جستجو در مطالب و اشخاص
ابوالقاسم الهامی متخلص به لاهوتی و لاهوتی خان، در تاریخ 19 مهر سال 1264 خورشیدی در کرمانشاه به دنیا آمد. وی نام مستعار"میرزا احمد الهام" را برای خود برگزید. او از نخستین کسانی بود که قالب‌های شعری را درنوردید و به زبانی ساده و روان شعر گفت و مجموعه‌ای شامل قطعه، غزل و مقداری تصنیف از وی بر جای مانده ‌است. ابوالقاسم در دوران رضاشاه، تحت تعقیب قرار گرفت و غیابا محکوم به اعدام گردید، ولی موفق شد به شوروی فرار کند. وی مدتی سمت وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان شوروی را برعهده داشت و در تاجیکستان تئاتر و اپرا را پایه گذاری کرد. او همچنین معاون ماکسیم گورگی در هییت رییسه کانون نویسندگان شوروی بود. میرزا احمد هرگز به ایران بازنگشت و عاقبت در سال 1336 درگذشت. 

ابوالقاسم الهامی متخلص به لاهوتی و لاهوتی خان، در تاریخ 19 مهر سال 1264 خورشیدی در کرمانشاه به دنیا آمد. وی نام مستعار"میرزا احمد الهام" را برای خود برگزید. او از نخستین کسانی بود که قالب‌های شعری را درنوردید و به زبانی ساده و روان شعر گفت و مجموعه‌ای شامل قطعه، غزل و مقداری تصنیف از وی بر جای مانده ‌است. ابوالقاسم در دوران رضاشاه، تحت تعقیب قرار گرفت و غیابا محکوم به اعدام گردید، ولی موفق شد به شوروی فرار کند. وی مدتی سمت وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان شوروی را برعهده داشت و در تاجیکستان تئاتر و اپرا را پایه گذاری کرد. او همچنین معاون ماکسیم گورگی در هییت رییسه کانون نویسندگان شوروی بود. میرزا احمد هرگز به ایران بازنگشت و عاقبت در سال 1336 درگذشت. 


"میرزا احمد الهامی" پدر ابوالقاسم لاهوتی، کشاورزی ساده، اما اهل شعر و ادب و مردی آزادی ‌خواه بود. به روایت انجمن شاعران ایران، پدرش، پیشه کفش ‌دوزی داشت، میرزا احمد نیز روایت اخیر را تأیید کرده است: «پدرم که حرفه ‌اش کفاشى بود تقریباً سوادى نداشت ولى اشعار مذهبى می ‌سرود. او را حکیم (آموزگار یا فرزانه) الهامى می‌خواندند و یکى از بهترین شعراى شهر ما محسوب می‌شد.» به هر حال، ابوالقاسـم در دامـان خانـواده، بـا ادبیـات و شـعر و محیـط ادبی کرمـانشـاه آشـنا شـد. برخی نیز پدر او را مردی متشرع و حتی مخالف صوفیه خوانده‌اند. ابوالقاسم دوبار ازدواج کرد و همسرانش  "نصرت آق اولی" و "سسیلیا" نام داشتند. همچنین وی دارای چهار فرزند به نام های "گیو"، "دلیر"، "لیلی" و "عطیه" بود. 

"میرزا احمد الهامی" پدر ابوالقاسم لاهوتی، کشاورزی ساده، اما اهل شعر و ادب و مردی آزادی ‌خواه بود. به روایت انجمن شاعران ایران، پدرش، پیشه کفش ‌دوزی داشت، میرزا احمد نیز روایت اخیر را تأیید کرده است: «پدرم که حرفه ‌اش کفاشى بود تقریباً سوادى نداشت ولى اشعار مذهبى می ‌سرود. او را حکیم (آموزگار یا فرزانه) الهامى می‌خواندند و یکى از بهترین شعراى شهر ما محسوب می‌شد.» به هر حال، ابوالقاسـم در دامـان خانـواده، بـا ادبیـات و شـعر و محیـط ادبی کرمـانشـاه آشـنا شـد. برخی نیز پدر او را مردی متشرع و حتی مخالف صوفیه خوانده‌اند. ابوالقاسم دوبار ازدواج کرد و همسرانش  "نصرت آق اولی" و "سسیلیا" نام داشتند. همچنین وی دارای چهار فرزند به نام های "گیو"، "دلیر"، "لیلی" و "عطیه" بود. 


لاهوتی پس از طی تحصیلات مقدماتی، به حوزه علمیه رفت و مدتی دروس دینی خواند و حتی به کسوت روحانیت درآمد. اما درس شریعت راضیش نکرد و به سمت اهل طریقت رفت و به یکی از پیران تصوف در کرمانشاه، به نام "حیران علیشاه"، دست ارادت داد، که فرد کنجکاو، مستعد علم و اطلاع، و بی‌ قرار برای پیشرفت بوده است. میرزا احمد به کمک یکی از آشنایان پدر، سرانجام از محدوده زادگاهش هجرت کرده و به تهران می‌آید تا ادامه تحصیل دهد، اما از کم و کیف تحصیلات وی در پایتخت اطلاعی در دست نیست. در این زمان فرمان مشروطیت صادر شده و مملکت در واپسین سال‌های سلطنت مظفری، بوی سیاست و هیجان و باروت می‌داد. برای جوان مستعدی چون ابوالقاسم که طبع شعر و آزادی فکر و شادابی جوانی داشت، چه بهتر و خوشایند‌تر از انقلاب بود. 

لاهوتی پس از طی تحصیلات مقدماتی، به حوزه علمیه رفت و مدتی دروس دینی خواند و حتی به کسوت روحانیت درآمد. اما درس شریعت راضیش نکرد و به سمت اهل طریقت رفت و به یکی از پیران تصوف در کرمانشاه، به نام "حیران علیشاه"، دست ارادت داد، که فرد کنجکاو، مستعد علم و اطلاع، و بی‌ قرار برای پیشرفت بوده است. میرزا احمد به کمک یکی از آشنایان پدر، سرانجام از محدوده زادگاهش هجرت کرده و به تهران می‌آید تا ادامه تحصیل دهد، اما از کم و کیف تحصیلات وی در پایتخت اطلاعی در دست نیست. در این زمان فرمان مشروطیت صادر شده و مملکت در واپسین سال‌های سلطنت مظفری، بوی سیاست و هیجان و باروت می‌داد. برای جوان مستعدی چون ابوالقاسم که طبع شعر و آزادی فکر و شادابی جوانی داشت، چه بهتر و خوشایند‌تر از انقلاب بود. 


لاهوتی در سال 1284 شمسی در تهران، شبنامه و اوراق سیاسی پخش می کرد و در انقلاب مشروطه خواهی در صف فداییان آزادی قرار داشت. او در سال 1287 در رشت با گروه مستبدان جنگیده و به پاداش جانفشانی های خود نشان ستارخان گرفت. با درگرفتن جنگ جهانی اول، لاهوتی از نابسامانی اوضاع ایران استفاده می ‌کند و به کرمانشاه که در اشغال سربازان بیگانه بود بازمی‌گردد و به مبارزه با قوای اشغالگر می ‌پردازد. او مدتی در کرمانشاه به انتشار روزنامه بیستون پرداخت. در این هنگام، مخالفت او با حکومت موقت، کارش را به زندان کشاند. پس از آزادی به میان "ایل سنجابی" رفت و چند سال در میان ایلات آن سامان زیست و به همراه آنان علیه قوای متحدین و متفقین جنگید. بعد از بمباران ایل سنجابی، بار دیگر به سرزمین‌های عثمانی پناه برد و از طریق موصل به استانبول رفت. اقامت او در این شهر چندان به طول نینجامید. پس از مدتی درنگ در آن دیار و همکاری با "حسن مقدم"(نمایشنامه نویس ایرانی) در انتشار "مجلّه پارس"، به آذربایجان بازگشت و از "مخبرالسلطنه هدایت" که در این زمان والی آذربایجان بود مساعدت طلبید و با یاری و شفاعت او در سال 1300 شمسی به ریاست ژاندارمری تبریز رسید. برنامه ریزی برای کودتا پس از کودتای اسفند سال 1299 خورشیدی، سیدضیاءالدین و رضاخان تصمیم به ایجاد تغییراتی می‌گیرند. رضاخان تصمیم می ‌گیرد که قزاق‌ها و ژاندارمری را درهم ادغام کرده و لباسشان را متحدالشکل کند. ژاندارم‌ها می‌ترسیدند که رضاخان آنها را زیردست قزاق‌ها کند، در این هنگام لاهوتی به فکر کودتا می‌ افتد و برنامه می‌ ریزد که ژاندارم‌های تحت فرماندهی‌اش را به بهانه گرفتن حقوق ماهانه ‌شان که چند ماه عقب افتاده بود، از شرفخانه به تبریز برده و کودتا را از آنجا آغاز کند. برنامه انجام می‌شود، ولی  شکست می خورد. 

لاهوتی در سال 1284 شمسی در تهران، شبنامه و اوراق سیاسی پخش می کرد و در انقلاب مشروطه خواهی در صف فداییان آزادی قرار داشت. او در سال 1287 در رشت با گروه مستبدان جنگیده و به پاداش جانفشانی های خود نشان ستارخان گرفت. با درگرفتن جنگ جهانی اول، لاهوتی از نابسامانی اوضاع ایران استفاده می ‌کند و به کرمانشاه که در اشغال سربازان بیگانه بود بازمی‌گردد و به مبارزه با قوای اشغالگر می ‌پردازد. او مدتی در کرمانشاه به انتشار روزنامه بیستون پرداخت. در این هنگام، مخالفت او با حکومت موقت، کارش را به زندان کشاند. پس از آزادی به میان "ایل سنجابی" رفت و چند سال در میان ایلات آن سامان زیست و به همراه آنان علیه قوای متحدین و متفقین جنگید. بعد از بمباران ایل سنجابی، بار دیگر به سرزمین‌های عثمانی پناه برد و از طریق موصل به استانبول رفت. اقامت او در این شهر چندان به طول نینجامید. پس از مدتی درنگ در آن دیار و همکاری با "حسن مقدم"(نمایشنامه نویس ایرانی) در انتشار "مجلّه پارس"، به آذربایجان بازگشت و از "مخبرالسلطنه هدایت" که در این زمان والی آذربایجان بود مساعدت طلبید و با یاری و شفاعت او در سال 1300 شمسی به ریاست ژاندارمری تبریز رسید. برنامه ریزی برای کودتا پس از کودتای اسفند سال 1299 خورشیدی، سیدضیاءالدین و رضاخان تصمیم به ایجاد تغییراتی می‌گیرند. رضاخان تصمیم می ‌گیرد که قزاق‌ها و ژاندارمری را درهم ادغام کرده و لباسشان را متحدالشکل کند. ژاندارم‌ها می‌ترسیدند که رضاخان آنها را زیردست قزاق‌ها کند، در این هنگام لاهوتی به فکر کودتا می‌ افتد و برنامه می‌ ریزد که ژاندارم‌های تحت فرماندهی‌اش را به بهانه گرفتن حقوق ماهانه ‌شان که چند ماه عقب افتاده بود، از شرفخانه به تبریز برده و کودتا را از آنجا آغاز کند. برنامه انجام می‌شود، ولی  شکست می خورد. 


لاهوتی  پس از شکست در کودتا با عده‌ای از افسران  به اتحاد جماهیر شوروی گریخت و مدتی مسلحانه در آذربایجان قفقاز بود تا سرانجام اسلحه را تحویل داد و در شوروی متوطن شد. وی در مدت اقامت در شوروی، دست به کارهای زیادی زده و مقامات و مشاغل متعددی را آزموده است. به نوشته شمس لنگرودی: «می‌گویند وی نخست در تاجیکستان آموزگار دبستان بود و پس از آن ‌که به عضویت حزب کمونیست شوروی درآمد، پله‌های پیشرفت را یکی پس از دیگری پیمود. سیر کلّی زندگی لاهوتی در شوروی، علیرغم مناصبی که برعهده گرفت، اوج و فرودهایی داشت. از یک شعر او که تقریباً در اوایل اقامت در این کشور سروده شده است، چنین برمی‌آید که زندگی او در آغاز با عسرت می‌ گذشت، اما پس از پیوستن به حزب کمونیست، نه فقط گشایشی در زندگیش حاصل می‌شود، بلکه مدارج ترقی را به سرعت طی می‌ کند. احتمالاً پس از عضویت در حزب کمونیست و بنا به صلاحدید اولیای حزب به تاجیکستان می‌رود و مدت‌های متمادی در آن سرزمین سکونت اختیار می‌کند...» رفتارهای ضد و نقیض لاهوتی در شوروی در اواخر دهه 1930 میلادی که تصفیه‌ها و قتل‌عام ‌های سازمان‌ یافته استالینی شدّت یافت، جمع زیادی از ایرانیان نیز به داس‌ مرگ شوروی سپرده شدند. بابک امیرخسروی نوشته است: «علی شمیده در خاطراتش به نقل از نویسنده شوروی، باروزین، درباره لاهوتی می‌نویسد: اسم لاهوتی هم جزو لیست سیاه بریا بود...» درباره‌ رفتارهای ضدونقیض لاهوتی در شوروی، اظهارات ضدونقیضی بیان شده و از وطن‌دوستی تا چاپلوسی در دربار استالین مطالبی گفته شده، اما شاید هر دو را می‌باید پذیرفت، زیرا زندگی او در ایران و در دوره‌های بحرانی و مسئولیت‌هایی که برعهده داشت، با طغیان احساساتش، سمت و سویی غیرمنطقی می‌گرفت. احسان طبری(نویسنده، شاعر و نظریه ‌پردازمارکسیست) نوشته که پس از اقامت لاهوتی در مسکو، مدتی استالین به او محبت نشان داد و به مولوتف امر کرد آپارتمان بزرگی در اختیارش بگذارد. اما مسائلی پیش آمد که او مغضوب مولوتف، سرکمیسر وقت شوروی شد.  

لاهوتی  پس از شکست در کودتا با عده‌ای از افسران  به اتحاد جماهیر شوروی گریخت و مدتی مسلحانه در آذربایجان قفقاز بود تا سرانجام اسلحه را تحویل داد و در شوروی متوطن شد. وی در مدت اقامت در شوروی، دست به کارهای زیادی زده و مقامات و مشاغل متعددی را آزموده است. به نوشته شمس لنگرودی: «می‌گویند وی نخست در تاجیکستان آموزگار دبستان بود و پس از آن ‌که به عضویت حزب کمونیست شوروی درآمد، پله‌های پیشرفت را یکی پس از دیگری پیمود. سیر کلّی زندگی لاهوتی در شوروی، علیرغم مناصبی که برعهده گرفت، اوج و فرودهایی داشت. از یک شعر او که تقریباً در اوایل اقامت در این کشور سروده شده است، چنین برمی‌آید که زندگی او در آغاز با عسرت می‌ گذشت، اما پس از پیوستن به حزب کمونیست، نه فقط گشایشی در زندگیش حاصل می‌شود، بلکه مدارج ترقی را به سرعت طی می‌ کند. احتمالاً پس از عضویت در حزب کمونیست و بنا به صلاحدید اولیای حزب به تاجیکستان می‌رود و مدت‌های متمادی در آن سرزمین سکونت اختیار می‌کند...» رفتارهای ضد و نقیض لاهوتی در شوروی در اواخر دهه 1930 میلادی که تصفیه‌ها و قتل‌عام ‌های سازمان‌ یافته استالینی شدّت یافت، جمع زیادی از ایرانیان نیز به داس‌ مرگ شوروی سپرده شدند. بابک امیرخسروی نوشته است: «علی شمیده در خاطراتش به نقل از نویسنده شوروی، باروزین، درباره لاهوتی می‌نویسد: اسم لاهوتی هم جزو لیست سیاه بریا بود...» درباره‌ رفتارهای ضدونقیض لاهوتی در شوروی، اظهارات ضدونقیضی بیان شده و از وطن‌دوستی تا چاپلوسی در دربار استالین مطالبی گفته شده، اما شاید هر دو را می‌باید پذیرفت، زیرا زندگی او در ایران و در دوره‌های بحرانی و مسئولیت‌هایی که برعهده داشت، با طغیان احساساتش، سمت و سویی غیرمنطقی می‌گرفت. احسان طبری(نویسنده، شاعر و نظریه ‌پردازمارکسیست) نوشته که پس از اقامت لاهوتی در مسکو، مدتی استالین به او محبت نشان داد و به مولوتف امر کرد آپارتمان بزرگی در اختیارش بگذارد. اما مسائلی پیش آمد که او مغضوب مولوتف، سرکمیسر وقت شوروی شد.  


اپرای کاوه آهنگر قصیده کرملین تاج و بیرق مجموعه اشعار مروری بر مجموعه اشعار لاهونی هنوز به 18 سالگی نرسیده بود که نشریه ترقی ‌خواه "تربیت"، قصیده‌ای از وی را به چاپ ‌رساند و اندکی بعد، روزنامه پرآوازه "حبل‌المتین" در کلکته هند، غزلی از این جوان وطن ‌پرست را منتشر کرد. مطلع این قصیده چنین است: کنون بباید می‌خورد در کرانه رود ز دست ساقی گلچهره با ترانه رود در این قصیده 27 بیتی، به وضوح نوعی گرایش اجتماعی و سیاسی قابل ملاحظه‌ است و میل شدید شاعر در بیان مسائل عمومی، بر توصیفات غلبه کرده و آن را از مضامین غنایی به شعر سیاسی که خصیصه عصر مشروطه است نزدیک می‌ کند. اما آنچه جالب است، تسلط شاعر بر قالب و لوازم شعر کلاسیک فارسی در ابتدای جوانسالی است و این نشانه‌ای بر قدرت و تأثیر سروده‌های او در دوره‌های مختلف است. مجموعه اشعار ابوالقاسم از سال 1923 تا 1960 میلادی 31 بار به زبان فارسی ، 32 بار به زبان روسی، 3 بار به زبان ازبکی وچند بار به زبانهای ارمنی، قرقیزی و.. منتشر شد. همچنین نخستین اشعار وی در روزنامه های آن عهد از جمله "ایران نو" نیز منتشر گردید. 

اپرای کاوه آهنگر قصیده کرملین تاج و بیرق مجموعه اشعار مروری بر مجموعه اشعار لاهونی هنوز به 18 سالگی نرسیده بود که نشریه ترقی ‌خواه "تربیت"، قصیده‌ای از وی را به چاپ ‌رساند و اندکی بعد، روزنامه پرآوازه "حبل‌المتین" در کلکته هند، غزلی از این جوان وطن ‌پرست را منتشر کرد. مطلع این قصیده چنین است: کنون بباید می‌خورد در کرانه رود ز دست ساقی گلچهره با ترانه رود در این قصیده 27 بیتی، به وضوح نوعی گرایش اجتماعی و سیاسی قابل ملاحظه‌ است و میل شدید شاعر در بیان مسائل عمومی، بر توصیفات غلبه کرده و آن را از مضامین غنایی به شعر سیاسی که خصیصه عصر مشروطه است نزدیک می‌ کند. اما آنچه جالب است، تسلط شاعر بر قالب و لوازم شعر کلاسیک فارسی در ابتدای جوانسالی است و این نشانه‌ای بر قدرت و تأثیر سروده‌های او در دوره‌های مختلف است. مجموعه اشعار ابوالقاسم از سال 1923 تا 1960 میلادی 31 بار به زبان فارسی ، 32 بار به زبان روسی، 3 بار به زبان ازبکی وچند بار به زبانهای ارمنی، قرقیزی و.. منتشر شد. همچنین نخستین اشعار وی در روزنامه های آن عهد از جمله "ایران نو" نیز منتشر گردید. 


لاهوتی عاقبت در فروردین ماه سال 1336 خورشیدی در مسکو درگذشت و در گورستان "نووودویچی" دفن شد. 

لاهوتی عاقبت در فروردین ماه سال 1336 خورشیدی در مسکو درگذشت و در گورستان "نووودویچی" دفن شد. 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۶:۵۳:۵۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۳:۱۱

ابوالقاسم لاهوتی

خلاصه زندگی نامه

 ابوالقاسم الهامی متخلص به لاهوتی و لاهوتی خان، شاعر و فعال سیاسی در دوران انقلاب مشروطه و از اعضای حزب کمونیست ایران که بخش مهمی از زندگی پرحادثه او در تبعيد گذشت. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع