جستجو در مطالب و اشخاص
آیت اللَّه محمد خالصی، معروف به "خالصی زاده"، در سال 1308 ه.ق، در شهر "کاظمین" به دنیا آمد، و پس از پایان تحصیلات به اجتهاد دست یافت. پدرش شیخ "محمد مهدی خالصی" از مراجع شیعیان از خاندان "خالصى" در "کاظمین" عراق بود. وی بعد از حمله "انگلیس" به بندر "فاو" در سال 1332 ه.ق، به همراه پدرش و یکی از علماء "کاظمین"، مردم این شهر را براى جنگ با انگلیسی ها بسیج کرد و در قیام مردم عراق در 4 شوال 1338 ه.ق، به مردم انقلابى پیوست و پس از آن، حکومت "عراق" به خاطر تحریم انتخابات توسط ایشان و برخی از علماء، خالصی زاده و پدرش را به "ایران" تبعید کرد. وی در ایران در "مشهد" و "تهران" سکونت داشت و در "تهران" روزنامه "اتحاد اسلام" را منتشر کرد و به دلیل تحریک مردم به اغتشاش زندانی و یا به مناطق مختلف کشور تبعید شد. پس از درگذشت پدر، در "مشهد" مقدس بر کرسی تدریس نشست و همزمان بر ضد مفاسد و ستمگری ‏های حکومت پهلوی، مبارزه ‏کرد، و پس از چندی سرانجام به زادگاه خود بازگشت و به تدریس و تالیف پرداخت. "احیاء الشریعه"، "مظالم انگلیس در بین النهرین" و "الاسلام سبیل السعاده و السلام" از جمله آثار اوست. سرانجام آیت اللَّه خالصی‏ زاده در رجب سال 1383 ه.ق، در 75 سالگی درگذشت و به دیدار معبود شتافت و در حجره درس خود در صحن مطهر "کاظمین" به خاک سپرده شد. 

آیت اللَّه محمد خالصی، معروف به "خالصی زاده"، در سال 1308 ه.ق، در شهر "کاظمین" به دنیا آمد، و پس از پایان تحصیلات به اجتهاد دست یافت. پدرش شیخ "محمد مهدی خالصی" از مراجع شیعیان از خاندان "خالصى" در "کاظمین" عراق بود. وی بعد از حمله "انگلیس" به بندر "فاو" در سال 1332 ه.ق، به همراه پدرش و یکی از علماء "کاظمین"، مردم این شهر را براى جنگ با انگلیسی ها بسیج کرد و در قیام مردم عراق در 4 شوال 1338 ه.ق، به مردم انقلابى پیوست و پس از آن، حکومت "عراق" به خاطر تحریم انتخابات توسط ایشان و برخی از علماء، خالصی زاده و پدرش را به "ایران" تبعید کرد. وی در ایران در "مشهد" و "تهران" سکونت داشت و در "تهران" روزنامه "اتحاد اسلام" را منتشر کرد و به دلیل تحریک مردم به اغتشاش زندانی و یا به مناطق مختلف کشور تبعید شد. پس از درگذشت پدر، در "مشهد" مقدس بر کرسی تدریس نشست و همزمان بر ضد مفاسد و ستمگری ‏های حکومت پهلوی، مبارزه ‏کرد، و پس از چندی سرانجام به زادگاه خود بازگشت و به تدریس و تالیف پرداخت. "احیاء الشریعه"، "مظالم انگلیس در بین النهرین" و "الاسلام سبیل السعاده و السلام" از جمله آثار اوست. سرانجام آیت اللَّه خالصی‏ زاده در رجب سال 1383 ه.ق، در 75 سالگی درگذشت و به دیدار معبود شتافت و در حجره درس خود در صحن مطهر "کاظمین" به خاک سپرده شد. 


خاندان بزرگ و عالم پرور خالصى، از خاندان هاى مشهور و معروف "عراق" بودند و افراد این خاندان مشهور به "الخالصیه" و به علم فضل و ادب، شجاعت مبارزه و جهاد معروف بوده و در راه مبارزه با استکبار و استعمار به ویژه استعمار پیر انگلستان خدمات زیادى انجام داده اند. این خاندان ذریه "شیخ عبدالعزیز" (متوفّاى 1286 ه.ق) مى باشند، "شیخ عبدالعزیز" پسر "شیخ حسین" (متوفّاى 1220 ه.ق) پسر "شیخ على" و او پسر "شیخ عبدالله" و در نهایت نسب وى به "على بن مظاهر اسدى" برادر "حبیب بن مظاهر اسدى" شهید "کربلا" مى رسد. 

خاندان بزرگ و عالم پرور خالصى، از خاندان هاى مشهور و معروف "عراق" بودند و افراد این خاندان مشهور به "الخالصیه" و به علم فضل و ادب، شجاعت مبارزه و جهاد معروف بوده و در راه مبارزه با استکبار و استعمار به ویژه استعمار پیر انگلستان خدمات زیادى انجام داده اند. این خاندان ذریه "شیخ عبدالعزیز" (متوفّاى 1286 ه.ق) مى باشند، "شیخ عبدالعزیز" پسر "شیخ حسین" (متوفّاى 1220 ه.ق) پسر "شیخ على" و او پسر "شیخ عبدالله" و در نهایت نسب وى به "على بن مظاهر اسدى" برادر "حبیب بن مظاهر اسدى" شهید "کربلا" مى رسد. 


آیت الله خالصی زاده در بیت عالم مبارزی چون "آیت الله محمد مهدی خالصی" پرورش یافت. پدر ایشان در سال 1276ق. در "كاظمين" متولّد شد. وى پس از كسب دروس مقدماتى در زادگاهش به "نجف" اشرف هجرت نمود و در درس خارج "ميرزا حبيب الله رشتى" و "آخوند خراسانى" شركت جست. وى پس از مدتى به "سامراء" رفت و در درس خارج "سيّد محمّد حسن شيرازى" شركت كرد و پس از خوشه چينى از خرمن دانش عالمان فرهيخته به زادگاهش برگشت و با تأسيس مدرسه اى بزرگ به نام "الزهراء" به تربيت طلاّب علوم دينى مشغول شد. وى در جريان جنگ جهانى اوّل فتواى جهاد صادر نمود و در ميدان جنگ (1332ق.) در جبهه "هويزه" حضورى فعال داشت و رهبرى تعدادى از رزمندگان را بر عهده گرفت. او در 13 ربيع الاول سال 1341 به "حجاز" و سپس به "ايران" تبعيد گرديد. وى پس از عمرى تلاش علمى و مبارزه با استعمار و استكبار در 12 رمضان سال 1346ق. دعوت حق را لبيك گفت و پيكر پاكش در جوار حريم رضوى (دارالسيادة) به خاك سپرده شد. ازدواج و فرزندان آیت الله خالصى، ازدواج هاى متعددى داشتند که حاصل آن ها هشت فرزند، 5 پسر و 3 دختر بود. فرزندان پسر ایشان عبارتند از: -محمّد جعفر، اوّلین فرزند ایشان که فوت کرد. -محمّد رضا -آیت الله محمّد خالصی زاده، که در سال 1938 م. در تویسرکان متولّد شد. وى جانشین پدر در اداره مدرسه آیت الله خالصى، بود و نیز در همان مدرسه تدریس کرد. او به خاطر ضدیت با رژیم دیکتاتورى "صدام حسین" چندین بار از سوى این رژیم دستگیر و زندانى شد و این دستگیرى در سه نوبت (سال 1966 1983 و 1987م.) نزدیک بود به شهادت وى منجر شود ولى عنایت الهى شامل حالش شد. وى هم چنین داراى تألیفاتى نیز مى باشد. -حجه الاسلام و المسلمین محمّد هادى، استاد حوزه عملیه "آل خالصی" -حجه الاسلام و المسلمین محمّد جواد خالصى؛ وى امام جماعت حرم مطهّر و منوّر کاظمین (علیهما السلام) بود. همچنین دو فرزند آیت الله خالصى در دوران تبعید وى فوت نمودند، "یحیى" در "تویسرکان" و "محمّد حسین" در "یزد" به دیار حق شتافت. 

آیت الله خالصی زاده در بیت عالم مبارزی چون "آیت الله محمد مهدی خالصی" پرورش یافت. پدر ایشان در سال 1276ق. در "كاظمين" متولّد شد. وى پس از كسب دروس مقدماتى در زادگاهش به "نجف" اشرف هجرت نمود و در درس خارج "ميرزا حبيب الله رشتى" و "آخوند خراسانى" شركت جست. وى پس از مدتى به "سامراء" رفت و در درس خارج "سيّد محمّد حسن شيرازى" شركت كرد و پس از خوشه چينى از خرمن دانش عالمان فرهيخته به زادگاهش برگشت و با تأسيس مدرسه اى بزرگ به نام "الزهراء" به تربيت طلاّب علوم دينى مشغول شد. وى در جريان جنگ جهانى اوّل فتواى جهاد صادر نمود و در ميدان جنگ (1332ق.) در جبهه "هويزه" حضورى فعال داشت و رهبرى تعدادى از رزمندگان را بر عهده گرفت. او در 13 ربيع الاول سال 1341 به "حجاز" و سپس به "ايران" تبعيد گرديد. وى پس از عمرى تلاش علمى و مبارزه با استعمار و استكبار در 12 رمضان سال 1346ق. دعوت حق را لبيك گفت و پيكر پاكش در جوار حريم رضوى (دارالسيادة) به خاك سپرده شد. ازدواج و فرزندان آیت الله خالصى، ازدواج هاى متعددى داشتند که حاصل آن ها هشت فرزند، 5 پسر و 3 دختر بود. فرزندان پسر ایشان عبارتند از: -محمّد جعفر، اوّلین فرزند ایشان که فوت کرد. -محمّد رضا -آیت الله محمّد خالصی زاده، که در سال 1938 م. در تویسرکان متولّد شد. وى جانشین پدر در اداره مدرسه آیت الله خالصى، بود و نیز در همان مدرسه تدریس کرد. او به خاطر ضدیت با رژیم دیکتاتورى "صدام حسین" چندین بار از سوى این رژیم دستگیر و زندانى شد و این دستگیرى در سه نوبت (سال 1966 1983 و 1987م.) نزدیک بود به شهادت وى منجر شود ولى عنایت الهى شامل حالش شد. وى هم چنین داراى تألیفاتى نیز مى باشد. -حجه الاسلام و المسلمین محمّد هادى، استاد حوزه عملیه "آل خالصی" -حجه الاسلام و المسلمین محمّد جواد خالصى؛ وى امام جماعت حرم مطهّر و منوّر کاظمین (علیهما السلام) بود. همچنین دو فرزند آیت الله خالصى در دوران تبعید وى فوت نمودند، "یحیى" در "تویسرکان" و "محمّد حسین" در "یزد" به دیار حق شتافت. 


آیت الله خالصی زاده، در کودکی به همراه پدر به مجالس درس و بحث علما می رفت و از نوجوانی تحصیلات دینی خود را نزد دو عموی خود شیخ "راضی خالصی" و شیخ "صادق خالصی"، آغاز کرد و برای تکمیل تحصیلات خود از اساتید برجسته ای بهره مند شد که مهمترین انها عبارتند از: - آیت الله محمّد مهدى خالصی (1276 ـ 1343ق.) - شیخ مهدى بن صالح مریاتى (ولادت 1287ق.) - شیخ صادق خالصى عموى شیخ محمّد خالصى زاده - شیخ راضى خالصى (1274 ـ 1347 ق.) - شیخ محمّدحسین کاظمى (پدربزرگ ایشان) - آخوند ملاّ محمّدکاظم خراسانى (1255 ـ 1329ق.) - میرزا محمّدتقى شیرازى (1256 ـ 1338ق.) - شیخ عبدالحسین کاظمى نوه صاحب المقاییس سرانجام آیت الله خالصی زاده با تلاش پیگیر در جوانى به درجه اجتهاد نایل شد. وى در کنار تحصیل علوم رایج حوزه از فراگیرى علوم جدید نیز غافل نبود و ریاضیات طبیعیات و طب را به خوبى آموخت. همچنین در مدت تحصیل زبان هاى انگلیسى فرانسه ترکى و فارسى را به خوبى فراگرفت. او به قدرى بر این زبان ها تسلّط داشت که کتاب هاى انگلیسى را به فارسى ترجمه مى کرد و به سه زبان (عربى ترکى و فارسى) به راحتى سخنرانى مى کرد. موفقیت ها یکى پس دیگرى به او روى مى آورد تا این که در عنفوان جوانى منشى مخصوص "میرزا محمّدتقى شیرازى" گردید. 

آیت الله خالصی زاده، در کودکی به همراه پدر به مجالس درس و بحث علما می رفت و از نوجوانی تحصیلات دینی خود را نزد دو عموی خود شیخ "راضی خالصی" و شیخ "صادق خالصی"، آغاز کرد و برای تکمیل تحصیلات خود از اساتید برجسته ای بهره مند شد که مهمترین انها عبارتند از: - آیت الله محمّد مهدى خالصی (1276 ـ 1343ق.) - شیخ مهدى بن صالح مریاتى (ولادت 1287ق.) - شیخ صادق خالصى عموى شیخ محمّد خالصى زاده - شیخ راضى خالصى (1274 ـ 1347 ق.) - شیخ محمّدحسین کاظمى (پدربزرگ ایشان) - آخوند ملاّ محمّدکاظم خراسانى (1255 ـ 1329ق.) - میرزا محمّدتقى شیرازى (1256 ـ 1338ق.) - شیخ عبدالحسین کاظمى نوه صاحب المقاییس سرانجام آیت الله خالصی زاده با تلاش پیگیر در جوانى به درجه اجتهاد نایل شد. وى در کنار تحصیل علوم رایج حوزه از فراگیرى علوم جدید نیز غافل نبود و ریاضیات طبیعیات و طب را به خوبى آموخت. همچنین در مدت تحصیل زبان هاى انگلیسى فرانسه ترکى و فارسى را به خوبى فراگرفت. او به قدرى بر این زبان ها تسلّط داشت که کتاب هاى انگلیسى را به فارسى ترجمه مى کرد و به سه زبان (عربى ترکى و فارسى) به راحتى سخنرانى مى کرد. موفقیت ها یکى پس دیگرى به او روى مى آورد تا این که در عنفوان جوانى منشى مخصوص "میرزا محمّدتقى شیرازى" گردید. 


پس از آغاز جنگ جهانى اوّل و ورود نیروهاى انگلیسى به خاک عراق عالمان شیعه عراق از جمله شیخ "محمّد مهدى خالصى" و شیخ "محمّد تقى شیرازى" بر ضد نیروهاى انگلیسى فتواى جهاد صادر کردند و عالمان دینى در این جنگ به همراه مردم شرکت نمودند. شیخ محمّد خالصى نیز در این جنگ شرکت جست و به درجه رفیع جانبازى نایل و به واسطه ترکشى که به او اصابت کرد از ناحیه یک چشم دچار آسیب و در بینایى او مشکل ایجاد شد. پس از پایان جنگ انگلیس خاک عراق را به اشغال خود درآورد و در یک دروغ آشکار هدفش از اشغال عراق را رها سازى مردم عراق از سلطه امپراطورى عثمانى عنوان کرد. این جمله معروف ژنرال "مود" فرمانده نظامیان انگلیسى هنگام فتح بغداد است: «ما براى آزاد سازى به عراق آمده ایم و نه به منظور فتح و پیروزى» نبرد با استعمارگران در سال 1920 م، برابر با شوال 1338 ه.ق. انقلاب عظیمى در عراق به رهبرى "محمّد تقى شیرازى" پدید آمد، و شیخ محمّد خالصى زاده، منشى ویژه رهبر انقلاب و از گردانندگان اصلى این انقلاب به شمار رفت. وى از طرف آیت الله "محمّد تقى شیرازى" با هدف تهییج مردم براى شرکت در جنگ خطبه اى بسیار بلیغ در صحن حضرت عباس علیه السلام، علیه "انگلیس" ایراد کرد. انگلیسیها براى سرکوب قیام، کربلا را محاصره کردند و تسلیم شدن هفده نفر از رهبران قیام را از شروط ترک مخاصمه دانستند و سرانجام وارد کربلا شدند، ولى نتوانستند شیخ محمد را دستگیر کنند. عضویت در  کمیته مخالفان با قیمومت انگلستان بارزترین جلوه مبارزه آیت الله خالصی زاده، در اجتماعات اعتراض آمیزی تجلی یافت که در 24 رمضان 1340 ه.ق، دو مسجد "الوزیر" و "الحیدرخانه" در "بغداد" تشکیل شد و اجتماع کنندگان کمیته ای را متشکل از پنج نفر از شخصیت های مذهبی و سیاسی چون ایشان و "سید محمد صدر" برای دیدار با شاه تشکیل دادند و رد قیمومت را از سوی مردم "عراق" به او خاطرنشان  کردند. این کمیته همچنین تلگرافی را به جامعه ملل و مجالس انگلیس، فرانسه، ایتالیا و آمریکا فرستاد و همین مطلب را به اطلاع آنها رساند. به دنبال آن مراجع اعلى از جمله حاج "میرزا محمد حسین نایینی"، "شیخ محمد مهدی خالصی" و "سید ابوالحسن اصفهانی" در فتوای انتخابات را تحریم کردند که این امر در نهایت به ناکامى "فیصل" در اجراى انتخابات عمومى و تشکیل مجلس مؤسسان منجر شد. حکومت با هجوم به خانه شیخ "محمد مهدی خالصی" و بازداشت وى و چند تن دیگر و سپس تبعید آنان به "حجاز" و "قم"، تلاش کرد تا جریان مخالفت علما را به بهانه ایرانى بودن برخى از آنان به مسائل قومى نسبت دهد. از سوى دیگر گسترش مبارزات مردمى علیه قیمومت انگلیس، به تبعید شیخ محمد خالصى زاده و "سید محمد صدر" از سوى مقامات انگلیسى به "ایران" انجامید. 

پس از آغاز جنگ جهانى اوّل و ورود نیروهاى انگلیسى به خاک عراق عالمان شیعه عراق از جمله شیخ "محمّد مهدى خالصى" و شیخ "محمّد تقى شیرازى" بر ضد نیروهاى انگلیسى فتواى جهاد صادر کردند و عالمان دینى در این جنگ به همراه مردم شرکت نمودند. شیخ محمّد خالصى نیز در این جنگ شرکت جست و به درجه رفیع جانبازى نایل و به واسطه ترکشى که به او اصابت کرد از ناحیه یک چشم دچار آسیب و در بینایى او مشکل ایجاد شد. پس از پایان جنگ انگلیس خاک عراق را به اشغال خود درآورد و در یک دروغ آشکار هدفش از اشغال عراق را رها سازى مردم عراق از سلطه امپراطورى عثمانى عنوان کرد. این جمله معروف ژنرال "مود" فرمانده نظامیان انگلیسى هنگام فتح بغداد است: «ما براى آزاد سازى به عراق آمده ایم و نه به منظور فتح و پیروزى» نبرد با استعمارگران در سال 1920 م، برابر با شوال 1338 ه.ق. انقلاب عظیمى در عراق به رهبرى "محمّد تقى شیرازى" پدید آمد، و شیخ محمّد خالصى زاده، منشى ویژه رهبر انقلاب و از گردانندگان اصلى این انقلاب به شمار رفت. وى از طرف آیت الله "محمّد تقى شیرازى" با هدف تهییج مردم براى شرکت در جنگ خطبه اى بسیار بلیغ در صحن حضرت عباس علیه السلام، علیه "انگلیس" ایراد کرد. انگلیسیها براى سرکوب قیام، کربلا را محاصره کردند و تسلیم شدن هفده نفر از رهبران قیام را از شروط ترک مخاصمه دانستند و سرانجام وارد کربلا شدند، ولى نتوانستند شیخ محمد را دستگیر کنند. عضویت در  کمیته مخالفان با قیمومت انگلستان بارزترین جلوه مبارزه آیت الله خالصی زاده، در اجتماعات اعتراض آمیزی تجلی یافت که در 24 رمضان 1340 ه.ق، دو مسجد "الوزیر" و "الحیدرخانه" در "بغداد" تشکیل شد و اجتماع کنندگان کمیته ای را متشکل از پنج نفر از شخصیت های مذهبی و سیاسی چون ایشان و "سید محمد صدر" برای دیدار با شاه تشکیل دادند و رد قیمومت را از سوی مردم "عراق" به او خاطرنشان  کردند. این کمیته همچنین تلگرافی را به جامعه ملل و مجالس انگلیس، فرانسه، ایتالیا و آمریکا فرستاد و همین مطلب را به اطلاع آنها رساند. به دنبال آن مراجع اعلى از جمله حاج "میرزا محمد حسین نایینی"، "شیخ محمد مهدی خالصی" و "سید ابوالحسن اصفهانی" در فتوای انتخابات را تحریم کردند که این امر در نهایت به ناکامى "فیصل" در اجراى انتخابات عمومى و تشکیل مجلس مؤسسان منجر شد. حکومت با هجوم به خانه شیخ "محمد مهدی خالصی" و بازداشت وى و چند تن دیگر و سپس تبعید آنان به "حجاز" و "قم"، تلاش کرد تا جریان مخالفت علما را به بهانه ایرانى بودن برخى از آنان به مسائل قومى نسبت دهد. از سوى دیگر گسترش مبارزات مردمى علیه قیمومت انگلیس، به تبعید شیخ محمد خالصى زاده و "سید محمد صدر" از سوى مقامات انگلیسى به "ایران" انجامید. 


با ادامه مبارزه نیروهاى مردمى نیروهاى انگلیسى دستور تبعید رهبران انقلاب از جمله شیخ محمّد خالصى زاده را صادر نمود، بدین ترتیب شیخ محمّد خالصى در تاریخ 6 شهریور 1301 ه.ش، مجبور به ترک وطن شد. عزیمت به تهران شیخ محمّد خالصى زاده پس از اخراج از عراق وارد "کرمانشاه" شد و سپس به "تهران" عزیمت نمود، وى در منزل "حاجى امین الضرب" سکونت گزید و به واسطه شهرت و اعتبارى که توسط پدرش به دست آورده بود امام جماعت مسجد "سلطانى" (مسجد امام خمینى فعلى) را بر عهده گرفت. تشکیل جمعیت نمایندگان عالی بین النهرین تبعید و مهاجرت مراجع و علمای برجسته عراق به ایران، سبب شد تا آیت الله خالصی زاده، در تهران، جمعیتی به نام "نمایندگان عالی بین النهرین" تشکیل دهد. از جمله فعالیت های این جمعیت، اقدام به آگاهی اذهان جهانی نسبت به تجاوزات ملک فیصل و انگلیسی ها در عراق و مخابره تلگراف های متعدد به کشورها و مجامع مختلف بین المللی بود. فعالیت های این جمعیت در مجلس شورای ملی ایران نیز منعکس شد و مورد تأیید و حمایت آیت الله "سید حسن مدرس" و چند نفر دیگر از نمایندگان قرار گرفت، وی همچنین روزنامه "لواء بین النهرین" را در سال 1302 ه.ش، در "تهران" انتشار داد که به علت مقالات تند و انتقادی او ممنوع الانتشار شد. ارسال نامه به لنین آیت الله خالصی زاده در این ایام، به تشکیل حکومت های اسلامی در ایران و عراق و حفظ استقلال آنها در برابر مداخلات انگلستان و دولت نوپای شوروی می اندیشید و چون به خوبی آگاه بود که دولت شوروی، رژیم سلطنتی "ملک فیصل" را دست نشانده "انگلستان" می داند و نسبت به آن حساس است، لذا طی نامه ای به "لنین"، رهبر انقلاب "شوروی"، خاطرنشان ساخت که در صورت ایجاد حکومت اسلامی در "عراق"،‌ رژیم اسلامی آینده‌،‌ "انگلستان" را از صحنه سیاسی "عراق" بیرون خواهد کرد و استقلال "شوروی" را به رسمیت خواهد شناخت و سیاست عدم مداخله و دوستی را نسبت بدان کشور در پیش خواهد گرفت. به گفته وی "لنین" با پیشنهاد او موافقت نمود اما پس از مرگ وی و به قدرت رسیدن "استالین"، همه عهد و پیمان های گذشته فراموش گردید. مبارزه با جمهوری خواهی رضا خان در این دوران ایران درگیر حوادث سخت و حاد سیاسی میان "احمد شاه" و "رضاخان" (نخست وزیر) بود. "رضاخان" با حمایت از نظام جهوری در صدد برچیدن سلطنت قاجار و کسب قدرت مطلقه بود. آیت الله "مدرس" و گروهی از نمایندگان اقلیت مجلس که از نیت "رضاخان" آگاهی داشتند به شدت و با تمام توان با جمهوری خواهی "رضاخان" مخالفت کردند. "رضا خان" در ابتداى کسب قدرت به رئیس الوزایى انتخاب شد و پس از مدتى نقشه اى کشید تا با اعلام نظام جمهورى خود به عنوان رییس جمهور "ایران" بر تخت ریاست جمهورى تکیه زند. وى در مجلس نیز طرفدارانى پیدا کرد. از طرفی "سید محمّد تدین" سرکرده جمهورى خواهان طرفدار "رضا خان" بود، اقدام "رضا خان" که به "جنبش جمهورى خواهى" مشهور بود، با مخالفت "آزادى خواهان" مجلس به سرکردگى شهید آیت الله "سید حسن مدرّس" روبه رو شد. در تاریخ 27 اسفند 1302 ه.ش، نمایندگان مجلس قصد داشتند به نفع "رضا خان" عمل کنند که با مخالفت آیت الله "مدرّس" روبه رو شدند و در این میان "تدین" در مشاجره اى لفظى سیلى محکمى به گوش آیت الله "مدرّس" نواخت. انتشار این خبر در سطح "تهران" خشم هزاران تن از مردم "تهران" را برانگیخت. جمهورى خواهان که قصد داشتند هر چه سریع تر به مقاصد شوم خود برسند تصمیم گرفتند تا حمایت بازاریان را به دست آورند اما اقدامات بى نتیجه بود و انجمن صنفى موافقت نکرد. از این رو جمهورى خواهان به زور متوسل شدند و از ترس اجتماع مردم در مساجد درب مساجد را بستند. شیخ محمّد خالصى زاده هنگام نماز مغرب و عشاء طبق عادت هر روز به مسجد شاه آمد تا نماز بخواند ولى با درب بسته مواجه شد. او بلافاصله در وسط بازار عبا را پهن کرد و به نماز مشغول شد. پس از نماز جمعیتى هشت یا نه هزار نفرى دور آیت الله خالصى زاده را گرفتند. وى بر روى چهارپایه اى قرار گرفت و علیه جنبش جمهورى خواهى سخنرانى کرد و مردم را براى ابراز مخالفت با جمهورى خواهى براى حرکت به مجلس شوراى ملّى دعوت نمود. "عین السلطنه" در این باره مى گوید: «على الرسم مقارن مغرب به مسجد آمد که نماز و موعظه خود را بنماید. دید درب مسجد شاه بسته و آژان و قلعه بیگى ایستاده اند و کسى را راه به مسجد نمى دهند. همان میان بازار عبا را پهن [کرده] بانگ اذان را بلند [کرد] و "قد قامت الصلوه" گفته شد. جماعتى که همراه او از خانه آمده بودند به طول بازار اقتدا کردند حتى همان قزاق و آژان. بعد از اداى نماز جماعت آقا گفتند: هنوز جمهورى نشده درب مسجدهاى مسلمین را بستند واى به آن وقتى که جمهورى انگلیسى شود. ضجه و گریه مردم بلند شد.» به این ترتیب بازاریان با تعطیل کردن بازار به همراهى مردم نمازگزار و تعدادى از روحانیون به طرف مجلس شوراى ملّى حرکت کردند، جمعیت به درب ورودى مجلس رسید. نمایندگان جمهورى خواه درصدد برآمدند تا غائله را خنثى کنند، از این رو به بهانه مذاکره با شیخ محمّد خالصى زاده او را به اتاقى راهنمایى و کتک مفصلی به او زدند. "عبدالله مستوفى" علّت اصلى شکست طرح جمهورى "رضا خان" را حرکت مردم به رهبرى آیت الله خالصى زاده عنوان کرده و مى گوید: «همین اقدامات و سر و صدا سبب شد که جمهورى خواهان مجلس با وجود عده کافى براى طرح لایحه جمهورى نتوانست کارى کند.» تلاش برای بازگشت علماء عراق آیت الله خالصى زاده پس از چندی، براى بازگشت علماء عراق و کمک به آنان با "احمدشاه" قاجار دیدار و گفتگو کرد. او از آیت اللّه "عبدالکریم حائری" که به تازگى حوزه علمیه "قم" را رونق داده بود، انتظار داشت که در بازگرداندن علما به "عراق" همکارى کند. با تلاش هاى دربار "ایران" و سردار سپه (نخست وزیر) دولت "عراق" موافقت کرد به علماء تبعیدى در "ایران" در صورت تعهد کتبى به عدم دخالت در امورسیاسى "عراق"، اجازه بازگشت دهد، اما این موافقت شامل آیت الله خالصى زاده و پدرش نشد. آن دو، ضمن انتقاد از علماء به جهت پذیرفتن شرط دولت "عراق"، در اوایل سال 1303 ه.ش، به "مشهد" مهاجرت کردند. ترور ناموفق در فروردین سال 1303 ه.ش، آیت الله خالصی زاده توسط گروهی از تروریست ها که به تازگی از نظمیه (شهربانی) آزاد شده بودند، ترور شدند اما جان سالم به در برد. ایشان هم چنین چند بار دیگر نیز ترور و مسموم شدند اما هر بار به طور معجزه آسایی نجات یافت، اما این مسمومیت ها در آخر عمر، سلامتی او را به خطر افکند. تبعید به دیگر نقاط ایران آیت الله خالصی زاده پس از اینکه دو سال در "مشهد" سپری کرد، بعد از به سلطنت رسیدن "رضاخان" در آبان 1304 ه.ش، به "تهران" بازگشت و مدت چهار سال در این شهر ساکن شد، در این مدت بارها "رضاشاه" را به نیکوکاری و پرهیز از ظلم و ستم دعوت  کرد. این امر، موجب شد تا به مدت چهار ماه در "تهران" زندانی گردید و سپس به "تویسرکان" و سال بعد به "نهاوند" تبعید گردید و پس از گذشت دو سال، به زادگاه خود، "کاظمین" بازگشت، اما تنها یک شبانه روز در آنجا ماند و به دستور پادشاه "عراق"، دستگیر و به "قصر شیرین" تبعید شد. بیست روز در این شهر زندانی بود و بار دیگر به "نهاوند" و پس از آن به "تویسرکان" تبعید شد و یازده سال در این شهر تحت نظر شهربانی زندگی کرد. وی با وجود محدودیت های سیاسی شدید،‌ از اظهار نظراتش خودداری نکرد. "ابراهیم صفایی" که در سال 1317 ه.ش، با وی دیدار داشته، می نویسد که : «او خواستار یک حکومت بزرگ اسلامی و از بین رفتن اختلاف فرقه ای از جامعه اسلامی و از بین رفتن اختلاف فرقه ای از جامعه اسلامی بود. خالصی زاده از روحانیونی که تنها به مسائل دینی می پرداختند انتقاد می کرده و دین را از سیاست جدا نمی دانسته است و در عین حال معتقد بوده که دخالت در سیاست باید از روی کمال آگاهی باشد». تبعید به کاشان پس از حمله متفقین به "ایران" و استعفای "رضاشاه" در شهریور سال 1320 ه.ش، و در زمانی که هنوز آیت الله خالصی زاده در تبعید "تویسرکان" بود، ‌نیروهای "انگلیسی" و "روسی" تمام زندانیان سیاسی و تبعیدیان را عفو کردند اما وی همچنان در تبعیدیه به سر می برد. وی در آنجا به فعالیت های ضد انگلیسی پرداخت و لذا او را به "کاشان" تبعید کردند که تحت مراقبت های شدید شهربانی قرار داشت. در طول دو سال تبعید در این شهر، دست به اصلاحات گوناگونی زد و به شدت از رژیم وابسته پهلوی انتقاد کرد. بیانیه آیت الله خالصی زاده در تیر سال 1323 آیت الله خالصی زاده، در بیانیه ای که در تیر سال 1323 ه.ش، از سوی او درباره اخبار دروغ برخی نشریات منتشر گردید و از جمله نظرات وی درباره آیت الله "کاشانی" در آن مندرج است،‌ مقاومت بیست و دو ساله خود را با حکومت مستبد "رضاخان" و پسرش و حبس، تبعید و شکنجه در طول این مدت و تلاش خود را در جهت استواری مبانی اسلام، به صورت گفتار و نوشتار متذکر شد و تصریح کرد: « تمام ملت ایران مطمئن باشند کسی که ظلم و ستم و شکنجه پهلوی و تهدید به قتل و مسموم کردن مکرر، ‌او را از دین اسلام و حب آزادی منصرف نکرد، محال است که به این ترهات واهیه، از مقصد خود که رضای خداوند در اوست، منصرف بشود». برپایی نماز جمعه در ری آیت الله خالصی زاده بعد از بازگشت به "تهران"، به مبارزات خود بر ضد رژیم وابسته "محمدرضا شاه" ادامه داد او نماز جمعه را واجب عینی دانسته و آن را در صحن حضرت عبدالعظیم(ع) برگزار کرد و سخنرانی های انتقادی او در مجالس و محافل و مساجد ایراد شد. او سه سال در "تهران" اقامت کرد و به ارشاد و روشنگری مردم پرداخت، وى هم چنین در تاريخ 27 خرداد سال 1323 ه.ش. دومين نماز جمعه را در "ری" را اقامه نمود که اين بار از طرف اداره نظميه (شهربانى) ممنوع شد. متن گزارش وزارت جنگ به دربار چنين است: «خيلى فورى ـ محرمانه وزارت جنگ با ارسال رونوشت نامه شماره (1624) مورخ 23/04/12 فرماندارى نظامى تهران اشعار مى شود نظر به اين که آقاى خالصى زاده از ارفاقى که دولت درباره مشاراليه نموده و اجازه داد از کاشان به تهران بيايد سوء استفاده نموده و در دو هفته گذشته روزهاى جمعه در حضرت عبدالعظيم به منبر رفته و به تمام مقامات کشور اهانت نموده و قسمتى از اظهارات او چاپ و منتشر شده بنابراين مجموع عمليات و رفتار نامبرده مشمول ماده 5 قانون حکومت نظامى مصوبه 27 / سرطان / 1329ق. مى باشد. خواهشمند است به فرماندارى نظامى دستور فرمايند عمليات آقاى خالصى زاده را کاملا تحت نظر گرفته طبق همان قانون اقدام و نتيجه را اطّلاع دهند.» موضع گیری در قبال انتقال جسد رضا شاه به ایران در جريان انتقال جسد رضا خان به ايران، آیت الله خالصى زاده از دانشمندان بيدارى بود که در اين باره موضع گيرى نمود. گزارش هاى شهربانى وقت گوياى نقش ایشان در اين دوره از تاريخ معاصر ايران بود. شهربانى در گزارش ديگرى در تاريخ 3 اردیبهشت سال 1326 ه.ش، مى نويسد: «در چند روز اخير چند نفر ناشناس بر ضد اعلى حضرت شاه فقيد مشغول تبليغات شده و انتشار مى دهند که به دستور آن مرحوم گنبد حضرت رضا را به توپ بستند و چون عقيده به مذهب نداشتند در شب تولّد خودشان که مصادف با شب تاسوعا بود در شهر دستور چراغانى دادند. به علاوه حجاب زنها را برداشتند. از قرار معلوم اين اشخاص به دستور خالصى زاده مبادرت به اين عمل کرده و منظورشان ايجاد نفرت نسبت به آن مرحوم به مناسبت ورود جنازه ايشان مى باشد.» تبعید به یزد اقدامات گسترده آیت الله خالصى زاده عليه دربار باعث شد که وى با حکم دولت وقت در سال 1325 ه.ش، به "يزد" تبعيد شود، ایشان به مدت 18 ماه در آن شهر به سر برد و در اين مدّت اقدامات مهمى انجام داد، که احیای حوزه های علمیه، استرداد موقوفات، تعمیر و مراقبت بناهای مذهبی، تدریس، مناظرات اعتقادی با پیروان فرقه ها و دیگر ادیان و تألیف و تصنیف از آن جمله بود. آیت الله خالصى زاده با اقدامات گسترده فرهنگى و نيز اعتراض به استاندار و فرماندار "يزد" نگرانى دولت مردان شهر را برانگيخت و آنان تصميم گرفتند آیت الله خالصى زاده را از "يزد" دور کنند. تبعید به عراق آیت الله خالصی زاده پس از گذراندن دوران تبعید در "یزد"، به "تهران" بازگشت، اما بار دیگر در یکی از زندان های "تهران" زندانی شد و سپس آزاد گردید و مدت شش ماه تحت مراقبت شدید شهربانی بود. سرانجام در 13 آبان سال 1328 ه.ش، به زادگاهش در "عراق" تبعید شد. مردم "عراق" که از ورود او آگاه شدند تا شهر مرزی "خانقین" به استقبال او آمدند و او را تا "کاظمین" همراهی کردند.  

با ادامه مبارزه نیروهاى مردمى نیروهاى انگلیسى دستور تبعید رهبران انقلاب از جمله شیخ محمّد خالصى زاده را صادر نمود، بدین ترتیب شیخ محمّد خالصى در تاریخ 6 شهریور 1301 ه.ش، مجبور به ترک وطن شد. عزیمت به تهران شیخ محمّد خالصى زاده پس از اخراج از عراق وارد "کرمانشاه" شد و سپس به "تهران" عزیمت نمود، وى در منزل "حاجى امین الضرب" سکونت گزید و به واسطه شهرت و اعتبارى که توسط پدرش به دست آورده بود امام جماعت مسجد "سلطانى" (مسجد امام خمینى فعلى) را بر عهده گرفت. تشکیل جمعیت نمایندگان عالی بین النهرین تبعید و مهاجرت مراجع و علمای برجسته عراق به ایران، سبب شد تا آیت الله خالصی زاده، در تهران، جمعیتی به نام "نمایندگان عالی بین النهرین" تشکیل دهد. از جمله فعالیت های این جمعیت، اقدام به آگاهی اذهان جهانی نسبت به تجاوزات ملک فیصل و انگلیسی ها در عراق و مخابره تلگراف های متعدد به کشورها و مجامع مختلف بین المللی بود. فعالیت های این جمعیت در مجلس شورای ملی ایران نیز منعکس شد و مورد تأیید و حمایت آیت الله "سید حسن مدرس" و چند نفر دیگر از نمایندگان قرار گرفت، وی همچنین روزنامه "لواء بین النهرین" را در سال 1302 ه.ش، در "تهران" انتشار داد که به علت مقالات تند و انتقادی او ممنوع الانتشار شد. ارسال نامه به لنین آیت الله خالصی زاده در این ایام، به تشکیل حکومت های اسلامی در ایران و عراق و حفظ استقلال آنها در برابر مداخلات انگلستان و دولت نوپای شوروی می اندیشید و چون به خوبی آگاه بود که دولت شوروی، رژیم سلطنتی "ملک فیصل" را دست نشانده "انگلستان" می داند و نسبت به آن حساس است، لذا طی نامه ای به "لنین"، رهبر انقلاب "شوروی"، خاطرنشان ساخت که در صورت ایجاد حکومت اسلامی در "عراق"،‌ رژیم اسلامی آینده‌،‌ "انگلستان" را از صحنه سیاسی "عراق" بیرون خواهد کرد و استقلال "شوروی" را به رسمیت خواهد شناخت و سیاست عدم مداخله و دوستی را نسبت بدان کشور در پیش خواهد گرفت. به گفته وی "لنین" با پیشنهاد او موافقت نمود اما پس از مرگ وی و به قدرت رسیدن "استالین"، همه عهد و پیمان های گذشته فراموش گردید. مبارزه با جمهوری خواهی رضا خان در این دوران ایران درگیر حوادث سخت و حاد سیاسی میان "احمد شاه" و "رضاخان" (نخست وزیر) بود. "رضاخان" با حمایت از نظام جهوری در صدد برچیدن سلطنت قاجار و کسب قدرت مطلقه بود. آیت الله "مدرس" و گروهی از نمایندگان اقلیت مجلس که از نیت "رضاخان" آگاهی داشتند به شدت و با تمام توان با جمهوری خواهی "رضاخان" مخالفت کردند. "رضا خان" در ابتداى کسب قدرت به رئیس الوزایى انتخاب شد و پس از مدتى نقشه اى کشید تا با اعلام نظام جمهورى خود به عنوان رییس جمهور "ایران" بر تخت ریاست جمهورى تکیه زند. وى در مجلس نیز طرفدارانى پیدا کرد. از طرفی "سید محمّد تدین" سرکرده جمهورى خواهان طرفدار "رضا خان" بود، اقدام "رضا خان" که به "جنبش جمهورى خواهى" مشهور بود، با مخالفت "آزادى خواهان" مجلس به سرکردگى شهید آیت الله "سید حسن مدرّس" روبه رو شد. در تاریخ 27 اسفند 1302 ه.ش، نمایندگان مجلس قصد داشتند به نفع "رضا خان" عمل کنند که با مخالفت آیت الله "مدرّس" روبه رو شدند و در این میان "تدین" در مشاجره اى لفظى سیلى محکمى به گوش آیت الله "مدرّس" نواخت. انتشار این خبر در سطح "تهران" خشم هزاران تن از مردم "تهران" را برانگیخت. جمهورى خواهان که قصد داشتند هر چه سریع تر به مقاصد شوم خود برسند تصمیم گرفتند تا حمایت بازاریان را به دست آورند اما اقدامات بى نتیجه بود و انجمن صنفى موافقت نکرد. از این رو جمهورى خواهان به زور متوسل شدند و از ترس اجتماع مردم در مساجد درب مساجد را بستند. شیخ محمّد خالصى زاده هنگام نماز مغرب و عشاء طبق عادت هر روز به مسجد شاه آمد تا نماز بخواند ولى با درب بسته مواجه شد. او بلافاصله در وسط بازار عبا را پهن کرد و به نماز مشغول شد. پس از نماز جمعیتى هشت یا نه هزار نفرى دور آیت الله خالصى زاده را گرفتند. وى بر روى چهارپایه اى قرار گرفت و علیه جنبش جمهورى خواهى سخنرانى کرد و مردم را براى ابراز مخالفت با جمهورى خواهى براى حرکت به مجلس شوراى ملّى دعوت نمود. "عین السلطنه" در این باره مى گوید: «على الرسم مقارن مغرب به مسجد آمد که نماز و موعظه خود را بنماید. دید درب مسجد شاه بسته و آژان و قلعه بیگى ایستاده اند و کسى را راه به مسجد نمى دهند. همان میان بازار عبا را پهن کرده بانگ اذان را بلند کرد و "قد قامت الصلوه" گفته شد. جماعتى که همراه او از خانه آمده بودند به طول بازار اقتدا کردند حتى همان قزاق و آژان. بعد از اداى نماز جماعت آقا گفتند: هنوز جمهورى نشده درب مسجدهاى مسلمین را بستند واى به آن وقتى که جمهورى انگلیسى شود. ضجه و گریه مردم بلند شد.» به این ترتیب بازاریان با تعطیل کردن بازار به همراهى مردم نمازگزار و تعدادى از روحانیون به طرف مجلس شوراى ملّى حرکت کردند، جمعیت به درب ورودى مجلس رسید. نمایندگان جمهورى خواه درصدد برآمدند تا غائله را خنثى کنند، از این رو به بهانه مذاکره با شیخ محمّد خالصى زاده او را به اتاقى راهنمایى و کتک مفصلی به او زدند. "عبدالله مستوفى" علّت اصلى شکست طرح جمهورى "رضا خان" را حرکت مردم به رهبرى آیت الله خالصى زاده عنوان کرده و مى گوید: «همین اقدامات و سر و صدا سبب شد که جمهورى خواهان مجلس با وجود عده کافى براى طرح لایحه جمهورى نتوانست کارى کند.» تلاش برای بازگشت علماء عراق آیت الله خالصى زاده پس از چندی، براى بازگشت علماء عراق و کمک به آنان با "احمدشاه" قاجار دیدار و گفتگو کرد. او از آیت اللّه "عبدالکریم حائری" که به تازگى حوزه علمیه "قم" را رونق داده بود، انتظار داشت که در بازگرداندن علما به "عراق" همکارى کند. با تلاش هاى دربار "ایران" و سردار سپه (نخست وزیر) دولت "عراق" موافقت کرد به علماء تبعیدى در "ایران" در صورت تعهد کتبى به عدم دخالت در امورسیاسى "عراق"، اجازه بازگشت دهد، اما این موافقت شامل آیت الله خالصى زاده و پدرش نشد. آن دو، ضمن انتقاد از علماء به جهت پذیرفتن شرط دولت "عراق"، در اوایل سال 1303 ه.ش، به "مشهد" مهاجرت کردند. ترور ناموفق در فروردین سال 1303 ه.ش، آیت الله خالصی زاده توسط گروهی از تروریست ها که به تازگی از نظمیه (شهربانی) آزاد شده بودند، ترور شدند اما جان سالم به در برد. ایشان هم چنین چند بار دیگر نیز ترور و مسموم شدند اما هر بار به طور معجزه آسایی نجات یافت، اما این مسمومیت ها در آخر عمر، سلامتی او را به خطر افکند. تبعید به دیگر نقاط ایران آیت الله خالصی زاده پس از اینکه دو سال در "مشهد" سپری کرد، بعد از به سلطنت رسیدن "رضاخان" در آبان 1304 ه.ش، به "تهران" بازگشت و مدت چهار سال در این شهر ساکن شد، در این مدت بارها "رضاشاه" را به نیکوکاری و پرهیز از ظلم و ستم دعوت  کرد. این امر، موجب شد تا به مدت چهار ماه در "تهران" زندانی گردید و سپس به "تویسرکان" و سال بعد به "نهاوند" تبعید گردید و پس از گذشت دو سال، به زادگاه خود، "کاظمین" بازگشت، اما تنها یک شبانه روز در آنجا ماند و به دستور پادشاه "عراق"، دستگیر و به "قصر شیرین" تبعید شد. بیست روز در این شهر زندانی بود و بار دیگر به "نهاوند" و پس از آن به "تویسرکان" تبعید شد و یازده سال در این شهر تحت نظر شهربانی زندگی کرد. وی با وجود محدودیت های سیاسی شدید،‌ از اظهار نظراتش خودداری نکرد. "ابراهیم صفایی" که در سال 1317 ه.ش، با وی دیدار داشته، می نویسد که : «او خواستار یک حکومت بزرگ اسلامی و از بین رفتن اختلاف فرقه ای از جامعه اسلامی و از بین رفتن اختلاف فرقه ای از جامعه اسلامی بود. خالصی زاده از روحانیونی که تنها به مسائل دینی می پرداختند انتقاد می کرده و دین را از سیاست جدا نمی دانسته است و در عین حال معتقد بوده که دخالت در سیاست باید از روی کمال آگاهی باشد». تبعید به کاشان پس از حمله متفقین به "ایران" و استعفای "رضاشاه" در شهریور سال 1320 ه.ش، و در زمانی که هنوز آیت الله خالصی زاده در تبعید "تویسرکان" بود، ‌نیروهای "انگلیسی" و "روسی" تمام زندانیان سیاسی و تبعیدیان را عفو کردند اما وی همچنان در تبعیدیه به سر می برد. وی در آنجا به فعالیت های ضد انگلیسی پرداخت و لذا او را به "کاشان" تبعید کردند که تحت مراقبت های شدید شهربانی قرار داشت. در طول دو سال تبعید در این شهر، دست به اصلاحات گوناگونی زد و به شدت از رژیم وابسته پهلوی انتقاد کرد. بیانیه آیت الله خالصی زاده در تیر سال 1323 آیت الله خالصی زاده، در بیانیه ای که در تیر سال 1323 ه.ش، از سوی او درباره اخبار دروغ برخی نشریات منتشر گردید و از جمله نظرات وی درباره آیت الله "کاشانی" در آن مندرج است،‌ مقاومت بیست و دو ساله خود را با حکومت مستبد "رضاخان" و پسرش و حبس، تبعید و شکنجه در طول این مدت و تلاش خود را در جهت استواری مبانی اسلام، به صورت گفتار و نوشتار متذکر شد و تصریح کرد: « تمام ملت ایران مطمئن باشند کسی که ظلم و ستم و شکنجه پهلوی و تهدید به قتل و مسموم کردن مکرر، ‌او را از دین اسلام و حب آزادی منصرف نکرد، محال است که به این ترهات واهیه، از مقصد خود که رضای خداوند در اوست، منصرف بشود». برپایی نماز جمعه در ری آیت الله خالصی زاده بعد از بازگشت به "تهران"، به مبارزات خود بر ضد رژیم وابسته "محمدرضا شاه" ادامه داد او نماز جمعه را واجب عینی دانسته و آن را در صحن حضرت عبدالعظیم(ع) برگزار کرد و سخنرانی های انتقادی او در مجالس و محافل و مساجد ایراد شد. او سه سال در "تهران" اقامت کرد و به ارشاد و روشنگری مردم پرداخت، وى هم چنین در تاريخ 27 خرداد سال 1323 ه.ش. دومين نماز جمعه را در "ری" را اقامه نمود که اين بار از طرف اداره نظميه (شهربانى) ممنوع شد. متن گزارش وزارت جنگ به دربار چنين است: «خيلى فورى ـ محرمانه وزارت جنگ با ارسال رونوشت نامه شماره (1624) مورخ 23/04/12 فرماندارى نظامى تهران اشعار مى شود نظر به اين که آقاى خالصى زاده از ارفاقى که دولت درباره مشاراليه نموده و اجازه داد از کاشان به تهران بيايد سوء استفاده نموده و در دو هفته گذشته روزهاى جمعه در حضرت عبدالعظيم به منبر رفته و به تمام مقامات کشور اهانت نموده و قسمتى از اظهارات او چاپ و منتشر شده بنابراين مجموع عمليات و رفتار نامبرده مشمول ماده 5 قانون حکومت نظامى مصوبه 27 / سرطان / 1329ق. مى باشد. خواهشمند است به فرماندارى نظامى دستور فرمايند عمليات آقاى خالصى زاده را کاملا تحت نظر گرفته طبق همان قانون اقدام و نتيجه را اطّلاع دهند.» موضع گیری در قبال انتقال جسد رضا شاه به ایران در جريان انتقال جسد رضا خان به ايران، آیت الله خالصى زاده از دانشمندان بيدارى بود که در اين باره موضع گيرى نمود. گزارش هاى شهربانى وقت گوياى نقش ایشان در اين دوره از تاريخ معاصر ايران بود. شهربانى در گزارش ديگرى در تاريخ 3 اردیبهشت سال 1326 ه.ش، مى نويسد: «در چند روز اخير چند نفر ناشناس بر ضد اعلى حضرت شاه فقيد مشغول تبليغات شده و انتشار مى دهند که به دستور آن مرحوم گنبد حضرت رضا را به توپ بستند و چون عقيده به مذهب نداشتند در شب تولّد خودشان که مصادف با شب تاسوعا بود در شهر دستور چراغانى دادند. به علاوه حجاب زنها را برداشتند. از قرار معلوم اين اشخاص به دستور خالصى زاده مبادرت به اين عمل کرده و منظورشان ايجاد نفرت نسبت به آن مرحوم به مناسبت ورود جنازه ايشان مى باشد.» تبعید به یزد اقدامات گسترده آیت الله خالصى زاده عليه دربار باعث شد که وى با حکم دولت وقت در سال 1325 ه.ش، به "يزد" تبعيد شود، ایشان به مدت 18 ماه در آن شهر به سر برد و در اين مدّت اقدامات مهمى انجام داد، که احیای حوزه های علمیه، استرداد موقوفات، تعمیر و مراقبت بناهای مذهبی، تدریس، مناظرات اعتقادی با پیروان فرقه ها و دیگر ادیان و تألیف و تصنیف از آن جمله بود. آیت الله خالصى زاده با اقدامات گسترده فرهنگى و نيز اعتراض به استاندار و فرماندار "يزد" نگرانى دولت مردان شهر را برانگيخت و آنان تصميم گرفتند آیت الله خالصى زاده را از "يزد" دور کنند. تبعید به عراق آیت الله خالصی زاده پس از گذراندن دوران تبعید در "یزد"، به "تهران" بازگشت، اما بار دیگر در یکی از زندان های "تهران" زندانی شد و سپس آزاد گردید و مدت شش ماه تحت مراقبت شدید شهربانی بود. سرانجام در 13 آبان سال 1328 ه.ش، به زادگاهش در "عراق" تبعید شد. مردم "عراق" که از ورود او آگاه شدند تا شهر مرزی "خانقین" به استقبال او آمدند و او را تا "کاظمین" همراهی کردند.  


آیت الله خالصی زاده، پس از بازگشت به "عراق"، فعالیت هایی در زمینه امور دینی و سیاسی انجام داد که مهمترین آنها از این قرار بود: - برگزاری نماز جمعه در کاظمین و تشویق علمای عراق به برگزاری آن - بازسازی حوزه درسی پدرش و تدریس علوم قدیم و جدید در آن - تلاش برای حاکمیت قوانین اسلامی در جامعه - مبارزه بی امان با خرافات و بدعت ها در اسلام و مذهب تشیع - تلاش برای ایجاد وحدت اسلامی در دیدار و گفتگو با علمای طراز اول اهل سنت شهرهای عراق - تألیف تعداد زیادی کتاب که با وجود فشارهای مخالفین و رژیم های حاکم عراق و اقامت های اجباری یا حملات مسلحانه بر ضد وی و حوزه اش و تهدیدات مختلف کمونیست های عراقی، تألیف یافته است، این آثار از کمیاب ترین تصنیفات علمای معاصر اسلامی به شمار می رود. - مخالفت علنی و عملی  با اعلام جنگ علیه کردهای عراق از سوی عبدالکریم قاسم (رئیس جمهور وقت عراق) - مخالفت صریح با قوانین ضد اسلامی، از جمله یکسان کردن سهم الارث مردان و زنان توسط قاسم - مقابله مسلحانه با کمونیست های عراقی - مقاومت شدید در برابر به قدرت رسیدن حزب بعث 

آیت الله خالصی زاده، پس از بازگشت به "عراق"، فعالیت هایی در زمینه امور دینی و سیاسی انجام داد که مهمترین آنها از این قرار بود: - برگزاری نماز جمعه در کاظمین و تشویق علمای عراق به برگزاری آن - بازسازی حوزه درسی پدرش و تدریس علوم قدیم و جدید در آن - تلاش برای حاکمیت قوانین اسلامی در جامعه - مبارزه بی امان با خرافات و بدعت ها در اسلام و مذهب تشیع - تلاش برای ایجاد وحدت اسلامی در دیدار و گفتگو با علمای طراز اول اهل سنت شهرهای عراق - تألیف تعداد زیادی کتاب که با وجود فشارهای مخالفین و رژیم های حاکم عراق و اقامت های اجباری یا حملات مسلحانه بر ضد وی و حوزه اش و تهدیدات مختلف کمونیست های عراقی، تألیف یافته است، این آثار از کمیاب ترین تصنیفات علمای معاصر اسلامی به شمار می رود. - مخالفت علنی و عملی  با اعلام جنگ علیه کردهای عراق از سوی عبدالکریم قاسم (رئیس جمهور وقت عراق) - مخالفت صریح با قوانین ضد اسلامی، از جمله یکسان کردن سهم الارث مردان و زنان توسط قاسم - مقابله مسلحانه با کمونیست های عراقی - مقاومت شدید در برابر به قدرت رسیدن حزب بعث 


واعظ بشویک مخالفت های پیگیر آیت الله خالصی زاده با نفوذ "انگلستان" و "شوروی" و عمال آنها در کشورهای اسلامی، به ویژه در "ایران" و "عراق"، سبب دشمنی شدید آن دو دولت با وی گردید. عمال "انگلیس"، او را "واعظ بشویک" لقب داده بودند و عمال "شوروی" و کمونیست ها، او را "جاسوس انگلیس" نامیدند، اما این شایعات بی اساس سوابق روشن مبارزاتی او را هیچگاه نزد مردم مخدوش نکرد. وهابی گری آیت الله خالصى زاده به دليل پارهاى از اظهارنظرها درباره آيين ها و رسومات دينى مردم مورد انتقاد برخى افراد بود تا آنجا که وى را متهم به وهابیت، يا دنباله روى از کسروی مى کردند. از آن ميان ايرادات وى به برخى دعاها يا تقبيح رسومى چون زنجير زدن و گل ماليدن در عزادارى سيدالشهداء در خور ذکر است، از طرفی او خواهان اتحاد دنياى اسلام و تشکيل حکومت بزرگ اسلامى بود. آیت الله خالصى زاده براى ترويج انديشه اتحاد اسلام علاوه بر تأليف کتاب و مقاله و ايراد سخنرانى به حجاز، سوریه، مصر، فلسطین و لبنان مسافرت کرد و با بزرگان اهل تسنن در اين مناطق به گفتگو پرداخت. 

واعظ بشویک مخالفت های پیگیر آیت الله خالصی زاده با نفوذ "انگلستان" و "شوروی" و عمال آنها در کشورهای اسلامی، به ویژه در "ایران" و "عراق"، سبب دشمنی شدید آن دو دولت با وی گردید. عمال "انگلیس"، او را "واعظ بشویک" لقب داده بودند و عمال "شوروی" و کمونیست ها، او را "جاسوس انگلیس" نامیدند، اما این شایعات بی اساس سوابق روشن مبارزاتی او را هیچگاه نزد مردم مخدوش نکرد. وهابی گری آیت الله خالصى زاده به دليل پارهاى از اظهارنظرها درباره آيين ها و رسومات دينى مردم مورد انتقاد برخى افراد بود تا آنجا که وى را متهم به وهابیت، يا دنباله روى از کسروی مى کردند. از آن ميان ايرادات وى به برخى دعاها يا تقبيح رسومى چون زنجير زدن و گل ماليدن در عزادارى سيدالشهداء در خور ذکر است، از طرفی او خواهان اتحاد دنياى اسلام و تشکيل حکومت بزرگ اسلامى بود. آیت الله خالصى زاده براى ترويج انديشه اتحاد اسلام علاوه بر تأليف کتاب و مقاله و ايراد سخنرانى به حجاز، سوریه، مصر، فلسطین و لبنان مسافرت کرد و با بزرگان اهل تسنن در اين مناطق به گفتگو پرداخت. 


آيت الله شيخ "محمّد رضا شمس الدّين" از علماى بزرگ "لبنان" مقيم حوزه علميه "نجف" درباره شخصيت خالصى زاه مى گويد: «من نمى خواهم اين مطلب را ثابت کنم که خالصى زاده از جمله مراجع تقليد است و اين که او شايسته مقام خطير فتوا دادن به شکلى است که نزد شيعه اماميه جريان دارد مى باشد. اگر از من سؤال کنند و بپرسند چرا؟ مى گويم: نمى دانم منتها من وى را از جمله "علماى مصلح" مى دانم نه مراجع تقليد. او مانند [آیت الله] کاشانى و [آیت الله] بهبهانى در ايران و زنجانى در نجف و شرف الدّين در لبنان است البته در اين امر هيچ گونه منقصه اى و يا مذمتى بر او و آنان نيست». وى در تبيين اين مطلب مى گويد: «البته اين قضاوت به دليل عدم اجتهاد او نيست بلکه به اين دليل است که دلها ميل و اطاعت نمى کنند و تقليد نمى نمايندمگر از فردى که در امور دينى و احکام اسلامى مورد اطمينان باشد و از افرادى به شمار آيد که از سياست و کارهاى حکومتى که بر حسب ظاهر با شرط عدالت که لازمه يک مرجع تقليد است منافات دارد بدور باشند در حالى که علماى مصلح دخالت در امور سياسى و حکومتى را اساسى ترين شرط اداى تبليغ و ارشاد مى دانند.» دکتر "عبدالهادى حائرى" درباره وى مى نويسد: «شيخ محمّد خالصى پسر شيخ مهدى خالصى همراه پدرش در کشمکش هاى جنگ جهانى اوّل و مقاومت عراقى ها با حکومت دست نشانده انگليس فعال بود. هيچ نقطه اى از رضايت و تمايل انگليسى ها در اسناد و مدارک موجود نسبت به شيخ محمّد خالصى ديده نمى شود.» 

آيت الله شيخ "محمّد رضا شمس الدّين" از علماى بزرگ "لبنان" مقيم حوزه علميه "نجف" درباره شخصيت خالصى زاه مى گويد: «من نمى خواهم اين مطلب را ثابت کنم که خالصى زاده از جمله مراجع تقليد است و اين که او شايسته مقام خطير فتوا دادن به شکلى است که نزد شيعه اماميه جريان دارد مى باشد. اگر از من سؤال کنند و بپرسند چرا؟ مى گويم: نمى دانم منتها من وى را از جمله "علماى مصلح" مى دانم نه مراجع تقليد. او مانند آیت الله کاشانى و آیت الله بهبهانى در ايران و زنجانى در نجف و شرف الدّين در لبنان است البته در اين امر هيچ گونه منقصه اى و يا مذمتى بر او و آنان نيست». وى در تبيين اين مطلب مى گويد: «البته اين قضاوت به دليل عدم اجتهاد او نيست بلکه به اين دليل است که دلها ميل و اطاعت نمى کنند و تقليد نمى نمايندمگر از فردى که در امور دينى و احکام اسلامى مورد اطمينان باشد و از افرادى به شمار آيد که از سياست و کارهاى حکومتى که بر حسب ظاهر با شرط عدالت که لازمه يک مرجع تقليد است منافات دارد بدور باشند در حالى که علماى مصلح دخالت در امور سياسى و حکومتى را اساسى ترين شرط اداى تبليغ و ارشاد مى دانند.» دکتر "عبدالهادى حائرى" درباره وى مى نويسد: «شيخ محمّد خالصى پسر شيخ مهدى خالصى همراه پدرش در کشمکش هاى جنگ جهانى اوّل و مقاومت عراقى ها با حکومت دست نشانده انگليس فعال بود. هيچ نقطه اى از رضايت و تمايل انگليسى ها در اسناد و مدارک موجود نسبت به شيخ محمّد خالصى ديده نمى شود.» 


آیت الله خالصی زاده گرچه در طول زندگیش دائماً درگیر مبارازت مذهبی سیاسی بود و مدت بیست و هفت سال از عمرش را در زندان ها و تبعیدگاه سپری نمود،‌ اما با این وجود، آثار گرانقدری قریب به 100 جلد کتاب از خود برجای گذارد، که مهمترین انها عبارتند از: -اجیبوا داعى الله -احیاء الشریعه فى مذهب الشیعه -اشعه من حیاه الصادق -الاجوبه الخراسانیه -الاحتراز عن مفتریات حسن الایجاز فى اثبات اعجاز القرآن -الاسلام سبیل السعاده و السلام -الاسلام فوق کل شىء 4 جلد -الاعتصام بحبل الله (فى سیره الامام على بن ابى طالب) -الامام الخالصى و مسلمو الصین -البراهین القطعیه فى ضرر اللامرکزیه عربى بغداد -البصره تستأصل شافه الشیخیه -التفسیر الخالص -التوحید الخالص -التوحید و الوحده -الجمعه -الجمعه الجامعه -الحرب و الرّق فى الاسلام -الحق یدمغ الباطل -الدلیل الى کتاب الاقتصاد و الدوله فى الاسلام -الرأسمالیه و الشیوعیه فى الاسلام -مظالم انگلیس در بین النهرین -و... آثار خطى کتاب هایى به صورت خطى از آیت الله محمّد خالصى زاده به یادگار مانده که در کتابخانه مدرسه "مدینه العلم" نگهدارى مى شوند و هنوز به چاپ نرسیده اند که ازین قرار است: -احوال الامام الشیخ محمّدمهدى الخالصى الکبیر -احیاء السنه و اماته البدعه -الاقتصاد و الدوله فى الاسلام -العراق فى وجه الاحتلال -الکمه العلیا فى بیان اسرار الشریعه السمحا -النُظُمُ المالیه فى الاسلام -ایضاح العناوین -بطل الاسلام -سبل السّلام -فى سبیل الله -نظام عائله الاسلامى 

آیت الله خالصی زاده گرچه در طول زندگیش دائماً درگیر مبارازت مذهبی سیاسی بود و مدت بیست و هفت سال از عمرش را در زندان ها و تبعیدگاه سپری نمود،‌ اما با این وجود، آثار گرانقدری قریب به 100 جلد کتاب از خود برجای گذارد، که مهمترین انها عبارتند از: -اجیبوا داعى الله -احیاء الشریعه فى مذهب الشیعه -اشعه من حیاه الصادق -الاجوبه الخراسانیه -الاحتراز عن مفتریات حسن الایجاز فى اثبات اعجاز القرآن -الاسلام سبیل السعاده و السلام -الاسلام فوق کل شىء 4 جلد -الاعتصام بحبل الله (فى سیره الامام على بن ابى طالب) -الامام الخالصى و مسلمو الصین -البراهین القطعیه فى ضرر اللامرکزیه عربى بغداد -البصره تستأصل شافه الشیخیه -التفسیر الخالص -التوحید الخالص -التوحید و الوحده -الجمعه -الجمعه الجامعه -الحرب و الرّق فى الاسلام -الحق یدمغ الباطل -الدلیل الى کتاب الاقتصاد و الدوله فى الاسلام -الرأسمالیه و الشیوعیه فى الاسلام -مظالم انگلیس در بین النهرین -و... آثار خطى کتاب هایى به صورت خطى از آیت الله محمّد خالصى زاده به یادگار مانده که در کتابخانه مدرسه "مدینه العلم" نگهدارى مى شوند و هنوز به چاپ نرسیده اند که ازین قرار است: -احوال الامام الشیخ محمّدمهدى الخالصى الکبیر -احیاء السنه و اماته البدعه -الاقتصاد و الدوله فى الاسلام -العراق فى وجه الاحتلال -الکمه العلیا فى بیان اسرار الشریعه السمحا -النُظُمُ المالیه فى الاسلام -ایضاح العناوین -بطل الاسلام -سبل السّلام -فى سبیل الله -نظام عائله الاسلامى 


سرانجام روح بلند آیت الله خالصى زاده، در شب جمعه 19 رجب سال 1383 ه.ق، برابر با 30 آذر سال 1342 ه.ش، در بیمارستان "الرازى" بغداد به سوى پروردگار خویش شتافت و موجى از غم و اندوه را در دل ها باقى گذاشت. روز جمعه با اعلام عزاى عمومى رسمى در سراسر "عراق" و پخش خبر ارتحال وى از رادیو خیل تشییع کنندگان به سوى مسجد "براثا" سرازیر شدند و پس از برگزارى نماز جمعه پیکر پاکش بر دستان تشییع کنندگان داغدیده از "بغداد" تا "کاظمین" تشییع و پس از برگزارى نماز در حجره درس خود در صحن مطهّر "کاظمین" به خاک سپرده شد. 

سرانجام روح بلند آیت الله خالصى زاده، در شب جمعه 19 رجب سال 1383 ه.ق، برابر با 30 آذر سال 1342 ه.ش، در بیمارستان "الرازى" بغداد به سوى پروردگار خویش شتافت و موجى از غم و اندوه را در دل ها باقى گذاشت. روز جمعه با اعلام عزاى عمومى رسمى در سراسر "عراق" و پخش خبر ارتحال وى از رادیو خیل تشییع کنندگان به سوى مسجد "براثا" سرازیر شدند و پس از برگزارى نماز جمعه پیکر پاکش بر دستان تشییع کنندگان داغدیده از "بغداد" تا "کاظمین" تشییع و پس از برگزارى نماز در حجره درس خود در صحن مطهّر "کاظمین" به خاک سپرده شد. 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۷:۱۴:۵۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۵:۲۳

آیت الله محمد خالصی زاده

خلاصه زندگی نامه

 آیت اللَّه محمد خالصی، معروف به خالصی زاده، از برجسته ترین علماء ضد استعمار و ضد استبداد در عراق و ایران، در قرن چهاردهم هجری بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع