسه فیضیه با پوشش شخصی به مردم و روحانیون حمله کردند و به ضرب و شتم عزاداران پرداختند.
هجوم عوامل رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه نقش مهمی در افشای ماهیت این رژیم و شکل گیری نهضت اسلامی به رهبری آیت‌ا... خمینی(ره) داشت. ایشان جهت تنظیم اعلامیه در 13 فروردین سال 1342، از "سید محمد رضا گلپایگانی" (مرجع تقلید) و "سید محمد کاظم شریعتمداری" (مرجع تقلید) دعوت کرد تا اعلامیه‌ای با 3 امضاء در محکومیت اقدام دستگاه حکومتی نوشته، چاپ و توزیع شود. او در اعتراض به سکوت دیگر علماء در برابر اقدامات شاه، در آخرین مجلس تدریس خود در مسجد اعظم به مسائل سیاسی پرداخت و چنین فرمود: «... این سکوت مرگبار اسباب این می‌شود که زیر چکمه اسرائیل و به دست همین بهائیان، این مملکت ما، این نوامیس ما، پایمال شود.»
بررسی کنش‌های سران روحانی در این دوره حاکی از عدم همراهی این گروه با آیت‌ا... بود. ایشان از گام نخست به همبستگی سردمداران جامعه روحانیت در کشور ایران و جهان تشیع می‌اندیشید امّا به مرور زمان تنهایی خود را در مقابل حکومت پهلوی در نگاشته‌هایش نشان داد و از ضمیر اول شخص مفرد استفاده کرد و فرمود: «من مصمم هستم که از پا ننشینم تا دستگاه فاسد را به جای خود بنشانم ... مقابل شخص شاه من هستم. اگر ایشان تصمیم دارند به دین اسلام لطمه وارد سازند، اول باید مرا از بین ببرند، نه اینکه افراد نظامی را در لباس دهقانان و کارگران به قم آورده و مانند بربرهای وحشی، روحانیون را مجروح سازند.»
به گزارش پایگاه پرسن گرام آیت‌ا... خمینی(ره) در پیامی شفاهی و کتبی به "سید احمد خوانساری" (مرجع شیعه) نوشت: «به آقای خوانساری بگویید من می‌خواهم اعلامیه بنویسم. شما هم بایستی در این اعلامیه شریک باشید، یعنی باید آن را امضاء کنید، زیرا اگر شما در این اعلامیه شرکت نکنید مردم و به خصوص دولت تصور می‌کند علماء همه با هم مخالف هستند و از این موضوع برای پیشرفت مقاصد خود استفاده خواهند کرد. پس باید فکر اساسی بکنیم و همه با هم دست اتفاق بدهیم تا حساب این لا مذهب‌ها را برسیم. در غیر این صورت دین و ایمان ما در خطر است و راهی را که شاه و دولت در پیش دارند لطمه بزرگ و جبران ناپذیری را به دین اسلام خواهند زد؛ بنابراین باید با اتحاد و اتفاق جلوی این خطر بزرگ را گرفته و علیه آن‌ها قیام کنید. ضمناً اگر هیچ یک از علماء در این امر شرکت نمی‌کنند به من بگویید تا من بدانم در مورد مقابله با آن‌ها چه بایستی بکنم.»
13 خرداد سال 1342، آیت‌ا... به مدرسه فیضیه رفت و در سخنرانی ویژه‌ خود شاه و اسرائیل را اساس گرفتاری‌های ملّت، معرفی و سلطنت را به دلیل تعارض سلطنت موروثی با حقوق بشر و تعیین سرنوشت ملّت نفی کرد. اصالت انديشه، صلابت رأى و صداقت مخلصانه ایشان علّت تأثیر پیام و کلام او در ذهن مردم بود.
این سخنرانی تاریخی و صریح آیت‌ا... خمینی(ره) سبب دستگیری و انتقال ایشان به زندان قصر تهران شد. با دستگیری او مردم در 15 خرداد سال 1342، به تظاهرات و قیام پرداختند که توسط رژیم تعداد زیادی از آنها شهید شدند. برخی از مراجع در تقبیح کشتار مردم معترض و حمایت از آیت‌ا... اعلامیه منتشر کردند، امّا بر مرجعیت ایشان تأکید نداشتند. سرانجام طرفداران و شاگردان او با گواهی اجتهاد 4 مجتهد، محاکمه و اعدام او را ساقط کردند.
با اعتراض علماء و مردم، در 15 فروردین سال 1343، آیت‌ا... از زندان و حصر آزاد شد و به شهر قم بازگشت. 21 فرودین همان سال، ایشان پس از آزادی از حبس و حصر در مسجد اعظم قم در سخنرانی خود به اتحاد مسلمین و روحانیون اشاره داشت. هرگونه ملاقات یا تماس روحانیون ارشد با سلطنت و دربار مورد انتقاد انقلابیون بود.
در این میان حکومت پهلوی اقدام به تأسیس "بنیاد دانشگاه اسلامی" کرد تا روحانیون را دولتی و منزوی کند و حوزه‌های علمیه را ویران سازد. آیت‌ا... حقیقت و انگیزه رژیم را پیشبرد توطئه اسلام زدایی دانست و در این مورد هشدار داد: «... این دانشگاه اسلامی که می‌خواهند درست کنند، نه اینکه خیال کنید با اسلام آشتی کرده‌اند، بلکه قضیه قرآنی است که در مقابل امیرالمؤمنین سلام‌ا... علیه سر نیزه کردند. معاویه با حربه قرآن، امیرالمؤمنین را شکست داد ... مگر می‌شود با دانشگاه اسلامی، اسلام را شکست داد؟ مگر ما می‌گذاریم شما دانشگاه اسلامی درست کنید؟ ما آن کسی را که در این دانشگاه وارد شود، تفسیق می‌کنیم و میان ملّت از بین خواهد رفت.»


21 مهر سال 1343، لایحه "کاپیتولاسیون" (مصونیت مستشاران آمریکایی در کشور ایران) در مجلس شورای ملی تصویب شد و آیت‌ا... خمینی(ره) با اقدام به افشای این لایحه، به دولت ایالات متحده آمریکا اعتراض کرد. <br>4 آبان همان سال، آیت‌ا... با بیان واقعیات این لایحه در مجلس سخنرانی فرمود: «... من تأثرات قلبی خودم را نمی‌توانم اظهار کنم ... استقلال ما را فروختند ... قانونی در مجلس بردند؛ در آن قانون اولا ما را ملحق کردند به پیمان وین ... و تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده‌هایشان، با کارمندهای فنی شان، با کارمندان اداریشان، با خدمه شان، با هر کس که بستگی به آن‌ها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند، مصون هستند. اگر یک خادم آمریکایی، مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد. دادگاه‌های ایران حق ندارند محاکمه کنند، باید برود آمریکا آنجا در آمریکا ارباب‌ها تکلیف را معین کنند ... آمریکا بدتر از شوروی و‏‎ ‎‏شوروی بدتر از آمریکا و انگلیس از هر دو بدتر و همه از هم بدتر.‏»<br>آیت‌ا... خمینی(ره) بعد از این افشاگری و مخالفت با لایحه کاپیتولاسیون در شهر قم دستگیر و به فرودگاه مهرآباد تهران منتقل و از آنجا به کشور "ترکیه" تبعید شد.<br>‏‏‏ به گزارش پایگاه پرسن گرام همه مراجع وقت با صدور اطلاعیه، اقدام رژیم را مورد اعتراض قرار دادند‏‎. در این میان‏‎ ‎‏آیت‌ا... "میلانی" در حمایت از آیت‌ا... ‎‏اطّلاعیه‌ای خطاب به حکومت پهلوی نوشت: «... تصور نکنید که آقای خمینی تنها بود،‏‎ ‎‏او زبان گویای همه ما بود که هرچه می‌گفت حق می‌گفت. شما با تبعید او انگار همه ما را‏‎ ‎‏تبعید کرده‌اید. ...» مراجع نجف نیز با صدور اطّلاعیه‌ها و تلگراف‌هایی به ایران و ترکیه، ضمن‏‎ ‎‏محکوم کردن عمل رژیم پهلوی، خواستار رفع فشار و محدودیت دولت ترکیه از ایشان شدند.‏

21 مهر سال 1343، لایحه "کاپیتولاسیون" (مصونیت مستشاران آمریکایی در کشور ایران) در مجلس شورای ملی تصویب شد و آیت‌ا... خمینی(ره) با اقدام به افشای این لایحه، به دولت ایالات متحده آمریکا اعتراض کرد.
4 آبان همان سال، آیت‌ا... با بیان واقعیات این لایحه در مجلس سخنرانی فرمود: «... من تأثرات قلبی خودم را نمی‌توانم اظهار کنم ... استقلال ما را فروختند ... قانونی در مجلس بردند؛ در آن قانون اولا ما را ملحق کردند به پیمان وین ... و تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده‌هایشان، با کارمندهای فنی شان، با کارمندان اداریشان، با خدمه شان، با هر کس که بستگی به آن‌ها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند، مصون هستند. اگر یک خادم آمریکایی، مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد. دادگاه‌های ایران حق ندارند محاکمه کنند، باید برود آمریکا آنجا در آمریکا ارباب‌ها تکلیف را معین کنند ... آمریکا بدتر از شوروی و‏‎ ‎‏شوروی بدتر از آمریکا و انگلیس از هر دو بدتر و همه از هم بدتر.‏»
آیت‌ا... خمینی(ره) بعد از این افشاگری و مخالفت با لایحه کاپیتولاسیون در شهر قم دستگیر و به فرودگاه مهرآباد تهران منتقل و از آنجا به کشور "ترکیه" تبعید شد.
‏‏‏ به گزارش پایگاه پرسن گرام همه مراجع وقت با صدور اطلاعیه، اقدام رژیم را مورد اعتراض قرار دادند‏‎. در این میان‏‎ ‎‏آیت‌ا... "میلانی" در حمایت از آیت‌ا... ‎‏اطّلاعیه‌ای خطاب به حکومت پهلوی نوشت: «... تصور نکنید که آقای خمینی تنها بود،‏‎ ‎‏او زبان گویای همه ما بود که هرچه می‌گفت حق می‌گفت. شما با تبعید او انگار همه ما را‏‎ ‎‏تبعید کرده‌اید. ...» مراجع نجف نیز با صدور اطّلاعیه‌ها و تلگراف‌هایی به ایران و ترکیه، ضمن‏‎ ‎‏محکوم کردن عمل رژیم پهلوی، خواستار رفع فشار و محدودیت دولت ترکیه از ایشان شدند.‏


13 آبان سال 1343، آیت‌ا... خمینی(ره) در شهر قم بازداشت و از فرودگاه مهرآباد تهران به کشور "ترکیه" تبعید شد. ایشان در روستای "بورسا" اقامت داشت که کتاب ‏‏"تحریرالوسیله" را نوشت. ا‎‏و با پاسخ به تلگراف‌ها و نامه‌ها جریان مبارزات سیاسی ایران را هدایت کرد. <br>سید روح‌ا... خمینی(ره) با تمام محدودیت‌ها به مبارزات خود علیه استکبار ادامه داد و مردم ترکیه نیز تحت تأثیر روحیه انقلابی ایشان، تعدادی از نمایندگان مجلس ترکیه، ارتش و مقامات امنیّتی این کشور را مورد سؤال و استیضاح قرار دادند.

13 آبان سال 1343، آیت‌ا... خمینی(ره) در شهر قم بازداشت و از فرودگاه مهرآباد تهران به کشور "ترکیه" تبعید شد. ایشان در روستای "بورسا" اقامت داشت که کتاب ‏‏"تحریرالوسیله" را نوشت. ا‎‏و با پاسخ به تلگراف‌ها و نامه‌ها جریان مبارزات سیاسی ایران را هدایت کرد.
سید روح‌ا... خمینی(ره) با تمام محدودیت‌ها به مبارزات خود علیه استکبار ادامه داد و مردم ترکیه نیز تحت تأثیر روحیه انقلابی ایشان، تعدادی از نمایندگان مجلس ترکیه، ارتش و مقامات امنیّتی این کشور را مورد سؤال و استیضاح قرار دادند.


13 مهر سال 1344، آیت‌ا... خمینی(ره) توسط رژیم پهلوی به کشور "عراق" تبعید شد. ایشان پس از زیارت ائمه اطهارعلیهم‌السلام به شهر نجف رفت و سپس به دیدار برخی از مراجع و علماء نائل آمد. 23 آبان همان سال، او آغاز به تدریس علوم حوزوی در حوزه علمیه نجف (مسجد شیخ انصاری) نمود و در مدّت 13 سال تدریس خود به بیان وظایف سران ممالک اسلامی و مسئولیت علماء در مبارزه با استعمار و صهیونیزم پرداخت. ایشان با ارسال نامه‌هایی به ایران و ایراد سخنرانی‌، رهبری نهضت انقلابی مردم ایران را نیز برعهده داشت. <br>با آغاز حمله اسرائیل به کشورهای عربی و جنگ 6 روزه ما بین آن‌ها و با توجه به رابطه سیاسی، نظامی و اقتصادی رژیم ایران با اسرائیل و تأمین نفت مورد نیاز آن‌ها از سوی ایران، آیت‌ا... خمینی(ره) با صدور بیانیه‌ای، ملل اسلامی را به یگانگی و اتحاد فراخواند. ایشان وجود هرگونه رابطه با اسرائیل و فروش نفت به اسرائیل را تحریم و مخالف با اسلام اعلام کرد و در این مورد فرمود: «... این ماده فساد که در قلب ممالک اسلامی با پشتیبانی دول استعماری بزرگ، جایگزین شده است و ریشه‌های فسادش هر روز ممالک اسلامی را تهدید می‌کند، باید با همکاری ممالک اسلامی و ملل بزرگ اسلام، ریشه کن شود ... کمک به اسرائیل و عمال آن، چه رابطه تجاری و چه رابطه سیاسی، حرام و مخالفت با اسلام است ...» متن اعلامیه به زبان عربی و فارسی توسط رادیو عراق پخش شد.<br>به گزارش پایگاه پرسن گرام آیت‌ا... مباحث حکومت اسلامی، مبارزه علیه حکومت پهلوی و تشکیل حکومت اسلامی را در قالب موضوع ولایت فقیه عنوان کرد. ایشان ضمن بررسی مصایب و مشکلات مسلمانان و حوزه‌های علمیه به توطئه انحراف فکری "جدایی دین از سیاست" و عدم دخالت روحانیون در سیاست پرداخت. او در این باره چنین فرمود: «خدا می‌داند که این صحبت‌ها از مسایل واجبتر است. این صحبت‌ها شما را زنده می‌کند ... اسلام دین سیاست است اصلش، اسلام‏‎ ‎‏یک دینی است که احکام عبادیش هم سیاسی است، این خطبه‌های‏‎ ‎‏جمعه، آن خطبه‌های عید، این جماعت، این مکّه، این عرفات، همه‌اش یک مسایل سیاسی است. با اینکه عبادت‌اند، در عبادتش‏‎ ‎‏هم سیاست است، سیاستش هم عبادت است.»‏‏‏<br>به دنبال اعلام برگزاری جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی توسط رژیم پهلوی با هزینه‌های گزاف، آیت‌ا... در بیان‌های ضمن اعتراض به برگزاری این جشن‌ها فرمود: «جشن را برای او امیرالمؤمنین علیه‌السلام باید گرفت که برای این که یک خلخالی از پای یک نفر معاند در می‌آید، آرزوی مرگ می‌کند؛ نه کسی که اگر یک دفعه یک شعاری بر خلاف هوای نفس او داده بشود، بفرستد بریزند در دانشگاه ... چرا؟ برای اینکه شعار دادند که ما جشن 2500 ساله را نمی‌خواهیم ... گرسنگی مسلمان‌ها را رفع کنید ... روی مرده‌ها جشن نگیرید. این جشن‌ها و عیاشی‌ها مربوط به ملّت شریف و مسلمان ایران نیست و دایر کننده و شرکت کننده این جشن‌ها خائن به اسلام و ملّت ایران می‌باشد.»<br>سال 1356، آیت‌ا... خمینی(ره) در آخرین سخنرانی خود در شهر نجف (مصادف با سال روز قیام 15 خرداد سال 1342) قیام بر ضد شاه و دخالت‌های آمریکا در ایران را تکلیفی شرعی اعلام کرد و در تجلیل از 15 خرداد فرمود: «15 خرداد باید زنده بماند ... همه گرفتاری‌هایی که ما داریم، از دست آمریکا است. مجرم دست دوم عبارت از این شاه است.» <br>مرداد سال 1356، ایشان در پيامى اعلام كرد: «اكنون به واسطه اوضاع داخلى و خارجى و انعكاس جنايات رژيم در مجامع و مطبوعات خارجى فرصتى است كه بايد مجامع علمى و فرهنگى و رجال وطنخواه و دانشجويان خارج و داخل و انجمن‌هاى اسلامى در هر جايى بی درنگ از آن استفاده كنند و بى پرده بپا خيزند.» <br>مقاله‌اى توهين آميز عليه آیت‌ا... با عنوان "ارتجاع سرخ و سیاه در ایران" به دستور ساواک و با نام مستعار "احمد رشیدی مطلق" در روزنامه اطلاعات در 17 دی سال 1356، به چاپ رسید. <br>19 دى همان سال، مردم شهر قم در اعتراض به اين مقاله قیام کردند و جمعى از طلاب انقلابى کشته شدند. آیت‌ا... پس از دریافت گزارش کشتار 19 دی، در بیاناتی، ضمن تسلیت به ملّت ایران با اشاره به سفر "جیمز ارل کارتر" (رئیس جمهور وقت آمریکا) به ایران، به تشریح 50 سال جنایات سلطنت غیر قانونی پهلوی پرداخت و مفاسد ارتش، دانشگاه و مجلس شاهنشاهی را برشمرد و در پایان همه طبقات را به وحدت کلمه به منظور ادامه مبارزه با رژیم فرا خواند. <br>2 مهر سال 1357، منزل آیت‌ا... خمینی(ره) توسط مأموران عراقی در شهر نجف محاصره شد و در 10 مهر همان سال، بالاجبار از کشور عراق رفت.

13 مهر سال 1344، آیت‌ا... خمینی(ره) توسط رژیم پهلوی به کشور "عراق" تبعید شد. ایشان پس از زیارت ائمه اطهارعلیهم‌السلام به شهر نجف رفت و سپس به دیدار برخی از مراجع و علماء نائل آمد. 23 آبان همان سال، او آغاز به تدریس علوم حوزوی در حوزه علمیه نجف (مسجد شیخ انصاری) نمود و در مدّت 13 سال تدریس خود به بیان وظایف سران ممالک اسلامی و مسئولیت علماء در مبارزه با استعمار و صهیونیزم پرداخت. ایشان با ارسال نامه‌هایی به ایران و ایراد سخنرانی‌، رهبری نهضت انقلابی مردم ایران را نیز برعهده داشت.
با آغاز حمله اسرائیل به کشورهای عربی و جنگ 6 روزه ما بین آن‌ها و با توجه به رابطه سیاسی، نظامی و اقتصادی رژیم ایران با اسرائیل و تأمین نفت مورد نیاز آن‌ها از سوی ایران، آیت‌ا... خمینی(ره) با صدور بیانیه‌ای، ملل اسلامی را به یگانگی و اتحاد فراخواند. ایشان وجود هرگونه رابطه با اسرائیل و فروش نفت به اسرائیل را تحریم و مخالف با اسلام اعلام کرد و در این مورد فرمود: «... این ماده فساد که در قلب ممالک اسلامی با پشتیبانی دول استعماری بزرگ، جایگزین شده است و ریشه‌های فسادش هر روز ممالک اسلامی را تهدید می‌کند، باید با همکاری ممالک اسلامی و ملل بزرگ اسلام، ریشه کن شود ... کمک به اسرائیل و عمال آن، چه رابطه تجاری و چه رابطه سیاسی، حرام و مخالفت با اسلام است ...» متن اعلامیه به زبان عربی و فارسی توسط رادیو عراق پخش شد.
به گزارش پایگاه پرسن گرام آیت‌ا... مباحث حکومت اسلامی، مبارزه علیه حکومت پهلوی و تشکیل حکومت اسلامی را در قالب موضوع ولایت فقیه عنوان کرد. ایشان ضمن بررسی مصایب و مشکلات مسلمانان و حوزه‌های علمیه به توطئه انحراف فکری "جدایی دین از سیاست" و عدم دخالت روحانیون در سیاست پرداخت. او در این باره چنین فرمود: «خدا می‌داند که این صحبت‌ها از مسایل واجبتر است. این صحبت‌ها شما را زنده می‌کند ... اسلام دین سیاست است اصلش، اسلام‏‎ ‎‏یک دینی است که احکام عبادیش هم سیاسی است، این خطبه‌های‏‎ ‎‏جمعه، آن خطبه‌های عید، این جماعت، این مکّه، این عرفات، همه‌اش یک مسایل سیاسی است. با اینکه عبادت‌اند، در عبادتش‏‎ ‎‏هم سیاست است، سیاستش هم عبادت است.»‏‏‏
به دنبال اعلام برگزاری جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی توسط رژیم پهلوی با هزینه‌های گزاف، آیت‌ا... در بیان‌های ضمن اعتراض به برگزاری این جشن‌ها فرمود: «جشن را برای او امیرالمؤمنین علیه‌السلام باید گرفت که برای این که یک خلخالی از پای یک نفر معاند در می‌آید، آرزوی مرگ می‌کند؛ نه کسی که اگر یک دفعه یک شعاری بر خلاف هوای نفس او داده بشود، بفرستد بریزند در دانشگاه ... چرا؟ برای اینکه شعار دادند که ما جشن 2500 ساله را نمی‌خواهیم ... گرسنگی مسلمان‌ها را رفع کنید ... روی مرده‌ها جشن نگیرید. این جشن‌ها و عیاشی‌ها مربوط به ملّت شریف و مسلمان ایران نیست و دایر کننده و شرکت کننده این جشن‌ها خائن به اسلام و ملّت ایران می‌باشد.»
سال 1356، آیت‌ا... خمینی(ره) در آخرین سخنرانی خود در شهر نجف (مصادف با سال روز قیام 15 خرداد سال 1342) قیام بر ضد شاه و دخالت‌های آمریکا در ایران را تکلیفی شرعی اعلام کرد و در تجلیل از 15 خرداد فرمود: «15 خرداد باید زنده بماند ... همه گرفتاری‌هایی که ما داریم، از دست آمریکا است. مجرم دست دوم عبارت از این شاه است.»
مرداد سال 1356، ایشان در پيامى اعلام كرد: «اكنون به واسطه اوضاع داخلى و خارجى و انعكاس جنايات رژيم در مجامع و مطبوعات خارجى فرصتى است كه بايد مجامع علمى و فرهنگى و رجال وطنخواه و دانشجويان خارج و داخل و انجمن‌هاى اسلامى در هر جايى بی درنگ از آن استفاده كنند و بى پرده بپا خيزند.»
مقاله‌اى توهين آميز عليه آیت‌ا... با عنوان "ارتجاع سرخ و سیاه در ایران" به دستور ساواک و با نام مستعار "احمد رشیدی مطلق" در روزنامه اطلاعات در 17 دی سال 1356، به چاپ رسید.
19 دى همان سال، مردم شهر قم در اعتراض به اين مقاله قیام کردند و جمعى از طلاب انقلابى کشته شدند. آیت‌ا... پس از دریافت گزارش کشتار 19 دی، در بیاناتی، ضمن تسلیت به ملّت ایران با اشاره به سفر "جیمز ارل کارتر" (رئیس جمهور وقت آمریکا) به ایران، به تشریح 50 سال جنایات سلطنت غیر قانونی پهلوی پرداخت و مفاسد ارتش، دانشگاه و مجلس شاهنشاهی را برشمرد و در پایان همه طبقات را به وحدت کلمه به منظور ادامه مبارزه با رژیم فرا خواند.
2 مهر سال 1357، منزل آیت‌ا... خمینی(ره) توسط مأموران عراقی در شهر نجف محاصره شد و در 10 مهر همان سال، بالاجبار از کشور عراق رفت.


13 مهر سال 1357، آیت‌ا... خمینی(ره) از کشور عراق خارج و به پیشنهاد "سید احمد خمینی" به کشور "فرانسه" رفت و پس از ورود به شهر پاریس فرمود: «... من در برابر اسلام و ملّت ایران مسئولم و باید به وظیفه الهی و معنوی خود عمل کنم ... اگر می‌ماندم، خود را در برابر ملّت ایران، گنهکار احساس می‌کردم، من نمی‌توانم بی تفاوت بمانم.» &lt;/br&gt;در بدو ورود آیت‌ا... به پاریس، نمایندگان کاخ الیزه در ملاقات با ایشان، پیام رسمی دولت فرانسه را مبنی بر ممانعت از هرگونه فعّالیت سیاسی ابلاغ کردند. او در پاسخ آن‌ها فرمود: «... من هر کجا بروم حرفم را می‌زنم ... من به دنیا خواهم گفت که در ایران چه می‌گذرد.»&lt;/br&gt;23 دی سال 1357، "شورای سلطنت" توسط شاه تأسیس شد تا از سقوط رژیم پهلوی جلوگیری کند. پس از آن "سید جلال تهرانی" (سناتور سابق و رئیس شورای سلطنت) در 30 دی‌ همان سال، به نوفل‌لوشاتو رفت و درخواست ملاقات با امام کرد؛ امّا ایشان با فراست شرط پذیرش این درخواست را استعفای تهرانی و تأکید بر غیرقانونی خواندن این شورا مطرح کرد که در نهایت تهرانی پذیرفت. وی متن استعفانامه‌‎ ‎‌خود را بعد از دیدار با آیت‌ا... به‌ اطلاع خبرنگاران رساند و به‌ کشور بلژیک‌ رفت که انعکاس و‎ ‎‌تبعات گسترده‌ای در مطبوعات داشت.‎<br><br>**مصاحبه‌های آیت‌ا... در پاریس**<br>آیت‌ا... خمینی(ره) در روستای "نوفل لوشاتو" واقع در حومه "پاریس" به مدت 4 ماه اقامت داشت. علی‌رغم ممنوعیت مصاحبه خبرنگاران با آیت‌ا...، مصاحبه‏ها و دیدارهای ایشان در زمینه حکومت اسلامی و هدف‌های آتی نهضت اسلامی از این مکان برای جهانیان بازگو شد. مردم جهان با اندیشه و قیام او آشنا شدند و مسائل ایران و جریان انقلاب اسلامی در صدر اخبار جهان قرار گرفت. <br>نخستین مصاحبه آیت‌ا... خمینی(ره) با روزنامه "فیگارو" تحت عنوان "مذاکره" در 3 آبان سال 1357، انجام پذیرفت که موجب شکسته شدن ممنوعیت مصاحبه ایشان با دیگر خبرنگاران شد به طوری که از 3 آبان سال 1357 تا 21 آذر سال 1357، او در 53 مصاحبه، نظریات خود را در زمینه‌ حذف رژیم سلطنتی و استقرار حکومت جمهوری اسلامی بیان داشت. مجموعه پیام‌ها، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های امام خمینی(ره) در 2 ماه اول، 458 صفحه بود. <br>مهمترین مصاحبه‌های آیت‌ا... خمینی(ره) به شرح زیر است: <br>خبرگزاری "رویتر" در 4 آبان سال 1357، در پاریس از آیت‌ا... پرسید: «آیا علماء، خود حکومت خواهند کرد؟» او فرمود: «علماء خود حکومت نخواهند کرد، آنان ناظر و ‌هادی مجریان امور می‌باشند، این حکومت در همه مراتب خود متکی به‌ آرای مردم و تحت نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود.»<br>روزنامه انگلیسی "اکونومیست" در 18 آبان همان سال، نقش روحانیت و رهبران مذهبی در آینده ایران را از آیت‌ا... پرسش کرد که ایشان فرمود: «روحانیون در حکومت آینده نقش ارشاد و هدایت دولت را دارا خواهند بود.»<br>کانال 2 فرانسه در 18 دی سال 1357 نیز در مورد حکومت شخص آیت‌ا... پرسید که او فرمود: «نخیر من نخواهم بود، ما شورایی تأسیس می‌کنیم که در آن شورا مجلس تشکیل بشود؛ بعد مجلس با اتکال به ‌ملّت ترتیب کارها را می‌دهد.» <br>مصاحبه با شبکه تلویزیون "سی بی اس" آمریکا در 22 دی سال 1357، در مورد نقش آیت‌ا... سؤال شد که ایشان فرمود: «من در آینده هم همین نقشی را که الان دارم خواهم داشت، نقش هدایت و راهنمایی و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام می‌کنم و اگر خیانتکاری در کار باشد با او مبارزه می‌کنم، لکن در خود دولت هیچ نقشی ندارم.»<br>روزنامه اندونزی "تمپو" نیز در مصاحبه با آیت‌ا... خمینی(ره) در 23 دی سال 1357، در مورد استعفای شاه و انتخاب ایشان به‌ عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران پرسش کرد و چنین پاسخ گرفت: «من شخصاً چنین مقامی را نمی‌پذیرم.»<br>روزنامه "اطلاعات" با آیت‌ا... خمینی(ره) در سال 1357 در پاریس مصاحبه داشت. در این مصاحبه به چگونگی نقش زنان در حکومت اسلامی و مشارکت آنان در امور مملکت پرداخت که آیت‌ا... در پاسخ به این پرسش‌ها فرمود: «در مورد اینگونه مسائل حکومت اسلامی تکالیف را معین می‌کند و الان وقت اظهار نظر در این زمینه‌ها نیست. زنان همچون مردان در ساختن جامعه اسلامی فردا شرکت دارند. آنان از حق رأی دادن و رأی گرفتن برخوردارند. در مبارزات اخیر ایران، زنان نیز سهمی چون مردان دارند. ما همه‌ گونه آزادی را به زن خواهیم داد. البته جلوی فساد را می‌گیریم و در این مورد دیگر بین زن و مرد فرقی نیست.» <br>"حمیده امیری" (خبرنگار کیهان) مشهور به "نوشابه امیری" در مصاحبه‌ای با آیت‌ا... خمینی در پاریس از ایشان پرسید: «چون مرا به عنوان یک زن پذیرفته‌اید این نشان‌ دهنده این است که نهضت ما یک نهضت مترقّی است، اگرچه دیگران سعی کردند نشان دهند که عقب‌ مانده است. فکر می‌کنید به نظر شما آیا زنان ما باید حتماً حجاب داشته باشند، مثلاً چیزی روی سر داشته باشند یا نه؟» <br>به گزارش پایگاه پرسن گرام آیت‌ا... در پاسخ چنین فرمود: «این که من شما را پذیرفته‌ام، من شما را نپذیرفته‌ام. شما آمده‌اید اینجا و من نمی‌دانستم که شما می‌خواهید بیایید اینجا و این هم دلیل بر این نیست که اسلام مترقی است که به مجرد این که شما آمدید اینجا، اسلام مترقی است. مترقی به کمالات انسانی و نفسانی است و با اثر بودن افراد در ملّت و مملکت است نه اینکه سینما بروند و دانس بروند و این‌ها ترقّیّاتی است که برای شما درست کرده‌اند و شما را به عقب رانده و باید بعداً جبران کنیم. شماها آزادید در کارهای صحیح؛ در دانشگاه بروید و هر کاری را که صحیح است بکنید و هم ملّت در این زمینه‌ها آزادند، امّا اگر بخواهند کاری خلاف عفت بکنند و یا مضر به حال ملّت و خلاف ملّیت بکنند جلوگیری می‌شود و این دلیل بر مترقّی بودن است.»

13 مهر سال 1357، آیت‌ا... خمینی(ره) از کشور عراق خارج و به پیشنهاد "سید احمد خمینی" به کشور "فرانسه" رفت و پس از ورود به شهر پاریس فرمود: «... من در برابر اسلام و ملّت ایران مسئولم و باید به وظیفه الهی و معنوی خود عمل کنم ... اگر می‌ماندم، خود را در برابر ملّت ایران، گنهکار احساس می‌کردم، من نمی‌توانم بی تفاوت بمانم.» </br>در بدو ورود آیت‌ا... به پاریس، نمایندگان کاخ الیزه در ملاقات با ایشان، پیام رسمی دولت فرانسه را مبنی بر ممانعت از هرگونه فعّالیت سیاسی ابلاغ کردند. او در پاسخ آن‌ها فرمود: «... من هر کجا بروم حرفم را می‌زنم ... من به دنیا خواهم گفت که در ایران چه می‌گذرد.»</br>23 دی سال 1357، "شورای سلطنت" توسط شاه تأسیس شد تا از سقوط رژیم پهلوی جلوگیری کند. پس از آن "سید جلال تهرانی" (سناتور سابق و رئیس شورای سلطنت) در 30 دی‌ همان سال، به نوفل‌لوشاتو رفت و درخواست ملاقات با امام کرد؛ امّا ایشان با فراست شرط پذیرش این درخواست را استعفای تهرانی و تأکید بر غیرقانونی خواندن این شورا مطرح کرد که در نهایت تهرانی پذیرفت. وی متن استعفانامه‌‎ ‎‌خود را بعد از دیدار با آیت‌ا... به‌ اطلاع خبرنگاران رساند و به‌ کشور بلژیک‌ رفت که انعکاس و‎ ‎‌تبعات گسترده‌ای در مطبوعات داشت.‎

مصاحبه‌های آیت‌ا... در پاریس
آیت‌ا... خمینی(ره) در روستای "نوفل لوشاتو" واقع در حومه "پاریس" به مدت 4 ماه اقامت داشت. علی‌رغم ممنوعیت مصاحبه خبرنگاران با آیت‌ا...، مصاحبه‏ها و دیدارهای ایشان در زمینه حکومت اسلامی و هدف‌های آتی نهضت اسلامی از این مکان برای جهانیان بازگو شد. مردم جهان با اندیشه و قیام او آشنا شدند و مسائل ایران و جریان انقلاب اسلامی در صدر اخبار جهان قرار گرفت.
نخستین مصاحبه آیت‌ا... خمینی(ره) با روزنامه "فیگارو" تحت عنوان "مذاکره" در 3 آبان سال 1357، انجام پذیرفت که موجب شکسته شدن ممنوعیت مصاحبه ایشان با دیگر خبرنگاران شد به طوری که از 3 آبان سال 1357 تا 21 آذر سال 1357، او در 53 مصاحبه، نظریات خود را در زمینه‌ حذف رژیم سلطنتی و استقرار حکومت جمهوری اسلامی بیان داشت. مجموعه پیام‌ها، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های امام خمینی(ره) در 2 ماه اول، 458 صفحه بود.
مهمترین مصاحبه‌های آیت‌ا... خمینی(ره) به شرح زیر است:
خبرگزاری "رویتر" در 4 آبان سال 1357، در پاریس از آیت‌ا... پرسید: «آیا علماء، خود حکومت خواهند کرد؟» او فرمود: «علماء خود حکومت نخواهند کرد، آنان ناظر و ‌هادی مجریان امور می‌باشند، این حکومت در همه مراتب خود متکی به‌ آرای مردم و تحت نظارت و ارزیابی و انتقاد عمومی خواهد بود.»
روزنامه انگلیسی "اکونومیست" در 18 آبان همان سال، نقش روحانیت و رهبران مذهبی در آینده ایران را از آیت‌ا... پرسش کرد که ایشان فرمود: «روحانیون در حکومت آینده نقش ارشاد و هدایت دولت را دارا خواهند بود.»
کانال 2 فرانسه در 18 دی سال 1357 نیز در مورد حکومت شخص آیت‌ا... پرسید که او فرمود: «نخیر من نخواهم بود، ما شورایی تأسیس می‌کنیم که در آن شورا مجلس تشکیل بشود؛ بعد مجلس با اتکال به ‌ملّت ترتیب کارها را می‌دهد.»
مصاحبه با شبکه تلویزیون "سی بی اس" آمریکا در 22 دی سال 1357، در مورد نقش آیت‌ا... سؤال شد که ایشان فرمود: «من در آینده هم همین نقشی را که الان دارم خواهم داشت، نقش هدایت و راهنمایی و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام می‌کنم و اگر خیانتکاری در کار باشد با او مبارزه می‌کنم، لکن در خود دولت هیچ نقشی ندارم.»
روزنامه اندونزی "تمپو" نیز در مصاحبه با آیت‌ا... خمینی(ره) در 23 دی سال 1357، در مورد استعفای شاه و انتخاب ایشان به‌ عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران پرسش کرد و چنین پاسخ گرفت: «من شخصاً چنین مقامی را نمی‌پذیرم.»
روزنامه "اطلاعات" با آیت‌ا... خمینی(ره) در سال 1357 در پاریس مصاحبه داشت. در این مصاحبه به چگونگی نقش زنان در حکومت اسلامی و مشارکت آنان در امور مملکت پرداخت که آیت‌ا... در پاسخ به این پرسش‌ها فرمود: «در مورد اینگونه مسائل حکومت اسلامی تکالیف را معین می‌کند و الان وقت اظهار نظر در این زمینه‌ها نیست. زنان همچون مردان در ساختن جامعه اسلامی فردا شرکت دارند. آنان از حق رأی دادن و رأی گرفتن برخوردارند. در مبارزات اخیر ایران، زنان نیز سهمی چون مردان دارند. ما همه‌ گونه آزادی را به زن خواهیم داد. البته جلوی فساد را می‌گیریم و در این مورد دیگر بین زن و مرد فرقی نیست.»
"حمیده امیری" (خبرنگار کیهان) مشهور به "نوشابه امیری" در مصاحبه‌ای با آیت‌ا... خمینی در پاریس از ایشان پرسید: «چون مرا به عنوان یک زن پذیرفته‌اید این نشان‌ دهنده این است که نهضت ما یک نهضت مترقّی است، اگرچه دیگران سعی کردند نشان دهند که عقب‌ مانده است. فکر می‌کنید به نظر شما آیا زنان ما باید حتماً حجاب داشته باشند، مثلاً چیزی روی سر داشته باشند یا نه؟»
به گزارش پایگاه پرسن گرام آیت‌ا... در پاسخ چنین فرمود: «این که من شما را پذیرفته‌ام، من شما را نپذیرفته‌ام. شما آمده‌اید اینجا و من نمی‌دانستم که شما می‌خواهید بیایید اینجا و این هم دلیل بر این نیست که اسلام مترقی است که به مجرد این که شما آمدید اینجا، اسلام مترقی است. مترقی به کمالات انسانی و نفسانی است و با اثر بودن افراد در ملّت و مملکت است نه اینکه سینما بروند و دانس بروند و این‌ها ترقّیّاتی است که برای شما درست کرده‌اند و شما را به عقب رانده و باید بعداً جبران کنیم. شماها آزادید در کارهای صحیح؛ در دانشگاه بروید و هر کاری را که صحیح است بکنید و هم ملّت در این زمینه‌ها آزادند، امّا اگر بخواهند کاری خلاف عفت بکنند و یا مضر به حال ملّت و خلاف ملّیت بکنند جلوگیری می‌شود و این دلیل بر مترقّی بودن است.»


**باز گشایی فرودگاه مهرآباد**<br>بازگشت امام خمینی(ره) به ایران، پس از رفتن شاه در بیشتر مصاحبه‌ها عنوان شد و پاسخ امام(ره) به همه مصاحبه کنندگان اینگونه بود: «در اولین فرصت» <br>اواخر دی سال 1357، پس از انتشار خبر بازگشت امام(ره) در رسانه‌های خبری، رژیم و ارتش فرودگاه‌های کشور را بستند و تمامی پروازهای داخلی و خارجی متوقف شد. در این میان تظاهرات مردم تهران و شهرستان‌ها در اعتراض به بسته شدن فرودگاه‌ها شدت یافت و خواهان بازگشت امام خمینی(ره) به وطن شدند.<br>امام خمینی(ره) علی رغم بسته بودن فرودگاه‌ها و پخش خبرهای مربوط به سوء قصد به جان وی اعلام داشت، هر زمان بخواهد به ایران می‌آید. کمیته استقبال، برنامه مفصلی برای استقبال از امام(ره) مهیا کرد و مسئولیت امور انتظامی را برعهده گرفت. <br>9 بهمن همان سال، "شاپور بختیار" (آخرین نخست وزیر وقت حکومت پهلوی) اعلام کرد که فرودگاه برای ورود آیت‌ا... خمینی(ره) باز است. بختیار در توجیه تغییر تصمیم خود گفت: «... این ملا، که در ایرانی بودنش شکی نیست، می‌تواند به ایران بازگردد، ولی اگر خلافی از او سر بزند، توسط دادگاه‌های صالح به محاکمه کشانده خواهد شد ...»<br><br>**آخرین پیام امام در پاریس**<br>12 بهمن سال 1357، روزنامه اطلاعات چاپ کرد: «امام خمینی(ره) در فرودگاه شارل دوگل فرانسه یک کنفرانس مطبوعاتی تشکیل داده و از محبت ملّت فرانسه و مهمان نوازی اهالی دهکده نوفل لو‌شاتو تشکر کردند. امام خمینی(ره) به طور ضمنی از اینکه دولت فرانسه و مطبوعات این کشور انقلاب ایران را تأیید و با چاپ و پخش اخبار مفصل آن طی ماه‌های اخیر به بازتاب انقلاب کمک کرده‌اند، تشکر کرد.» <br>ایشان در خصوص بختیار، مواضع قبلی خود را تکرار کرد و فرمود: «ملاقات را نمی پذیرم، مگر آنکه استعفا بدهد و کنار برود». او همچنین در مورد ارتش افزود: «ما از ارتش می‌خواهیم که هر چه زودتر به ما متصل شود. ما می‌خواهیم ارتش مستقل باشد و از قید اجانب خارج شود، آزاد شود. آنها فرزندان ما هستند، ما به آنها محبت داریم باید به دامن ملّت بیایند. ارتش و ملّت از همدیگر هستند. ارتش باید از دولت غاصب کنار برود، تا مردم تکلیفشان را با او معین کنند ...»<br><br>**روز موعود مردم ایران**<br>12 بهمن سال 1357، امام خمینی(ره) پس از 14 سال و چند ماه تبعید با هواپیمای 747 شرکت هواپیمایی فرانسه (ایرفرانس) به ایران بازگشت. 150 نفر خبرنگار خارجی همراه امام(ره) در این پرواز حضور داشتند. استقبال از امام(ره) در فرودگاه مهرآباد در ایران بی‌سابقه بود و مراسم ورود آیت‌ا... به طور زنده از رادیو و تلویزیون پخش شد.<br>امام خمینی(ره) پس از ابراز تشکر از مستقبلین، با تکرار برنامه سیاسی خود، دولت بختیار را غیر قانونی و غاصب دانست و فرمود: «... ما این دولت را نمی‌توانیم بپذیریم. ملّت ایران رأی بر سقوط سلطنت داده است. بنابراین، ما نه مجلس را قبول داریم و نه حکومت را قانونی می‌دانیم. باید دولت کنار برود. شورای انقلاب حکومت را تعیین خواهد کرد. حکومت موقت موظف خواهد بود که مقدمات رفراندوم را تهیه کند. قانون اساسی که تدوین شد، به آراء عمومی گذاشته می‌شود، که اگر مردم قبول کنند، رژیم جمهوری و قانون جمهوری خواهد بود ...»<br>امام خمینی(ره) سپس با استقبال مردم برای زیارت قبور شهدای انقلاب به سمت بهشت زهرای تهران رفت و در آنجا سخنرانی کرد. ایشان با تأکید بر حاکمیت ملّی و نقش مردم در تعیین سرنوشت خود، غیر قانونی بودن مجلسین را مطرح نمود و فرمود: «چنانچه حکومت و سلطنت دولتی و فردی، در یک مرحله با رأی مردم بوده باشد و آن حکومت و دولت مشروعیت قانونی داشته باشد، این امر، حق آن مردم و نسل‌های بعدی را از بین نمی‌برد که هر زمان آن تصمیم را نادرست دیدند، آن را لغو کنند.»<br>امام خمینی درباره تعیین دولت آینده به جای دولت بختیار فرمود: «من توی دهن این دولت می‌زنم، من، به پشتیبانی این ملّت، دولت تعیین می‌کنم. من به واسطه اینکه این ملّت مرا قبول دارد [...] این آقا، که خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبول ندارند. ملّت هم قبولش ندارند. ارتش هم قبولش ندارند. فقط آمریکا از او پشتیبانی کرده و فرستاده و به ارتش دستور داده که از او پشتیبانی بکنند، انگلیس هم از این پشتیبانی کرده و گفته که باید از او پشتیبانی بکنید.»<br>امام(ره) در برابر این سخن بختیار که گفته بود که در مملکت 2 تا دولت نمی‌شود، اظهار داشت: «می‌گوید که در یک مملکت که 2 تا دولت نمی‌شود، خوب، این واضح است، این یک مملکت 2 تا دولت ندارد. لکن دولت غیر قانونی باید برود. تو، غیر قانونی هستی، دولتی که ما می‌گوییم دولتی است که متکی به آراء ملّت است، متکی به حکم خداست. تو باید یا خدا را انکار کنی، یا ملّت را.» <br>آنگاه امام خمینی(ره) خطاب به ارتش و افسران چنین فرمود: «می‌خواهیم که ارتش ما مستقل باشد. شما می‌خواهید نوکر باشید؟ من به شما نصیحت می‌کنم که بیایید در آغوش ملّت، بگویید ما باید مستقل باشیم ... اسلام برای شما بهتر از کفر است. ملّت برای شما بهتر از اجنبی است ... خیال نکنید که اگر رها کردید، ما می‌آییم شما را به دار می‌زنیم ...» <br>به گزارش پایگاه پرسن گرام تفکر شیعه با طاغوت در تعارض است و علمای شیعه درصدد براندازی طاغوت‌ها هستند. از این رو امام فرمود: «... اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، ولایت فقیه در کار نباشد، طاغوت است ... رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد، غیر مشروع است. وقتی غیر مشروع شد، طاغوت است ... طاغوت وقتی از بین می‌رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود.»<br>4 روز پس از ورود آیت‌ا... خمینی(ره) به تهران، "مهدی بازرگان" به نخست وزیری منصوب شد که این انتصاب با استقبال مردم و راهپیمایی‌های خیابانی آن‌ها تایید شد. بختیار نسبت به تشکیل دولت موقت گفت: «... اگر او می‌خواهد چنین دولتی در شهر مقدس قم تشکیل دهد اجازه خواهم داد. ما "واتیکان" (دولت شهری مستقل در شهر روم ایتالیا) کوچک خود را خواهیم داشت ...»<br>16 بهمن سال 1357، بختیار در توجیه مشروعیت نخست وزیری خود ماهیت جمهوری اسلامی امام(ره) را زیر سؤال برد و گفت: «هیچ کس نمی‌داند که جمهوری اسلامی او چیست؟ او، نه کثرت گرایی سیاسی و نه دموکراسی را می‌پذیرد. او می‌خواهد روحانیون، قانون الهی را اجرا کنند ...»<br>مردم با هدایت امام(ره) به دستور دولت مبنی بر حکومت نظامی توجه نکردند و به خیابان‌ها آمدند. سپس پاسگاه‌های پلیس، چند پادگان و پایگاه نظامی توسط مردم تصاحب شد. درگیری همافران (دسته‌ای از نیروی هوایی در رژیم پهلوی)، با افراد گارد سلطنتی در پادگان "دوشان تپه" آغاز شد و با اعلام بی طرفی ارتش در 22 بهمن سال 1357، دولت 37 روزه بختیار سقوط کرد و نهضت انقلابی امام خمینی(ره) به پیروزی رسید.

باز گشایی فرودگاه مهرآباد
بازگشت امام خمینی(ره) به ایران، پس از رفتن شاه در بیشتر مصاحبه‌ها عنوان شد و پاسخ امام(ره) به همه مصاحبه کنندگان اینگونه بود: «در اولین فرصت»
اواخر دی سال 1357، پس از انتشار خبر بازگشت امام(ره) در رسانه‌های خبری، رژیم و ارتش فرودگاه‌های کشور را بستند و تمامی پروازهای داخلی و خارجی متوقف شد. در این میان تظاهرات مردم تهران و شهرستان‌ها در اعتراض به بسته شدن فرودگاه‌ها شدت یافت و خواهان بازگشت امام خمینی(ره) به وطن شدند.
امام خمینی(ره) علی رغم بسته بودن فرودگاه‌ها و پخش خبرهای مربوط به سوء قصد به جان وی اعلام داشت، هر زمان بخواهد به ایران می‌آید. کمیته استقبال، برنامه مفصلی برای استقبال از امام(ره) مهیا کرد و مسئولیت امور انتظامی را برعهده گرفت.
9 بهمن همان سال، "شاپور بختیار" (آخرین نخست وزیر وقت حکومت پهلوی) اعلام کرد که فرودگاه برای ورود آیت‌ا... خمینی(ره) باز است. بختیار در توجیه تغییر تصمیم خود گفت: «... این ملا، که در ایرانی بودنش شکی نیست، می‌تواند به ایران بازگردد، ولی اگر خلافی از او سر بزند، توسط دادگاه‌های صالح به محاکمه کشانده خواهد شد ...»

آخرین پیام امام در پاریس
12 بهمن سال 1357، روزنامه اطلاعات چاپ کرد: «امام خمینی(ره) در فرودگاه شارل دوگل فرانسه یک کنفرانس مطبوعاتی تشکیل داده و از محبت ملّت فرانسه و مهمان نوازی اهالی دهکده نوفل لو‌شاتو تشکر کردند. امام خمینی(ره) به طور ضمنی از اینکه دولت فرانسه و مطبوعات این کشور انقلاب ایران را تأیید و با چاپ و پخش اخبار مفصل آن طی ماه‌های اخیر به بازتاب انقلاب کمک کرده‌اند، تشکر کرد.»
ایشان در خصوص بختیار، مواضع قبلی خود را تکرار کرد و فرمود: «ملاقات را نمی پذیرم، مگر آنکه استعفا بدهد و کنار برود». او همچنین در مورد ارتش افزود: «ما از ارتش می‌خواهیم که هر چه زودتر به ما متصل شود. ما می‌خواهیم ارتش مستقل باشد و از قید اجانب خارج شود، آزاد شود. آنها فرزندان ما هستند، ما به آنها محبت داریم باید به دامن ملّت بیایند. ارتش و ملّت از همدیگر هستند. ارتش باید از دولت غاصب کنار برود، تا مردم تکلیفشان را با او معین کنند ...»

روز موعود مردم ایران
12 بهمن سال 1357، امام خمینی(ره) پس از 14 سال و چند ماه تبعید با هواپیمای 747 شرکت هواپیمایی فرانسه (ایرفرانس) به ایران بازگشت. 150 نفر خبرنگار خارجی همراه امام(ره) در این پرواز حضور داشتند. استقبال از امام(ره) در فرودگاه مهرآباد در ایران بی‌سابقه بود و مراسم ورود آیت‌ا... به طور زنده از رادیو و تلویزیون پخش شد.
امام خمینی(ره) پس از ابراز تشکر از مستقبلین، با تکرار برنامه سیاسی خود، دولت بختیار را غیر قانونی و غاصب دانست و فرمود: «... ما این دولت را نمی‌توانیم بپذیریم. ملّت ایران رأی بر سقوط سلطنت داده است. بنابراین، ما نه مجلس را قبول داریم و نه حکومت را قانونی می‌دانیم. باید دولت کنار برود. شورای انقلاب حکومت را تعیین خواهد کرد. حکومت موقت موظف خواهد بود که مقدمات رفراندوم را تهیه کند. قانون اساسی که تدوین شد، به آراء عمومی گذاشته می‌شود، که اگر مردم قبول کنند، رژیم جمهوری و قانون جمهوری خواهد بود ...»
امام خمینی(ره) سپس با استقبال مردم برای زیارت قبور شهدای انقلاب به سمت بهشت زهرای تهران رفت و در آنجا سخنرانی کرد. ایشان با تأکید بر حاکمیت ملّی و نقش مردم در تعیین سرنوشت خود، غیر قانونی بودن مجلسین را مطرح نمود و فرمود: «چنانچه حکومت و سلطنت دولتی و فردی، در یک مرحله با رأی مردم بوده باشد و آن حکومت و دولت مشروعیت قانونی داشته باشد، این امر، حق آن مردم و نسل‌های بعدی را از بین نمی‌برد که هر زمان آن تصمیم را نادرست دیدند، آن را لغو کنند.»
امام خمینی درباره تعیین دولت آینده به جای دولت بختیار فرمود: «من توی دهن این دولت می‌زنم، من، به پشتیبانی این ملّت، دولت تعیین می‌کنم. من به واسطه اینکه این ملّت مرا قبول دارد ... این آقا، که خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبول ندارند. ملّت هم قبولش ندارند. ارتش هم قبولش ندارند. فقط آمریکا از او پشتیبانی کرده و فرستاده و به ارتش دستور داده که از او پشتیبانی بکنند، انگلیس هم از این پشتیبانی کرده و گفته که باید از او پشتیبانی بکنید.»
امام(ره) در برابر این سخن بختیار که گفته بود که در مملکت 2 تا دولت نمی‌شود، اظهار داشت: «می‌گوید که در یک مملکت که 2 تا دولت نمی‌شود، خوب، این واضح است، این یک مملکت 2 تا دولت ندارد. لکن دولت غیر قانونی باید برود. تو، غیر قانونی هستی، دولتی که ما می‌گوییم دولتی است که متکی به آراء ملّت است، متکی به حکم خداست. تو باید یا خدا را انکار کنی، یا ملّت را.»
آنگاه امام خمینی(ره) خطاب به ارتش و افسران چنین فرمود: «می‌خواهیم که ارتش ما مستقل باشد. شما می‌خواهید نوکر باشید؟ من به شما نصیحت می‌کنم که بیایید در آغوش ملّت، بگویید ما باید مستقل باشیم ... اسلام برای شما بهتر از کفر است. ملّت برای شما بهتر از اجنبی است ... خیال نکنید که اگر رها کردید، ما می‌آییم شما را به دار می‌زنیم ...»
به گزارش پایگاه پرسن گرام تفکر شیعه با طاغوت در تعارض است و علمای شیعه درصدد براندازی طاغوت‌ها هستند. از این رو امام فرمود: «... اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، ولایت فقیه در کار نباشد، طاغوت است ... رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد، غیر مشروع است. وقتی غیر مشروع شد، طاغوت است ... طاغوت وقتی از بین می‌رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود.»
4 روز پس از ورود آیت‌ا... خمینی(ره) به تهران، "مهدی بازرگان" به نخست وزیری منصوب شد که این انتصاب با استقبال مردم و راهپیمایی‌های خیابانی آن‌ها تایید شد. بختیار نسبت به تشکیل دولت موقت گفت: «... اگر او می‌خواهد چنین دولتی در شهر مقدس قم تشکیل دهد اجازه خواهم داد. ما "واتیکان" (دولت شهری مستقل در شهر روم ایتالیا) کوچک خود را خواهیم داشت ...»
16 بهمن سال 1357، بختیار در توجیه مشروعیت نخست وزیری خود ماهیت جمهوری اسلامی امام(ره) را زیر سؤال برد و گفت: «هیچ کس نمی‌داند که جمهوری اسلامی او چیست؟ او، نه کثرت گرایی سیاسی و نه دموکراسی را می‌پذیرد. او می‌خواهد روحانیون، قانون الهی را اجرا کنند ...»
مردم با هدایت امام(ره) به دستور دولت مبنی بر حکومت نظامی توجه نکردند و به خیابان‌ها آمدند. سپس پاسگاه‌های پلیس، چند پادگان و پایگاه نظامی توسط مردم تصاحب شد. درگیری همافران (دسته‌ای از نیروی هوایی در رژیم پهلوی)، با افراد گارد سلطنتی در پادگان "دوشان تپه" آغاز شد و با اعلام بی طرفی ارتش در 22 بهمن سال 1357، دولت 37 روزه بختیار سقوط کرد و نهضت انقلابی امام خمینی(ره) به پیروزی رسید.


22 بهمن سال 1357، نظام سلطنتی شکست خورد و نهضت انقلابی مردم به رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسید.<br>12 فروردین سال 1358، نظام جمهوری اسلامی با رأی اکثریت مردم به تصویب رسید و در 11 و 12 آذر همان سال، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رأی گذاشته شد که پس از تأیید این قانون امام خمینی(ره) نیز به عنوان رهبر انقلاب تعیین و تا سال 1368، رهبر این نظام بود.<br>"میشل فوکو" (فیلسوف فرانسوی و نظریه پرداز پسامدرنیزم) به درخواست روزنامه ایتالیایی "کوریه ره دلا سرا" 2 مرتبه به ایران سفر کرد و در شهریور و آبان سال 1357، در شهرهای تهران، قم و آبادان با شخصیت‌های مذهبی، سیاسی و اقشار مختلف مردم مصاحبه کرد. وی انقلاب اسلامی ایران را امری عارضی و اتفاقی ندانست بلکه وجود رهبری افسانه‌ای را عامل پیروزی برشمرد که مردم با هدایت این رهبر فرزانه توانستند در برابر قدرت‌های سیاسی بایستند. او در این خصوص گفت: «شخصیت امام خمینی(ره) پهلو به افسانه می‌زند زیرا هیچ رئیس دولتی و هیچ رهبر سیاسی حتی با حمایت تمام رسانه‌های دنیا نمی‌تواند ادعا کند که با مردمش چنین پیوند عاطفی عمیقی دارد.» <br>فوکو با توجه به دیدگاه مردم، حکومت اسلامی را راهی برای ورود ابعاد معنوی به زندگی سیاسی برشمرد و انقلاب اسلامی ایران را انقلابی فرامدرن خواند. به اعتقاد وی این انقلاب نمی‌تواند با انگیزه‌های اقتصادی و مادی شکل گرفته باشد بلکه ایرانی‌ها از خلال انقلاب خود در صدد ایجاد تحول در اندیشه، نگرش و سبک زندگی سیاسی اجتماعی خویش بودند. حضور همه اقشار از مرفه‌ترین (‌کارکنان هواپیمایی) تا فقیرترین (‌کارگران نفت آبادان) در اعتصاب سراسری نشان از وجود باورهای دینی، در یکپارچگی عموم مردم داشت.

22 بهمن سال 1357، نظام سلطنتی شکست خورد و نهضت انقلابی مردم به رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی رسید.
12 فروردین سال 1358، نظام جمهوری اسلامی با رأی اکثریت مردم به تصویب رسید و در 11 و 12 آذر همان سال، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رأی گذاشته شد که پس از تأیید این قانون امام خمینی(ره) نیز به عنوان رهبر انقلاب تعیین و تا سال 1368، رهبر این نظام بود.
"میشل فوکو" (فیلسوف فرانسوی و نظریه پرداز پسامدرنیزم) به درخواست روزنامه ایتالیایی "کوریه ره دلا سرا" 2 مرتبه به ایران سفر کرد و در شهریور و آبان سال 1357، در شهرهای تهران، قم و آبادان با شخصیت‌های مذهبی، سیاسی و اقشار مختلف مردم مصاحبه کرد. وی انقلاب اسلامی ایران را امری عارضی و اتفاقی ندانست بلکه وجود رهبری افسانه‌ای را عامل پیروزی برشمرد که مردم با هدایت این رهبر فرزانه توانستند در برابر قدرت‌های سیاسی بایستند. او در این خصوص گفت: «شخصیت امام خمینی(ره) پهلو به افسانه می‌زند زیرا هیچ رئیس دولتی و هیچ رهبر سیاسی حتی با حمایت تمام رسانه‌های دنیا نمی‌تواند ادعا کند که با مردمش چنین پیوند عاطفی عمیقی دارد.»
فوکو با توجه به دیدگاه مردم، حکومت اسلامی را راهی برای ورود ابعاد معنوی به زندگی سیاسی برشمرد و انقلاب اسلامی ایران را انقلابی فرامدرن خواند. به اعتقاد وی این انقلاب نمی‌تواند با انگیزه‌های اقتصادی و مادی شکل گرفته باشد بلکه ایرانی‌ها از خلال انقلاب خود در صدد ایجاد تحول در اندیشه، نگرش و سبک زندگی سیاسی اجتماعی خویش بودند. حضور همه اقشار از مرفه‌ترین (‌کارکنان هواپیمایی) تا فقیرترین (‌کارگران نفت آبادان) در اعتصاب سراسری نشان از وجود باورهای دینی، در یکپارچگی عموم مردم داشت.


انقلاب اسلامی ايران در شرايطی به پيروزی رسيد كه اين تصور بر دنيا حاكم بود كه دين و معنويت بايد از عرصه حيات سياسی و اجتماعی كنار زده شود و اساساً دين و معنويت مربوط به امور فردی است نه امور سياسی و اجتماعی. از طرفی استعمارگران پس از مطالعه در ممالک اسلامی، اسلام و روحانیت را 2 سد بزرگ در مقابل خود دیدند. بنابراین سعی در تحریف اسلام و احکام داشتند و همچنین با رهبری و هدایت جامعه اسلامی توسط روحانیت مقابله کردند.<br>امام خمینی(ره) نیز در طول نهضت و انقلاب اسلامی، پایه‌های نظام را بر مبنای ترويج و گسترش نهضت انقلاب تا رفع فتنه در جهان و ايجاد حکومت جهانی اسلام دانست. ایشان خود را در برابر مسلمانان و مستضعفان جهان مسئول دانست و از آغاز نهضت اسلامی، در صدد مبارزه با طاغوت در سطح جهان برخواست و ملّت ايران را همراه با ديگر مسلمانان بر ضد استثمارگران، به همگامی واداشت و زمينه را برای اتحاد اسلامی در راستای قيام جهانی حضرت مهدی عجل‌ا... تعالی فرجه فراهم کرد. از اين رو پس از پيروزی انقلاب اسلامی با صدور آن به عرصه بین‌الملل، خواهان حاکميت اسلام و احکام مترقی آن را در سراسر جهان شد.<br>16 بهمن سال 1365، امام(ره) در پیامی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به تجلیل از شهیدان و رزمندگان در حسینیه جماران فرمود: «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می‌کنيم چرا که انقلاب ما اسلامی است و ... مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان عليه مستکبرين هست ما هستيم ... بايد تمامی قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها بدانند که ما تا آخرين نفر و تا آخرين منزل و تا آخرين قطره خون برای اعتلای کلمه ‌ا... ايستاده‌ايم و بر خلاف ميل تمامی آنان، حکومت نه شرقی و نه غربی را در اکثر کشورهای جهان پی ريزی خواهيم نمود.»<br>از ابتدای پيروزی انقلاب اسلامی، دولت علاوه بر ايجاد رفاه و آسايش برای مردم ايران و سازندگی کشور اسلامی، به هدف آزادی همه ملل تحت ستم و تشکيل حکومت جهانی اسلام نيز انديشید. امام(ره) در مقابل تفکر "امّ القری" (ابتدا سازندگی ایران سپس کمک به کشورهای مظلوم دیگر) با باور به انقلاب جهانی حضرت حجّت عليه‌السلام، مسئولین نظام را از اين که تنها به ايران بينديشند، بر حذر داشت و فرمود: «مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه‌ای مسئولين را از وظيفه‌ای كه برعهده دارند منصرف كند، خطری بزرگ و خيانتی سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد، ولی اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانی اسلام است منصرف كند.» <br>ملل اسلامی نیز حق تجاوز بر حقوق ديگران و اعمال سلطه بر آنها را ندارند و نبايد زیر سلطه ديگران قرار گيرند. در این میان امام(ره) نیز فرمود: «‏‏ما تحت رهبرى پیغمبر اسلام این دو کلمه را مى خواهیم اجرا‏ ‏‏کنیم؛ نه ظالم باشیم و نه مظلوم.»<br>امام خمینی(ره) توانست با قيام الهی مردمی خويش در ميان نخبگان و دانشمندان، تمدن جديد، انديشه و تفكر دينی را احيا کند و خط بطلان بر شعار جدايی دين از سياست بكشد. ایشان انقلاب فکری و مذهبی را بر یک پایگاه فکری بنا نهاد و نهضتش را از حوزه علمیه و فقه شیعی آغاز کرد تا بحث "ولایت فقیه" را از قلمرو فقه بیرون آورد و در جایگاه کلامی قرار داد. بنابراین ولی فقیه از مرجع تقلید بودن به جایگاه نیابت و جانشینی از امام معصوم علیهم‌السلام رسید و وظیفه برپایی حکومت اسلامی را دارد. <br>به اعتقاد امام(ره) اعمال ولی فقیه همچون اعمال امام، دارای 2 بخش حصولی و تحصیلی است که تلاش برای تشکیل نظام اسلامی و اجرای قوانین الهی بعد از پیامبر صلوات‌ا... علیه و امامان معصوم علیه‌السلام برعهده ولی فقیه می‌باشد. با توجه به دیدگاه امام خمینی(ره) ثقل اصغر همان امامت ولی فقیه و ثقل اکبر شامل دین و مذهب در نظر گرفته شد که در شرایط خطر جان فشانی ثقل اصغر برای ثقل اکبر، لازم و ضروری می‌باشد تا از کیان اسلام یعنی اصل اسلام و نظام اسلامی دفاع شود.<br>به گزارش پایگاه پرسن گرام امام خمینی(ره) شرائط حصولی و تحصیلی را با هم دارا بود. ایشان با تبعید، زندان، شکنجه، تهمت و افترا و تحمل مصائب به عنوان امام در میان امّت شناخته شد. طبق بیانات ایشان خداوند در کنار ارسال قوانین شرعی، رسول و مجری فرستاد که بعد از رسول خلیفه و جانشین وظیفه تبلیغ، تبیین و پیاده کردن قوانین الهی را در جامعه دارد. این جانشینی با رای مردم، انتخاب و انتصاب نمی‌شود بلکه با انتخاب الهی و پذیرش عموم مسلمین برای حفظ اسلام و نوامیس مسلمین مشخص می‌شود. <br>اگر امام(ره) فرمود: «فقهتان را بر روش جواهر، پویا کنید.» بدین جهت بود که "محمد حسن نجفی" (صاحب جواهر) فرمود: «کسی که منکر ولایت فقیه شود طعم فقه را نچشیده است.» طعم فقه یعنی طرح یک مسأله کلامی در فقه و در ادامه گفت: «چون جامعه نظام لازم دارد و نظام نظام الهی است، یقیناً خدا برای این نظام کسی را پیش ‏بینی می‏کند.»<br>سیاست از دیدگاه امام(ره) به 2 دسته سیاست شیطانی و اسلامی تقسیم شد و فرمود: «البته سیاست ... که با دروغگویی، چپاول مردم، با حیله و تزویر و سایر چیزها، تسلط بر اموال و نفوس مردم، این سیاست هیچ ربطی به سیاست اسلامی ندارد، این سیاست شیطانی است ... سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد. تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاح‏شان هست، صلاحت ملّت هست، صلاح افراد هست و این مختص به انبیاست. دیگران این سیاست را نمی‏توانند اداره کنند. این مختص به انبیا و اولیاست و به تبع آن به علمای بیدار اسلام.»<br>به طور خلاصه مهمترين راهبردهای تحقق قطب قدرت اسلامی از ديدگاه امام خمینی(ره)، ايمان و توكل به خدا، اتحاد و برادری، نفی سلطه پذيری و سلطه گری، سازش ناپذيری در مقابل دشمن، اهتمام به فرهنگ اسلامی، تحمل سختی‌ها و مشكلات و تشكيل هسته‌های مقاومت در جهان را می‌توان برشمرد.

انقلاب اسلامی ايران در شرايطی به پيروزی رسيد كه اين تصور بر دنيا حاكم بود كه دين و معنويت بايد از عرصه حيات سياسی و اجتماعی كنار زده شود و اساساً دين و معنويت مربوط به امور فردی است نه امور سياسی و اجتماعی. از طرفی استعمارگران پس از مطالعه در ممالک اسلامی، اسلام و روحانیت را 2 سد بزرگ در مقابل خود دیدند. بنابراین سعی در تحریف اسلام و احکام داشتند و همچنین با رهبری و هدایت جامعه اسلامی توسط روحانیت مقابله کردند.
امام خمینی(ره) نیز در طول نهضت و انقلاب اسلامی، پایه‌های نظام را بر مبنای ترويج و گسترش نهضت انقلاب تا رفع فتنه در جهان و ايجاد حکومت جهانی اسلام دانست. ایشان خود را در برابر مسلمانان و مستضعفان جهان مسئول دانست و از آغاز نهضت اسلامی، در صدد مبارزه با طاغوت در سطح جهان برخواست و ملّت ايران را همراه با ديگر مسلمانان بر ضد استثمارگران، به همگامی واداشت و زمينه را برای اتحاد اسلامی در راستای قيام جهانی حضرت مهدی عجل‌ا... تعالی فرجه فراهم کرد. از اين رو پس از پيروزی انقلاب اسلامی با صدور آن به عرصه بین‌الملل، خواهان حاکميت اسلام و احکام مترقی آن را در سراسر جهان شد.
16 بهمن سال 1365، امام(ره) در پیامی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به تجلیل از شهیدان و رزمندگان در حسینیه جماران فرمود: «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می‌کنيم چرا که انقلاب ما اسلامی است و ... مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان عليه مستکبرين هست ما هستيم ... بايد تمامی قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها بدانند که ما تا آخرين نفر و تا آخرين منزل و تا آخرين قطره خون برای اعتلای کلمه ‌ا... ايستاده‌ايم و بر خلاف ميل تمامی آنان، حکومت نه شرقی و نه غربی را در اکثر کشورهای جهان پی ريزی خواهيم نمود.»
از ابتدای پيروزی انقلاب اسلامی، دولت علاوه بر ايجاد رفاه و آسايش برای مردم ايران و سازندگی کشور اسلامی، به هدف آزادی همه ملل تحت ستم و تشکيل حکومت جهانی اسلام نيز انديشید. امام(ره) در مقابل تفکر "امّ القری" (ابتدا سازندگی ایران سپس کمک به کشورهای مظلوم دیگر) با باور به انقلاب جهانی حضرت حجّت عليه‌السلام، مسئولین نظام را از اين که تنها به ايران بينديشند، بر حذر داشت و فرمود: «مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه‌ای مسئولين را از وظيفه‌ای كه برعهده دارند منصرف كند، خطری بزرگ و خيانتی سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد، ولی اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانی اسلام است منصرف كند.»
ملل اسلامی نیز حق تجاوز بر حقوق ديگران و اعمال سلطه بر آنها را ندارند و نبايد زیر سلطه ديگران قرار گيرند. در این میان امام(ره) نیز فرمود: «‏‏ما تحت رهبرى پیغمبر اسلام این دو کلمه را مى خواهیم اجرا‏ ‏‏کنیم؛ نه ظالم باشیم و نه مظلوم.»
امام خمینی(ره) توانست با قيام الهی مردمی خويش در ميان نخبگان و دانشمندان، تمدن جديد، انديشه و تفكر دينی را احيا کند و خط بطلان بر شعار جدايی دين از سياست بكشد. ایشان انقلاب فکری و مذهبی را بر یک پایگاه فکری بنا نهاد و نهضتش را از حوزه علمیه و فقه شیعی آغاز کرد تا بحث "ولایت فقیه" را از قلمرو فقه بیرون آورد و در جایگاه کلامی قرار داد. بنابراین ولی فقیه از مرجع تقلید بودن به جایگاه نیابت و جانشینی از امام معصوم علیهم‌السلام رسید و وظیفه برپایی حکومت اسلامی را دارد.
به اعتقاد امام(ره) اعمال ولی فقیه همچون اعمال امام، دارای 2 بخش حصولی و تحصیلی است که تلاش برای تشکیل نظام اسلامی و اجرای قوانین الهی بعد از پیامبر صلوات‌ا... علیه و امامان معصوم علیه‌السلام برعهده ولی فقیه می‌باشد. با توجه به دیدگاه امام خمینی(ره) ثقل اصغر همان امامت ولی فقیه و ثقل اکبر شامل دین و مذهب در نظر گرفته شد که در شرایط خطر جان فشانی ثقل اصغر برای ثقل اکبر، لازم و ضروری می‌باشد تا از کیان اسلام یعنی اصل اسلام و نظام اسلامی دفاع شود.
به گزارش پایگاه پرسن گرام امام خمینی(ره) شرائط حصولی و تحصیلی را با هم دارا بود. ایشان با تبعید، زندان، شکنجه، تهمت و افترا و تحمل مصائب به عنوان امام در میان امّت شناخته شد. طبق بیانات ایشان خداوند در کنار ارسال قوانین شرعی، رسول و مجری فرستاد که بعد از رسول خلیفه و جانشین وظیفه تبلیغ، تبیین و پیاده کردن قوانین الهی را در جامعه دارد. این جانشینی با رای مردم، انتخاب و انتصاب نمی‌شود بلکه با انتخاب الهی و پذیرش عموم مسلمین برای حفظ اسلام و نوامیس مسلمین مشخص می‌شود.
اگر امام(ره) فرمود: «فقهتان را بر روش جواهر، پویا کنید.» بدین جهت بود که "محمد حسن نجفی" (صاحب جواهر) فرمود: «کسی که منکر ولایت فقیه شود طعم فقه را نچشیده است.» طعم فقه یعنی طرح یک مسأله کلامی در فقه و در ادامه گفت: «چون جامعه نظام لازم دارد و نظام نظام الهی است، یقیناً خدا برای این نظام کسی را پیش ‏بینی می‏کند.»
سیاست از دیدگاه امام(ره) به 2 دسته سیاست شیطانی و اسلامی تقسیم شد و فرمود: «البته سیاست ... که با دروغگویی، چپاول مردم، با حیله و تزویر و سایر چیزها، تسلط بر اموال و نفوس مردم، این سیاست هیچ ربطی به سیاست اسلامی ندارد، این سیاست شیطانی است ... سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد. تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاح‏شان هست، صلاحت ملّت هست، صلاح افراد هست و این مختص به انبیاست. دیگران این سیاست را نمی‏توانند اداره کنند. این مختص به انبیا و اولیاست و به تبع آن به علمای بیدار اسلام.»
به طور خلاصه مهمترين راهبردهای تحقق قطب قدرت اسلامی از ديدگاه امام خمینی(ره)، ايمان و توكل به خدا، اتحاد و برادری، نفی سلطه پذيری و سلطه گری، سازش ناپذيری در مقابل دشمن، اهتمام به فرهنگ اسلامی، تحمل سختی‌ها و مشكلات و تشكيل هسته‌های مقاومت در جهان را می‌توان برشمرد.


امام خمینی(ره) دین را با سیاست آمیخته می‌دانست و سیاست اسلامی را به معنای هدایت همه جانبه انسان عنوان کرد. ایشان برای اثبات نظریه خود دلایل متعددی آورد که مهمترین آنها برداشت از ماهیت دستورات و احکام دینی، استفاده از منش رهبران و اولیای دین و استدلال دین در اجرای احکام بود. ‏<br>در دیدگاه امام خمینی(ره) استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی و رفاه ابزار و مقدمه برای رسیدن مردم به معنویات و اخلاق اسلامی است تا افراد جامعه بتوانند به تهذیب نفس بپردازند و از این راه به سعادت دنیا و آخرت دست یابند. ایشان در این زمینه فرمود: «اسلام برای تأمین علف نیامده است! اسلام برای تأمین معنویات آمده است، ... معنویات اگر تحقق پیدا کرد، مادیات تأمین می‌شود ... اسلام مادیات را به تبع معنویات قبول دارد» <br>امام(ره) در دیدار با برخی از ائمه جمعه اصفهان و چهارمحال بختیاری در 30 دی سال 1360، فرمود: «بنابراین آن چیزی که در رأس همه امور است، اول تهذیب نفس است و در خلال آن تهذیب مردم است ... تمام آن مسائلی که در اسلام است‏ حتی مسائل سیاسی‌اش، مسائل تهذیبی است، برای درست کردن آدم است. ما باید همه مسائل را دنبال مسائل اسلامی و خصوصاً این وجهه تهذیب مردم قرار دهیم‏.» <br>ایشان در ادامه همین جلسه فرمود: «تمام مسائلی که هست، این است که ما می‌خواهیم دست ظالم‌ها را کوتاه کنیم ان‌شاءا... و می‌خواهیم که قدرت‌ها را سرکوب کنیم و پایشان را از این بلاد مسلمین کوتاه کنیم ... آن چیزی که اساس است توجه به خداست. شکستن بت نفس که بالاترین بت‌هاست دنبال او شکستن بت‌های دیگر.»<br>به گزارش پایگاه پرسن گرام هدف اصلی و نهایی رهبر انقلاب ایران نه رفاه، نه عدالت اجتماعی، نه استقلال و نه آزادی بود؛ بلکه همه این امور هدف متوسط و میانی است و هدف اصلی، رشد معنوی و اخلاقی جامعه و مهذّب شدن آحاد آن بود.<br>باید توجه داشت اگر به هدف اصلی نرسیم، رسیدن به اهداف میانی هم ارزش چندانی ندارد، از این رو بر مسئولان و مدیران نظام لازم است همراه با تلاش برای تحقق عدالت و رفاه و حفظ استقلال و آزادی جامعه، توجه و اهتمام اصلی خود را بر رشد فرهنگی و معنوی جامعه قرار دهند و از اینگونه تلاش‌ها کاملاً پشتیبانی کنند، لازم است در تمام برنامه ‌ریزی‌ها و قانون‌ گذاری‌ها و طرح‌های مختلف، از تأثیر آن در اخلاق و معنویت جامعه غافل نباشند و رشد معنوی جامعه را در درجه اول اهمیت قرار دهند، همین موضوع می‌تواند معیار مناسبی برای مردم در انتخاب مسئولین در جایگاه‌های مختلف باشد.

امام خمینی(ره) دین را با سیاست آمیخته می‌دانست و سیاست اسلامی را به معنای هدایت همه جانبه انسان عنوان کرد. ایشان برای اثبات نظریه خود دلایل متعددی آورد که مهمترین آنها برداشت از ماهیت دستورات و احکام دینی، استفاده از منش رهبران و اولیای دین و استدلال دین در اجرای احکام بود. ‏
در دیدگاه امام خمینی(ره) استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی و رفاه ابزار و مقدمه برای رسیدن مردم به معنویات و اخلاق اسلامی است تا افراد جامعه بتوانند به تهذیب نفس بپردازند و از این راه به سعادت دنیا و آخرت دست یابند. ایشان در این زمینه فرمود: «اسلام برای تأمین علف نیامده است! اسلام برای تأمین معنویات آمده است، ... معنویات اگر تحقق پیدا کرد، مادیات تأمین می‌شود ... اسلام مادیات را به تبع معنویات قبول دارد»
امام(ره) در دیدار با برخی از ائمه جمعه اصفهان و چهارمحال بختیاری در 30 دی سال 1360، فرمود: «بنابراین آن چیزی که در رأس همه امور است، اول تهذیب نفس است و در خلال آن تهذیب مردم است ... تمام آن مسائلی که در اسلام است‏ حتی مسائل سیاسی‌اش، مسائل تهذیبی است، برای درست کردن آدم است. ما باید همه مسائل را دنبال مسائل اسلامی و خصوصاً این وجهه تهذیب مردم قرار دهیم‏.»
ایشان در ادامه همین جلسه فرمود: «تمام مسائلی که هست، این است که ما می‌خواهیم دست ظالم‌ها را کوتاه کنیم ان‌شاءا... و می‌خواهیم که قدرت‌ها را سرکوب کنیم و پایشان را از این بلاد مسلمین کوتاه کنیم ... آن چیزی که اساس است توجه به خداست. شکستن بت نفس که بالاترین بت‌هاست دنبال او شکستن بت‌های دیگر.»
به گزارش پایگاه پرسن گرام هدف اصلی و نهایی رهبر انقلاب ایران نه رفاه، نه عدالت اجتماعی، نه استقلال و نه آزادی بود؛ بلکه همه این امور هدف متوسط و میانی است و هدف اصلی، رشد معنوی و اخلاقی جامعه و مهذّب شدن آحاد آن بود.
باید توجه داشت اگر به هدف اصلی نرسیم، رسیدن به اهداف میانی هم ارزش چندانی ندارد، از این رو بر مسئولان و مدیران نظام لازم است همراه با تلاش برای تحقق عدالت و رفاه و حفظ استقلال و آزادی جامعه، توجه و اهتمام اصلی خود را بر رشد فرهنگی و معنوی جامعه قرار دهند و از اینگونه تلاش‌ها کاملاً پشتیبانی کنند، لازم است در تمام برنامه ‌ریزی‌ها و قانون‌ گذاری‌ها و طرح‌های مختلف، از تأثیر آن در اخلاق و معنویت جامعه غافل نباشند و رشد معنوی جامعه را در درجه اول اهمیت قرار دهند، همین موضوع می‌تواند معیار مناسبی برای مردم در انتخاب مسئولین در جایگاه‌های مختلف باشد.


امام خمینی(ره) تاریخ پر تجربه روحانیت مبارز را پشت سر گذاشت و مسئولیت سنگین هدایت و رهبری این نظام را برعهده گرفت. ایشان با درک و شناخت عمیق از قرآن و سنت پیغمبر اکرم صلوات‌ا... علیه و ائمه طاهرین علیهم‌السلام و بررسی سیر تاریخی تحولات سیاسی اجتماعی جهان اسلام و ایران شیوه مبارزه خود را انتخاب کرد. <br>امام(ره) از ابتدا هدف خود را در تحقق خواسته‌های فردی و حتّی مردم قرار نداد بلکه هدف را در اجرا و ادای تکلیف شرعی عنوان نمود و فرمود: «ما صرفاً به تکلیف الهی و شرعی خود عمل می‌کنیم یا پیروز می‌شویم یا کشته می‌شویم که در هر صورت پیروزیم.» <br>ابتدا امام(ره) موانع راه مبارزه از جمله تقیه را برطرف و به صورت علنی مخالفت مردم علیه رژیم را اعلام و با برقراری حکومت اسلامی به هدف نهایی خود نائل آمد. ایشان یک حزب و تشکیلات منسجم با کادر منضبط به وجود نیاورد بلکه تنها با استفاده از نبوغ و جاذبیت خویش و با تکیه بر معیارهای اسلامی تاکتیک‌های لازم برای رسیدن به یک جامعه اسلامی به کار برد. این شیوه راهبری با روش‌های سیاسی ماکیاولی (روش دستیابی به قدرت با هر وسیله‌ای که اخلاقیات در آن لحاظ نشود.) متفاوت بود.<br>امام خمینی(ره) با توانایی و مهارت، رهبری مبارزات مردمی بر ضد انقلابیون و توطئه‌های متعدد داخلی و خارجی و اداره رهبری سیاسی نظام جمهوری اسلامی را برعهده گرفت. ایشان با استفاده از موقعیت‌ها و آمادگی‌های مردم پایه نظام اسلامی را با انجام انتخابات مردمی از جمله رفراندوم جمهوری اسلامی، انتخابات مجلس خبرگان، انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی و تدوین قانون اساسی در مدت یک سال تثبیت و تحکیم کرد و این از عملکردهای موفق امام(ره) در نظام مدیریت بود که با تشخّص دادن به ارکان جامعه و قشرهای مختلف مردمی، آن را از پوچی و بی هدفی برهاند و چهره حماسی و روح انقلابی مردم، پویا و زنده بماند.<br>امام(ره) با اصلاح ساختار آموزش و مدیریت حوزه و دانشگاه، برگزاری نمازهای عبادی سیاسی جمعه، تأسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی، سازمان تبلیغات اسلامی و انتصاب نمایندگان خود و نخبگان ملّت در سازمان‌ها و دستگاه‌های نظامی، اجرایی و قضایی، درصدد اعتلای فرهنگی مردم برآمد و ساختار فرهنگ بازمانده از رژیم گذشته را اصلاح کرد.

امام خمینی(ره) تاریخ پر تجربه روحانیت مبارز را پشت سر گذاشت و مسئولیت سنگین هدایت و رهبری این نظام را برعهده گرفت. ایشان با درک و شناخت عمیق از قرآن و سنت پیغمبر اکرم صلوات‌ا... علیه و ائمه طاهرین علیهم‌السلام و بررسی سیر تاریخی تحولات سیاسی اجتماعی جهان اسلام و ایران شیوه مبارزه خود را انتخاب کرد.
امام(ره) از ابتدا هدف خود را در تحقق خواسته‌های فردی و حتّی مردم قرار نداد بلکه هدف را در اجرا و ادای تکلیف شرعی عنوان نمود و فرمود: «ما صرفاً به تکلیف الهی و شرعی خود عمل می‌کنیم یا پیروز می‌شویم یا کشته می‌شویم که در هر صورت پیروزیم.»
ابتدا امام(ره) موانع راه مبارزه از جمله تقیه را برطرف و به صورت علنی مخالفت مردم علیه رژیم را اعلام و با برقراری حکومت اسلامی به هدف نهایی خود نائل آمد. ایشان یک حزب و تشکیلات منسجم با کادر منضبط به وجود نیاورد بلکه تنها با استفاده از نبوغ و جاذبیت خویش و با تکیه بر معیارهای اسلامی تاکتیک‌های لازم برای رسیدن به یک جامعه اسلامی به کار برد. این شیوه راهبری با روش‌های سیاسی ماکیاولی (روش دستیابی به قدرت با هر وسیله‌ای که اخلاقیات در آن لحاظ نشود.) متفاوت بود.
امام خمینی(ره) با توانایی و مهارت، رهبری مبارزات مردمی بر ضد انقلابیون و توطئه‌های متعدد داخلی و خارجی و اداره رهبری سیاسی نظام جمهوری اسلامی را برعهده گرفت. ایشان با استفاده از موقعیت‌ها و آمادگی‌های مردم پایه نظام اسلامی را با انجام انتخابات مردمی از جمله رفراندوم جمهوری اسلامی، انتخابات مجلس خبرگان، انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی و تدوین قانون اساسی در مدت یک سال تثبیت و تحکیم کرد و این از عملکردهای موفق امام(ره) در نظام مدیریت بود که با تشخّص دادن به ارکان جامعه و قشرهای مختلف مردمی، آن را از پوچی و بی هدفی برهاند و چهره حماسی و روح انقلابی مردم، پویا و زنده بماند.
امام(ره) با اصلاح ساختار آموزش و مدیریت حوزه و دانشگاه، برگزاری نمازهای عبادی سیاسی جمعه، تأسیس شورای عالی انقلاب فرهنگی، سازمان تبلیغات اسلامی و انتصاب نمایندگان خود و نخبگان ملّت در سازمان‌ها و دستگاه‌های نظامی، اجرایی و قضایی، درصدد اعتلای فرهنگی مردم برآمد و ساختار فرهنگ بازمانده از رژیم گذشته را اصلاح کرد.


تدابیر بنیان‌گذار کبیر انقلاب در تأسیس و ایجاد نهادهای انقلابی که از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب پایه گذاری شد، نشان از دوراندیشی امام خمینی(ره) داشت که فلسفه وجودی این بنیادها در راستای اهداف انقلاب، صیانت و پاسداری از آرمان‌های انقلاب، جلوگیری از اغتشاشات و ناآرامی‌ها و سازندگی کشور بود. به گزارش پایگاه پرسن گرام اغلب این نهادها پس از تأسیس زیر نظر ولایت فقیه با خط‌ مشی‌ مشخص فعّالیت داشت که در گذر زمان، بعضی از این نهادها با هم ادغام ‌شدند. شورای انقلاب اسلامی 22 دی سال 1357، "شورای انقلاب اسلامی" به فرمان آیت‌ا... خمینی(ره) تشکیل شد تا با خطر خلأ قدرت و آشفتگی اوضاع ایران مقابله کند. ایشان در اطلاعیه‌ای، اعضای شورای انقلاب اسلامی را تعیین و وظایف آن‌ها را برای مردم تشریح نمود. ریاست این شورا در ابتدا برعهده آیت‌ا... "مرتضی مطهری" (استاد و نویسنده) بود اما با شهادت ایشان ریاست شورای انقلاب به آیت‌ا... "سید محمود طالقانی" منتقل شد. پس از پیروزی انقلاب و تشکیل دولت موقت "مهدی بازرگان"، "حسن حبیبی"، "عباس شیبانی"، "ابوالحسن بنی صدر"، "صادق قطب زاده"، "میرحسین موسوی"، "احمد جلالی" و "حبیب‌ا... پیمان" نیز به جمع اعضای شورای انقلاب اضافه شدند. شورای انقلاب ابتدا تنها نقش قانون گذاری داشت ولی پس از استعفای دولت موقت در 13 آبان سال 1358، امور قوّه اجرایی نیز به این شورا محوّل شد و نقش 2 قوّه را توأمان ایفا کرد. این شورا رسماً متشکل از 15 عضو که 8 نفر آن روحانی و 7 نفر دیگر غیر روحانی بود. 29 تیر سال 1359، با افتتاح اولین دوره مجلس شورای جمهوری اسلامی ایران و تشکیل قوّه مقنّنه به کار خود خاتمه داد. کمیته انقلاب اسلامی به فرمان امام خمینی(ره) "کمیته انقلاب اسلامی" برای کنترل اوضاع و برقراری نظم و امنیت در 23 بهمن سال 1357 تشکیل شد. این نهاد انقلابی به اداره و انتظام امور و حراست از انقلاب اسلامی و حفاظت از جان و مال و ناموس مردم پرداخت. همچنین به فرمان ایشان سلاح‌هایی که در دست مردم بود توسط این نهاد جمع آوری شد. آیت‌ا... "مهدوی کنی" به دستور امام(ره) مأمور تشکیل کمیته مرکزی انقلاب اسلامی شد و نهایتاً در سال 1369، این کمیته با نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ادغام شد. مهمترین وظایف کمیته انقلاب اسلامی عبارت بود از: -مقابله با توطئه‌های بیگانگان -دستگیری وابستگان رژیم پهلوی -جلوگیری از قاچاق اسلحه -توقیف اموال مفسدان و فراریان رژیم پهلوی -انتظامات و حفظ امنیت شهرها، روستاها و مرزها -مبارزه با فساد و بی بند و باری -حراست از اماکن مهم -مقابله با منافقین و خرابکاران دادگاه و دادسرای انقلاب اسلامی 5 اسفند سال 1357، دادگاه انقلاب اسلامی و دادسرای انقلاب اسلامی از جمله نخستین نهادهای انقلابی بودند که به فرمان امام خمینی(ره) تأسیس شدند تا خائنان به ملّت، فروشندگان استقلال ایران و آزادی مردم به بیگانه و مفسدان فی الارض به کیفر جنایات ارتکابی‌ خود برسند. امام(ره) در حکمی حجت ‌الاسلام "محمد صادق صادقی گیوی" معروف به "خلخالی" را به ریاست دادگاه انقلاب منصوب کرد. متن این ابلاغ به شرح زیر است: «جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ صادق خلخالی دامت افاضاته، بـه جنابعالی مأموریت داده می‌شود تا در دادگاهی که برای‏‎ ‎‏محاکمه متهمین و زندانیان تشکیل می‌شود، حضور به هم رسانده و پس‏‎ ‎‏از تمامیت مقدمات محاکمه، با موازین شرعیه حکم شرعی صادر‏‎ ‎‏کنید. روح‌ا... الموسوی الخمینی ‏ 5/12/1357» 25 اسفند سال 1357، امام(ره) با واگذاری دادگاه انقلاب به شورای انقلاب‏ دستور داد: «نظر به این‌ که تسریع در محاکمات و اجرای احکام درباره جنایتکاران‏‎ فی الجمله منتفی شده است، لازم است از این پس محاکمات زیر نظر‏‎ ‎‏شورای انقلاب اسلامی و دولت انقلاب اسلامی صورت گیرد. و به همین‏‎ ‎‏منظور دستور داده شده است که شورای انقلاب اسلامی آیین نامه‏‎ ‎‏جدیدی تنظیم و تصویب نماید. از این رو لازم است دادگاه مرکزی‏‎ ‎‏تهران، از این تاریخ تا تصویب آیین نامه جدید، محاکمات را متوقف کند؛‏‎ و دادگاه‌های شهرستان‌ها به کار بازپرسی و محاکمه ادامه دهند ولی‏‎ ‎‏اجرای احکام این دادگاه‌ها از این پس موقوف به تأیید دادگاه مرکزی‏‎ ‎‏خواهد بود که طبق آیین نامه جدید صورت خواهد گرفت. ‏ تذکر این نکته بجاست که تمامی دادگاه‌های انقلابی به جز رسیدگی به‏‎ ‎‏جرایم ضد انقلابی، حق هیچ گونه دخالت در امور دیگر از قبیل دزدی و‏‎ ‎‏سایر اموری که موجب حد می‌شود را ندارند؛ زیرا دادگاه‌های فوق العاده‏‎ ‎‏انقلاب اسلامی فقط مربوط به رسیدگی به امور ضد انقلابی در حال‏‎ ‎‏حاضر و در دوران رژیم اختناق می‌باشد. روح‌ا... الموسوی الخمینی ‏ 25/12/1357‏» به گزارش پایگاه پرسن گرام، پس از انقلاب اسلامی تحولات و جریان‌های بسیاری در جامعه‌ ایران به‌ وجود آمد و اساس حکومت اسلامی و امنیت داخلی و خارجی را مورد تهدید قرار داد. محاکمه‌ جرایمی که این هنجارها را نقض می‌کرد مستلزم نگاه ویژه‌ قضایی به آنها بود که با تأسیس دادگاه انقلاب این مهم میسر شد. جرایمی که در این قانون مشمول صلاحیت دادگاه‌های انقلاب هستند جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی‌اند که شامل "محاربه و افساد فی‌الارض، بغی، تبانی و اجتماع علیه حکومت اسلامی، احراق و تخریب اموال و اقدام مسلحانه به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی" می‌باشد. بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی 9 اسفند سال 1357، امام خمینی(ره) مسئولیت جمع آوری اموال و دارائی‌های مصادره که به ناحق در دست طاغوت و وابستگان آن‌ها بود و بهره برداری از آن‌ها را در جهت منافع محرومین و مستضعفین در حکمی به شورای انقلاب واگذار نمود. به منظور اجرای حکم امام(ره) مجمع عمومی هیأت مؤسس، اساسنامه اولیه بنیاد مستضعفان را در 7 شهریور سال 1358، تدوین کردند و در 21 تیر سال 1359، به صورت لایحه قانونی به تصویب شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران رسید. به گزارش پایگاه پرسن گرام متن لایحه مذکور به شرح زیر است: «به منظور تمرکز اموال خاندان پهلوی و همه کسانی که وابستگی به این خاندان ثروت‌های نامشروع به دست آورده‌اند و دادگاه انقلاب حکم استرداد اموال مزبور را صادر کرده و می‌کند و تملک آن‌ها از طرف مستضعفان و به صرف رساندن همه درآمدهای آن اموال در راه بهبود وضع زندگی به خصوص مسکن آنان، به امر حضرت امام خمینی(ره) و با تصویب شورای انقلاب مؤسسه‌ای به نام بنیاد مستضعفان تشکیل و طبق مواد این اساسنامه و مقررات و آئین نامه‌های مربوطه که بر مبنای این اساسنامه تهیه می‌شود، اداره می‌گردد.» وظایف کلی بنیاد با بهره گیری از ماده 8 اساسنامه عبارتند از: -انجام امور اقتصادی اعم از صنعتی، کشاورزی، بازرگانی، خدماتی و عمرانی به منظور کسب درآمد و کمک به اجرای اهداف و سیاست‌های دولت جمهوری اسلامی ایران -رسیدگی به وضع معیشتی، امور اجتماعی و فرهنگی، مراقبت، معالجه و اشتغال به کار جانبازان -انجام امور عام‌المنفعه به منظور بهبود بخشیدن و رفاه مادی و معنوی مستضعفین و نیازمندان از قبیل ایجاد مسکن، احداث مدارس، کمک‌های بلاعوض بر طبق سیاست‌های کلی بنیاد -حفظ، نگهداری و تنظیم اسناد و مدارک تاریخی به جا مانده از عوامل طاغوت به منظور بهره برداری‌های فرهنگی و تدوین تاریخ معاصر ایران کمیته امداد امام خمینی(ره) فعّالیت‌های کمیته امداد امام خمینی(ره) از سال 1342، تا پیروزی مخفیانه انجام شد به نحوی که تعدادی از انقلابیون مأموریت رسیدگی به خانواده زندانیان، نیازمندان و مبارزان را داشتند و تا زمان پیروزی انقلاب ادامه یافت. 14 اسفند سال 1357، امام خمینی(ره) کمیته امداد را برای دستگیری از محرومین و مستضعفین بنا نهاد. ایشان کار کمیته امداد را بسیار مهم دانست و فرمود: «شما کاری را متکفل شدید و انجام کاری را به عهده گرفتید که مورد عنایت خاص خدای تبارک و تعالی است. و البته باید این توجه را به آقایان عرض کنم، گرچه خودشان توجه دارند که باید این عمل با یک ظرافتی انجام بگیرد که مستمندان و محرومان خیال نکنند که آن‌ها از باب اینکه در صف پایین جامعه واقع شده‌اند، مورد امداد واقع شده‌اند. مستمندان و فقرا و دور افتاده‌ها در صف مقدم جامعه هستند و همین‌ها و همین زاغه نشین‌ها و همین حاشیه نشین‌ها و همین محرومان بودند که این انقلاب را به ثمر رساندند.» کمیته امداد امام خمینی(ره)‌ زیر نظر مستقیم مقام ولایت اداره می‌شود و مؤسسه‌ای عام المنفعه، دایمی و غیر انتفاعی است که اساسنامه آن به توشیح و تأیید امام(ره) رسید. مطابق اساسنامه،‌ منابع مالی این نهاد، اعتبارات دولت،‌ کمک‌های مردمی،‌ مؤسسات،‌ نهادها، ارگان‌ها،‌ صدقات،‌ نذورات، هدایا و کمک‌های مستقیم مقام معظم رهبری نیز درآمدهای حاصل از امور اقتصادی همین نهاد است. به گزارش پایگاه پرسن گرام وظایف این نهاد عبارتند از: -تلاش شناخت انواع محرومیت و نارسایی مادی و معنوی -یافتن محرومین و تلاش برای رفع محرومیت آنان -اقدام در جهت معالجه، ‌اعطای وام جهیزیه، ‌ازدواج، ‌تحصیل، معالجه، تعمیر مسکن و... محرومین -کمک به دانش آموزان،‌ مؤسسه‌های فرهنگی، ‌انجمن اسلامی، کتابخانه‌ها،‌ مساجد و محافل دینی -تشویق و ترغیب مردم به انفاق و ایثار و جذب کمک‌های مردمی -فراهم کردن امکانات و تسهیلات برای خودکفایی محرومین از طریق آموزش مهارت‌های فنی و حرفه‌ای و امکانات تولیدی و کمک‌های سرمایه‌ای و اشتغال‌زایی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی 21 فروردین سال 1358، امام خمینی(ره) حساب 100 در بانک ملّی ایران را برای تشکیلاتی به نام "بنیاد مسکن انقلاب اسلامی" افتتاح کرد. امام(ره) در پیامی مکتوب به ملّت ایران تهیه مسکن برای اقشار ضعیف جامعه را دلیل معرفی این حساب بانکی بیان داشت. قصد ایشان مشارکت مردم در امور خیر بود تا علاوه بر رفع مشکلات افراد نیازمند موجب ارتقاء سطح اخلاق در جامعه شود. بنیاد مسکن به ‌سرعت در تمام استان‌ها شعبه دایر کرد و با همکاری برخی نهادها به امر تهیه مسکن مبادرت نمود. سال 1366، اساسنامه آن در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید و از مهم‌ترین وظایف آن ارائه طرح‌های مورد نیاز برای ایجاد مسکن اقشار مستضعف، انجام پروژه‌های کارشناسی درباره زمین‌های روستایی، کمک در جهت تأمین مصالح ساختمانی و... عنوان شد. 9 مهر سال 1388 بانک ملّی اعلام کرد: «به دنبال سیاست‌های این بانک در خصوص انتقال حساب‌های غیر متمرکز به متمرکز و لحظه‌ای، شماره حساب 100 امام(ره) متعلق به بنیاد مسکن انقلاب اسلامی تغییر یافت.» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 2 اردیبهشت سال 1358، امام خمینی(ره) به صورت رسمی، فرمان تشکیل "سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" را زیر نظر شورای انقلاب صادر کرد که به یکی از نهادهای مهم و تأثیرگذار در حفاظت از دستاوردهای انقلاب تبدیل شد. این نهاد در مدت ‌زمان کوتاهی توانست در مقابل انواع تهدیدات داخلی و خارجی علیه نظام اسلامی ایستادگی و با آن مقابله کند. به گزارش پایگاه پرسن گرام در پی فرمان امام(ره) به شورای انقلاب اسلامی، اساسنامه سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی در 9 ماده و 9 تبصره تهیه و تصویب شد. امام(ره) در تجلیل از اقدامات سپاه پاسداران در 29 مرداد سال 1359، در شهر "قم" فرمود: «من از سپاه راضی هستم و به هیچ وجه نظرم از شما برنمی‌گردد. اگر سپاه نبود، کشور هم نبود. من سپاه پاسداران را بسیار عزیز و گرامی می‌دارم.» 28 فروردین سال 1368، مصادف با روز ارتش جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی(ره) نیز در پیامی خطاب به مردم فرمود: «... من تا آخر پشتیبان ارتش و سپاه و بسیج خواهم بود و تضعیف آنان را حرام مى‌دانم. من به عنوان فرمانده کل قوا به مسئولین و تصمیم گیرندگان نیز دستور مى‌دهم که در هیچ شرایطى از تقویت نیروهاى مسلح و بالا بردن آموزش‌هاى عقیدتى و نظامى و توسعه تخصص‌هاى لازم و خصوصاً حرکت به طرف خود کفایى نظامى غفلت نکنند و این کشور را براى دفاع از ارزش‌هاى اسلام ناب و محرومین و مستضعفین جهان در آمادگى کامل نگه دارند و مبادا توجه به برنامه‌هاى دیگر موجب غفلت از این امر حیاتى گردد که مطمئناً غفلت از تقویت بنیه دفاعى کشور، طمع تهاجم و تجاوز بیگانگان و نهایتاً تحمیل جنگ‌ها و توطئه‌ها را به دنبال مى‌آورد. ...» مجلس خبرگان قانون اساسی 4 خرداد سال 1358، حضرت امام در پیامی به "مهندس بازرگان" (نخست وزیر وقت) خواستار تسریع در تدوین و تصویب قانون اساسی‏ شد. در این راستا جلسه‌ای با حضور امام(ره)، اعضای دولت موقت و شورای انقلاب مبنی بر تصویب مجلس بررسی قانون اساسی تشکیل شد و پس از آن لایحه قانونی انتخابات در 16 تیر سال 1358، به تصویب شورای انقلاب رسید. 12 مرداد سال 1358، انتخابات اولین دوره مجلس خبرگان قانون اساسی با حضور گسترده مردم برگزار گردید و مجلس برگزیده خبرگان قانون اساسی در 29 مرداد سال 1358، با پیام امام خمینی(ره) افتتاح شد. به نوشته پایگاه پرسن گرام بخشی از متن پیام امام(ره) به شرح زیر است: «... بجاست تذکراتى به ملّت شریف و حضرات علماى عظام و سایر وکلاى محترم بدهم. 2. ... هر رأیى یا طرحى که از طرف یک یا چند نماینده به مجلس داده شود که مخالف اسلام باشد، مردود و مخالف مسیر ملّت و جمهورى اسلامى است. و اصولًا نمایندگانى که بر این اساس انتخاب شده باشند وکالت آنان محدود به حدود جمهورى اسلامى است؛ و اظهار نظر و رسیدگى به پیشنهادهاى مخالف اسلام یا مخالف نظام جمهورى خروج از حدود وکالت آن‌هاست. 3. تشخیص مخالفت و موافقت با احکام اسلام منحصراً در صلاحیت فقهاى عظام است که الحمد... گروهى از آنان در مجلس وجود دارند. و چون این یک امر تخصصى است، دخالت وکلاى محترم دیگر در این اجتهاد و تشخیص احکام شرعى از کتاب و سنت دخالت در تخصص دیگران بدون داشتن صلاحیت و تخصص لازم است. ... 4. من با کمال تأکید توصیه مى‌کنم که اگر بعضى از وکلاى مجلس تمایل به مکاتب غرب یا شرق داشته یا تحت تأثیر افکار انحرافى باشند، تمایل خودشان را در قانون اساسى جمهورى اسلامى دخالت ندهند و مسیر انحرافى خود را از این قانون جدا کنند. ... 5. علماى اسلام حاضر در مجلس اگر ماده‌اى از پیش‌نویس قانون اساسى و یا پیشنهادهاى وارده را مخالف با اسلام دیدند، لازم است با صراحت اعلام دارند و از جنجال روزنامه‌ها و نویسندگان غرب زده نهراسند، که اینان خود را شکست خورده مى‌بینند و از مناقشات و خرده گیری‌ها دست بردار نیستند. 6. نمایندگان محترم مجلس خبرگان باید همه مساعى خویش را به کار برند تا قانون اساسى جامع و داراى خصوصیات زیر باشد: الف-حفظ و حمایت حقوق و مصالح تمام قشرهاى ملّت، دور از تبعیض‌هاى ناروا؛ ب-پیش بینى نیازها، منافع نسلهاى آینده، آن گونه که مد نظر شارع مقدس در معارف ابدى اسلام است. ج-صراحت و روشنى مفاهیم قانون به نحوى که امکان تفسیر و تأویل غلط در مسیر هوس‌هاى دیکتاتورها و خودپرستان تاریخ در آن نباشد. د -صلاحیت نمونه و راهنما قرار گرفتن براى نهضت‌هاى اسلامى دیگر که با الهام از انقلاب اسلامى ایران در صدد ایجاد جامعه اسلامى برمى‌آیند. ... 29/5/1358 روح‌ا... الموسوی الخمینى.» 75 نفر عضو این مجلس پس از 3 ماه فعّالیت، کار تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را در 24 آبان سال 1358، در 12 فصل و 175 اصل و یک مقدمه و مؤخره به پایان رساندند. 12 آذر سال 1358، حاصل کار این مجلس به عنوان اولین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در یک همه‌پرسی عمومی از سوی اکثریت مردم به تأیید رسید. جهاد سازندگی 27 خرداد سال 1358، نهادی مستقل و مردمی تحت عنوان "جهاد سازندگی" تأسیس شد. ضرورت بازسازی روستاها به عنوان نخستین گام در دستیابی به آرمان و اهداف انقلاب مطرح گردید تا جبران کاستی امکانات در روستاها شود و روستائیان بتوانند از امکانات گوناگون رفاهی مانند آب آشامیدنی سالم، برق، راه و خدمات بهداشتی بهره ببرند و انگیزه سکونت و تولید در روستاها پیدا کنند. نیروی مقاومت بسیج 5 آذر سال 1358، بنیان‌گذار انقلاب اسلامی خواستار آموزش نظامی همگانی و تشکیل ارتش 20 میلیونی شد. امام خمینی(ره) با تأکید بر لزوم وحدت و آمادگی در برابر تهدیدها در جمع اعضای سپاه پاسداران مرکز تهران فرمود: «... مملکت اسلامی همه‌اش باید نظامی باشد و تعلیمات نظامی داشته باشد ... همه جا باید این طور بشود که یک مملکتی بعد از چند سالی که بیست میلیون جوان دارد، بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتش داشته باشد. ...» 10 اردیبهشت سال 1359، چند ماه پس از سخنان امام(ره) در رابطه با ارتش 20 میلیونی، شورای انقلاب در لایحه قانونی تشکیل سازمان بسیج ملی را تصویب و برای اجراء به وزارت کشور ارسال کرد. پس از آن در پی شروع جنگ تحمیلی "عراق" علیه "ایران" موضوع آموزش نظامی همگانی و تشکیل بسیج بسیاری از مشکلات پیش روی کشور را حل کرد و مردم آموزش ‌دیده گروه گروه به جبهه‌ها اعزام شدند. 28 دی سال 1359، در نامه‌ای که شهید "رجایی"، نخست‌وزیر وقت به مجلس شورای اسلامی نوشت سازمان بسیج ملی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ملحق شد و این سازمان در طول 8 سال جنگ تحمیلی نیروهای رزمی مردمی را برای اعزام به جبهه‌های جنگ سازماندهی کرد. نهایتاً در 12 مهر سال 1388 نام بسيج از "نيروی مقاومت بسيج" به "سازمان بسيج مستضعفين" تغيير پيدا كرد و سردار سرتيپ "محمدرضا نقدی" فرماندهی اين سازمان را عهده‌دار شد. سازمان نهضت سواد آموزی 7 دی سال 1358، سازمان "نهضت سواد آموزی" با هدف سواد آموزی رایگان برای مردم بی‌سواد یا کم‌سواد تشكيل شد. امام(ره ) حجت‌الاسلام "محسن قرائتی" را به‌ عنوان نماينده خويش‌ در اين سازمان منصوب نمود. به گزارش پایگاه پرسن گرام در متن پیام امام(ره) آمد: «مایه بس خجلت است که در کشوری که مهد علم و ادب بوده و در سایه اسلام زندگی می‌کند که طلب علم را فریضه دانسته است، از نوشتن و خواندن محروم باشد. ما باید در برنامه دراز مدت فرهنگ وابسته کشورمان را به فرهنگ مستقل و خود کفا تبدیل کنیم و اکنون بدون از دست دادن وقت و بدون تشریفات خسته کننده برای مبارزه با بی سوادی به طور ضربتی و بسیج عمومی قیام کنیم تا ان شاء‌ا... در آینده نزدیک هر کس نوشتن و خواندن ابتدایی را آموخته باشد. برای این امر لازم است تمام بی سوادان برای یادگیری و تمام خواهران و برادران با سواد برای یاد دادن بپاخیزند و وزارت آموزش و پرورش با تمام امکانات بپا خیزد و از قرطاس بازی و تشریفات اداری بپرهیزد.» بنياد شهيد انقلاب اسلامی 22 اسفند سال 1358، بنيان اوليه بنیاد شهيد و امور ايثارگران براساس فرمان 10 ماده‌ای امام خمينی(ره) خطاب به شورای انقلاب و دولت موقت به منظور رسيدگی به وضعيت خانواده‌های شهدا و همچنين رسيدگی به امور معلولين و آسيب‌ديدگان انقلاب اسلامی تشکيل شد. تأسيس اين نهاد از سوی امام(ره) ضمن آنكه نشان‌دهنده ارزش‌‌گذاری اسلام و نظام اسلامی به شهيد و خانواده شهدا بود و با توجه به نقش اين نهاد در زمان جنگ تحميلی و پس از آن و عدم پيش‌بينی جنگ تحميلی در زمان صدور فرمان امام(ره)، نشان از آينده‌نگری و ژرف‌انديشی در مديريت ایشان داشت. بنياد شهيد در ابتدای تأسيس يكی از ارگان‌ها و سازمان‌های وابسته به دولت بود كه به عنوان يک نهاد انقلابی کار کرد، اما در خرداد سال 1359 با تصويب شورای انقلاب به سازمان بهزيستی ملحق شد و پس از چندی با تصويب مجلس شورای اسلامی در دی سال 1359، از آن سازمان جدا شد و به صورت نهادی وابسته به نخست‌وزيری درآمد که سرپرست آن با پيشنهاد نخست‌وزير و تأييد مقام رهبری تعيين می‌شد. در طول جنگ تحميلی رسيدگی به امور جانبازان و ايثارگران بخش مهمی از فعّاليت‌های بنياد را شكل داد. با پايان يافتن جنگ در سال 1367، به منظور رسيدگی بهتر به امور جانبازان مسئوليت اداره امور جانبازان با فرمان امام(ره) برعهده بنياد مستضعفان قرار گرفت و نام اين نهاد به بنياد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی تغيير يافت. امام خميني(ره) در فرمانی رعايت اولويت‌های زير را از وظايف بنياد شهيد برشمرد که عبارتند از: -اولويت فرهنگی يعنی ورود به مدارس و دانشگاه با تسهيلات مقتضی -اولويت اقتصادی يعنی تهیه مسکن، زمين، وسايل زندگی و ساير مايحتاج زندگی برای آنان -اولويت در استخدام يعنی استخدام خانواده شهداء و معلولين در امور دولت -تهیه کارت مجانی برای سوار شدن آنان در اتوبوس‌های دولتی داخل شهرها -تهیه کارت نيمه‌بهاء برای استفاده از وسايل نقليه بين ‌شهری مثل قطار، هواپيما و... -تشکيل دفترچه مخصوص خريد از تعاونی‌های دولتی -بيمه درمانی و استفاده از کارت ويژه خريد دارو -تعیین حقوق رسمی برای معلولينی که قدرت کار ندارند و خانواده شهداء -ايجاد برنامه‏ای در راديو به عنوان معلولين و خانواده شهداء این سازمان موظف شد تا معلولين و آسيب‌ديدگانی که احتياج به معالجه دارند تحت درمان قرار دهد و در صورتی که با تصديق پزشک، لازم به خروج از کشور برای معالجه شد، اسباب مسافرت و مخارج معالجه آنان را فراهم نمايد. شورای عالی انقلاب فرهنگی یکم فروردين سال 1359، صدور پيام امام خمينی (ره) نقطه عطف تاريخ انقلاب فرهنگی ایران بود. پس از تعطيلی رسمی دانشگاه‌ها در 23 خرداد سال 1359، امام(ره) فرمان تشكيل ستاد انقلاب فرهنگی را داد كه بخشی از این فرمان به شرح زیر است: «مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی كه امری اسلامی است و خواست ملّت مسلمان می‌باشد، اعلام شده است و تاكنون اقدام مؤثری انجام نشده است و ملّت اسلامی و خصوصاً دانشجويان باايمان متعهّد نگران آن هستند و نيز نگران اخلال توطئه‌گران كه هم ‌اكنون گاه ‌گاه آثارش نمايان می‌شود و ملّت مسلمان و پايبند به اسلام خوف آن دارند كه خدای نخواسته فرصت از دست برود و كار مثبتی انجام نگيرد و فرهنگ همان باشد كه در طول مدت سلطه رژيم فاسد كارفرمايان بی‌فرهنگ، اين مركز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند. ...» به گزارش پایگاه پرسن گرام امام(ره) با کمک عده‌ای از اساتيد حوزه‌ و دانشگاه‌ها، به دعوت از صاحب ‌نظران و متعهّدین این امر، شورای فرهنگی را تشكيل داد. فعّاليت‌هایی ستاد انقلاب فرهنگی شامل آماده سازی اساتید و گزينش افراد شايسته برای تدريس در دانشگاه‌ها، گزينش دانشجو و تغيير برنامه‌های آموزشی دانشگاه‌ها براساس فرهنگ اسلامی بود. با بازگشايی دانشگاه‌ها و توسعه مراكز آموزشی و گستردگی فعّاليت ستاد انقلاب فرهنگی، امام(ره) در 19 آذر سال 1363، مجدداً ستاد انقلاب فرهنگی را ترميم و شورای عالی انقلاب فرهنگی با تركيبی جديد تشكيل داد. ایشان فرمود: «... علاوه بر كليه افراد ستاد انقلاب فرهنگی و رؤسای محترم سه قوه، آیت‌ا... خامنه‌ای، آقای اردبيلی و آقای رفسنجانی و همچنين جناب حجت‌الاسلام مهدوی كنی و آقايان سيد كاظم اكرمی وزير آموزش و پرورش و رضا داوری و نصرا... پورجوادی و محمد رضا هاشمی را به آنان اضافه نمودم.» بنیاد 15 خرداد 15 خرداد سال 1360، بنیاد 15 خرداد، نهاد برخاسته از انقلاب اسلامی، با هدف رفع معضلات خانواده شهدای انقلاب و جنگ و محرومین به دستور امام خمینی(ره) تأسیس شد. این مجموعه سومین نهاد خدماتی بعد از تشکیل کمیته امداد امام خمینی(ره) و بنیاد شهید انقلاب اسلامی، محسوب می‌شود و مکمل فعّالیت‌های آن‌ها شد که نشان‌دهنده توجه امام(ره) به قشر محروم و نیازمند جامعه، به ویژه خانواده شهدا بود. سرمایه اولیه بنیاد 15 خرداد، از وجوهات شرعی که امام خمینی(ره) برای این امر اختصاص داد، تأمین شد. این بنیاد فعّالیت‌های خود را از ابتدا به عرصه‌های مختلف فرهنگی، رفاهی، خدماتی و عمرانی تقسیم کرد و در همه این عرصه‌ها مشغول به کار بود، این فعّالیت‌ها کمترین اتکایی به بودجه دولتی نداشت. این بنیاد با ایجاد شماری از واحدهای تولیدی و فروشگاه‌های تعاونی به تولید و توزیع کالا پرداخت و درآمد حاصل از آن را به پیشبرد اهداف بنیاد اختصاص داد، این فعّالیت‌ها به خصوص در شرایط جنگ و تحریم و کمبود ارزاق و کالاهای مورد نیاز مردم، اهمیت فراوانی برای اقشار محروم و خانواده‌های شهداء و نیازمندان داشت. مجلس خبرگان رهبری مجلس خبرگان رهبری متشکل از فقیهان واجد شرایط که براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مسئولیت انتخاب، نظارت و برکناری ولی فقیه را دارد. اعضای این مجلس توسط رأی مردم انتخاب می‌شوند و به مدت 8 سال کار می‌کنند. 19 آذر سال 1361، انتخابات اولین دوره مجلس خبرگان رهبری برگزار شد و 75 نفر از نمایندگان مجلس خبرگان تعیین گردند. 24 مرداد سال 1362، نخستین نشست مجلس خبرگان رهبری اسلامی تشکیل و با پیام امام خمینی(ره) افتتاح شد. به گزارش پایگاه پرسن گرام بخشی از متن پیام امام(ره) به شرح زیر است: «... و اکنون شما ای فقهای شورای خبرگان و ‌‌ای برگزیدگان ملّت ستمدیده در طول تاریخ شاهنشاهی و ستمشاهی! مسئولیتی را قبول فرمودید که در رأس همه مسؤولیت‌هاست و آغاز به کاری کردید که سرنوشت اسلام، ملّت رنجدیده، شهید داده و داغدیده در گرو آن است. اسلام عزیز و جمهوری اسلامی نوپا به انحراف کشیده شود، سیلی بخورد و به شکست منتهی شود، خدای نخواسته اسلام برای قرن‌ها به طاق نسیان سپرده می‌شود و به جای آن اسلام شاهنشاهی و ملوکی جایگزین آن خواهد شد. شما برگزیدگان مستضعفان می‌دانید که با کوتاه شدن دست ابرقدرت‌های چپاولگر از کشور اسلامی شما، آنان و وابستگان به آن‌ها ماهیت اسلام و قدرت الهی آن را لمس نمودند و چون افعی زخم‌خورده در کمین نشسته‌اند که از هر راهی بتوانند خود یا به وسیله پیروانِ از خدا بی‌خبرِ خود این نظام الهی را از مسیر خود منحرف نمایند. و بالا‌ترین انحراف که منجر به انحراف تمام ارگان‌ها می‌شود، انحراف رهبری است که امروز شما نقش اول آن را دارید. ...» بر طبق اصل 108 قانون اساسی شرایط تعیین اعضای مجلس خبرگان شامل آشنایی کامل به مبانی اجتهاد، سابقه تحصیل در حوزه‌های علمیه بزرگ و تشخیص افراد صالح برای مرجعیت و رهبری است. مسئوليت‌های نهاد مجلس ‏خبرگان به موجب قانون اساسى عبارتند از: -انتخاب رهبر -بركنارى رهبر -نظارت بر رهبر -وضع قوانين مجلس خبرگان و تفسير آن‌ها -رسيدگى به بودجه سالانه مجلس خبرگان

تدابیر بنیان‌گذار کبیر انقلاب در تأسیس و ایجاد نهادهای انقلابی که از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب پایه گذاری شد، نشان از دوراندیشی امام خمینی(ره) داشت که فلسفه وجودی این بنیادها در راستای اهداف انقلاب، صیانت و پاسداری از آرمان‌های انقلاب، جلوگیری از اغتشاشات و ناآرامی‌ها و سازندگی کشور بود.
به گزارش پایگاه پرسن گرام اغلب این نهادها پس از تأسیس زیر نظر ولایت فقیه با خط‌ مشی‌ مشخص فعّالیت داشت که در گذر زمان، بعضی از این نهادها با هم ادغام ‌شدند.
شورای انقلاب اسلامی
22 دی سال 1357، "شورای انقلاب اسلامی" به فرمان آیت‌ا... خمینی(ره) تشکیل شد تا با خطر خلأ قدرت و آشفتگی اوضاع ایران مقابله کند. ایشان در اطلاعیه‌ای، اعضای شورای انقلاب اسلامی را تعیین و وظایف آن‌ها را برای مردم تشریح نمود.
ریاست این شورا در ابتدا برعهده آیت‌ا... "مرتضی مطهری" (استاد و نویسنده) بود اما با شهادت ایشان ریاست شورای انقلاب به آیت‌ا... "سید محمود طالقانی" منتقل شد. پس از پیروزی انقلاب و تشکیل دولت موقت "مهدی بازرگان"، "حسن حبیبی"، "عباس شیبانی"، "ابوالحسن بنی صدر"، "صادق قطب زاده"، "میرحسین موسوی"، "احمد جلالی" و "حبیب‌ا... پیمان" نیز به جمع اعضای شورای انقلاب اضافه شدند.
شورای انقلاب ابتدا تنها نقش قانون گذاری داشت ولی پس از استعفای دولت موقت در 13 آبان سال 1358، امور قوّه اجرایی نیز به این شورا محوّل شد و نقش 2 قوّه را توأمان ایفا کرد. این شورا رسماً متشکل از 15 عضو که 8 نفر آن روحانی و 7 نفر دیگر غیر روحانی بود.
29 تیر سال 1359، با افتتاح اولین دوره مجلس شورای جمهوری اسلامی ایران و تشکیل قوّه مقنّنه به کار خود خاتمه داد.

کمیته انقلاب اسلامی
به فرمان امام خمینی(ره) "کمیته انقلاب اسلامی" برای کنترل اوضاع و برقراری نظم و امنیت در 23 بهمن سال 1357 تشکیل شد. این نهاد انقلابی به اداره و انتظام امور و حراست از انقلاب اسلامی و حفاظت از جان و مال و ناموس مردم پرداخت. همچنین به فرمان ایشان سلاح‌هایی که در دست مردم بود توسط این نهاد جمع آوری شد. آیت‌ا... "مهدوی کنی" به دستور امام(ره) مأمور تشکیل کمیته مرکزی انقلاب اسلامی شد و نهایتاً در سال 1369، این کمیته با نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ادغام شد.
مهمترین وظایف کمیته انقلاب اسلامی عبارت بود از:
-مقابله با توطئه‌های بیگانگان
-دستگیری وابستگان رژیم پهلوی
-جلوگیری از قاچاق اسلحه
-توقیف اموال مفسدان و فراریان رژیم پهلوی
-انتظامات و حفظ امنیت شهرها، روستاها و مرزها
-مبارزه با فساد و بی بند و باری
-حراست از اماکن مهم
-مقابله با منافقین و خرابکاران

دادگاه و دادسرای انقلاب اسلامی
5 اسفند سال 1357، دادگاه انقلاب اسلامی و دادسرای انقلاب اسلامی از جمله نخستین نهادهای انقلابی بودند که به فرمان امام خمینی(ره) تأسیس شدند تا خائنان به ملّت، فروشندگان استقلال ایران و آزادی مردم به بیگانه و مفسدان فی الارض به کیفر جنایات ارتکابی‌ خود برسند.
امام(ره) در حکمی حجت ‌الاسلام "محمد صادق صادقی گیوی" معروف به "خلخالی" را به ریاست دادگاه انقلاب منصوب کرد. متن این ابلاغ به شرح زیر است: «جناب حجت الاسلام آقای حاج شیخ صادق خلخالی دامت افاضاته، بـه جنابعالی مأموریت داده می‌شود تا در دادگاهی که برای‏‎ ‎‏محاکمه متهمین و زندانیان تشکیل می‌شود، حضور به هم رسانده و پس‏‎ ‎‏از تمامیت مقدمات محاکمه، با موازین شرعیه حکم شرعی صادر‏‎ ‎‏کنید.
روح‌ا... الموسوی الخمینی ‏
5/12/1357»
25 اسفند سال 1357، امام(ره) با واگذاری دادگاه انقلاب به شورای انقلاب‏ دستور داد: «نظر به این‌ که تسریع در محاکمات و اجرای احکام درباره جنایتکاران‏‎ فی الجمله منتفی شده است، لازم است از این پس محاکمات زیر نظر‏‎ ‎‏شورای انقلاب اسلامی و دولت انقلاب اسلامی صورت گیرد.
و به همین‏‎ ‎‏منظور دستور داده شده است که شورای انقلاب اسلامی آیین نامه‏‎ ‎‏جدیدی تنظیم و تصویب نماید. از این رو لازم است دادگاه مرکزی‏‎ ‎‏تهران، از این تاریخ تا تصویب آیین نامه جدید، محاکمات را متوقف کند؛‏‎ و دادگاه‌های شهرستان‌ها به کار بازپرسی و محاکمه ادامه دهند ولی‏‎ ‎‏اجرای احکام این دادگاه‌ها از این پس موقوف به تأیید دادگاه مرکزی‏‎ ‎‏خواهد بود که طبق آیین نامه جدید صورت خواهد گرفت. ‏
تذکر این نکته بجاست که تمامی دادگاه‌های انقلابی به جز رسیدگی به‏‎ ‎‏جرایم ضد انقلابی، حق هیچ گونه دخالت در امور دیگر از قبیل دزدی و‏‎ ‎‏سایر اموری که موجب حد می‌شود را ندارند؛ زیرا دادگاه‌های فوق العاده‏‎ ‎‏انقلاب اسلامی فقط مربوط به رسیدگی به امور ضد انقلابی در حال‏‎ ‎‏حاضر و در دوران رژیم اختناق می‌باشد.
روح‌ا... الموسوی الخمینی ‏
25/12/1357‏»
به گزارش پایگاه پرسن گرام، پس از انقلاب اسلامی تحولات و جریان‌های بسیاری در جامعه‌ ایران به‌ وجود آمد و اساس حکومت اسلامی و امنیت داخلی و خارجی را مورد تهدید قرار داد. محاکمه‌ جرایمی که این هنجارها را نقض می‌کرد مستلزم نگاه ویژه‌ قضایی به آنها بود که با تأسیس دادگاه انقلاب این مهم میسر شد.
جرایمی که در این قانون مشمول صلاحیت دادگاه‌های انقلاب هستند جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی‌اند که شامل "محاربه و افساد فی‌الارض، بغی، تبانی و اجتماع علیه حکومت اسلامی، احراق و تخریب اموال و اقدام مسلحانه به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی" می‌باشد.

بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی
9 اسفند سال 1357، امام خمینی(ره) مسئولیت جمع آوری اموال و دارائی‌های مصادره که به ناحق در دست طاغوت و وابستگان آن‌ها بود و بهره برداری از آن‌ها را در جهت منافع محرومین و مستضعفین در حکمی به شورای انقلاب واگذار نمود.
به منظور اجرای حکم امام(ره) مجمع عمومی هیأت مؤسس، اساسنامه اولیه بنیاد مستضعفان را در 7 شهریور سال 1358، تدوین کردند و در 21 تیر سال 1359، به صورت لایحه قانونی به تصویب شورای انقلاب جمهوری اسلامی ایران رسید.
به گزارش پایگاه پرسن گرام متن لایحه مذکور به شرح زیر است: «به منظور تمرکز اموال خاندان پهلوی و همه کسانی که وابستگی به این خاندان ثروت‌های نامشروع به دست آورده‌اند و دادگاه انقلاب حکم استرداد اموال مزبور را صادر کرده و می‌کند و تملک آن‌ها از طرف مستضعفان و به صرف رساندن همه درآمدهای آن اموال در راه بهبود وضع زندگی به خصوص مسکن آنان، به امر حضرت امام خمینی(ره) و با تصویب شورای انقلاب مؤسسه‌ای به نام بنیاد مستضعفان تشکیل و طبق مواد این اساسنامه و مقررات و آئین نامه‌های مربوطه که بر مبنای این اساسنامه تهیه می‌شود، اداره می‌گردد.»
وظایف کلی بنیاد با بهره گیری از ماده 8 اساسنامه عبارتند از:
-انجام امور اقتصادی اعم از صنعتی، کشاورزی، بازرگانی، خدماتی و عمرانی به منظور کسب درآمد و کمک به اجرای اهداف و سیاست‌های دولت جمهوری اسلامی ایران
-رسیدگی به وضع معیشتی، امور اجتماعی و فرهنگی، مراقبت، معالجه و اشتغال به کار جانبازان
-انجام امور عام‌المنفعه به منظور بهبود بخشیدن و رفاه مادی و معنوی مستضعفین و نیازمندان از قبیل ایجاد مسکن، احداث مدارس، کمک‌های بلاعوض بر طبق سیاست‌های کلی بنیاد
-حفظ، نگهداری و تنظیم اسناد و مدارک تاریخی به جا مانده از عوامل طاغوت به منظور بهره برداری‌های فرهنگی و تدوین تاریخ معاصر ایران

کمیته امداد امام خمینی(ره)
فعّالیت‌های کمیته امداد امام خمینی(ره) از سال 1342، تا پیروزی مخفیانه انجام شد به نحوی که تعدادی از انقلابیون مأموریت رسیدگی به خانواده زندانیان، نیازمندان و مبارزان را داشتند و تا زمان پیروزی انقلاب ادامه یافت.
14 اسفند سال 1357، امام خمینی(ره) کمیته امداد را برای دستگیری از محرومین و مستضعفین بنا نهاد. ایشان کار کمیته امداد را بسیار مهم دانست و فرمود: «شما کاری را متکفل شدید و انجام کاری را به عهده گرفتید که مورد عنایت خاص خدای تبارک و تعالی است. و البته باید این توجه را به آقایان عرض کنم، گرچه خودشان توجه دارند که باید این عمل با یک ظرافتی انجام بگیرد که مستمندان و محرومان خیال نکنند که آن‌ها از باب اینکه در صف پایین جامعه واقع شده‌اند، مورد امداد واقع شده‌اند. مستمندان و فقرا و دور افتاده‌ها در صف مقدم جامعه هستند و همین‌ها و همین زاغه نشین‌ها و همین حاشیه نشین‌ها و همین محرومان بودند که این انقلاب را به ثمر رساندند.»
کمیته امداد امام خمینی(ره)‌ زیر نظر مستقیم مقام ولایت اداره می‌شود و مؤسسه‌ای عام المنفعه، دایمی و غیر انتفاعی است که اساسنامه آن به توشیح و تأیید امام(ره) رسید. مطابق اساسنامه،‌ منابع مالی این نهاد، اعتبارات دولت،‌ کمک‌های مردمی،‌ مؤسسات،‌ نهادها، ارگان‌ها،‌ صدقات،‌ نذورات، هدایا و کمک‌های مستقیم مقام معظم رهبری نیز درآمدهای حاصل از امور اقتصادی همین نهاد است.
به گزارش پایگاه پرسن گرام وظایف این نهاد عبارتند از:
-تلاش شناخت انواع محرومیت و نارسایی مادی و معنوی
-یافتن محرومین و تلاش برای رفع محرومیت آنان
-اقدام در جهت معالجه، ‌اعطای وام جهیزیه، ‌ازدواج، ‌تحصیل، معالجه، تعمیر مسکن و... محرومین
-کمک به دانش آموزان،‌ مؤسسه‌های فرهنگی، ‌انجمن اسلامی، کتابخانه‌ها،‌ مساجد و محافل دینی
-تشویق و ترغیب مردم به انفاق و ایثار و جذب کمک‌های مردمی
-فراهم کردن امکانات و تسهیلات برای خودکفایی محرومین از طریق آموزش مهارت‌های فنی و حرفه‌ای و امکانات تولیدی و کمک‌های سرمایه‌ای و اشتغال‌زایی

بنیاد مسکن انقلاب اسلامی
21 فروردین سال 1358، امام خمینی(ره) حساب 100 در بانک ملّی ایران را برای تشکیلاتی به نام "بنیاد مسکن انقلاب اسلامی" افتتاح کرد.
امام(ره) در پیامی مکتوب به ملّت ایران تهیه مسکن برای اقشار ضعیف جامعه را دلیل معرفی این حساب بانکی بیان داشت. قصد ایشان مشارکت مردم در امور خیر بود تا علاوه بر رفع مشکلات افراد نیازمند موجب ارتقاء سطح اخلاق در جامعه شود.
بنیاد مسکن به ‌سرعت در تمام استان‌ها شعبه دایر کرد و با همکاری برخی نهادها به امر تهیه مسکن مبادرت نمود.
سال 1366، اساسنامه آن در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید و از مهم‌ترین وظایف آن ارائه طرح‌های مورد نیاز برای ایجاد مسکن اقشار مستضعف، انجام پروژه‌های کارشناسی درباره زمین‌های روستایی، کمک در جهت تأمین مصالح ساختمانی و... عنوان شد.
9 مهر سال 1388 بانک ملّی اعلام کرد: «به دنبال سیاست‌های این بانک در خصوص انتقال حساب‌های غیر متمرکز به متمرکز و لحظه‌ای، شماره حساب 100 امام(ره) متعلق به بنیاد مسکن انقلاب اسلامی تغییر یافت.»

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
2 اردیبهشت سال 1358، امام خمینی(ره) به صورت رسمی، فرمان تشکیل "سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" را زیر نظر شورای انقلاب صادر کرد که به یکی از نهادهای مهم و تأثیرگذار در حفاظت از دستاوردهای انقلاب تبدیل شد. این نهاد در مدت ‌زمان کوتاهی توانست در مقابل انواع تهدیدات داخلی و خارجی علیه نظام اسلامی ایستادگی و با آن مقابله کند.
به گزارش پایگاه پرسن گرام در پی فرمان امام(ره) به شورای انقلاب اسلامی، اساسنامه سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی در 9 ماده و 9 تبصره تهیه و تصویب شد.
امام(ره) در تجلیل از اقدامات سپاه پاسداران در 29 مرداد سال 1359، در شهر "قم" فرمود: «من از سپاه راضی هستم و به هیچ وجه نظرم از شما برنمی‌گردد. اگر سپاه نبود، کشور هم نبود. من سپاه پاسداران را بسیار عزیز و گرامی می‌دارم.»
28 فروردین سال 1368، مصادف با روز ارتش جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی(ره) نیز در پیامی خطاب به مردم فرمود: «... من تا آخر پشتیبان ارتش و سپاه و بسیج خواهم بود و تضعیف آنان را حرام مى‌دانم. من به عنوان فرمانده کل قوا به مسئولین و تصمیم گیرندگان نیز دستور مى‌دهم که در هیچ شرایطى از تقویت نیروهاى مسلح و بالا بردن آموزش‌هاى عقیدتى و نظامى و توسعه تخصص‌هاى لازم و خصوصاً حرکت به طرف خود کفایى نظامى غفلت نکنند و این کشور را براى دفاع از ارزش‌هاى اسلام ناب و محرومین و مستضعفین جهان در آمادگى کامل نگه دارند و مبادا توجه به برنامه‌هاى دیگر موجب غفلت از این امر حیاتى گردد که مطمئناً غفلت از تقویت بنیه دفاعى کشور، طمع تهاجم و تجاوز بیگانگان و نهایتاً تحمیل جنگ‌ها و توطئه‌ها را به دنبال مى‌آورد. ...»

مجلس خبرگان قانون اساسی
4 خرداد سال 1358، حضرت امام در پیامی به "مهندس بازرگان" (نخست وزیر وقت) خواستار تسریع در تدوین و تصویب قانون اساسی‏ شد. در این راستا جلسه‌ای با حضور امام(ره)، اعضای دولت موقت و شورای انقلاب مبنی بر تصویب مجلس بررسی قانون اساسی تشکیل شد و پس از آن لایحه قانونی انتخابات در 16 تیر سال 1358، به تصویب شورای انقلاب رسید.
12 مرداد سال 1358، انتخابات اولین دوره مجلس خبرگان قانون اساسی با حضور گسترده مردم برگزار گردید و مجلس برگزیده خبرگان قانون اساسی در 29 مرداد سال 1358، با پیام امام خمینی(ره) افتتاح شد.
به نوشته پایگاه پرسن گرام بخشی از متن پیام امام(ره) به شرح زیر است:
«... بجاست تذکراتى به ملّت شریف و حضرات علماى عظام و سایر وکلاى محترم بدهم.

  1. ... هر رأیى یا طرحى که از طرف یک یا چند نماینده به مجلس داده شود که مخالف اسلام باشد، مردود و مخالف مسیر ملّت و جمهورى اسلامى است. و اصولًا نمایندگانى که بر این اساس انتخاب شده باشند وکالت آنان محدود به حدود جمهورى اسلامى است؛ و اظهار نظر و رسیدگى به پیشنهادهاى مخالف اسلام یا مخالف نظام جمهورى خروج از حدود وکالت آن‌هاست.

  2. تشخیص مخالفت و موافقت با احکام اسلام منحصراً در صلاحیت فقهاى عظام است که الحمد... گروهى از آنان در مجلس وجود دارند. و چون این یک امر تخصصى است، دخالت وکلاى محترم دیگر در این اجتهاد و تشخیص احکام شرعى از کتاب و سنت دخالت در تخصص دیگران بدون داشتن صلاحیت و تخصص لازم است. ...

  3. من با کمال تأکید توصیه مى‌کنم که اگر بعضى از وکلاى مجلس تمایل به مکاتب غرب یا شرق داشته یا تحت تأثیر افکار انحرافى باشند، تمایل خودشان را در قانون اساسى جمهورى اسلامى دخالت ندهند و مسیر انحرافى خود را از این قانون جدا کنند. ...

  4. علماى اسلام حاضر در مجلس اگر ماده‌اى از پیش‌نویس قانون اساسى و یا پیشنهادهاى وارده را مخالف با اسلام دیدند، لازم است با صراحت اعلام دارند و از جنجال روزنامه‌ها و نویسندگان غرب زده نهراسند، که اینان خود را شکست خورده مى‌بینند و از مناقشات و خرده گیری‌ها دست بردار نیستند.

  5. نمایندگان محترم مجلس خبرگان باید همه مساعى خویش را به کار برند تا قانون اساسى جامع و داراى خصوصیات زیر باشد:
    الف-حفظ و حمایت حقوق و مصالح تمام قشرهاى ملّت، دور از تبعیض‌هاى ناروا؛
    ب-پیش بینى نیازها، منافع نسلهاى آینده، آن گونه که مد نظر شارع مقدس در معارف ابدى اسلام است.
    ج-صراحت و روشنى مفاهیم قانون به نحوى که امکان تفسیر و تأویل غلط در مسیر هوس‌هاى دیکتاتورها و خودپرستان تاریخ در آن نباشد.
    د -صلاحیت نمونه و راهنما قرار گرفتن براى نهضت‌هاى اسلامى دیگر که با الهام از انقلاب اسلامى ایران در صدد ایجاد جامعه اسلامى برمى‌آیند. ...
    29/5/1358
    روح‌ا... الموسوی الخمینى.»
    75 نفر عضو این مجلس پس از 3 ماه فعّالیت، کار تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را در 24 آبان سال 1358، در 12 فصل و 175 اصل و یک مقدمه و مؤخره به پایان رساندند.
    12 آذر سال 1358، حاصل کار این مجلس به عنوان اولین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در یک همه‌پرسی عمومی از سوی اکثریت مردم به تأیید رسید.

جهاد سازندگی
27 خرداد سال 1358، نهادی مستقل و مردمی تحت عنوان "جهاد سازندگی" تأسیس شد. ضرورت بازسازی روستاها به عنوان نخستین گام در دستیابی به آرمان و اهداف انقلاب مطرح گردید تا جبران کاستی امکانات در روستاها شود و روستائیان بتوانند از امکانات گوناگون رفاهی مانند آب آشامیدنی سالم، برق، راه و خدمات بهداشتی بهره ببرند و انگیزه سکونت و تولید در روستاها پیدا کنند.

نیروی مقاومت بسیج
5 آذر سال 1358، بنیان‌گذار انقلاب اسلامی خواستار آموزش نظامی همگانی و تشکیل ارتش 20 میلیونی شد. امام خمینی(ره) با تأکید بر لزوم وحدت و آمادگی در برابر تهدیدها در جمع اعضای سپاه پاسداران مرکز تهران فرمود: «... مملکت اسلامی همه‌اش باید نظامی باشد و تعلیمات نظامی داشته باشد ... همه جا باید این طور بشود که یک مملکتی بعد از چند سالی که بیست میلیون جوان دارد، بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتش داشته باشد. ...»
10 اردیبهشت سال 1359، چند ماه پس از سخنان امام(ره) در رابطه با ارتش 20 میلیونی، شورای انقلاب در لایحه قانونی تشکیل سازمان بسیج ملی را تصویب و برای اجراء به وزارت کشور ارسال کرد.
پس از آن در پی شروع جنگ تحمیلی "عراق" علیه "ایران" موضوع آموزش نظامی همگانی و تشکیل بسیج بسیاری از مشکلات پیش روی کشور را حل کرد و مردم آموزش ‌دیده گروه گروه به جبهه‌ها اعزام شدند.
28 دی سال 1359، در نامه‌ای که شهید "رجایی"، نخست‌وزیر وقت به مجلس شورای اسلامی نوشت سازمان بسیج ملی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ملحق شد و این سازمان در طول 8 سال جنگ تحمیلی نیروهای رزمی مردمی را برای اعزام به جبهه‌های جنگ سازماندهی کرد.
نهایتاً در 12 مهر سال 1388 نام بسيج از "نيروی مقاومت بسيج" به "سازمان بسيج مستضعفين" تغيير پيدا كرد و سردار سرتيپ "محمدرضا نقدی" فرماندهی اين سازمان را عهده‌دار شد.

سازمان نهضت سواد آموزی
7 دی سال 1358، سازمان "نهضت سواد آموزی" با هدف سواد آموزی رایگان برای مردم بی‌سواد یا کم‌سواد تشكيل شد. امام(ره ) حجت‌الاسلام "محسن قرائتی" را به‌ عنوان نماينده خويش‌ در اين سازمان منصوب نمود.
به گزارش پایگاه پرسن گرام در متن پیام امام(ره) آمد: «مایه بس خجلت است که در کشوری که مهد علم و ادب بوده و در سایه اسلام زندگی می‌کند که طلب علم را فریضه دانسته است، از نوشتن و خواندن محروم باشد.
ما باید در برنامه دراز مدت فرهنگ وابسته کشورمان را به فرهنگ مستقل و خود کفا تبدیل کنیم و اکنون بدون از دست دادن وقت و بدون تشریفات خسته کننده برای مبارزه با بی سوادی به طور ضربتی و بسیج عمومی قیام کنیم تا ان شاء‌ا... در آینده نزدیک هر کس نوشتن و خواندن ابتدایی را آموخته باشد. برای این امر لازم است تمام بی سوادان برای یادگیری و تمام خواهران و برادران با سواد برای یاد دادن بپاخیزند و وزارت آموزش و پرورش با تمام امکانات بپا خیزد و از قرطاس بازی و تشریفات اداری بپرهیزد.»

بنياد شهيد انقلاب اسلامی
22 اسفند سال 1358، بنيان اوليه بنیاد شهيد و امور ايثارگران براساس فرمان 10 ماده‌ای امام خمينی(ره) خطاب به شورای انقلاب و دولت موقت به منظور رسيدگی به وضعيت خانواده‌های شهدا و همچنين رسيدگی به امور معلولين و آسيب‌ديدگان انقلاب اسلامی تشکيل شد.
تأسيس اين نهاد از سوی امام(ره) ضمن آنكه نشان‌دهنده ارزش‌‌گذاری اسلام و نظام اسلامی به شهيد و خانواده شهدا بود و با توجه به نقش اين نهاد در زمان جنگ تحميلی و پس از آن و عدم پيش‌بينی جنگ تحميلی در زمان صدور فرمان امام(ره)، نشان از آينده‌نگری و ژرف‌انديشی در مديريت ایشان داشت.
بنياد شهيد در ابتدای تأسيس يكی از ارگان‌ها و سازمان‌های وابسته به دولت بود كه به عنوان يک نهاد انقلابی کار کرد، اما در خرداد سال 1359 با تصويب شورای انقلاب به سازمان بهزيستی ملحق شد و پس از چندی با تصويب مجلس شورای اسلامی در دی سال 1359، از آن سازمان جدا شد و به صورت نهادی وابسته به نخست‌وزيری درآمد که سرپرست آن با پيشنهاد نخست‌وزير و تأييد مقام رهبری تعيين می‌شد.
در طول جنگ تحميلی رسيدگی به امور جانبازان و ايثارگران بخش مهمی از فعّاليت‌های بنياد را شكل داد. با پايان يافتن جنگ در سال 1367، به منظور رسيدگی بهتر به امور جانبازان مسئوليت اداره امور جانبازان با فرمان امام(ره) برعهده بنياد مستضعفان قرار گرفت و نام اين نهاد به بنياد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی تغيير يافت.
امام خميني(ره) در فرمانی رعايت اولويت‌های زير را از وظايف بنياد شهيد برشمرد که عبارتند از:
-اولويت فرهنگی يعنی ورود به مدارس و دانشگاه با تسهيلات مقتضی
-اولويت اقتصادی يعنی تهیه مسکن، زمين، وسايل زندگی و ساير مايحتاج زندگی برای آنان
-اولويت در استخدام يعنی استخدام خانواده شهداء و معلولين در امور دولت
-تهیه کارت مجانی برای سوار شدن آنان در اتوبوس‌های دولتی داخل شهرها
-تهیه کارت نيمه‌بهاء برای استفاده از وسايل نقليه بين ‌شهری مثل قطار، هواپيما و...
-تشکيل دفترچه مخصوص خريد از تعاونی‌های دولتی
-بيمه درمانی و استفاده از کارت ويژه خريد دارو
-تعیین حقوق رسمی برای معلولينی که قدرت کار ندارند و خانواده شهداء
-ايجاد برنامه‏ای در راديو به عنوان معلولين و خانواده شهداء
این سازمان موظف شد تا معلولين و آسيب‌ديدگانی که احتياج به معالجه دارند تحت درمان قرار دهد و در صورتی که با تصديق پزشک، لازم به خروج از کشور برای معالجه شد، اسباب مسافرت و مخارج معالجه آنان را فراهم نمايد.

شورای عالی انقلاب فرهنگی
یکم فروردين سال 1359، صدور پيام امام خمينی (ره) نقطه عطف تاريخ انقلاب فرهنگی ایران بود.
پس از تعطيلی رسمی دانشگاه‌ها در 23 خرداد سال 1359، امام(ره) فرمان تشكيل ستاد انقلاب فرهنگی را داد كه بخشی از این فرمان به شرح زیر است: «مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی كه امری اسلامی است و خواست ملّت مسلمان می‌باشد، اعلام شده است و تاكنون اقدام مؤثری انجام نشده است و ملّت اسلامی و خصوصاً دانشجويان باايمان متعهّد نگران آن هستند و نيز نگران اخلال توطئه‌گران كه هم ‌اكنون گاه ‌گاه آثارش نمايان می‌شود و ملّت مسلمان و پايبند به اسلام خوف آن دارند كه خدای نخواسته فرصت از دست برود و كار مثبتی انجام نگيرد و فرهنگ همان باشد كه در طول مدت سلطه رژيم فاسد كارفرمايان بی‌فرهنگ، اين مركز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده بودند. ...»
به گزارش پایگاه پرسن گرام امام(ره) با کمک عده‌ای از اساتيد حوزه‌ و دانشگاه‌ها، به دعوت از صاحب ‌نظران و متعهّدین این امر، شورای فرهنگی را تشكيل داد.
فعّاليت‌هایی ستاد انقلاب فرهنگی شامل آماده سازی اساتید و گزينش افراد شايسته برای تدريس در دانشگاه‌ها، گزينش دانشجو و تغيير برنامه‌های آموزشی دانشگاه‌ها براساس فرهنگ اسلامی بود.
با بازگشايی دانشگاه‌ها و توسعه مراكز آموزشی و گستردگی فعّاليت ستاد انقلاب فرهنگی، امام(ره) در 19 آذر سال 1363، مجدداً ستاد انقلاب فرهنگی را ترميم و شورای عالی انقلاب فرهنگی با تركيبی جديد تشكيل داد.
ایشان فرمود: «... علاوه بر كليه افراد ستاد انقلاب فرهنگی و رؤسای محترم سه قوه، آیت‌ا... خامنه‌ای، آقای اردبيلی و آقای رفسنجانی و همچنين جناب حجت‌الاسلام مهدوی كنی و آقايان سيد كاظم اكرمی وزير آموزش و پرورش و رضا داوری و نصرا... پورجوادی و محمد رضا هاشمی را به آنان اضافه نمودم.»

بنیاد 15 خرداد
15 خرداد سال 1360، بنیاد 15 خرداد، نهاد برخاسته از انقلاب اسلامی، با هدف رفع معضلات خانواده شهدای انقلاب و جنگ و محرومین به دستور امام خمینی(ره) تأسیس شد. این مجموعه سومین نهاد خدماتی بعد از تشکیل کمیته امداد امام خمینی(ره) و بنیاد شهید انقلاب اسلامی، محسوب می‌شود و مکمل فعّالیت‌های آن‌ها شد که نشان‌دهنده توجه امام(ره) به قشر محروم و نیازمند جامعه، به ویژه خانواده شهدا بود.
سرمایه اولیه بنیاد 15 خرداد، از وجوهات شرعی که امام خمینی(ره) برای این امر اختصاص داد، تأمین شد. این بنیاد فعّالیت‌های خود را از ابتدا به عرصه‌های مختلف فرهنگی، رفاهی، خدماتی و عمرانی تقسیم کرد و در همه این عرصه‌ها مشغول به کار بود، این فعّالیت‌ها کمترین اتکایی به بودجه دولتی نداشت.
این بنیاد با ایجاد شماری از واحدهای تولیدی و فروشگاه‌های تعاونی به تولید و توزیع کالا پرداخت و درآمد حاصل از آن را به پیشبرد اهداف بنیاد اختصاص داد، این فعّالیت‌ها به خصوص در شرایط جنگ و تحریم و کمبود ارزاق و کالاهای مورد نیاز مردم، اهمیت فراوانی برای اقشار محروم و خانواده‌های شهداء و نیازمندان داشت.

مجلس خبرگان رهبری
مجلس خبرگان رهبری متشکل از فقیهان واجد شرایط که براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مسئولیت انتخاب، نظارت و برکناری ولی فقیه را دارد. اعضای این مجلس توسط رأی مردم انتخاب می‌شوند و به مدت 8 سال کار می‌کنند.
19 آذر سال 1361، انتخابات اولین دوره مجلس خبرگان رهبری برگزار شد و 75 نفر از نمایندگان مجلس خبرگان تعیین گردند. 24 مرداد سال 1362، نخستین نشست مجلس خبرگان رهبری اسلامی تشکیل و با پیام امام خمینی(ره) افتتاح شد.
به گزارش پایگاه پرسن گرام بخشی از متن پیام امام(ره) به شرح زیر است: «... و اکنون شما ای فقهای شورای خبرگان و ‌‌ای برگزیدگان ملّت ستمدیده در طول تاریخ شاهنشاهی و ستمشاهی! مسئولیتی را قبول فرمودید که در رأس همه مسؤولیت‌هاست و آغاز به کاری کردید که سرنوشت اسلام، ملّت رنجدیده، شهید داده و داغدیده در گرو آن است.
اسلام عزیز و جمهوری اسلامی نوپا به انحراف کشیده شود، سیلی بخورد و به شکست منتهی شود، خدای نخواسته اسلام برای قرن‌ها به طاق نسیان سپرده می‌شود و به جای آن اسلام شاهنشاهی و ملوکی جایگزین آن خواهد شد.
شما برگزیدگان مستضعفان می‌دانید که با کوتاه شدن دست ابرقدرت‌های چپاولگر از کشور اسلامی شما، آنان و وابستگان به آن‌ها ماهیت اسلام و قدرت الهی آن را لمس نمودند و چون افعی زخم‌خورده در کمین نشسته‌اند که از هر راهی بتوانند خود یا به وسیله پیروانِ از خدا بی‌خبرِ خود این نظام الهی را از مسیر خود منحرف نمایند. و بالا‌ترین انحراف که منجر به انحراف تمام ارگان‌ها می‌شود، انحراف رهبری است که امروز شما نقش اول آن را دارید. ...»
بر طبق اصل 108 قانون اساسی شرایط تعیین اعضای مجلس خبرگان شامل آشنایی کامل به مبانی اجتهاد، سابقه تحصیل در حوزه‌های علمیه بزرگ و تشخیص افراد صالح برای مرجعیت و رهبری است.
مسئوليت‌های نهاد مجلس ‏خبرگان به موجب قانون اساسى عبارتند از:
-انتخاب رهبر
-بركنارى رهبر
-نظارت بر رهبر
-وضع قوانين مجلس خبرگان و تفسير آن‌ها
-رسيدگى به بودجه سالانه مجلس خبرگان


امام خمینی(ره) از معرفت و بینش سیاسی برخوردار بود که توانست رخدادها و وقایع سیاسی را بررسی کند و تحلیل‌های روشنی ارائه دهد. ایشان توانست با ارائه راه و روش‌های كارآمد، مسائل را به نتیجه و ثمر برساند. او برخی از وقایع آینده را در سیاست خارجی جهان پیش از وقوع هشدار داد. به گزارش پایگاه پرسن گرام برخی از پیش بینی‌های امام خمینی(ره) عبارتند از: تولد سربازان انقلاب سال 1342، امام خمینی(ره) به سوی تبعیدگاه برده می‌شد که مأمور ساواک از ایشان پرسید: «پس یاران شما کجا هستن؟» امام(ره) در جوابش این جمله تاریخی را فرمود: «یاران من در گهواره‌های مادرانشان هستند.» به گواهی تاريخ جوانان و نوجوانان نقش مهمی در به ثمر رساندن پيروزی انقلاب اسلامی داشتند و در 8 سال دفاع مقدس نيز در حراست و پاسداری از انقلاب اسلامی موثر بودند. فرار شاه و عاقبت رژیم پهلوی امام خمینی(ره) در سال 1343، با پيش بينی سقوط و نابودی رژيم پهلوی مبارزات خود را آغاز كرد. امام(ره) درباره سقوط رژیم فرمود: «مگر حضرت بقيه‌ا... عجل‌ا... تعالی فرجه به من خلاف می‌فرمايد؟! شاه بايد برود.» فتح قدس و رهایی فلسطین از صهیونیزم مسئله رهايی فلسطين و آزادی بيت المقدس از دست اسرائیل از ابتدای حركت انقلابی امام(ره) جايگاه ويژه‌ای داشت. امام خمینی(ره) با نامگذاری روز قدس، طرح ايده نابودی اسرائيل و محو آن از نقشه جهان و طرح آروزی فتح بيت المقدس را بیان داشت و يكی از بزرگترين پيش بينی‌های خود مبنی بر نابودی اسرائيل و آزادی قدس را نوید داد و آن را به آرمان ملّت‌های مسلمان تبديل كرد. 13 آبان سال 1356، امام(ره) در‏‏ ‏‏نامه‌ای خطاب به "یاسر عرفات" (رهبر فلسطین) نوشت: «... آرزوى ما آن است كه سرزمين فلسطين و مسجد اقصى از صهيونيسم تطهير شود و مردم فلسطين به سرزمين خويش باز گردند. ...» ایشان در پیام نوروزی سال 1357 فرمود: «... ان‌شاء‌ا... فلسطين آزاد بشود و بيت المقدس، آنكه مسجد همه مسلمين است به حال اول برگردد و آنهايى كه به مسلمين ظلم و ستم مى‏كنند ان‌شاء‌ا... خداوند دفع شرّ آنها را بكند. ...» 22 بهمن سال 1358، امام(ره) در تشریح عظمت انقلاب به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی خطاب به ملّت ایران فرمود: «... بايد همه به پا خيزيم و اسرائيل را نابود كنيم و ملّت قهرمان فلسطين را جايگزين آن گردانيم. ...» 3 اسفند سال 1367، امام(ره) در پیامی به روحانیون و مراجع فرمود: «... جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت. ...» تشکیل حکومت اسلامی در ایران يكی از پيش بينی‌های امام خمینی(ره)، به ثمر رسيدن حركت انقلابی ملّت ايران و تشكيل حكومت اسلامی بود. سال 1358، گزارشی مبنی بر اینکه "سيد كاظم شريعتمداری" (مؤسس حزب جمهوری خلق ایران) در شهر "مشهد" گفت: «من بالاخره عليه امام [خمينی] اعلام جنگ می‌كنم.» خدمت امام خمینی(ره) ارائه شد. ایشان فرمود: «پيروزی ما را خدا تضمين كرده است. ما موفق می‌شويم، در اينجا حكومت اسلامی تشكيل می‌دهيم و پرچم را به صاحب پرچم می‌سپاريم.» اتصال انقلاب اسلامی به ظهور امام عصر عجل‌ا... تعالی فرجه امام خمینی(ره) همه جا نام حضرت صاحب الزمان عجل‌ا... تعالی فرجه را به عنوان صاحب اصلی انقلاب ذکر کرد و فرمود: «... ان‌شاءا... این انقلاب را به حضرتش تحویل بدهیم. ...» امام(ره) همچنین پیشرفت انقلاب و اقبال ‏دل‌ها به این نهضت را محصول عنایت حضرتش نامید و انقلاب را مقدمه انقلاب ‏جهانی امام زمان عجل‌ا... دانست.‏ به گزارش پایگاه پرسن گرام مهمترین پیش بینی امام(ره)، بحث نزدیک بودن ظهور و اتصال این انقلاب الهی به انقلاب جهانی امام عصرعجل‌ا... تعالی فرجه بود. ایشان از 3 دهه قبل با قاطعیت و صراحت، نزدیک بودن ظهور و اتصال این انقلاب به انقلاب امام مهدی عجل‌ا... تعالی فرجه را پیش بینی کرد و آن را قریب الوقوع دانست و در 18 تیر سال 1358، ایشان فرمود: «... ان شاءا… كه ايـن چهره‌های نورانی ذخيره برای اسلام باشد و متصل بشود اين زمان به زمان ظهور مهدی سلام‌ا… عليه. ...» 12 آبان سال 1360، امام(ره) فرمود: «... گویی جهان مهیا می‌شود برای طلوع آفتاب امامت از افق مکه مکرمه و کعبه آمال محرومان و مستضعفان ...انقلاب اسلامی با تأييد خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است و ان شاءا… با گسترش آن، قدرت‌های شيطانی به انزواء كشيده خواهند شد و حكومت مستضعفان برپا و زمينه برای حكومت جهانی مهدی آخرالزمان عجل‌ا… تعالی فرجه مهيا خواهد شد. ...» پیش بینی رهبری آیت‌ا... خامنه‌ای امام خمینی(ره) در مناسبت‌های مختلف نظر خود را در مورد رهبری آیت‌ا... سید علی خامنه‌ای بيان داشت و از تحقق اين حقيقت در آينده خبر داد. در زیر به دوتا از این نظرات امام(ره) می پردازیم. سال 1360، در حادثه بمب گذاری مسجد ابوذر که منجر به جراحت آیت‌ا... خامنه‌ای شد، امام فرمود: «خداوند ذخيره انقلاب را حفظ كرد.» همچنین در اردیبهشت سال 1368، در راستای سفر آیت‌ا... خامنه‌ای به کره شمالی و سخنرانی در مجمع عالی خلق کره شمالی امام خمینی(ره) پس از پیگیری گزارش‌های آن سفر از صدا و سیما فرمود: «الحق ایشان لیاقت رهبری را دارند.» وقوع بیداری اسلامی در منطقه امام خمینی(ره) پیش بینی وقوع انقلاب اسلامی در منطقه خاورمیانه و کشورهای مسلمان را نوید داد تا جایی که در انتظار این تحول مبارک بود و همواره ملّت‌های مسلمان را به قیام و انقلاب بر علیه حاکمان فاسد ترغیب می‌نمود. 10 مرداد سال 1360، امام خمینی(ره) به مناسبت روز قدس به بیداری مسلمین جهان علیه استکبار و صهیونیسم در حسینیه جماران اشاره کرد و فرمود: «... مسلمانان و مستضعفان ايران و جهان، ما می‌خواهيم اين چيزی كه در ايران واقع شد و اين بيداری كه در ايران واقع شد و خودشان از ابرقدرت‌ها فاصله گرفتند. ... و دست آن‌ها را از مخازن خودشان كوتاه كردند اين در همه ملّت‌ها و در همه دولت‌ها بشود، آرزوی ما اين است. معنی صدور انقلاب ما اين است كه همه ملّت‌ها بيدار شوند و همه دولت‌ها بيدار شوند و خودشان را از اين گرفتاری كه دارند و اين تحت سلطه بودنی كه هستند و از اين كه همه مخازن آن‌ها دارد به باد می‌رود و خودشان به نحو فقر زندگی می‌كنند نجات بدهد. جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و ظالمان شروع شده و در حال گسترش است امید بخش آتیه روشن است و وعده خداوند تعالی را نزدیک و نزدیک‌تر می‌نماید ... امید است که این انقلاب جرقه و بارقه‌ای الهی باشد که انفجاری عظیم در توده‌های زیر ستم ایجاد نماید. ...» ایشان مجدداً در سال 1360، تأکید داشت: «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می‌کنیم ... ما بايد از مستضعفان جهان پشتيبانی كنيم. ما بايد در صدور انقلابمان به جهان كوشش كنيم و تفكر اين كه انقلابمان را صادر نمی‌كنيم كنار بگذاريم. زيرا اسلام بين كشورهای مسلمان فرقی قائل نمی‌شود و پشتيبان تمام مستضعفان جهان است. انقلاب اسلامی ایران با تأیید خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است. ...» 6 مرداد سال 1366، امام(ره) در پیامی به زائرین مناسک حج در خصوص برائت از مشرکین در حسینیه جماران فرمود: «... نمی‌دانند و نمی‌بينند كه انقلاب اسلامی صادر يا در شرف صدور است و با تأييدات خداوند متعال پرچم اسلام در آتيه‌های نه چندان دور به دست ملّت‌های اسلامی بلكه مظلومان تشنه عدالت اسلامی در سراسر عالم به اهتزاز در خواهد آمد؟ ...» انقلاب مردم مصر امام خمینی(ره) با شناختی که از ملّت مصر داشت و پيشينه تاريخی و دلبستگی اين ملّت به اسلام و روحيه ضد استكباری و ضد استبدادی اين مردم، پيش بينی کرد كه مردم مصر مزدوران استكبار را نابود می‌کنند. در این راستا در 17 مهر سال 1360، امام(ره) در حضور مقامات کشوری و لشکری در حسینیه جماران فرمود: «... ملّت مصر به خيابان‌ها بيايند و اين تفاله‌های آمريكا را بيرون بريزند...! اين رئيس جمهور تحميلی ثانی [حسنی مبارک‏] كه خيال دارد در مصر مثل آن [انور سادات‏] حكومت كند، دربست خودش را در اختيار آمريكا گذاشته است؛ قبل از اينكه به رياست برسد اعلام همبستگی خودش را با اسرائيل و آمريكا كرده است. نديده است كه‌‌ همان طوری كه سلف طالحش به واسطه خشم ملّت به جهنم واصل شد، همين عمل را با او هم خواهند كرد. ...» نابودی مارکسیسم و سقوط شوروی دی سال 1367، امام(ره) در نامه‌ای به "میخائیل گورباچف" (صدر هیات رئیسه اتحاد جماهیر شوروی) با پيش بينی سقوط شوروی، سران شوروی را به راه حق دعوت فرمود: «... جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است كه از اين پس كمونيسم را بايد در موزه‌های تاريخ سياسی جهان جستجو كرد. ...» به گزارش پایگاه پرسن گرام هنوز مدت زمان كوتاهی از این نامه نگذشته بود كه رژيم شوروی فروپاشيد. عاقبت منتظری امام خمینی(ره) در اواخر عمر خود خطر انحراف در شخصيت و اطرافيان "حسینعلی منتظری" را تشخيص داد و در 6 فروردین سال 1368 در آخرين نامه‌ای كه امام(ره) به وی نوشت با پيش بينی 2 خطر، به او هشدار داد: «از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريک می‌شويد در هيچ كار سياسی دخالت نكنيد.» سال 1376، منتظری با تحريک اطرافيان مبنی بر تغيير فضا و ايجاد فرصت، سخنرانی موهنی را ايراد كرد كه با واكنش امت حزب‌ا... روبرو شد. همچنین امام(ره) به وی یادآوری کرد: «شما مشغول به نوشتن چيزهايی می‌شويد كه آخرتتان را خراب‌تر می‌كند.» منتظری در اواخر عمر خود كتاب‌هايی را با موضوع فدک در نقد ولايت فقيه نوشت و پيش بينی امام(ره) به تحقق پیوست. حمله عراق به کویت به گزارش پایگاه پرسن‌گرام ديگر پیش‌بینی امام خمینی(ره) كه به حقيقت پيوست، حمله کشور "عراق" به کشور "كويت" بود. در زمان جنگ تحمیلی "عراق" علیه "ایران"، امام(ره) به سران كويت كه حمايت مالی گسترده‌ای از رژيم صدام كردند، فرمود: «... از اين كار بپرهيزيد كه روزی آتش اين فتنه دامن خودتان را می‌گيرد. ... نه تنها صدام از خلق و خوی سبعيت و درندگی ذره‌ای عدول ننموده است كه متأسفانه با حمايت جهانخواران و با سكوت سازمان‌ها و مراكز بين المللی به گرگ زخم برداشته‌ای بدل شده است و می‌رود تا شعله‌های آتش و جنگ را در كشورهای منطقه و خصوصاً خليج فارس برانگيزد. ...» 11 مرداد سال 1369، کشور عراق به کشور كويت حمله كرد و اين كشور ثروتمند را در مدت 24 ساعت غارت نمود. عاقبت ذلّت بار حامیان جنگ علیه ایران در دوران 8 ساله دفاع مقدس اكثر سران كشورهای منطقه خاورمیانه به دستور کشورهای استعمارگر بر عليه کشور ایران متحد شدند. در این میان امام خمینی(ره) عاقبت سقوط بيشتر آنها را پیش بینی کرد: «... ابرقدرت‌ها آن لحظه‌ای كه منافعشان اقتضاء كند شما و قديمی‌ترين وفاداران و دوستان خود را قربانی می‌كنند و پيش آنان دوستی و دشمنی و نوكری و صداقت ارزش و مفهومی ندارد. آنان منافع خود را ملاک قرار داده‌اند. ...» "صدام حسين عبدالمجید تکریتی" (رئیس جمهور عراق)، "حسنی مبارک" (رئیس جمهور مصر)، "علی عبدا... صالح" (رئیس جمهور یمن) و "معمر قذافی" (رئیس شورای فرماندهی انقلاب لیبی) نمونه‌ای از كسانی بودند كه نهایتاً توسط کشورهای استعمارگر کشته شدند. فروپاشی ابر قدرت جهان در اوج يكی از پيش بينی‌های امام خمینی(ره)، فروپاشی و نابودی امپراطوری آمريكاست آن هم در زمانیكه اين ابر قدرت در اوج قدرت خود قرار دارد. 12 آبان سال 1360، امام(ره) در پیامی به انجمن اسلامی دانشجویان خارج از ایران در حسینیه جماران فرمود: «... انقلاب اسلامی با تأييد خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است و ان شاءا… با گسترش آن قدرت‌های شيطانی به انزوا كشيده خواهند شد. ...» 6 مرداد سال 1366، امام خمینی(ره) پیامی به مسلمانان ایران، جهان و زائرین بیت‌ا... الحرام در خصوص برائت از مشرکین در حسینیه جماران داد و فرمود: «ده‌ها خبرنگار و فيلمبردار را به منطقه گسيل داشته‌اند تا خبر موفقيت نقشه‌های آمريكا را مخابره كنند خداوند زمينه رسوايی و زبونی آمريكا را به دست غيب خود فراهم می‌آورد و اقتدار معنوی پرچم لاا... الاا... را بر پرچم كفر به نمايش می‌گذارد. ...» 11 مهر سال 1367، امام(ره) در پیامی به ملّت ایران در حسینیه جماران ‏فرمود: «... ان‌شاءا… مردم سلحشور ايران كينه و خشم انقلابی و مقدس خويش را در سينه‌ها نگه داشته و شعله‌های ستم سوز آن را عليه شوروی جنايتكار و آمريكای جهانخوار و اذناب آنان به كار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ آمريكای جهانخوار و اذناب آنان به كنار خواهند رفت. ...» اوضاع آشفته سياسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آمريكا در سال‌های گذشته كه بسياری از مسئولین آمريكايی به صراحت به آن اذعان كردند و از آن به نشانه‌های فروپاشی آمريكا ياد کردند. نشانه‌هایی از این پیش‌بینی امام(ره) است.

امام خمینی(ره) از معرفت و بینش سیاسی برخوردار بود که توانست رخدادها و وقایع سیاسی را بررسی کند و تحلیل‌های روشنی ارائه دهد. ایشان توانست با ارائه راه و روش‌های كارآمد، مسائل را به نتیجه و ثمر برساند. او برخی از وقایع آینده را در سیاست خارجی جهان پیش از وقوع هشدار داد.
به گزارش پایگاه پرسن گرام برخی از پیش بینی‌های امام خمینی(ره) عبارتند از:
تولد سربازان انقلاب
سال 1342، امام خمینی(ره) به سوی تبعیدگاه برده می‌شد که مأمور ساواک از ایشان پرسید: «پس یاران شما کجا هستن؟»
امام(ره) در جوابش این جمله تاریخی را فرمود: «یاران من در گهواره‌های مادرانشان هستند.»
به گواهی تاريخ جوانان و نوجوانان نقش مهمی در به ثمر رساندن پيروزی انقلاب اسلامی داشتند و در 8 سال دفاع مقدس نيز در حراست و پاسداری از انقلاب اسلامی موثر بودند.

فرار شاه و عاقبت رژیم پهلوی
امام خمینی(ره) در سال 1343، با پيش بينی سقوط و نابودی رژيم پهلوی مبارزات خود را آغاز كرد. امام(ره) درباره سقوط رژیم فرمود: «مگر حضرت بقيه‌ا... عجل‌ا... تعالی فرجه به من خلاف می‌فرمايد؟! شاه بايد برود.»

فتح قدس و رهایی فلسطین از صهیونیزم
مسئله رهايی فلسطين و آزادی بيت المقدس از دست اسرائیل از ابتدای حركت انقلابی امام(ره) جايگاه ويژه‌ای داشت.
امام خمینی(ره) با نامگذاری روز قدس، طرح ايده نابودی اسرائيل و محو آن از نقشه جهان و طرح آروزی فتح بيت المقدس را بیان داشت و يكی از بزرگترين پيش بينی‌های خود مبنی بر نابودی اسرائيل و آزادی قدس را نوید داد و آن را به آرمان ملّت‌های مسلمان تبديل كرد.
13 آبان سال 1356، امام(ره) در‏‏ ‏‏نامه‌ای خطاب به "یاسر عرفات" (رهبر فلسطین) نوشت: «... آرزوى ما آن است كه سرزمين فلسطين و مسجد اقصى از صهيونيسم تطهير شود و مردم فلسطين به سرزمين خويش باز گردند. ...»
ایشان در پیام نوروزی سال 1357 فرمود: «... ان‌شاء‌ا... فلسطين آزاد بشود و بيت المقدس، آنكه مسجد همه مسلمين است به حال اول برگردد و آنهايى كه به مسلمين ظلم و ستم مى‏كنند ان‌شاء‌ا... خداوند دفع شرّ آنها را بكند. ...»
22 بهمن سال 1358، امام(ره) در تشریح عظمت انقلاب به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی خطاب به ملّت ایران فرمود: «... بايد همه به پا خيزيم و اسرائيل را نابود كنيم و ملّت قهرمان فلسطين را جايگزين آن گردانيم. ...»
3 اسفند سال 1367، امام(ره) در پیامی به روحانیون و مراجع فرمود: «... جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت. ...»

تشکیل حکومت اسلامی در ایران
يكی از پيش بينی‌های امام خمینی(ره)، به ثمر رسيدن حركت انقلابی ملّت ايران و تشكيل حكومت اسلامی بود.
سال 1358، گزارشی مبنی بر اینکه "سيد كاظم شريعتمداری" (مؤسس حزب جمهوری خلق ایران) در شهر "مشهد" گفت: «من بالاخره عليه امام خمينی اعلام جنگ می‌كنم.» خدمت امام خمینی(ره) ارائه شد.
ایشان فرمود: «پيروزی ما را خدا تضمين كرده است. ما موفق می‌شويم، در اينجا حكومت اسلامی تشكيل می‌دهيم و پرچم را به صاحب پرچم می‌سپاريم.»

اتصال انقلاب اسلامی به ظهور امام عصر عجل‌ا... تعالی فرجه
امام خمینی(ره) همه جا نام حضرت صاحب الزمان عجل‌ا... تعالی فرجه را به عنوان صاحب اصلی انقلاب ذکر کرد و فرمود: «... ان‌شاءا... این انقلاب را به حضرتش تحویل بدهیم. ...»
امام(ره) همچنین پیشرفت انقلاب و اقبال ‏دل‌ها به این نهضت را محصول عنایت حضرتش نامید و انقلاب را مقدمه انقلاب ‏جهانی امام زمان عجل‌ا... دانست.‏
به گزارش پایگاه پرسن گرام مهمترین پیش بینی امام(ره)، بحث نزدیک بودن ظهور و اتصال این انقلاب الهی به انقلاب جهانی امام عصرعجل‌ا... تعالی فرجه بود. ایشان از 3 دهه قبل با قاطعیت و صراحت، نزدیک بودن ظهور و اتصال این انقلاب به انقلاب امام مهدی عجل‌ا... تعالی فرجه را پیش بینی کرد و آن را قریب الوقوع دانست و در 18 تیر سال 1358، ایشان فرمود: «... ان شاءا… كه ايـن چهره‌های نورانی ذخيره برای اسلام باشد و متصل بشود اين زمان به زمان ظهور مهدی سلام‌ا… عليه. ...»
12 آبان سال 1360، امام(ره) فرمود: «... گویی جهان مهیا می‌شود برای طلوع آفتاب امامت از افق مکه مکرمه و کعبه آمال محرومان و مستضعفان ...انقلاب اسلامی با تأييد خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است و ان شاءا… با گسترش آن، قدرت‌های شيطانی به انزواء كشيده خواهند شد و حكومت مستضعفان برپا و زمينه برای حكومت جهانی مهدی آخرالزمان عجل‌ا… تعالی فرجه مهيا خواهد شد. ...»

پیش بینی رهبری آیت‌ا... خامنه‌ای
امام خمینی(ره) در مناسبت‌های مختلف نظر خود را در مورد رهبری آیت‌ا... سید علی خامنه‌ای بيان داشت و از تحقق اين حقيقت در آينده خبر داد. در زیر به دوتا از این نظرات امام(ره) می پردازیم.
سال 136