جستجو در مطالب و اشخاص
قاضی نور الله در شهر شوشتر كه از آن به دارالمومنین یاد می كند و در خاندانی نورانی كه از آن به بهترین نسب نام می برد در تاریخ 956 ق (928 ش) از دامان مادری مومنه بنام فاطمه كه از خاندان سادات مرعشی به شمار می رفت چشم به جهان گشود. پدرش سید شریف الدین از علمای بزرگ و متبحر در علوم نقلی و عقلی عصر خود و از شاگردان شیخ فقیه سید شریف و دارای تالیف در زمینه های گوناگونی است. قاضی نورالله به هندوستان مهاجرت نمود و در آنجا بر طبق مذاهب پنجگانه تدریس می کرد اما همواره چه در قضاوت و چه در تدریس مذهب شیعه را با منطق خود ترجیح می داد. وی صاحب تألیفات بسیاری در حدود 140 اثر می باشد و سرانجام به دست مخالفانش و با توطئه آنها به دلیل شیعه بودن به شهادت رسید. قاضی نورالله در 18 جمادی الثانی سال 1019 ق (16 شهریور 989 ش) به شهادت رسید و در شهر آگره هندوستان به خاک سپرده شد. 

قاضی نور الله در شهر شوشتر كه از آن به دارالمومنین یاد می كند و در خاندانی نورانی كه از آن به بهترین نسب نام می برد در تاریخ 956 ق (928 ش) از دامان مادری مومنه بنام فاطمه كه از خاندان سادات مرعشی به شمار می رفت چشم به جهان گشود. پدرش سید شریف الدین از علمای بزرگ و متبحر در علوم نقلی و عقلی عصر خود و از شاگردان شیخ فقیه سید شریف و دارای تالیف در زمینه های گوناگونی است. قاضی نورالله به هندوستان مهاجرت نمود و در آنجا بر طبق مذاهب پنجگانه تدریس می کرد اما همواره چه در قضاوت و چه در تدریس مذهب شیعه را با منطق خود ترجیح می داد. وی صاحب تألیفات بسیاری در حدود 140 اثر می باشد و سرانجام به دست مخالفانش و با توطئه آنها به دلیل شیعه بودن به شهادت رسید. قاضی نورالله در 18 جمادی الثانی سال 1019 ق (16 شهریور 989 ش) به شهادت رسید و در شهر آگره هندوستان به خاک سپرده شد. 


قاضی نور الله شوشتری كه نسبتش به واسطه سلسله نورانی سادات مرعشی به امام زین العابدین علیه السلام می رسد فرزند شریف الدین بن ضیاء الدین نور الله بن محمد شاه، بن مبارز الدین بن الحسین جمال الدین بن نجم الدین ابی علی محمود... است. اجداد قاضی نور الله به نجم الدین محمود حسینی مرعشی آملی كه از آمل به شوشتر هجرت كرد، باز می گردد. قاضی نورالله در مجالس المومنین پیرامون زمینه علنی شدن تشیع در شوشتر را با حضور این سید جلیل القدر چنین می آورد: «تحقیق عقیده اهل خوزستان بر وجهی كه از دیگر كتب به نظر قاصر رسیده آن است كه در زمان امویه و عباسیه اكثر اهل خوزستان معتزلی بوده اند و در اوائل ماه ثامنه (قرن هشتم) سید اجل امیر نجم الدین محمود الحسینی المرعشی الاملی از دارالمومنین آمل به شوشتر آمد و دختر سید عزالدوله را كه نقیب سادات حسنی آن دیار بود در حباله نكاح خود در آورده و در آنجا اقامت فرمود و مردم آن دیار را هدایت و ارشاد فرمود. جمعی كه دلهای ایشان مستعد هدایت بود مستبصر گردیدند...» قاضی نورالله همواره به پیوند خود با این سلسله نورانی افتخار می كرد و در لابلای آثارش آن را به ظهور می رساند. 

قاضی نور الله شوشتری كه نسبتش به واسطه سلسله نورانی سادات مرعشی به امام زین العابدین علیه السلام می رسد فرزند شریف الدین بن ضیاء الدین نور الله بن محمد شاه، بن مبارز الدین بن الحسین جمال الدین بن نجم الدین ابی علی محمود... است. اجداد قاضی نور الله به نجم الدین محمود حسینی مرعشی آملی كه از آمل به شوشتر هجرت كرد، باز می گردد. قاضی نورالله در مجالس المومنین پیرامون زمینه علنی شدن تشیع در شوشتر را با حضور این سید جلیل القدر چنین می آورد: «تحقیق عقیده اهل خوزستان بر وجهی كه از دیگر كتب به نظر قاصر رسیده آن است كه در زمان امویه و عباسیه اكثر اهل خوزستان معتزلی بوده اند و در اوائل ماه ثامنه (قرن هشتم) سید اجل امیر نجم الدین محمود الحسینی المرعشی الاملی از دارالمومنین آمل به شوشتر آمد و دختر سید عزالدوله را كه نقیب سادات حسنی آن دیار بود در حباله نكاح خود در آورده و در آنجا اقامت فرمود و مردم آن دیار را هدایت و ارشاد فرمود. جمعی كه دلهای ایشان مستعد هدایت بود مستبصر گردیدند...» قاضی نورالله همواره به پیوند خود با این سلسله نورانی افتخار می كرد و در لابلای آثارش آن را به ظهور می رساند. 


قاضی نورالله شوشتری پنج فرزند داشت كه هر یك از آنان از نویسندگان، شاعران و علمای عصر خود به شمار می روند و دارای تألیفاتی هستند. نام آنها عبارت است از : علامه سید محمد یوسف علامه شریف الدین علامه علاء الملك سید ابوالمعالی سید علاء الدوله 

قاضی نورالله شوشتری پنج فرزند داشت كه هر یك از آنان از نویسندگان، شاعران و علمای عصر خود به شمار می روند و دارای تألیفاتی هستند. نام آنها عبارت است از : علامه سید محمد یوسف علامه شریف الدین علامه علاء الملك سید ابوالمعالی سید علاء الدوله 


سید نور الله مقدمات علوم از جمله فقه و اصول و کتب اربعه و کلام و ریاضیات را نزد پدر گرامیش در همان شوشتر فرا گرفت. از آنجا كه قاضی در آینده نه چندان دور در مباحثه و مناظره و نقد و رد مباحث معاندان و همچنین شوق شهادت گوی را از دیگر هم عصران خود ربود، شاید دو رباعی پدرش در خصوص این دو مسیر، سنگ پایه این دو راه را بنا نهاد. سپس در سال 979 ق (950 ش) برای کسب فیض بیشتر از اساتید متبحر به مشهد مقدس عزیمت کرد. قاضی نورالله در مشهد مقدس در درس علامه محقق مولا عبدالواحد شوشتری حاضر شد و بیشترین بهره علمی خویش را در زمینه های فقه، اصول، كلام و حدیث و تفسیر از او كسب نمود او از محضر مولا محمد ادیب قاری تستری، ادبیات عرب و تجوید قرآن كریم را فرا گرفت و در ادامه تحصیل از بزرگانی اجازه روایت كسب كرد. از آن میان می توان به مولا عبدالرشید شوشتری فرزند خواجه نورالدین طبیب (مولف كتاب مجالس الامامیه در اعتقادات) و همچنین مولا عبدالوحید تستری اشاره كرد. 

سید نور الله مقدمات علوم از جمله فقه و اصول و کتب اربعه و کلام و ریاضیات را نزد پدر گرامیش در همان شوشتر فرا گرفت. از آنجا كه قاضی در آینده نه چندان دور در مباحثه و مناظره و نقد و رد مباحث معاندان و همچنین شوق شهادت گوی را از دیگر هم عصران خود ربود، شاید دو رباعی پدرش در خصوص این دو مسیر، سنگ پایه این دو راه را بنا نهاد. سپس در سال 979 ق (950 ش) برای کسب فیض بیشتر از اساتید متبحر به مشهد مقدس عزیمت کرد. قاضی نورالله در مشهد مقدس در درس علامه محقق مولا عبدالواحد شوشتری حاضر شد و بیشترین بهره علمی خویش را در زمینه های فقه، اصول، كلام و حدیث و تفسیر از او كسب نمود او از محضر مولا محمد ادیب قاری تستری، ادبیات عرب و تجوید قرآن كریم را فرا گرفت و در ادامه تحصیل از بزرگانی اجازه روایت كسب كرد. از آن میان می توان به مولا عبدالرشید شوشتری فرزند خواجه نورالدین طبیب (مولف كتاب مجالس الامامیه در اعتقادات) و همچنین مولا عبدالوحید تستری اشاره كرد. 


قاضی در سال 993 ق (964 ش) روانه هند گشت و به قصد شهر آگره از شهرها و روستاهای دیگر گذشت. زمانی كه او به دیار هند گام نهاد هندوستان آرام ترین روزگار خود را در تاریخ سپری می كرد و شاید این آرامش به روحیه اكبر شاه باز می گشت كه در آن زمان بر آن سرزمین حكمرانی می كرد. اكبر شاه نوه بابر از نسل تیمور پسر همایون شاه در چهارده سالگی به سلطنت رسید و لیاقت و درایت خوبی از خود نشان داد و ممالك گجرات، بنگاله و كشمیر و سند را به تصرف خود در آورد و سلطنتی بزرگ تشكیل داد و شهرها و آبادیهای بی شماری را بنیان نهاد. اكبر شاه با اینكه علاقه زیادی به عمران و آبادی و عنایت خاصی به مسائل فلسفی داشت اما عقیده چندان محكمی نسبت به دین خاصی نداشت. همین نگرش اكبر شاه به دین موجب گشته بود كه اكبر شاه به فكر ارائه دینی مشترك از كل ادیان افتاده و سپس هندوستان محل زندگی ملحدین گردد. قاضی نور الله شوشتری به هنگام ورود به آگره، نزد ابوالفتح مسیح الدین گیلانی طبیب حاذق ایرانی و شاعر بزرگ رفت. مسیح الدین گیلانی بعد از فراگیری علوم و فنون در سال 983 ق، وارد هندوستان شده بود و به خاطر قابلیت و استعداد خویش در زمره مقربان اكبر شاه در آمد. قاضی نورالله پس از ورود به هندوستان به خاطر اینکه تقیه کرده باشد، فقه را بنابر نظر مذاهب پنجگانه شیعه و حنفیه و مالکیه و حنبلیه و شافعیه تدریس می کرد و از میان اقوال، قول مذهب شیعه امامیه را ترجیح می داد. 

قاضی در سال 993 ق (964 ش) روانه هند گشت و به قصد شهر آگره از شهرها و روستاهای دیگر گذشت. زمانی كه او به دیار هند گام نهاد هندوستان آرام ترین روزگار خود را در تاریخ سپری می كرد و شاید این آرامش به روحیه اكبر شاه باز می گشت كه در آن زمان بر آن سرزمین حكمرانی می كرد. اكبر شاه نوه بابر از نسل تیمور پسر همایون شاه در چهارده سالگی به سلطنت رسید و لیاقت و درایت خوبی از خود نشان داد و ممالك گجرات، بنگاله و كشمیر و سند را به تصرف خود در آورد و سلطنتی بزرگ تشكیل داد و شهرها و آبادیهای بی شماری را بنیان نهاد. اكبر شاه با اینكه علاقه زیادی به عمران و آبادی و عنایت خاصی به مسائل فلسفی داشت اما عقیده چندان محكمی نسبت به دین خاصی نداشت. همین نگرش اكبر شاه به دین موجب گشته بود كه اكبر شاه به فكر ارائه دینی مشترك از كل ادیان افتاده و سپس هندوستان محل زندگی ملحدین گردد. قاضی نور الله شوشتری به هنگام ورود به آگره، نزد ابوالفتح مسیح الدین گیلانی طبیب حاذق ایرانی و شاعر بزرگ رفت. مسیح الدین گیلانی بعد از فراگیری علوم و فنون در سال 983 ق، وارد هندوستان شده بود و به خاطر قابلیت و استعداد خویش در زمره مقربان اكبر شاه در آمد. قاضی نورالله پس از ورود به هندوستان به خاطر اینکه تقیه کرده باشد، فقه را بنابر نظر مذاهب پنجگانه شیعه و حنفیه و مالکیه و حنبلیه و شافعیه تدریس می کرد و از میان اقوال، قول مذهب شیعه امامیه را ترجیح می داد. 


قاضی نور الله شوشتری گرچه شیعه مذهب بود ولی با تقیه ای که انجام داد در هندوستان یکی از افراد مقرب سلطان اکبر شاه واقع شده و مقام قضاوت و افتاء به او واگذار شد. قاضی نور الله در ابتدا از قبول این منصب امتناع نمود ولی سلطان اصرار کرد، لذا قاضی نور الله به شرط اینکه در مرافعات بنابر اجتهاد خودش و به شرط اینکه موافق یکی از مذاهب چهارگانه باشد، حکم کند، قبول کرد. عدالت قاضی نورالله بیان روآوری قاضی به پذیرش دستگاه قضا و نحوه عدالت گستری او از زبان یكی از علمای اهل سنت هم عصر وی نمایانگر عظمت او در چشم همگان حتی معاندان است. عبدالقادر بدوانی در منتخب التواریخ می نویسد: «اگر چه شیعی مذهب است، اما بسیار به صفت نصفت و عدالت و نیك نفسی و حیا و تقوا و عفاف و اوصاف اشراف موصوف است و به علم و حلم و جودت فهم و حدت طبع و صفای قریحه و ذكاء مشهور است. صاحب تصانیف لایقه است. توقیعی بر تفسیر مهمل شیخ فیضی نوشته كه از خیر تعریف و تصنیف بیرون است و طبع نظمی دارد و اشعار دلنشین می گوید. به وسیله حكیم ابوالفتح به ملازمت پادشاهی پیوست و زمانی كه موكب منصور به لاهور رسید و شیخ معین قاضی لاهور را در وقت ملازمت از ضعف پیری و فتور در قوا، سقطه در دربار واقع شد، رحم بر ضعف او آورده، فرمودند كه شیخ از كار مانده، بنابراین قاضی نورالله به آن عهده منصوب و منسوب گردید و الحق مفتیان ماجن و محتسبان حیال محتال لاهور را كه به معلم الملكوت سبق می دهند، خوش به ضبط در آورده و راه رشوت را برایشان بسته و در پوست پسته گنجانیده چنانچه فوق آن متصور نیست.» 

قاضی نور الله شوشتری گرچه شیعه مذهب بود ولی با تقیه ای که انجام داد در هندوستان یکی از افراد مقرب سلطان اکبر شاه واقع شده و مقام قضاوت و افتاء به او واگذار شد. قاضی نور الله در ابتدا از قبول این منصب امتناع نمود ولی سلطان اصرار کرد، لذا قاضی نور الله به شرط اینکه در مرافعات بنابر اجتهاد خودش و به شرط اینکه موافق یکی از مذاهب چهارگانه باشد، حکم کند، قبول کرد. عدالت قاضی نورالله بیان روآوری قاضی به پذیرش دستگاه قضا و نحوه عدالت گستری او از زبان یكی از علمای اهل سنت هم عصر وی نمایانگر عظمت او در چشم همگان حتی معاندان است. عبدالقادر بدوانی در منتخب التواریخ می نویسد: «اگر چه شیعی مذهب است، اما بسیار به صفت نصفت و عدالت و نیك نفسی و حیا و تقوا و عفاف و اوصاف اشراف موصوف است و به علم و حلم و جودت فهم و حدت طبع و صفای قریحه و ذكاء مشهور است. صاحب تصانیف لایقه است. توقیعی بر تفسیر مهمل شیخ فیضی نوشته كه از خیر تعریف و تصنیف بیرون است و طبع نظمی دارد و اشعار دلنشین می گوید. به وسیله حكیم ابوالفتح به ملازمت پادشاهی پیوست و زمانی كه موكب منصور به لاهور رسید و شیخ معین قاضی لاهور را در وقت ملازمت از ضعف پیری و فتور در قوا، سقطه در دربار واقع شد، رحم بر ضعف او آورده، فرمودند كه شیخ از كار مانده، بنابراین قاضی نورالله به آن عهده منصوب و منسوب گردید و الحق مفتیان ماجن و محتسبان حیال محتال لاهور را كه به معلم الملكوت سبق می دهند، خوش به ضبط در آورده و راه رشوت را برایشان بسته و در پوست پسته گنجانیده چنانچه فوق آن متصور نیست.» 


قاضی نورالله در سایه سار تقیه نه تنها به منصب قضا دست یافت؛ بلكه توانست كتب ارزشمندی را به جامعه شیعی تحویل دهد. اما از آنجا كه خود در نامه ای می نویسد: فقیر نام خود را در تصانیف ننوشته تا قریة الی الله باشد و ایضا هرگز به كسی از مخالفان اظهار نكرده كه آن تصانیف از فقیر است. در شمار كتب ایشان اختلاف نظر است، ولی آیت الله مرعشی نجفی در مقدمه كتاب احقاق الحق، تصنیفات این بزرگ مرد عرصه سیاست و نگارش را 140 كتاب ذكر می كند.برخی از آنها عبارتند از: احقاق الحق در اثبات تشیع مجالس المومنین الصوارم المهرقه در جواب الصواعق المحرقه اجوبه مسائل السید حسن الغزنوی الزام النواصب فی الرد علی میرزا مخدوم الشریفی القام الحجر در رد ابن حجر بحر الغزیر فی تقدیر ماءالکثیر بحر الغدیر فی اثبات تواتر حدیث الغدیر تفسیر القرآن کتابی در تفسیر آیه رویا تحفه العقول حل العقول حاشیه بر شرح الکافیه جامی حاشیه بر حاشیه چلپی حاشیه بر مطول تفتازانی حاشیه بر رجال کشی حاشیه بر تهذیب الاحکام شیخ طوسی حاشیه بر کنز العرفان فاضل مقداد حاشیه بر تهذیب المنطق دوانی حاشیه بر شرح قواعد العقاید حاشیه بر شرح مواقف در علم کلام دیوان القصائد دیوان الشعر دافعه الشقاق الذکر الابقی رساله لطیفه رساله ای در تفسیر آیه انما المشرکون نجس رساله ای در امر العصمه رساله ای در تجدید وضو رساله ای نجاسه الخمر  و بسیاری تالیفات دیگر  

قاضی نورالله در سایه سار تقیه نه تنها به منصب قضا دست یافت؛ بلكه توانست كتب ارزشمندی را به جامعه شیعی تحویل دهد. اما از آنجا كه خود در نامه ای می نویسد: فقیر نام خود را در تصانیف ننوشته تا قریة الی الله باشد و ایضا هرگز به كسی از مخالفان اظهار نكرده كه آن تصانیف از فقیر است. در شمار كتب ایشان اختلاف نظر است، ولی آیت الله مرعشی نجفی در مقدمه كتاب احقاق الحق، تصنیفات این بزرگ مرد عرصه سیاست و نگارش را 140 كتاب ذكر می كند.برخی از آنها عبارتند از: احقاق الحق در اثبات تشیع مجالس المومنین الصوارم المهرقه در جواب الصواعق المحرقه اجوبه مسائل السید حسن الغزنوی الزام النواصب فی الرد علی میرزا مخدوم الشریفی القام الحجر در رد ابن حجر بحر الغزیر فی تقدیر ماءالکثیر بحر الغدیر فی اثبات تواتر حدیث الغدیر تفسیر القرآن کتابی در تفسیر آیه رویا تحفه العقول حل العقول حاشیه بر شرح الکافیه جامی حاشیه بر حاشیه چلپی حاشیه بر مطول تفتازانی حاشیه بر رجال کشی حاشیه بر تهذیب الاحکام شیخ طوسی حاشیه بر کنز العرفان فاضل مقداد حاشیه بر تهذیب المنطق دوانی حاشیه بر شرح قواعد العقاید حاشیه بر شرح مواقف در علم کلام دیوان القصائد دیوان الشعر دافعه الشقاق الذکر الابقی رساله لطیفه رساله ای در تفسیر آیه انما المشرکون نجس رساله ای در امر العصمه رساله ای در تجدید وضو رساله ای نجاسه الخمر  و بسیاری تالیفات دیگر  


از میان كتب قاضی نورالله شوشتری چهار كتاب او از جایگاه ویژه ای برخوردار است: احقاق الحق: که قاضی نورالله در این کتاب با بیان منطقی و مستدل کتاب ابطال الباطل فضل بن روزبهان را پاسخ گفته است و در بطلان دیدگاه وی به کتابهای خود اهل سنت استشهاد نموده است. كلماتش حاكی از تبحر علمی اوست و آن را در رد كتاب ابطال الباطل قاضی فضل بن روزبهان اصفهانی عامی نوشته است. كتاب قاضی فضل در رد كتاب نهج الحق و كشف الصدق علامه حلی تالیف شده است. قاضی نورالله در این اثر با بیان منطقی و زیبا و رسا كتاب فضل بن روزبهان را پاسخ گفته است و در بطلان دیدگاه وی به كتابهای خود اهل سنت استشهاد نموده است. مجالس المومنین: این اثر احوال جماعتی از علما، حكما، ادبا، عرفا، شعرا و رجال متقدم و راویانی است كه به اعتقاد قاضی نورالله همگی شیعه مذهب اند. افزون بر اینها در بر دارنده حكایات و قصه ها و روایات آنها، همچنین گذری به شهرها و احوالات ایشان است. این اثر احوال جماعتی از علما، حکما، ادبا، عرفا، شعرا و رجال متقدم و راویانی است که به اعتقاد قاضی نورالله همگی شیعه مذهب اند. الصوارم المهرقه در جواب الصواعق المحرقه و كتاب مصائب النواصب: از آنجا كه شیخ حر عاملی در امل الامل خود این دو كتاب اخیر را در كنار احقاق الحق و كتب دیگر نام می برد بیانگر این مطلب است كه این كتابهای مهم قاضی در همان عصر صفویه در جهان اسلام شهرت داشته است. 

از میان كتب قاضی نورالله شوشتری چهار كتاب او از جایگاه ویژه ای برخوردار است: احقاق الحق: که قاضی نورالله در این کتاب با بیان منطقی و مستدل کتاب ابطال الباطل فضل بن روزبهان را پاسخ گفته است و در بطلان دیدگاه وی به کتابهای خود اهل سنت استشهاد نموده است. كلماتش حاكی از تبحر علمی اوست و آن را در رد كتاب ابطال الباطل قاضی فضل بن روزبهان اصفهانی عامی نوشته است. كتاب قاضی فضل در رد كتاب نهج الحق و كشف الصدق علامه حلی تالیف شده است. قاضی نورالله در این اثر با بیان منطقی و زیبا و رسا كتاب فضل بن روزبهان را پاسخ گفته است و در بطلان دیدگاه وی به كتابهای خود اهل سنت استشهاد نموده است. مجالس المومنین: این اثر احوال جماعتی از علما، حكما، ادبا، عرفا، شعرا و رجال متقدم و راویانی است كه به اعتقاد قاضی نورالله همگی شیعه مذهب اند. افزون بر اینها در بر دارنده حكایات و قصه ها و روایات آنها، همچنین گذری به شهرها و احوالات ایشان است. این اثر احوال جماعتی از علما، حکما، ادبا، عرفا، شعرا و رجال متقدم و راویانی است که به اعتقاد قاضی نورالله همگی شیعه مذهب اند. الصوارم المهرقه در جواب الصواعق المحرقه و كتاب مصائب النواصب: از آنجا كه شیخ حر عاملی در امل الامل خود این دو كتاب اخیر را در كنار احقاق الحق و كتب دیگر نام می برد بیانگر این مطلب است كه این كتابهای مهم قاضی در همان عصر صفویه در جهان اسلام شهرت داشته است. 


كتمان مذهب از یك سو، قدرت و تسلط وی بر مبانی فقهی و كلامی مذاهب از سوی دیگر در كنار آوازه زهد و پارسایی او طلاب و فرق و مذاهب گوناگون را به پای درس وی می كشاند. قاضی فقه را بر مبنای مذاهب پنجگانه شیعه، حنفیه، مالكیه، حنبلیه و شافیعه برای طلاب هر مذهب تدریس می نمود و در خاتمه و بیان اقوال، نظر شیعه را با ظرافتی خاص بر كرسی می نشاند. جو ضد شیعی و رابطه مخفیانه شاگردان شیعی مذهب و همچنین تقیه قاضی نورالله موجب گشت كه غیر از چند تن كه آن هم برخی از فرزندان قاضی بوده اند نام شاگردان دیگر وی در تاریخ به ثبت نرسد و تنها نام این بزرگان در دفتر باقی بماند. علامه شیخ محمد هروی خراسانی علامه مولا محمد علی كشمیری سید جمال الدین عبدالله مشهدی 

كتمان مذهب از یك سو، قدرت و تسلط وی بر مبانی فقهی و كلامی مذاهب از سوی دیگر در كنار آوازه زهد و پارسایی او طلاب و فرق و مذاهب گوناگون را به پای درس وی می كشاند. قاضی فقه را بر مبنای مذاهب پنجگانه شیعه، حنفیه، مالكیه، حنبلیه و شافیعه برای طلاب هر مذهب تدریس می نمود و در خاتمه و بیان اقوال، نظر شیعه را با ظرافتی خاص بر كرسی می نشاند. جو ضد شیعی و رابطه مخفیانه شاگردان شیعی مذهب و همچنین تقیه قاضی نورالله موجب گشت كه غیر از چند تن كه آن هم برخی از فرزندان قاضی بوده اند نام شاگردان دیگر وی در تاریخ به ثبت نرسد و تنها نام این بزرگان در دفتر باقی بماند. علامه شیخ محمد هروی خراسانی علامه مولا محمد علی كشمیری سید جمال الدین عبدالله مشهدی 


قاضی نورالله همچون پدرش و پسرش علاءالملك و عمویش سید میر حبیب الله و نوه هایش سید محمد شریف و سید ابوالحسن مرعشی شاعر بود. وی تخلصش به نوری است و دیوانی دارد كه بیانگر قریحه ذاتی اوست. نقد و رد در شعر قاضی نورالله، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. قاضی به هر دو زبان عربی و فارسی شعر می سرود. این غزل از شعرهای اوست: عشق تو نهالی است كه خواری ثمر اوست من خاری از آن بادیه ام كاین شجر اوست بر مانده عشق اگر روزه گشایی هشدار كه صد گونه بلا ماحضر اوست وه كاین شب هجران تو بر ما چه دراز است گویی كه مگر صبح قیامت سحر اوست فرهاد صفت این همه جان كندن (نوری) در كوه ملامت به هوای كمر اوست 

قاضی نورالله همچون پدرش و پسرش علاءالملك و عمویش سید میر حبیب الله و نوه هایش سید محمد شریف و سید ابوالحسن مرعشی شاعر بود. وی تخلصش به نوری است و دیوانی دارد كه بیانگر قریحه ذاتی اوست. نقد و رد در شعر قاضی نورالله، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. قاضی به هر دو زبان عربی و فارسی شعر می سرود. این غزل از شعرهای اوست: عشق تو نهالی است كه خواری ثمر اوست من خاری از آن بادیه ام كاین شجر اوست بر مانده عشق اگر روزه گشایی هشدار كه صد گونه بلا ماحضر اوست وه كاین شب هجران تو بر ما چه دراز است گویی كه مگر صبح قیامت سحر اوست فرهاد صفت این همه جان كندن (نوری) در كوه ملامت به هوای كمر اوست 


قاضی نورالله، که مروج و مدافع مذهب تشیع بود، در اواخر عمر پر بركت خود كاسه صبر را لبریز دید. وی در مجالس المومنین در بیان احوال مومن طاق (از یاران امام صادق علیه السلام) به این نكته چنین اشاره می كند: «در مختار كشی از مفضل بن عمر روایت می كند كه او گفت: حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مرا گفتند كه نزد من مومن طاق رو و او را امر كن كه با مخالفان مناظره نكند. پس به در خانه او آمدم و چون از كنار بام سر كشید به او گفتم كه حضرت امام تو را امر می فرماید كه با اغیار سخن نكنی گفت: می ترسم كه با صبر نتوانم كرد. مولف گوید كه این بیچاره مسكین نیز مدتی به بلای صبر گرفتار بودم و با اغیار، تقیه و مدارا می نمودم و از بی صبری كه از آن می ترسیدم به آن رسیدم و از عین بی صبری این كتاب را در سلك تقریر كشیدم. اكنون از جوشش بی اختیار به جناب پروردگار پناه می برم و همین كتاب را شفیع خود می آورم.» نحوه شهادت بعد از مرگ اکبر شاه، فرزندش سلطان جهانگیرشاه به منصب حکومت رسید که فردی متعصب و بی نشان بود. محدث قمی نحوه شهادت او را چنین می آورد: "... قاضی نورالله مشغول به قضاوت و همچنین نویسندگی در خفاء بود تا اینكه سلطان اكبر از دنیا رفت و جهانگیر شاه بر تخت نشست. علمای دربار و مقرب در صدد فتنه و بر انگیختن شاه بر علیه قاضی برآمدند و نزد او به سعایت پرداختند، كه قاضی شیعه است و خود را ملزم به مذاهب امامیه تطبیق می كند. جهانگیر شاه بیان آنان را برای اثبات تشیع قاضی كامل ندانست و گفت: این دلیل كامل نیست چرا كه او از اول قضاوت را به شرط اجتهاد خود پذیرفته است. آنان به حیله دیگری دست زدند شخصی را وا داشتند تا به عنوان شاگرد نزد قاضی رفت و آمد كند و خود را شیعه معرفی كند. وی پس از رفت و آمد بسیار و جلب اطمینان قاضی، به نوشته های وی از جمله مجالس المومنین پی برد و درخواست آن نمود. وی كتاب را از قاضی گرفت و از آن نسخه ای برداشت و نزد علمای دربار برد. آنان نیز این كتاب را به عنوان سند تشیع قاضی نورالله به جهانگیر شاه عرضه كردند و به سلطان گفتند كه او در كتابش چنین و چنان گفته است و استحقاق اجرای حد دارد. جهانگیر شاه گفت: حدش چیست؟ آنان گفتند: ضربه زدن با شلاق... شاه كار را بر آنان واگذار كرد و آنان بلافاصله حد را اجرا كردند. قاضی نور الله در 18 جمادی الثانی سال 1019 ق (16 شهریور 989 ش) در حالی كه حدود هفتاد سال عمر داشت، در زیر شلاق به شهادت رسید. می گویند بر بدن قاضی نورالله با چوب خاردار آنچنان زدند كه بدنش قطعه قطعه شد. در قولی دیگر آمده است: پس از آنکه که علمای اهل سنت نزد سلطان جهانگیر جمع شدند و خواستاراجرای حد و قتل قاضی نورالله شدند، سلطان دستور داد لباسهای شهید قاضی سید نورالله شوشتری را درآوردند و با شلاق بر بدن مبارکش زدند تا اینکه گوشت بدن شریفش کنده شد و به شهادت رسید. بدن مطهرش در همان شهر آگره هندوستان به خاک سپرده شد. امروز مزار او در آگره هندوستان زیارتگاه هزاران هزار مسلمان شبه جزیره است. 

قاضی نورالله، که مروج و مدافع مذهب تشیع بود، در اواخر عمر پر بركت خود كاسه صبر را لبریز دید. وی در مجالس المومنین در بیان احوال مومن طاق (از یاران امام صادق علیه السلام) به این نكته چنین اشاره می كند: «در مختار كشی از مفضل بن عمر روایت می كند كه او گفت: حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مرا گفتند كه نزد من مومن طاق رو و او را امر كن كه با مخالفان مناظره نكند. پس به در خانه او آمدم و چون از كنار بام سر كشید به او گفتم كه حضرت امام تو را امر می فرماید كه با اغیار سخن نكنی گفت: می ترسم كه با صبر نتوانم كرد. مولف گوید كه این بیچاره مسكین نیز مدتی به بلای صبر گرفتار بودم و با اغیار، تقیه و مدارا می نمودم و از بی صبری كه از آن می ترسیدم به آن رسیدم و از عین بی صبری این كتاب را در سلك تقریر كشیدم. اكنون از جوشش بی اختیار به جناب پروردگار پناه می برم و همین كتاب را شفیع خود می آورم.» نحوه شهادت بعد از مرگ اکبر شاه، فرزندش سلطان جهانگیرشاه به منصب حکومت رسید که فردی متعصب و بی نشان بود. محدث قمی نحوه شهادت او را چنین می آورد: "... قاضی نورالله مشغول به قضاوت و همچنین نویسندگی در خفاء بود تا اینكه سلطان اكبر از دنیا رفت و جهانگیر شاه بر تخت نشست. علمای دربار و مقرب در صدد فتنه و بر انگیختن شاه بر علیه قاضی برآمدند و نزد او به سعایت پرداختند، كه قاضی شیعه است و خود را ملزم به مذاهب امامیه تطبیق می كند. جهانگیر شاه بیان آنان را برای اثبات تشیع قاضی كامل ندانست و گفت: این دلیل كامل نیست چرا كه او از اول قضاوت را به شرط اجتهاد خود پذیرفته است. آنان به حیله دیگری دست زدند شخصی را وا داشتند تا به عنوان شاگرد نزد قاضی رفت و آمد كند و خود را شیعه معرفی كند. وی پس از رفت و آمد بسیار و جلب اطمینان قاضی، به نوشته های وی از جمله مجالس المومنین پی برد و درخواست آن نمود. وی كتاب را از قاضی گرفت و از آن نسخه ای برداشت و نزد علمای دربار برد. آنان نیز این كتاب را به عنوان سند تشیع قاضی نورالله به جهانگیر شاه عرضه كردند و به سلطان گفتند كه او در كتابش چنین و چنان گفته است و استحقاق اجرای حد دارد. جهانگیر شاه گفت: حدش چیست؟ آنان گفتند: ضربه زدن با شلاق... شاه كار را بر آنان واگذار كرد و آنان بلافاصله حد را اجرا كردند. قاضی نور الله در 18 جمادی الثانی سال 1019 ق (16 شهریور 989 ش) در حالی كه حدود هفتاد سال عمر داشت، در زیر شلاق به شهادت رسید. می گویند بر بدن قاضی نورالله با چوب خاردار آنچنان زدند كه بدنش قطعه قطعه شد. در قولی دیگر آمده است: پس از آنکه که علمای اهل سنت نزد سلطان جهانگیر جمع شدند و خواستاراجرای حد و قتل قاضی نورالله شدند، سلطان دستور داد لباسهای شهید قاضی سید نورالله شوشتری را درآوردند و با شلاق بر بدن مبارکش زدند تا اینکه گوشت بدن شریفش کنده شد و به شهادت رسید. بدن مطهرش در همان شهر آگره هندوستان به خاک سپرده شد. امروز مزار او در آگره هندوستان زیارتگاه هزاران هزار مسلمان شبه جزیره است. 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۷:۰۸:۰۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۴:۰۲

قاضی نورالله شوشتری

خلاصه زندگی نامه

 شهید قاضی نورالله شوشتری، از علمای شیعی قرن دهم و یازدهم هجری که به هندوستان هجرت کرد و عمری را با تقیه در مورد مذهبش در راه تدریس علوم دینی در آن دیار گذراند و در همان دیار به دست معاندان شهید شد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع