جستجو در مطالب و اشخاص
آیت الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی در سال 1248 هجری قمری در روستای "کسنویه" از توابع استان "یزد" در خانواده ای کشاورز چشم به جهان گشود.او تحصیلات دینی خود را در مدرسه علمیه "دومنار" شهر "یزد" آغاز کرد و سپس تحصیلات تکمیلی خود را در شهرهای "مشهد" و "اصفهان" تا رسیدن به درجه اجتهاد ادامه داد. آیت الله یزدی در سال 1281 هجری قمری برای همیشه به "نجف اشرف" هجرت کرد. اهالی "نجف" به ایشان ارادت خاصی داشتند تا جایی که او را "پدر" می خواندند و صحرانشینان از خاک پای او برداشته و در هنگام سوگند خوردن برای اثبات حقانیت خود با لفظ "به حق تراب قدم سید" به آن قسم می خوردند.آیت الله یزدی در هنگام تحصیل در یزد به تدریس نیز پرداخت او در حوزه علمیه اصفهان و حوزه علمیه نجف با تدریس دروس عالی فقه و اصول به تربیت طلاب پرداخت. در خصوص مقام علمی سید همین بس که تمام فقهای عظام آغاز مرجعیت خویش را با نشر حواشی بر کتاب فقهی ایشان، "عروة الوثقی" اعلام می کنند و آیت الله سید محمد کاظم یزدی به خاطر نگارش این کتاب به "صاحب عروة" معروف گردید.آیت الله سید کاظم طباطبایی یزدی مرجعیت و زعامت جهان شیعه را بعد از رحلت "آیت الله آخوند خراسانی" در سال 1329 هجری قمری به عهده گرفت که مقارن با انقلاب مشروطه در ایران بود. او که نسبت به جریان مشروطه در ابتدا ابراز نظر نکرد اما به علت فشار مشروطه خواهان برای گرفتن رای موافق از او برای همراهی مردم با مشروطه‌ خواهی در آخر مخالفت خویش را با مشروطه ابراز کرد و به عنوان شخصیت طراز اول ضد مشروطه در میان علما مطرح شد. پیامد این مخالفت، آزار و اذیت و ترور شخصیت ایشان از طرف مشروطه خواهان تندرو بود.آیت الله یزدی در زمان جنگ جهانی اول در هنگام حمله ایتالیا به لیبی و حمله انگلیس به عراق فتوای جهاد داد.وی دارای 6 پسر و 6 دختر بود. پسر ارشد او، "سید محمد طباطبایی یزدی" بعد از فتوای جهاد پدرش در جبهه جنگ انگلیس با عراق حضور یافت و به شهادت رسید.آیت الله محمد کاظم طباطبایی در نجف اشرف به اقدامات عمرانی نیز پرداخت، مدرسه علیمه و کتابخانه "سید" از یادگارهای او می باشد.وی در 28 رجب 1337 هجری قمری در 90 سالگی به علت بیماری "ذات الریه" در نجف به دیدار حق شتافت و در حرم مطهر حضرت علی(ع) در صحن طوسی در جوار پسر شهیدش به خاک سپرده شد.  

آیت الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی در سال 1248 هجری قمری در روستای "کسنویه" از توابع استان "یزد" در خانواده ای کشاورز چشم به جهان گشود.او تحصیلات دینی خود را در مدرسه علمیه "دومنار" شهر "یزد" آغاز کرد و سپس تحصیلات تکمیلی خود را در شهرهای "مشهد" و "اصفهان" تا رسیدن به درجه اجتهاد ادامه داد. آیت الله یزدی در سال 1281 هجری قمری برای همیشه به "نجف اشرف" هجرت کرد. اهالی "نجف" به ایشان ارادت خاصی داشتند تا جایی که او را "پدر" می خواندند و صحرانشینان از خاک پای او برداشته و در هنگام سوگند خوردن برای اثبات حقانیت خود با لفظ "به حق تراب قدم سید" به آن قسم می خوردند.آیت الله یزدی در هنگام تحصیل در یزد به تدریس نیز پرداخت او در حوزه علمیه اصفهان و حوزه علمیه نجف با تدریس دروس عالی فقه و اصول به تربیت طلاب پرداخت. در خصوص مقام علمی سید همین بس که تمام فقهای عظام آغاز مرجعیت خویش را با نشر حواشی بر کتاب فقهی ایشان، "عروة الوثقی" اعلام می کنند و آیت الله سید محمد کاظم یزدی به خاطر نگارش این کتاب به "صاحب عروة" معروف گردید.آیت الله سید کاظم طباطبایی یزدی مرجعیت و زعامت جهان شیعه را بعد از رحلت "آیت الله آخوند خراسانی" در سال 1329 هجری قمری به عهده گرفت که مقارن با انقلاب مشروطه در ایران بود. او که نسبت به جریان مشروطه در ابتدا ابراز نظر نکرد اما به علت فشار مشروطه خواهان برای گرفتن رای موافق از او برای همراهی مردم با مشروطه‌ خواهی در آخر مخالفت خویش را با مشروطه ابراز کرد و به عنوان شخصیت طراز اول ضد مشروطه در میان علما مطرح شد. پیامد این مخالفت، آزار و اذیت و ترور شخصیت ایشان از طرف مشروطه خواهان تندرو بود.آیت الله یزدی در زمان جنگ جهانی اول در هنگام حمله ایتالیا به لیبی و حمله انگلیس به عراق فتوای جهاد داد.وی دارای 6 پسر و 6 دختر بود. پسر ارشد او، "سید محمد طباطبایی یزدی" بعد از فتوای جهاد پدرش در جبهه جنگ انگلیس با عراق حضور یافت و به شهادت رسید.آیت الله محمد کاظم طباطبایی در نجف اشرف به اقدامات عمرانی نیز پرداخت، مدرسه علیمه و کتابخانه "سید" از یادگارهای او می باشد.وی در 28 رجب 1337 هجری قمری در 90 سالگی به علت بیماری "ذات الریه" در نجف به دیدار حق شتافت و در حرم مطهر حضرت علی(ع) در صحن طوسی در جوار پسر شهیدش به خاک سپرده شد.  


سادات طباطبایی منسوب به "سید ابراهیم طباطبا" می باشند. وجوه تسمیه این سلسله سادات به "طباطبایی" این است که جد آنها "سید ابراهیم" در زمان کودکی لکنت زبان داشت و وقتی می خواست بگوید "قبا، قبا" عبارت را به صورت "طبا، طبا" بیان می کرد. از این جهت به "طباطبایی" معروف گشت و نسل او نیز به "طباطبایی" معروف شدند.سادات طباطبایی ابتدا در عراق ساکن بودند ولی در حدود قرن هفتم به مناطق میانی ایران و بخصوص "زواره" و "اردستان" نقل مکان کردند. بعدها با ازدیاد جمعیت این خاندان، شاخه هایی از آنها در نجف، مشهد، قم، اصفهان، بهبهان، تبریز، یزد و برخی نقاط دیگر سکنی گزیدند. شاخه طباطبایی ها در شهر یزد از لحاظ اسم و رسم از سادات دیگر مناطق معروفیت کمتری داشتند اما در اواخر عهد "قاجار" نام این سلسله بر زبان ها افتاد.از بزرگان خاندان طباطبایی می توان به "سید محمد مهدی طباطبایی بروجردی" معروف به "بحرالعلوم"، "قاضی طباطبایی"، "علامه طباطبایی" صاحب "تفسیر المیزان" و همچنین "شهید قاضی طباطبایی" اشاره کرد.لقب "علامه طباطبایی" نخست برای "علامه بحرالعلوم"، سپس برای "صاحب عروة" و در آخر برای "علامه طباطبایی" صاحب "تفسیر المیزان" به کار برده شد. 

سادات طباطبایی منسوب به "سید ابراهیم طباطبا" می باشند. وجوه تسمیه این سلسله سادات به "طباطبایی" این است که جد آنها "سید ابراهیم" در زمان کودکی لکنت زبان داشت و وقتی می خواست بگوید "قبا، قبا" عبارت را به صورت "طبا، طبا" بیان می کرد. از این جهت به "طباطبایی" معروف گشت و نسل او نیز به "طباطبایی" معروف شدند.سادات طباطبایی ابتدا در عراق ساکن بودند ولی در حدود قرن هفتم به مناطق میانی ایران و بخصوص "زواره" و "اردستان" نقل مکان کردند. بعدها با ازدیاد جمعیت این خاندان، شاخه هایی از آنها در نجف، مشهد، قم، اصفهان، بهبهان، تبریز، یزد و برخی نقاط دیگر سکنی گزیدند. شاخه طباطبایی ها در شهر یزد از لحاظ اسم و رسم از سادات دیگر مناطق معروفیت کمتری داشتند اما در اواخر عهد "قاجار" نام این سلسله بر زبان ها افتاد.از بزرگان خاندان طباطبایی می توان به "سید محمد مهدی طباطبایی بروجردی" معروف به "بحرالعلوم"، "قاضی طباطبایی"، "علامه طباطبایی" صاحب "تفسیر المیزان" و همچنین "شهید قاضی طباطبایی" اشاره کرد.لقب "علامه طباطبایی" نخست برای "علامه بحرالعلوم"، سپس برای "صاحب عروة" و در آخر برای "علامه طباطبایی" صاحب "تفسیر المیزان" به کار برده شد. 


سید محمد کاظم یزدی با تشویق های پدرش برای تحصیلات علوم دینی به حوزه علمیه "دومنار" در شهر یزد رفت. او ادبیات عرب را نزد "ملا محمد ابراهیم اردکانی" و "زین العابدین عقدایی" فراگرفت و سپس در درس فقه و اصول "ملا هادی یزدی" شرکت کرد و دوره سطح را به پایان رسانید.او سپس در مشهد به فراگیری علم هیئت و ریاضی پرداخت و بعد از آن راهی مدرسه "صدر" در شهر اصفهان شد. از اساتید او در اصفهان می توان از "علامه شیخ محمد باقر نجفی" نویسنده کتاب "هدایه المسترشدین"، "آیت الله سید محمد باقر موسوی خوانساری" صاحب "روضات الجنات"، "آیت الله حاج میرزا هاشم خوانساری"، "آیت الله میرزا هاشم چهار سوقی"، "آیت اللّه ملا محمد جعفرآبادی" و "آیت الله محمد جعفر آباده ای" نام برد. او از "علامه شیخ محمد باقر نجفی" اجازه اجتهاد کسب کرد.سید محمد کاظم یزدی در سال 1281 هجری قمری با اجازه استادش "آیت الله شیخ محمد باقر نجفی" به نجف اشرف هجرت کرد و در آنجا از محضر بزرگانی همچون "آیت الله سید محمد حسن شیرازی" معروف به "میرزای بزرگ"، "آیت الله شیخ راضی"، "آیت الله شیخ مهدی جعفری" و "آیت الله شیخ مهدی آل کاشف الغطاء" بهره برد. اجتهادآیت الله سید محمد کاظم یزدی پس از اتمام تحصیلات خود با کسب اجازه از "علامه شیخ محمد باقر نجفی" به درجه اجتهاد رسید. 

سید محمد کاظم یزدی با تشویق های پدرش برای تحصیلات علوم دینی به حوزه علمیه "دومنار" در شهر یزد رفت. او ادبیات عرب را نزد "ملا محمد ابراهیم اردکانی" و "زین العابدین عقدایی" فراگرفت و سپس در درس فقه و اصول "ملا هادی یزدی" شرکت کرد و دوره سطح را به پایان رسانید.او سپس در مشهد به فراگیری علم هیئت و ریاضی پرداخت و بعد از آن راهی مدرسه "صدر" در شهر اصفهان شد. از اساتید او در اصفهان می توان از "علامه شیخ محمد باقر نجفی" نویسنده کتاب "هدایه المسترشدین"، "آیت الله سید محمد باقر موسوی خوانساری" صاحب "روضات الجنات"، "آیت الله حاج میرزا هاشم خوانساری"، "آیت الله میرزا هاشم چهار سوقی"، "آیت اللّه ملا محمد جعفرآبادی" و "آیت الله محمد جعفر آباده ای" نام برد. او از "علامه شیخ محمد باقر نجفی" اجازه اجتهاد کسب کرد.سید محمد کاظم یزدی در سال 1281 هجری قمری با اجازه استادش "آیت الله شیخ محمد باقر نجفی" به نجف اشرف هجرت کرد و در آنجا از محضر بزرگانی همچون "آیت الله سید محمد حسن شیرازی" معروف به "میرزای بزرگ"، "آیت الله شیخ راضی"، "آیت الله شیخ مهدی جعفری" و "آیت الله شیخ مهدی آل کاشف الغطاء" بهره برد. اجتهادآیت الله سید محمد کاظم یزدی پس از اتمام تحصیلات خود با کسب اجازه از "علامه شیخ محمد باقر نجفی" به درجه اجتهاد رسید. 


آیت الله سید محمد کاظم یزدی در زمان تحصیل در حوزه علمیه "دومنار" شهر یزد به تدریس ادبیات عرب پرداخت و در آن زمان به علت شیوه بیان و کیفیت تدریس در زمره اساتید حوزه علمیه یزد شناخته شد و سپس در حوزه علمیه اصفهان نیز تدریس کرد.او بعد از هجرت "آیت الله میرزای شیرازی" از نجف به سامرا به تدریس دروس عالی فقه و اصول در نجف پرداخت و در مدت زمان کوتاهی شاگردان زیادی در درس ایشان حاضر شدند به طوری که تعداد آنان را تا 200 نفر هم ذکر کرده اند.آیت الله یزدی بدون استدلال قوی و قانع کننده، از مباحث علمی نمی گذشت و به مثالهای فراوان فقهی استشهاد می کرد. وقتی شاگردان اشکالات و سوالات خود را مطرح یا در مثالهای ایشان خدشه ای وارد می کردند با سعه صدر به سخن آنان گوش می داد و پاسخ می داد: «این اشکال به ذهن من نیز آمده.» آنگاه به اشکال پاسخ می داد. شاگرداناز شاگردان "آیت الله سید محمد کاظم یزدی می توان از افراد زیر نام برد."آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری یزدی" موسس حوزه علمیه قم، "آیت اللّه آقا سید محمد تقی خوانساری"، "آیت اللّه سید احمد خوانساری"، "شهید شیخ محمد تقی بافقی"، "آیت اللّه آقا ضیاء عراقی"، "آیت اللّه سید حسن مدرس"، "آیت اللّه حسین بروجردی" از مراجع جهان اسلام، "محمد تنکابنی" مولف "قصص العلما"، "شیخ احمد کاشف الغطا"، "آیت اللّه شیخ محمد حسین کاشف الغطا"، "آیت اللّه حاج حسین قمی"، "حاج رضا مسجد شاهی اصفهانی"، "سید عبدالحسین شرف الدین عاملی"، "سید محمد فیروزآبادی"، "شیخ زین الدین العابدین عابدی زنجانی"، "شیخ فضل اللّه شیخ الاسلام زنجانی"، "سید یونس اردبیلی"، "شیخ جعفر نقدی"، "میرزا محمود امام جمعه زنجانی"، "میرزا مهدی آشتیانی"، "شیخ عبدالنبی عراقی" و ... 

آیت الله سید محمد کاظم یزدی در زمان تحصیل در حوزه علمیه "دومنار" شهر یزد به تدریس ادبیات عرب پرداخت و در آن زمان به علت شیوه بیان و کیفیت تدریس در زمره اساتید حوزه علمیه یزد شناخته شد و سپس در حوزه علمیه اصفهان نیز تدریس کرد.او بعد از هجرت "آیت الله میرزای شیرازی" از نجف به سامرا به تدریس دروس عالی فقه و اصول در نجف پرداخت و در مدت زمان کوتاهی شاگردان زیادی در درس ایشان حاضر شدند به طوری که تعداد آنان را تا 200 نفر هم ذکر کرده اند.آیت الله یزدی بدون استدلال قوی و قانع کننده، از مباحث علمی نمی گذشت و به مثالهای فراوان فقهی استشهاد می کرد. وقتی شاگردان اشکالات و سوالات خود را مطرح یا در مثالهای ایشان خدشه ای وارد می کردند با سعه صدر به سخن آنان گوش می داد و پاسخ می داد: «این اشکال به ذهن من نیز آمده.» آنگاه به اشکال پاسخ می داد. شاگرداناز شاگردان "آیت الله سید محمد کاظم یزدی می توان از افراد زیر نام برد."آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری یزدی" موسس حوزه علمیه قم، "آیت اللّه آقا سید محمد تقی خوانساری"، "آیت اللّه سید احمد خوانساری"، "شهید شیخ محمد تقی بافقی"، "آیت اللّه آقا ضیاء عراقی"، "آیت اللّه سید حسن مدرس"، "آیت اللّه حسین بروجردی" از مراجع جهان اسلام، "محمد تنکابنی" مولف "قصص العلما"، "شیخ احمد کاشف الغطا"، "آیت اللّه شیخ محمد حسین کاشف الغطا"، "آیت اللّه حاج حسین قمی"، "حاج رضا مسجد شاهی اصفهانی"، "سید عبدالحسین شرف الدین عاملی"، "سید محمد فیروزآبادی"، "شیخ زین الدین العابدین عابدی زنجانی"، "شیخ فضل اللّه شیخ الاسلام زنجانی"، "سید یونس اردبیلی"، "شیخ جعفر نقدی"، "میرزا محمود امام جمعه زنجانی"، "میرزا مهدی آشتیانی"، "شیخ عبدالنبی عراقی" و ... 


آیت الله سید محمد کاظم یزدی بعد از رحلت "آیت الله آخوند خراسانی" در سال 1329 هجری قمری به مرجعیت جهان اسلام رسید و اکثریت شیعیان جهان، مقلد و مطیع فتوای او شدند. 

آیت الله سید محمد کاظم یزدی بعد از رحلت "آیت الله آخوند خراسانی" در سال 1329 هجری قمری به مرجعیت جهان اسلام رسید و اکثریت شیعیان جهان، مقلد و مطیع فتوای او شدند. 


در زمان مرجعیت آیت الله سید محمد کاظم یزدی از یک طرف حکومت عثمانی برای خود قانون اساسی نوشت، از طرف دیگر ایتالیا برای اشغال لیبی قصد حمله به آن کشور را داشت، روسها نیز شمال ایران را اشغال کردند و انگلیس هم در جنوب ایران نیروهای نظامی پیاده کرد و جهان اسلام در معرض خطر قرار گرفت. عدم موافقت با قانون اساسی عثمانیقانون اساسی دولت عثمانی بعد از جنگ جهانی اول در 19 ماده در 14 ذیحجه 1293 هجری قمری تصویب شد.آیت الله سید محمد کاظم یزدی نسبت به قانون اساسی حکومت عثمانی موضع قاطعانه ای در پیش گرفت و با آن مخالفت کرد و برای همین از سوی حکومت عثمانی از عراق اخراج شد. یکی از رهبران حکومت عثمانی نزد آیت الله سید محمد کاظم یزدی رفت و از ایشان درخواست کرد که قانون اساسی را به رسمیت بشناسد. آیت الله یزدی به او گفت: «شعار شما، شعار غربی است و قانون شما گرفته شده از غرب است و اینهایی که دم از آزادی می زنند جز نابودی اسلام چیزی در سر ندارند». صدور فتوای جنگ در حمایت از کشورهای اسلامی ایتالیا در سال 1329 هجری قمری نیروهایش را برای اشغال کشور لیبی به حرکت در آورد. آیت الله محمد کاظم یزدی فتوای جهادی با این مضمون صادر کرد: «در این ایام که دول اروپایی مانند ایتالیا به "طرابلس غرب" ]لیبی[ حمله نموده و از طرفی روسها شمال ایران را با قوای خود اشغال کرده اند و انگلیسی ها نیز نیروهای خود را در جنوب ایران پیاده کرده اند و اسلام را در معرض خطر نابوی قرار داده اند، بر عموم مسلمین از عرب و ایرانی واجب است که خود را برای عقب راندن کفار از ممالک اسلامی مهیا سازند و از بذل جان و مال در راه بیرون راندن نیروهای ایتالیا از "طرابلس غرب" و اخراج قوای روسی و انگلیسی از ایران، هیچ فروگذار نکنند زیرا این عمل از مهمترین فرایض اسلامی است تا به یاری خداوند دو مملکت اسلامی از تهاجم صلیبی ها محفوظ بماند.»همزمان با جنگ جهانی اول در سال 1332 هجری قمری، انگلستان علیه امپراتور عثمانی اعلان جنگ داد و دامنه جنگ به کشور عراق کشیده شد. انگلیس برای تصرف شهر "بصره" در "شط العرب"، دجله و فرات نیرو پیاده کرد. آیت الله سید محمد کاظم یزدی با فتوی خود مبنی بر وجوب جهاد، مسلمانان را به جهاد علیه کفار انگلیس ترغیب کرد و در فتوایی گفت: «فتوای ما مبنی بر دفاع در مقابل هجوم کفار بر بلاد مسلمین در همه جا پخش شده است. از آنجا که دشمن نزدیک شده و کار سخت بالا گرفته و مشکلات زیادی پدید آورده است بر هر کس لازم است در عقب راندن قوای دشمن و سعی در حفظ حدود و ثغور اسلام با همه امکاناتی که دارد غفلت نورزند.»بعد از ابلاغ فتوای جهاد، جمع زیادی از علما به سوی جبهه های جنگ شتافتند. از جمله "سید محمد یزدی" فرزند ارشد آیت الله یزدی که سرانجام نیز به درجه شهادت نایل گشت. همراهی با جنبش عدالت خواهی در ایران "عین الدوله"، صدراعظم و داماد "مظفرالدین شاه قاجار" برای تامین هزینه های هنگفت سفرهای شاه به اروپا "مسیونوز" که اهل بلژیک بود را به اداره گمرکات ایران منصوب کرد و به او اختیارات فراوان داد تا درآمد گمرکات را افزایش دهد این امر سبب افزایش فشار مالی به تجار شد. از طرف دیگر رفتارهای توهین آمیز و زننده "مسیونوز" در پوشیدن لباس روحانیت و بخش عکسی در آن لباس، موجبات نارضایتی مردم را فراهم کرد. شکل گیری مخالفت های عمومی تحت رهبری علمای دین مقدمه ای بر جنبش عدالت خواهی و مبارزه با حکومت بود."سیدعبدالله بهبهانی"، از مجتهدان شیعه، در ماه صفر 1323 هجری قمری طی نامه ای از "مظفرالدین شاه" خواست تا در اولین فرصت "مسیونوز" را از مدیریت گمرکات کشور عزل کند و در پی استنکاف شاه در 29 صفر 1323 هجری قمری به تدریج بسیاری از تجار و بازاریان دکان های خود را در تهران بسته، در صحن حضرت عبدالعظیم در شهر ری تحصن کرده و خواستار عزل او شدند. آیت الله سید یزدی و "آخوند خراسانی" نیز مشترکا در 9 ربیع الثانی 1323 هجری قمری طی تلگرافی اعتراض خود را نسبت به اقدامات ظالمانه "مسیونوز" اعلام کردند.سرانجام "مظفرالدین شاه" طی نامه ای خطاب به علمای متحصن، با عرض ارادت به عالمان و فقها موافقت خود را به تقاضاهای آنها اعلام کرد."ابوالحسنی منذر"، روحانی تاریخ نگار می نویسد: «بر پایه اسنادی که از آن مرحوم ]آیت الله یزدی[ در دست است و فتوکپی آنها نزد اینجانب موجود می باشد، سید در دوران تحصن معترضانه علمای تهران و برخی بلاد، در قم جهت رفع مظلومیت علما و تحریض دربار به قبول درخواست های مشروع آنان، دست به اقداماتی زده است که احتمالا در صدور دستخط مظفرالدین شاه بی تاثیر نبوده است.» حمایت از مشروطه مشروعهمظفرالدین شاه در پی اعتراضات فراوان در 15 جمادی الثانی 1324 هجری قمری فرمان مشروطیت را صادر کرد.برخی از مراجع نجف مانند "آخوند خراسانی" و "میرزای نائینی" پشتیبان مشروطه بودند. در حدود 20 تن از علماء هم خواهان مشروطه مشروعه شدند که یکی از آنان "آیت الله شیخ فضل الله نوری" بود. آیت الله سید محمد کاظم یزدی نیز که می دید دستی پنهان در کار است و مشروطیت را از مشروعیت و اسلامی بودن جدا می کند و برای اسلام در این حکومت جدید نقشی قائل نیست به حمایت از مشروطه مشروعه پرداخت چنانچه به جمعی از شاگردانش گفت: «عاقبت مشروطه را تاریک می بینم چون این آقایان به اسلام و روحانیت رحم نخواهند کرد. من می بینم روزی را که عمامه از سر روحانیون برداشته و آنان را از صحنه خارج خواهند کرد.»"سید مهدی موسوی اصفهانی" که شاگرد آیت اللّه یزدی بود، می نویسد: «مشروطه خواهان کوشش کردند که یزدی را در انقلاب درگیر سازند تا از پشتیبانی و نفوذ او برخوردار گردند ولی یزدی به وسیله آشنایانش در تهران، اصفهان، تبریز و همدان به تحقیقات سری پیرامون اصول مشروطه گری پرداخت و ... خواسته های مشروطه گران را نادرست یافت.»آیت الله یزدی به حمایت از "شیخ فضل الله نوری" پرداخت. زمانی که "شیخ فضل الله" به حرم حضرت عبدالعظیم در شهر ری پناهنده شد، آیت الله یزدی از اهداف او حمایت کرد. در نامه ای "شیخ فضل الله نوری" در محرم 1327 هجری قمری به آیت الله یزدی نوشت: «البته خاطر شریف بهتر از همه کس مسبوق است که در طی این مراحل که جزء ایام الله معدود است، جهاد اکبری است از امثال حضرتعالی در اعلای کلمه حقّه. بدیهی است صدمات و لطماتی هم دارد که باید تاسی باللاسلاف تحمل نمود و رنج را برای بزرگی مطلب و مقصد، راحت شمرد.»آیت الله یزدی بر خلاف "آیت اللّه آخوند خراسانی"، "ملا عبداللّه مازندرانی" و "حاج میرزا حسین میرخلیل تهرانی"، حاضر نشد تلگراف تاییدیه مشروطه و مجلس را امضا کند تا مبادا بدخواهان آن را در تضعیف "شیخ فضل اللّه نوری" تبلیغ کنند و حمایت از آن نهاد قانون گذاری را منوط به انطباق کامل مصوبات آن با موازین شرع نمود.آیت الله سید یزدی در جریان حمایت از جنبش مشروعه، چند تلگراف و نامه به برخی علما فرستاد که در روزنامه های وابسته به جنبش مشروعه که "شیخ فضل الله نوری" در حرم حضرت عبدالعظیم آن ها را به چاپ می رسانید، منعکس شده است. او در این نوشته ها، مبانی جنبش مشروعه را بر اساس چند اصل اساسی مورد تایید قرار می داد، جلوگیری از بدعت در دین در پناه قانونی به نام قانون مشروطه، جلوگیری از اشاعه کفریات به وسیله جریان سکولاریسم روشن فکری، مبارزه با آزادی های متاثر از غرب، اجرای قوانین کامل و متعالی قرآن، حفظ عقاید و اندیشه های مسلمانان.مشروطه خواهان تندرو به آیت الله محمد کاظم یزدی توهین و اسائه ادب می کردند اما زمانی که از ایشان اجازه برخورد با متخلفین خواسته می شد، می گفتند: «به خدا واگذاشتم و احدی را نمی شناسم.» آنها حتی با نشر اکاذیب سعی در ترور شخصیت آیت الله یزدی داشتند.آیت الله طباطبایی یزدی تا آخر عمر در مخالفت خود با مشروطه استوار بود برعکس علمای موافق مشروطه که اکثرا پشیمان شدند. در جریان مشروطیت فتوایی راجع به حرمت مشروطه به آیت الله یزدی نسبت داده شد اما در جایی دیگر این فتوا را از طرف "شیخ فضل الله نوری" نیز دانسته اند. مبارزه با استعمار در دوران مشروطهدولت انگلستان بسیار کوشید تا با استفاده از وجوه موقوفات هند، "موقوفه اود" نظر سید محمد کاظم یزدی را جلب کرده و او را وادار به سکوت در مخالفت با مشروطه کند اما او از پذیرفتن آن وجوه سرباز زد. "سر رونالد استورزیکی" از سیاستمداران انگلیسی برای تقدیم 1000 لیره به نزد آیت الله سید یزدی رفت و سید از پذیرفتن آن خودداری کرد. این سیاست مدار انگلیسی نقل می کند: «من اطمینان حاصل کردم که با او نمی توان صحبت پول کرد. مقام عالی او قابل خرید و فروش نیست و بسیار خوشوقت است که در این باب با او صحبتی ننماییم و البته چنین وضعی را در کشورهای "مصر" و "حجاز" که همه برای پول به دنبال ما می دوند نمی توان یافت.»آیت الله سید کاظم یزدی از مبارزه اقتصادی نیز با استعمارغفلت نداشت و متوجه بود که استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی ممکن نیست. او با تحریم کالاهای غربی تلاش کرد تا از این طریق، به مبارزه با آنان برخیزد.  

در زمان مرجعیت آیت الله سید محمد کاظم یزدی از یک طرف حکومت عثمانی برای خود قانون اساسی نوشت، از طرف دیگر ایتالیا برای اشغال لیبی قصد حمله به آن کشور را داشت، روسها نیز شمال ایران را اشغال کردند و انگلیس هم در جنوب ایران نیروهای نظامی پیاده کرد و جهان اسلام در معرض خطر قرار گرفت. عدم موافقت با قانون اساسی عثمانیقانون اساسی دولت عثمانی بعد از جنگ جهانی اول در 19 ماده در 14 ذیحجه 1293 هجری قمری تصویب شد.آیت الله سید محمد کاظم یزدی نسبت به قانون اساسی حکومت عثمانی موضع قاطعانه ای در پیش گرفت و با آن مخالفت کرد و برای همین از سوی حکومت عثمانی از عراق اخراج شد. یکی از رهبران حکومت عثمانی نزد آیت الله سید محمد کاظم یزدی رفت و از ایشان درخواست کرد که قانون اساسی را به رسمیت بشناسد. آیت الله یزدی به او گفت: «شعار شما، شعار غربی است و قانون شما گرفته شده از غرب است و اینهایی که دم از آزادی می زنند جز نابودی اسلام چیزی در سر ندارند». صدور فتوای جنگ در حمایت از کشورهای اسلامی ایتالیا در سال 1329 هجری قمری نیروهایش را برای اشغال کشور لیبی به حرکت در آورد. آیت الله محمد کاظم یزدی فتوای جهادی با این مضمون صادر کرد: «در این ایام که دول اروپایی مانند ایتالیا به "طرابلس غرب" ]لیبی حمله نموده و از طرفی روسها شمال ایران را با قوای خود اشغال کرده اند و انگلیسی ها نیز نیروهای خود را در جنوب ایران پیاده کرده اند و اسلام را در معرض خطر نابوی قرار داده اند، بر عموم مسلمین از عرب و ایرانی واجب است که خود را برای عقب راندن کفار از ممالک اسلامی مهیا سازند و از بذل جان و مال در راه بیرون راندن نیروهای ایتالیا از "طرابلس غرب" و اخراج قوای روسی و انگلیسی از ایران، هیچ فروگذار نکنند زیرا این عمل از مهمترین فرایض اسلامی است تا به یاری خداوند دو مملکت اسلامی از تهاجم صلیبی ها محفوظ بماند.»همزمان با جنگ جهانی اول در سال 1332 هجری قمری، انگلستان علیه امپراتور عثمانی اعلان جنگ داد و دامنه جنگ به کشور عراق کشیده شد. انگلیس برای تصرف شهر "بصره" در "شط العرب"، دجله و فرات نیرو پیاده کرد. آیت الله سید محمد کاظم یزدی با فتوی خود مبنی بر وجوب جهاد، مسلمانان را به جهاد علیه کفار انگلیس ترغیب کرد و در فتوایی گفت: «فتوای ما مبنی بر دفاع در مقابل هجوم کفار بر بلاد مسلمین در همه جا پخش شده است. از آنجا که دشمن نزدیک شده و کار سخت بالا گرفته و مشکلات زیادی پدید آورده است بر هر کس لازم است در عقب راندن قوای دشمن و سعی در حفظ حدود و ثغور اسلام با همه امکاناتی که دارد غفلت نورزند.»بعد از ابلاغ فتوای جهاد، جمع زیادی از علما به سوی جبهه های جنگ شتافتند. از جمله "سید محمد یزدی" فرزند ارشد آیت الله یزدی که سرانجام نیز به درجه شهادت نایل گشت. همراهی با جنبش عدالت خواهی در ایران "عین الدوله"، صدراعظم و داماد "مظفرالدین شاه قاجار" برای تامین هزینه های هنگفت سفرهای شاه به اروپا "مسیونوز" که اهل بلژیک بود را به اداره گمرکات ایران منصوب کرد و به او اختیارات فراوان داد تا درآمد گمرکات را افزایش دهد این امر سبب افزایش فشار مالی به تجار شد. از طرف دیگر رفتارهای توهین آمیز و زننده "مسیونوز" در پوشیدن لباس روحانیت و بخش عکسی در آن لباس، موجبات نارضایتی مردم را فراهم کرد. شکل گیری مخالفت های عمومی تحت رهبری علمای دین مقدمه ای بر جنبش عدالت خواهی و مبارزه با حکومت بود."سیدعبدالله بهبهانی"، از مجتهدان شیعه، در ماه صفر 1323 هجری قمری طی نامه ای از "مظفرالدین شاه" خواست تا در اولین فرصت "مسیونوز" را از مدیریت گمرکات کشور عزل کند و در پی استنکاف شاه در 29 صفر 1323 هجری قمری به تدریج بسیاری از تجار و بازاریان دکان های خود را در تهران بسته، در صحن حضرت عبدالعظیم در شهر ری تحصن کرده و خواستار عزل او شدند. آیت الله سید یزدی و "آخوند خراسانی" نیز مشترکا در 9 ربیع الثانی 1323 هجری قمری طی تلگرافی اعتراض خود را نسبت به اقدامات ظالمانه "مسیونوز" اعلام کردند.سرانجام "مظفرالدین شاه" طی نامه ای خطاب به علمای متحصن، با عرض ارادت به عالمان و فقها موافقت خود را به تقاضاهای آنها اعلام کرد."ابوالحسنی منذر"، روحانی تاریخ نگار می نویسد: «بر پایه اسنادی که از آن مرحوم آیت الله یزدی[ در دست است و فتوکپی آنها نزد اینجانب موجود می باشد، سید در دوران تحصن معترضانه علمای تهران و برخی بلاد، در قم جهت رفع مظلومیت علما و تحریض دربار به قبول درخواست های مشروع آنان، دست به اقداماتی زده است که احتمالا در صدور دستخط مظفرالدین شاه بی تاثیر نبوده است.» حمایت از مشروطه مشروعهمظفرالدین شاه در پی اعتراضات فراوان در 15 جمادی الثانی 1324 هجری قمری فرمان مشروطیت را صادر کرد.برخی از مراجع نجف مانند "آخوند خراسانی" و "میرزای نائینی" پشتیبان مشروطه بودند. در حدود 20 تن از علماء هم خواهان مشروطه مشروعه شدند که یکی از آنان "آیت الله شیخ فضل الله نوری" بود. آیت الله سید محمد کاظم یزدی نیز که می دید دستی پنهان در کار است و مشروطیت را از مشروعیت و اسلامی بودن جدا می کند و برای اسلام در این حکومت جدید نقشی قائل نیست به حمایت از مشروطه مشروعه پرداخت چنانچه به جمعی از شاگردانش گفت: «عاقبت مشروطه را تاریک می بینم چون این آقایان به اسلام و روحانیت رحم نخواهند کرد. من می بینم روزی را که عمامه از سر روحانیون برداشته و آنان را از صحنه خارج خواهند کرد.»"سید مهدی موسوی اصفهانی" که شاگرد آیت اللّه یزدی بود، می نویسد: «مشروطه خواهان کوشش کردند که یزدی را در انقلاب درگیر سازند تا از پشتیبانی و نفوذ او برخوردار گردند ولی یزدی به وسیله آشنایانش در تهران، اصفهان، تبریز و همدان به تحقیقات سری پیرامون اصول مشروطه گری پرداخت و ... خواسته های مشروطه گران را نادرست یافت.»آیت الله یزدی به حمایت از "شیخ فضل الله نوری" پرداخت. زمانی که "شیخ فضل الله" به حرم حضرت عبدالعظیم در شهر ری پناهنده شد، آیت الله یزدی از اهداف او حمایت کرد. در نامه ای "شیخ فضل الله نوری" در محرم 1327 هجری قمری به آیت الله یزدی نوشت: «البته خاطر شریف بهتر از همه کس مسبوق است که در طی این مراحل که جزء ایام الله معدود است، جهاد اکبری است از امثال حضرتعالی در اعلای کلمه حقّه. بدیهی است صدمات و لطماتی هم دارد که باید تاسی باللاسلاف تحمل نمود و رنج را برای بزرگی مطلب و مقصد، راحت شمرد.»آیت الله یزدی بر خلاف "آیت اللّه آخوند خراسانی"، "ملا عبداللّه مازندرانی" و "حاج میرزا حسین میرخلیل تهرانی"، حاضر نشد تلگراف تاییدیه مشروطه و مجلس را امضا کند تا مبادا بدخواهان آن را در تضعیف "شیخ فضل اللّه نوری" تبلیغ کنند و حمایت از آن نهاد قانون گذاری را منوط به انطباق کامل مصوبات آن با موازین شرع نمود.آیت الله سید یزدی در جریان حمایت از جنبش مشروعه، چند تلگراف و نامه به برخی علما فرستاد که در روزنامه های وابسته به جنبش مشروعه که "شیخ فضل الله نوری" در حرم حضرت عبدالعظیم آن ها را به چاپ می رسانید، منعکس شده است. او در این نوشته ها، مبانی جنبش مشروعه را بر اساس چند اصل اساسی مورد تایید قرار می داد، جلوگیری از بدعت در دین در پناه قانونی به نام قانون مشروطه، جلوگیری از اشاعه کفریات به وسیله جریان سکولاریسم روشن فکری، مبارزه با آزادی های متاثر از غرب، اجرای قوانین کامل و متعالی قرآن، حفظ عقاید و اندیشه های مسلمانان.مشروطه خواهان تندرو به آیت الله محمد کاظم یزدی توهین و اسائه ادب می کردند اما زمانی که از ایشان اجازه برخورد با متخلفین خواسته می شد، می گفتند: «به خدا واگذاشتم و احدی را نمی شناسم.» آنها حتی با نشر اکاذیب سعی در ترور شخصیت آیت الله یزدی داشتند.آیت الله طباطبایی یزدی تا آخر عمر در مخالفت خود با مشروطه استوار بود برعکس علمای موافق مشروطه که اکثرا پشیمان شدند. در جریان مشروطیت فتوایی راجع به حرمت مشروطه به آیت الله یزدی نسبت داده شد اما در جایی دیگر این فتوا را از طرف "شیخ فضل الله نوری" نیز دانسته اند. مبارزه با استعمار در دوران مشروطهدولت انگلستان بسیار کوشید تا با استفاده از وجوه موقوفات هند، "موقوفه اود" نظر سید محمد کاظم یزدی را جلب کرده و او را وادار به سکوت در مخالفت با مشروطه کند اما او از پذیرفتن آن وجوه سرباز زد. "سر رونالد استورزیکی" از سیاستمداران انگلیسی برای تقدیم 1000 لیره به نزد آیت الله سید یزدی رفت و سید از پذیرفتن آن خودداری کرد. این سیاست مدار انگلیسی نقل می کند: «من اطمینان حاصل کردم که با او نمی توان صحبت پول کرد. مقام عالی او قابل خرید و فروش نیست و بسیار خوشوقت است که در این باب با او صحبتی ننماییم و البته چنین وضعی را در کشورهای "مصر" و "حجاز" که همه برای پول به دنبال ما می دوند نمی توان یافت.»آیت الله سید کاظم یزدی از مبارزه اقتصادی نیز با استعمارغفلت نداشت و متوجه بود که استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی ممکن نیست. او با تحریم کالاهای غربی تلاش کرد تا از این طریق، به مبارزه با آنان برخیزد.  


آیت الله یزدی در طول عمر خود در عمران شهرها و روستاها بویژه در ساخت مسجد، حمام و کاروانسرا کوشید و بناهای زیادی را تاسیس کرد که مهمترین آنها مدرسه علمیه و کتابخانه ای معروف به "سید" در نجف اشرف است."مدرسه سيد" به دستور آيت‌ الله العظمى سيد محمد كاظم يزدى توسط "قلى ‌بيگ"، وزير سلطان "عبدالاحد بخارى" بنا شد. ساختن این بنا در سال 1325 هجری قمری آغاز شد و به مدت 2 سال به طول انجامید. این مدرسه در زمینی به وسعت 750 مترمربع در منطقه "حویش" در نجف واقع است.در ابتدا متولى آن "سيد محمد يزدى" فرزند آيت‌ الله يزدى بود. او كتابخانه بزرگى در طبقه دوم مدرسه ساخت و كتاب‌ هاى منبع و خطى نفيسى را در آن گرد آورد. اين كتابخانه، بزرگترين كتابخانه عمومى نجف تا اواخر دوره پهلوى به شمار مى ‌رفت و در دوره حاكميت صدام در عراق با اين كه بيشتر كتابخانه ‌ها و موزه‌ ها به غارت رفتند اما اين كتابخانه در امان ماند. 

آیت الله یزدی در طول عمر خود در عمران شهرها و روستاها بویژه در ساخت مسجد، حمام و کاروانسرا کوشید و بناهای زیادی را تاسیس کرد که مهمترین آنها مدرسه علمیه و کتابخانه ای معروف به "سید" در نجف اشرف است."مدرسه سيد" به دستور آيت‌ الله العظمى سيد محمد كاظم يزدى توسط "قلى ‌بيگ"، وزير سلطان "عبدالاحد بخارى" بنا شد. ساختن این بنا در سال 1325 هجری قمری آغاز شد و به مدت 2 سال به طول انجامید. این مدرسه در زمینی به وسعت 750 مترمربع در منطقه "حویش" در نجف واقع است.در ابتدا متولى آن "سيد محمد يزدى" فرزند آيت‌ الله يزدى بود. او كتابخانه بزرگى در طبقه دوم مدرسه ساخت و كتاب‌ هاى منبع و خطى نفيسى را در آن گرد آورد. اين كتابخانه، بزرگترين كتابخانه عمومى نجف تا اواخر دوره پهلوى به شمار مى ‌رفت و در دوره حاكميت صدام در عراق با اين كه بيشتر كتابخانه ‌ها و موزه‌ ها به غارت رفتند اما اين كتابخانه در امان ماند. 


از آیت الله سید محمد کاظم یزدی آثار متعددی برجای مانده که معروف ترین آنها کتاب "عروة الوثقی" در فقه می باشد که به سبب نگارش این کتاب، ایشان به "صاحب عروة" شهرت یافت. سایر تالیفات آیت الله یزدی عبارتند از:"رساله فی حکم الظن المتعلق باعداد الصلاه و افعالها و کیفیه صلاه الاحتیاط""رساله فی منجزات المریض""رساله فی التعادل و التراجیح" که در تهران به چاپ رسیده است."الرساله فی جواز اجتماع الامر و النهی" که در تهران به چاپ رسیده است."رساله ذخیره الصاحلین"" رساله فی ارث الزوجه من الثمن او العقار""رساله فی الاستصحاب""الصحیفه الکاظمیه" که در بغداد به چاپ رسیده است."بستان نیاز و گلستان راز" که در بغداد به چاپ رسیده است. این اثر مناجات نامه ای عارفانه به نظم و نثر که زبان فارسی می باشد."تعلیقه بر متاجر شیخ انصاری" که در تهران به چاپ رسیده است."حاشیه نجاه العباد فی یوم المعاد" نوشته "شیخ محمد حسن صاحب جواهر""حاشیه جامع العباسی" نوشته "شیخ بهایی""حاشیه مجمع المسائل" نوشته "محمد حسن میرزای شیرازی""حاشیه ذخیره العباد لیوم المعاد" نوشته "فاضل شربیانی""حاشیه فراید الاصول" نوشته "شیخ مرتضی انصاری""حاشیه بر مکاسب" نوشته "شیخ انصاری""حاشیه آداب التجاره""حاشیه الخیارات""حاشیه تبصره" نوشته "علامه حلی""حاشیه منتخب الرسائل" نوشته "آیت الله خوانساری""حاشیه منهج الرشاد""حاشیه نخبه""السوال و الجواب" که در نجف به چاپ رسیده است."التعارض""الرفاق تحت‌ المجهر""غرر الغرویه" "الکلم الجامعه والحکم النافعه""مجمع الرسائل""وسیله النجات" عروة الوثقیکتاب "العروة الوثقی فیما تعم به البلوی" مهمترین تالیف و کتاب فقهی آیت الله سید محمد کاظم یزدی است. این کتاب دربرگیرنده مسائل مختلف فقه است و احکام و مسائل شرعی را بیان می کند و در مجموع حاوی 3260 مساله است که در3 جلد تالیف شده است.جلد اول آن شامل مسائلی مانند مباحث اجتهاد و تقلید، کتاب الطهاره، کتاب الصلاه، کتاب الصوم، کتاب الاعتکاف، کتاب الزکاه، کتاب الخمس، کتاب الحج، کتاب الاجاره، کتاب المضاربه، کتاب المزارعه، کتاب المساقات، کتاب الضمان، کتاب الحواله، کتاب النکاح و کتاب الوصیه است.مطالب جلد دوم آن نیز عبارت است از مباحث حرمت ربا، مباحث عده و احکام آن، کتاب الوکاله، کتاب الهبه، کتاب الوقف، رساله ای کوچک در صدقه بالمعنی الاخصجلد سوم آن مشتمل بر کتاب القضاء است و مسائل آن به نحوی مرتب شده است که دستیابی به آنها بسیار آسان و همواره مورد توجه مراجع تقلید بوده است و بسیاری از بزرگان مراجع بر آن حاشیه زده اند و یا شرحی بر آن نوشته اند که اسامی آنها عبارت است از: "شیخ میرزا محمد حسین بن شیخ الاسلام"، "شیخ محمد رضا آل یاسین بن شیخ عبدالحسین کاظمی"، "حاج آقا حسین قمی بن سید محمود"، "حاج شیخ عبدالکریم بن محمد جعفر مهرجردی یزدی"، "شیخ عبدالله بن محمد حسن مامقانی"، "سید محمد فیروزآبادی"آیت الله سید محمد کاظم یزدی سخنان کوتاهی نیز به زبان عربی دارد که در پایان کتاب "عروة الوثقی" به چاپ رسیده است.این کتاب به زبان عربی نگاشته شد و "شیخ عباس قمی" این کتاب را در 1 مقدمه و 5 کتاب به نام "بالغايه القصوى فی ترجمه عروة الوثقى" ترجمه و منتشر کرد.  

از آیت الله سید محمد کاظم یزدی آثار متعددی برجای مانده که معروف ترین آنها کتاب "عروة الوثقی" در فقه می باشد که به سبب نگارش این کتاب، ایشان به "صاحب عروة" شهرت یافت. سایر تالیفات آیت الله یزدی عبارتند از:"رساله فی حکم الظن المتعلق باعداد الصلاه و افعالها و کیفیه صلاه الاحتیاط""رساله فی منجزات المریض""رساله فی التعادل و التراجیح" که در تهران به چاپ رسیده است."الرساله فی جواز اجتماع الامر و النهی" که در تهران به چاپ رسیده است."رساله ذخیره الصاحلین"" رساله فی ارث الزوجه من الثمن او العقار""رساله فی الاستصحاب""الصحیفه الکاظمیه" که در بغداد به چاپ رسیده است."بستان نیاز و گلستان راز" که در بغداد به چاپ رسیده است. این اثر مناجات نامه ای عارفانه به نظم و نثر که زبان فارسی می باشد."تعلیقه بر متاجر شیخ انصاری" که در تهران به چاپ رسیده است."حاشیه نجاه العباد فی یوم المعاد" نوشته "شیخ محمد حسن صاحب جواهر""حاشیه جامع العباسی" نوشته "شیخ بهایی""حاشیه مجمع المسائل" نوشته "محمد حسن میرزای شیرازی""حاشیه ذخیره العباد لیوم المعاد" نوشته "فاضل شربیانی""حاشیه فراید الاصول" نوشته "شیخ مرتضی انصاری""حاشیه بر مکاسب" نوشته "شیخ انصاری""حاشیه آداب التجاره""حاشیه الخیارات""حاشیه تبصره" نوشته "علامه حلی""حاشیه منتخب الرسائل" نوشته "آیت الله خوانساری""حاشیه منهج الرشاد""حاشیه نخبه""السوال و الجواب" که در نجف به چاپ رسیده است."التعارض""الرفاق تحت‌ المجهر""غرر الغرویه" "الکلم الجامعه والحکم النافعه""مجمع الرسائل""وسیله النجات" عروة الوثقیکتاب "العروة الوثقی فیما تعم به البلوی" مهمترین تالیف و کتاب فقهی آیت الله سید محمد کاظم یزدی است. این کتاب دربرگیرنده مسائل مختلف فقه است و احکام و مسائل شرعی را بیان می کند و در مجموع حاوی 3260 مساله است که در3 جلد تالیف شده است.جلد اول آن شامل مسائلی مانند مباحث اجتهاد و تقلید، کتاب الطهاره، کتاب الصلاه، کتاب الصوم، کتاب الاعتکاف، کتاب الزکاه، کتاب الخمس، کتاب الحج، کتاب الاجاره، کتاب المضاربه، کتاب المزارعه، کتاب المساقات، کتاب الضمان، کتاب الحواله، کتاب النکاح و کتاب الوصیه است.مطالب جلد دوم آن نیز عبارت است از مباحث حرمت ربا، مباحث عده و احکام آن، کتاب الوکاله، کتاب الهبه، کتاب الوقف، رساله ای کوچک در صدقه بالمعنی الاخصجلد سوم آن مشتمل بر کتاب القضاء است و مسائل آن به نحوی مرتب شده است که دستیابی به آنها بسیار آسان و همواره مورد توجه مراجع تقلید بوده است و بسیاری از بزرگان مراجع بر آن حاشیه زده اند و یا شرحی بر آن نوشته اند که اسامی آنها عبارت است از: "شیخ میرزا محمد حسین بن شیخ الاسلام"، "شیخ محمد رضا آل یاسین بن شیخ عبدالحسین کاظمی"، "حاج آقا حسین قمی بن سید محمود"، "حاج شیخ عبدالکریم بن محمد جعفر مهرجردی یزدی"، "شیخ عبدالله بن محمد حسن مامقانی"، "سید محمد فیروزآبادی"آیت الله سید محمد کاظم یزدی سخنان کوتاهی نیز به زبان عربی دارد که در پایان کتاب "عروة الوثقی" به چاپ رسیده است.این کتاب به زبان عربی نگاشته شد و "شیخ عباس قمی" این کتاب را در 1 مقدمه و 5 کتاب به نام "بالغايه القصوى فی ترجمه عروة الوثقى" ترجمه و منتشر کرد.  


آیت الله سید محمد کاظم یزدی در 28 رجب 1337 هجری قمری در 90 سالگی به علت بیماری ذات الریه در نجف به دیدار حق شتافت و پیکر ایشان بعد از اقامه نماز میت توسط پسرش " آیت الله سید علی یزدی" در صحن مطهر حرم حضرت علی(ع) در ایوان کبیر، صحن طوسی در جوار پسر شهیدش "سید محمد یزدی" به خاک سپرده شد. 

آیت الله سید محمد کاظم یزدی در 28 رجب 1337 هجری قمری در 90 سالگی به علت بیماری ذات الریه در نجف به دیدار حق شتافت و پیکر ایشان بعد از اقامه نماز میت توسط پسرش " آیت الله سید علی یزدی" در صحن مطهر حرم حضرت علی(ع) در ایوان کبیر، صحن طوسی در جوار پسر شهیدش "سید محمد یزدی" به خاک سپرده شد. 


در 24 اسفند ماه 1391 کنگره بین المللی "صاحب عروة" در بزرگداشت آیت الله محمد کاظم طباطبایی یزدی در سالن همایش‌ های "مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)" در شهر قم برگزار شد.در این کنگره پیام مقام معظم رهبری توسط "حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی"، رییس دفتر مقام معظم رهبری قرائت شد. در این پیام ایشان با اشاره به ضرورت بررسی شاکله فکری سید کاظم طباطبایی یزدی، بر شناساندن و معرفی جهات مختلف شخصیتی ایشان برای افکار عمومی تاکید کردند.در این مراسم جلد نخست کتاب "مصنفات صاحب عروة" رونمایی شد. این کتاب در برگیرنده 400 سند از مجموع 11 هزار سند مربوط به مکاتبات و دست خط‌ های آیت الله سید یزدی است. در بخش دیگری از این مراسم تمبر یادبود آیت ‌الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی رونمایی شد. نرم ‌افزار "عروة النور" از دیگر محصولاتی بود که از سوی ستاد کنگره در راستای معرفی شخصیت آیت الله سید یزدی تولید شد که این نرم ‌افزار نیز با حضور شرکت‌ کنندگان در این کنگره رونمایی شد. در این نرم‌ افزار 400 اثر و کتاب در رابطه با شخصیت "صاحب عروة" گردآوری شده است.  

در 24 اسفند ماه 1391 کنگره بین المللی "صاحب عروة" در بزرگداشت آیت الله محمد کاظم طباطبایی یزدی در سالن همایش‌ های "مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)" در شهر قم برگزار شد.در این کنگره پیام مقام معظم رهبری توسط "حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی"، رییس دفتر مقام معظم رهبری قرائت شد. در این پیام ایشان با اشاره به ضرورت بررسی شاکله فکری سید کاظم طباطبایی یزدی، بر شناساندن و معرفی جهات مختلف شخصیتی ایشان برای افکار عمومی تاکید کردند.در این مراسم جلد نخست کتاب "مصنفات صاحب عروة" رونمایی شد. این کتاب در برگیرنده 400 سند از مجموع 11 هزار سند مربوط به مکاتبات و دست خط‌ های آیت الله سید یزدی است. در بخش دیگری از این مراسم تمبر یادبود آیت ‌الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی رونمایی شد. نرم ‌افزار "عروة النور" از دیگر محصولاتی بود که از سوی ستاد کنگره در راستای معرفی شخصیت آیت الله سید یزدی تولید شد که این نرم ‌افزار نیز با حضور شرکت‌ کنندگان در این کنگره رونمایی شد. در این نرم‌ افزار 400 اثر و کتاب در رابطه با شخصیت "صاحب عروة" گردآوری شده است.  


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۷:۴۳:۰۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۲:۲۳

آیت الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی

خلاصه زندگی نامه

 آیت الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی، فقیه و مجتهدی که زعامت و رهبری شیعیان را بعد از رحلت "آیت الله آخوند خراسانی" به عهده گرفت و با مشروطیت به مخالفت پرداخت. وی صاحب کتاب "عروة الوثقی" در فقه است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع