جستجو در مطالب و اشخاص
شهید آیت ‏الله میرزا علی غروی تبریزی در سال 1309 ه.ش (1349 ه.ق) در شهر "تبریز" واقع در استان "آذربایجان شرقی" متولد شد. وی در سن 2 سالگی، پدرش "حاج اسدالله غروی تبریزی" را از دست داد و تحت سرپرستی مادرش قرار گرفت. مادرش او را در سن 6 سالگى به مکتب خانه اى در شهر "تبریز" فرستاد و مدتى بعد وارد مدرسه "علمیه طالبیه" شد. در حوزه تبریز کتاب هاى سطحی چون "حاشیه ملا عبدالله علی التهذیب"، "معام الاصول" و برخى دیگر از کتاب هاى درسى را از اساتید به نام آن حوزه، از جمله "میرزا على اصغر باغمیشه اى و میرزا مسلم ملکوتى" فراگرفت.آیت‏ اللَّه غروی در سن 14 سالگی وارد حوزه علمیه قم شد و پس از 5 سال اقامت در شهر "قم"، جهت کسب دانش بیشتر و ارتباط با باب علم، رهسپار شهر نجف عراق شد و از محضر استادانی همچون "آیت‏ اللَّه سید ابوالقاسم خویی و میرزا باقر زنجانی" بهره برد. او در عین تحصیل، به تدریس نیز می ‏پرداخت و پس از چندی، حوزه مستقلی برای تدریس خارج تاسیس نمود. میرزا علی دارای بیانی روشن و قلمی گویا بود و سخت ‏ترین و سنگین ‏ترین مطالب فقهی را با روشن ‏ترین عبارات تبیین می ‏کرد.آیت الله میرزا علی غروى از "آیت الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء" (1294-1373ه.ق) اجازه اجتهاد گرفت و مقلدان زیادى در کشور های "ایران، عراق" و دیگر کشورهاى اسلامى داشت. وى در دوران کوتاه مرجعیت (یک سال) خدماتی را ارائه نمود که ایجاد موسسه خیریه براى فقراء در زمانى که دولت "عراق" در تحریم اقتصادى و مردم در فقر به سر مى بردند، از جمله آنهاست.کتاب "التَّنْقیح" در 12 جلد، شامل تقریر درس "آیت ‏اللَّه خویی"، شرح استدلالی "مکاسب"، رساله ‏ای در قاعده طهارت و رساله ‏ای در قاعده قضا از جمله آثار آیت الله غروی تبریزی است.آیت الله غروی در حالی که کمتر از 2 ماه از شهادت "آیت ‏اللَّه شیخ مرتضی بروجردی" توسط دژخیمان بعث "عراق" می گذشت، در 29 خرداد سال 1377 ه.ش برابر با 24 صفر سال 1419 ه.ق، وقتی که از زیارت حرم امام حسین(ع) بر می گشت، مورد هدف مزدوران بعث قرار گرفت و به همراه جمعی از یاران، در 68 سالگی به فیض شهادت نائل آمد. 

شهید آیت ‏الله میرزا علی غروی تبریزی در سال 1309 ه.ش (1349 ه.ق) در شهر "تبریز" واقع در استان "آذربایجان شرقی" متولد شد. وی در سن 2 سالگی، پدرش "حاج اسدالله غروی تبریزی" را از دست داد و تحت سرپرستی مادرش قرار گرفت. مادرش او را در سن 6 سالگى به مکتب خانه اى در شهر "تبریز" فرستاد و مدتى بعد وارد مدرسه "علمیه طالبیه" شد. در حوزه تبریز کتاب هاى سطحی چون "حاشیه ملا عبدالله علی التهذیب"، "معام الاصول" و برخى دیگر از کتاب هاى درسى را از اساتید به نام آن حوزه، از جمله "میرزا على اصغر باغمیشه اى و میرزا مسلم ملکوتى" فراگرفت.آیت‏ اللَّه غروی در سن 14 سالگی وارد حوزه علمیه قم شد و پس از 5 سال اقامت در شهر "قم"، جهت کسب دانش بیشتر و ارتباط با باب علم، رهسپار شهر نجف عراق شد و از محضر استادانی همچون "آیت‏ اللَّه سید ابوالقاسم خویی و میرزا باقر زنجانی" بهره برد. او در عین تحصیل، به تدریس نیز می ‏پرداخت و پس از چندی، حوزه مستقلی برای تدریس خارج تاسیس نمود. میرزا علی دارای بیانی روشن و قلمی گویا بود و سخت ‏ترین و سنگین ‏ترین مطالب فقهی را با روشن ‏ترین عبارات تبیین می ‏کرد.آیت الله میرزا علی غروى از "آیت الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء" (1294-1373ه.ق) اجازه اجتهاد گرفت و مقلدان زیادى در کشور های "ایران، عراق" و دیگر کشورهاى اسلامى داشت. وى در دوران کوتاه مرجعیت (یک سال) خدماتی را ارائه نمود که ایجاد موسسه خیریه براى فقراء در زمانى که دولت "عراق" در تحریم اقتصادى و مردم در فقر به سر مى بردند، از جمله آنهاست.کتاب "التَّنْقیح" در 12 جلد، شامل تقریر درس "آیت ‏اللَّه خویی"، شرح استدلالی "مکاسب"، رساله ‏ای در قاعده طهارت و رساله ‏ای در قاعده قضا از جمله آثار آیت الله غروی تبریزی است.آیت الله غروی در حالی که کمتر از 2 ماه از شهادت "آیت ‏اللَّه شیخ مرتضی بروجردی" توسط دژخیمان بعث "عراق" می گذشت، در 29 خرداد سال 1377 ه.ش برابر با 24 صفر سال 1419 ه.ق، وقتی که از زیارت حرم امام حسین(ع) بر می گشت، مورد هدف مزدوران بعث قرار گرفت و به همراه جمعی از یاران، در 68 سالگی به فیض شهادت نائل آمد. 


آیت الله میرزا علی غروی تبریزی فرزند "حاج اسدالله"، از بازرگانان نامى "آذربایجان" بود. دامنه تجارت پدرش به "قفقاز" رسیده بود و در شهر بادکوبه قفقاز نیز دفتر تجارت داشت. "حاج اسدالله" به خاطر پایبندى به اعتقادات مذهبى، با آغاز کودتاى کمونیستى، دفتر و دارایى خود را در آن شهر رها کرد و به شهر "تبریز" بازگشت. وی در حدود سال 1311 ه.ش، زمانى که میرزا على دو ساله بود، توسط مخالفان مسموم شد و درگذشت. مادرش نیز دختر "سید محمد اسکوئى"، از خاندانى اصیل و بانویى با ایمان بود. فرزندان آیت الله غروى 5 دختر و 3 پسر داشت که نام های پسران او عبارتند از: -محمد تقى در سال 1340ه.ش، در شهر نجف عراق به دنیا آمد. وى از همراهان پدرش بود و در حوزه علمیه قم به تدریس سطوح عالیه و در کنار آن سامان دادن به کارهاى تحقیقى و علمى پدر مى پرداخت. ـمحمد جواد در سال 1350ه.ش، در شهر نجف متولد شد و در حوزه علمیه قم به سطح اشتغال داشت. ـمحمدرضا در سال 1360ه.ش به دنیا آمد. از دامادهاى آیت الله غروی نیز مى توان به "شیخ مرتضى نیکنام" که از شاگردان وی بود و "شیخ محمد" که به همراه او به شهادت رسید، اشاره کرد.  

آیت الله میرزا علی غروی تبریزی فرزند "حاج اسدالله"، از بازرگانان نامى "آذربایجان" بود. دامنه تجارت پدرش به "قفقاز" رسیده بود و در شهر بادکوبه قفقاز نیز دفتر تجارت داشت. "حاج اسدالله" به خاطر پایبندى به اعتقادات مذهبى، با آغاز کودتاى کمونیستى، دفتر و دارایى خود را در آن شهر رها کرد و به شهر "تبریز" بازگشت. وی در حدود سال 1311 ه.ش، زمانى که میرزا على دو ساله بود، توسط مخالفان مسموم شد و درگذشت. مادرش نیز دختر "سید محمد اسکوئى"، از خاندانى اصیل و بانویى با ایمان بود. فرزندان آیت الله غروى 5 دختر و 3 پسر داشت که نام های پسران او عبارتند از: -محمد تقى در سال 1340ه.ش، در شهر نجف عراق به دنیا آمد. وى از همراهان پدرش بود و در حوزه علمیه قم به تدریس سطوح عالیه و در کنار آن سامان دادن به کارهاى تحقیقى و علمى پدر مى پرداخت. ـمحمد جواد در سال 1350ه.ش، در شهر نجف متولد شد و در حوزه علمیه قم به سطح اشتغال داشت. ـمحمدرضا در سال 1360ه.ش به دنیا آمد. از دامادهاى آیت الله غروی نیز مى توان به "شیخ مرتضى نیکنام" که از شاگردان وی بود و "شیخ محمد" که به همراه او به شهادت رسید، اشاره کرد.  


مادر آیت الله میرزا علی غروی تبریزی، او را در سن 6 سالگى به مکتب خانه اى در شهر "تبریز" فرستاد و پس از مدتی، وارد مدرسه "علمیه طالبیه" شد. وی در حوزه تبریز کتاب هاى سطحی چون "حاشیه ملا عبدالله علی التهذیب"، "معام الاصول" و برخى دیگر از کتاب هاى درسى را از اساتید به نام آن سامان، از جمله "میرزا على اصغر باغمیشه اى و میرزا مسلم ملکوتى" فراگرفت. میرزا علی غروی پس از سپرى کردن مراحل مقدماتى به حوزه علمیه قم رفت و دروس "فرائد الاصول" را نزد "شیخ محمد مجاهد تبریزى"، "مکاسب" را نزد "سید حسین قاضى طباطبائى" و "کفایه الاصول" را در محضر "آیت الله حاج سید احمد خوانسارى" آموخت. وی در فلسفه و علوم عقلى نیز نهایت مطلوب خویش را برآورده ساخت و سرانجام در سن 16 سالگى سطوح حوزوى را به پایان رساند. او سپس در شهر "قم" به درس خارج "آیت الله سید محمد حجت کوهکمرى" پیوست و در 20 سالگی "آیت الله حجت کوهکمرى" وی را در حلقه خواص بحث و درس خود جاى داد و شیخ على، مقرر بحث و درس استاد شد. غروی تبریزی 5 سال به طور پیوسته در جلسات درس و بحث خارج فعالانه شرکت کرد و از دانش بزرگان سود جست. وی هم چنین از محضر اساتیدی چون "آیت الله سید حسین بروجردى، شیخ عباسعلى شاهرودى و علامه طباطبائى" نیز بهره ها برد. جایگاه علمى، قدرت بیان، شیوایى سخن و زیبایى نوشتار و گفتار او در جوانى چنان نمود یافت که "آیت الله سید محمد حجت" مى فرمود: «نمى دانم واژه ها از این شیخ بیشتر فرمان مى برند یا انگشترى که آن را هر طور بخواهد در انگشت خود مى چرخاند!» در نهایت میرزا علی غروی راهى شهر نجف عراق شد و از محضر اساتیدی چون "آیت الله شیخ حسین حلى، فرزند على نجفى، آیت الله میرزا محمد باقر، فرزند محمد مهدى زنجانى و آیت الله سید ابوالقاسم خویى" در فقه و اصول بهره مند شد. 

مادر آیت الله میرزا علی غروی تبریزی، او را در سن 6 سالگى به مکتب خانه اى در شهر "تبریز" فرستاد و پس از مدتی، وارد مدرسه "علمیه طالبیه" شد. وی در حوزه تبریز کتاب هاى سطحی چون "حاشیه ملا عبدالله علی التهذیب"، "معام الاصول" و برخى دیگر از کتاب هاى درسى را از اساتید به نام آن سامان، از جمله "میرزا على اصغر باغمیشه اى و میرزا مسلم ملکوتى" فراگرفت. میرزا علی غروی پس از سپرى کردن مراحل مقدماتى به حوزه علمیه قم رفت و دروس "فرائد الاصول" را نزد "شیخ محمد مجاهد تبریزى"، "مکاسب" را نزد "سید حسین قاضى طباطبائى" و "کفایه الاصول" را در محضر "آیت الله حاج سید احمد خوانسارى" آموخت. وی در فلسفه و علوم عقلى نیز نهایت مطلوب خویش را برآورده ساخت و سرانجام در سن 16 سالگى سطوح حوزوى را به پایان رساند. او سپس در شهر "قم" به درس خارج "آیت الله سید محمد حجت کوهکمرى" پیوست و در 20 سالگی "آیت الله حجت کوهکمرى" وی را در حلقه خواص بحث و درس خود جاى داد و شیخ على، مقرر بحث و درس استاد شد. غروی تبریزی 5 سال به طور پیوسته در جلسات درس و بحث خارج فعالانه شرکت کرد و از دانش بزرگان سود جست. وی هم چنین از محضر اساتیدی چون "آیت الله سید حسین بروجردى، شیخ عباسعلى شاهرودى و علامه طباطبائى" نیز بهره ها برد. جایگاه علمى، قدرت بیان، شیوایى سخن و زیبایى نوشتار و گفتار او در جوانى چنان نمود یافت که "آیت الله سید محمد حجت" مى فرمود: «نمى دانم واژه ها از این شیخ بیشتر فرمان مى برند یا انگشترى که آن را هر طور بخواهد در انگشت خود مى چرخاند!» در نهایت میرزا علی غروی راهى شهر نجف عراق شد و از محضر اساتیدی چون "آیت الله شیخ حسین حلى، فرزند على نجفى، آیت الله میرزا محمد باقر، فرزند محمد مهدى زنجانى و آیت الله سید ابوالقاسم خویى" در فقه و اصول بهره مند شد. 


آیت الله میرزا علی غروى تبریزی در کنار تحصیل خارج فقه و اصول در شهر نجف عراق، به تدریس سطوح عالیه مى پرداخت. مدرسه "دارالحکمه" که توسط "آیت الله العظمى حکیم" در شهر "نجف" پایه گذارى شده بود و مسجد "شیخ انصارى" شاهد حضور دانش پژوهان فراوانى بود که از دورترین نقاط جهان در درس وى شرکت مى کردند. آیت الله غروى بعد از مدتى از سال 1379ه.ق (1339ه.ش)، در پایان سومین دهه عمرش درس خارج فقه و اصول را آغاز کرد. درس فقه و اصول او همه روزه به صورت منظم، صبح و بعد از ظهر در مسجد "جواهرى" بر پا مى شد. به دلیل تبحر و عمق علمى و معنوى وى، جلسات بحث ایشان با حضور انبوه طلاب پر رونق مى شد، به طورى که در این اواخر درس وى از بزرگ ترین و سودمندترین بحث هاى خارج شهر "نجف" شمرده مى شد و از جهت کمى و کیفى، درس ها بین او و "آیت الله سید على سیستانى" تقسیم شده بود. آیت الله میرزا علی غروى بعد از رحلت "آیت الله خویى" تلاش زیادى در پاسدارى از حوزه علمیه نجف کرد و روش استاد را ادامه داد. وى از سال آغاز تدریس درس خارج، دو دوره کامل خارج مکاسب و اصول را تدریس کرد. شاگردان آیت الله میرزا علی غروی تبریزی عبارتند از: سید کمال حیدرى عبدالحسین صادق عاملى سید على حسینى بغدادى (مقرر درس مکاسب شهید غروى) عبدالله دندن جواد دندن محمد امین بن محسن مامقانى محمد حافظى على مروّجى قزوینى مصطفى طراد عاملى طالب خلیل عاملى یوسف دعموش (از علماى معروف بیروت) على آل محسن قطیفى (نویسنده کتاب کشف الحقائق) مهدى معلى (نویسنده کتاب هاى الاصول النقیه و رساله فى قاعده غسل الوجه) محمد جشى قطیفى سید صالح بن سید محمد مهدى خرسان سید صادق بن سید محمدرضا خرسان نجاح بغدادى على آل سمیسم حسین ظالمى (نویسنده کتاب قالوا فى الاسلام) صالح صالحى سید محمد حسین بن سید موسى بحرالعلوم سید محمد رضا بن سید موسى بحرالعلوم سید احمد مددى بیرجندى میثم خنیزى قطیفى عباس کاشف الغطاء اسعد کاشف العطاء صالح طایى (نویسنده کتاب شرح الصحیفه السجادیه) محمد زبیبه حسین ابو سعیده (متبحر در علم نسب شناسى) زاهد مالکى سید علاء الغریفى بحرانى محمد سعید تونى بحرانى مهدى بحرانى عبد الامیر ابو طابوق نجفى سید علاء الدین بحرالعلوم سید على اکبر ابو ترابى (آزاده) 

آیت الله میرزا علی غروى تبریزی در کنار تحصیل خارج فقه و اصول در شهر نجف عراق، به تدریس سطوح عالیه مى پرداخت. مدرسه "دارالحکمه" که توسط "آیت الله العظمى حکیم" در شهر "نجف" پایه گذارى شده بود و مسجد "شیخ انصارى" شاهد حضور دانش پژوهان فراوانى بود که از دورترین نقاط جهان در درس وى شرکت مى کردند. آیت الله غروى بعد از مدتى از سال 1379ه.ق (1339ه.ش)، در پایان سومین دهه عمرش درس خارج فقه و اصول را آغاز کرد. درس فقه و اصول او همه روزه به صورت منظم، صبح و بعد از ظهر در مسجد "جواهرى" بر پا مى شد. به دلیل تبحر و عمق علمى و معنوى وى، جلسات بحث ایشان با حضور انبوه طلاب پر رونق مى شد، به طورى که در این اواخر درس وى از بزرگ ترین و سودمندترین بحث هاى خارج شهر "نجف" شمرده مى شد و از جهت کمى و کیفى، درس ها بین او و "آیت الله سید على سیستانى" تقسیم شده بود. آیت الله میرزا علی غروى بعد از رحلت "آیت الله خویى" تلاش زیادى در پاسدارى از حوزه علمیه نجف کرد و روش استاد را ادامه داد. وى از سال آغاز تدریس درس خارج، دو دوره کامل خارج مکاسب و اصول را تدریس کرد. شاگردان آیت الله میرزا علی غروی تبریزی عبارتند از: سید کمال حیدرى عبدالحسین صادق عاملى سید على حسینى بغدادى (مقرر درس مکاسب شهید غروى) عبدالله دندن جواد دندن محمد امین بن محسن مامقانى محمد حافظى على مروّجى قزوینى مصطفى طراد عاملى طالب خلیل عاملى یوسف دعموش (از علماى معروف بیروت) على آل محسن قطیفى (نویسنده کتاب کشف الحقائق) مهدى معلى (نویسنده کتاب هاى الاصول النقیه و رساله فى قاعده غسل الوجه) محمد جشى قطیفى سید صالح بن سید محمد مهدى خرسان سید صادق بن سید محمدرضا خرسان نجاح بغدادى على آل سمیسم حسین ظالمى (نویسنده کتاب قالوا فى الاسلام) صالح صالحى سید محمد حسین بن سید موسى بحرالعلوم سید محمد رضا بن سید موسى بحرالعلوم سید احمد مددى بیرجندى میثم خنیزى قطیفى عباس کاشف الغطاء اسعد کاشف العطاء صالح طایى (نویسنده کتاب شرح الصحیفه السجادیه) محمد زبیبه حسین ابو سعیده (متبحر در علم نسب شناسى) زاهد مالکى سید علاء الغریفى بحرانى محمد سعید تونى بحرانى مهدى بحرانى عبد الامیر ابو طابوق نجفى سید علاء الدین بحرالعلوم سید على اکبر ابو ترابى (آزاده) 


آیت الله غروى از "آیت الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء" (1294-1373ه.ق) اجازه اجتهاد گرفت. در مورد اجازه اجتهاد از "آیت الله خویى" باید بدانیم که ایشان به شاگردانى که در حوزه علمیه نجف و در کنار وى مى ماندند، اجازه اجتهاد مکتوب نمى داد و تنها به کسانى که براى نشر فقه آل محمد(ص) از حوزه علمیه نجف به مناطق دیگر هجرت مى کردند، اجازه مکتوب اجتهاد صادر مى کردند اما تقریظ وى به کتاب "تنقیح" از اجازه اجتهاد بالاتر است و جایگاه علمى و مرجعیت وى را با تعابیر مختلف بیان کرد. آیت الله میرزا علی غروى مقلدان زیادى در کشور های "ایران، عراق" و دیگر کشورهاى اسلامى داشت. خدمات دوران مرجعیت وى در دوران کوتاه مرجعیت (یک سال) خدماتی را ارائه نمود که ایجاد موسسه خیریه براى فقراء در زمانى که دولت عراق در تحریم اقتصادى و مردم در فقر به سر مى بردند، از جمله آنهاست. در این مرکز فهرستى از اسامى فقراء را تنظیم و به آنان رسیدگى مى کردند و از کارهاى دیگر وى بها دادن به جایگاه علم و عالم بود. به ساحت مقدس امام حسین(ع) ارادت ویژه داشت. نقل شده است: «در ایامى که به خاطر جنگ تحمیلى صدام علیه ایران، حرم حسینى(ع) خلوت بود، آقا هزینه دو اتوبوس را تامین مى کردند تا طلاب نجف شب هاى جمعه به کربلا رهسپار شوند و پس از زیارت و صرف غذا به نجف برگردند.» 

آیت الله غروى از "آیت الله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء" (1294-1373ه.ق) اجازه اجتهاد گرفت. در مورد اجازه اجتهاد از "آیت الله خویى" باید بدانیم که ایشان به شاگردانى که در حوزه علمیه نجف و در کنار وى مى ماندند، اجازه اجتهاد مکتوب نمى داد و تنها به کسانى که براى نشر فقه آل محمد(ص) از حوزه علمیه نجف به مناطق دیگر هجرت مى کردند، اجازه مکتوب اجتهاد صادر مى کردند اما تقریظ وى به کتاب "تنقیح" از اجازه اجتهاد بالاتر است و جایگاه علمى و مرجعیت وى را با تعابیر مختلف بیان کرد. آیت الله میرزا علی غروى مقلدان زیادى در کشور های "ایران، عراق" و دیگر کشورهاى اسلامى داشت. خدمات دوران مرجعیت وى در دوران کوتاه مرجعیت (یک سال) خدماتی را ارائه نمود که ایجاد موسسه خیریه براى فقراء در زمانى که دولت عراق در تحریم اقتصادى و مردم در فقر به سر مى بردند، از جمله آنهاست. در این مرکز فهرستى از اسامى فقراء را تنظیم و به آنان رسیدگى مى کردند و از کارهاى دیگر وى بها دادن به جایگاه علم و عالم بود. به ساحت مقدس امام حسین(ع) ارادت ویژه داشت. نقل شده است: «در ایامى که به خاطر جنگ تحمیلى صدام علیه ایران، حرم حسینى(ع) خلوت بود، آقا هزینه دو اتوبوس را تامین مى کردند تا طلاب نجف شب هاى جمعه به کربلا رهسپار شوند و پس از زیارت و صرف غذا به نجف برگردند.» 


آیت الله غروى مانند دیگر محبان ولایت و امامت، دوستدار نظام مقدس جمهورى اسلامى ایران بود و در جنگ تحمیلی "عراق" علیه "ایران" زحمات فروانى را متحمل شد و با ایمانى استوار در مقابل دولت بعثى "عراق" استقامت نمود. دولت بعثى عراق براى فشار آوردن به حکومت اسلامى ایران، علما و مراجع تقلید "عراق" را تحت فشار قرار داد و کنگره اى برپا کرد تا در آن اعلامیه اى علیه حکومت "ایران" صادر کنند اما پاسداران حریم ولایت مقاومت کردند، شکنجه ها دیدند و عده اى به شهادت رسیدند. حزب بعث وقتى از این راه مایوس شد، سعى کرد میان مراجع شیعه ایرانى و عراقى تفرقه ایجاد کند، لذا اعلام کردند مرجعیت شیعه عراقى باید با عراقی ها باشد نه ایرانی ها در راستای این برنامه مراجع ایرانى الاصل را از چاپ رساله هاى عملیه منع کردند اما فقهاى شیعه با درایت کامل این توطئه را نقش برآب نمودند. دولت بعثی عراق براى فشار بیشتر، هر روز فرزند آیت الله غروى را به سازمان امنیت نجف احضار مى کردند و مورد بازجویى قرار مى دادند. "شیخ محمد تقى" مى گوید: «روزى رئیس سازمان امنیت نجف رو به من کرد و گفت: این پلک هاى چشم شما که به هم مى خورد، در حب خمینى به هم مى خورد! سرانجام در اثر فشار دولت بعثى، فرزندان وى مجبور به ترک عراق شدند و سال ها در فراق پدر زندگى کردند.» آیت الله غروى تا پایان عمر در صیانت از حوزه نجف ثابت قدم ماند، حتى زمانى که به ایشان گفته شد تمامى هم دوره هاى شما به کشور "ایران" بازگشته اند، شما هم بیایید برویم، نپذیرفت، چون مثل استادش معتقد بود که خالى گذاشتن حوزه علمیه نجف نوعى فرار از دفاع از مکتب مى باشد، لذا در اواخر جنگ تحمیلى که درس هاى حوزه به خلوت ترین حد خود رسیده بود، وقتى به ایشان گفته مى شد، کسى نماند، بیایید مثل سایر علما به ایران برویم، مى فرمود: «اگر چیزى غیر از عمامه ام نماند، باز کافى است که در نجف بمانم و در کوچه هاى نجف تردد نمایم.» 

آیت الله غروى مانند دیگر محبان ولایت و امامت، دوستدار نظام مقدس جمهورى اسلامى ایران بود و در جنگ تحمیلی "عراق" علیه "ایران" زحمات فروانى را متحمل شد و با ایمانى استوار در مقابل دولت بعثى "عراق" استقامت نمود. دولت بعثى عراق براى فشار آوردن به حکومت اسلامى ایران، علما و مراجع تقلید "عراق" را تحت فشار قرار داد و کنگره اى برپا کرد تا در آن اعلامیه اى علیه حکومت "ایران" صادر کنند اما پاسداران حریم ولایت مقاومت کردند، شکنجه ها دیدند و عده اى به شهادت رسیدند. حزب بعث وقتى از این راه مایوس شد، سعى کرد میان مراجع شیعه ایرانى و عراقى تفرقه ایجاد کند، لذا اعلام کردند مرجعیت شیعه عراقى باید با عراقی ها باشد نه ایرانی ها در راستای این برنامه مراجع ایرانى الاصل را از چاپ رساله هاى عملیه منع کردند اما فقهاى شیعه با درایت کامل این توطئه را نقش برآب نمودند. دولت بعثی عراق براى فشار بیشتر، هر روز فرزند آیت الله غروى را به سازمان امنیت نجف احضار مى کردند و مورد بازجویى قرار مى دادند. "شیخ محمد تقى" مى گوید: «روزى رئیس سازمان امنیت نجف رو به من کرد و گفت: این پلک هاى چشم شما که به هم مى خورد، در حب خمینى به هم مى خورد! سرانجام در اثر فشار دولت بعثى، فرزندان وى مجبور به ترک عراق شدند و سال ها در فراق پدر زندگى کردند.» آیت الله غروى تا پایان عمر در صیانت از حوزه نجف ثابت قدم ماند، حتى زمانى که به ایشان گفته شد تمامى هم دوره هاى شما به کشور "ایران" بازگشته اند، شما هم بیایید برویم، نپذیرفت، چون مثل استادش معتقد بود که خالى گذاشتن حوزه علمیه نجف نوعى فرار از دفاع از مکتب مى باشد، لذا در اواخر جنگ تحمیلى که درس هاى حوزه به خلوت ترین حد خود رسیده بود، وقتى به ایشان گفته مى شد، کسى نماند، بیایید مثل سایر علما به ایران برویم، مى فرمود: «اگر چیزى غیر از عمامه ام نماند، باز کافى است که در نجف بمانم و در کوچه هاى نجف تردد نمایم.» 


آیت الله میرزا علی غروى تبریزی در گفتار و کردار مراقب و به مستحبات شرعى و ترک مکروهات و هواهاى نفسانى مقیّد بود. وی ساعات روزانه را وقف تدریس، مطالعه، تالیف، پژوهش، تحقیق، عبادت و رسیدگى به امور فقرا می کرد. او به زیارت حضرت سیدالشهداء(ع) در هر شب جمعه و خواندن زیارت عاشورا در حرم مطهر حضرت على(ع) پس از فراغت از اقامه نماز صبح و زیارت مرقد مطهر علوى مداومت داشت. فرزندش مى گوید: «پدرم مى فرمود: ما طلبه ها بایستى تهذیب نفس بیشترى نسبت به دیگران داشته باشیم، زیرا وقتى ما به بحث مى نشینیم، همیشه حالت تهاجمى و تدافعى داریم، لذا لازم است ما ملازمت به تهذیب نفس داشته باشیم.» میرزا علی غروی در مواظبت از حقوق شرعیه و امانت دارى زبانزد بود. "آیت الله حجت کوه کمری" گفت: «آرزو دارم حقوق شرعیه را در خانه اى گرد آورم و کلیدش را به دست این شیخ امین بسپارم.» از اخلاق پسندیده آیت الله غروی مى توان به زهد، تقوا، بردبارى و گشاده رویى اشاره کرد. بعد از شهادت، یکى از آشنایان وى را در خواب دیده و پرسیده بود: «در آن عالم چه چیزى به درد شما خورد؟ وى فرموده بود: دو چیز، یکى زیارت مولایم امام حسین(ع) و دیگرى صبر در برابر ناملایمات.» "شیخ محمد تقى" مى گوید: «پدرم همیشه تکرار مى فرمود که علم به تنهایى ما را به جایى نمى رساند. اگر هر طلبه اى بخواهد به قله هاى بالاى علمى و معنوى برسد، حتما باید تهذیب نفس داشته باشد.» ویژگى دیگر میرزا علی ترک نکردن نماز شب بود. همیشه بعد از نماز شب در حرم على(ع) نماز صبح را اقامه و بعد به زیارت و دعا مشغول مى شد و با طلوع آفتاب به منزل باز مى گشت. او در خانه اى بسیار فرسوده در یکى از محلات قدیمى شهر نجف عراق زندگى مى کرد و از نظر پوشش پایین تر از سطح معمول بود آن هم در روزگارى که مرجعیت جمعى از شیعیان را بر عهده داشت و ملیون ها تومان شهریه طلاب حوزه ها از سوى ایشان توزیع مى شد. 

آیت الله میرزا علی غروى تبریزی در گفتار و کردار مراقب و به مستحبات شرعى و ترک مکروهات و هواهاى نفسانى مقیّد بود. وی ساعات روزانه را وقف تدریس، مطالعه، تالیف، پژوهش، تحقیق، عبادت و رسیدگى به امور فقرا می کرد. او به زیارت حضرت سیدالشهداء(ع) در هر شب جمعه و خواندن زیارت عاشورا در حرم مطهر حضرت على(ع) پس از فراغت از اقامه نماز صبح و زیارت مرقد مطهر علوى مداومت داشت. فرزندش مى گوید: «پدرم مى فرمود: ما طلبه ها بایستى تهذیب نفس بیشترى نسبت به دیگران داشته باشیم، زیرا وقتى ما به بحث مى نشینیم، همیشه حالت تهاجمى و تدافعى داریم، لذا لازم است ما ملازمت به تهذیب نفس داشته باشیم.» میرزا علی غروی در مواظبت از حقوق شرعیه و امانت دارى زبانزد بود. "آیت الله حجت کوه کمری" گفت: «آرزو دارم حقوق شرعیه را در خانه اى گرد آورم و کلیدش را به دست این شیخ امین بسپارم.» از اخلاق پسندیده آیت الله غروی مى توان به زهد، تقوا، بردبارى و گشاده رویى اشاره کرد. بعد از شهادت، یکى از آشنایان وى را در خواب دیده و پرسیده بود: «در آن عالم چه چیزى به درد شما خورد؟ وى فرموده بود: دو چیز، یکى زیارت مولایم امام حسین(ع) و دیگرى صبر در برابر ناملایمات.» "شیخ محمد تقى" مى گوید: «پدرم همیشه تکرار مى فرمود که علم به تنهایى ما را به جایى نمى رساند. اگر هر طلبه اى بخواهد به قله هاى بالاى علمى و معنوى برسد، حتما باید تهذیب نفس داشته باشد.» ویژگى دیگر میرزا علی ترک نکردن نماز شب بود. همیشه بعد از نماز شب در حرم على(ع) نماز صبح را اقامه و بعد به زیارت و دعا مشغول مى شد و با طلوع آفتاب به منزل باز مى گشت. او در خانه اى بسیار فرسوده در یکى از محلات قدیمى شهر نجف عراق زندگى مى کرد و از نظر پوشش پایین تر از سطح معمول بود آن هم در روزگارى که مرجعیت جمعى از شیعیان را بر عهده داشت و ملیون ها تومان شهریه طلاب حوزه ها از سوى ایشان توزیع مى شد. 


ـ حاشیه بر کفایه الاصول ـ رساله در قاعده طهارت ـ رساله در قاعده تجاوز ـ رساله در قاعده ید ـ رساله در قاعده رضاع ـ بیع ـ خیارات ـ شرح استدلالى بر مکاسب ـ مناسک حج ـ موجز الفتاوى المستنبطه (مختصر و فشرده رساله عملیه) ـ الفتاوى المستنبطه (رساله عملیه در عبادات و معاملات) ـ دوره کامل مباحث اصول (تقریرات درس اصول آیت الله شیخ حسین حلى) ـ دوره کامل مباحث اصول (تقریرات درس آیت الله میرزا محمد باقر زنجانى) ـ رساله در مکاسب محرمه ـ تسنید الفتاوى المستنبطه، این کتاب مستند رساله عملیه وى مى باشد که مى فرمود اگر کامل شود، به 100 جلد مى رسد اما بعد از آماده چاپ کردن، دو سه جلد از ابواب دیات به شهادت رسید و بقیه جلدها به صورت فیش بردارى باقى ماند. ـ التنقیح فى شرح العروه الوثقى، این کتاب که چند بار به چاپ رسید، تقریرات درس هاى آیت الله خویى در چند جلد است. مروری بر کتاب التنقیح فى شرح العروه الوثقى این کتاب اولین کتاب فقهى منتشر شده از "آیت الله خویى" است. وى بیش از 80 سال فقط اصول تدریس مى کرد، لذا وقتى بحث مرجعیت وى مطرح شد، مى گفتند او اصولى است! وقتى تقریرات درس وى توسط آیت الله غروى (در واقع مبانى فقهى "آقاى خویی") از چاپ خارج شد، در حوزه علمیه تحرکى ایجاد کرد و به عنوان یکى از مستندات اولیه دروس فقهى مراجع حوزه ها قرار گرفت و نظرها در مورد "آقاى خویى" عوض شد. از آن پس وقتى اهل فن به آقاى غروى مى رسیدند، تحریر "تنقیح" را تبریک مى گفتند. امروزه با رونق علمى حوزه ها، "تنقیح" یکى از کتاب هاى محورى دروس خارج شده است و روزانه شاگردان مکتب امام جعفر صادق(ع) نظرات و مبانى آن کتاب را نقد و بررسى مى کنند. تقریظ "آیت الله خویى" بر کتاب تنقیح که در اول کتاب "طهارت" به نگارش درآمده، چنین است: «بسم الله الرحمان الرحیم الحمدالله رب العالمین والصلاة والسلام على اشرف الانبیاء والمرسلین محمد و عترته الطاهرین واللعنه الدائمه على اعدائهم اجمعین إلى یوم الدین. بحث هایى را که جناب فاضل علامه محقق رکن اسلام، نور چشم عزیزم آقاى میرزا على تبریزى غروى ادام الله فضله از درس هاى فقهى ما که براى طلاب فاضل حوزه علمیه بیان مى کردیم گردآورى کرده و شرح کاملى است بر عروه الوثقى ملاحظه نمودم و آن ها را در نهایت دقت و استوارى یافتم. احاطه وى بر نکته هاى ظریف بحث ها و دستیابى او به همه حقایق آن ها، آن هم با این بیان شیوا و دلپذیر و ژرف نگرى زیبا و سودمند، مرا به شگفت آورد. هرچند جاى شگفتى نیست، چرا که وى از کسانى است که در توانایى علمى و کارایى فکرى او، گمان من به خطا نرفته است و بحمدالله در آنچه از بحث هاى فقهى و اصولى و تفسیرى ما شرکت نموده، به مرتبه بالایى از آن دست یافته و امید به روشن نگاه داشتن مشعل فروزان علم در روزگاران آینده را در من برانگیخته است، اینک با وجود عالی مقامان بلند پایه اى چون او، دریافته ام که زحمت هاى توان فرساى من براى برپا داشتن و سروسامان بخشیدن به حوزه علمیه هدر نرفته است، بلکه آن تلاش ها و کوشش هاى پیگیر به بار نشسته و این بوستان سرسبز وخرم هر زمان میوه هاى خوش طعم خود را به جهانیان عرضه مى دارد. آفرین بر او بخاطر آنچه نگاشته و تحقیق و پژوهش نموده و مورد دقت و موشکافى قرار داده است و از خداى متعال خواهانم که او را یارى دهد تا سرمشقى باشد براى فضلاى گرامى و یکى از مراجع در احکام دین گردد و او را توفیق دهد که در کار خویش جدیت ورزد و فعالیتش را همواره مستمر گرداند تا طلاب و دانش پژوهان هم دوره او از وجودش بهره مند گردند. خداوند سبحان است که توفیق پیمودن راه راست را عنایت مى فرماید و در آغاز و پایان هر چیز، سپاس و ستایش از آن اوست. 15 ذیحجه الحرام سال 1377ه.ق، ابوالقاسم الموسوى الخویى» 

ـ حاشیه بر کفایه الاصول ـ رساله در قاعده طهارت ـ رساله در قاعده تجاوز ـ رساله در قاعده ید ـ رساله در قاعده رضاع ـ بیع ـ خیارات ـ شرح استدلالى بر مکاسب ـ مناسک حج ـ موجز الفتاوى المستنبطه (مختصر و فشرده رساله عملیه) ـ الفتاوى المستنبطه (رساله عملیه در عبادات و معاملات) ـ دوره کامل مباحث اصول (تقریرات درس اصول آیت الله شیخ حسین حلى) ـ دوره کامل مباحث اصول (تقریرات درس آیت الله میرزا محمد باقر زنجانى) ـ رساله در مکاسب محرمه ـ تسنید الفتاوى المستنبطه، این کتاب مستند رساله عملیه وى مى باشد که مى فرمود اگر کامل شود، به 100 جلد مى رسد اما بعد از آماده چاپ کردن، دو سه جلد از ابواب دیات به شهادت رسید و بقیه جلدها به صورت فیش بردارى باقى ماند. ـ التنقیح فى شرح العروه الوثقى، این کتاب که چند بار به چاپ رسید، تقریرات درس هاى آیت الله خویى در چند جلد است. مروری بر کتاب التنقیح فى شرح العروه الوثقى این کتاب اولین کتاب فقهى منتشر شده از "آیت الله خویى" است. وى بیش از 80 سال فقط اصول تدریس مى کرد، لذا وقتى بحث مرجعیت وى مطرح شد، مى گفتند او اصولى است! وقتى تقریرات درس وى توسط آیت الله غروى (در واقع مبانى فقهى "آقاى خویی") از چاپ خارج شد، در حوزه علمیه تحرکى ایجاد کرد و به عنوان یکى از مستندات اولیه دروس فقهى مراجع حوزه ها قرار گرفت و نظرها در مورد "آقاى خویى" عوض شد. از آن پس وقتى اهل فن به آقاى غروى مى رسیدند، تحریر "تنقیح" را تبریک مى گفتند. امروزه با رونق علمى حوزه ها، "تنقیح" یکى از کتاب هاى محورى دروس خارج شده است و روزانه شاگردان مکتب امام جعفر صادق(ع) نظرات و مبانى آن کتاب را نقد و بررسى مى کنند. تقریظ "آیت الله خویى" بر کتاب تنقیح که در اول کتاب "طهارت" به نگارش درآمده، چنین است: «بسم الله الرحمان الرحیم الحمدالله رب العالمین والصلاة والسلام على اشرف الانبیاء والمرسلین محمد و عترته الطاهرین واللعنه الدائمه على اعدائهم اجمعین إلى یوم الدین. بحث هایى را که جناب فاضل علامه محقق رکن اسلام، نور چشم عزیزم آقاى میرزا على تبریزى غروى ادام الله فضله از درس هاى فقهى ما که براى طلاب فاضل حوزه علمیه بیان مى کردیم گردآورى کرده و شرح کاملى است بر عروه الوثقى ملاحظه نمودم و آن ها را در نهایت دقت و استوارى یافتم. احاطه وى بر نکته هاى ظریف بحث ها و دستیابى او به همه حقایق آن ها، آن هم با این بیان شیوا و دلپذیر و ژرف نگرى زیبا و سودمند، مرا به شگفت آورد. هرچند جاى شگفتى نیست، چرا که وى از کسانى است که در توانایى علمى و کارایى فکرى او، گمان من به خطا نرفته است و بحمدالله در آنچه از بحث هاى فقهى و اصولى و تفسیرى ما شرکت نموده، به مرتبه بالایى از آن دست یافته و امید به روشن نگاه داشتن مشعل فروزان علم در روزگاران آینده را در من برانگیخته است، اینک با وجود عالی مقامان بلند پایه اى چون او، دریافته ام که زحمت هاى توان فرساى من براى برپا داشتن و سروسامان بخشیدن به حوزه علمیه هدر نرفته است، بلکه آن تلاش ها و کوشش هاى پیگیر به بار نشسته و این بوستان سرسبز وخرم هر زمان میوه هاى خوش طعم خود را به جهانیان عرضه مى دارد. آفرین بر او بخاطر آنچه نگاشته و تحقیق و پژوهش نموده و مورد دقت و موشکافى قرار داده است و از خداى متعال خواهانم که او را یارى دهد تا سرمشقى باشد براى فضلاى گرامى و یکى از مراجع در احکام دین گردد و او را توفیق دهد که در کار خویش جدیت ورزد و فعالیتش را همواره مستمر گرداند تا طلاب و دانش پژوهان هم دوره او از وجودش بهره مند گردند. خداوند سبحان است که توفیق پیمودن راه راست را عنایت مى فرماید و در آغاز و پایان هر چیز، سپاس و ستایش از آن اوست. 15 ذیحجه الحرام سال 1377ه.ق، ابوالقاسم الموسوى الخویى» 


29 خرداد سال 1377 ه.ش مصادف با 24 صفر سال 1419 ه.ق، آیت الله میرزا علی غروی تبریزی در راه بازگشت از مرقد مطهر امام حسین(ع) به همراه جمعی از یارانش، در کنار پست خروجى بازرسى سازمان امنیت "عراق"، توسط دژخیمان صدام به گلوله بسته شد و به درجه رفیع شهادت نایل آمد. بعد از اقائمه نماز، پیکر وی را مخفیانه و بدون تشییع در وادى السلام نجف همراه با یاران شهیدش به خاک سپرده و به دستور "آیت الله سیستانى" مقبره اى براى وى درست شد. پس از سرنگونى رژیم صدام، پرونده قاتلان آن مرجع، پیدا و روشن شد که شهادت وی توسط ماموران ضد اطلاعات صدام انجام گرفته است. پیام تسلیت مقام معظم رهبری در خصوص شهادت آیت الله غروی با انتشار خبر شهادت آیت الله میرزا علی غروی تبریزی، موجى از اندوه بر شیعیان جهان به خصوص حوزه هاى علمیه سایه افکند و پیام هاى تسلیت متعددى از سوى مراجع تقلید، از جمله مقام معظم رهبری صادر شد و مجالس بزرگداشت وى مدت ها در کشور "ایران" و سایر نقاط ادامه یافت. متن پیام مقام معظم رهبری به شرح زیر است: «بسم الله الرحمن الرحیم انّالله و انّا الیه راجعون اطلاع یافتیم که دست هاى گنهکار در کشور عراق بار دیگر به جنایتى بزرگ دست زدند و حضرت آیت الله آقاى حاج میرزا على غروى تبریزى را که از فقهاى بزرگ و در شمار مراجع معظم تقلید بودند در نجف اشرف به شهادت رساندند. دشمنان اسلام اکنون به حوزه کهن و عالی مقدار نجف که پشتوانه عظیم و تمام نشدنى فقاهت است، روى آورده و به گمان باطل خود در صدد ضربه به این حصن منیع اند. شهادت این عالم مهاجر الى الله که عمر مبارک خود را در راه تنقیح مبانى شریعت سپرى کرد، پس از شهادت مرحوم آیت الله بروجردى به فاصله اى اندک، نشانه توطئه خباثت آمیزى نسبت به مرزداران حریم تشیع در جوار "باب مدینه علم" است و این چیزى نیست که ملت بزرگ ایران و سراسر جهان تشیع نسبت به آن بى تفاوت بمانند، این شهید سعید یکى از ذخایر حوزه نجف و یکى از اعلام نامدار همه حوزه هاى علمیه بود. آثار علمى او هم اکنون در همه حوزه ها مورد استفاده مجتهدان و فقهاى بزرگ است. نام او در ردیف مراجع تقلید در همه جا منتشر است. شهادت این عالم جلیل هم اکنون حوزه هاى علمیه قم و نجف و همه حوزه هاى علمیه جهان اسلام و شخص اینجانب را داغدار و عزادار کرده است. خواست جدى اینجانب از دولت عراق آن است که به مسئولیت خود در این فاجعه بزرگ پى برده و به وظایف اسلامى و انسانى و بین المللى خود در قبال این دو حادثه عمل کند و ملت ایران و سایر شیعیان و همه مسلمانان علاقمند به پرچمداران شریعت اسلامى را از نگرانى خارج سازد. آن شهید سعید پاداش زحمات و مجاهدات خود در راه فقاهت و تحمل یک عمر غربت و به خصوص مرارت هاى سالیان اخیر خود را که بخاطر حفظ کیان حوزه مبارکه نجف متحمل شد با ورود به جرگه شهیدان راه خدا دریافت کرد و به خواست خدا به بهشت الطاف ویژه الهى که خواست مجاهدان و صدیقین و شهدا است. راه یافت ولى ضایعه از دست دادن فقیهى بزرگ و عالمى ربانى براى جهان اسلام باقى ماند. اینجانب شهادت آن بزرگوار و دیگر کسان و نزدیکان ایشان را که همزمان به شهادت رسیدند، به حضرت ولى الله الاعظم روحى فداه و به مراجع معظم تقلید و حوزه هاى علمیه نجف و قم و سایر حوزه هاى علمیه و به خصوص به آقازادگان و خانواده و نیز به علاقمندان و مقلدان ایشان تبریک و تسلیت مى گویم و بقاء و استحکام و دوام حوزه علمیه نجف و علو درجات آن شهیدان را از خداوند متعال مسئلت مى نمایم. سید على خامنه اى 30/3/1377» 

29 خرداد سال 1377 ه.ش مصادف با 24 صفر سال 1419 ه.ق، آیت الله میرزا علی غروی تبریزی در راه بازگشت از مرقد مطهر امام حسین(ع) به همراه جمعی از یارانش، در کنار پست خروجى بازرسى سازمان امنیت "عراق"، توسط دژخیمان صدام به گلوله بسته شد و به درجه رفیع شهادت نایل آمد. بعد از اقائمه نماز، پیکر وی را مخفیانه و بدون تشییع در وادى السلام نجف همراه با یاران شهیدش به خاک سپرده و به دستور "آیت الله سیستانى" مقبره اى براى وى درست شد. پس از سرنگونى رژیم صدام، پرونده قاتلان آن مرجع، پیدا و روشن شد که شهادت وی توسط ماموران ضد اطلاعات صدام انجام گرفته است. پیام تسلیت مقام معظم رهبری در خصوص شهادت آیت الله غروی با انتشار خبر شهادت آیت الله میرزا علی غروی تبریزی، موجى از اندوه بر شیعیان جهان به خصوص حوزه هاى علمیه سایه افکند و پیام هاى تسلیت متعددى از سوى مراجع تقلید، از جمله مقام معظم رهبری صادر شد و مجالس بزرگداشت وى مدت ها در کشور "ایران" و سایر نقاط ادامه یافت. متن پیام مقام معظم رهبری به شرح زیر است: «بسم الله الرحمن الرحیم انّالله و انّا الیه راجعون اطلاع یافتیم که دست هاى گنهکار در کشور عراق بار دیگر به جنایتى بزرگ دست زدند و حضرت آیت الله آقاى حاج میرزا على غروى تبریزى را که از فقهاى بزرگ و در شمار مراجع معظم تقلید بودند در نجف اشرف به شهادت رساندند. دشمنان اسلام اکنون به حوزه کهن و عالی مقدار نجف که پشتوانه عظیم و تمام نشدنى فقاهت است، روى آورده و به گمان باطل خود در صدد ضربه به این حصن منیع اند. شهادت این عالم مهاجر الى الله که عمر مبارک خود را در راه تنقیح مبانى شریعت سپرى کرد، پس از شهادت مرحوم آیت الله بروجردى به فاصله اى اندک، نشانه توطئه خباثت آمیزى نسبت به مرزداران حریم تشیع در جوار "باب مدینه علم" است و این چیزى نیست که ملت بزرگ ایران و سراسر جهان تشیع نسبت به آن بى تفاوت بمانند، این شهید سعید یکى از ذخایر حوزه نجف و یکى از اعلام نامدار همه حوزه هاى علمیه بود. آثار علمى او هم اکنون در همه حوزه ها مورد استفاده مجتهدان و فقهاى بزرگ است. نام او در ردیف مراجع تقلید در همه جا منتشر است. شهادت این عالم جلیل هم اکنون حوزه هاى علمیه قم و نجف و همه حوزه هاى علمیه جهان اسلام و شخص اینجانب را داغدار و عزادار کرده است. خواست جدى اینجانب از دولت عراق آن است که به مسئولیت خود در این فاجعه بزرگ پى برده و به وظایف اسلامى و انسانى و بین المللى خود در قبال این دو حادثه عمل کند و ملت ایران و سایر شیعیان و همه مسلمانان علاقمند به پرچمداران شریعت اسلامى را از نگرانى خارج سازد. آن شهید سعید پاداش زحمات و مجاهدات خود در راه فقاهت و تحمل یک عمر غربت و به خصوص مرارت هاى سالیان اخیر خود را که بخاطر حفظ کیان حوزه مبارکه نجف متحمل شد با ورود به جرگه شهیدان راه خدا دریافت کرد و به خواست خدا به بهشت الطاف ویژه الهى که خواست مجاهدان و صدیقین و شهدا است. راه یافت ولى ضایعه از دست دادن فقیهى بزرگ و عالمى ربانى براى جهان اسلام باقى ماند. اینجانب شهادت آن بزرگوار و دیگر کسان و نزدیکان ایشان را که همزمان به شهادت رسیدند، به حضرت ولى الله الاعظم روحى فداه و به مراجع معظم تقلید و حوزه هاى علمیه نجف و قم و سایر حوزه هاى علمیه و به خصوص به آقازادگان و خانواده و نیز به علاقمندان و مقلدان ایشان تبریک و تسلیت مى گویم و بقاء و استحکام و دوام حوزه علمیه نجف و علو درجات آن شهیدان را از خداوند متعال مسئلت مى نمایم. سید على خامنه اى 30/3/1377» 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۷:۴۳:۰۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۴:۲۶

آیت الله میرزا علی غروی تبریزی

خلاصه زندگی نامه

 شهید آیت الله میرزا علی غروی تبریزی، از مراجع تقلید شیعه بود که در حوزه های علمیه، دروس خارج فقه و اصول را تدریس می کرد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع