جستجو در مطالب و اشخاص
حجت‌الاسلام‌ علی‌ دوانی‌ در سال‌ 1308 در قصبه‌‌ دوان‌ در 6 کیلومتری‌ شمال‌ کازرون‌ به‌ دنیا آمد. محمدحسین، فرزند ایشان، نام خانوادگی و شناسنامه‌ای پدر را "رجبی" بیان کرد و گفت: «از آنجایی که در حوزه‌های علمیه قدیم افراد با نام مولدشان شناخته می‌شدند، پدر به "دوانی" مشهور بود.» خانواده حجت‌الاسلام علی دوانی نظر به‌ علاقه‌ای‌ که‌ به‌ خاندان‌ علامه‌ وحید بهبهانی‌ داشت‌ در سال‌ 1328‌ در نهاوند با نواده پسری آیت‌الله وحید بهبهانی‌ که نواده دختری علامه مجلسی نیز بود،‌ ازدواج‌ کرد.محمدحسین رجبی دوانی در ارتباط با شخصیت پدرش، علامه دوانی گفت: «مرحوم دوانی یک روستایی خود ساخته بود که بدون داشتن معلم و الگو به دنبال کسب فضیلت و تحصیل امور دینی بود. وی در سن 14 سالگی وطن را ترک و به نجف اشرف عزیمت کرد و در عین فقر و بدون داشتن پشتیبان مالی در غربت به تحصیل پرداخت... بخش عمده عمر شریف علامه دوانی در قالب سفرهای متعدد به نقاط کشور برای تبلیغ سپری می‌شد و خیلی از کسانی که نسبت به معارف دینی بیگانه و کم‌اطلاع بودند بر اثر سخنان ایشان به معارف اسلامی، به خصوص حقایق مکتب حقه اهل بیت (ع) رهنمود شدند.»به تعبیر مقام معظم رهبری: «علامه دوانی علم رجال را از دانشی تخصصی و ویژه اهل فن، به دانشی عمومی تبدیل کرد و در دسترس همگان قرار داد.» ایشان در معارف اسلامی به ویژه رجال و تراجم، تاریخ اسلام، سیره معصومین (ع) و نیز موضوعات مهدویت و نهضت‌های اسلامی در ایران، صاحب‌نظری کم نظیر بود و اطلاعات وسیع و فراوانی داشت.علامه دوانی سرانجام در دی‌ماه 1385، درحالی‌که به تحریر آخرین اثر خود «دایرةالمعارف علوی» مشغول بود، درگذشت. آیت‌الله سبحانی در مورد آثار وی گفت: «آن مرحوم ... قلمش، قلم الهی و ولایی بود.» 

حجت‌الاسلام‌ علی‌ دوانی‌ در سال‌ 1308 در قصبه‌‌ دوان‌ در 6 کیلومتری‌ شمال‌ کازرون‌ به‌ دنیا آمد. محمدحسین، فرزند ایشان، نام خانوادگی و شناسنامه‌ای پدر را "رجبی" بیان کرد و گفت: «از آنجایی که در حوزه‌های علمیه قدیم افراد با نام مولدشان شناخته می‌شدند، پدر به "دوانی" مشهور بود.» خانواده حجت‌الاسلام علی دوانی نظر به‌ علاقه‌ای‌ که‌ به‌ خاندان‌ علامه‌ وحید بهبهانی‌ داشت‌ در سال‌ 1328‌ در نهاوند با نواده پسری آیت‌الله وحید بهبهانی‌ که نواده دختری علامه مجلسی نیز بود،‌ ازدواج‌ کرد.محمدحسین رجبی دوانی در ارتباط با شخصیت پدرش، علامه دوانی گفت: «مرحوم دوانی یک روستایی خود ساخته بود که بدون داشتن معلم و الگو به دنبال کسب فضیلت و تحصیل امور دینی بود. وی در سن 14 سالگی وطن را ترک و به نجف اشرف عزیمت کرد و در عین فقر و بدون داشتن پشتیبان مالی در غربت به تحصیل پرداخت... بخش عمده عمر شریف علامه دوانی در قالب سفرهای متعدد به نقاط کشور برای تبلیغ سپری می‌شد و خیلی از کسانی که نسبت به معارف دینی بیگانه و کم‌اطلاع بودند بر اثر سخنان ایشان به معارف اسلامی، به خصوص حقایق مکتب حقه اهل بیت (ع) رهنمود شدند.»به تعبیر مقام معظم رهبری: «علامه دوانی علم رجال را از دانشی تخصصی و ویژه اهل فن، به دانشی عمومی تبدیل کرد و در دسترس همگان قرار داد.» ایشان در معارف اسلامی به ویژه رجال و تراجم، تاریخ اسلام، سیره معصومین (ع) و نیز موضوعات مهدویت و نهضت‌های اسلامی در ایران، صاحب‌نظری کم نظیر بود و اطلاعات وسیع و فراوانی داشت.علامه دوانی سرانجام در دی‌ماه 1385، درحالی‌که به تحریر آخرین اثر خود «دایرةالمعارف علوی» مشغول بود، درگذشت. آیت‌الله سبحانی در مورد آثار وی گفت: «آن مرحوم ... قلمش، قلم الهی و ولایی بود.» 


علامه دوانی‌ تحصیلات‌ خود را در دوان‌ آغاز نمود و در سال‌ 1316‌ به‌ شهر آبادان‌ مهاجرت کرد و در مدرسه‌ی‌ فنی‌ در رشته‌ی‌ مکانیک‌ مشغول‌ به تحصیل‌ شد. وی مقارن‌ شهریور 1320 و جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ در آبادان‌ حضور داشت. در سال‌ 1323 برای‌ تحصیل‌ علوم‌ دینی‌ راهی‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ نجف‌ شد.  مدت‌ اقامت‌ وی‌ در شهر نجف‌ بیش‌ از 4 سال‌ طول‌ نکشید چراکه به‌ علت‌ بیماری‌ در سال‌ 1327 به‌ ایران‌ بازگشت‌ و تحصیلات‌ خود را در قم‌ ادامه‌ داد. وی‌ طی‌ مدت‌ 5‌ سال، سطوح‌ مقدماتی‌ صرف‌ و نحو، منطق، معانی، بیان، فقه‌ و اصول‌ تا شرح‌ معالم‌ و شرح‌ لمعه‌ و شرح‌ تجرید را خواند و در کلام‌ از اساتید و علمایی‌ چون‌ سید محمود گلپایگانی، وحید رشتی، محمد فاضل‌ لنکرانی، محمد صدوقی، آیت‌الله مرعشی‌ نجفی، سلطانی‌ طباطبایی‌ و علی‌ مشکینی‌ بهره‌ها برد. قسمتی‌ از تفسیر قرآن‌ مجید و بخشی‌ از اسفار ملاصدرای‌ شیرازی‌ را از علامه‌‌ طباطبایی‌ فراگرفت‌ و "شرح‌ منظومه" را از محضر آیات‌ شیخ‌ محمد فکور یزدی، آیت‌الله حسینعلی‌ منتظری‌ و حاج ‌آقا رضا صدر فراگرفت. سپس‌ در درس‌ "خارج‌ فقه" آیت‌الله بروجردی‌ حاضر شد و مدتی‌ هم‌ از درس‌ "خارج‌ فقه" حضرت امام‌ خمینی‌ (ره) بهره‌ برد.   
علامه دوانی‌ تحصیلات‌ خود را در دوان‌ آغاز نمود و در سال‌ 1316‌ به‌ شهر آبادان‌ مهاجرت کرد و در مدرسه‌ی‌ فنی‌ در رشته‌ی‌ مکانیک‌ مشغول‌ به تحصیل‌ شد. وی مقارن‌ شهریور 1320 و جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ در آبادان‌ حضور داشت. در سال‌ 1323 برای‌ تحصیل‌ علوم‌ دینی‌ راهی‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ نجف‌ شد.  مدت‌ اقامت‌ وی‌ در شهر نجف‌ بیش‌ از 4 سال‌ طول‌ نکشید چراکه به‌ علت‌ بیماری‌ در سال‌ 1327 به‌ ایران‌ بازگشت‌ و تحصیلات‌ خود را در قم‌ ادامه‌ داد. وی‌ طی‌ مدت‌ 5‌ سال، سطوح‌ مقدماتی‌ صرف‌ و نحو، منطق، معانی، بیان، فقه‌ و اصول‌ تا شرح‌ معالم‌ و شرح‌ لمعه‌ و شرح‌ تجرید را خواند و در کلام‌ از اساتید و علمایی‌ چون‌ سید محمود گلپایگانی، وحید رشتی، محمد فاضل‌ لنکرانی، محمد صدوقی، آیت‌الله مرعشی‌ نجفی، سلطانی‌ طباطبایی‌ و علی‌ مشکینی‌ بهره‌ها برد. قسمتی‌ از تفسیر قرآن‌ مجید و بخشی‌ از اسفار ملاصدرای‌ شیرازی‌ را از علامه‌‌ طباطبایی‌ فراگرفت‌ و "شرح‌ منظومه" را از محضر آیات‌ شیخ‌ محمد فکور یزدی، آیت‌الله حسینعلی‌ منتظری‌ و حاج ‌آقا رضا صدر فراگرفت. سپس‌ در درس‌ "خارج‌ فقه" آیت‌الله بروجردی‌ حاضر شد و مدتی‌ هم‌ از درس‌ "خارج‌ فقه" حضرت امام‌ خمینی‌ (ره) بهره‌ برد.      

علی‌ دوانی‌ از بدو ورود به‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ قم‌ به‌ نویسندگی‌ پرداخت‌؛ نخست‌ دو مقاله‌ در مجله‌ی‌ مسلمین‌ و چند مقاله‌ در روزنامه‌ی‌ وظیفه‌ و ندای‌ حق‌ از وی‌ چاپ‌ شد.   تأسیس مجله "مکتب اسلام" پس‌ از مدتی‌ وی‌ به همراه‌ آیت الله عبدالکریم موسوی‌ اردبیلی‌، آیت‏الله مکارم‌ شیرازی‌، جعفر سبحانی‌، امام‌ موسی‌ صدر و واعظ ‌زاده‌‌ خراسانی‌ و دیگران‌ مجله‌ی‌ علمی‌ و دینی‌ "مکتب‌ اسلام‌" را در سال‌ 1337‌ دایر کردند. با علاقه‌ای‌ که‌ علامه دوانی به‌ نویسندگی‌ داشت، آثار متعددی‌ شامل‌ تحقیق، تألیف‌ و ترجمه‌ منتشر کرد. از ایشان مقالات‌ متعددی‌ هم‌ در شرح‌حال‌ فقها و علما در مجلات‌ دینی، به‌ ویژه‌ مجله‌‌ مکتب‌ اسلام‌ چاپ‌ شده‌ است.   تدریس در دانشگاه علی دوانی علاوه بر تألیف،‌ در مؤسسات‌ آموزش‌ عالی‌ چون‌ دانشکده‌‌ الهیات‌ دانشگاه‌ تهران، دانشگاه‌ تربیت‌ معلم‌ و دانشگاه‌ امام‌ حسین‌ (ع) به‌ تدریس‌ تاریخ‌ اسلام‌ اشتغال‌ داشت. حجت‌الاسلام‌ علی‌ دوانی‌ از شخصیت‌های‌ هوادار نهضت‌ امام‌ خمینی‌ (ره) و در حوزه‌‌ مسائل‌ دینی، فرهنگی‌ و تبلیغ‌ فعال‌ بود. وی‌ در حدود سال‌ 1330 با مجتبی‌ نواب‌ صفوی‌ رهبر فدائیان‌ اسلام‌ آشنا شد.    نگارش کتاب "نهضت دو ماهه روحانیون" علی دوانی‌ پس‌ از پایان‌ موفقیت‌آمیز قیام‌ عمومی‌ علما و مراجع‌ به‌ رهبری‌ امام خمینی‌ (ره) علیه‌ تصویب‌ لایحه‌ی‌ انجمن‌های‌ ایالتی‌ و ولایتی‌، کتاب‌ "نهضت‌ دو ماهه‌ی‌ روحانیون‌" را به‌ نگارش‌ درآورد.    ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار علامه مجلسی با نام مهدی موعود ایشان که با چاپ کتاب شرح زندگانی استاد کل وحید بهبهانی مورد تشویق بی سابقه آیت‌الله بروجردی قرار گرفت به خواهش آن مرجع بزرگ، جلد سیزدهم بحارالانوار علامه مجلسی را با مقدمه و پانویس‌های مبسوط، با نام مهدی موعود در سال 1339 منتشر کرد. این اثر ارزنده، ترجمه یک‌ هزار و 300 صفحه‌ای جلد سیزدهم بحارالانوار در شرح احوالات امام زمان (عج) است.   مأموریت تبلیغات اسلامی از طرف امام (ره) مقارن‌ ماه‌ محرم‌ سال‌ 1342 وی‌ برای‌ انجام‌ تبلیغات‌ اسلامی‌ از طرف‌ امام‌ خمینی‌ (ره) به‌ کویت‌ رفت‌.  محمدحسین رجبی دوانی در بیان خاطراتش از پدر گفت: «من تا آنجایی که خاطرم است، سال‌های سال، پدر 3 ماه در سال محرم، صفر و رمضان در خانه نبود، ایشان در سفرهای شهرستان مشغول تبلیغ بودند، حتی زمانی که من خیلی کوچک بودم، علامه به سفر تبلیغی خارج از کشور، کویت می‌رفت تا برای شیعیان آنجا تبلیغ کند... ایشان حدود چهار تا پنج سال در ایام تبلیغ به کویت رفت... ابوی چند ماهی را هم به برلین رفت، البته بنا بود بیشتر بماند، اما پدرم تاب نیاورد و خیلی بیش از موعود و از آنجایی که دلتنگ ایران بود، برگشت.»   تأسیس دارالتبلیغ اسلامی یکی‌ از وقایع‌ سال 1343 تأسیس‌ دارالتبلیغ‌ اسلامی‌ توسط‌ آیت‌الله سید کاظم‌ شریعتمداری‌ بود که حجت‌الاسلام‌ علی‌ دوانی‌ عمده‌ی‌ فعالیت‌های‌ فرهنگی‌ و قلمی‌ خود را در این‌ مؤسسه‌ مذهبی‌ متمرکز نمود؛ به‌ویژه‌ آنکه‌ مجله‌ مکتب‌ اسلام‌ هم‌ زیر نظر این‌ مؤسسه‌ قرار گرفت.  
علی‌ دوانی‌ از بدو ورود به‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ قم‌ به‌ نویسندگی‌ پرداخت‌؛ نخست‌ دو مقاله‌ در مجله‌ی‌ مسلمین‌ و چند مقاله‌ در روزنامه‌ی‌ وظیفه‌ و ندای‌ حق‌ از وی‌ چاپ‌ شد.        تأسیس مجله "مکتب اسلام" پس‌ از مدتی‌ وی‌ به همراه‌ آیت الله عبدالکریم موسوی‌ اردبیلی‌، آیت‏الله مکارم‌ شیرازی‌، جعفر سبحانی‌، امام‌ موسی‌ صدر و واعظ ‌زاده‌‌ خراسانی‌ و دیگران‌ مجله‌ی‌ علمی‌ و دینی‌ "مکتب‌ اسلام‌" را در سال‌ 1337‌ دایر کردند. با علاقه‌ای‌ که‌ علامه دوانی به‌ نویسندگی‌ داشت، آثار متعددی‌ شامل‌ تحقیق، تألیف‌ و ترجمه‌ منتشر کرد. از ایشان مقالات‌ متعددی‌ هم‌ در شرح‌حال‌ فقها و علما در مجلات‌ دینی، به‌ ویژه‌ مجله‌‌ مکتب‌ اسلام‌ چاپ‌ شده‌ است.       تدریس در دانشگاه    علی دوانی علاوه بر تألیف،‌ در مؤسسات‌ آموزش‌ عالی‌ چون‌ دانشکده‌‌ الهیات‌ دانشگاه‌ تهران، دانشگاه‌ تربیت‌ معلم‌ و دانشگاه‌ امام‌ حسین‌ (ع) به‌ تدریس‌ تاریخ‌ اسلام‌ اشتغال‌ داشت. حجت‌الاسلام‌ علی‌ دوانی‌ از شخصیت‌های‌ هوادار نهضت‌ امام‌ خمینی‌ (ره) و در حوزه‌‌ مسائل‌ دینی، فرهنگی‌ و تبلیغ‌ فعال‌ بود. وی‌ در حدود سال‌ 1330 با مجتبی‌ نواب‌ صفوی‌ رهبر فدائیان‌ اسلام‌ آشنا شد.      نگارش کتاب "نهضت دو ماهه روحانیون"  علی دوانی‌ پس‌ از پایان‌ موفقیت‌آمیز قیام‌ عمومی‌ علما و مراجع‌ به‌ رهبری‌ امام خمینی‌ (ره) علیه‌ تصویب‌ لایحه‌ی‌ انجمن‌های‌ ایالتی‌ و ولایتی‌، کتاب‌ "نهضت‌ دو ماهه‌ی‌ روحانیون‌" را به‌ نگارش‌ درآورد.        ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار علامه مجلسی با نام مهدی موعود  ایشان که با چاپ کتاب شرح زندگانی استاد کل وحید بهبهانی مورد تشویق بی سابقه آیت‌الله بروجردی قرار گرفت به خواهش آن مرجع بزرگ، جلد سیزدهم بحارالانوار علامه مجلسی را با مقدمه و پانویس‌های مبسوط، با نام مهدی موعود در سال 1339 منتشر کرد. این اثر ارزنده، ترجمه یک‌ هزار و 300 صفحه‌ای جلد سیزدهم بحارالانوار در شرح احوالات امام زمان (عج) است.     مأموریت تبلیغات اسلامی از طرف امام (ره) مقارن‌ ماه‌ محرم‌ سال‌ 1342 وی‌ برای‌ انجام‌ تبلیغات‌ اسلامی‌ از طرف‌ امام‌ خمینی‌ (ره) به‌ کویت‌ رفت‌.     محمدحسین رجبی دوانی در بیان خاطراتش از پدر گفت: «من تا آنجایی که خاطرم است، سال‌های سال، پدر 3 ماه در سال محرم، صفر و رمضان در خانه نبود، ایشان در سفرهای شهرستان مشغول تبلیغ بودند، حتی زمانی که من خیلی کوچک بودم، علامه به سفر تبلیغی خارج از کشور، کویت می‌رفت تا برای شیعیان آنجا تبلیغ کند... ایشان حدود چهار تا پنج سال در ایام تبلیغ به کویت رفت... ابوی چند ماهی را هم به برلین رفت، البته بنا بود بیشتر بماند، اما پدرم تاب نیاورد و خیلی بیش از موعود و از آنجایی که دلتنگ ایران بود، برگشت.»        تأسیس دارالتبلیغ اسلامی یکی‌ از وقایع‌ سال 1343 تأسیس‌ دارالتبلیغ‌ اسلامی‌ توسط‌ آیت‌الله سید کاظم‌ شریعتمداری‌ بود که حجت‌الاسلام‌ علی‌ دوانی‌ عمده‌ی‌ فعالیت‌های‌ فرهنگی‌ و قلمی‌ خود را در این‌ مؤسسه‌ مذهبی‌ متمرکز نمود؛ به‌ویژه‌ آنکه‌ مجله‌ مکتب‌ اسلام‌ هم‌ زیر نظر این‌ مؤسسه‌ قرار گرفت.   

آشنایی مرحوم دوانی با مبانی سیاست، هرگز باعث حضور وی در این عرصه نشد و حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پیشنهادهای شهید بهشتی برای نمایندگی مجلس خبرگان و شورای اسلامی را نیز به دلیل بازماندن از تألیف و تصنیف رد کرد، البته وی بارها دین خود را به حوزه سیاست ادا کرده بود:   امضای تلگراف اعتراض‌آمیز به منصور در خصوص بازداشت امام (ره) حجت‌الاسلام دوانی به عنوان یکی از علمای حوزه علمیه قم در پی‌ ادامه‌ی‌ بازداشت‌ امام‌ خمینی‌ (ره) بعد از سخنرانی‌ روز عاشورا در اسفندماه‌ سال‌ 1342، تلگراف‌ اعتراض‌آمیزی‌ به‌ منصور، نخست‌وزیر وقت، مخابره‌ کرد؛ وی‌ از امضاکنندگان‌ آن‌ تلگراف بود. در ادامه‌ی‌ مخالفت‌ و اعتراض‌ مردم‌ به‌ ادامه‌ی‌ بازداشت‌ امام‌ خمینی (ره)، ساواک‌ در شامگاه‌ 15 فروردین‌ 1343 امام‌ را به‌ قم‌ منتقل‌ و آزاد کرد.    نامه‌ای به هویدا و خواستار بازگشت امام (ره) امام‌ خمینی‌ (ره) پس‌ از سخنرانی‌ شدیداللحن‌ خود علیه‌ کاپیتولاسیون‌ در تاریخ‌ 13 آبان‌ 1343 از ایران‌ به‌ ترکیه‌ تبعید شد. در 29 اسفند 1343، نامه‌ی‌ سرگشاده‌ای‌ از طرف‌ جمعی‌ از طلاب‌ و فضلای‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ قم‌ درباره‌ی‌ اجرا نشدن‌ قوانین‌ اسلامی‌ و قانون‌ اساسی‌ کشور و پایان‌ دادن‌ به‌ وضع‌ سیاسی‌ موجود و بازگشت‌ امام‌ خمینی (ره)‌ به‌ ایران‌ به‌ امیرعباس‌ هویدا نوشته‌ شد که‌ حجت‌الاسلام‌ علی‌ دوانی‌ یکی‌ از امضاکنندگان‌ آن‌ نامه‌ بود.   سخنرانی‌های متعدد  علی دوانی در سال‌ 1344 به‌ مناسبت‌ شهادت‌ امام‌ صادق (ع) و سالگرد واقعه‌ی‌ مدرسه‌‌ فیضیه‌ی‌ قم، در مراسم‌ سوگواری‌ در همان مدرسه سخنرانی‌ کوتاهی‌ ایراد کرد. در سال‌ 1347 هیئت‌ مکتب ‌الرضا (ع) توسط‌ تعدادی‌ از آذربایجانی‌های‌ مقیم‌ مرکز با هدف‌ فعالیت‌های‌ مذهبی‌ و فرهنگی‌ تأسیس‌ شد. این‌ هیئت‌ با دعوت‌ از سخنرانان‌ برجسته‌ درصدد تحقق‌ این‌ اهداف‌ بود و علی‌ دوانی‌ نیز از سخنرانان‌ آن‌ بود. در ادامه‌ی‌ فعالیت‌های‌ علمی‌ و فرهنگی‌ پس‌ از تأسیس‌ حسینیه‌‌ ارشاد توسط‌ افرادی‌ چون‌ آیت‌الله‌ شهید مرتضی‌ مطهری، ایشان در این‌ مؤسسه‌ هم‌ به‌ ایراد سخنرانی‌ پرداخت‌ و در طول‌ این‌ مدت‌ فعالیت‌های‌ قلمی‌ و فرهنگی‌ خود را ادامه‌ داد.   انتشار کتاب "نهضت روحانیون ایران" و زندانی شدن علامه حجت‌الاسلام دوانی‌ با‌ جمع‌آوری‌ منابع‌ تاریخی‌، اعلامیه‌ها و بیانیه‌ها، به نگارش کتاب‌ 10 جلدی‌ «نهضت‌ روحانیون‌ ایران‌» همت گماشت و اینگونه دین خود را به حوزه سیاست ادا کرد. کتابی که از سوی ساواک ممنوع اعلام شد و زندان را برای مرحوم دوانی به ارمغان آورد. ایشان با نگارش کتاب "نهضت روحانیون ایران" نخستین مورخ انقلاب اسلامی لقب گرفت، کتابی که علامه در آخرین مصاحبه‌اش آن را دوست داشتنی‌تر از دیگر آثار خود معرفی کرد. محمدحسین، کتاب یازده جلدی «نهضت روحانیون ایران» را احساس وظیفه پدر نسبت به ثبت و ضبط حضور روحانیت مبارز در عرصه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی عنوان می‌کند.  
آشنایی مرحوم دوانی با مبانی سیاست، هرگز باعث حضور وی در این عرصه نشد و حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پیشنهادهای شهید بهشتی برای نمایندگی مجلس خبرگان و شورای اسلامی را نیز به دلیل بازماندن از تألیف و تصنیف رد کرد، البته وی بارها دین خود را به حوزه سیاست ادا کرده بود:        امضای تلگراف اعتراض‌آمیز به منصور در خصوص بازداشت امام (ره) حجت‌الاسلام دوانی به عنوان یکی از علمای حوزه علمیه قم در پی‌ ادامه‌ی‌ بازداشت‌ امام‌ خمینی‌ (ره) بعد از سخنرانی‌ روز عاشورا در اسفندماه‌ سال‌ 1342، تلگراف‌ اعتراض‌آمیزی‌ به‌ منصور، نخست‌وزیر وقت، مخابره‌ کرد؛ وی‌ از امضاکنندگان‌ آن‌ تلگراف بود. در ادامه‌ی‌ مخالفت‌ و اعتراض‌ مردم‌ به‌ ادامه‌ی‌ بازداشت‌ امام‌ خمینی (ره)، ساواک‌ در شامگاه‌ 15 فروردین‌ 1343 امام‌ را به‌ قم‌ منتقل‌ و آزاد کرد.         نامه‌ای به هویدا و خواستار بازگشت امام (ره) امام‌ خمینی‌ (ره) پس‌ از سخنرانی‌ شدیداللحن‌ خود علیه‌ کاپیتولاسیون‌ در تاریخ‌ 13 آبان‌ 1343 از ایران‌ به‌ ترکیه‌ تبعید شد. در 29 اسفند 1343، نامه‌ی‌ سرگشاده‌ای‌ از طرف‌ جمعی‌ از طلاب‌ و فضلای‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ قم‌ درباره‌ی‌ اجرا نشدن‌ قوانین‌ اسلامی‌ و قانون‌ اساسی‌ کشور و پایان‌ دادن‌ به‌ وضع‌ سیاسی‌ موجود و بازگشت‌ امام‌ خمینی (ره)‌ به‌ ایران‌ به‌ امیرعباس‌ هویدا نوشته‌ شد که‌ حجت‌الاسلام‌ علی‌ دوانی‌ یکی‌ از امضاکنندگان‌ آن‌ نامه‌ بود.     سخنرانی‌های متعدد   علی دوانی در سال‌ 1344 به‌ مناسبت‌ شهادت‌ امام‌ صادق (ع) و سالگرد واقعه‌ی‌ مدرسه‌‌ فیضیه‌ی‌ قم، در مراسم‌ سوگواری‌ در همان مدرسه سخنرانی‌ کوتاهی‌ ایراد کرد. در سال‌ 1347 هیئت‌ مکتب ‌الرضا (ع) توسط‌ تعدادی‌ از آذربایجانی‌های‌ مقیم‌ مرکز با هدف‌ فعالیت‌های‌ مذهبی‌ و فرهنگی‌ تأسیس‌ شد. این‌ هیئت‌ با دعوت‌ از سخنرانان‌ برجسته‌ درصدد تحقق‌ این‌ اهداف‌ بود و علی‌ دوانی‌ نیز از سخنرانان‌ آن‌ بود. در ادامه‌ی‌ فعالیت‌های‌ علمی‌ و فرهنگی‌ پس‌ از تأسیس‌ حسینیه‌‌ ارشاد توسط‌ افرادی‌ چون‌ آیت‌الله‌ شهید مرتضی‌ مطهری، ایشان در این‌ مؤسسه‌ هم‌ به‌ ایراد سخنرانی‌ پرداخت‌ و در طول‌ این‌ مدت‌ فعالیت‌های‌ قلمی‌ و فرهنگی‌ خود را ادامه‌ داد.        انتشار کتاب "نهضت روحانیون ایران" و زندانی شدن علامه            حجت‌الاسلام دوانی‌ با‌ جمع‌آوری‌ منابع‌ تاریخی‌، اعلامیه‌ها و بیانیه‌ها، به نگارش کتاب‌ 10 جلدی‌ «نهضت‌ روحانیون‌ ایران‌» همت گماشت و اینگونه دین خود را به حوزه سیاست ادا کرد. کتابی که از سوی ساواک ممنوع اعلام شد و زندان را برای مرحوم دوانی به ارمغان آورد.            ایشان با نگارش کتاب "نهضت روحانیون ایران" نخستین مورخ انقلاب اسلامی لقب گرفت، کتابی که علامه در آخرین مصاحبه‌اش آن را دوست داشتنی‌تر از دیگر آثار خود معرفی کرد. محمدحسین، کتاب یازده جلدی «نهضت روحانیون ایران» را احساس وظیفه پدر نسبت به ثبت و ضبط حضور روحانیت مبارز در عرصه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی عنوان می‌کند.     

حجت‌الاسلام‌ دوانی‌ در اغلب‌ جلسات‌ روحانیون‌ مبارز تهران‌ شرکت‌ می‌کرد که‌ روابط‌ او با آیت‌الله مرتضی‌ مطهری‌، شیخ‌ محمدتقی‌ فلسفی‌ و علامه‌ محمدتقی‌ جعفری‌ در گزارش‌های‌ ساواک‌ انعکاس‌ یافته‌ است‌.   همکاری مستمر با حجت‌الاسلام فلسفی در کتاب "نقد عمر" که خاطرات و زندگانی علمی، فرهنگی حجت‌الاسلام علی دوانی است از ارتباط تنگاتنگ و رفت‌وآمد با حجت‌الاسلام فلسفی مطالب بسیاری آمده است که نشانگر دوستی دیرینه و همکاری مستمر این دو تن بوده است.  علامه دوانی خود در کتاب "مفاخر اسلام"، جلد دوازدهم، پیرامون شخصیت آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی به موضوع مبارزات مرجع تقلید علیه حزب بهائیت، نقش حجت‌الاسلام فلسفی در افشای ماهیت این جریان استعماری، تحلیل مناسبی از بیانات حجت‌الاسلام فلسفی می‌نمایند.  ساواک در تاریخ 19 فروردین ماه 1352 از طریق منبع گزارش می‌دهد: "شیخ علی دوانی اخیراً ضمن صحبت‌های خصوصی اظهار داشت که یکی از مقامات مهم نزد شاه رفته و از او خواهش کرده است اجازه بدهد مجدداً فلسفی منبر برود. ولی شاه صراحتاً جواب داده است خیال کنید فلسفی مرده است اصلاً او را رها کنید و از این حرف‌ها نزنید. علی دوانی که یکی از دوستان نزدیک فلسفی است از این موضوع خیلی ناراحت است و می‌گوید: چرا باید چنین تصمیمی علیه فلسفی گرفته شود و روی همین اصل بر کسی که می‌رسد این قضیه را برایش تعریف می‌کند."    الهام گرفتن روحانیون از حجت‌الاسلام فلسفی در منابر و سخنرانی‌ها در منابر و سخنرانی‌ها و محافل خصوصی ... با استناد به اسناد ساواک علامه دوانی به جریانات ضد اسلام، ضد تشیع و ضد روحانیت می‌پرداختند و از همین رهگذر تکیه بر حمایت از روحانیت و مرجعیت را وظیفه دینی و ملی خود می‌شمردند. با اشاره به چند سند، این حقیقت را می‌توان دریافت:  "نظریه یک‌شنبه: اغلب اوقات جلساتی در منزل فلسفی با حضور عده‌ای از وعاظ با روحانیون تشکیل و ظاهراً پیرامون مسائل مذهبی بحث و باطناً وعاظ در مورد نحوه منابر خود از فلسفی الهام می‌گیرند و سایرین نیز مانند دکتر محمد مفتح، شیخ مرتضی مطهری و علی دوانی که از اساتید دانشگاه و نویسندگان می‌باشند در آن اداره کل (312) هم دارای سابقه هستند، درباره وضع روحانیون مشورت و تبادل‌نظر می‌کنند و به احتمال قوی قرار ملاقات مذکور هم در این مورد بوده است."  
حجت‌الاسلام‌ دوانی‌ در اغلب‌ جلسات‌ روحانیون‌ مبارز تهران‌ شرکت‌ می‌کرد که‌ روابط‌ او با آیت‌الله مرتضی‌ مطهری‌، شیخ‌ محمدتقی‌ فلسفی‌ و علامه‌ محمدتقی‌ جعفری‌ در گزارش‌های‌ ساواک‌ انعکاس‌ یافته‌ است‌.        همکاری مستمر با حجت‌الاسلام فلسفی   در کتاب "نقد عمر" که خاطرات و زندگانی علمی، فرهنگی حجت‌الاسلام علی دوانی است از ارتباط تنگاتنگ و رفت‌وآمد با حجت‌الاسلام فلسفی مطالب بسیاری آمده است که نشانگر دوستی دیرینه و همکاری مستمر این دو تن بوده است.  علامه دوانی خود در کتاب "مفاخر اسلام"، جلد دوازدهم، پیرامون شخصیت آیت‌الله العظمی حاج سید حسین بروجردی به موضوع مبارزات مرجع تقلید علیه حزب بهائیت، نقش حجت‌الاسلام فلسفی در افشای ماهیت این جریان استعماری، تحلیل مناسبی از بیانات حجت‌الاسلام فلسفی می‌نمایند.    ساواک در تاریخ 19 فروردین ماه 1352 از طریق منبع گزارش می‌دهد: "شیخ علی دوانی اخیراً ضمن صحبت‌های خصوصی اظهار داشت که یکی از مقامات مهم نزد شاه رفته و از او خواهش کرده است اجازه بدهد مجدداً فلسفی منبر برود. ولی شاه صراحتاً جواب داده است خیال کنید فلسفی مرده است اصلاً او را رها کنید و از این حرف‌ها نزنید. علی دوانی که یکی از دوستان نزدیک فلسفی است از این موضوع خیلی ناراحت است و می‌گوید: چرا باید چنین تصمیمی علیه فلسفی گرفته شود و روی همین اصل بر کسی که می‌رسد این قضیه را برایش تعریف می‌کند."      الهام گرفتن روحانیون از حجت‌الاسلام فلسفی در منابر و سخنرانی‌ها در منابر و سخنرانی‌ها و محافل خصوصی ... با استناد به اسناد ساواک علامه دوانی به جریانات ضد اسلام، ضد تشیع و ضد روحانیت می‌پرداختند و از همین رهگذر تکیه بر حمایت از روحانیت و مرجعیت را وظیفه دینی و ملی خود می‌شمردند. با اشاره به چند سند، این حقیقت را می‌توان دریافت:   "نظریه یک‌شنبه: اغلب اوقات جلساتی در منزل فلسفی با حضور عده‌ای از وعاظ با روحانیون تشکیل و ظاهراً پیرامون مسائل مذهبی بحث و باطناً وعاظ در مورد نحوه منابر خود از فلسفی الهام می‌گیرند و سایرین نیز مانند دکتر محمد مفتح، شیخ مرتضی مطهری و علی دوانی که از اساتید دانشگاه و نویسندگان می‌باشند در آن اداره کل (312) هم دارای سابقه هستند، درباره وضع روحانیون مشورت و تبادل‌نظر می‌کنند و به احتمال قوی قرار ملاقات مذکور هم در این مورد بوده است."     

محمدحسین رجبی دوانی در 30 مرداد 1392 مصادف با سالروز عروج ملکوتی آیت‌الله بروجردی از خاطرات پدرش علامه دوانی اینگونه یاد کرد: «پدر من به عنوان طلبه جوان بعد از تحصیلی که در نجف داشت، وارد حوزه علمیه قم شد و به عنوان شاگرد درس آیت‌الله بروجردی در محضر آن بزرگوار تلمذ کرد، اما آنچه که باعث شد مورد توجه معظم له قرار بگیرند و آن بزرگوار ایشان را فرا بخوانند و مورد تقدیر بزرگ قرار دهد، این بود که پدرم [در سن 27 سالگی] کتابی را به نام "شرح زندگانی استاد کل وحید بهبهانی" نوشت... وحید بهبهانی یکی از علمای طراز اول شیعه در میان علمای شیعه به عنوان تجدد مکتب اجتهاد و علم اصول شناخته می‌شود و مورد احترام ویژه است.»   بزرگترین جایزه آیت‌الله بروجردی متعلق به علامه دوانی محمدحسین رجبی گفت: «از آنجایی که خانواده آیت‌الله بهبهانی با خاندان آیت‌الله بروجردی قرابتی داشتند، پدرم تلاش داشتند که پیش از چاپ این کتاب شرح حالی از آیت‌الله بروجردی را هم اضافه کنند... ولی با توجه به اشتغالات وسیع آیت‌الله بروجردی یا عدم استقبال ایشان که برای عدم بازگویی شرح حالشان، این مهم میسر نشد و [این کتاب] چاپ و منتشر شد. مرحوم پدرم با تلاش بسیار این کتاب را همراه با نامه‌ای در معرفی خود و اقدامی که انجام داده بودند... تقدیم حضورشان می‌کنند که این کتاب مورد توجه خاص و عنایت ویژه آیت‌الله بروجردی واقع می‌شود، به همین منظور از پدرم دعوت می‌کنند تا به حضورشان بروند. هنگامی که پدرم در محضر آیت‌الله بروجردی مشرف می‌شوند،‌ جمعی از علمای تراز اول حوزه علمیه حضور داشتند و در این میان آیت‌الله بروجردی، یک طلبه جوان که تقریباً گمنام بود را بسیار مورد تفقد قرار می‌دهند و با تأکید می‌فرمایند: «این کتابی که بالغ بر 500 صفحه بود، من تماماً خواندم» و دو بار می‌فرمایند: «بسیار استفاده کردم.» بعد جایزه‌ای را برای علامه دوانی در نظر می‌گیرند که در طول دوران مرجعیت آن بزرگوار بی‌سابقه بوده است؛ زیرا معمولاً اگر کسی کتاب ارزشمندی می‌نوشت و مورد توجه و تفقد آیت‌الله بروجردی قرار می‌گرفت، در آن موقع حداکثر 300 تومان به عنوان جایزه به او اهدا می‌کردند؛ اما برای اولین و شاید هم آخرین بار رقم اهدایی جایزه ایشان به پدرم بابت نگارش این کتاب 1700 تومان بود که بسیار در حوزه انعکاس پیدا کرد و چون پدرم در نامه قید کرده بودند که خواهان این بودم که شرح حال شما را داشته باشم، ایشان فرزند خود را به سراغ پدرم می‌فرستند و بعد از ایشان دعوت می‌کنند که خصوصی به محضر ایشان شرفیاب شوند.»   علامه دوانی نویسنده بهترین مرجع درباره آیت‌الله بروجردی  محمدحسین رجبی دوانی دربازگویی خاطرات پدر در مورد دیدار آیت‌الله بروجردی و علامه دوانی و تواضع آیت‌الله بروجردی گفت: «آیت‌الله بروجردی بسیار بیان کردند که من کاری نکردم که بخواهید شرح حال من را ثبت و ضبط کنیم، پدرم با اصرار به ایشان اشاره می‌کند که حضرت آیت‌الله شما زعیم بزرگ عالم اسلام و تشیع هستید و جا دارد مردم نسبت به جایگاه شما آگاهی و اطلاع داشته باشند و درس‌ها بگیرند... در نهایت با اصرار پدرم می‌پذیرند که شرح حال خود را عنوان کنند، به همین جهت مرحوم پدرم چند جلسه به محضر آیت‌الله بروجردی شرفیاب می‌شوند و آیت‌الله بروجردی از ولادت خود تا زمان عهده‌دار شدن زعامت شیعه، موارد ناب و تازه‌ای که برای کسی بازگو نکرده بودند، عنوان می‌کنند... نتیجه آنکه این کتاب تنها منبع بزرگ و برجسته راجع به زندگانی آیت‌الله بروجردی شد که مرحوم پدرم با اخذ از زبان معظم‌له این مطالب را گردآوری کرد و هنگامی که منتشر شد، متأسفانه آیت‌الله بروجردی در قید حیات نبودند؛ اما در روز چهلم درگذشت این مرجع بزرگ شیعه این کتاب با عنوان نام "شرح حال آیت‌الله العظمی بروجردی" چاپ و منتشر شد که بزرگترین مرجع درباره زندگانی استاد، شاگردان و آثار آیت‌الله بروجردی است.»   عبایی که آیت‌الله بروجردی به علامه دوانی هدیه داد. محمدحسین رجبی در ادامه سخن خود در مورد هدیه آیت‌الله بروجردی به علامه دوانی گفت: «مرحوم پدرم نقل کردند یک روزی که می‌خواستم از نزد آیت‌الله بروجردی خداحافظی کنم و خم شدم تا دست ایشان را بوسیدم، آیت‌الله بروجردی در گوش من گفتند: "یک چنین عبایی شایسته شما نیست،" هنگامی که به خانه آمدم، دیدم که عبایم در اثر نور آفتاب رنگ و روی شانه‌هایش از بین رفته بود است، هنوز زمانی نگذشته بود که دیدم خادم مخصوص آقا به درب منزل آمد و در یک سینی، عبایی را که آیت‌الله بروجردی اهدا کرده بود، برای من آوردند.»   علامه دوانی نماینده مجله مکتب اسلام نزد آیت‌الله بروجردی محمدحسین رجبی دوانی در ادامه خاطرات پدرش گفت: «همان 1337 وقتی مرحوم پدرم به همراهی برخی بزرگان و اساتید حوزه آیات مکارم شیرازی، جعفر سبحانی، نوری همدانی و امام موسی صدر و برخی دیگر تصمیم گرفتند که یک مجله‌ای به عنوان ارگان حوزه علمیه قم چاپ و منتشر کنند که در این میان برخی با انتشار این مجله مخالفت می‌کردند و می‌گفتند وقتی ریاست حوزه‌های علمیه با آیت‌الله بروجردی است و یک عده از فضلای جوان بخواهند این کار را انجام دهند، شاید با مخالفت ایشان مواجه شود. این مجله با عنوان «مکتب اسلام» منتشر شد، هنگامی که 3 شماره آن چاپ شد، مورد توجه آیت‌الله بروجردی قرار می‌گیرد و از آنجایی که نام پدرم را در میان اعضای تحریریه مشاهده می‌کنند و سابقه قبلی هم داشتند، ایشان را به عنوان نماینده مجله احضار می‌کنند تا اطلاعاتی را از مجله کسب کنند. مرحوم پدرم نقل می‌کردند: "اعضای تحریریه از اینکه آیت‌الله بروجردی فردی را در ارتباط با مجله احضار کرده بود، اضطراب داشتند که نکند آیت‌الله با این مجله مخالفتی داشته باشند، بنابراین منتظر بازگشت من بودند، وقتی خدمت حضرت آیت‌الله ‌رسیدم، ایشان فرمودند: «از وقتی که به قم آمدم و عهده‌دار این مسئولیت شدم، آرزو داشتم حوزه علمیه بدون دردسر و سروصدا، یک نشریه سنگین و پر محتوایی داشته باشد، شنیده بودم الأزهر مصر مجله‌ای به نام «الأزهر» دارد و علما و فضلای آنجا در آن مقاله می‌نویسند و به سراسر دنیای اسلام می‌رود، چرا ما نداشته باشیم؟ ولی نمی‌دانستم چه کنم و از کجا شروع کنم و به وسیله چه کسانی باشد که باعث بگومگو نشود... حالا که شما با رفقایتان این مجله را به این خوبی منتشر کرده‌اید، مادام که مشی آن همین طور باشد، از تأیید کامل من برخوردار خواهید بود حتی اگر از طرف دستگاه مزاحم شما شدند، به من خبر دهید که اقدام شود.»" در پایان دیدار هم هدایایی برای تمام اعضای هیئت تحریریه می‌فرستند و اعضا از شنیدن عکس‌العمل آیت‌الله بروجردی بسیار خرسند شدند و این مجله با قوت بیشتری به کار خود ادامه داد، به طوری که بعد از اندکی شمارگان این نشریه در اوایل دهه 40 به حدود 100 هزار نسخه در هر ماه رسید که در آن زمان عنوان بزرگترین مجله علمی دینی کشور را به خود اختصاص داد.»  
محمدحسین رجبی دوانی در 30 مرداد 1392 مصادف با سالروز عروج ملکوتی آیت‌الله بروجردی از خاطرات پدرش علامه دوانی اینگونه یاد کرد: «پدر من به عنوان طلبه جوان بعد از تحصیلی که در نجف داشت، وارد حوزه علمیه قم شد و به عنوان شاگرد درس آیت‌الله بروجردی در محضر آن بزرگوار تلمذ کرد، اما آنچه که باعث شد مورد توجه معظم له قرار بگیرند و آن بزرگوار ایشان را فرا بخوانند و مورد تقدیر بزرگ قرار دهد، این بود که پدرم [در سن 27 سالگی] کتابی را به نام "شرح زندگانی استاد کل وحید بهبهانی" نوشت... وحید بهبهانی یکی از علمای طراز اول شیعه در میان علمای شیعه به عنوان تجدد مکتب اجتهاد و علم اصول شناخته می‌شود و مورد احترام ویژه است.»     بزرگترین جایزه آیت‌الله بروجردی متعلق به علامه دوانی    محمدحسین رجبی گفت: «از آنجایی که خانواده آیت‌الله بهبهانی با خاندان آیت‌الله بروجردی قرابتی داشتند، پدرم تلاش داشتند که پیش از چاپ این کتاب شرح حالی از آیت‌الله بروجردی را هم اضافه کنند... ولی با توجه به اشتغالات وسیع آیت‌الله بروجردی یا عدم استقبال ایشان که برای عدم بازگویی شرح حالشان، این مهم میسر نشد و [این کتاب] چاپ و منتشر شد.   مرحوم پدرم با تلاش بسیار این کتاب را همراه با نامه‌ای در معرفی خود و اقدامی که انجام داده بودند... تقدیم حضورشان می‌کنند که این کتاب مورد توجه خاص و عنایت ویژه آیت‌الله بروجردی واقع می‌شود، به همین منظور از پدرم دعوت می‌کنند تا به حضورشان بروند.   هنگامی که پدرم در محضر آیت‌الله بروجردی مشرف می‌شوند،‌ جمعی از علمای تراز اول حوزه علمیه حضور داشتند و در این میان آیت‌الله بروجردی، یک طلبه جوان که تقریباً گمنام بود را بسیار مورد تفقد قرار می‌دهند و با تأکید می‌فرمایند: «این کتابی که بالغ بر 500 صفحه بود، من تماماً خواندم» و دو بار می‌فرمایند: «بسیار استفاده کردم.» بعد جایزه‌ای را برای علامه دوانی در نظر می‌گیرند که در طول دوران مرجعیت آن بزرگوار بی‌سابقه بوده است؛ زیرا معمولاً اگر کسی کتاب ارزشمندی می‌نوشت و مورد توجه و تفقد آیت‌الله بروجردی قرار می‌گرفت، در آن موقع حداکثر 300 تومان به عنوان جایزه به او اهدا می‌کردند؛ اما برای اولین و شاید هم آخرین بار رقم اهدایی جایزه ایشان به پدرم بابت نگارش این کتاب 1700 تومان بود که بسیار در حوزه انعکاس پیدا کرد و چون پدرم در نامه قید کرده بودند که خواهان این بودم که شرح حال شما را داشته باشم، ایشان فرزند خود را به سراغ پدرم می‌فرستند و بعد از ایشان دعوت می‌کنند که خصوصی به محضر ایشان شرفیاب شوند.»       علامه دوانی نویسنده بهترین مرجع درباره آیت‌الله بروجردی     محمدحسین رجبی دوانی دربازگویی خاطرات پدر در مورد دیدار آیت‌الله بروجردی و علامه دوانی و تواضع آیت‌الله بروجردی گفت: «آیت‌الله بروجردی بسیار بیان کردند که من کاری نکردم که بخواهید شرح حال من را ثبت و ضبط کنیم، پدرم با اصرار به ایشان اشاره می‌کند که حضرت آیت‌الله شما زعیم بزرگ عالم اسلام و تشیع هستید و جا دارد مردم نسبت به جایگاه شما آگاهی و اطلاع داشته باشند و درس‌ها بگیرند... در نهایت با اصرار پدرم می‌پذیرند که شرح حال خود را عنوان کنند، به همین جهت مرحوم پدرم چند جلسه به محضر آیت‌الله بروجردی شرفیاب می‌شوند و آیت‌الله بروجردی از ولادت خود تا زمان عهده‌دار شدن زعامت شیعه، موارد ناب و تازه‌ای که برای کسی بازگو نکرده بودند، عنوان می‌کنند... نتیجه آنکه این کتاب تنها منبع بزرگ و برجسته راجع به زندگانی آیت‌الله بروجردی شد که مرحوم پدرم با اخذ از زبان معظم‌له این مطالب را گردآوری کرد و هنگامی که منتشر شد، متأسفانه آیت‌الله بروجردی در قید حیات نبودند؛ اما در روز چهلم درگذشت این مرجع بزرگ شیعه این کتاب با عنوان نام "شرح حال آیت‌الله العظمی بروجردی" چاپ و منتشر شد که بزرگترین مرجع درباره زندگانی استاد، شاگردان و آثار آیت‌الله بروجردی است.»      عبایی که آیت‌الله بروجردی به علامه دوانی هدیه داد.  محمدحسین رجبی در ادامه سخن خود در مورد هدیه آیت‌الله بروجردی به علامه دوانی گفت: «مرحوم پدرم نقل کردند یک روزی که می‌خواستم از نزد آیت‌الله بروجردی خداحافظی کنم و خم شدم تا دست ایشان را بوسیدم، آیت‌الله بروجردی در گوش من گفتند: "یک چنین عبایی شایسته شما نیست،" هنگامی که به خانه آمدم، دیدم که عبایم در اثر نور آفتاب رنگ و روی شانه‌هایش از بین رفته بود است، هنوز زمانی نگذشته بود که دیدم خادم مخصوص آقا به درب منزل آمد و در یک سینی، عبایی را که آیت‌الله بروجردی اهدا کرده بود، برای من آوردند.»        علامه دوانی نماینده مجله مکتب اسلام نزد آیت‌الله بروجردی    محمدحسین رجبی دوانی در ادامه خاطرات پدرش گفت: «همان 1337 وقتی مرحوم پدرم به همراهی برخی بزرگان و اساتید حوزه آیات مکارم شیرازی، جعفر سبحانی، نوری همدانی و امام موسی صدر و برخی دیگر تصمیم گرفتند که یک مجله‌ای به عنوان ارگان حوزه علمیه قم چاپ و منتشر کنند که در این میان برخی با انتشار این مجله مخالفت می‌کردند و می‌گفتند وقتی ریاست حوزه‌های علمیه با آیت‌الله بروجردی است و یک عده از فضلای جوان بخواهند این کار را انجام دهند، شاید با مخالفت ایشان مواجه شود. این مجله با عنوان «مکتب اسلام» منتشر شد، هنگامی که 3 شماره آن چاپ شد، مورد توجه آیت‌الله بروجردی قرار می‌گیرد و از آنجایی که نام پدرم را در میان اعضای تحریریه مشاهده می‌کنند و سابقه قبلی هم داشتند، ایشان را به عنوان نماینده مجله احضار می‌کنند تا اطلاعاتی را از مجله کسب کنند. مرحوم پدرم نقل می‌کردند: "اعضای تحریریه از اینکه آیت‌الله بروجردی فردی را در ارتباط با مجله احضار کرده بود، اضطراب داشتند که نکند آیت‌الله با این مجله مخالفتی داشته باشند، بنابراین منتظر بازگشت من بودند، وقتی خدمت حضرت آیت‌الله ‌رسیدم، ایشان فرمودند: «از وقتی که به قم آمدم و عهده‌دار این مسئولیت شدم، آرزو داشتم حوزه علمیه بدون دردسر و سروصدا، یک نشریه سنگین و پر محتوایی داشته باشد، شنیده بودم الأزهر مصر مجله‌ای به نام «الأزهر» دارد و علما و فضلای آنجا در آن مقاله می‌نویسند و به سراسر دنیای اسلام می‌رود، چرا ما نداشته باشیم؟ ولی نمی‌دانستم چه کنم و از کجا شروع کنم و به وسیله چه کسانی باشد که باعث بگومگو نشود... حالا که شما با رفقایتان این مجله را به این خوبی منتشر کرده‌اید، مادام که مشی آن همین طور باشد، از تأیید کامل من برخوردار خواهید بود حتی اگر از طرف دستگاه مزاحم شما شدند، به من خبر دهید که اقدام شود.»"  در پایان دیدار هم هدایایی برای تمام اعضای هیئت تحریریه می‌فرستند و اعضا از شنیدن عکس‌العمل آیت‌الله بروجردی بسیار خرسند شدند و این مجله با قوت بیشتری به کار خود ادامه داد، به طوری که بعد از اندکی شمارگان این نشریه در اوایل دهه 40 به حدود 100 هزار نسخه در هر ماه رسید که در آن زمان عنوان بزرگترین مجله علمی دینی کشور را به خود اختصاص داد.»   

محمدحسین رجبی در 19 دی‌ماه 1391 در بیان خاطراتی از پدر گفت: «یک روحانی از همکاران تعریف می‌کرد: پای درس مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی بودم و ایشان به عنوان الگو، گفتند از آقای دوانی یاد بگیرید و یک نکته‌‌ای راجع به پدر شما مطرح کردند که خیلی برای ما جالب بود، ما مجاز هستیم این را جایی نقل کنیم که مردم یاد بگیرند... آیت‌الله مجتهدی گفت که آقای دوانی 4 میلیون تومان ارث که از خانم خود به ارث برده بود، پیش من آورد و گفت شما اینجا صندوق قرض‌الحسنه برای طلبه‌های بی‌بضاعت دارید، این 4 میلیون را اینجا می‌گذارم و دیگر نمی‌خواهم و در این صندوق شما می‌گذارم و شما به طلبه‌هایی که نیاز دارند پرداخت کنید تا این کار کمکی برای طلبه‌ها باشد، آیت‌الله مجتهدی هم تجلیل کرده بود که علامه چنین کاری کرده است.» 

محمدحسین رجبی در 19 دی‌ماه 1391 در بیان خاطراتی از پدر گفت: «یک روحانی از همکاران تعریف می‌کرد: پای درس مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی بودم و ایشان به عنوان الگو، گفتند از آقای دوانی یاد بگیرید و یک نکته‌‌ای راجع به پدر شما مطرح کردند که خیلی برای ما جالب بود، ما مجاز هستیم این را جایی نقل کنیم که مردم یاد بگیرند... آیت‌الله مجتهدی گفت که آقای دوانی 4 میلیون تومان ارث که از خانم خود به ارث برده بود، پیش من آورد و گفت شما اینجا صندوق قرض‌الحسنه برای طلبه‌های بی‌بضاعت دارید، این 4 میلیون را اینجا می‌گذارم و دیگر نمی‌خواهم و در این صندوق شما می‌گذارم و شما به طلبه‌هایی که نیاز دارند پرداخت کنید تا این کار کمکی برای طلبه‌ها باشد، آیت‌الله مجتهدی هم تجلیل کرده بود که علامه چنین کاری کرده است.» 


محمدحسین دوانی با توجه به اینکه بین علامه و شهید مطهری رابطه دوستانه‌ای وجود داشت و علامه کتابی را با نام «خاطرات من از استاد مطهری» به رشته تحریر در آوردند، درباره یکی از دیدارهای انجام شده بین آن‌ها گفت: «یادم نمی‌رود یک بار شهید مطهری به پدر زنگ زد که می‌خواهم شما را ببینم، ما تازه در خانه جدیدمان در قلهک مستقر شده بودیم، پدرم می‌خواست که نشانی محل را به استاد بدهد که ظاهراً نمی‌توانست ایشان را دقیق راهنمایی کند، بعد قرار گذاشت که در خیابان شهید کلاهدوز، یکی از فرزندان را بفرستد که از آنجا به طرف منزل راهنمایی کند. برای طی مسیر یک ربع راه پیاده لازم بود، این توفیق نصیب من شد... خب من ایشان را می‌شناختم، ولی خدمت ایشان نرسیده بودم، در آن زمان دقیقاً 16 سال داشتم... آن جایگاهی که پدرم برای شهید مطهری قائل بود، کمتر برای دیگران داشت، خیلی‌ به شهید مطهری احترام می‌گذاشت و ایشان را ستایش می‌کرد، این رابطه، رابطه متقابل بود، در هر صورت ایشان را به منزل آوردم، می‌خواهم بگویم استاد مطهری که وقت و زمانش خیلی دقیق و حساب شده بود، به طوری که به پدر می‌گفت: «برای اینکه به کارهایم برسم،‌ تلفن را قطع می‌کنم و از پریز در می‌آورم تا زنگ نخورد و رشته افکارم به هم نریزد و بتوانم کارهایم را انجام دهم.» چنین شخصی برای اینکه پدرم را ببیند، حاضر بود که یک ربع راه برود، یک ربع برای عالمی مانند شهید مطهری زمان زیادی بود.»  
محمدحسین دوانی با توجه به اینکه بین علامه و شهید مطهری رابطه دوستانه‌ای وجود داشت و علامه کتابی را با نام «خاطرات من از استاد مطهری» به رشته تحریر در آوردند، درباره یکی از دیدارهای انجام شده بین آن‌ها گفت: «یادم نمی‌رود یک بار شهید مطهری به پدر زنگ زد که می‌خواهم شما را ببینم، ما تازه در خانه جدیدمان در قلهک مستقر شده بودیم، پدرم می‌خواست که نشانی محل را به استاد بدهد که ظاهراً نمی‌توانست ایشان را دقیق راهنمایی کند، بعد قرار گذاشت که در خیابان شهید کلاهدوز، یکی از فرزندان را بفرستد که از آنجا به طرف منزل راهنمایی کند. برای طی مسیر یک ربع راه پیاده لازم بود، این توفیق نصیب من شد... خب من ایشان را می‌شناختم، ولی خدمت ایشان نرسیده بودم، در آن زمان دقیقاً 16 سال داشتم... آن جایگاهی که پدرم برای شهید مطهری قائل بود، کمتر برای دیگران داشت، خیلی‌ به شهید مطهری احترام می‌گذاشت و ایشان را ستایش می‌کرد، این رابطه، رابطه متقابل بود، در هر صورت ایشان را به منزل آوردم، می‌خواهم بگویم استاد مطهری که وقت و زمانش خیلی دقیق و حساب شده بود، به طوری که به پدر می‌گفت: «برای اینکه به کارهایم برسم،‌ تلفن را قطع می‌کنم و از پریز در می‌آورم تا زنگ نخورد و رشته افکارم به هم نریزد و بتوانم کارهایم را انجام دهم.» چنین شخصی برای اینکه پدرم را ببیند، حاضر بود که یک ربع راه برود، یک ربع برای عالمی مانند شهید مطهری زمان زیادی بود.»     

علی دوانی با انتشار نامه‌ای در 21 شهریورماه 1385 در واکنش به نامه دخترش پیرامون سفر سیدحمد خاتمی، رئیس‌جمهور سابق، به آمریکا نوشت: «متأسفانه مقاله اخیر دخترم دستاویزی مناسب برای بدخواهان داخلی و خارجی دولت خدمتگذار جناب آقای دكتر احمدی‌نژاد و تخریب آن در شرایطی شده است كه این دولت به ویژه در عرصه سیاست خارجی می‌درخشد و امیدها در دل مسلمانان و مستضعفان جهان ایجاد كرده است.» وی در این مقاله نوشت: «در غیاب اینجانب كه در سفر مشهد مقدس بودم، مقاله‌ای به قلم دخترم خانم فاطمه رجبی پیرامون سفر جناب آقای خاتمی رئیس‌جمهوری سابق به آمریكا انتشار یافته است. از آنجا كه اینجانب مبتلا به كسالت‌های حاد هستم، فرزندانم این‌گونه اخبار را به ملاحظه حالم به من نمی‌دهند؛ لذا مقاله مزبور و بازتاب آن را از من كتمان كرده بودند. اخیراً به طور اتفاقی از آن باخبر شدم و به جهت كسالت نتوانستم آن را بخوانم فقط مضمون كلی آن را به من گفتند كه برای چندمین بار ناراحت شدم.»   فرزندانم، راضی نیستم به هیچ وجه در امور سیاسی وارد جناح‌بندی‌ها شوید. علی دوانی در ادامه این نامه یادآور شده بود: «چند نكته را لازم به توضیح می‌دانم: دخترم در زمان ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی چند بار مقالاتی در انتقاد از عملكرد ایشان نوشته بود كه فقط یک بار آن را مطلع شدم و همان موقع به نشریه «یالثارات» به سبب چاپ آن‌ها گلایه كردم و آن نشریه نیز گلایه مرا چاپ كرد. چندی پیش هم این دخترم طی مقاله‌ای بر ضد جناب آقای هاشمی رفسنجانی، جناب آقای خاتمی، و جناب آقای مهدی کروبی و دیگران موضع گرفته بود كه آن را هم فرزندانم از من پنهان داشتند و پیامدی داشت كه قضیه مسكوت ماند. همان موقع نامه‌ای خطاب به آقای كروبی نوشتم ولی روزنامه ایشان {اعتماد ملی} آن را به ایشان نداد. در آن نامه نوشته بودم و در اینجا نیز می‌گویم قضاوت پیرامون عملكرد دولت‌های گذشته و كنونی و آینده را مردم فهیم و بیدار ایران اسلامی مورد نقض و ابرام قرار می‌دهند، و نیازی به امثال ما كه دور از وقایع هستیم، ندارد و برای یک زن باحجاب اسلامی {چادر} و از یک خانواده روحانی و مذهبی، ورود به این عرصه چندان تناسب ندارد و یا لااقل در دیدگاه من اگر غیر از دخترم هم بود این نظر را داشتم و دارم. بارها به فرزندانم گفته‌ام و سفارش اكید كرده‌ام كه راضی نیستم به هیچ وجه در امور سیاسی وارد جناح‌بندی‌ها شده و با طیفی یا كسی طرف شوند و از وی نام ببرند و در گفتار و رفتار و نوشتار بر ضد آن‌ها موضع‌گیری كنند چون با مشی من منافات دارد و از آن رنج می‌برم. به حمدالله عملكرد فرزندانم از ابتدای انقلاب اسلامی تاكنون نیز چنین بوده است؛ چه آن‌ها كه سوابق انقلابی و مبارزاتی و زندانی سیاسی پیش از انقلاب داشته‌اند و چه آن‌ها كه در فضای پاک انقلاب اسلامی نشو و نما یافته‌اند.»    دخترم احساس وظیفه می‌کند در برابر آنچه به اعتقاد وی انحراف از را ه امام است موضع‌گیری کند. علامه دوانی اضافه كرده بود: «اما این دخترم به واسطه احساسات فوق‌العاده و تعصب بسیار شدید كه به امام فقید و خط آن بزرگوار و رهنمودهای ایشان دارد، طوری است كه از حالت عادی هم فراتر رفته است، به گونه‌ای كه وقتی خبر ارتحال حضرت امام را شنید با شیون و فریاد غش كرد و نقش بر زمین شد و روانه بیمارستان گردید... او در سخنرانی‌ها و نوشته‌هایش روی همان احساسات شدید، به نظر خود احساس وظیفه می‌كند كه در برابر آنچه به اعتقاد وی خطر انحراف از راه امام و انقلاب است موضع‌ بگیرد و به دفاع از مظلومان برخیزد، آن هم با آن حال و هوایی كه دارد. به همین جهت با همه سفارشی كه به وی كرده و می‌كنم به راه خود ادامه می‌دهد و تحمل ترک آن را ندارد. تصور می‌كنم با شناختی كه از منش، خصوصیات و خلق و خوی پسندیده آقای غلامحسین الهام دارم، ایشان هم از این روش همسر خود راضی نباشد.»   به دخترم تذكر می‌دهم طوری نشود رابطه پدری و فرزندی ما قطع شود. علی دوانی محقق و پژوهشگر تاریخ در پایان مقاله خود به دخترش هشدار داد: «در خاتمه ضمن عذرخواهی از آقایان محترمی كه در مقالات دخترم مورد انتقاد قرار گرفته‌اند، به عنوان پدری كه بیش از بسیاری از كسان با بیان و قلم به انقلاب و خط امام خدمت كرده است، به دخترم تذكر می‌دهم از این گونه موضع‌گیری‌ها در گفتار و نوشتار خودداری نموده و طوری نشود كه خدای ناكرده رابطه پدری و فرزندی ما قطع شود.»  
علی دوانی با انتشار نامه‌ای در 21 شهریورماه 1385 در واکنش به نامه دخترش پیرامون سفر سیدحمد خاتمی، رئیس‌جمهور سابق، به آمریکا نوشت: «متأسفانه مقاله اخیر دخترم دستاویزی مناسب برای بدخواهان داخلی و خارجی دولت خدمتگذار جناب آقای دكتر احمدی‌نژاد و تخریب آن در شرایطی شده است كه این دولت به ویژه در عرصه سیاست خارجی می‌درخشد و امیدها در دل مسلمانان و مستضعفان جهان ایجاد كرده است.» وی در این مقاله نوشت: «در غیاب اینجانب كه در سفر مشهد مقدس بودم، مقاله‌ای به قلم دخترم خانم فاطمه رجبی پیرامون سفر جناب آقای خاتمی رئیس‌جمهوری سابق به آمریكا انتشار یافته است. از آنجا كه اینجانب مبتلا به كسالت‌های حاد هستم، فرزندانم این‌گونه اخبار را به ملاحظه حالم به من نمی‌دهند؛ لذا مقاله مزبور و بازتاب آن را از من كتمان كرده بودند. اخیراً به طور اتفاقی از آن باخبر شدم و به جهت كسالت نتوانستم آن را بخوانم فقط مضمون كلی آن را به من گفتند كه برای چندمین بار ناراحت شدم.»      فرزندانم، راضی نیستم به هیچ وجه در امور سیاسی وارد جناح‌بندی‌ها شوید.   علی دوانی در ادامه این نامه یادآور شده بود: «چند نكته را لازم به توضیح می‌دانم: دخترم در زمان ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی چند بار مقالاتی در انتقاد از عملكرد ایشان نوشته بود كه فقط یک بار آن را مطلع شدم و همان موقع به نشریه «یالثارات» به سبب چاپ آن‌ها گلایه كردم و آن نشریه نیز گلایه مرا چاپ كرد. چندی پیش هم این دخترم طی مقاله‌ای بر ضد جناب آقای هاشمی رفسنجانی، جناب آقای خاتمی، و جناب آقای مهدی کروبی و دیگران موضع گرفته بود كه آن را هم فرزندانم از من پنهان داشتند و پیامدی داشت كه قضیه مسكوت ماند. همان موقع نامه‌ای خطاب به آقای كروبی نوشتم ولی روزنامه ایشان {اعتماد ملی} آن را به ایشان نداد. در آن نامه نوشته بودم و در اینجا نیز می‌گویم قضاوت پیرامون عملكرد دولت‌های گذشته و كنونی و آینده را مردم فهیم و بیدار ایران اسلامی مورد نقض و ابرام قرار می‌دهند، و نیازی به امثال ما كه دور از وقایع هستیم، ندارد و برای یک زن باحجاب اسلامی {چادر} و از یک خانواده روحانی و مذهبی، ورود به این عرصه چندان تناسب ندارد و یا لااقل در دیدگاه من اگر غیر از دخترم هم بود این نظر را داشتم و دارم. بارها به فرزندانم گفته‌ام و سفارش اكید كرده‌ام كه راضی نیستم به هیچ وجه در امور سیاسی وارد جناح‌بندی‌ها شده و با طیفی یا كسی طرف شوند و از وی نام ببرند و در گفتار و رفتار و نوشتار بر ضد آن‌ها موضع‌گیری كنند چون با مشی من منافات دارد و از آن رنج می‌برم. به حمدالله عملكرد فرزندانم از ابتدای انقلاب اسلامی تاكنون نیز چنین بوده است؛ چه آن‌ها كه سوابق انقلابی و مبارزاتی و زندانی سیاسی پیش از انقلاب داشته‌اند و چه آن‌ها كه در فضای پاک انقلاب اسلامی نشو و نما یافته‌اند.»       دخترم احساس وظیفه می‌کند در برابر آنچه به اعتقاد وی انحراف از را ه امام است موضع‌گیری کند.  علامه دوانی اضافه كرده بود: «اما این دخترم به واسطه احساسات فوق‌العاده و تعصب بسیار شدید كه به امام فقید و خط آن بزرگوار و رهنمودهای ایشان دارد، طوری است كه از حالت عادی هم فراتر رفته است، به گونه‌ای كه وقتی خبر ارتحال حضرت امام را شنید با شیون و فریاد غش كرد و نقش بر زمین شد و روانه بیمارستان گردید... او در سخنرانی‌ها و نوشته‌هایش روی همان احساسات شدید، به نظر خود احساس وظیفه می‌كند كه در برابر آنچه به اعتقاد وی خطر انحراف از راه امام و انقلاب است موضع‌ بگیرد و به دفاع از مظلومان برخیزد، آن هم با آن حال و هوایی كه دارد. به همین جهت با همه سفارشی كه به وی كرده و می‌كنم به راه خود ادامه می‌دهد و تحمل ترک آن را ندارد. تصور می‌كنم با شناختی كه از منش، خصوصیات و خلق و خوی پسندیده آقای غلامحسین الهام دارم، ایشان هم از این روش همسر خود راضی نباشد.»        به دخترم تذكر می‌دهم طوری نشود رابطه پدری و فرزندی ما قطع شود.  علی دوانی محقق و پژوهشگر تاریخ در پایان مقاله خود به دخترش هشدار داد: «در خاتمه ضمن عذرخواهی از آقایان محترمی كه در مقالات دخترم مورد انتقاد قرار گرفته‌اند، به عنوان پدری كه بیش از بسیاری از كسان با بیان و قلم به انقلاب و خط امام خدمت كرده است، به دخترم تذكر می‌دهم از این گونه موضع‌گیری‌ها در گفتار و نوشتار خودداری نموده و طوری نشود كه خدای ناكرده رابطه پدری و فرزندی ما قطع شود.»   

محمدحسین دوانی خاطره‌ای از چند روز قبل از فوت علامه را اینگونه بیان کرد: «دارایی ایشان یک خانه و کتابخانه بود، علامه که در شامگاه روز عید غدیر سال 1385 به رحمت خدا رفت، عید قربان آن سال که 8 روز قبل بود، به خدمت ایشان رسیدیم، پدر گفت: "می‌خواهم کتابخانه را وقف امیرالمؤمنین کنم، چرا که من استفاده‌هایم را از این کتابخانه کردم و اکنون می‌خواهم وقف کنم،"-ایشان ارادت عجیبی به امیرالمؤمنین (ع) داشت که غیرقابل توصیف است- ما با تعجب گفتیم که این کتابخانه ابزار دست شما هست. باید توجه داشت که علامه تعلق خاطر به کتابخانه نداشت، ولی چون مراجعه‌های زیادی به کتابخانه داشت و ابزار علمی ایشان محسوب می‌شد حتی گاهی اوقات که ما نیز به برخی از کتاب‌های ایشان احتیاجی داشتیم، نمی‌گذاشتند از محل خارج کنیم و می‌گفت: "اگر ببرید یک دفعه من نیاز به همان کتاب پیدا می‌کنم و می‌خواهم، وقتی نباشد دچار مشکل می‌شوم." حالا ایشان که این مقدار به کتاب‌هایش حساس بود، آن وقت می‌گوید که می‌خواهم کتابخانه را وقف امیرالمؤمنین (ع) کنم. بعد هم تأکید کرد که جای مناسبی را برای اهدای کتابخانه در نظر بگیریم که طلبه‌ها و دانشجوها بتوانند از آن استفاده کنند... در نهایت کتابخانه در دانشکده علوم حدیث حضرت عبدالعظیم الحسنی (ع) با نام کتابخانه امیرالمؤمنین (ع) قرار گرفت.»  
محمدحسین دوانی خاطره‌ای از چند روز قبل از فوت علامه را اینگونه بیان کرد: «دارایی ایشان یک خانه و کتابخانه بود، علامه که در شامگاه روز عید غدیر سال 1385 به رحمت خدا رفت، عید قربان آن سال که 8 روز قبل بود، به خدمت ایشان رسیدیم، پدر گفت: "می‌خواهم کتابخانه را وقف امیرالمؤمنین کنم، چرا که من استفاده‌هایم را از این کتابخانه کردم و اکنون می‌خواهم وقف کنم،"-ایشان ارادت عجیبی به امیرالمؤمنین (ع) داشت که غیرقابل توصیف است- ما با تعجب گفتیم که این کتابخانه ابزار دست شما هست.   باید توجه داشت که علامه تعلق خاطر به کتابخانه نداشت، ولی چون مراجعه‌های زیادی به کتابخانه داشت و ابزار علمی ایشان محسوب می‌شد حتی گاهی اوقات که ما نیز به برخی از کتاب‌های ایشان احتیاجی داشتیم، نمی‌گذاشتند از محل خارج کنیم و می‌گفت: "اگر ببرید یک دفعه من نیاز به همان کتاب پیدا می‌کنم و می‌خواهم، وقتی نباشد دچار مشکل می‌شوم."   حالا ایشان که این مقدار به کتاب‌هایش حساس بود، آن وقت می‌گوید که می‌خواهم کتابخانه را وقف امیرالمؤمنین (ع) کنم. بعد هم تأکید کرد که جای مناسبی را برای اهدای کتابخانه در نظر بگیریم که طلبه‌ها و دانشجوها بتوانند از آن استفاده کنند... در نهایت کتابخانه در دانشکده علوم حدیث حضرت عبدالعظیم الحسنی (ع) با نام کتابخانه امیرالمؤمنین (ع) قرار گرفت.»    

مرحوم علی دوانی دانشمند و استاد تاریخ اسلام در شامگاه 18 دی‌ماه 1385 در آخرین ساعات روز عید غدیر خم در سن 77 سالگی دار فانی را وداع گفت و پیكرش در قم تشییع و در جوار حرم حضرت معصومه (س) در صحن عتیق به خاک سپرده شد. مرحوم علی دوانی درحالی‌که به تحریر آخرین اثر خود «دایرةالمعارف علوی» مشغول بود درگذشت. ایشان در طول عمر بابرکت خود بالغ بر 110 کتاب به یادگار گذاشت.   امانتی که امام علی (ع) تحویل گرفت. محمدحسین رجبی دوانی 19 دی‌ماه 1391 درباره روزهای آخر حیات علامه گفت: «یک روز آقای موثقی (که به پدرم بسیار علاقه داشت.) برای خداحافظی و عزیمت به عمره مفرده به منزل پدر آمد و با مرحوم ابوی خداحافظی کرد، بعدها خواهرم تعریف ‌کرد که آقای موثقی از مدینه تماس می‌گیرد و با پدرم صحبت می‌کند که من اینجا هستم، دیشب خواب دیدم که در مدینه هستم و برای زیارت قبر مطهر پیامبر اکرم (ص) آمدم که در حین زیارت دیدم، جمعیت زیادی تابوتی را آورده‌اند و دور حرم طواف می‌دهند، جلو رفتم و پرسیدم این تابوت برای چه کسی است؟ گفتند: مال علامه دوانی است، موثقی می‌گوید: من که در خواب تعجب کرده بودم، برگشتم گفتم: من تازه از پیش ایشان آمده‌ام. گفتند: نه. ایشان به رحمت خدا رفته است و تازه داریم، دور ضریح پیامبر(ص) تشییع می‌کنیم، بعد موثقی ادامه می‌دهد: دیدم یک آقایی با سیمای نورانی و هیبتی خاص جلو آمد و فرمود: این را تحویل ما بدهید، چون مال ماست و تحویل گرفت، پرسیدم (با بغض): شما کی هستید؟ گفت: امیرالمؤمنین(ع). خواهرم نقل می‌کرد که دیدم، پدر پشت تلفن گریه‌اش گرفت و گفت: دوباره بگویید تو را به خدا، عیناً همین را گفت، خواهرم می‌گفت: من نمی‌دانستم آن آقا چی می‌گوید، اما عکس‌العمل پدرم را که دیدم خیلی برایم جالب و تکان‌دهنده بود. بعد از آن علامه متوجه شده بود که باید یک ربطی بین فوت ایشان و امیرالمؤمنین(ع) باشد که در شامگاه عید غدیر اتفاق افتاد، بعد از رحلت ابوی که ما موثقی را دیدیم، از او پرسیدیم که ماجرا چه بوده است که گفت، من چنین خوابی را دیدم و برای حاج ‌آقا تعریف کردم.»  
مرحوم علی دوانی دانشمند و استاد تاریخ اسلام در شامگاه 18 دی‌ماه 1385 در آخرین ساعات روز عید غدیر خم در سن 77 سالگی دار فانی را وداع گفت و پیكرش در قم تشییع و در جوار حرم حضرت معصومه (س) در صحن عتیق به خاک سپرده شد. مرحوم علی دوانی درحالی‌که به تحریر آخرین اثر خود «دایرةالمعارف علوی» مشغول بود درگذشت. ایشان در طول عمر بابرکت خود بالغ بر 110 کتاب به یادگار گذاشت.     امانتی که امام علی (ع) تحویل گرفت.  محمدحسین رجبی دوانی 19 دی‌ماه 1391 درباره روزهای آخر حیات علامه گفت: «یک روز آقای موثقی (که به پدرم بسیار علاقه داشت.) برای خداحافظی و عزیمت به عمره مفرده به منزل پدر آمد و با مرحوم ابوی خداحافظی کرد، بعدها خواهرم تعریف ‌کرد که آقای موثقی از مدینه تماس می‌گیرد و با پدرم صحبت می‌کند که من اینجا هستم، دیشب خواب دیدم که در مدینه هستم و برای زیارت قبر مطهر پیامبر اکرم (ص) آمدم که در حین زیارت دیدم، جمعیت زیادی تابوتی را آورده‌اند و دور حرم طواف می‌دهند، جلو رفتم و پرسیدم این تابوت برای چه کسی است؟ گفتند: مال علامه دوانی است، موثقی می‌گوید: من که در خواب تعجب کرده بودم، برگشتم گفتم: من تازه از پیش ایشان آمده‌ام. گفتند: نه. ایشان به رحمت خدا رفته است و تازه داریم، دور ضریح پیامبر(ص) تشییع می‌کنیم، بعد موثقی ادامه می‌دهد: دیدم یک آقایی با سیمای نورانی و هیبتی خاص جلو آمد و فرمود: این را تحویل ما بدهید، چون مال ماست و تحویل گرفت، پرسیدم (با بغض): شما کی هستید؟ گفت: امیرالمؤمنین(ع).  خواهرم نقل می‌کرد که دیدم، پدر پشت تلفن گریه‌اش گرفت و گفت: دوباره بگویید تو را به خدا، عیناً همین را گفت، خواهرم می‌گفت: من نمی‌دانستم آن آقا چی می‌گوید، اما عکس‌العمل پدرم را که دیدم خیلی برایم جالب و تکان‌دهنده بود.  بعد از آن علامه متوجه شده بود که باید یک ربطی بین فوت ایشان و امیرالمؤمنین(ع) باشد که در شامگاه عید غدیر اتفاق افتاد، بعد از رحلت ابوی که ما موثقی را دیدیم، از او پرسیدیم که ماجرا چه بوده است که گفت، من چنین خوابی را دیدم و برای حاج ‌آقا تعریف کردم.»   

آثار قلمی‌  اصول‌ اعتقادی‌ و فروع‌ عملی‌ اسلام‌ امام‌ زمان‌ (ع‌) در گفتار دیگران‌ بحثی‌ درباره‌ی‌ پیامبر (ص‌) پیامبر اسلام‌ از نظر دانشمندان‌ شرق و غرب‌ پیشوایان‌ بزرگ‌ ما تاریخ‌ اسلامی‌ (از آغاز تا هجرت‌)، چاپ‌ نهم‌ نظری‌ اجمالی‌ به‌ جنگ‌های‌ صدر اسلام‌ سیمای‌ جوانان‌ در قرآن‌ کریم‌ و تاریخ‌ اسلام‌ جهانگردی‌ و جهانگردان‌ نامی‌ داستان‌های‌ اسلامی‌، 2 جلد داستان‌های‌ ما، جلد اول‌ دانشمندان‌ عامه‌ و مهدی‌ موعود (عج‌) زن‌ در قرآن‌ زندگانی‌ زعیم‌ بزرگ‌ عالم‌ تشیع‌، آیت‌الله بروجردی‌ سید رضی‌ مؤلف‌ نهج‌البلاغه‌ سیر اجتهاد در اسلام‌، (یادنامه‌ی‌ اولین‌ کنگره‌ی‌ نهج‌البلاغه‌) سیره‌ی‌ ائمه‌ی‌ طاهرین‌ (ع‌) شرح‌ حال‌ و آثار و افکار آیت‌الله بهبهانی‌ (از فقها و مراجع‌ ربع‌ قرن‌ گذشته‌) شرح‌ زندگانی‌ استاد کل‌ وحید بهبهانی شرح‌ زندگانی‌ جلال‌ الدین‌ دوانی‌ شعاع‌ وحی‌ بر فراز کوه‌ حرا شیعه‌ در اندونزی‌ مجموعه‌ مقالات‌ در موضوعات‌ گوناگون‌ (مجلات‌ و روزنامه‌های‌ دینی‌) محدث‌ نامی‌ حاج‌ شیخ‌ عباس‌ قمی‌ مفاخر اسلام‌ (یازده‌ جلد) موعودی‌ که‌ جهان‌ در انتظار اوست‌ نگاهی‌ کوتاه‌ به‌ زندگانی‌ پرافتخار سید رضی‌ مؤلف‌ نهج‌ البلاغه‌ هنر نویسندگی‌ خاطرات‌ من‌ از استاد شهید مطهری‌ امام‌ خمینی‌ (ره‌) در آئینه‌ی‌ خاطره‌ها راز نماز در نهج‌ البلاغه‌ آغاز وحی‌ و بعثت‌ پیامبر در تاریخ‌ و تفسیر طبری علما و مردان‌ نامی‌ بوسنی‌ و هرزگوین‌ سه فرقه‌ی‌ ضاله‌ و سرقت‌ آیات‌ و احادیث‌ محمد بن‌ جریر طبری‌ (بررسی‌ و نقد تاریخ‌ و تفسیر طبری‌) مشاهیر فقها و مراجع‌ تقلید شیعه‌ نهضت‌ دو ماهه‌ی‌ روحانیون‌ ایران‌ نهضت‌ روحانیون‌ ایران‌ (یازده جلد) هزاره‌ی‌ شیخ‌ طوسی‌   ترجمه‌ها آثار تمدن‌ اسلامی‌ در اسپانیا و پرتغال‌ اجتهاد در مقابل‌ نص‌، چاپ‌ هفتم‌ خاندان‌ آیت‌الله بروجردی تاریخ‌ فتوحات‌ مسلمانان‌ در اروپا، (سوئیس‌، ایتالیا و جزایر دریای‌ مدیترانه‌) صحنه‌های‌ تکان‌ دهنده‌ در تاریخ‌ اسلام‌ علی‌ (ع) چهره‌ی‌ درخشان‌ اسلام‌ فرقه‌ی‌ وهابی‌ و پاسخ‌ شبهات‌ آن‌ها فروغ‌ هدایت‌ مهدی‌ موعود (عج‌)، ترجمه‌ی‌ جلد سیزده‌ بحارالانوار علامه‌ مجلسی‌ علما و شعرای‌ بوسنی‌ و هرزگوین‌   تصحیح‌ و تحقیق‌ و تهذیب‌ تاریخ‌ قم‌ جامع‌ المسائل‌ در پیرامون‌ نهج‌ البلاغه‌ سیر حدیث‌ در اسلام‌ شاهراه‌ هدایت‌ شوق مهدی‌ (ع‌) فروغ‌ ایمان‌ مباحثی‌ در معارف‌ اسلامی‌ نگاهی‌ به‌ آثار فقهی‌ شیخ‌ طوسی‌ خاندان‌ علامه‌ مجلسی‌ مرآت‌ الاحوال‌ جهان‌ نما، جلد اول‌ و دوم‌  
آثار قلمی‌  اصول‌ اعتقادی‌ و فروع‌ عملی‌ اسلام‌ امام‌ زمان‌ (ع‌) در گفتار دیگران‌   بحثی‌ درباره‌ی‌ پیامبر (ص‌) پیامبر اسلام‌ از نظر دانشمندان‌ شرق و غرب‌  پیشوایان‌ بزرگ‌ ما  تاریخ‌ اسلامی‌ (از آغاز تا هجرت‌)، چاپ‌ نهم‌    نظری‌ اجمالی‌ به‌ جنگ‌های‌ صدر اسلام‌   سیمای‌ جوانان‌ در قرآن‌ کریم‌ و تاریخ‌ اسلام‌   جهانگردی‌ و جهانگردان‌ نامی‌    داستان‌های‌ اسلامی‌، 2 جلد  داستان‌های‌ ما، جلد اول‌    دانشمندان‌ عامه‌ و مهدی‌ موعود (عج‌)    زن‌ در قرآن‌    زندگانی‌ زعیم‌ بزرگ‌ عالم‌ تشیع‌، آیت‌الله بروجردی‌ سید رضی‌ مؤلف‌ نهج‌البلاغه‌ سیر اجتهاد در اسلام‌، (یادنامه‌ی‌ اولین‌ کنگره‌ی‌ نهج‌البلاغه‌) سیره‌ی‌ ائمه‌ی‌ طاهرین‌ (ع‌)    شرح‌ حال‌ و آثار و افکار آیت‌الله بهبهانی‌ (از فقها و مراجع‌ ربع‌ قرن‌ گذشته‌)  شرح‌ زندگانی‌ استاد کل‌ وحید بهبهانی    شرح‌ زندگانی‌ جلال‌ الدین‌ دوانی‌   شعاع‌ وحی‌ بر فراز کوه‌ حرا شیعه‌ در اندونزی‌   مجموعه‌ مقالات‌ در موضوعات‌ گوناگون‌ (مجلات‌ و روزنامه‌های‌ دینی‌)  محدث‌ نامی‌ حاج‌ شیخ‌ عباس‌ قمی‌    مفاخر اسلام‌ (یازده‌ جلد)   موعودی‌ که‌ جهان‌ در انتظار اوست‌   نگاهی‌ کوتاه‌ به‌ زندگانی‌ پرافتخار سید رضی‌ مؤلف‌ نهج‌ البلاغه‌    هنر نویسندگی‌   خاطرات‌ من‌ از استاد شهید مطهری‌    امام‌ خمینی‌ (ره‌) در آئینه‌ی‌ خاطره‌ها راز نماز در نهج‌ البلاغه‌   آغاز وحی‌ و بعثت‌ پیامبر در تاریخ‌ و تفسیر طبری علما و مردان‌ نامی‌ بوسنی‌ و هرزگوین‌   سه فرقه‌ی‌ ضاله‌ و سرقت‌ آیات‌ و احادیث‌    محمد بن‌ جریر طبری‌ (بررسی‌ و نقد تاریخ‌ و تفسیر طبری‌) مشاهیر فقها و مراجع‌ تقلید شیعه‌    نهضت‌ دو ماهه‌ی‌ روحانیون‌ ایران‌   نهضت‌ روحانیون‌ ایران‌ (یازده جلد)  هزاره‌ی‌ شیخ‌ طوسی‌     ترجمه‌ها    آثار تمدن‌ اسلامی‌ در اسپانیا و پرتغال‌ اجتهاد در مقابل‌ نص‌، چاپ‌ هفتم‌    خاندان‌ آیت‌الله بروجردی    تاریخ‌ فتوحات‌ مسلمانان‌ در اروپا، (سوئیس‌، ایتالیا و جزایر دریای‌ مدیترانه‌)   صحنه‌های‌ تکان‌ دهنده‌ در تاریخ‌ اسلام‌ علی‌ (ع) چهره‌ی‌ درخشان‌ اسلام‌ فرقه‌ی‌ وهابی‌ و پاسخ‌ شبهات‌ آن‌ها فروغ‌ هدایت‌    مهدی‌ موعود (عج‌)، ترجمه‌ی‌ جلد سیزده‌ بحارالانوار علامه‌ مجلسی‌    علما و شعرای‌ بوسنی‌ و هرزگوین‌     تصحیح‌ و تحقیق‌ و تهذیب‌    تاریخ‌ قم‌  جامع‌ المسائل‌  در پیرامون‌ نهج‌ البلاغه‌   سیر حدیث‌ در اسلام‌ شاهراه‌ هدایت‌  شوق مهدی‌ (ع‌)  فروغ‌ ایمان‌    مباحثی‌ در معارف‌ اسلامی‌   نگاهی‌ به‌ آثار فقهی‌ شیخ‌ طوسی‌    خاندان‌ علامه‌ مجلسی‌   مرآت‌ الاحوال‌ جهان‌ نما، جلد اول‌ و دوم‌    

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۶:۴۱:۳۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۲:۳۰

علامه علی دوانی

خلاصه زندگی نامه

 حجت‌الاسلام علی رجبی دوانی، محقق و پژوهشگر تاریخ اسلام که به دلیل تسلط بر حوزه‌های مختلفی از جمله تاریخ، دین، فرهنگ و حتی سیاست، پژوهش‌های مختلفی در این زمینه‌ها ارائه کرد. رشته اصلی فعالیت علمی علامه، شرح حال نگاری علما و دانشمندان شیعه بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع